تیوال نمایش کافه فرانسه
S2 : 09:22:01
  ۰۵ مرداد تا ۰۶ شهریور ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: مهران رنج بر
: حمیدرضا نعیمی، آیدا آب پرور، مهران رنج بر
: کمپانی تیاتر باران

: آرش فصیح
: مهران رنجبر
: آیدا آب پرور
: گروه مادوتا با الهام از بنکسی
: روژین کرد نژاد
: حافظ وقار کاشانی
: امیرحسین میرزایی
: محمد حسین نفری آزاد
: مریم رودبارانی
: رضا موسوی، سینا عدلی، زهره صفی نور

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش کافه فرانسه / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به سنگ گفتن چرا آدم نشدی
گفت هنوز اونقدر سنگ نشدم که آدم بشم...

عالی بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به دیدن " کافه فرانسه " رفتم . آن قدر اجرا برایم جدید بود که در عین لذت بردن از دکور ساده و جالب ، نور ، لباس و بازی های جذاب ، متن را فرا تر دیدم . کم نیستند آدم های سبک وزن فرهنگی
که داعیه دارند و تهی تر از آ ن چیزی هستند که باور خود ساخته اند .
از صمیم قلب آرزو می کنم با دیدن چنین تلنگرهای بسیار ظریف و زیرکانه دردمان بیاید ،
و خود را پیرایش کنم و به دانایی ، ژرف نگری و انس به کتاب آرایش شویم .
به نظر من تئاتر اول هنرش درس است و زندگی از پس آن دیگر جلوه های یک هنر .
تماشاخانه ی باران را دوست دارم زیرا که هست و هستنش برای عاشقان تئاتر " پارسی شکر است " را ماند.
و سپاسی چون " قند پارسی " تقدیم عزیزان هنرمندمان ، مهران رنج بر ، حمیدرضا نعیمی، آیدا آب پرور،
با امید به توفیق روزافزونتان هنرمندان ِ جان .
خوشحالم که که برای بار دوم هم امروز تونستم ببینم و مجدد لذت ببرم از بازی آقای رنجبر خانم آب پرور و آقای نعیمی عزیز. واقعااااا متن خوبی بود

پیشنهاد میکنم دوستانی که فرصت نکردند این نمایش دلچسسسبُ ببینند ، در این فرصت باقی مونده تشریف ببرند تماشا کنند
جزء کارهایی بود که هم با دقت باید دید هم خوب شنید! واقعا خوووب بود چون واقعیتهارو با بیانی دلنشین به بیننده منتقل کردند.

خسته نباشید
ممنون که واقعیات تاسف بار جامعه رو به خوبی و جسورااانه بیان کردید با هنر خوبتون )
تیاتر باران، مهدی حسین مردی و وحید هوبخت این را خواندند
کیان و Marillion این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روشنفکری در فنجان خالی

کافکا دو تومن...هدایت دو تومن...سیب زمینی هفت و پونصد!...
در منوی کافه فرانسه همه چیز می توان یافت...کافی است نگاهی به آن بیاندازیم... نمایش کافه فرانسه روایتگر سیر باطل زندگی دو نفر ایرانی ست با نامهای حشمت و مراد که حال پس از 21 سال زندگی در پاریس خود را موناکو (مهران رنج بر) و لیون ( حمیدرضا نعیمی) نامیده اند. آنها روزها در کافه فرانسه می نشینند و دم از روشنفکری، ادبیات و سینما می زنند، خود را روشنفکرانی از نسل قاجار می دانند که موسیقی فاخر گوش می کنند، جایزه درام نویسی برده اند و در هنگام قضای حاجت درباره «ارنست همینگوی» و «ژان کلود کریر» سخن می رانند. کافه فرانسه گارسنی دارد با نام ماریون (آیدا آب پرور) که یک دختر فرانسوی ست، او دوست دارد شوهر کند و خواننده اپرا شود. در یکی از گفت و گوهای موناکو و لیون، لیون پزشکی ایرانی، به ... دیدن ادامه » نام دکتر قندی را به موناکو معرفی می کند که تمامی امراض را با یک حبه قند درمان می بخشد. لیون به موناکو پیشنهاد می کند که برای درمان درد لگن مادرش به دکتر قندی در ایران مراجعه کند. موناکو به ایران سفر می کند و در بازگشت به فرانسه شرح ملاقاتش با دکتر را برای لیون روایت می کند…
نمایش با راوی گری ماریون آغاز می شود او به معرفی خود، دیگر شخصیتها (موناکو و لیون) و نیز تا اندازه ای به شرح فضای نمایش می پردازد. حضور راوی و راویتگری از حوزه ادبیات داستانی به ادبیات نمایشی راه یافته است و یکی از رویکردهای مدرن در نگارش نمایشنامه است. گاهی نمایشنامه به جای نمایش رخ دادها و یا کنش میان شخصیتها، به واسطه روایتگری راوی( می تواند از اشخاص نمایش باشد) تنها به نقل آنها می پردازد. در بخشی دیگر از نمایش کافه فرانسه، شاهد روایتگری موناکو در نقل شرح سفرش به ایران و ملاقات دکتر قندی هستیم. روایت موناکو از ایران (تهران) تماشاگر را به زیر پوست شهر می برد، جایی که پزشکانش در جواب بیماران حبه قندی کف دست آنها می گذارند و تنها می گویند: «تبریک می گویم تو به حلقه پیوستی.»... جایی که بیمارانش برای حبه ای قند چک پول می دهند، برای پیوستن به حلقه صف می کشند و در مطب پزشک، نان سنگگ خیرات می کنند، آن هم دانه ای 5 هزار تومان.
حشمت و مراد نماد تیپهای روشنفکرنمایی هستند که پس از 21 سال زندگی در جامعه مدرن غربی تنها اسامی موناکو و لیون را به عاریت گرفته اند، اما هنوز به ماریون (به عنوان نمادی از جنس مخالف) خیره می شوند و می خواهند او را «عزیزم» خطاب کنند. آنها فیلمهای هنری می بینند و کتاب های فلسفی می خوانند، اما هنوز برای درمان بیماریها به خرافات و دعا نبشته ها روی می آورند. آن دو از فرانسه کافه نشینی را آموخته اند و از ایران غوطه ور شدن در لواشک و زغال اخته را به یاد می آورند.
نمایش کافه فرانسه جهان پیرامون تماشاگر ایرانی را در فضایی کمدی به نقد می نشاند. این نمایش تجلی دنیای پریشان و از خود بیگانه ایست که بر جامعه کنونی ما و به واقع بر هر یک از ما در هر جای این جهان خاکی حاکم گشته است. نمایشنامه کافه فرانسه با بهره گیری از سبک گروتسک، این وضعیت را از زاویه ای بازنمایی می کند که عجیب می نماید و این عجیب بودن است که آن را خنده آور ساخته است. در سبک گروتسک فضا می تواند مضحک یا موحش و یا با هر دو کیفیت ارائه گردد. فضای نمایش کافه فرانسه گرچه خنده آور و اغراق آمیز است اما در پس هر خنده واقعیاتی موحش را می نمایاند. به گفته «ولفگانگ کیزر» منتقد آلمانی و نویسنده کتاب «گروتسک در هنر و ادبیات»، گروتسک بازی با پوچیهاست و کافه فرانسه در نمایش این پوچیها موفق ظاهر گشته است. چرا که سیر باطل زندگی ایرانیان فرنگ نشینی را نشان می دهد که در فرم زندگی، مدرن جلوه می کنند اما در محتوای آن هنوز با خرافات و حرفهای عامیانه و مبتذل در گیر و دار هستند. آنها آموخته اند که آثار تارکوفسکی ( آندری تارکوفسکی کارگردان روسی) را دوست بدارند چون آنها را نمیفهمند (موناکو در نمایش کافه فرانسه) و کتاب های هایدگر( مارتین هایدگر فیلسوف آلمانی) را بخرند چون از منظر فونتیک نامش خوش آهنگ می نماید(لیون در نمایش کافه فرانسه)، در حالی که حتی هیچ تعریفی بر چیستی علم فونتیک ندارند.
نمایش کافه فرانسه علاوه بر بهره گیری از سبک گروتسک تئاتری دارای مولفه های پست مدرن در متن و اجراست. ارتباط مستقیم با تماشاگر (دادن پوسترهای عکس و نقاشی در حین اجرا از سوی بازیگران به تماشاگران در سالن نمایش) اشاره به شرح صحنه در حین اجرا، کم رنگ بودن پلات (طرح) داستانی از جمله این ویژگیهاست. در این نمایش روابط علی و معلولی میان رخ دادها چندان پررنگ نیست و دیالوگها در پی هم می آیند نه از آن جهت که نتیجه منطقی یکدیگرند؛ بلکه به جهت فضاسازی.
طراحی صحنه و نورپردازی در اجرای این نمایش فضایی غیررئال را خلق کرده است. استفاده از دو صندلی در کافه که به طرز اغراق آمیزی بزرگ و بلند هستند، در فضای ساده صحنه بسیار جلب توجه می کند. این صندلی ها را می توان نمادی از جایگاه اغراق آمیز و پوچ افراد روشنفکرمآبی دانست که همواره خود را متفاوت و جدا از جامعه می دانند و نگاه بالا دستانه آنها بر جامعه سایه افکن است؛ حال آنکه فنجان روشنفکری آنها خالی است. نورپردازی صحنه تنها محدود به استفاده از ترکیبهای نوری گرم و سرد و امکان تغییر نور پردازی توسط بازیگران می باشد.
به کارگیری آواز و موسیقی، ریتم صحیح بازی بازیگران و بهره گیری آنها از حرکات بدن، نمایش کافه فرانسه را به اجرایی خلاقانه بدل ساخته است. اما هم چون بسیاری از آثار نمایشی در ایران نمی توان این نمایش را یک اثر پست مدرن نامید. اما می توان گفت که این اجرا در کاربرد مؤلفه های پست مدرن توفیق یافته است.
نمایشنامه کافه فرانسه کلاژی از لایه های نقد اجتماعی ست که نگاهی دو سویه به احوال ایرانیان در داخل و خارج از کشور دارد. کافه فرانسه منویی باز را مقابل مخاطبان تماشاخانه باران گشوده است تا هر یک بنا به ذائقه خود آن را به گونه ای متفاوت تجربه کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام نامی حق... بالاخره بعدازاین همه هیاهو و دغدغه مشکلات روزمره دیروزتونستم به همراه دوست ویاورهمیشگیم وهمراهی یک دوست خوب وجدیدی هم به تماشای تئاتر <کافه ستاره> بشینم. اول ازهمه سادگی دکور ونورپردازی ساده وبی آلایش ودرعین حال پرحجم صحنه من روبسیارشگفت زده کردکه بایدالان به تماشای یه تئاترعمقی وبسیارپرحجم بشینم. ولی به محض استارت نمایش وگذشت چنددقیقه ای هرآنجه که درذهنم بودبه سرعت متلاشی شدودر ان واحدفهمیدم که من بایک نمایش بسیار رئالیستی وبسیارپرکشش ومعناروبروهستم.هرچه قدرکه اززمان نمایش میگذشت وروبه جلومیرفت لایه های نمایش بیشتربازمیشدومن روبه عمق صحنه وبازی بازیگرابیشترنزدیک میکردتااینکه درانتهای نمایش زمانی که رورانس بازیگرا تموم شد تازه فهمیدم باچه متن سنگین ودلکشی روبرو بودم وبعدازاتمام نمایش درخلوت تنهاییام تک تک پلان ... دیدن ادامه » هارو توی فکروذهنم بازمیکردم وسعی میکردم چیزبدیع ونوآوری روکشف کنم تازه میفهمیدم که من خیلی جابرای کارکردن روی اینجورمتن های سنگین دارم... ودرانتها به همه دوستان هنری وتئاتری خوبم دیدن این نمایش روبه شدت توصیه میکنم... مابقی حرفهای اضافه من بماند پای نقدو تحلیل عزیزان بعدازدیدن این نمایش زیباودلنشین... هنری وهنردوست بمانید...
آرش فتحی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعداز چند روز که از تماشای این تئاتر میگذره باید بگم من این نمایش رو دوست نداشتم. نمیدونم چرا اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. احتمالا بیشتر از همه موضوع نتونست من رو جذب خودش بکنه. بازی ها رو دوست داشتم ولی نه چندان زیاد. بنظرم همه چیز در این تئاتر مصنوعی بود و روح نداشت. البته که این نظر سلیقه ایه و یکی از همراهان من کاملا از نمایش راضی بود.

برای گروه آرزوی موفقیت میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش دوست داشتنی و نوئی بود. با چیزهایی که راجع بهش خوانده بودم گمان می کردم یک کار کلیشه ای با دیالوگ هایی کلیشه ای تر در کافه فرانسه در انتظار است.... ولیییییییی :) خوب و به یادماندنی بود. برای خودش چارچوب نوئی داشت.
برای شنیدن دوباره ی دیالوگ های خاص مهران رنج بر که گمان نمی کنم کسی به خوبی خود او بتواند آن آواها و کلام را به آن قوت و زیبائی ارائه کند مجددا و برای بار دوم روزهای آخر به تئاتر باران خواهم رفت.
مهدی حسین مردی، تیاتر باران و سپیده این را خواندند
مریم نامجو این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
خسته نباشید گروه محترم.
دیدم
تایپ من نبود چون متن از متونی بود که باید درگیر مشکلاتش باشی تا باهاش ارتباط برقرار کنی و برای من به جز قضیه قزوینی که تقریبا استعاره از تعرض به حریم خصوصی پسرهاست و متاسفانه هم برای من و هم برای شما اتفاق افتاده و اون اسم جان لاک و باغ آلبالو، معضل سیاسی بودن و شهرستانی و مهاجر بودن و... تداعی گر چیز خاصی نبود.
اما همراهم که بیست و هشت سال داشت و یک دهه از من کوچکتر و از قضا جامعه شناسی خونده بود به شدت راضی بود از کار
پس ازتون ممنونم که شب خوبی براش ساختید.
بازیها خوب بود و بازی آقای نعیمی دلنشین تر از دو دوست دیگه.
طراحی صحنه هم مثل متن خیلی تایپ من نیست و هر صحبتی درباره اش اضافه است.
از نورپردازی خوبی استفاده شده بود.
به مجموعه محترم تئاتر باران تبریک میگم که کار سختی رو شروع کردن و دارن ادامه می دن. من با ... دیدن ادامه » مشکلات سالن خصوصی یک سال درگیر بودم وقتی که تماشاخانه پارین رو بوجود آوردیم و اداره کردیم. سخته پس موفق باشید.
نگاهی به نمایش کافه فرانسه
روشنفکری آب دوغ خیاری در کافه‌های پاریس

هجویه «کافه فرانسه» در سطحی‌ترین حالت، حال شما را خوش می‌کند و در بهترین حالت، اعماق دلتان را خنک می‌کند. البته نمایش بی‌نقص نیست؛‌ شادابی خروج از سالن نقصان‌ها را به باد فراموشی می‌سپارد.


پاریس شهر روشنفکری، نماد تجدد و تجددخواهی،‌ شهر هنر، شهر مدرنیسم و فلسفه پساساختارگرایی،‌ شهر ایفل و قهوه خوردن در پیاده‌رو،‌ شهر "Je aime être ostentatoire " گفتن‌ها و هزاران چیز دیگر است. برای ما ایرانی‌ها یادآور شاهان قاجار سوار بر کالسکه و خیره به دوربین است. شهری است که با سقوط شاه آخرش،‌ مأمن خاندان قاجارها شد.
کافه مستر لولو در پاریس محل مصاحبت دو تن از این تجددخواهان بازمانده از قاجار است - البته خودشان مدعی هستند: موناکو و لیون البته در دل پاریس. این دو تن که روزگاری مراد ... دیدن ادامه » و حشمت نام داشته‌اند،‌ بیکار و بی‌عار روی توالت فرنگی همینگوی می‌خوانند و دیالوگ‌های باغ آلبالو را تکرار می‌کنند. اما وقتی لگن مادر یکی دچار آسیب می‌شود، به جای مراجعه به پزشک - به عنوان نماد تجدد - به سراغ دکتر قندی، سرسلسله حلقه می‌روند و از او قند طلب می‌کنند.
«کافه فرانسه» هجویه‌ای است بر کلیت جریان تجددخواهی و روشنفکری منحط ایران و استفاده از صفت منحط برای تفکیک میان روشنفکر واقعی و روشنفکرنماست. البته در «کافه فرانسه» تفکیک میان این دو چندان مشخص نیست؛ ولی مستتر است. استدلال نخست همانا که تئاتر خود برگرفته از جریان روشنفکری است و شخصیت‌هایی چون میرزا آقا تبریزی و آخوندزاده در مقام نخستین نمایشنامه‌نویس ایرانی همواره تصویری از روشنفکری ایرانی دوره قاجار بوده‌اند. پس اگر نمایش را حمله کامل به روشنفکری بدانیم در خطا بوده‌ایم؛‌ چرا که تئاتر خود از مظاهر روشنفکری در کشور است. استدلال دوم این است که کارگردان تنها بخشی از ظواهر روشنفکری را نشان می‌دهد و آن را تعمیم نمی‌دهد. هر دو شخصیت واجد مشترکات هستند. آنان خود را محصول دوران قاجار می‌دانند. همزمان نام نویسندگان را می‌برند. لباس مشابه به تن دارند و رفتار یکسان از خود نشان می‌دهند. در واقع از هم تقلید می‌کنند که می‌تواند در زنجیره دلالتی به تقلید زنجیره‌وار این قشر اشاره داشته باشد.
در «کافه فرانسه» تیغ انتقاد از این افراد بیش از اندازه تیز است. زبان کنایه و تعریض به سمت مستقیم‌گویی پیش می‌رود. حرف‌ها، کنش‌ها،‌ برخوردها و حتی بیان تفکرات این دو شخصیت به قدری مستقیم است که شما می‌توانید حس کنید مولف اثر به چه کسی اشاره می‌کند. در گام نخست، گارسون زن نمایش این دو شخصیت را تشریح می‌کند. حتی می‌گوید حدس می‌زند آنان با وجود استمرار حضورشان در کافه، در محله‌ای کثیف زندگی می‌کنند. اطلاعات از همان اول دال بر وضعیت این دو نفر است. ناگاه دو شخصیت شیک و تمیز بر فراز صندلی‌های بلند می‌بینیم. همه چیز از برتری آنان خبر می‌دهد. دو شخصیت از یک شیوه گفتگویی خاص استفاده می‌کنند. تند تند حرف می‌زنند. مدام کلمات را تکرار می‌کنند. پرش‌هایی گفتاری از یک موضوع به موضوع دیگر بدون گفتار واسطه را مکرراً استفاده می‌کنند و در اوج کار از اصطلاح سکوت و سکوت طولانی بهره می‌برند. همه چیز حکایت از این دارد که این دو حتی در شیوه حرف زدن از نظام زبانی آبسوردهای فرانسوی و در شکل افراطیش از روش دیالوگ‌نویسی هارولد پینتر استفاده می‌کنند.
حال وقتی از صندلی‌ها فخرفروشی خود فرو می‌آیند و خود واقعیشان را نشان می‌دهند، کلامشان ایرانی می‌شود. اسمشان مستقیماً به بافتی خاص از جامعه ایرانی اشاره می‌کند. حتی نامشان چندان قاجاری نیست. حشمت می‌توانست در ساده‌ترین شکل برای مثال حشمت الدوله باشد؛ ولی او حشمتی است اهل گلوبندک. لباسی که به تن کرده‌اند به قدری عاریه‌ای است که حتی طرز استفاده از آن را بلد نیستند. وقتی موناکو از لیون می‌خواهد ترانه‌ای فاخر بخواند، او بی‌مقدمه و فوری یک آهنگ اصطلاحاً کوچه‌بازاری می‌خواند. البته این نوع موسیقی را نمی‌توان موسیقی فالش نامید، کما اینکه در همین نمایش صدای مرحوم مرتضی احمدی نیز پخش می‌شود و باز مرز میان روشنفکر واقعی و روشنفکرنما مشخص می‌شود. یکی در قالب مرحوم احمدی پژوهشگرانه با این گونه موسیقی برخورد کرده است و در مقابل دو شخصیت اصلی قصد ارتزاق از این راه را دارند.
«کافه فرانسه» اثری هیجان‌انگیز است. مسیری را طی می‌کند که ظاهرش شبیه به تئاتر آزاد است؛‌ اما خود هجویه‌ای است بر آن. اگر استدلال اول این مطلب - که تئاتر خود از مظاهر روشنفکری است - را ملاک قرار دهیم؛ رفتار اهالی آن تئاتر آزاد چیزی می‌شود شبیه رفتار حشمت و مراد در این نمایش که از قضا نام‌های محبوب گونه تئاتر آزاد است. نمونه بارز استفاده از توالت فرنگی است که کارکردش در تئاتر آزاد منجر به خلق موقعیتی دیگر می‌شود و در این نمایش بازآفرینی می‎شود. ولی در بافت اجرای نقادانه مهران رنجبر به ابزاری علیه آنان تبدیل می‌شود.
با این حال «کافه فرانسه» با ابزار کلیشه‌ای تئاتر آزاد فرح‌بخش است؛ بدون آنکه در ورطه آن فرو رود. هجویه‌ «کافه فرانسه» در سطحی‌ترین حالت، حال شما را خوش می‌کند و در بهترین حالت، اعماق دلتان را خنک می‌کند. البته نمایش بی‌نقص نیست؛‌ لیکن شادابی خروج از سالن نقصان‌ها را به باد فراموشی می‌سپارد.
با عرض پوزش اما J'aime
نقدتان صحیح...کلامتان روا :-)
۲۸ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می دونید من زیاد تئاتر کمدی دوس ندارم چون احساس می کنم یه جورایی وقتم تلف می شه البته که صد در صد این سلیقه اییه "اما"...! این نمایش یه طنز زیرکانه داشت! طرز صحبت بازیگرها غلو شده بود یه جور دلچسبی! و چقدر خوشم میاد از تئاتر هایی که دو زبانه هستن... چقدر زیبا تصویر چند دهه پیش ایرونی های فرنگ رفته و روشنفکر رو ترسیم کرده بود! که هنوز ته فرهنگ غلیظ ایرونی شونو دارن ولی چه تلاشی می کنن فرنگی بشن! یه قسمتش رو خیلی دوست داشتم: اونجا که اسم کتاب های مشهور رو می گفتن، یه حس آشنایی داشت واسم یه نوستالژی غریب... بازی ها هم تمیز بودن از نظرم و شیرین! تنها ایراد کوچیکی که می تونم بکنم که باز اونم بر می گرده به سلیقه هر کس، دکور بود... من زیاد ارتباط برقرار نکردم حالا شاید من مفهومش رو درست درک نکردم!
در آخر یه تشکر بزرگ و محترمانه از آقای کاشانی عزیز دارم. آقای ... دیدن ادامه » کاشانی عزیز باز هم ممنون از سخاوت و لطفتون و برخورد دوستانه و محترمانه تون نه تنها با من بلکه با بقیه افرادی که وارد تماشاخانه باران می شدن. بهتون تبریک می گم به خاطر این اجرا که منحصراً محصول تماشاخانه باران بود. بسیار لذت بردم! و به بقیه دوستان تیوالی هم این نمایش رو توصیه می کنم.
خانم ابراهیمی درود
بنظر بنده کافه فرانسه تنها هموطنان فرنگ نشین را هدف قرار نداده است بلکه هرگونه ماسک تجدد بر چهره های متحجرانه را نشانه گرفته است.
آدم های کوچکی که سعی می کنند بر صندلی های بزرگ، خود را بنشانند.
۲۶ مرداد ۱۳۹۴
ممنون از راهنمایی تون در مورد دکور! اصلا بهش اینطوری فک نکرده بودم!!!! چقدر جالب شد! حرفتون رو قبول دارم. مطمئنن همین طوره! نقاب فرهیختگی! و چه متظاهران قهاری باید باشن این عده!
۲۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد خرید بلیت روزهای تازه این نمایش آغاز شد.
تیاتر باران این را خواند
باعرض سلام و خسته نباشید

در قسمت تخفیف نوشتید تخفیف وفاداری مبلغ بلیتش میشه 21000 تومان در حالی که اشتباه هستش و میشه 17500. گفتم شاید دوست داشته باشید اصلاح کنید.
۲۴ مرداد ۱۳۹۴
درود بر شما
متن ویرایش شد، سپاس از آگاهی رسانی شما.
۲۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«کافه فرانسه» اثری هیجان‌انگیز است.

«کافه فرانسه» حال شما را خوش می‌کند و اعماق دلتان را خنک می‌کند.
دوست داشتم نمایش و
صندلیهاى بسیار بزرگ و توالت فرنگیهایى که همه چیز رو در خودشون میبلعن ، پول ، خاطرات و حتى عکسهاى مادران رو ...

حمید رضا نعیمى واقعا بامزه ست تو این کار مخصوصا وقتی ازش می خان که آهنگ فاخر بخونه :)


پى نوشت : من به شدت این نمایش رو توصیه میکنم ؛ مطمئن باشین وقت و هزینه تان را به هدر نداده اید .

کاملاموافقم... منم دیروزبه تماشای این تئاترزیبانشستم وکلی لذت بردم
۰۳ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی می رفتیم "پاریس" پاریس اینجوری نبود
این جمله رو کش دار بخونین :)
یه نمایش خوب با ریتم مناسب خلق لحظات طنز به جا
کار شریف و دوست داشتنی بود
طراحی صحنه خلاقانه و ایده های خوب نورپردازی
توصیه می کنم این کارو
دیروز با حضور"امیرحسن چهل تن" این نمایش روی صحنه رفت و توضیح داد که فکر نمی کرده داستانش قابلیت تبدیل شدن به نمایش و داشته باشه و از این اقتباس راضی بود...بسیار لذت بردم از دیدن این نمایش
در پس خنده هامون فکر بود...کافه فرانسه به نظرم مثل یه کیک خوشمزه ست :)
و واقعاً از تماشای آن لذت بردم. واقعاً لذت بردم.
طراحی صحنه، لباس و نور خیلی خوب بود. داستان نمایش خیلی جالب بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان لطفا تخفیف 40 درصدی یکشنبه های باران را برای این نمایش نیز فعال بفرمایید...
درود بر شما
تخفیف تنظیم شد. سپاس از یادآوری شما... لطفا حتما زین پس در ایمیل باز شدن روزهای تازه تخفیف یکشنبه ها را به تیم محتوای ما یادآوری فرمایید.
۲۲ مرداد ۱۳۹۴
همیاری عزیز در مورد نمایش واینک نیز لطفا اعمال فرمائید.
سپاس.
۲۳ مرداد ۱۳۹۴
جناب کیان
انجام شد.
۲۳ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«کافه فرانسه» با بهره‌گیری از فضای سبک اکسپرسیونیسم و با استفاده از دو صندلی بزرگ جایگاه کوچک و حقیر دو مخالف خارج‌نشین را نشان می‌دهد. حشمت و مراد که پس از مهاجرت و برای فرار از اصلیت‌شان بدون دلیل، فکر و تعقلی نام‌شان را به «موناکو» و «لیون» تغییر داده‌اند در فرانسه کاری جز کافه‌نشینی، گفتن جملات فلسفی و هیزبازی ندارند. این دو که می‌خواهند در ظاهر نقش افرادی با اندیشه‌های بزرگ را بازی کنند، در عمل دغدغه‌هایشان به بردن دل گارسون و دعوا بر سر سال اقامت‌شان می‌رسد...


نقد روشنفکر‌های پاریس‌نشین در تماشاخانه باران
«کافه فرانسه» پاتوقی برای کم‌مایگان بی‌هویت
http://javanonline.ir/fa/news/732448/
تیاتر باران این را خواند
مهدی..، Positron، مهدی حسین مردی و سعید ضابطی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد خرید بلیت روزهای تازه این نمایش آغاز شد.
تیاتر باران این را خواند
درود بر شما... تخفیف ۴۰ درصدی یکشنبه های باران برای ۲۵ مرداد موجود نیست؟
۲۱ مرداد ۱۳۹۴
درود بر شما
بله، تخفیف همینک روی تیوال فعال است.
۲۲ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه‌خوانی اثر پرتوهای گاما بر روی گل های همیشه بهار ساکنین کره ماه

محل: تئاتر باران
روز اجرا: شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴
ساعت: ۱۸:۰۰
بهای بلیت: ۱۵,۰۰۰ تومان

نویسنده: پل زیندل
مترجم: شهرام زرگر
کارگردان: فرخ نعمتی
بازیگران: مسعود رایگان، رویا تیموریان، سهیلا رضوی، مازیار ملکی، مریم نعیم زاده


صحنه خوان: فرخ نعمتی
دستیار کارگردان: مازیار ملکی
نشانی: ... دیدن ادامه » خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲
تلفن: ۶۶۱۷۶۸۲۵ - ۶۶۱۷۶۸۱۲ - ۶۶۱۷۶۴۰۳
چرا در برگه نمایش کافه فرانسه ؟؟ اشتباه لپی یا چیز دیگر؟؟؟
۱۹ مرداد ۱۳۹۴
جهت تبلیغ اگه اشتباه نکنم
۲۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسانیم تخفیف وفاداری تیوال برای این برنامه فعال شد:
خریداران نمایش های تماشاخانه باران با 30% تخفیف و بهای 17.500 تومان
چقدر خوب که نمایشهای باران به تیوال برگشتند! بلیت نمایش "سعادت لرزان..." رو از سایت tik8 خریدم (چون اون موقع در تیوال فروش نداشت) ولی برای این نمایش حتما از تیوال عزیز بلیت خواهم خرید! :))

زنده باد تیوال!
۱۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید