تیوال نمایش بیگانه
S3 : 18:38:17
  ۳۰ اردیبهشت تا ۱۸ تیر ۱۳۹۵
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: آلبر کامو
: مسعود دلخواه
: رحیم نوروزی، حسین سحرخیز، سیاوش چراغی پور، علی زرینی، حمیدرضا هدایتی، ناصر عاشوری، محمد رضا ترابی، هومن رستگار، افسون دلخواه، سارا نجفی، صادق حیدری، محمد مهدی شاهی، آریا توسلی، حمیدرضا نقره دوست، شفق خانی، علی دولت یاری و شیوا بیرانوند

: علی صادقی خواه
: فاطمه زعفرانی
: سارا اسکندری
: رضا قانعی، مهسا مشعشعی
: فاطمه علی حسینی
: فرشید ترابی
: علی دولتیاری، ابوالفضل قادری، داریوش بابایی
: امیر پارساییان مهر
: مینا صفار
: گروه هنر مدرن
: مجید نیک نفس
: گروه هنری سینه راما(cinerama)شماره رزرو و هماهنگی: ٠۹۳۸۴۲۵۷۱٠۹

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

سبک:
درام

گزارش تصویری تیوال از نمایش بیگانه (سری دوم) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش بیگانه (سری نخست) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش بیگانه (سری دوم) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش بیگانه (سری نخست) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» یادداشت فردوس حاجیان درباره نمایش «بیگانه»

» یادداشت دکتر افشار بر نمایش بیگانه

» یادداشت رضا ثروتی بر نمایش بیگانه

» «بیگانه» برای دومین بار تمدید شد

» یادداشت نصراله قادری و دکتر اسدی بر نمایش بیگانه

» استقبال مخاطبان «بیگانه» را دو اجرایی کرد

» نقدی بر نمایش «بیگانه» به کارگردانی مسعود دلخواه

» بیگانه دلخواه مروجِ همزیستی مسالمت‌آمیز و خوانش پست‌مدرن

» بیگانه و تعلیق‌هایش

» پرتاب شدن بیننده «بیگانه» به زمان حال مورسو توسط موسیقی

» استقبال هنرمندان و مخاطبان از تئاتر «بیگانه» ادامه دارد

» دکتر دلخواه اتفاقی بزرگ را رقم زد

» درایت دکتر دلخواه از «بیگانه» کامو تئاتری خوب ساخت

» یادداشتی از حمیدرضا نعیمی بر نمایش بیگانه

» نرگس آبیار از نمایش «بیگانه» گفت

» «بیگانه» و پیچیدگی به قاعده‌اش

» پاریس تمام قد به احترام «بیگانه» دلخواه می‌ایستد

» لوریس چکناواریان: یک‌بار دیگر هم به تماشای «بیگانه» می‌نشینم

» حمایت از تئاتر دانشگاهی به سبک بیگانه

» ساربان: واقعا «تئاتر» دیدم

» تخفیف بلیت‌های نمایش «بیگانه» به‌مناسبت نیمه شعبان

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بیگانه‌ای روی صحنه
نقد بیگانه؛ به کارگردانی مسعود دلخواه
نوشته‌ای از نوشین مهران و قاسم نجاری

«چقد شلوغه... همه‌ی اینا اومدن منو ببین؟» این سخنان آغازین مورسوی دلخواه است. مورسویی که شاید پس از سال‌ها به بهترین شکل ممکن روی صحنه زنده شده باشد، اما جایش آنجا نیست. مورسو روی صحنه بیگانه‌ای است که جایگاهش اشتباه گرفته شده. بیرون کشیدن او از متن رمان به صحنه‌ی تئاتر، به ما نشان می‌دهد که چرا نباید بیگانه‌ی آلبر کامو به صحنه کشیده شود.
مورسو قرار است شخصیت محوری نمایش «بیگانه» باشد. اما شخصیت محوری کیست و مهم‌ترین کاربردش چیست؟ آنچه کاراکتر را به شخصیت محوری نمایش تبدیل می‌کند عنصر ستیز است که کنش شخصیت نیز حول محور آن شکل می‌گیرد. کنش، بیرونی کردن آن ستیز درونی است. مورسو ضدقهرمان رمان اگزیستانسیالیستی کامو است. حال، اما مورسوی نمایش ... دیدن ادامه » «بیگانه» در موقعیتی دراماتیک اما کاملاً تحمیلی قرار گرفته. چرا که نمایش نیاز به کنشی بیرونی دارد و این کنش بیرونی، ستیز درونی مورسو را می‌طلبد. آنچه که مورسوی کامو تعمداً از آن بی‌بهره است. قرار نیست داشته باشد.
مورسو، شخصیت رمان بیگانه، در برهه‌ای از تاریخ فلسفه‌ی کامو شکل می‌گیرد که آن‌قدر حواشی و مسئولیت‌های بشری دور سر انسان می‌چرخد که او از زیر بار آن‌ها رفتن شانه خالی می‌کند. انفعالی را می‌طلبد تا خودش را در برابر این حوادث بیمه کرده و به زندگی ادامه دهد. ویژگی بارز این شخصیت کناره‌گیری از هرگونه تضاد با جامعه و حتی با خود است. نویسنده عمداً او را کناره‌گیر می‌آفریند تا به ما نشان دهد بی‌خیالی مطلق در قبال همه چیز یعنی چه. حال آنکه در نمایش بیگانه شاهد شمایلی قهرمان گونه از مرسوییم. آنچنان که بازیگر این نقش، رحیم نوروزی، سعی می‌کند از آن بگریزد اما نوع دیالوگ‌هایی که بیان می‌کند و آن سکوت‌های طولانی‌اش نمی‌گذارد مورسو تصویری انسانی و به دور از قهرمان پروری داشته باشد. شاید مورسوی کامو بهترین نوع ضدقهرمان منفعل ادبیات باشد اما قطعاً کسی نیست که به کار تئاتر بیاید.
شخصیت اصلی از رمان بیرون کشیده شده و ناگهان خود را در صحنه‌ی تئاتر می‌یابد. صحنه‌ای که ستیز لازمه‌ی آن است. پس اقتباس کننده سعی می‌کند چیزی از بیرون وارد کند تا جای این ستیزها را بگیرد. او با هوشمندی سعی کرده این عنصر را در شخصیت‌های فرعی کار بگذارد؛ وکیل در همان صحنه‌های اول به زبان گویای مورسو تبدیل می‌شود از او دفاع کرده و حتی سعی می‌کند در دهان او جواب بگذارد. او به مورسو می‌گوید که این را اعلام کند که موقع دفن مادرش سعی کرده احساساتش را کنترل کند و الی آخر. در کنار وکیل، شخصیت‌هایی چون امانوئل و ماری و سلست و دیگران سعی می‌کنند مدام همان دفاعیات را از مورسو اعلام کنند. در مقابلشان دادستان و مدیر خانه سالمندان و حتی کشیش می‌ایستند که موج اتهامات را به مورسو وارد می‌کنند. سؤال اصلی اینجاست که اگر قرار است همه در این ستیز جعلی از مورسو دفاع کنند جز خودش، او هنوز هم بیگانه است؟ آیا این تمهید تحمیلی کاراکتر محوری را کمرنگ و بیگانه را به قهرمانی ترحم برانگیز تبدیل نمی‌کند؟ و مگر همین ترحمِ مخاطب بر ضد فلسفه‌ی متن مورد اقتباس نیست؟ بیگانه‌ی دلخواه، مورسویی را به نمایش می‌گذارد که نه تنها ترحم هیئت‌منصفه (ما تماشاگران) را برمی‌انگیزد، بلکه کاموی زنده‌ی نمایش را با سکوتش وادار به زمین انداختن قلم می‌کند. کامویی که کاملاً بر خلاف تصویر واقعی‌اش، خالی از هرگونه شور زندگی و کنش‌مندی به نمایش گذارده شده. بگذریم که آن دکلاماسیون‌های وکیل و آن فریادهای بی‌دلیل دادستان آن‌قدر بد در آمده‌اند که بیشتر جنبه‌ی کمیک به شخصیت‌ها می‌دهند و همین، خود باعث بالا بردن هر چه بیشتر شخصیت مورسو و شمایل سازی قهرمان گونه از وی می‌شود.
اگر سطور بالا را اشکالات ریزی بدانیم که در جای‌جای اثر پراکنده شده، در کلیت اشتباهی بزرگ‌تر از دلخواه و تیمش سر زده است. سؤالی مطرح می‌شود که لازمه‌ی اقتباس از یک اثر چیست؟ اقتباس کننده چه افقی از هم-زمانی در اثر مورد اقتباس می‌بیند که آن را نیازمند بازتعریف می‌شمرد؟ منحصراً برای نمایش «بیگانه» هیچ نگاهی به جامعه‌ی معاصرمان و هیچ دلیل منطقی‌ای برای اقتباس از بیگانه‌ی کامو دیده نمی‌شود. آن هم چنین اقتباسی که تا حدودی به آرمان نویسنده‌ی اصلی اثر پشت می‌کند و فقط پشت می‌کند! هیچ حرف تازه، هیچ نگاه تازه‌ای به اثر آلبر کامو نیست. تنها نکته‌ی منطقی‌ این وسط همان چیزی است که روی پوستر اثر نوشته شده: «اثر مشهور آلبر کامو». این اجرا فلسفه‌ی وجودی خودش را فقط از طریق شهرت و محبوبیت اثر کامو در ایران تبیین می‌کند و لا غیر.
با این حال، حداقل لازمه‌ی اقتباس داشتن دیدی جدید به مسئله‌ای قدیمی است. این را می‌توانیم از اقتباس‌های به جا و درست تاریخ ادبیات نمایشی بفهمیم. نویسنده‌هایی مثل یوجین اونیل یا ژان آنوی با اقتباس از آثار آن‌ها را گامی به جلوتر می‌بردند و با شرایط جامعه‌شان پیوند می‌دادند. اما در مورد این نمایش نمی‌توان هیچ پیوندی با جامعه دید و همین تک نکته می‌تواند دلیل وجود اثر را زیر سؤال ببرد. مسئله‌ی دیگر این است که آیا وقتی اقتباسی انجام می‌شود، متن مرجع اقتباس پذیر است؟ باید فکر کرد «بیگانه» ای که اساسش بر انفعال شخصیت اصلی آن است، آیا می‌تواند روی صحنه تئاتر جایی برای جولان داشته باشد؟ برای این سؤال کافی بود نگاهی به اقتباس‌های سینمایی و صحنه‌ای بیگانه انداخت تا متوجه شد که هیچ اقتباس موفقی از آن صورت نگرفته، چون دراماتیزه کردن بیگانه، مساوی است با کشتن آن. از آن طرف نگاه کنید که آلبر کامو خود نمایشنامه‌نویسی کار بلدی است که اگر خودش لازم می‌دید این اثر را در قالب نمایشنامه می‌نوشت.
حوالی نمایش «بیگانه» مسئله‌ی دراماتورژی نیز مطرح شده است. می‌گویند بیگانه اثری است که دراماتورژی قوی‌ای دارد. این یک شوخی است. هیچ اثری از دراماتورژی در ثانیه‌ای از اجرای این نمایش دیده نمی‌شود. ما با واو به واوِ رمان بیگانه طرفیم. آیا دراماتورژی این است که ما اسم یکی از شخصیت‌ها که رز است را سمیه بگذاریم؟ یا این است که وقتی بیماری جذامی بر تابوت مادر مورسو – که از قضا مسیحی است- می‌آید، دعای «اللهم انی اسئلکَ ...» بخواند؟ اثری که رد پای بسیار کمی از فضای جامعه در آن به چشم می‌خورد و هیچ دیدگاه جدیدی برای عرضه ندارد نمی‌تواند برچسب‌هایی مثل «دراماتورژی» و امثالهم را دوام بیاورد چرا که اطلاق چنین برچسب‌هایی اندک شرافت اثر را به باد می‌دهد.
نمایش «بیگانه» مصورسازی لحظه‌به‌لحظه‌ی رمان کامو است با اندک تغییراتی برای هر چه بیشتر دراماتیک کردن اثر. اجرایی است از لحاظ بازیگری و کارگردانی آبرومند و شسته رفته. اما این تصویرسازی هیچ چیز جدیدی برای عرضه کردن ندارد. جای شک نیست که از اجراهای هم‌زمان خودش بهتر است و حداقل احساس «تئاتر دیدن» دارد، اما همه‌ی این‌ها به مانند تزئینات و جواهراتی بر سر و گردنِ هیچ است! «بیگانه» با همه‌ی این اوصاف ارزش دیدن دارد چون حداقل شرافت اثر نمایشی را حفظ کرده و به شعور تماشاگر خود توهین نمی‌کند و خلسه‌های مورسویی و آفتاب و دریای الجزیره را به خوبی رو صحنه آورده، اما فراموش نکنیم که جای «بیگانه» آن بالا، روی صحنه نیست. به قول آراز بارسقیان:‌این اثر از نوستالژی بچه‌های دهه پنجاه و شصت و آنارشی بچه‌های دهه 70 که هر یک خود را مورسویی می‌انگارند برای فروش بهتر نهایت استفاده کرده است.
پرند محمدی و مهدی حسین مردی این را خواندند
کیان، علی افشار و مهدی میر غیاثی این را دوست دارند
سپاس بسیار از شما و خانم نوشین مهران و آقای قاسم نجاری
امیدوارم شاهد حضور بیشتر شما و این دو دوست گرامی در تیوال باشیم و از شما عزیزان بیشتر بخوانیم.
لذت بردم از این مطلب با این اختلاف نظر که فکر می کنم اگر کامو بیگانه را رمان نوشت و نه نمایشنامه معنی ... دیدن ادامه » اش این نیست که نباید و نمی توان نمایشِ درستی از آن ساخت. بلکه فکر می کنم همانطور که در متن به نکات ارزنده ای اشاره شد کافی بود مورسو را درست دید و درست شناخت تا درست به نمایش گذاشت. در چهارسو خشت اول را معمار کج نهاده است و بنیادِ نظریِ اثر کج بالا رفته است اگر دلخواه مورسو را همان جایی که در رمانش هست: "در چهاردیواریِ زندانش" و در همان زمانِ رمان: "لحظاتی قبل از اتمامِ مرورِ خاطراتش و اعدام" می دید و اگر او دست از جمع آوریِ رأیِ برائت و بخشش برای مورسو بر می داشت و در عوض جهان را از نگاهِ مورسو پر از گوناگونیِ رنگ ها و پر از نوسانات دما و پر از وجودهای مقدم بر ماهیت نمایش می داد آنگاه فکر می کنم به مراتب می توانست اثر خود را به اثر کامو نزدیکتر کند.
۱۷ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساندامکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش روز یکشنبه ۱۳ تیر ماه ساعت ۱۸ و دوشنبه ۱۴ تیر ماه ساعت ۱۶ فراهم می شود.
فربد این را خواند
ر.ا
عرض سلام و وقت به خیر
برای دوشنبه یا سه شنبه چه طوری میتونم بلیط بخرم؟
از روی سایت اصلا نمیتونم یعنی سالن و صندلی ها رو نمایش میده ولی وقتی روی صندلی انتخابی کلیک میکنم دکمه اش غیر فعاله و چیزی اعمال نمیشه
۱۳ تیر ۱۳۹۵
درود بر شما
لطفا در ساعات اداری با پشتیبانی تیوال 66871897 تماس حاصل نمایید تا مشکل شما بررسی و حل گردد.
با سپاس
۱۳ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساندامکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند این نمایش تمدید و امکان خرید بلیت روزهای تازه فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رساند امکان خرید بلیت این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش فنی و خوبی بود، اما با وجود پایبندی سفت و سخت به متن رمان، «بیگانه» نبود. این نمایش، «بیگانه» را از یک تراژدی فلسفی تبدیل به یک ملودرام تراژیک و عاطفی می‌کند. بسیاری از چیزهایی که می‌خواستم بنویسم، در نظر آقای کیان آمده است. مخاطب، در نهایت به جای آن که به مورسو فکر کند، با او همدلی و همدردی می‌کند. از صحنه‌آرایی گرفته، تا موسیقی و بازی بازیگران، همه در خدمت خوانش دراماتیک آقای دلخواه از اثر هستند که الحق، این خوانش را هم خوب پیاده کرده‌اند. مهم‌ترین نمود این خوانش هم در رفتار مخاطبان پیدا بود. بسیاری از جملات و دیالوگ‌های رمان برای پررنگ‌تر کردن absurdity موقعیت انسان (ببخشید، هنوز ترجمه‌ی خوبی برای این واژه وجود ندارد) تبدیل به موقعیت‌های کمیکی شده بود که مخاطبان را به خنده وامی‌داشت. البته غیر از نگرش کارگردان، این نقد مخاطبان و در ... دیدن ادامه » سطح وسیع‌تر یک ساختار فکری را هم نشان می‌دهد؛ ساختاری که هنوز فکر کردن به انسان را، چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی، جدی نگرفته است. وقتی رفتار ما با کامو این‌طور است، قطعا نمی‌توان توقع خوانش‌های بهتری از تئاتر و ادبیات ابزورد داشت؛ خوانش‌هایی که صرفا به یک کمدی ختم می‌شود؛ کمدی‌ای که اصلا جدی نیست.
دوست عزیز خوشحالم که ماحصلِ زحماتِ استاد و یارانش را به تماشا نشستید و نظرات خود را به اشتراک گذاشتید و متشکرم از توجه ای که به عرایض بنده داشتید. از آنجا که در آثار و اقتباسهای آتی به بیگانه ای بیگانه تر چشم امید دوخته ام، اتفاقِ نظر با شما را فرخنده دانسته ... دیدن ادامه » و قدر می دانم.
مانا باشید.
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
« گشتالتِ معدوم؛ محصول دفنِ ایماژ میان انبوهِ دانه های شن »

دوچرخه سواری در حالیکه دو کیسۀ بزرگ روی شانه هایش بود، هنگام عبور از مرز توسط پلیس متوقف شد.
مرزبان از او پرسید: "توی کیسه ها چی داری؟"
مرد جواب داد: "شن"
پلیس مرزی که مشکوک شده بود، به مرد دستور داد کیسه ها برای بازرسی تخلیه بشوند و مرد یک شب در بازداشتگاه بماند ولی هرچه گشتند جز شن چیزی در کیسه ها پیدا نشد بنابرین فردای آن روز مجبور شدند کیسه ها را پر از شن کنند و به مرد بازپس دهند تا دوباره بر شانه هایش اندازد و سوار دوچرخه اش شود و به راهش ادامه دهد. هفتۀ بعد باز همان مرد درحالیکه دو کیسه روی شانه داشت در خط مرزی توقیف شد و همان سوأل و همان جواب و بازداشت و ادامۀ ماجرا...
این اتفاق برای چندین ماه هر هفته تکرار شد تا آنکه از یک روز به بعد خبری از مرد نبود و هرگز سمت مرز پیدایش نشد. ... دیدن ادامه » مدتی بعد مرزبان همان مرد را در شهر دید و به او گفت "هرچند که حتماً کلی به ما خندیده ای اما مطمئنم که در حال قاچاق بودی. حالا که کار از کار گذشته بگو چه چیز را از مرز رد می کردی؟"
مرد جواب داد: "دوچرخه"!

ضمن قدردانی از تلاشِ تمامی عوامل، من کارگردانِ صحنۀ چهارسو را مرزبانی دیدم که دانه های شن را زیر و رو می کند بی توجه به دوچرخه ای که متن بر آن سوار است و حسرت خوردم در شرایطی که استاد واو به واوِ رمانِ بیگانه را بارها مرور کرده اند، چطور بر اساس و پایۀ اثر در اولین جملۀ متن فائق نیامده و این مهم از چشمشان پوشیده مانده است که "امروز مادرم مرد. شاید هم دیروز، نمی دانم" دقیقاً بدین معناست که آلبر کامو مخاطبش را با یک ضد درام مواجه ساخته و هرگونه تلاشِ ابژکتیو جهتِ درگیر کردن حواسِ تماشاگر باید فقط در حدِ انگیزشِ خیال و به مثابهِ ایمپالسهایی در اندازه ای به ذهنِ او ارسال شود که فرصت و فراغت پدیدارشناسی از وی سلب نگردد برعکسِ آنچه حاصلِ طراحی صحنۀ چوبین نقش و رشته پرده ها و صدای پر از جلوه و جزئیاتِ غیرضروریِ فعلی ست که نه تنها کمکی به ایماژ جهان بیگانه نمی کند بلکه عامل مهمی در تمرکززدایی اوست.
مورد دیگری که بنظرم عدمِ یگانگی مخاطب با بیگانۀ آقای دلخواه را می توان در آن جست میزانسنی ست که تماشاگران را به مثابهِ هیئت منصفه بکار گرفته و دادستان که تنها شخصِ نافذ به دیوار چهارم است. در حالیکه شیوۀ نگارشِ رمان واگویه و مونولوگِ بی واسطۀ شخصیتِ اصلی با خواننده است تا مخاطب از نگاهِ بیگانه به جهانِ بیرون بنگرد و نه از جهانِ بیرون به بیگانه اینگونه که مسعود دلخواه آنرا به نمایش در آورده است. ضمن آنکه نقد قبلی نیز در اینجا صادق است و بازیگردانیِ پرسوناژها به همگراییِ مطلوب منجر نشده است و وزندهی و پراکندگیِ داستانکها لزوماً در تبلورِ مکنونات و حالات درونیِ شخصیتِ اصلی موفق عمل نمی نماید.
آسیبِ دیگر را در شخصیت شناسی و شخصیت پردازیِ مورسو می یابم. آنچه برخلافِ کاتارسیسِ رمان، در اینجا تماشاگر را نیز همچون قاضی و دادستان، ترغیب و تشویق به قضاوتِ بیگانه می کند و نه ادراکِ مواضعِ هستی شناسانه و یا همذاتپنداری با وی، چشمانِ مضطرب و دودو زنان، شانۀ افتاده و مغموم، و ظاهر مرعوب و منفعلِ مورسوی نمایش است در حالیکه مورسوی کامو از اضطراب و ترس تهی ست. در سه موقعیتِ مرگِ مادر، پیشنهادِ ازدواج و اقدام به قتل او نه تنها مبتلا به رخدادِ دراماتیک نمی شود بلکه حواسش کاملاً معطوف و متأثر از طبیعتِ آسمان و زمین و زن است و بر همین اساس معتقدم پرسوناژی که رحیم نوروزی ایفای نقش نموده هرگز به اثربخشی و صلابتی که باید، نرسیده است و در شبی که من اجرا را به نظاره نشستم، به گواهِ واکنشِ دلسوزانۀ چهارسونشینان ، ترحمی که اثرِ مسعود دلخواه برای بیگانۀ خودش جلب می کند هرگز هدفِ بیگانۀ کامو نیست که در مراسم اعدامش، حضورِ تماشاچیانِ بسیاری با فریادهای پر از کینه را آرزو داشت.
درود کیان عزیز
پس از نمایش وقتی با دوستان دراین باره گفتگو میکردیم منهم دقیقا نظر شمارا داشتم همان جمله ی نخست رمان که شالوده ی سایر اتفاقات را رقم میزند ...
و افسوس درنمایش نه تنها اشاره نمیشود بلکه در مسیر یک اتفاق ِنه چندان کلیدی از زبان مورسو اعلام ... دیدن ادامه » میشود
سایر نکاتی که اشاره کردید نیز بسیار دقیق و بجاست

۳۰ خرداد ۱۳۹۵
کاملا با شما موافقم
مورسوی بیگانه آقای دلخواه بیگانه نبود،چندگانه بود
در اجرایی که بنده دیدم واقعا بازیها مصنوعی و ضعیف و گاهی حتی آزار دهنده بود.
سپاس از شما
۰۵ تیر ۱۳۹۵
جناب مهپور عزیز سپاس از حضور و مشارکت شما
۱۰ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه پایانی این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امشب نمایش را دیدم و بسیار از کم لطفی بعضی کامنت ها متاثر شدم
این کتاب را من دو بار خواندم و از دیدن تاتر امشب بسیار لذت بردم چون با وجود خواندن ان همزمانی صحنه دادگاه و اتفاق ها بسیار به نظرم نکته جالبی امد و
به بیننده برای درک حس مورسو بسیار کمک میکرد .
به دوست داران کامو پیشنهاد میکنم که این تاتر رو از دست ندن و لذت دیدن یک تاتر خوب رو از خودشان دریغ نکنند
با سپاس بسیار از عوامل خوب این تاتر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتم... یک اثر بسیار زیبا و به فکر فرو برنده...
جدا از اینکه شاید تحسین اصلی باید از آن کامو باشه به خاطر خلق همچین اثری و چنین قصه ای، باید دست مریزاد گفت به دکتر دلخواه به خاطر کار سختی که انجام دادند و خوب هم از پسش براومدن و اون هم به نمایش درآوردن این رمان بود. که به نظر من بسیار زیبا هم به اجرا دراومد. تنها خرده ای که میتونم بگیرم ریتم کمی آهسته ی نمایش بود.

صحنه ی مورسو و کشیش در زندان بی نظیر بود. بازی ها و دیالوگ ها میخکوب می کرد.
استفاده از شبح کامو در صحنه هم ایده ی جالبی بود و باعث تقویت این ایده در ذهن می شد که شاید کامو به نوعی خودش رو روایت کرده در این داستان.
در کل تشکر فراوان ازجناب دلخواه، تمام بازیگرها و گروه اجرایی که سختی زیادی کشیدند و یک اثر به یاد ماندنی و ستودنی رو به اجرا رساندند.
غزاله کهن دل و پرند محمدی این را خواندند
مهدی حسین مردی و پرندیس این را دوست دارند
درود بر شما
منظورتون از شبح کامو در صحنه،همان مردی بود که در جایگاه شهود کت سفید یا خاکستری به تن کرده بود؟
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
بله در واقع نزدیک ترین حدسی که می شد زد این بود که اون نماد کامو بود، چون به شدت هم شبیه بود بهش.
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
بله اتفاقا با جناب رسولی در اینمورد صحبتی داشتیم کار جالبی بود :)
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت سانس های ویژه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به اگاهی می رساند این نمایش تمدید و امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
سلام امکان تمدید اجراها در تیر ماه هم وجود داره؟
۲۴ خرداد ۱۳۹۵
میشه لطفا ساعت باز شدن بلیطا رو اعلام کنید؟
۲۴ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مررررررسی آقای رحیم نوروزی عاااالی عالی من همیشه از دیدن بازی های تئاتر ایشون حقیقتا لذت میبردم و واقعا دارم فک میکنم آیا میشد کس دیگه ای جز ایشون نمایش رو بازی کنه و انقدر خوب از آب در بیاد . ممنون از هنرتون . خانمی که نقش مادر مورسو رو داشتن عااالی بودن به خصوص خوندنشون ما واقعا مسحور خوندنشون شده بودیم . من به سه تا از دوستانم بلیط این نمایش رو هدیه دادم و همگی لذت بردن . درسته که رمانش خیلی خیلی خیلی فوق العادست اما نمایش هم حقیقتا خوب بود . ممنون و خسته نباشید
رحیم نوروزى به زیبایی تونست تمام ویژگى هاى مورسو را نشان بده وفوق العاده بودن
نگرانی تشویش اضطراب گیجی وبی احساسی به بعضی موضوعات در صحنه های خاص بخوبی بی بیننده منتقل می شد
از آقای حسین سحرخیز انتظار بیشتری داشتم که در صحنه بازجویی مورسو که دو نفری ... دیدن ادامه » در صحنه بودند تونستند قدرت بازیگریشونو نشون بدند
۱۹ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاتر مسعود دلخواه "بیگانه "را دیدم.بیگانه ی آلبر کامو را میگویم...آقای دلخواه چرا انقدر وفاداری به داستان؟چرا خط به خطش؟شاید پاسخش ارادت ایشان به آلبر کاموی شهیر باشد...کسی چه میداند. اما چگونه داستانی چنین تاثیر گذار و زیبا را می شود به نمایشی تاثیرگذار تبدیل کرد؟...قطعن کار دشواری ست و مسعود دلخواه اینکار را به دشواری انجام داده است.ذهن تماشاگر بیگانه خوانده با آن تصورات بکر و زیبا از اثری ژرف و خواندنی با آن کلمات استخواندار و بدون تکرار در بهترین اثر آلبر کامو با آنهمه توصیف و ریز بینی در ادبیات زیبای این داستان را تغییر دادن و جذب نمایشی با میزانسن های خویش کردن کار سترگی ست.اصلن طرف بیگانه رفتن به نظر غیر ممکن بیاید اما قطعن وسوسه کننده است.بیگانه ی آقای دلخواه آن داستان دلچسب و تاثیر گذار کامو از آب در نیامده، اما قطعن مخاطب هم چنین ... دیدن ادامه » توقعی نداشته است زیرا ادبیات و تخیل کجا و مدیومی چون نمایش با امکانات و سالن محدود چارسو کجا ...نمایش بیگانه یک تاتر کلاسیک است با تکیه بر قصه و دیالوگ و بازیگر ،ریتم کند نمایش هر چقدر هم بخواهد به بیگانه بودن مورسو کمک کند باز کند است و کندی اش ملال آور است.تکرار ها چه در دیالوگ و چه در اکت ها اجرا را طولانی کرده است در حالیکه اثر میتوانست موجز تر اجرا شود .طراحی ی صحنه خوب است اما به نظر نامتحرک بودن آن برناپویایی اجرا اثر گذاشته است،حضور گیوتین که همچنین پنجره ای ست رو به سوی جهانی دیگر به عنوان نمادی برای مرگ و سرنوشت محتوم مورسو خوب انتخاب شده است.لحظه های درخشان، صحنه های دادگاه است و زمانی ست که مورسو می خواهد در برابر نور خورشید از خود دفاع کند،افکت های صوتی دقیق و به جاست و نقطه ی قوت کارند،صدای زیبای بازیگر مادر مورسو به نمایش جان میدهد و بازی های دادستان (حسین سحرخیز)و مورسو (رحیم نوروزی) زیبا و باورپذیرند...و در نهایت باید بگویم در واقع مسرت بخش است که بعد از مدتها شاهد نمایشی بر اساس یک رمان هستیم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در موزه های ایتالیا نوعی از پرده های نقاشی وجود دارد که سابقاً کشیش
ها آن ها را جلو صورت محکومین به مرگ می گرفتند تا آن ها نتوانند سکوی
مرگ را ببینند.
جهش در تمام معانی آن، عجله و فرار به طرف ابدیـت خدایی، ترک واقعیات روزانه با فکر و حواس کامل
همه این ها پرده های نقاشی هستند که جلو چشم ما می گیرند تا پوچ نبینیم. اما در ایـــن میان کسانی
وجود دارند که پرده ای جلو چشم آنها نیست و همه چیز را عریان می بینند.
با آن هاست که می خواهم صحبت کنم.
"کامو
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید





زنده می ماند یا نمی ماند
ازدواج می کرد یا نمی کرد
بدشانس بود یا خوش شانس
. . .
بود و نبود خیلی چیزها
اصلا برایش هیچ فرقی نداشت


او با تمام دنیا و مترسکهایش« بیگانه » بود


عکسی ... دیدن ادامه » متناسب با محتوای نمایش« بیگانه »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/lu0_biganeh.jpg





حس بسیار عجیبی در این تصویرست.
۱۳ خرداد ۱۳۹۵
ابرشیر، رفیق ارزش آفرینم، مرهون لطف شمایم اما این وصله ها به بنده نمی چسبد عزیز.
قلب عاشق و مهربانت را پاس می دارم.
۱۳ خرداد ۱۳۹۵
بچه ها واقعا ممنون
۱۴ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش در تاریخ ۱۳ خرداد ماه ساعت ۱۲ فراهم می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظرات رو که خوندم. تعجب کردم که بعضی از دوستان انقدر کم لطفن و با ذهنیتی تعصبی روی متن و نویسنده ی اصلی سراغ تماشای این اجرا میرن و در نتیجه ذهنی که درگیر این موضوع باشه با هر تلاش و هنری در رابطه با موضوع مورد تعصب با زاویه دید منصفانه مواجه نمیشه. اگر اجرایی بتونه حسی که باید رو به تماشاگر القا کنه حتما اجرای موفقی بوده به شرط اینکه با ذهنی باز و رها از تعصبات بریم سراغش. این موفقیت درست زمانی بیشتر به چشم میاد که حس و ارتباط ایجاد شده میون اجرا و تماشاگر بین کسی که رمان رو خونده قبلا و کسی که رمان رو نخونده و اولین تجربه ی برخوردش با بیگانه ی کامو هست، یکسان باشه.
درباره این نمایش گذشته از متن اثر که واقعا حرفی نمیشه روش زد و ثابت شده ست، در مورد اجرا باید بگم که اجرای خیلی خوبی بود و من بینهایت لذت بردم. آقای رحیم نوروزی بازهم شاهکار کردن، فکر نمیکنم ... دیدن ادامه » بازیگر دیگه ای با این ظرافت و مهارتی که ایشون نقش مورسو رو اجرا کردن، بتونه این نقش رو اجرا کنه. نور پردازی و موسیقی و افکت های صدا خیلی به تأثیرگذاری اثر کمک کرده، مخصوصا جاهایی که در ذهن مورسو هستیم و اون نوای تقریبا آزاردهنده و جیغ مانند ارتباط خوبی رو ببین مورسو و تماشاگر ایجاد میکنه. نورپردازی هم که خیلی خوب و متناسب با مضمون و محتوای اثر بود. اون چند ثانیه تاریکی مطلق صحنه و سالن هم همونطور که آقای اصغر همت هم اشاره کردن واقعا به آدم فرصت درنگ و تأمل میده و تماشاگر رو در دنیای تاریکی که مورسو به استقبالش رفت، وارد میکنه هرچند برای لحظاتی کوتاه.
بازیگران همگی خوب نقششون رو ایفا کردن و اثری رو ارائه دادن که تا مدتها در ذهنم باقی میمونه و زیاد ازش یاد خواهم کرد.
سپاسگزارم از آقای دلخواه و گروه خوبشون و خسته نباشید میگم بهشون.
نیلوفر قیصری، Elaheh Eli، محمدرضا رعنایی و معین این را خواندند
محمدرضا دانش، شیرین و نسترن این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی نمایشنامه ای جز متون شاهکار قرن باشه اجرای اون کار ساده ای نیست... چه برسه به اینکه رمانی شاهکار قرن باشه و بخواهی از آن نمایشنامه بسازی... در بروشوری که ابتدای نمایش هم توضیح میشه تیم اجراکننده اشاره به ریسکی که کرده می کنه و عنوان میکنه نمونه های ناموفق زیادی از بیگانه در کشورهای دیگه اجرا شده...
رحیم نوروزی خوب بازی کرد ولی به نظر من مورسو یه نفره و فقط در سطور بیگانه معنا داره و اینقدر این اثر کامل و شاهکاره که شاید هر اجرایی محکوم به اختلاف فاحش با بیگانه کامو بشه... و به نظر من این اجرا هم مروری و یادآوری از بیگانه کامو بود.... ولی مورسوی واقعی در سطور کاغذهای مکتوب بیگانه ماند...
امیدواریم روزی بیرون بیاید !!! ولی تشکر از تلاش آقای دلخواه و گروهش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید