تیوال نمایش دل سگ
S2 : 18:39:03
  ۱۷ تیر تا ۰۱ شهریور ۱۳۹۳
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: محمد یعقوبی
: (به ترتیب ورود) حبیب رضایی، اشکان جنابی، آوا شریفی، نوید محمدزاده، آیدا کیخایی/آیلین کیخایی، سهیل قنادان، حامد پورزارع، نیلوفر وهاب‌زادگان

: منوچهر شجاع
: باران کوثری
: فرشاد فزونی
: ماریا حاجیها
: آرمان کوچکی
: محمد قدس
: رها جهانشاهی، محمد قدس
: سامان پورسلیمانی، داوود ونداد
: مصطفی قاهری، نوشین جعفری، آیلین کیخایی
: نوشین جعفری
: عسل امین نیا، آیلین کیخایی
: ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ ﺣﺴینی، ﻓﺮﯾﺪ ﺣﺴﯿﻨﯽ
: وصال روزخش

بر اساس رمان دل سگ نوشته بولکاگف ترجمه مهدی غبرایی

تلفن رزرو:

09374672641
09195173027

نکته: ردیف های بسته روی تیوال از طریق سایت تماشاخانه ایرانشهر قابل خرید می باشد

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش دل سگ / عکاس: ماندانا رنجبر

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش دل سگ / عکاس: شراره سامعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش دل سگ / عکاس : شراره سامعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش دل سگ ( سری دوم) / عکاس: شراره سامعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش دل سگ ( سری نخست) / عکاس: شراره سامعی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» یادداشت نوید محمدزاده بعد از گفتگو با آوای تیوال

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لغو و جابه‌جایی اجرای جمعه ۳۱ مرداد به شنبه ۱ شهریور

از سوی مجموعه محترم ایرانشهر مطلع شدیم اجرای روز جمعه ۳۱ مرداد این نمایش لغو شده است، با توجه به اینکه این اجرا واپسین اجرای این نمایش بود اجرای ویژه ای برای روز شنبه ۱ شهریورماه برگزار خواهد شد و بلیت شما دوستان به روز شنبه ۱ شهریورماه و همان ساعت جابه‌جا شده است، شما می توانید با همان کد پیگیری روز شنبه ۱ شهریور به گیشه مجموعه ایرانشهر مراجعه نمایید و به دیدن نمایش بنشینید.

دوستانی که به هر دلیل نمی توانند در این روز به تماشای این نمایش بنشینند، می توانند برای لغو خرید خود نهایت تا فردا جمعه ۳۱ مردادماه با ذکر کدپیگیری شماره کارت و نام صاحب کارت خود به پشتیبانی تیوال به نشانی support@tiwall.com ایمیل بفرستند.

اطلاع رسانی از طریق پیامک و ایمیل به عزیزانی که در این روز بلیت تهیه نموده اند نیز ... دیدن ادامه » انجام شده است.
yani chi??????????????/ in che vazeshe?????????? mage mardom maskharan???
۳۰ مرداد ۱۳۹۳
!!!!! به ایران خوش آمدید !!!!!
۳۱ مرداد ۱۳۹۳
آخه چرا؟؟؟؟؟
عجب!!!!!!!!!
۳۱ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جفای به مخاطب

پیش از تماشای نمایش دل سگ ، با نیم نگاهی به زندگی بولگاکف ، می توان مطمئن شد که مخاطب اثری به شدت ضد انقلابی هستی.دل سگ را بولگاکف در سال 1925 در همان نخستین سال های پیروزی انقلاب بلشویکی هنگامی که کارگران حزب سوسیال دموکرات در روسیه به رهبری لنین علیه منشویک ها شوریده بودند نوشت و تا 62 سال بعد در گوشه ای خاک خورد ، تا در زمان اتحاد جماهیر شووروی سابق اجازه نشر بیابد.بولگاکف بریده از تفکر انقلابی و به دور از آرمان های آن و با انزجار از ایدئولوژی های کمونیستی به سیاق استالینیسمی خودش در داستانی متافوریک چگونگی بدل شدن یک سگ به انسان را به تصویر می کشد.
این داستان به این دلیل مهم است که شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه اش را به داستان گره می زند نه به خاطر فضای خلاف واقع یا سوررئالش .او در تمام طول حیات داستان نویسی اش یک چیز در سر داشت ؛ مبارزه ... دیدن ادامه » با اندیشه های مارکسیستی و مخالف با رویه دگماتیسمی اش و در آخر نشان دادن بی مایگی این اندیشه.
گرایشات ضد انقلابی بولگاکف زمانی که قرار است یک سگ به انسان بدل شود، به ضد خود بدل شده و نشان می دهد شرایط ضد انقلابی مولدی از درون یک انقلاب است.به نظر یعقوبی هم ، به دنبال نشان دادن همین رویه و نکته است.متنی با طعنه به اندیشه های سوسیالیستی و قراردادن شخصیت پروفسور در لباس یک ضد چپ افراطی و میل افراطی او به تربیت گونه ی انسانی زاده دست خویش نشات گرفته از جامعه ایدئولوگی است که همه باید در آن یکسان پرورش بیابند.در ابتدا به نظر می آید یعقوبی هم در صدد است میدان را برای جدال ایده های متضاد و مختلف باز کند ، جدال میان تمدن و طبیعت ، انسان و حیوان کارگر و سرمایه دار.به این معنا متن بولگاکف میدانی است برای نزاع تمامی این ایده ها.
از سویی مولف با بدل کردن یک سگ به انسان در صدد نشان دادن دخل و تصرف نابخردانه و خودسرانه انسان در طبیعت است دخالتی که آرام آرام امر غریزی را به امری نمادین بدل کرده و به ظاهرش شکل می دهد. موجود جدید اگر این نمادها را درونی نکند تحقیر می شود.ساختاری معیوب که انسانی کج و معوج ساخته است. انسانی که پس از اندکی تفکر پرولتاریا را در خود پرورش می دهد و پروفسوری که نماینده آن طیف از طرفداران پرولتاریاست که هرگونه ایده چپ را از ریشه قطع می کند.انسانی که قرار است ایده های پروفسور و نمادهای او را درونی کند اما به پرولتری گرایش پیدا می کند و از همین روست که تمام حقوق او نقض و شاریکوف تحقیر می شود.
مخلوق دست پروفسور نباید حامی پرولتاریا و طبقه کارگر باشد از این رو باید او را نابود کرد و به هیبت همان حیوان در آورد.
اما متن نمایش نامه دل سگ
با کمال احترامی که برای یعقوبی و طرفدارانش و دوستداران نمایش دل سگ قائلم ، راستش اصلا دستم نمی رفت تا درباره متن نمایشنامه یعقوبی چیزی بنویسم چرا که به نظرم نمایش نامه ای بود با آغاز و پایانی مشخص و در واقع چینش دیالوگ ها و پرده های سریع ، به هم ریخته ،آشفته ، ناهمگون و گاهی اوقات زورکی برای پیشبرد قصه ، نه درام.
متنی که در آن تغییر شخصیت مشهود اما گره افکنی ها نامشهود بود و علت بعضی از تعویض صحنه ها نامعلوم و گنگ بود و اگر این اتفاق نمی افتاد و صحنه ها تعویض نمی شد در واقع هیچ اتفاقی در روند نمایش نمی افتاد و البته میزانسن ها و طراحی های معمولی و ساده حرکت بر روی صحنه.

دیالوگ هایی که حساسیت بر انگیز بود و به اشتباه شجاعت تلقی می شود دیالوگ هایی که هنگام ادا کردنش سالن را به وجد می آورد و همه را به تشویق مجاب می کرد ، که البته من دلیلش را نمی فهمیدم و در واقع این نوع دیالوگ نویسی و ارائه آن را نه شجاعت نویسنده بلکه جفای به مخاطب و جیب آن می دانم
شاید بیشتر نمایش یعقوبی به خاطر بازی بعضی بازیگران است که قابل تحمل است و اگر بعضی بازیگران نبودند باید انتظار داشت بازیگران برای صندلی های خالی بازی کنند.
و در انتها بازی شریف نوید محمد زاده و شاید کمی هم حبیب رضایی و بازی دوست داشتنی سهیل قنادان در نقش دوست شاری کوف را می ستایم
جناب بخشی استوار عزیز
ممنون از نقد خوبتان . بسیار جالب و خواندنی بود .
بخصوص آخرین پاراگراف که کاملا" با آن موافقم .
۲۹ مرداد ۱۳۹۳
"گرایشات ضد انقلابی بولگاکف زمانی که قرار است یک سگ به انسان بدل شود، به ضد خود بدل شده و نشان می دهد شرایط ضد انقلابی مولدی از درون یک انقلاب است.به نظر یعقوبی هم ، به دنبال نشان دادن همین رویه و نکته است.متنی با طعنه به اندیشه های سوسیالیستی و قراردادن ... دیدن ادامه » شخصیت پروفسور در لباس یک ضد چپ افراطی و میل افراطی او به تربیت گونه ی انسانی زاده دست خویش نشات گرفته از جامعه ایدئولوگی است که همه باید در آن یکسان پرورش بیابند."

این بند عالی بود. همیشه ام بهت گفتم که خیلی جذاب و روون می نویسی. آفرین

پ.ن: در ضمن در مورد کار هم 100درصد بات هم نظرم
۰۸ شهریور ۱۳۹۳
مصطفی ممنونم که خوندی :) دوست پر انرژی و خوش اندیشم
۰۹ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار معمولی

شب 17 مرداد با جمعی از دوستان به تماشای این تئاتر رفتیم ... چندان خرسند و راضی از سالن بیرون نیومدیم. از نقاط قوت این نمایش میشه به موسیقی بسیار خوبش اشاره کرد که واقعا با فضای بلوک شرقی داستان و همچنین موضوع داستان همخوانی داشت. بازی نوید محمدزاده بسیار خوب بود و همچنین بازی اقای حبیب رضایی .
اما داستان چندان سوژه ی جدیدی رو دنبال نمیکرد ... بحث بوجود امدن یک شخصیت سوسیالیست در دل یک دیکتاتوری ، پا گرفتنش و به زوال رفتنش و در نهایت نابودیش توسط ایجادکنندگانش. اما روند داستان چندان تاثیرگذار و جذاب پیش نمیرفت ... پردازش داستان به نظر من میتونست قویتر انجام بشه ، بطور مثال صحنه ای مثل هفتیر کشیدن شخصیت اصلی روی پروفسور و دکتر که اشاره به سر باز کردن عقده ی اون داشت، چندان تاثیرگذار نبود
درهرحال چندان راضی از سالن بیرون نیومدم...امیدوارم ... دیدن ادامه » در ماههای پیش رو، شاهد آثار قویتری روی صحنه باشیم
من ه موافقم با شما معمولی بود و تصور دیگه ای داشتم مخصوصا با این حجم تبلیغات فعلا که دور دور نوید محمدزاده است و خوب و عالی بود کلا آقای یعقوبی کاراشون خوش ساخته مثل این یکی اما شاید نسبت به بقیه کاراشون چندان جذاب نبود جز اون دسته از کارا بود که اگر همم ... دیدن ادامه » نرفتین چندان چیزی رو از دست ندادین
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
ممنون از نظرتون آرزو جان
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
نوید محدزاده شاهکاره
۲۱ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید







یادداشتی بر نمایش« دل سگ » نوشته و کار « محمد یعقوبی »
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=97






کاش این کاشها بوی شعار نمی داد
بوی نفرت انگیز جهل و ساده لوحی

مرسی
۲۲ مرداد ۱۳۹۳

مرسی از تو داداش خوبم
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باد بکاری طوفان درو میکنی :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا اینجورید شماها؟ چرا یه جوری رفتار می کنید انگار هنوز امپراطوری تزاره :‌) کراوات بزن ،دستمال آویزون سینت کن، مودب باش... بابا خودتون باشید :) همونی که هستیییییید :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از این نمایش خوشم آمد، البته به نظرم کمی مدت زمان آن کم بود و برقراری ارتباط با مخاطب را سخت میکرد و تماشاچی مجبور بود که برای درک ارتباط صحنه ها و تحولات سگ کمی بیشتر فکر کنه ، بجز آقای محمد زاده بقیه بازیها خوب بود ، البته خانم آیلین کیخایی متوسط بازی کردند، نوید محمدزاده استثناء زمان ماست که توانایی این همه تغییر و بازی متفاوت در هر نمایش را دارد.
کشش داستان خوب بود البته بعضی وقتها دچار سکته میشود ، موسیقی کار در عین سادگی در راستای نمایش پیش رفت و دلنشین بود.
اگر در جامعه همه یکسان باشند و در یک طبقه آنجا زندگی بی معناست، خالاقیت و تلاش از بین میرود، نمونه آن کشورهای کمونیستی که در طی سالهای اخیر عملا یا تغییر حکومت دادند و یا فقط نامی از کمونیست را یدک میکشند.
در کل نمایش خوبی بود و پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
بجز آقای محمدزاده بقیه بازیها خوب بود؟؟!!...اولین نفری هستید که همچین چیزی میگید!!!...
۱۸ مرداد ۱۳۹۳
فکر میکنم با توجه به جمله بعدی، منظور آقای حریری این بوده که آقای محمدزاده عالی بودند و بقیه خوب. درسته؟
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
منم با تی تی موافقم
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاریکوف : من کارگرم..
پروفسور : اونوقت اینو از کجا فهمیدی؟
شاریکوف : وقتی سرمایه دار نیستم پس حتما کارگرم!
و چقدر حیف که ندیدم این کار رو :(
دو صد حیف..
چند صد افسوس :((
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
لینک صحیح:
http://ftp.res2ran.com/monavarian/pdf/farsbazar_delesag.pdf

با تشکر از خانم براری
۰۲ شهریور ۱۳۹۳
مرسی شاهین جان
۰۲ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی علاقه مندان این نمایش می رسد امکان خرید سانس ویژه ساعت 18:30 نیز برای سه روز پایانی هفته پیش رو همینک در تیوال جای گرفت.
هفته آینده این سانس ویژه وجود نداره؟؟؟
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
ممکنه تا آخر مرداد تمدید بشه؟!
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
تو این سانسا خارج از ظرفیت نمیذارید ؟؟؟؟
۲۱ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به همه دوستان و احترام به نظر همتون،
شدیدا موافق حفظ نظام سرمایه داری هستم.نه بخاطر این تئاتر جوگیر شده باشم،نه،بلکه بارها در طول این چند سال عمر بیمصرفم بارها شاهد طغیان و سرکشی قشر پایین در هر سطحی بودم و فقط یک چیز در همشان مشترک است:تنفر و انزجار.انگار ارث پدر بی پدرشان را از تو طلب دارند.انگار تمام بدبختیها و ناکامیهایشان تقصیر توست.
چه نفرت برانگیز شد وقتی سگ انسان شده اسلحه بر سر دکتر گذاشت و گفت واق واق کن مثل یک سگ واقعی و از زینا خواست که اورا تماشا کند.
واقعا درست نیست همچین حرفی که تمام افراد یک جامعه به یک سظح از منافع جامعه نفع ببرند و در یک سطح زندگی کنند.مسخرس.اگر الان خود مارکس هم بود این نظریه رو مسخره میکرد.
کسی که پائینه باید پائین بمونه.
البته این به این معنی نیست که اگرم کسی تلاش کرد،پیشرفت کرد و خواست و تونست که خودش و بکشه بالا و انسان باشد قشر سرمایه دار اجازه ندهد،نه.ولی چند تا میشن جمال؟(میلیونر زاغه نشین) واقعیت اینه که اکثرا میشن سلیم.
این قانون حفظ نظام یک ملته.
بعد از مدتها تئاتری دیدم که با اینکه 2:10 دقیق بامداد و چشام سو سو میزنه ولی هنوز فکرم و درگیر کرده.واقعا نمایشنامه عالی بود و خیلی بهتر از آن دراماتورژ شده بود.آقای یعقوبی بخوبی این نمایش و با زمان حال کشور خود تطبیق داد بود و به نگارش درآورده بود.دیالوگها کوتاه،ساده ولی بسیار عمیق بود.
درود بر سوسیس
درود بر سوسیالیسم
درود بر تو دکتر
زینا دوست دارم
ودکا عاشقتم
مرگ بر گربه
مرگ بر بورژوا
مرگ ... دیدن ادامه » بر آمریکا
.
.
.
مرگ بر تو ای پروفوسور...


آخرین جملات سگ،اگر خوب دقت کنید میبینید که اولین نیازهای انسان مورد توجه است،
غذا،آزادی،سکس،بیخیالی
انسان تا زمانی که از نظر مالی تامین باشد و نیازهای اولیه خود را تامین کند دیگر هیچ انقلابی صورت نمیگیرد.هیج انقلابی.:.
نمایشنامه که عالی بود و خیلی خوب دراماتورژ شده بود،بازیها بی نقص و باید یک تشکر ویژه از نوید محمد زاده عزیز کرد.مخصوصا اگر کسی کار "روایت نا تمام یک فصل معلق" یا فیلم "آفریقا" رو دیده باشه.پیشرفت او واقعا قابل ستایشه.
مثل چند کار اخیر که دیدم نور پردازی ضعیف بود و اصلا چیز خاصی نداشت و دکور که بنظرم نقش اساسی در تئاتر داره فقط با تغییر تعدادی صندلی و میز نمایه یک خانه را نمایان میکرد.میتونست خیلی خیلی بهتر باشه ولی آنقدر کار قوی بود که.........
در کل جا داره از کل گروه و حتی کسانی که هر چند دقیقه صندلیها رو برای تغییر صحنه جابجا میکردند تشکر و قدردانی کنم و به همه خسته نباشی بگم.حیف که دیر این نمایش و دیدم و فرصت دیدن دوباره نمایش رو از دست دادم.امیدوارم هرچه زودتر دی وی دی این کار به بازار بیاد.

با تشکر فراوان
سیاوش محمودی
چقدر نوشتتون نفرت آور و منزجر کنندست جناب :-)
۱۷ مرداد ۱۳۹۳
نه ولم کن سینا ببینم چی میگه....
شوخی کردم من تازه الان همه نوشته ها رو خوندم...
کلاً نوشته ی 2 صبح با فکر مشغول و چشم ها سوسو زده بهتر از این نمیشه دیگه...
آقای محمودی لطفاً با صبر و متانت بیشتری بنویسید، گاهی تنها با بیان اینکه از این اثر خوشم نیامد عده ای ... دیدن ادامه » ناراحت می شوند، نوشته ی شما که جای خود دارد!!
آقای سلمانی لطفاً با پتک به یک ساختار ناخوشایند جواب ندهید، به شخصه معتقدم با سوال های هدف دار بهتر می شود جواب داد.
ولی جداً از کی تا حالا بی خیالی جزو نیاز های انسان شد آقای محمودی؟نه خداییش؟ :دی
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
احتمالاً منظور از بیخیالی داشتن آرامش در زندگی بوده است...
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاریکوف : من تئاتر خوشم نمیاد!
پروفسور : چرا از تئاتر خوشت نمیاد؟
شاریکوف : مزخرفه ، حرف ، حرف ، ضد ِ انقلاب ِ نابه! جای ِ آدمای ِ به اصطلاح روشنفکره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جوری رفتار میکنید انگار دارید نمایش بازی میکنید
نمیخورم
لطفا
متشکرم
نه
مرسی
دستمال سفره ببند
کراوات بزن
چرا عادی رفتار نمیکنید؟
صادقانه بهتون بگم
شما سرمایه دارا طوری رفتار میکنید
انگار هنوزم توی حکومت انقلابی تزار ....
دوره تزار تموم شد
تزار مــــــــــــــــــــــــرد....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زینا : پروفسور این سگ ولگرد رو از کجا پیداش کردین؟
پروفسور : شما هیچ وقت سگ داشتید؟
زینا : نه
پروفسور : پس از کجا میدونی ولگرده
زینا : چون هم خیلی کثیفه و یه ریز هم واق واق میکنه
پروفسور : سگا کارشون اینه که واق واق کنند، نمیخوان که براتون سرود بخونند....


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
زنده باد سوسیــس!
زنده باد سوسیالیـــست!
ولی مرگ بر گربه ها !

مــــــــــــــُـــــــــــرگ بـــــــــــــــــــــــُـــــــــــــــــــر آمریـــــــــــــــــــــــــــــــکا!!!
مرگ بر امپریالیست!



.
.
.
سگی که گفت مرگ بر آمریکا!
۳۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پروفسور خطاب به دکتر: متاسفانه اون (شاریکوف) دلِ آدمی داره، نه دلِ سگ.
آقای قاطعی عزیز، امیدوارم خوب باشی. منم خوشحال شدم.
۱۸ مرداد ۱۳۹۳
اون متاسفانه دلِ آدمى داره نه دلِ سگ !!
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
ممنون، اصلاح شد
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو یک سَگ هستی؟


"خیلی مزخرف می گی، از اون بدتر اینکه خیلی هم با اعتماد به نفس مزخرف می گی!‏"
نمایش {دل سگ}در تماشاخانه ایرانشهر دل حال اجراست.نمایشی خوب و استاندارد که نه تنها به مخاطبش احترام میگذارد بلکه در فضای ارام به نقد اجتماع خویش میپردازد. سوالات خود را مطرح میکند.حال که مخاطبش جوابی داشته باشد یا نه!
{دل سگ} رمانی روسی از میخائیل بولگاکف است.این رمان در سال 1925 نوشته شد و تا سالها اجازه ی نشر پیدا نکرد تا انکه سرانجام در سال 1985 در اتحاد جماهیر شوروی به چاپ رسید.نیم نگاهی به رمان {دل سگ} نشان میدهد انقلاب حاکم بر فضای نمایش که انقلاب بلشویکی است توسط جانورانی(سگ) راه انداخته شده که تنها از انسان بودن شکل و شمایل ان را استفاده کرده اما در ذات خود سگی هستند که قدرت تفکر و تامل ندارد و تنها توسط سردمدارانی اداره میشود که به انها مغز انسان ... دیدن ادامه » را پیوند داده بی انکه اصول و روش زندگی کردن را بدانند!
درون مایه نمایش و طنز اثر را میتوان در اثار چخوف پیدا کرد.طنز اثار چخوف طنز به خصوصی است که هر کس نمیتواند با ان ارتباط برقرار کند..البته که بولگاکف بعد از چخوف پا به دنیا گذاشته اما میتوان تاثر چخوف در اثارش را جست.از طرفی اثار چخوف اثاریست که به دنبال جواب نیست و فقط مسئله ای را مطرح میکند شاید {دل سگ}نیز مسئله ای را مطرح میکند که نه تنها ملموس تر که منتقدانه تر است!منتقدانه ای خشن در فضایی رعب اور اما نگاهی تلخندانه.سگی که نماد جامعه ی کمونیستی است ، پرفسوری که نماد روشنفکریست و تبدیل سگ به انسانی که خود یک انقلاب است.سوژه ی محمد یعقوبی اقتباسی از بولگاکف.
شروع {دل سگ}همراه با یک فلاش بک است.مرور یک خاطره که شکل گیری یک نیمه انسان-نیمه سگ توسط پرفسور فیلیپ معروف را نشان میدهد.پرفسور فیلیپ که در نمایش یک روشنفکر زمانه ست سگ را از خیابان های مسکو برداشته و مورد ازمایش قرار میدهد و در نهایت با عوض کردن مغز سگ به جای انسان ، سگ نمایشنامه را به انسان تبدیل کرده میکند.از طرفی پرفسور نماینده ی قشر بورژا است.طبقه ای که قدرت دارند اما نه انچنان که سسرنوشت ساز باشد و نه انچنان پست که مترسک باشند.پرفسور فیلیپ میخواهد پا فراتر بگذارد و خالق شود.خدای خودش شود.
زاده ی پرفسور فیلیپ در طول نمایشنامه شروع به تکامل میکند و اهسته اهسته نمود های بیشتری از انسان را به خود میگیرد.از طرف دیگر فضای نمایشنامه فضای یک انقلاب است.حال که هر انقلابی باشد ،چه خوب چه بد نشان از یک پوست اندازی دارد.این پوست اندازی در کنار ازمایش های پرفسور فیلیپ بر روی سگ در حال رخ دادن است.{دل سگ}پر است از نماد.تشبیه.استعاره.سگ نمادیست از جامعه ی امروزی حال که در اثر هیچ قراردادی بابت زمان وقوع نمایش نمیکند.گوشه ای از نمایش پرفسور در حال انجام ورزش و جستجو در اینترنت است و در گوشه ای دیگر استفاده از موبایل و سلفی گرفتن.{دل سگ}بازه ی زمانی مشخصی ندارد.از طرفی نمایش سعی میکند در قالب نظام کمونیستی جامعه ی خود را نقد کند.پرفسور سگی را خلق کرده که همین سگ علامت سوالی میشود برای پرفسور.بچه های خودمان میشوند منتقد رفتار ما.نیمه انسانی که تا قبلی در بین اشغال های پیرامون خود به دنبال غذا بود حال انسان شده بی انکه تربیت و نزاکت رفتار داشته باشد و تنها تکیه کرده بر عقل خود بی انکه قلب انسانی داشته باشد.شاریکوف(سگ)به واسطه ی رفت امد با هم قشر خود پرولتاریا و دانستن از انچه بر این قشر ضعیف و سیاه روزگار میگذرد رفتار انها را به خود گرفته.از طرف دیگر همین سگ شروع به فریاد های انقلابی میکند.انقلابی که گویی توسط عده ای نیمه انسان(سگ) راه انداخته و پرفسور نیز از این عمر ناراضیست.پرفسور حاضر به کمک کردن به جریان انقلاب نیست.زمانی که یکی از رهبران و انقلابیون نزد پرفسور میرود برخورد پرفسور و پس زدن درخواست وی نشان میدهد ادم تحصیلکرده و عالم همیشه به دنبال انقلاب کردن های پوشالی و از روی هیجان نیست.حال سگی را انسان میکند که همین سگ به جریان انقلاب میپوندد و رو به روی پرفسور می ایستد.در نهایت باید چه کرد؟!زاده ی همین رهبران سیاسی ، زاده دست همین انسان ها میشود قربانی دست همین ادم ها.نمایشنامه به شما قطعیتی برای برداشت نمیدهد.در جبر مطلق زاده میشوید و به دلیل همان جبر کشته میشوید.به خاطر تفکرات درست یا غلط ، از جامعه سرکوب میخورید و به همان دلیل انقلاب میکنید و در نهایت باز هم کشته میشوید.
شاریکوف سوسیس میخواهد.ودکا طلب میکند و شعار مرگ بر میدهد.دمی خوش است و دمی ناخوش.زن میخواهد.شهوت دارد و به فکر شکم سیر کردن خود است و در حال تخلیه هیجنات درونی.حال که انسان امروزی خلاصه در همین چند رفتار رنگ و رو رفته و روزمرگی سلطه ی امیال درونی بر زندگی و تنفس اوست.
در گوشه ای از نمایش پرفسور و دستیارش در حال بررسی روند پیدایش سگ و البته خواندن خاطراتی از روزنوشت های دستیارش است.نظارت بر یک روند انقلابی.حال که این روند رفته رفته بدتر میشود و در نهایت پرفسور سگ را از بین میبرد اما در جریان انقلابی پس نمایش شکلی دیگر دارد.یک انقلاب اتفاق میفتد مشکلات مدیریتی هدایتی باعث بروز نابسامانی های بسیار در داخل مجموعه میشود و به عقیده ی نمایش مسخ شدگی بردگان ان میشود و همچنان روند بی انکه قبول کند اشتباه است ادامه پیدا میکند و در نهایت جز کشته و مجروح چیزی بر جای نمیگذارد. سگ قربانی پرفسوری میشود که اشتباهش را میپذیرد.
نتیجه گیری در {دل سگ} سخت است.واقعا نمیدانید خود شما در کدام سوی میدان ایستاده اید.از طرفی حق با پرفسور است.این سگی است که فقط مغز انسان دارد نه قلب انسان(پس چرا میخواهد ازدواج کند)و این سگ همچنان که در طول نمایش به ان اشاره میشود نه سوادی دارد نه کتابی خوانده فقط چند اسم را از بهر شده و ادا میکند بی انکه فهمیده باشد و انها را چرت و پرت خطاب میکند.همین سگ میخواهد انقلاب کند.پرفسور نیز از کرده ی خود پشیمان است.میداند که اشتباه کرده و فقط برای ثابت کردن خود سگ را تبدیل به انسان کرده و همین دکتر در پرده ی اخر نمایش لحظه ی کشتن سگ صبح نکوهش میشود و شب شعار مرگ بر پرفسور میشنود.
از طر دیگر کشتن نیمه انسان(برگرداندن سگ به خیابان ها)نشان از کنار رفتن کارگردان برای ارائه هرگونه راه حل و راهکار را میدهد.بی انکه در مقام نتیجه گیری حرفی زده باشد.شما نتیجه گیری کنید.سمت سگ هستید و به دنبال انقلاب یا به فکر اصلاحات؟!
طنز {دل سگ}طنز تلخیست.گریه اور است.دل میخواهد برای دیدنش.{دل سگ}شوخی ندارد حتی اگر صحنه ارایی صندلی ها را به پشت بیننده بکند و مخاطبش را مشتی ز خروار بداند.برای همین است که دل سگ این روزها نمایش داغ ایرانشهر شده.نمایشی که در بین اثار ضعیف تئاترمان در گوشه ای از این شهر در پارکی به نام ایرانشهر چون مرواریدی به رنگ مشکی میدرخشد!
دل سگ را باید دید.
مرسی از امید عسگری عزیز بخاطر اطلاعاتی که ارایه داد
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
مممنون از تو دوست عزیز
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
کاملا باهات مواقفم امید عسگری عزیز واقعا بعضی جا ها آدم نمیدونه طرف کدومه،دکتر و پروفسور یا شاریکوف؟
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی علاقه مندان می رسانیم به دلیل استقبال شما تماشاچیان عزیز امکان خرید بلیت برای سانس ویژه ی 18:00 روز جمعه از ساعت 21:00 امشب برروی تیوال جای می‌گیرد.
تمدید هم می شه؟
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
لطفا روز دیگه ای رو هم برای ساعت 18 تمدید کنید،اگر امکانش هست.
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
لطفا خارج از ظرفیته ساعت18 روز جمعه 17 مرداد و در سایت قرار بدید

با سپاس
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
طلوع دانشی انسانی از بطن خصایصی انسانی که در بخش حیوانی هر کس نیز می باشد ....
و غروب آن توسط ِ قشر ِ سلطه جوی نفسانی وقتی که خود را دستمایه اشتباه خود و در خطر میبینند....
سگ ------> انسان
و
انسان ----> سگ

تنها دلی به عاریه از سگ به انسان میرسد آن هم دلی که فقط "میخواهد".
و همان دل از انسان به سگ وقتی که دلش نمیخواهد که سگ باشد ....
اما دل است دیگر! فقط میتواند خواستن یا نخواستن را فریاد بزند، مجری خواسته ها شرایط موجودیست که تن به آن میدهد ، جایی به کرنش و جایی به گستاخی و سرزنش....
دل فقط با امکانات و شرایط موجود در خواسته هایش تربیت میشود.
سگ باشی یا که انسان ، دلت برای بقا و لذت ، فقط میخواهد و میخواهد حتی در خواستن ِ نخواستن ِ وضع اولیه اش هم ، تاثیر گذار و مجری نخواهد بود ، این دل ِ لامصب ِ سگ . . .




برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقی این کار حرف نداره یه حس خوب و عجیبی به آدم میده...

بازم یه نوید محمدزاده داشت که معرکه بود
استاد حبیب رضایی هم حرف نداشت خیلی دوست داشتم کار تئاتر ازشون ببینم که موفق شدم و خوشحالم.
درود بر شما
به لطف کارگردان محترم نمایش آقای یعقوبی موسیقی این نمایش روی تیوال به کاربران هدیه خواهد شد.
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
نوید محمدزاده فوق العاده بود ...
برعکس نمایش شکلک که من زیاد بازی ایشون رو دوست نداشتم، اینجا خیلی خوب بود
۱۲ مرداد ۱۳۹۳
بینظیر
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دستیار پروفسور خطاب به شاریکوف:‏
"خیلی مزخرف می گی، از اون بدتر اینکه خیلی هم با اعتماد به نفس مزخرف می گی!‏"
=))))
۰۸ مرداد ۱۳۹۳
اصلاح شد!‏
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
واقعا! همه آدمایی که مزخرف می کن اینجورین.
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید