تیوال نمایش بی صدایی
S2 : 02:53:11
  ۲۰ فروردین تا ۱۳ اردیبهشت
  ۲۰:۰۰
  ۵۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: سهیل امیرشریفی، آزاده شاهمیری
: آزاده شاهمیری
: شادی کرم رودی، آزاده شاهمیری
: فستیوال هنر بروکسل، فستیوال تئاتر اشپکتکل زوریخ

: سهیل امیرشریفی
: بهزاد دورانی، سجاد تابش، هدی حیدری، مریم رحیم وند

: علی کوزه گر
: مرضیه سیدصالحی
: ادیب قربانی
: حمید حمیدی
: روزبه کمالی
: مهدی چاکری
: ملیکا شکری
: صبا عمادآبادی
: شاهین دانشفر
: زروان روح بخشان
: استودیو پایان خوش
: امیر قالیچی
: نوید مهیمنیان، وحید الوندی فر
: هادی معنوی پور
: محسن خیرآبادی
: حسین قورچیان
: مهدی چاکری
: معصومه لاهیجی
: سیما جبارزادگان

اجراهای پیشین:
- فستیوال هنر بروکسل، بلژیک، اردیبهشت ٩٦
- بخش اصلی فستیوال تئاتر ادینبورو، اسکاتلند، مرداد ٩٦
- فستیوال تئاتر اشپکتکل زوریخ، شهریور ٩٦
- فستیوال تئاتر کرالا، هند، بهمن ٩٦
- تئاتر اوزین ژنو، فروردین ٩٧
اجرای آینده:
- فستیوال تئاتر فست وُخن، وین، خرداد ۹۸

در بهار ۱۴۴۱ نوا در گفت وگو با مادرش گذشته ای را که درست به خاطر نمی آید، از طریق تصاویر باقی مانده بازسازی می کند.
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش بی صدایی / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش بی صدایی | عکس نمایش بی صدایی | عکس

ویدیوهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بی صدایی ، بازیابی پژواک خفقان کبود عدالت بی ادّله جیغ در سلسله جبال اعصار بی تاریخ است
و محروم از ارث کردن جنین آینده از طالع منحوس مظلومیت بی عقوبت جبار سفاک

و چه خوووووووووووب که می شود درووووووووغ گفت

پ ن :
پی یس مذکور بعلت اوردوز روایی بی اَکت، نیااااااااااز به تنفس مصنوعی سِنس دارد
عاااالی :)))))
۱۲ خرداد
منت دار عنایت حضرتعالی
۱۳ خرداد
ما مخلصیم :)))))
۱۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راهی برای نامیرایی
نقد نمایش «بی­ صدایی»
نویسنده: سمانه استاد - کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران
منتشر شده در نشریه الکترونیکی آراد
نهم اردیبهشت

«آزاده شاهمیری» نمایشنامه بی صدایی را به سفارش فستیوال هنر بروکسل و فستیوال تئاتر اشپکتکل زوریخ به همراه «سهیل امیرشریفی» نوشته و آن را با بازی خودش و «شادی کرم رودی» بر روی صحنه سالن سایه، تئاتر شهر آورده است. شاهمیری پیش از اجرای عموم این نمایش در تهران، آن را در فستیوال هنر بروکسل، بخش اصلی فستیوال تئاتر ادینبورو، فستیوال تئاتر اشپکتکل زوریخ، فستیوال تئاتر کرالا و تئاتر اوزین ژنو به اجرا برده و پس از جرای عموم در تئاتر شهر قرار است آن را در خرداد ماه امسال در فستیوال تئاتر فِستوُخن وین نیز به صحنه ببرد.

شاهمیری در این نمایش، به زمان آینده سر زده و زمانِ حال را گذشته ­ی شخصیت­ هایش در نظرگرفته است. نمایش در سال ۱۴۴۱ می ­گذرد. نوا دختر جوانی است که دستگاهی را اختراع کرده و با کمک آن می ­تواند به صدای ذهن مادرش (یلدا) که در کما است دسترسی پیدا کند. او حتی پا را فراتر می­ گذارد و تصویری از مادرش را در سنین جوانی می­ سازد و با آن حرف می ­زند. نوا می­ خواهد راز قتل پدربزرگش را بداند و نیاز دارد مادرش مدارکی را که او به دست آورده تایید کند تا در دادگاه مجازی به آن رسیدگی شود.

او مرزِ میان واقعیت و خیال را زیر سوال می ­برد. چه چیزی وجود دارد و چه چیزی ساخته­ ی ذهن است؟ نمایش کارش را به خوبی انجام می ­دهد و مخاطب را در زمانی درست به چالش می­ کشد. او به ما می ­قبولاند که نوا واقعیتِ داستان است و مادرش، تصویری ساختگی توسط اوست. اما در میانه نمایش، زمانی که مشخص می ­شود برخی از تصاویری که نوا به مادرش نشان داده، ساختگی و جعلی است، ذهنِ مخاطب درگیر آنچه می ­بیند می­ شود و برایش این سوال پیش می­ آید که واقعیت کدام است؟ نوا یا یلدا؟!

یلدا در کما بوده و به خاطرات گذشته وصل است. بخشی از این خاطرات با فیلم­ هایی که او گرفته، به صورت مستند درآمده و حالا نوا می ­تواند با کمک آنها رازِ یک قتل را افشا کند؛ رازِ قتلی که پنجاه سال پیش اتفاق افتاده و مدت ­ها از زمانِ مرگ قاتل می ­گذرد. نوا نمی­ خواهد با اثبات قاتل بودن فردی که به او مظنون است، به پول، ثروت یا امتیازی برسد، او تنها می ­خواهد واقعیت را بداند؛ واقعیتِ قتل پدربزرگش را. نوا از کاری که می ­کند مطمئن است، اما یلدا روی مرز واقعیت و خیال قرار دارد؛ درست مانند مخاطب. ما هم مانند یلدا نمی ­دانیم واقعیت کدام است و خیال کدام. ما نیز مانند یلدا گم شده در صدایی هستیم که نوا آن را منتسب به پدربزرگش می­ داند.

«بی ­صدایی» صحنه ­ای مینیمال دارد. صحنه با پرده­ ی نمایش به دو بخش تقسیم شده است. در قسمت جلویی آن آکسسواری مبل مانند قرار دارد که نوا روی آن نشسته. قسمت پشتِ صحنه نیز، تصویری است که نوا از یلدا ساخته است. صحنه با همه­ ی مینیمال بودنش تمام و کمال در خدمت متن بوده و به خوبی می ­تواند فضای نمایش را به مخاطب منتقل کند. بازی ­های تقریبا خشک و عاری از احساسِ بازیگران نیز با فضای نمایش همخوان است. شاهمیری در این نمایش از بازی شادی کرم رودی استفاده کرده. کرم رودی که بیشتر با تصویرش در سینما شناخته می شود، بازیگری را با فیلم «ماهی و گربه» از «شهرام مکری» شروع کرد و با بازی در نقش زنی معتاد در فیلم «دارکوب» به محبوبیت رسید. او از پس اجرای نقش نوا به خوبی برآمده است. در بی صدایی، گویی با پیشرفت تکنولوژی احساسات آدم ها کمتر و کمتر می شود و نوا نیز با شنیدن صدای مادرش قرار نیست دچار هیجان شود. او دستگاه را ساخته تا به واقعیت پی ببرد، همین. واقعیتی که قرار نیست احساسات او را بر انگیزد، فقط قرار است مسئله ای حل نشده را حل کند. آزاده شاهمیری خود در نقش یلدا نیز بازی خوبی را ارائه داده. زنی که دخترش فقط توانسته تصویری از او بسازد که ثابت است و حرکتی ندارد. نوا نتوانسته هنوز تصویری از مادرش بسازد که بتواند تکان بخورد، راه برود و بدنش را حرکت بدهد و به قول یلدا، او عروسکی خیمه شب بازی است در دستان دخترش و تکنولوژی او.

شاهمیری ... دیدن ادامه » در نمایشِ بی­ صدایی از صدا حرف می ­زند، از صدایی که وقتی در کوه رها شده و انعکاس می ­یابد، پنج ثانیه خارج از بدن دوام می ­آورد. شاید در آن پنج ثانیه صاحبِ صدا دیگر وجود نداشته باشد، اما صدایش پنج ثانیه بیشتر از او عمر کرده است. ما نیستیم اما صدایمان در این دنیا مانده و حالا دستگاهی اختراع شده که می ­تواند این صدا را بگیرد و حتی به آن استناد کند. نمایش به نوعی مرگ را به چالش می ­کشد و راهی برای نامیرایی متصور می ­شود؛ نامیرایی از طریق صدا. صدایی که می ­شود پنجاه سال بعد آن را شنید و با آن ارتباط برقرار کرد. بی­ صدایی ناخودآگاه حواس مخاطب را جمع واژگان و صدایی می­ کند که از دهانش خارج می ­سازد، صدایی که شاید در آینده ­ای نه چندان دور ثابت شود تنها واقعیتی است که از ما باقی می ­ماند.

مرگ و نامیرایی مقولاتی مهم در زندگی و فلسفه هستند که در معرفی کتابِ «مرگ» مفصل به این موضوع پرداخته شده است. حال شاهمیری به شکلی دیگر مقوله ی نامیرایی را مطرح می کند. گویی تکنولوژی می تواند به نامیرا بودن کمک کند. تکنولوژی می تواند روشی پیدا کند تا چیزی از انسان در این دنیا بماند و بشود با کمک آن به واقعیت رسید. در حال حاضر انسان با مردنش واقعیت را با خود می برد و راز هایش را دفن می کند، رازهایی که با مُردن انسان هیچ وقت هیچ کس نمی تواند به آن پی ببرد. با مردن انسان مسائلی که تا آن زمان نشده اند، برای همیشه حل نشده باقی می مانند. اما شاهمیری در نمایشِ بی صدایی، نقبی به این موضوع می زند که شاید در آینده بتوان رازها را آشکار کرد. شاید چیزی از انسان در این دنیا باقی بماند که برای همیشه و مادام قابل استناد باشد. شاید راهی وجود داشته باشد که واقعیت ها رو شود و هیچ مسئله ای حل نشده باقی نماند.

نمایش بی صدایی نمایشی است که مخاطب را مجبور به تفکر می کند، اما تفکر را کامل نمی کند. شاهمیری موضوع جذاب و ایده ای خوب را مطرح می کند، تا بیش از دو سومِ نمایش نیز آن را خوب پرداخته است، اما در انتهای نمایش گویی راهی برای پاسخ به سوالاتی که مطرح کرده پیدا نکرده و ایده را رها می کند. مسئله پرونده ی پدربزرگ که در ابتدای نمایش و به محض وصل شدن ارتباط نوا و یلدا مطرح شد، حل نمی شود و به پایان نمی رسد. در کنار پرونده پدربزرگ، موضوعات دیگری هم مطرح می شود که شاخ و برگ اضافه نمایش است. موضوعاتی از جمله اینکه یلدا، نوا را در کودکی رها کرده و از او جدا شده است. این موضوع شاید به سردی این رابطه کمک کرده باشد اما در پیشبرد روال نمایش تاثیر چندانی ندارد. چه بسا که اگر این دو نفر رابطه ی بهتری با هم داشتند امکان حل شدن پرونده پدربزرگ هم بیشتر می بود. یا موضوع حاملگی نوا و اینکه او صدای جنین داخل شکمش را می شنود که خود البته پایان نمایش نیز هست.

نمایش بی صدایی نمایش مینیمال، ساده، قابل فهم و روان است. نمایشی که می تواند انسان را هم از پیشرفت تکنولوژی بترساند و هم او را به آن مشتاق کند؛ چرا که شاید تکنولوژی بتواند از ترس پایان پذیرفتن انسان با مرگ بکاهد.

امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تئاتر مینی مال
ایده داستان بسیار جذاب است و زمان اجرا خیلی کم...
گره داستان : کمکی به پیشبرد داستان نمی کنه.یعنی قتل پدر بزرگ...
به شخصه به نظرم یک کار فوق العاده یعنی ماشین زمان در تئاتر براساس یک گره غیر جذاب از بین می رود..
می تونم بگم واقعاً کار رو خراب کرده بود...
استفاده از تکنیک صفحه مجازی و ساختن مادر مجازی هم خیلی خوب بود ..
دکور و فضا سازی به کمک داستان می آید ولی به نظرم به جای یک تخت از چیز جالبتری می تونست استفاده کنه..
می تونست با فضا سازی بهتری 1441 شمسی رو تداعی کنه...// همانطور که اغاز خوبی بود بین رابطه بیمار و اختیارات بیمار و اینکه در یک رابطه برابر نیست...
ترجیح می دادم حول رابطه مادر و دختر بگردد تا یک داستان غیر جذاب به نام قتل پدر بزرگ...
جاهایی که مشتاقانه داستان را پیگیری می کنیم منقطع میشه...// مثل دیالوگ: مامان می دونم تو باید همه چیزو رها کنی همین طور که منو رها کردی... ولی ادامه دار نیست...
یا جایی که دختر میگه: تو ناراحت بودی، من ناخواسته بودم می خواستی منو بندازی... و حرفهای مادرشو باور نمی کنه
رابطه سرد دختر و البته گرم بودن مادر ( هم سن و سال های الان ماست) ناشی از یک مشکل بزرگ هست که جای سئوالی برای ما می گذاره...// در انتهای نمایش یک بازگشتی به رابطه با مادرش داره..
جایی که میگه جنین من تو سه ماهگی حرف می زنه میگه تاریکی.../// به مادرش یاداوری می کنه که من در دورانی می فهمم که ناخواسته بودم و تو منو می خواستی بندازی...

گریزی به فیلم (( TRUE MAN SHOW )) به نظرم یک فیلم خیلی وحشتناک است...// فیلمی که در ذهن ما می کارد این جهان شاید بازی دیگرانی باشد و تماشاچی هایی داریم که خصوصی ترین لحظات زندگی مان را می بینند..
پدرمان ... دیدن ادامه » را از ما دور می کنند.../// زنی را وارد زندگی ما می کنند عاشقمان می کنند بعد مجبور می شویم با زن دیگری ازدواج کنیم و همسرمان که نزدیک مان است و محرم اسرارمان یک جاسوس دیگران است...
و 1441 برا یما وحشتناک است..// جایی که هیچ چیز پاک نمی شود...// هر چیزی بازیابی می ود و شاید آبروی ما برود...///جای که صداهای مردگان 50 سال قبل ما را ازار می دهد و باید پاسخگوی مطالباتشان باشیم... // مادر خوشحال می شود که می تواند هنوز دروغ بگوید و این ذوق زدگی را در صدای شوکه و بهت زده اش می شه فهمید که یکی از بهترین دیالوگهای نمایش است...///
و این شاید اینده ما باشد در مقابل نسل بعدی ... البته اگر تا ان موقع دوام بیاوریم...
مادر خوشحال می شود با دخترش حرف می زند و دلش می خواهد با دخترش رابطه خوبی داشته باشد بهش پیشنهاد رقص می دهد..///دلش می خواهد دخترش بهش بگوید آمده ام با تو حرف بزنم ولی دختر می گوید به خاطر قتل پدرت می خواهم حرف بزنیم..// چهره مجازی مادرش ناراحت می شود و بعد می فهمد دخترش این کارو به خاطر مادرش انجام نمی ئدهد بلکه به خاطر خودش انجام می دهد... // گسست نسل ها... // رابطه ای سرد ...// آیا قرار است فرزاند مان با ما چنین کنند؟ یا نه ...// مشکل مادر و دختری است به خاطر رها کردن و ناخواسته بودن...
شخصاً ترجیح می دادم گره داستانی یک اتفاقی حول همین مشکل مادر و دختر می گذشت ...
تا بایک کار عالی روبرو شویم...// ولیکن این قدر ارام و سرد و بعضی از لحظات پر احساس ربات وار درونش بود که به شدت در خدمت داستان است و کم کم برای تماشاچی شخصیت پردازی می کند و گره گشایی می کند مهمترین نقطه قوت است...// جایی که 1441 شمسی را برای تماشاچی باور پذیر است..// روابطش و پیشرفتش و مهم تر بودن بچه ها و نفس وجودی یک ادم نسبت به پدر و مادرش...// و با مادر ارتباط برقرار می شود نه برای دیدار بلکه برای حل یک مشکل...// مشکلی که اول یک آدم را خلاص کند تا بچه اش هم خلاص شود... /// خلاصی از شر یک تکنولوژی ( تکنولوزی که باعث شنیدن صدای مرده و پاسخگویی به مطالباتش است..)) با یک تکنولوژی دیگر، گفتگو با زیست حیات نباتی ( با یک انسان به کما رفته) برای اقامه دعوا در 50 سال قبل..
.
خوب جای کار داشت می تونست تا 30 دقیقه به نمایش اضافه کنه و با خلاقیت یک اثر ماندگار بسازه...
بهرحال من این نمایش را پیشنهاد می کنم...

امیدوار در آینده منتظر کارهای خوب و عالی از گروه بازیگران و نویسندگی و کارگردانی و بقیه عوامل این مجموعه باشیم...



دقیقا موافقم. بالا و پایین رفتن تنش و از دست رفتن طناب داستان روی رابطه مادر و دختر به کرات وجود داشت و انسجام قصه رو گرفت.
انتظار داشتم قضیه قتل پدربزرگ بهانه ای برای دختر باشه که این ارتباط رو شکل بده. و از اوسط داستان دیگه رها بشه و مادر و دختر به کنکاش ... دیدن ادامه » روی رابطه خودشون مشغول بشند. اما بارها دختر کلام مادر رو قطع کرد و به پرونده قتل پرداخته شد که بنظرم بی مورد بود.
۱۰ اردیبهشت
خانم مقدم با سلام
بالاخره با حضرتعالی به یک (( دقیقاً)) رسیدیم.
این نشان می دهد که دانش تئاتری تان بطرز چشمگیری افزایش یافته است..
بهتان تبریک می گویم .
۱۱ اردیبهشت
مرسی آقای کیانی. امیدوارم..
۱۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی صدایی آرام آرام پژواک صدایش را به گوش می رساند.

ما با تئاتری مواجه ایم که در عین سادگی اش، گیراست. روایتش را با ضرب آهنگی حساب شده پیش می برد و مخاطبش را به آرامی با خودش همراه می کند. هیچ دیالوگی را از دست نمی دهیم، از سکونِ صحنه خسته نمی شویم و در نهایت به "بی صدایی" مان فکر می کنیم. همه آنچه از ذهنمان می گذرد ولی نمی توانیم اثباتش کنیم.

لذت بردم و تشکر می کنم.
Negin Fooladi، امیر مسعود و محمد حسن موسوی کیانی این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها صداست که می‌ماند
نویسنده: بهنام دارابی
منتشر شده در انتگره؛ رسانه مستقل مرور تئاتر
سی و یکم فروردین

تماشاگر، با نوای بیست‌وچندساله که نامش هم یادآور صداست به سفری در آینده می‌رود. آینده‌‌ای که شبیه فیلم‌های هالیوودی تاریک و خاکستری است. نوا در این آینده‌ی نه‌چندان دور وسیله‌ای اختراع کرده است که می‌توان با آن صداهای از دست رفته و صداهای ذهنی بقیه را به اختیار خودشان شنید. حالا این دستگاه را به مادرش که یک‌سال‌ونیم است در کما رفته وصل کرده است تا با او پرده از مرگ مشکوک پدرِ مادرش بردارد. از این‌جاست که روایت چند شاخه پیدا می‌کند؛ مثل این‌که آیا نوا واقعا دختر مادرش است؟ یا این‌که مادرش در زمان بارداری قصد سقط جنین داشته است؟ یا این‌که گوش سپردن به صدای ذهنی یک بیمارِ بی‌اختیار صحیح است؟ نیم بیشتر این خرده پیرنگ‌ها ره به ... دیدن ادامه » جایی نمی‌برند. تنها، هستند تا فضای روایی نمایشنامه یا شاید فضای عاطفی آن را پر کنند. حضورشان به‌گونه‌ای است که انگار خودشان هم از بلاتکلیفی خود آگاهند و پس از یک‌بار مطرح شدن محو می‌شوند. اما خوشبختانه خط اصلی روایت شمایل شکیل خود را در عین سادگی حفظ می‌کند. خط اصلی همان کشف جنایت است. منتهی نویسنده برای اتصال بخشی به بخش دیگر دست به دامان منطق‌هایی می‌شود که اوج بی‌منطقی را در ساختار نمایش رقم می‌زنند. مثل این‌که در بین صحبت‌های مادر- دختری ناگهان فضا شکسته می‌شود و نوا تماشاگران را قضات دادگاه خطاب می‌کند و به شرح مدارک تصویری موجود می‌پردازد. توجیهی برای این فاصله انداختن وجود ندارد مگر توضیح ویدیو‌هایی که بی‌مقدمه بر صحنه ظاهر می‌شوند. ویدیوها در واقع همان فیلم‌هایی هستند که مادر نوا در سنین جوانی و به جهت جمع‌آوری مدارک علیه شریک پدرش-یدی- جمع‌آوری می‌کرده است. حالا نوا آن‌ها را بازیابی کرده و منتظر تأیید مادر است تا به دادگاه مجازی (دادگاه‌های آینده مجازی هستند) بفرستد. اگر با کمی اغماض از این فرارهای روایتی بگذریم، می‌توان گفت روایت نقاط پیش‌برندگی خود را به درستی شماره گذاری کرده و ذهن تماشاگر را از یک به دو، دو به سه والی‌آخر می‌لغزاند. همین سادگی وشکیل بودن که پیش‌تر هم بدان اشاره شد در تصویرگری اجرا نیز مشهود است.

صحنه‌ی تک‌سویه‌ی اثر تقریباً لخت است. مبل راحتی‌ای در نیمه‌ی چپ صحنه و پرده‌ای در انتها تنها وسایل صحنه‌اند. خطوط نوری منظم، میزانسن‌های حساب شده، قاب‌های تصویری خوبی را تحویل تماشاگر می‌دهند. البته نباید ناگفته بماند که ثبات بیش‌ازحد تصویر و تحرک کم بازیگران خواه ناخواه ملالی را برای تماشاگر به همراه دارد. ولی بازی معقول بازیگرِ اثر آن‌ را قابل تحمل می‌کند. فارغ از حل مسئله‌ی پرونده‌ی قتل مسئله‌ی دیگر اجرا که جدی‌تر به‌نظر می‌رسد فصل نسل‌ها است. مادری از نسل گذشته بی‌تصور از تکنولوژی آیندگان، دختری از نسل جدید و بی‌تفاوت به اخلاقیات کهن و پایبند به تکنولوژی روز و در نهایت دختری متعلق به نسل بعدتر (دختر نوا) که حرف زدن را در رحم مادر شروع کرده و نوید دهنده آینده‌ای تاریک است. پیش کشیدن درست وغلط‌ها به واسطه‌ی همین اختلافات بدون این‌که تعللی روی آن‌ها صورت بگیرد به صدا در صداهایی تبدیل می‌شود که آخرسر هم کسی صدای آن دیگری را نمی‌شنود. و این‌گونه است که عنوان اجرا به انحای مختلف در خودِ اجرا ریشهمی‌دواند. بی‌صدایی نسل‌ها، بی‌صدایی مدارک تصویری، بی‌صدایی مادر بی‌هوش، بی صدایی مقتول وحتی بی‌صدایی صداها!
Leon S. Kennedy این را خواند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آزاده شاهمیری با مهر مطرح کرد؛
بازسازی خاطرات فراموش شده/ با «بی‌صدایی» به ۵۰ سال بعد بروید

آزاده شاهمیری کارگردان نمایش «بی‌صدایی» با اشاره به اجرای این نمایش در فستیوال‌های مختلف خارجی درباره ویژگی‌های نمایش و بازخورد مخاطبان بعد از دیدن کار سخن گفت.

آزاده شاهمیری طراح و کارگردان و یکی از نویسندگان نمایش «بی صدایی» که به تازگی اجرای خود را در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر آغاز کرده است در این باره به خبرنگار مهر گفت: این اثر نمایشی که از ۲۱ فروردین‌ماه در تالار سایه به صحنه رفته است فضاسازی مینیمال دارد و در اجرا تلاش کرده‌ایم در استفاده از المان‌های بصری و طراحی صحنه و لباس و میزانسن فضای ساده ای را به مخاطب ارایه دهیم.

وی درباره شکل‌گیری این نمایش توضیح داد: من به همراه سهیل امیرشریفی متن نمایشنامه را به نگارش درآوردیم و از همان ابتدا نیز قرار بر اجرای یک اثر ساده با حضور ۲ بازیگر در کار بود. این نمایش به سفارش فستیوال هنر بروکسل تولید شد. به این ترتیب که من یک لکچر پرفورمنس با نام «دمشق» را در جشنواره مونولیو اجرا کردم و از آنجا به جشنواره زوریخ دعوت شدم بعد از اجرا در این رویداد از طرف فستیوال هنر بروکسل پیشنهاد اجرای یک اثر نمایشی جدید به من داده شد.

این کارگردان درباره ویژگی‌های نمایش بیان کرد: «بی صدایی» ۲ کاراکتر با نام‌های نوا و یلدا دارد که مادر و دختر هستند. اتفاقات نمایش در ۵۰ سال آینده می‌گذرد و در طول اجرا دختر سعی دارد گذشته‌ای را به یاد مادرش بیاورد. او سعی می‌کند خاطراتی را بازسازی کند و بفهمد که اصولاً امر واقع چیست و چه وقایعی واقعاً رخ داده و چه اتفاقاتی برساخته ذهن هستند. نمایش در طول ۵۵ دقیقه زمان حال کاراکترها که ۵۰ سال بعد است و زمان گذشته آنها را که در واقع زمان حال ما به حساب می‌آید، به تصویر می‌کشد.

وی افزود: بخش مهمی از اجرا به ویدئو اختصاص دارد البته ویدئو نه به مفهوم ویدئو آرت بلکه به معنی نمایش تصاویری در خدمت و همراه اجرا که توسط سهیل امیرشریفی ساخته شده است. این فیلم‌ها فضای شبه مستندی دارد و ما تمرین‌ها را با همراهی ویدئوها جلو می‌بردیم.

شاهمیری درباره اجراهای دیگر این نمایش در خارج از کشور عنوان کرد: این نمایش اردیبهشت ۹۶ در فستیوال هنر بروکسل اجرا شد و بعد به بخش اصلی فستیوال ادینبرو راه یافت که در مرداد ۹۶ برگزار شد. سپس نمایش در فستیوال تئاتر اشپکتکل زوریخ اجرا و سپس برای اجرا در جشنواره کرالا هند نیز دعوت شد. همچنین این نمایش در فروردین ۹۷ در شهر زوریخ نیز اجرا شد و پس از آن بود که تلاش کردم نمایش در ایران هم اجرا داشته باشد که خوشبختانه این اتفاق میسر شد و نمایش برای اجرا در فروردین ۹۸ در تئاتر شهر مجوز گرفت. «بی‌صدایی» قرار است هفته اول خرداد ماه نیز در فستیوال تئاتر فست‌وُخن وین اجرا داشته باشد.

وی ... دیدن ادامه » در پایان صحبت‌هایش درباره بازخوردهایی که در اجراهای خارج از کشور از مخاطبان گرفته است، گفت: در اجراهای خارج از کشور ما بازخوردهای خیلی خوبی از مخاطبان دریافت کردیم. از آنجا که ما بیشتر در فستیوال‌ها اجرا داشتیم مخاطبان این رویدادها می‌دانند که قرار است به دیدن چه نوع آثاری بنشینند بنابراین موضع‌گیری منفی ندارند اما نمایش با وجود متن محور بودن از جانب مخاطبان خارجی درک شد و بعد از اجرا درباره کار با ما صحبت می‌کردند.

شادی کرم رودی، آزاده شاهمیری بازیگران نمایش «بی صدایی» هستند که تا ۳۰ فروردین ماه هر شب ساعت ۲۰ در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر به صحنه می‌رود.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: در بهار ۱۴۴۱ نوا در گفتگو با مادرش گذشته‌ای را که درست به خاطر نمی‌آید، از طریق تصاویر باقی مانده بازسازی می‌کند.
امیر مسعود و Leon S. Kennedy این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی‌صدایی/ صحنه: پیشنهاد تئاتر
منتشر شده در شماره ۳۳۵، روز دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸

«بی صدایی» فروردین و اردیبهشت امسال در تئاتر شهربه روی صحنه می رود.

سازندگی: نمایش «بی‌صدایی» به کارگردانی آزاده شاهمیری بعد از چندین اجرا در جشنواره‌ها و تئاتر‌های خارجی سرانجام در تئاتر شهر روی صحنه می‌رود.

«بی‌صدایی» به کارگردانی آزاده شاهمیری و نویسندگی مشترک سهیل امیرشریفی و آزاده شاهمیری از امروز، ساعت ۲۰ در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر اجرای خود را آغاز می‌کند. شادی کرم‌رودی و آزاده شاهمیری در این نمایش ایفای نقش می‌کنند و ساخت ویدیوهای این نمایش را سهیل امیرشریفی بر عهده داشته است. در خلاصه نمایش آمده است: «در بهار ۱۴۴۱ نوا در گفت‌وگو با مادرش گذشته‌ای را که درست به خاطر نمی‌آید، از طریق تصاویر باقی‌مانده بازسازی می‌کند.»

«بی‌صدایی» پیش ... دیدن ادامه » از این و در سال ۹۶ در فستیوال هنر بروکسل، بخش اصلی فستیوال تئاتر ادینبورو، فستیوال تئاتر اشپکتکل زوریخ، فستیوال تئاتر کرالا و تئاتر اوزین ژنو اجرا شده است. این نمایش پس از اجراهای جهانی خود برای نخستین‌بار در فروردین و اردیبهشت ۹۸ در تهران اجرا می‌شود و در خرداد پیشِ رو اجراهای خود را در فستیوال تئاتر فِست‌وُخن وین ادامه خواهد داد.
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش انگار در فضای یک ذهن منزوی می گذرد، ذهنی که سؤال دارد، کسانی را که نیستند احضار می کند، از آنها می پرسد، و می خواهد حقیقتی تلخ و غم انگیز را دریابد. در سطح به مسئلۀ تکنولوژی و پیشرفت دستگاه های آفریدۀ بشر و ناتوانی شان در حل مسائل انسانی اشاره می شود، اما گمان می کنم مسئله و موضوع اصلی نمایش را در جایی دیگر می‌توان جست، شاید در این تنهایی‌ها و این به حال خود رها شدنی که شکل ویژه‌ای در نمایش یافته است. نمایش البته از مکالمه‌ای میان مادر و فرزند تشکیل شده و تصویری که از این مکالمه به دست می‌دهد تصویر غریبی است و گمان می‌کنم تا مدت‌ها در ذهن من می‌ماند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ دوشنبه بیست و ششم فروردین ماه نود و هشت

زمان حالِ بی‌صدایان


نوشته محمدحسن خدایی
زمان حالِ در نمایش «بی‌صدایی» همان آینده ماست که روزگاری فرا خواهد رسید تا به میانجی ایده پیشرفت، امکانی‌ باشد برای به صحنه آمدن «بی‌صدایان». ماجرا در رابطه با دختر جوانی است که با ساختن دستگاهی پیشرفته در سال 1441، به ملاقات مادر پیر خود می‌رود که در کماست. دختر می‌خواهد راز قتل پدربزرگ خود را به دست کارمند شرکت، آشکار کند. اینجا مادر در سی و پنج سالگی ظاهر شده و معلوم نمی‌شود واقعی‌ست یا محصولِ تکنولوژی. درست مثل هویت دختر. همه چیز در یک فضای پر ابهام به پیش می‌رود تا یادآور روایت‌های علمی تخیلی باشد. همچنان‌که مواجهه دختر با مادر و صحبت از ماجرای قتل پدربزرگ، هملت را به یاد می‌آورد. همان رویکرد کشف حقیقت بر اساس مدعای ... دیدن ادامه » مقتولان، آن‌هم در غیاب مستندات محکمه‌پسند. «بی‌صدایی» مبتنی است بر روایت‌هایی که نمی‌توان با اطمینان در له یا علیه آنان سخن گفت. اما پیشرفت‌های تکنولوژیک، می‌تواند به بازسازی واقعیت گذشته بپردازد و آن گفتارها را باورپذیر کند.
به لحاظ اجرائی، فضا به دو قسمت تقسیم شده. یک فضا رئالیستی و فضای دیگر مربوط به واقعیت مجازی. دختر یا همان «نوا» در فضای رئالیستی مستقر است، فضایی که به تناوب به دادگاه و بیمارستان تبدیل شده و تماشاگران را گاه در جایگاه ناظری منفعل و گاه هیاًت منصفه‌ای مداخله‌گر، قرار می‌دهد. در مقابل، فضای مجازی را داریم که تصاویر آن بر پرده نقش می‌بندد. پشت این پرده، یک فضای بینابینی‌ست که مربوط می‌شود به حضور مادر. فضای مجازی امکان مستندسازی و بازسازی تکه‌های مغفول مانده گذشته را مهیا می‌کند: صحنه‌هایی از کوه‌های شمالی تهران، دفتر کار پدربزرگ و حتی مادر به کما رفته. اما بتدریج آشکار می‌شود که تصاویر به نمایش درآمده، الزاما نه تمامی واقعیت که شاید جهانی مجازی و وانموده باشد که چندان نمی‌توان بر اساس آن، به قضاوت قطعی نشست. در جایی از اجرا، وقتی که مادر از جعلی بودن تصاویری که به نمایش گذاشته شده آگاه می‌شود، از دختر می‌خواهد که به این فرآیند خاتمه داده و حقیقت را مخدوش نکند. اما او می‌داند که واقعیت به میانجی جهان تکنولوژیک، بیش از پیش مبهم و دستکاری‌شده خواهد بود.«بی‌صدایی» را می‌توان پرسشی اخلاقی دانست در رابطه با نسبت انسان و آن نوع تکنولوژی که واقعیت مجازی‌شده را خلق می‌کند و می‌تواند هر نوع واقعیت را انکار کند و به میل خود، بازسازی کند.
سهیل امیرشریفی و آزاده شاهمیری، در مقام نویسندگی، جهانی را بشارت می‌دهند که در آن مناسبات انسانی به محاق رفته و می‌توان خطاهای برگشت‌ناپذیر را رفع و رجوع کرد. اجرا در نهایت با نوعی مهندسی دقیق به پیش می‌رود و به نابهنگامی میدان نمی‌دهد و می‌شود گفت محافظه‌کارانه است. فی‌المثل دیالوگ‌های مادر و دختر، می‌توانست با حاشیه‌روی، لکنت‌ها و از موضوع خارج شدن‌ها، به اجرایی شاداب و طنازانه ختم شود. حتی بازی آزاده شاهمیری و شادی کرم رودی هم بیش از اندازه سرد و خالی از احساست است و بیش از آنکه یک استراتژی اجرایی باشد، نشان از محافظه‌کاری دارد. به هر حال روایت آینده می‌تواند همچون یک «جهان ممکن» واجد امکانات و محدودیت‌هایی باشد که از ملال زمان حال ما بکاهد، که گویا در «بی‌صدایی» مغفول مانده.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مادرم خواب است.
می گویند مرده، اما زنده است. یا زنده ای که مرده ست.
من بیدارم. خواب دیدم بیدارم.
دخترم گفت خواب می بیند بیدار است. خوابی که تاریک است.
تاریک و بیدار.
پدربزرگ زنده است. من صدایش را می‌شنوم. پدربزرگ بیدار است.
پدربزرگ مرده، با صدایی که بیدار است.
پدربزرگ را کشته اند. در بیداری.
دوستانش.
مادرم را نکشتند.کاری کردند مثل یک مرده زنده بماند و در دود خفه شود.
دود ادم ها را می کشد.
مثل سر خودن در تاریکی.
ته یک دره.
تاریک است وقتی دوستت دشمن است.
مادرم وطن من است.
وطن ... دیدن ادامه » من در دودخفه شد.
پدربزرگم را کشتند. در تاریکی. از پشت با تیزی دست یک دوست. که نان های برشته را از دامان مادرم جویده بود و جیب هایش را پر کرده بود.
مادرم مرده است.
پدربزرگم را کشتند.
دخترم هنوز در تاریکی است.
من می ترسم.
خوابم یا بیدار؟
دود همه جا را تاریک کرده است
نقطه.
نظر نمیدی خانوم مقدم جان دیگه....
۲۶ فروردین
همینو بگو فرزاد خان
:))))
۲۶ فروردین
ای بابا ما تو جوونی پیر شدیم :)))
فرزاد من حاضرم سه جلدمو سنجاق کنم به تو از قبل و بعدش به جام زندگی کنی!
۲۶ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی آزاده شاهمیری و با بازی شادی کرم رودی و آزاده شاهمیری (روزهای سه‌شنبه ۲۰ تا جمعه ۲۵ فروردین‌ماه) با تخفیف روزهای نخست از امروز دوشنبه ۱۹ فروردین‌ماه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید