تیوال پرفورمنس دیوار برلین
S3 : 20:27:19
  ۲۳ اردیبهشت تا ۲۳ خرداد ۱۳۹۵
  ۲۰:۴۵
  ۴۵ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: شایان افکاری
: نازنین اسکانی، امید اصغری، ‌ فروغ امین راد، پوریا بابایی، شیما باقری، امیرحسین باقریان، بابک بینش، امیر حسین ثقفی، علی جمالزاده، کیارش جمشیدی، عیسی حسینی، حسین خانی، الهام خدابنده، نگین دراج، فرشته رضا زاده، فاطمه زلفی، حیان مدیر روستا، علی اکبر مجدراد، نسیم مقدم، بهرنگ نیرومند

: علیرضا و محمدرضا شریفی
: امین قنبری
: مانی شاهدی
: مجتبی پورجلا
: سیاوش محمودنژاد
: شایان افکاری
: رهام بیگلو
: محمد مقیمی، مهدی عمادی
: شایان افکاری، علی صفری
: گروه بازیگران
: سمیرا محمدی
: شایان افکاری
: شایان افکاری
: مهدی عمادیویدیو-پرفرمنس آرت
اجرای رقص مدرن روی معروفترین قطعات پینک فلوید

گزارش تصویری تیوال از نمایش دیوار برلین / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «دیوار برلین» تنها تا بیست و سوم خرداد ماه در تالار محراب اجرا دارد.

» «دیوار برلین»به گلاب آدینه،شیرین بینا و محسن حسینی تقدیم شد

» نمایش«دیوار برلین»ویژه خبرنگاران و عکاسان اجرا می‌شود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان ولیعصر، چهارراه امام خمینی، تالار محراب
تلفن:  ۶۶۴۰۲۲۸۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آرش
با سلام
بنده دیشب اجرا رو دیدم و نظراتم رو می خوام به اشتراک بزارم. رفتن بسمت اجرای کارهای پینک فلوید کار جسارت آمیزی است اما در کنار جسارت نوآوری و خلاقیت هم لازم است. من با دیدن عنوان "رقص معاصر روی کارهای پینک فلوید " کلی ذوق کردم چون هم رقص معاصرو دوست دارم هم پینک فلوید رو . اما ..... این کجا و آن کجا !!!!!
با تمام احترامی که برای هنر و هنرمند قایل هستم و زحماتی که گروه کشیده بودن اما اجرای بشدت ضعیفی رو دیدم عاری از خلاقیت نوآوری و آگاهی.

1- یکی از ضعیف ترین قسمت های کار طراحی لباس بود. لباس ها طور ی بود که انگار اصلا طرح و فکر مشخصی صورت نگرفته بود لباس ها هیچ هارمونی با فضای سوریال اثر نداشت گویی اجرا کنندگان هر لباسی به دستشون رسیده پوشیده بودن :) رنگ ها هیچ تمی نداشت چند نفر زیر پیرهن پوشیده بودن . انگار هیچ تفکری در مورد لباس ها رنگشون تمشون ... دیدن ادامه » صورت نگرفته بود.

2- حرکات رقصنده ها: ضعیفترین قسمت کار بود رقصنده هایی که جز دو تاشون اصلا به نظر می رسید تجربه رقص معاصر و کلا رقص رو نداشتن روی صحنه راحت نبودن. طراحی حرکات هیچ هماهنگی خاصی با آهنگ و ریتم نداشت. چطور میشه حرکات بی معنی چند نفر روی صحنه رو اسمشو گذاشت "رقص معاصر"!!!!!

3-به نظر بهتر بودن چند تا از کلیپ های سوریال و زیبای پینک فلوید رو میدیدن (High Hopes) که سرشار از ایده های ناب است حداقل از همونا تقلید میکردید فضای کار اثر شما هماهنگی با فضای اثر وال نداشت . خیلی سطحی و عجله ای انگار کار شده بود. هیچگونه غافل گیری فضا سازی ویژه ای در کار نبود.

قسمت های آخر کار بنظرم باز بهتر بود صحنه دادگاه با وجود ضعف هایی باز نماشی تر و بهتر بود .

اجرای کارهای فوق العاده پینک فلوید جسارت و اعتماد بنفس ویژهای می خواد ، اجرای این شکلی اما اعتماد بنفسی فرازمینی می خواد که انگار آقای کارگردان ازون برخوردار بودن :)
بهرنگ و پرند محمدی این را خواندند
بیتا نجاتی، ابرشیر، پرندیس و شایسته محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند ساعت اجرا از ۲۰:۳۰ به ۲۰:۴۵ تغییر یافت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست گرانقدرمان جناب ابرشیر بیشتر گفتنیها رو در مورد نمایش گفتند. ابتدا بگویم که صرف جسارت رفتن به سمت راک و پینک فلوید در این زمانه که خودتان به مختصاتش واقفید قابل تحسین است. این کار از دو جنبه جسارت آمیز است، یکی به خاطر نگاه منفی مسئولین امر که حتما در تئاتر هم کم نیستند و یکی هم به خاطر اینکه کلا این نوع موسیقی برای بدنه ی جامعه خیلی راحت الوصول و قابل هضم و محبوب نیست و فقط شاید بتوان امید بست به اینکه مخاطبان تئاتر جزو مخاطبان خاص باشند و با دوستداران این نوع موسیقی همپوشانی خوبی داشته باشند.
اما این تحسین الزاما برای خود کار کردیتی ایجاد نمیکند باید به تماشای خود کار نشست. حقیقتش این است که رفتن به سراغ غولها کار مشکلی است و توقعات را بالا میبرد. پینک فلوید نه غول بلکه یکی از ابرغولهای دنیای هنر است. اضافه کردن چیزی به کار پینک در یک اثر ... دیدن ادامه » هنری کار سختی است. یادم هست حتی در دوران جوانی در دهه هشتاد که ماشیفته ی فیلم دیوار آلن پارکر بودیم به حدی که در آن زمان که نه کامپیوتر بود نه اینترنت و با زحمت زیاد جزوه ای شکیل از مطالب و عکسهای مربوط به آن ساخته بودیم، این شیفتگی بیشتر حول و حوش کار پینک فلوید دور میزد و آلن پارکر و فیلمش با تمام ارزشهایش در حاشیه قرار داشت! بنابراین برای یک گروه جوان با این امکانات محدود خیلی مشکل است که بتوانند چیزی بر کار اینها اضافه کنند.
مشکل اصلی کار این است که کلا یک ارجاع فرامتنی است. یعنی واقعا بیننده باید با آلبوم و آهنگها آشنا باشد تا بتواند با کار ارتباط برقرار کند. این برای یک اثر هنری که میخواهد مستقلا حرفی برای گفتن داشته باشد یک ضعف ذاتی به حساب می آید. فرض کنید کسی بدون اینکه پینک فلوید را بشناسد و دیوار آلن پاکر را دیده باشد وارد سالن شود در این صورت خود اثر چقدر میتواند مستقلا برایش مفهوم باشد؟ بخصوص اینکه با یک نوع عجله میخواست تمام پیرنگهای موجود در ترانه ها و فیلم را بازسازی کند. من خودم شاهد کسانی بودم که در سالن به علت همین ناآشنایی با کار ارتباط برقرار نکردند.
حالا از این ضعف بگذریم و قبول کنیم کار برای دوستداران پینک فلوید اجرا میشود. در این صورت من به کار نمره متوسط میدهم. اولا یک مشکل اساسی وجود دارد، بیننده باید تمرکزش روی پرده و ترجمه آهنگها باشد یا روی حرکات بازیگران؟ این تقسیم دید یک مقدار کار را برای بیننده مشکل میکند. کار بازیگران و طراحی حرکتشان بد نبود در بعضی تراکها بهتر و در بعضی پایینتر بود. ولی میتوان در مجموع ناهماهنگیها را نادیده گرفت.
اما در مورد مضمونهای کار، اگر جناب افکاری گفته باشند هدفم سیاسی نبود که واقعا باید به حساب لطیفه گویی گذاشت! این صحبت را کسی باید بکند که برود سراغ کارهای مثلا گروه آرین نه کسی که میخواهد کار پینک را برجسته کند!! مضمون اصلی فیلم و آلبوم به نظر من اتفاقا ستایش آنارشیسم است. شخصیت اصلی فیلم دقیقا یک آنارشیست است. واقعا چرا مفهوم آنارشیسم اینقدر منفی جا افتاده و معادل تخریب گری گرفته میشود؟ شاید چون به قول هیتلر تاریخ رو برنده های جنگ مینویسند!! بخش زیادی از انقلابیون در جنگ داخلی اسپانیا آنارشیست بودندبه طوریکه بونوئل در خاطراتش میگوید اینها برخلاف کمونیستها که به هم رفیق میگفتند همدیگر رو همقطار خطاب میکردند و از بقیه متمایز بودند. به هر حال شاید شکست این جنبش و پیروزی فاشیستهای فرانکو باعث این شد که مهمترین جنبش آنارشیستی را برای همیشه بدنام کنند.
آنارشیسم یک مفهوم آرمانی مثبت است. آرمانشهری را جستجو میکند که در آن سلطه ها از سر مردم کم شوند سلطه ی رسانه ها، آموزش همگانی و غیره! سلطه ای که همه ی مردم را میخواهد از کودکی در یک قالب بریزد و آدمهای قالبی تحویل دهد. مانند آجرهایی که همه شبیه به هم هستند تا مثلا جامعه را بسازند و تو در این جامعه چه هستی؟ another brick in the wallفقط یک آجر در بین دیوار!! و تمام جامعه تشکیل میشود از یک تعداد دیوار که کار اصلیشان مصلوب کردن و فیکس کردن افکار و جدا کردن مردم از یکدیگر است.
علاوه براین موضوع دیگری که باعث تعجب من شد اشاره ی ایشان در مصاحبه شان به گروه داعش به عنوان گروه بی ایدئولوژی بود که معلوم نیست چی میخواد در حالیکه اگر بخواهیم یک مثال از گروهی ایدئولوگ بزنیم که دقیقا میدانند چه میخواهند و جامعه هدفشان چیست مثالی بهتر از داعش پیدا نمیکنیم!! با تمام احترامی که برای ایشان قائلم فکر میکنم توان و توشه ی فکری سیاسیشون یک مقدار کم است که البته به خودی خود هیچ ایرادی ندارد اما وقتی بخواهیم با این توان کار هنری سیاسی بکنیم ایراد مهمی میشود.
در مورد عکسهای نشان داده شده، در خصوص مارکس حق کاملا با جناب ابرشیر است و به جای تصویر مارکس باید از لنین استفاده میکرد. یکسان پنداشتن یک اندیشمند آزادیخواه انساندوست با ایدئولوژی ویرانگر مثل کمونیسم ناشی از همان توشه ی کم است که عرض کردم. این سوتفاهم همیشه بوده تا جایی که خود مارکس را واداشته بگوید من مارکس هستم نه مارکسیست که ظاهرا هم فایده ای نداشته است! اما در مورد جابز شاید ایده این بوده که دانشمندان امروزی هم آجرهایی هستند که گرچه از بقیه آجرها درشت ترند اما در خدمت ساختن همان دیوارها هستند. دیوارهایی از مصرف گرایی، بی شکل بودن در برابر رسانه ها و شبکه های آنها و البته جنگ که همچنان موتور محرکه ی سرمایه داری بیرحم مسلط بر دنیاست! بونوئل میگوید این علم دشمن انسانیت است چون از هشت هزار نخبه ی دنیا شش هزار نفرشان در کار تحقیقات و ساخت سلاحهایی هستند که انسانها را بهتر و بیشتر قتل عام کنند!! شاید گنجاندن یک انساندوست مثل جابز در این فیلد کار بیرحمانه ای باشد ولی رگه هایی هم از حقیقت دارد در جایی که ما بسیاری از موارد ناخواسته آجر دیوارهای ایدئولوژیها و دولتها و نظام مسلط در دنیا که امروز سرمایه داری است میشویم!!

عذرخواهی میکنم که طولانی شد، در مجموع با یک نمره ی متوسط از دیدن کار و یادآوری خاطرات لذت بردیم و به گروه جناب افکاری خسته نباشید میگویم!
با نکات شما موافقم غیر از یکی، برقراری ارتباط با اجرا و فهم آن خیلی نیازمند آشنایی قبلی با آلبوم پینک فلوید نیست، متن اشعار در حین اجرای هر صحنه نمایش داده می شود.
۱۳ خرداد ۱۳۹۵
سپاسگزار محبتتون هستم خانم پرندیس. لطف دارید به من.
۲۲ خرداد ۱۳۹۵
جناب بهرنگ گرامی باعث افتخارمون هستید ،و مطمئنم کارهای بهتر و بهتری در آینده از شما خواهیم دید، براتون آرزوی موفقیت روز افزون دارم
۲۲ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند این نمایش تمدید و امکان خرید بلیت روزهای تازه آن فراهم گردید.
عباس الهی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(((دیوارهایی که هرگز فرو نمی ریزد)))

ایده ی اجرایی پرفورمنس-راک بر اساس آلبومی از گروه پینک فلویدبا توجه به مضامین و مفاهیم مستتر در آن بسیار محترم است.
اما آیا پرفورمنس دیوار برلین،با به کارگیری مدیاهای مختلف ویدیو،رقص ،موسیقی و... ایده های اجرایی و مفاهیم به روز شده ی دیگری ، بیش از آنچیزی که درباه ی دیوار گفته و شنیده شده، ارایه می دهد؟
در توضیحات نمایش نوشته شده :اجرای رقص مدرن روی معروفترین قطعات پینک فلوید. .
رقص مدرن به شکلی به مشکلات اجتماعی و شرایط روحی انسان معاصر توجه دارد و قصدش انتقال حسی این مسایل به واسطه ی بدن رقصنده(ها) به مخاطبان است.بنابر این یکی از اصلی ترین ارکان هر اثر کوریوگرافیک ، زبان بدنی رسانای معنا، بیانگر ، ماهر و انرژیک اجراگران آن می باشد. به نظر من طراحی رقص ها در این پرفورمنس در برخی جاها گنگ و ناخوانا است به ویژه اینکه در برخی از قطعات صراحت تصاویر پخش شده بر پرده به همراه وضوح دلالت های کلمات اشعار،حرکت ها را اضافه بر سازمان و ناجور جلوه می دهد و جایی برای تمرکز مخاطب بر آن و تفسیر و تحلیل شان باقی نمی گذارد.
در دیواربرلین به خصوص در حرکت های گروهی و دسته جمعی شاهد حرکات کمتر هماهنگ ، روان و ارگانیک اجراگران هستیم .نیاز گروه به تمرین های طولانی مدت که از اصول اولیه کارهای بدنی و کوریوگرافی است، مشاهده می شود. از طرفی چنانچه انرژی اجرا به جای تمرکز بر تعداد کمی بالا اجراگران به سود ارتقاء هماهنگی و آمادگی کیفی تعداد کمتری از آنها صورت می گرفت،شاید انرژی و تفکر مورد نظر به مخاطب انتقال پذیرتر می شد.
(امرشخصی هم سیاسی است )
مضامین موسیقی پینک فلوید از اعتراضی به وضعیت درونی و فردی تا بروزهای بیرونی و اجتماعی-سیاسی جهانشمول را شامل می شود. آیا این اجرا هم واجد مفاهیم اعتراضی شرایط جهان امروز و بازتاب درونیات انسان امروز هست ؟ دیوارهای فولادی مستحکم امروز به اسم مصرف گرایی، جهانی سازی کورپوریت، شرکت های چند ملیتی،گرمایش زمین و...هستند که همه و همه ذیل ایدئولوژی "بازار آزاد" که نگره ی غالب سرمایه داری هار و نولیبرالیسم ،محاط بر ساحت های زیست بشر درکل جهان شده است ،شکل می گیرد. اما اشاره های معناداری از آنها در اجرا یافت نمی شود.
ایده پرداز این پرفرمنس ،آقای افکاری،اظهار داشتند،برداشت سیاسی در اجرای این پرفرمنس نداشته اند.
پرسشی که در اینجا به وجود می آید این است که پس این انتخاب با چنین مضمونی را برای چه انجام داده اند؟ برای پاسداشت خاطره ای از گروه راک شهیر بر روی صحنه؟ و اکتفا به تکرار آرزوی کلیشه ی نخ نمای رسیدن به "صلح جهانی" بدون اینکه واقعا درباره علل و ریشه های تهدید دایمی به صلح سخنی به میان بیاورد و آنها را به زبان هنر اجرایی کند !
مسلما امرسیاسی و سیاسی بودن تفاوت بسیار زیادی با سیاست زدگی و سیاست بازی گروهی و حزبی و...دارد .انتخاب شخصی می تواند یک امر سیاسی تلقی شود.در جهان امروز هر اکسیونی قابلیت سیاسی شدن دارد.چگونه می شود درباره ی دیوار، اجرایی ساخت و از برداشت سیاسی پرهیز داشت؟ موضع گیری در قبال چنین اندیشه و فلسفه ای حیاتی است.
جناب افکاری پیرامون این پرفورمنس در جای دیگر گفته اند: "تلاش شده دیدگاه منفی نسبت به آنارشیسم و کرگدنیسم برگرفته از رویکرد اوژن یونسکو در این آلبوم موسیقی وجود دارد به سمت رفتارهای تخریب گرایانه گروه تروریستی داعش متمایل شود."
حتی در جستجویی ساده در گوگل متوجه خواهیم شد آنارشیسم به عنوان یکی از نحله های فکری و فلسفه سیاسی است که با سلسله مراتب و state موافقت ندارد و ماهیتا با نابرابری و خشونت ناشی از آن سر ناسازگاری دارد در صورتی که داعش معادل بربریسم است و خود را دولت می داند .آنارشیسم معادل تخریبگرایی نیست از فیلسوفانی مثل باکونین و پرودن تا نویسنده ای مثل تولستوی و زبان شناسی مثل نوام چامسکی جز آنارشیست های مشهور طبقه بندی شده اند و هیچ ربطی به تخریب هم ندارند. از یک کارگردان علاقه مند به گروه آلترناتیو راک دهه 70میلادی (یعنی زمانی که اوج شکوفایی ایده های آنارشیستی را در نیروی های فکری هنری اعتراضی جهان شاهدیم) انتظار می رود تفکیک ماهوی بین بربریت و آنارشیسم قایل باشند !
(تقابل های کاذب ، چهره های بی سرانجام)
به ... دیدن ادامه » نظرم یکی از ابهامات در مواجه با دیوار برلین کاربرد نامشخص و پراکنده از ماسکها و عکس های برخی از آدم های مهم و تاثیرگذار قرن است .آیا آنها تصادفی انتخاب شده اند؟ کلیتشان ایده ای به من انتقال نمی دهند.تقابل مارکس و استیو جابز در پرده ای از پرفورمنس ، یک تقابل کاذب است.
ظاهرا مارکس نماد ایدئولوژی تمامیت خواه کمونیستی /استالینیستی گرفته شد که اشتباه بزرگی به نظر می رسد.چراکه مارکس به عنوان یکی از مهمترین فیلسوفان جهان همچنان نقش مهمی در دنیای فکری دارد و گفته می شود هر متفکری در علوم انسانی ابتدا بایستی وضعیت فکری اش را با فلسفه مارکس مکان یابی کند. هواردزین نویسنده و تاریخ دان شهیر آمریکایی در نمایشنامه ی"مارکس در سوهو" سعی می کند به صورت دراماتیکی چهره ی مارکس را از زیر قاب زنگار گرفته ی ایدئولوژی مارکسیستی بیرون آورد.
استیو جابز سازنده ی ایدئولوژی امروز نیست. شاید اگر قرار به این معادل گیری های متقابل باشیم میلتون فریدمن به عنوان پدر ایدیولوژی فاشیستی امروز نئولیبرالیسم و " بازار آزاد"، انتخاب مناسب تری بود. سرمایه داری در شکل های مختلفش باعث بروز جنگ و تهدید صلح است این مهم در این پرفورمنس به چند المان فاقد ارتباط یا کم ارتباط فروکاسته شده است. شاید دغدغه ی آقای افکاری بازتولید المان های اجرایی از کنسرت ها و ویدیوهای پینک فلوید بوده و نه چیزی خیلی بیش از آنها...
*
جزییات و نظم جزییات در طراحی صحنه و لباس از ریزترین نکات یک اجرای خوب است. بی نظمی و ناصاف بودن پرده سفید بزرگ نمایش در دل صحنه و کاربرد لباس زیر (زیرپوش) و لباس هایی با برش های زمخت در طراحی حافظه ی زیبایی شناسی بصری مخاطبان را تخریب می کند و در کلیت ادراک آنان از اجرا اثر منفی می گذارد.
****
(( تبریک ویژه))
نقطه ی شاخص این پرفورمنس برای من حضور دوست گرانقدر و اهل فکرم بهرنگ نیرمند عزیز است. او در پرده ی ارایه انسانیت تحت استیصال و سلطه ی ایدئولوژی ها(هرچند به لحاظ محتویی نمادهای به کار رفته اش را دلالتمند نمی بینم)با حرکات مسلط و کنترل انقباضات و کشش های بدنی اش و کنترل میمک صورتش حس معناداری را به خوبی انتقال می دهد.
به بهرنگ گرانقدر بابت حضور معنادارش روی صحنه ی اجرا تبریک می گویم و آرزوهای موفقیت های بیشتر و تجربه های خیلی بهتری برایش دارم.
***
لازم به توضیح است موارد اشاره شده به هیچ وجه نافی زحمات و تلاش های گروه و زمان و عشق و انرژی مصرفی که برای به روی صحنه آوردن این پرفورمنس گذاشتند، نیست.




درود ابرشیرجان بسیار کامل و بااشارات دقیق درباره ی نمایش نوشتید منهم در تمام موارد باتو عزیز هم نظرم ،بخصوص درباره ی بهرنگ عزیز که نقد بر نمایش به هیچ روی منافی ِتلاش و اجرای قدرتمندش نخواهد بود
و خوشحالیم که نشان داد بی شک آینده ی حرفه ای بسیار درخشانی ... دیدن ادامه » را پیش رو خواهد داشت
دیوار برلین اگرچه تلاش بسیاری را برده ست اما نیازمند ِهمدستی بیشتری چه درمتن وایده وچه در اجرا ست
نقایصی که درکلیت نمایش ایجاد ازهم گسیختگی را موجب میشود و نمیتواند مفهوم ِشاخصی را تا به انجام ، برساند
ایده ی اولیه قابل تعمق ست اما نحوه ی پرداخت و تبدیل ان به اجرای پرفورمنس باید انچنان باشد که بتواند در مخاطب تاثیرات لازم را ایجاد کند
باارزوی موفقیت برای گروه و جناب افکاری امیدواریم در کارهای بعدیشان موفقیت های بیشتری را شاهد باشیم
۰۵ خرداد ۱۳۹۵
اردشیر عزیز ،سپاس از یادداشت کامل شما. آیا اشاره شما به کرگدنیسم دلالت بر شباهتی بین دیوار برلین با اجرای آن دوستمان (!) دارد؟ چون دیدم اجرا به شکل پرفورمنس و بدون کلام است و درجایی به استفاده از ماسک هم اشاره شده، چنین نتیجه ای گرفتم. نکند باز همزمان یک ... دیدن ادامه » اثر منبع الهام دو نفر قرار گرفته؟
۰۶ خرداد ۱۳۹۵
والا اصطلاح کرگدنیسم ،را کارگردان محترم دیواربرلین به کار برده اند اما دلیل تکرار این نقل قول در این نوشتار ، نقدی بود که به دیدگاه مطرح شده ی تعجب برانگیز معادل گیری تفکر آنارشیسم با گروه بربر داعش، از سوی کارگردان داشتم.
البته اصطلاح کرگدنیسم ... دیدن ادامه » و یونسکو من را هم یاد حرفهای آن دوست موردنظر انداخت :))
۰۶ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید