تیوال نمایش دژاوو
S2 : 11:35:43
  ۲۱ اردیبهشت تا ۲۷ خرداد ۱۳۹۴
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: هارولد پینتر
: مسعود دلخواه
: فرخ نعمتی، سیامک صفری، رحیم نوروزی، بیژن زرین

: فاطمه زعفرانی
: فرشید قاسمی
: رضا قانعی، فرحان مهاجرانی
: شادی احدی فر
: مازیار ملکی
: صادق حیدری
: میلاد آزرم
: یاشار بیک زاده
: نیما بری
: پگاه بزرگ
: امید ویسی
: بابک حقی
: آزیا توسلی
: سمانه زارع پورمسعود دلخواه در گفت‌وگو با خبرنگار آنا گفت:
از آنجا که فرم و محتوای اثر به مفهوم دژاوو (آشناپنداری و تصور آشنا بودن اتفاقات و مکان‌ها در حالی که در زندگی فرد چنین رویدادی رخ نداده باشد) نزدیک است تصمیم گرفتم به جای «از اینجا تا ابدیت» از عنوان «دژاوو» برای نمایش استفاده کنم.
با توجه به این‌که فضای متون نمایشی چخوف و میلر کاملاً ریالیستی نیست این امکان را به کارگردانان می دهد که بیشتر روی شکل اجرای استیلیزه مانور داشته باشند.
اگرچه در متن اصلی دژاوو در یک یا دو صحنه تکرار می‌شود اما من در اجرا لحظه‌های آشنایی در مکان و زمان را گسترش داده‌ام.

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از نمایش دژاوو (سری دوم) / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری نمایش دژاوو / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش دژاوو (سری نخست) / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش دژاوو / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری نمایش دژاوو / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش دژاوو / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» فقط 3 روز تا پایان نمایش «دژاوو» به کارگردانی مسعود دلخواه باقی مانده است

» اجرای ویژه‌ «دژاوو» در روز شنبه/ تغییر ساعت به 19:30 در اجرای شنبه

» نوشته دکتر عالمی درباره نمایش دژاوو

» هنرمندان به تماشای نمایش «دژاوو» نشستند

» استقبال کم نظیر از نمایش دژاوو / پیام تسلیت به آقای دکتر مسعود دلخواه کارگردان نمایش دژاوو

» فرصت ویژه برای دیدن نمایش دژاوو

» دژاوو یک پازل ِ سخت لذت بخش

» نشست خبری نمایش "دژاوو" چهارشنبه 16 اردیبهشت برگزار می شود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دژاوو نمایش سختی ست

برای درک کامل یا باید کار دو سه بار دید یا پیش از دیدن نمایشنامه اصلی را خوند تا قطعات مشوش البته نه در معنای منفی کار رو بهتر کنار هم قرار داد و لذت بیشتری برد
دکتر دلخواه با درک درستی که از تیاتر دارن با کمک بازیگران بی نظیری چون سیامک صفری و فرخ نعمتی ، دکور و موسیقی خیلی خوب و میزانسن های فکر شده و درست به بهترین شکل حس و حال صحنه ها رو به بیننده القا می کنند
و یه نکته ای که خیلی تو ذوقم زد تعریف صریح و گل درشت دژاوو توسط پرسوناژ ها در خلال نمایش بود...
اما نمیتونم از پایان بی نظیر کار که شاید بهترین و باشکوه ترین پایانی برای یک نمایش بود که تابحال دیدم ،بگذرم .

دژاوو به زیبایی شعرهای دکتر یا شاید بوریس بود
به زیبایی امیلی یا الیزه...

بمانید برای تیاتر ایران پایدار دکتر دلخواه عزیز ،سیامک صفری و فرخ نعمتی بی نظیر




پ.ن: ... دیدن ادامه » این فوم های پاره پوره که جای صندلی گذاشتن و با ماژیک روش شماره نوشتن خیلی توهین امیزه
بسیار با نکته آخر موافقم. تماشاخانه ایراتشهر و این صندلی؟ دشکچه مودبانه تر بود!
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
متاسفانه...

ممنون ns عزیز از این که خواندید
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
به نظر من در مورد دژاوو فقط میشه گفت نمایشی بسیار عالی با بازی درخشان آقای سیامک صفری و آقای فرخ نعمتی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت اجرای سانس ویژه‌ی روز شنبه 23 خرداد ماه ساعت 19:30 همینک فعال است
وحید هوبخت، آرش اشجع و negin این را خواندند
این سانس ویژه چه فرقی داره؟ینی چه کار خاصی انجام میشه؟
۲۱ خرداد ۱۳۹۴
کار خاصی انجام نمیشه، فقط زمانش یک ساعت زودتره :))
۲۲ خرداد ۱۳۹۴
و اینکه شنبه هست..شنبه ها تئاتر تعطیله
۲۲ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بوریس شعرهایی می خواند که هریس پیشتر برای کسی نخوانده بود؛
حرف هایی می دانست که پیشتر گفته نشده بود
و خاطرات یکسان

این ها همگی ذهن مرا به این سوی برد که شاید بوریس، همان هریس باشد و هریس همان بوریس. (چیزی شبیه به آنچه در Fight Club)

و امیلی و الیزه و دریاچه و ساحل و قایق، تنها واژگان یک شعر ناتمام باشند.
ابرشیر، شیدا مطلبی، n s و مرتضی این را خواندند
sajjad salimi، *مرضیه* و Marillion این را دوست دارند
درود
اگر اینجور که شما نوشتید میبود، خوب بود ولی نمایشنامه نویس این نمایش برخلاف نمایشنامةاصلی پینتر اصرار در خلق و نقل کامل یک داستان داشتند که این یعنی بوریس باید در قالب قایقران خود را جا بزند و ... براین اساس اگر بوریس شعری از هریس میخونه به این دلیله ... دیدن ادامه » که قایقران بوده و شنوندة اشعاری که هریس برای امیلی میخونده. ازین حیث متأسفانه امکان برداشتهای چندگانه و تبلور قرائت های متفاوت از اجرا چندان فراهم نیست دوست عزیز
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
اگه اهل بازی کامپیوتری هستید bioshock infinite رو پیشنهاد میکنم!
۰۶ تیر ۱۳۹۴
مرسی از پیشنهادتون
خیلی اهل بازی نیسنم
۰۷ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌وگو با سیامک صفری به بهانه بازی در نمایش «دژاوو» به کارگردانی مسعود دلخواه
بازیگر در موقعیت تماشا شدن

روزنامه فرهیختگان: سیامک صفری یکی از بازیگرهای توانای تئاتر ایران است و بازی‌اش در یک اثر نمایشی به شما این اطمینان را می‌دهد که می‌روید و یک بازی استاندارد را تماشا می‌کنید. او این روزها در کنار فرخ نعمتی و رحیم نوروزی در نمایش «دژاوو» به کارگردانی مسعود دلخواه بازی می‌کند. این نمایش نوعی پیچیدگی روایی در خودش دارد و برای بازی کردن چنین پیچیدگی‌ای یک بازیگر باید بسیار تلاش‌ کند. سیامک صفری یک بازیگر تکنیکی است و جنس بازی خودش را دارد و با بازی او همیشه احساس صمیمیت می‌کنید. اما یک وقت‌هایی هم هست که احساس می‌کنید بازیگر حین اجرا سختی‌هایی را تحمل می‌کند. این رابطه بین تماشاگر و بازیگر نیز وجود دارد. پس از دیدن «دژاوو» بود که این ... دیدن ادامه » سوال در ذهنم ایجاد شد که یک بازیگر چطور می‌تواند با سختی‌ها کنار بیاید. همین است که در گفت‌وگو او هم به سختی متن و اجرا اشاره می‌کند و می‌گوید باید با این سختی‌ها کنار بیاید و به اجرا برود. سیامک صفری در این گفت‌وگو از روش مواجه شدنش با اجرا و متن می‌گوید.
در لینک زیر بخوانید:
http://www.farheekhtegan.ir/?nid=1676&pid=8&type=0
مرتضی و زهرا خضوعی این را خواندند
بهنوش قرائی، کیان و بهرنگ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من میتونم سکوت کنم ، اما نه تا آخر عمر .....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی آقای صفری خیلی خوب بود ، من که خیلی دوست داشتم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هریس : امیلی عاشق تو بود ولی تو قدر اون نمی دونستی
بوریس : اون موقع من هیچی از شعر نمیدونستم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک توضیح تکمیلی در ادامه ی نقدهای پیشین :

در طول نمایش ، حرفهای بسیاری رد و بدل میشود که هرکدام حاوی نشانه هایی ست ...
اینکه کدام یک از آنها عینا رخ داده یا دست کاری ذهنی شده و یا تخیل محض ست ،اصل ومحور ماجرا نیست اتفاقا نویسنده به این دلیل انهارا پیش میکشد که بگوید برای یک اصل میتواند هزاران فرعیات وجود داشته باشد که همان نتیجه را بدهد وشاید جذابیت داستان برهمین ست که این تشخیص به عهده ی مخاطب گذاشته شده که خودش از میان آنها داستان خودش را انتخاب کند شاید گزینش نام دژاوو هم بهمین خاطرست
مثلث عشقی وجود داشته که بهر دلیلی یکی از عاشقان آن حذف میشود ( برای این حذف هم چندین نظریه در کل داستان داده میشود که میتواند هرکدام باشد ) پس از مدتی ملاقاتی صورت میگیرد که درباره ی همان مثلث عشقی ست اما اینبار معشوقه سالهاست که دیگر نیست ..
دوعاشق قدیمی دراین ... دیدن ادامه » باره با شیوه های خاص خودشان صحبت میکنند
مخاطب در فضایی از اتفاقات رخ داده و نداده قرار میگیرد ،در آشنا پنداریهایی که واقعی و غیر واقعی ست در تعلیق زمانی که میخواهد به یک نتیجه ی نهایی برسد که دوست خوبمان آقای کیان اشاره ی خوبی در نقدشان به ان کردند ... "که آن یک چیز، جز ذهن بشری و بازی هایش نیست!" و البته با تکیه و تاکید بر نمایش ِکنش ها و واکنشی های انسان در برابر اتفاقاتی که پیش می آید..
دیگر این میان جزئیات اهمیت خودرا از دست میدهد و تناقضاتی که به چشم مخاطب می آید جزو بازیهای ذهنی و هوشمندی انسان ، تبدیل به هزار مسیری میشود که میتواند باشد ونباشد اما نتیجه ی یکسانی را ایجاد کند حتی با احترام به دوستانی که درگیر این تناقضات هستند میخواهم تاکید کنم که نویسنده از عمد چنین قصدی دارد که در فضایی متناقض گو ، مخاطب را بیشتر درگیر جزئیات و اینکه ماجرا در اصل چه بوده کند واینگونه بازهم ثابت کند میتواند با درگیری ذهن ، کلافی سردر گمی بسازد که گاهی قادر نیست از مخمصه هایش بیرون بیاید
درپایان هم مخاطب را به این منظور برساند که قوی ترین سلاح انسان ذهن اوست و تا زمانی که اراده ی ذهنی اش نخواهد چیزی تغییر نمیکند و آنچه برایش پیش می آید از تاثیرات ذهنی او ست
دوست ارجمندم..از منظری قضایا را تحلیل کردید که می تواند بر نوع برداشت ها از کلیت اثر تاثیرگذار باشد.. ممنون
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
خانم ثانی عزیز

نمیدونم چرا فکر میکنید من میخوام این اجازه رو از شما و بقیه بگیرم که برداشت خودتون رو داشته باشید؟!! هرکس قطعا برداشت خودش رو داره و میتونه به برداشت خودش اعتماد داشته باشه. اما تکرار میکنم که برداشت همه حتما درست نیست.
مثلا یک نفر فیلم ... دیدن ادامه » آدم برفی رو ببینه و بگه این فیلم درباره تغییر جنسیت بود و این عمل رو تقبیح میکرد.
این فرد برداشت خودش رو داره و به برداشت خودش هم اعتماد داره. اما برداشتش درست نیست.
الان هم مسئله این نیست که من میخوام برداشتهای شما عزیزان رو تغییر بدم. مسئله اینه که من از شما پرسیدم این تئاتر چی میگفت و خودم نتونستم یک برداشت بدون تناقض ازش داشته باشم و دوست دارم چنین برداشتی داشته باشم و از شما دوستان در اصل کمک خواستم.
نتیجه تا کنون برای من این است یک برداشت بدون تناقض وجود ندارد.
تکرار میکنم بنده فقط دنبال یک برداشت که تناقض نداشته باشه هستم و به دنبال متقاعد کردن کسی و تغییر نظر کسی نیستم.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
بابا راست میگه کیارش،
البته من بعد از نمایش به نظرم همه چیز منطقی میآمد و پیچیدگی ای هم نمیدیدم ولی الآن که بهش فکر میکنم، میبینم هر جور حساب میکنم یه جای کار میلنگه و منطقی نیست.
شما درست میفرمایید خانم ثانی، لزوما یک برداشت درست وجود نداره ولی به قول ... دیدن ادامه » کیارش حداقل یه برداشت باید وجود داشته باشه که داستانش جور دربیاد به خصوص که خود آقای دلخواه ادعا کردند یک داستان کامل رو بیان کردند. به نظرم بهترین راه همینه که از خود آقای دلخواه بخواهیم این داستان رو بیان کنند.
۱۱ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"بوریس بوریس: من یک مرد آزادم! یک مرد 'زنده' و آزاد !
دکتر هریس: خیلی وقته ما 'در این خانه' یک مرد آزاد نداشتیم."
با اختلاف اندکی به دیدن دو نمایش بسیار زیبا در سالن های ناظرزاده و سمندریان ایرانشهر رفتم که هر دوی این آثار برای من بسیار جذاب و دلنشین بودند در مورد نمایش دژاوو, بازی بیادماندنی جناب صفری مثل همیشه غافلگیرانه بود و نمایش هم توقع بیننده رو تا حد زیادی ... دیدن ادامه » برآورده میکرد
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دژاوو تئاتری باشاخصه ی تعلیق و روایت سیّال و ناهمسان

*به بخشی از دیالوگها وداستان اشاره شده ست
متن با قدرت ابهام زدایی در روند داستان مخاطب را در فضایی قرار میدهد که میداند اتفاق ِوحشتناکی رخ داده اما چرایی و چگونگی آن مشخص نیست ...
کاراکتر اصلی داستان در تعلیقی در زمان از گذشته تا حال ، دگرگونی های روانی و ذهنی را نشان میدهد که از فراموشی (فرار )تا جایگزینی، تغییر هویت و حتی انکار پیش میرود و تمام اینها با مهارت تمام به اتفاقی گره میخورد که داستان براساس بازگشایی این گره پس از سالها در برشی از چند ساعتِ یک ملاقات رخ میدهد ..
اولین گشایش گره از همان جملات اولیه نمایش درمورد جنگ آغاز میشود
" بوریس–شما چی ؟ تاحالا کسیو کشتین ؟
دکتر هریس_درست بخاطر نمیارم ، موضوع حرف رو عوض کنیم .."
پس از آن مخاطب با هر دیالوگی در مسیر مفاهیمی قرار میگیرد که هرکدام نشانه گذاری شده برای رسیدن به نتیجه ی نهایی در سیری سیال از روایت هایی ست که نیازمند روشن شدن ست ..
کابوسهایی که مدام تکرار میشود ، صدای مرغان دریایی که شنیده میشود ، سکوتی که پیشنهاد ِموضوع صحبت میشود ، شبی که میتواند ماقبل آخر باشد ،تکرار مکرر بخشی از دیالوگ ها ، و زنی که توصیفش بارها و بارهاگفته میشود ..
زمان ِنسبتا زیادی که برای قرار گرفتن مخاطب در فضای ِمورد نظر از تاثیر روابط مابین کارکتر اصلی ، زن مورد علاقه اش ،مهمان و اتفاق ِمورد بحث( که گاه شکل انتزاعی و گاه رئال میگیرد) صرف میشود -که برای اغلب تماشگران کشدار و خسته کننده ست -حداقل زمانی ست که لازم ست مخاطب در تعلیق مورد نظر قرار گیرد و همزمان پیش برود تا در لحظات پایانی گره ها گشوده و ماجرا روشن شود همین تعلیقی که گاها برای مخاطب تناقض ایجاد میکند اما با تکیه بر سرنخ های داده شده که جز با دقت و تمرکز بر مفاهیم دیالوگها، تخیل و پس از آن ربط دهی مناسبشان بهم ، باعث لذت ِکشف نهایی نمیشود، تمام افراد نقش خودشان را در این جریان دارند وهرکدام روشنگر بخشی از ماجراست
و زمانی که با اصل اتفاق مواجه میشویم احساس میکنیم چقدر آشنا بوده ست گویی از ابتدای داستان میدانستیم که چنین اتفاقی افتاده (مثل آشنایی قبلی دو دوست قدیمی)
اگرچه بازهم تا آخرین لحظه نویسنده سعی میکند فضا را در دست داشته باشه و با تاکید این دیالوگ که " دیگر موضوع حرف عوض نمیشود هرآنچه دراین لحظه وجود دارد تا آخر ،همین باقی خواهد ماند "..علی رغم باز گشایی ها میگوید جبران یا تغییری پس از این نخواهد بود و آنچه از دست رفته است ابدی ست

بازی ... دیدن ادامه » بازیگران حرفه ای و قابل تقدیر ست بااحترام به بازی وپتاسیل خوب جناب زرین ،بشدت جای " هوتن شکیبا" را دراین نقش خالی میدیدم ..و در طول اجرا گمانم این بود وجود ایشان این کادر حرفه ای بازیگران را بی نقص میکرد ..
استفاده تجسمی از زن داستان و در قسمت نهایی که با کنار رفتن پرده ها و روشن شدن ماجرا و خواندن ایشان توام بود برای من ایده ی خوشایندو مکمل مناسبی بحساب آمد
انتخاب موسیقی و نور ، دکور و طراحی لباس ها قابل قبول ست و کارگردانی که بی شک قابل تقدیر ..

تئاترهایی با تم مفهومی و دیالوگ محور اگرچه دارای اکت کمی هستند یا از لحاظ بصری ، جذابیت خاصی برای مخاطب ایجاد نمیکنند اما وجودشان در کنار سایر تم های اجرایی لازم و ضروری ست و فرصتی ایجاد میکنند تا با موضوعی شاید تکراری اما زوایای خاصی از درون انسانی و بازخورهای رفتاری اش آشنا شویم
با سپاس از جناب دکتر دلخواه برای انتخاب و اجرای این نمایش و آرزوی موفقیت های بیشتر برای ایشان و گروه محترمشان
نیلوفر ثانی
24 اردیبهشت 94

*باپوزش بدلیل طولانی شدن متن
خانم ثانی بزرگوار به نکات مهمی اشاره کردید.
خوشحالم که کار دوست داشتید.
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
ممنون و بینهایت سپاسگزارم خانم ثانی عزیزم
قلمتان توانا ، نگاهتان همواره زلال و مسیرتان همیشه به سمت موفقیت باد .
شاد باشید و پاینده
و به امید دیدار

جناب ابرشیر گرامی و بزرگوارم
قلم من ناتوان تر از آنست که پاسخگوی اینهمه لطف و مهربانی باشد ، بینهایت ممنونم از محبت و مهرتان .
بدون هیچگونه تعارف و از صمیم قلب به وجود ارزشمندتان در تیوال افتخار می کنم و خوشحالم که همواره با نگاه موشکافانه و نقد دقیق و نوشته های همشیه ظریف و نکته بین تان که سرشار از عشق و مهر است و با ادبیاتی وزین به آثار نمایشی ، سینمایی و موسیقی و حتی مخاطبانشان ، برخورد نموده و زمینه ساز رشد و تعالی این فضای فرهنگی گردیده اید .درود برشما
بی تردید شما یکی از برجسته ترین اعضای تیوال و یکی از بهترین منتقدان حرفه ای این شبکه ی فرهنگی بوده و هستید که ضمن برخورداری از سطح بالای دانش و آگاهی ، قلمتان بغایت شیوا و دلنشین و نگاهتان سرشار از عشق است و مهراست و زلالی و زیبایی .
بهروز ... دیدن ادامه » باشید و پایدار

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
 خانم حدادی بزرگوار و نازنین همیشه با بزرگ منشی و مهر سرشارتان من را مورد لطف و عنایت قرار می دهید،،، ای کاش کمی سزاوارش باشم. ممنونم بانوی گرانقدر ... من را شرمنده می کنید
با شما تیوال دوست داشتنی تر و مهربان تر است. خوشحالم که هستید.
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استاد دلخواه
خب سخته درمورد ایشون نوشتن از بس که شخصیت بیرونی ایشون ناز و زیباست.
با عرض معذرت از استاد
من نمایش رو در کل دوست نداشتم شاید چون زیاد به فن و تکنیک رئالیسم آشنا نیستم.
اما برای این نظرم چند دلیل می آرم که اگر اشتباه می کنم دوستان کمک کنن تا نظرم رو اصلاح کنم.
جسارت استاد دلخواه در بازنویسی کار پینتر به نظرم خوب و به جا بود و دراماتورژی ایشون به طرز درستی انجام شد.متن رو تونستم بفهمم.
بازیگران کار:
به ترتیب می شه به عنوان باور پذیر بودن از رحیم نوروزی، فرخ نعمتی و سیامک صفری اسم ببرم و بیژن رزین هم بدون تقصیر از تصویر خارج بود که خب قابل درکه.
رحیم نوروزی همیشه نسبت به نقش های قبلی خودش کمی تغییر داره و اینجا هم این تغییر اندک رو می شد دید.
فرخ نعمتی، یادآور دوران کودکی من و جنگ هنر هفته که ایشون مجری او بودند، هم در جای خودش قرار داشت و البته تغییری نسبت به اجراهای گذشته نداشت و من هم انتظاری از ایشون ندارم چون ایشون متعلق به همین سبک هستند و دراین سبک زیاد تغییری دیده نمیشه.
سیامک صفری این بار نتونسته بود سیامک صفری شوخ و شنگ باشه چون جایی برای شوخی در متن نداشت وگرنه همون بازی همیشگی خودش با صدای بلند و شمرده شمرده حرف زدن و استعداد در افتادن بر روی زمین رو داشت.
نورپردازی در بعضی صحنه ها نامناسب بود.مثلا درهنگام تنها شدن سیامک صفری و فرخ نعمتی، سایه صورت سیامک صفری روی صورت فرخ نعمتی بود.
طراحی صحنه کاربردی بود و کمک می کرد به اجرا.مناسب بود.(کمی هم نوسالژیک بود چون از همون لته های چوبی کف اجرای کامنت استفاده شده بود ) )
موزیک آروم و لایت و آرامش بخشی داشت که با دنیای متن همخوان بود.
طراحی لباس جاهایی مناسب و جاهایی توی ذوق می زد.مثلا لباس های آقای زرین مناسب به نظر نمی رسید.
ریتم ... دیدن ادامه » کار کند بود.بازم می گم ارتباط برقرار کردن با اجرایی که به شیوه رئال و کاملا مبتنی بر دستور صحنه متن و وفادار به اون باشه کمی برای من سخته ولی احساس می کنم یک راه هایی برای از کسالت در آوردن این جور اجراها وجود داره (البت بنا به صلاح دید کارگردان کار) مثل تند کردن ریتم و برداشتن مکث ها، استفاده از ارتفاع متفاوت در طراحی صحنه، نور پردازی متفاوت و اکت.
خب تنها اکتی که در کار دیده شد دو حرکت سیامک صفری بود یکی سینه خیز رفتن و دومی به هم ریختن لیوان ها و نمایشی که در این حد از اکت برحذر باشه بدون شک فقط طرفداران خاصی رو خواهد داشت و امثال من که فرم براشون مهمه و اکت رو دوست دارند کمی دلزده می شن.
بازیگر بی دیالوگ زن تا وقتی که شروع به سولو خوانی نکرده بود به نظرم یک ایده درخشان بود.
در انتهای نمایش که ایشون سولو خوانی کردند کمی برای من غیرقابل هضم بود حضورش که نه زیاد به رئالیسم موجود در کار می خورد و نه به پینترسک احتمالی ( هرچند شاید اصولا انتساب رئال بودن به کار یک مقداری بی انصافی باشه و بشه کار رو تا حدی بین دو سبک اکسپرسیون و رئالیسم جادویی جا داد)
در پایان
باید بگم که استادی همچون دکتر دلخواه می دونه که چی می خواد و نیازی به من و متن من نداره.بازیگران بزرگی در کار حضور دارند که کوله باری از تجربه رو به دوش می کشند.
اینکه من این کار رو دوست نداشتم (در کل ولی نه در همه اجزا) و اینکه درموردش نقد نوشتم فقط و فقط قصدم دوره کردن معلوماتم بود.
به همه اعضای این گروه خسته نباشید می گم.
آقای خان احمدی سپاس
ابعاد مختلفی از نمایش را مورد توجه قرار دادید.
در مورد نقدی که بر نورپردازی وارد نمودید کاملا با شما موافقم.
البته بنده کار را بسیار پسندیدم و نظرم را متعاقبا ارسال خواهم نمود.
اتفاقا بعد از اجرا با خود می گفتم امروز و فردا حتما مطلبی از ... دیدن ادامه » شما و خانم ثانی که گفته بودند بلیت امشب را دارند خواهم خواند.
خوشحالم که نیمی از پیشبینی محقق شد.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
میشه گفت بیشترین ضرر رو صندلی های واقعا غیر قابل تحمل سالن به این کار و کارهای آینده میزنه و خواهد زد چون شما رو بعد از بیست دقیقه بی قرار میکنه و ناخود قسمت هایی از نمایش رو از دست خواهید داد.این شاید تنها نقطه ای در نظر من هست که فکر کنم همه بام موافق ... دیدن ادامه » باشن.

به نظرم کانسپت دژاوو در اکثر کار جای خودش رو به یک تکرار صرف داده بود و به نظر من این دو با هم متفاوتند، البته در دو سه جا فقط، واقعا خوب در اومده بود.
میزان سن های بیش از حد قرینه بازیگران واقعا من رو از روند نمایش جدا میکرد، البته بعضی از میزان سن ها واقعا عالی بود و حتا حس دژاوو رو در من به وجود آورد.
بعضی از لوازم صحنه واقعا همخوانی با دیگر لوازم نداشت، مثل میز کنار مبل، میز تلفن،
خیلی جاها من دلیل این کم و زیاد شدن نور و نور شدید پشت در رو متوجه نشدم.
پایان نمایش به نظرم نقطه قوت این کار از نظر تصویری بود که البته نرده های پنجره ها در بسیاری از زوایای سالن صورت بازیگر زن ( خواننده سولو) رو ماسک میکرد.
در اجرای من صدای نویز یکنواخت اسپیکرهای بالای سرم در زمان سکوت واقعا آزار دهنده بود.
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
با بخش اول فرمایشتون بسیار موافقم
واقعا سالن غیر قابل تحمل بود و تمرکز شما رو از روی نمایش به مهره های کمرتون جا به جا میکرد ...
۰۷ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید