تیوال نمایش موی سیاه خرس زخمی
S3 : 23:35:44
امکان خرید پایان یافته
  ۰۹ تا ۲۲ دی ۱۳۹۷
  ۱۶:۰۰ و ۲۰:۳۰
  ۲ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: جابر رمضانی، پیام سعیدی
: جابر رمضانی
: حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی، فربد فرهنگ، اصغر پیران، مینا زمان، سجاد حمیدیان، رشاد معینی

: پوریا کاکاوند
: حمیدرضا رفاهی
: جابر رمضانی، فرشید جعفری
: سیاوش امینی
: صبا کسمایی
: مریم نورمحمدی
: رشاد معینی
: امیر راد
: نیما دهقانی
: سید محمد مساوات
: احسان نقابت
: هادی شیخ السلامی
: میلاد محمدی عمادی، کمال کلانتر
: گروه وی‌یو
: مریم دیهول
: امیر قالیچی (تیاتر بازها)
با هم‌راهی تهران تیاتر (tehrantheatre)
: محمد رضا مقیمی
: گروه تئاتر سوراخ تو دیوار
: محترم سیفی

تماشای این نمایش به مبتلایان بیماری‌های تنفسی از جمله آسم و بیماری صرع توصیه نمی‌شود.

گذشته یه اسکلت پوسیده است که یه روز از گور میاد بیرون و یقه تو می‌گیره.

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

اخبار وابسته

» اجرای محدود نمایش«موی سیاه خرس زخمی»

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
موی سیاه خرس زخمی؛روان گردانِ تئاتر!
دکور،نور،بازى،میزانسن،نمایشنامه همه و همه در اختیار یکدیگر و مانند یک چرخه،باهم حرکت میکنند.
بین بازی ها بازی حامد رسولی درخشان تر بود.پرسُناژ کم نظیری در تئاتر بود.
اصفر پیران هم که ثابت شده ی این قضیه هستند.(صرفا یک قدردانیست)
نقش خانم ربات در آغاز کمی در نیومده بود ولی در طول نمایش نقش بیشتر جا میوفتاد و حرکات بازیگر کنترل شده تر به نظر میرسیدو یک سیر صعودی در کل اجرا این نقش داشت که در پایان مخاطب کاملا با نقش ارتباط برقرار میکرد و بازیگر هم کاملا در نقش مینشست و بهتر عمل میکرد.
گورکن ها علاوه بر بسیار خوب بودن بازیشان و اکتشان
در ابتدای نمایش با حرکات بدنشان مخاطب را روی صندلی میخکوب میکردند و تا چند دقیقه متحیرِ اَکت بدنی و عملی که در حال انجامش بودند،میماند.
نمایشنامه دغدغه مند و کاملا با فرم در ... دیدن ادامه » ارتباط بود و این نکته ی مهمی درباره این نمایش است اما شاید کمی برای مخاطب گیج کننده باشد و نیازمند دوباره تماشا کردن این نمایش باشد.نمیتوان گفت نمایش نیاز داشت کمی متن روان تر روایت شود چرا که به گونه ای نگاشته شده بود که مخاطب تا چند روز بعد از تماشای نمایش همچنان درگیر شخصیت ها و سیر داستانی بود و با آنها زندگی میکرد و درناخودآگاهش بازی ها و دکور که تاثیرات روانی بالایی داشتند مرور میشد.که این امر باعث میشد آدم نمایش را بفهمد و درکش کند کاملاً.
ایراد بزرگی که زمزمه ی عمومی ای در تماشگران ایجاد کرده بود،
کمی منوتون بودن نمایش و زمان بالای آن بود!
مخاطب خسته از صندلی ها،سختیِ فهم متن و کمی خطی بودن نمایش اشتیاقی زیادی به تمام شدن هرچه زود تر نمایش بود(حدودا بعد از یک ساعت نیم تماشای نمایش؛یعنی نیم ساعت نمایش با خسته گی مخاطب همراه بود.
اما در این دقایقی که مخاطب خسته شده بود دو کنش به موقع صورت میگیرد(نمیگم برید ببینید)که به شذت به موقع است و مخاطب نیاز به این حرکت دارد با آن وضعیت دکور!
خلاصه،دمه جابر رمضانی و گروه سوراه تو دیوار و بازیگران و...این نمایش گرم
که در تلاشند مدیوم و استاندارد تئاتر رو با نمایش های جذاب و درستشون بالا ببرند و رقابت در راستای پیشرفت برای تئاتر ایران و تئاتر دانشجویی ایجاد کنند.
در ضمن،توصیه میکنم نمایش های تالار مولوی رو از دست ندین و دنبالشون کنین.
هرچه از نمایش های تالار مولوی حمایت کنیم باز هم کمه!(نمایش های خوب البته)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صحبت خاصی ندارم ،فقط بسیار خوشحال و پر انرژی یم که حداقل در سبک و سیاق مورد علاقه خودم یه کار کامل دیدم ، یک فانتزی سیاه پر پرو پیمون با کلی شخصیت جالب که بقول دوستم همه نقششون رو فهمیده بودن با بازیهای در خور تحسین بخصوص بود ! دست مریزاد به همه ! آقا ! اکت عالی قدرت بدنی عالی گویش و تلفظ همه عالی مخصوصن داکتر که مکث بین کلمات و جمله بندی هاش دیوانه کننده بود یا حرکات دقیق و بی نقص baby مخصوصن تو صحنه ی پایانیش صدای زیبای برادر ، ساقی ی سالار با موتور بی دودش ! جیران مخصوصن تو اون صحنه ی پایانی خیره کننده ، گورکن ها و صد البته بود که شخصیتی که خلق کرد لایق جایزه بود به نظرم
شاید ایرادی که برخی دوستان از کار بگیرن مبهم و نامفهوم بودن متن در خیلی جاها باشه ، ولی به نظرم لذت ورود به دنیای فانتزی مواجه شدن با همین ابهامات و آدم ها و محیط عجیب و غریبه و اینکه ... دیدن ادامه » هرکی با ذوق خودش به داستان شاخ و برگ بده و استنباط داشته باشه ، کل اینها هم اگه نبود باز کار این حسن رو داشت که یه داستان خطی واضح رو داشت که میشد از صحنه ها و افراد حظ بصری رو برد و اون داستان آشکار رو هم دنبال کرد
یک درود و دست مریزاد جانانه هم دارم خدمت جناب رمضانی و سعیدی ، که بی شک کارهای بعدی شون رو با اشتیاق صد چندانی دنبال خواهم کرد
فقط به نظرم کاش اتاق فرمان تو صحنه مشخص نبود و جاش رو عوض میکردن یا نورش رو کم میکردن تا اون دنیای فانتزی حالت بکر بودنش رو برای مخاطب حفظ بکنه و اون راهرو و پله های پشت صحنه طور هم برای بینندگان قابل دید نبود
10 از 10 و پنج ستاره
قیمت حدود 50 تومن هم حتی برای اینکار میتونه عادلانه باشه ولی 25 پایه عالی و 10 دانشجوئی نامردیه :)))
خرید بلیت اجرای ویژه و پایانی این نمایش، شنبه ۲۲ دی (سانس ۱۶:۰۰)، به کارگردانی جابر رمضانی و با بازی حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی و ... آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیاهوی بسیار هیچ برای هملت!

از جابر رمضانی کاری ندیده بودم. وقتی دیدم کاری را در تالار مولوی روی صحنه برده هم برای تماشای کار خودش و هم حال و هوای سالن مولوی لحظه شماری کردم. با کلی ذوق روی صندلی های بیمار مولوی نشستم. اما همان که کار شروع شد ناخودآگاه ذوقم کور شد.
موسیقی الکترونیک ، دو بازیگر که سطل خونی روی پرده می ریزند. دستگاه دود ساز!! چقدر این بخش افتتاحیه مرا یاد افتتاحیه هملتی انداخت که فجر سال گذشته توسط یک گروه آلمانی در سالن اصلی تیاتر شهر روی صحنه رفته بود. تشابه را کنار زدم. ادامه را پیگیر شدم.
برایم خیلی جذاب بود وقتی دیدم یک نفر از گور برخاسته و مقابل تماشاگران می ایستد و می گوید من بودم. و در ادامه وقتی متوجه شدم این بودم نام انتزاعی اوست جذاب تر هم شد. با به میان آمدن مدیا و ترکیب آن با صحنه، من مخاطب با دیدن تصاویری چون سگ و جمجمه ... دیدن ادامه » ... آن ها را با درونیات مشوش شخصیت«بودم» پیوند دادم. و پیگیر آن بودم تا شاهد روایت او از گذشته و درونیاتش باشم اما با به میان آمدن افیون ناخواسته پیوندم با جهان متن به دیدن یک تجربه ی افیونی از سوی شخصیت « بودم» نازل گشت.
در ادامه به فرم های بدنی و بیانی بازیگر ها دقت کردم. وقتی احوالات هیستریک «بودم» را در کنار حضور ساده گورکن ها و ساقی، فرم ماشینی معشوقه بودم ، لحن مقطع و گاه پرتابی دکتر ، لحن کشیده ی جیران و برادر «بودم »گذاشتم به یک ترکیب نامتجانس رسیدم. که نه کنتراستی به وجود می آورد و نه به یک لحن قاعده مند می رسید تا در ادامه بر ضد خودش طغیان کند. این بی تکلیفی من مخاطب در ارتباط با اثر تا جایی ادامه پیدا کرد که سعی کردم ماجرای هملت را با آنچه در صحنه می گذرد پیوند دهم. دریافتم از این مواجهه این بود که مولف سعی دارد تا هر دو روایت را از معنای خودشان تهی کند. اما هر چه سعی کردم موفق نشدم بفهمم که چرا این تهی شدگی در مناسبات اشخاص اتفاق نمی افتد. چرا در اجزای صحنه اتفاق نمی افتد. برایم خیلی جذاب بود وقتی دیدم میز غذا خوری تبدیل به گور «بودم» می شود اما باقی عناصر چه؟ وجود موتور چه توجیهی جز جذابیت بصری دارد. حضور ممتد گورکن ها چه؟ آیا توجیه حضورشان هجو مرگ است؟ آیا اطوارشان روی صحنه برای این منظور کافی نبود؟و...

بازی حامد رسولی را در پسران تاریخ دیده بودم. منتظر بودم کار دیگری از او ببینم. آن بازی خط کشی شده و مهار شده انگار دیشب افسارگریخته بود. طراحی اکت ها و سطح انرژی اش می توانست کنترل شده تر و اتو کشیده تر باشد. از یکجایی به بعد حس کردم دارد خودنمایی می کند. چیزی شبیه یک تک روی در فوتبال.

در کل شاهد اجرای گنگی بودم. اجرایی که بیشتر سعی در افسون مخاطب داشت تا ارتباط. گزاره های نا پیوند و متناقض. عنوان تیاتر تجربی برایم قابل تامل بود. از این نظر که پشت این تجربه چه میزان کشف و شهودی وجود داشت؟ اساسا چه میزان از تجربه پیشین کنار گذاشته شده بود تا تجربه ی جدید جایگزین شود. چه مواجهه ی تازه ای برای من مخاطب در این آشوب غیر نظام مند رقم خورد؟

خسته نباشید و خدا قوت به عوامل گروه.
عالی بود اقای فضلی. خیلی موافقم
۲۰ دی ۱۳۹۷
جناب فضلی عزیز سخن از زبان ما می گویی :)
۲۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اونقدر متحریم که از حیرتم نمیتونم چیزی بگم، هنر بین رشته ای شده....دیدم چطور میشه از علم شیمی، روان شناسی سینما و.....ترکیبی استفاده کرد ،و یه اجرای مبهوت کننده به نمایش گذاشت. ژانر علمی تخیلی متحیر کننده بود
من دیشب این اجرا رو دیدم و از لحظه ای که اومدم از سالن بیرون تا به همین لحظه هنگم از اون همه هنر و بازی عالی و کارگردانی فوق العاده،برعکس یک سری از دوستان نازنین که از کار ایراد گرفته بودند من بسیار بسیار این نمایش رو پسندیدم و عاشق آشفتگی های ذهنی و جسمی و عصبی "بود" شدم،حامد رسولی نازنین بعد از نمایش پسران تاریخ این بار بازیگری رو به حد اعلا رسوندند،عاشق ساقی شدم،عاشق جیران شدم و احساس زنانگی تموم نشدنیش،عاشق دکتر و دادا شدم که در تا حد بینظیر بودند،عاااالی بود،هم متن هم بازی ها،هم تک به تک دیالوگ ها و هم طراحی صحنه و لباس،آخ عاشق گورکن های نازنینم شدم که اوووون همه زحمت کشیدند و اون همه باورپذیر بازی کردند،از شروع و پایان نمایش بیشتر از همه لذت بردم و امیدوارم در یک سالن خیلی بهتر بوونم بازهم به تماشای این کار که انقدر براش زحمت کشیده ... دیدن ادامه » شدهو ارزشمنده بنشینم،دست مریزاد جناب رمضانی و تمام عزیزان هنرمند،مانا و درخشان تر باشید،خسته نباشید
منم دیشب احرا رو دیدم و دقیقا همین احساس رو دارم. در یک کلام« نفس گیر» بود
۱۹ دی ۱۳۹۷
سلام نفیسه جان،به موقع شروع شد خدارو شکر
۲۰ دی ۱۳۹۷
کار فوق العاده ای بود منم با نظر صدف خانم موافقم. خسته نباشید به کل گروهشون
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس های پایانی این نمایش با بازی حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی، فربد فرهنگ، اصغر پیران، مینا زمان، سجاد حمیدیان و رشاد معینی روزهای چهارشنبه ۱۹ تا جمعه ۲۱ دی‌ماه همینک آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب من دو تا چیز بگم

اول
اینکه نظر شخصی من اینه که شما بیاین کار و زندگی و خانواده و بچه و دوست و پارک و سینما و دکتر و دوا و رستوران و ورزش و سیگار و هر کاری که همیشه میشه انجام داد رو ول کنید، و برید کار جابر رمضانی رو ببنید و اگر دیدین دوم رو بخونید، اگر نه بماند.

دوم
چند سال پیش
بالای برج میلاد که داشتم به خونه ها و ماشین ها و آدم ها و پرنده ها نگاه می کردم
یک دفعه یه خاطره ای یادم اومد
یه خاطره خیلی قدیمی
یه خاطره ای که انگار از پدرم یا پدرش بهم رسیده بود
یه خاطره ای در مورد، توابع بازگشتی، الگوریتم ژنتیک و شبکه عصبی توی هوش منصوعی، فنوتیپ های گسترش یافته، منطق فازی، ساختار ساده ای که به راحتی در گذر زمان خیلی طولانی می تونه بی نهایت پیچیده بشه، ایده استفاده از ژن و بیولوژی به عنوان سخت افزار و استفاده از مم ها (Meme) به عنوان نرم افزار قابل پردازش در ساختار ژنتیک، یاد برج های بابل، یاد اینکه ایده گرد بودن زمین و داستان کهکشان ها اولین بار قبل اینکه باشند به ذهن من رسیده بود.

یک دفعه جلوی چشمم یه جمله فارسی و انگلیسی نوشته شد
"من بودم I was"

چطور ... دیدن ادامه » فراموش کردم که "من بودم" ؟
چطور چیزی که خودم خلق کردم رو فراموش کرده بودم؟
خودم اینجا چیکار می کردم؟ بالای برجی وسط دنیایی که خودم خلق کردم.
توی فیلم Inception نولان میگفت هر وقت یه جایی بودی که یادت نمیومد چطور شده که اونجایی یعنی جایی که هستی واقعی نیست.

اما توی همین فکرها
یه صدایی پر شد توی سرم
- فراموش کن
فراموش کن

- چطور فراموش کنم؟
چه چیزی بزرگ تر از این هست؟

با شادی فراموش کن
با رنج فراموش کن
با فلسفه فراموش کن
با سیگار فراموش کن
با بازی فراموش کن
با هنر فراموش کن
با خانواده فراموش کن
با داستان فراموش کن
با وام فراموش کن
با کار فراموش کن

فقط فراموش کن

من اون روز فراموش کردم
برای همیشه

تا دیشب توی تالار مولوی
نابغه ای به نام جابر رمضانی
روی پرده ای بزرگ برام نوشته بود

"من بودم I was"

و حتی برای اینکه مطمئن بشه یادم اومده
بازیگری رو میفرسته، پرده رو دور بزنه، از دیوار چهارم رد بشه
بیاد توی نیم متری من، به من اشاره کنه و بگه یه عکاس؟؟؟؟
واقعا باور کردی؟ واقعا یادت رفت ؟

من یادم رفته بود
که "من بودم"
امروز که اومدم شرکت هم
سرم شلوغ بود و باز یادم رفت
"که من بودم"
و میدونم بازم یادم میره
"که من بودم"
برای همیشه
بسیار زیبا نوشتید، از اون زیباها که آدم ترغیب می‌شه سرییع پاشه بره ببینه :)
۱۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد امکان خرید بلیت دانشجویی این نمایش با ۶۰٪ تخفیف به صورت اینترنتی با کد تخفیف tiwallstudents از تیوال نیز فراهم شد. توجه داشته باشید ارائه کارت دانشجویی معتبر هنگام ورود به سالن الزامی است.
محمد رضایی مقدم و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
مریم خیابانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو سانس تازه این نمایش با بازی حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی، فربد فرهنگ، اصغر پیران، مینا زمان، سجاد حمیدیان، رشاد معینی روزهای یکشنبه ۱۶ و دوشنبه ۱۷ دی‌ماه امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش با بازی حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی، فربد فرهنگ، اصغر پیران، مینا زمان، سجاد حمیدیان، رشاد معینی از چهارشنبه ۱۲ تا جمعه ۱۴ دی‌ماه همینک آغاز شد.
محمد رضایی مقدم این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی جابر رمضانی، پیام سعیدی، کارگردانی جابر رمضانی و با بازی حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی، فربد فرهنگ، اصغر پیران، مینا زمان، سجاد حمیدیان، رشاد معینی، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید