تیوال نمایش مهاجران
S3 : 21:21:47
  ۰۹ تا ۳۰ مرداد ۱۳۹۶
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۵,۰۰۰، ۱۰,۰۰۰، ۲۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: اسلاومیر مروژک
: مهرداد خامنه‌ای
: غزاله کنعان‌پناه، آویشن بیکایی
: گروه تیاتر اگزیت نروژ

: شیرین میرزانژاد
: منصور میرزابابایی
: مریم جعفری
: پارسا قربانی
: نسرین احمدی
: علی وثوقی
: شقایق قاسمی

تلفن رزرو: ۰۹۱۲۸۰۵۷۶۰۴
وبسایت گروه تأتر اگزیت
وبسایت نمایش مهاجران به زبان انگلیسی



با وارد نمودن کد immigrants۱ با بهای ۵.۰۰۰ تومان
با وارد نمودن کد immigrants۲ با بهای ۱۰.۰۰۰ تومان
با وارد نمودن کد immigrants۳ با بهای ۲۰.۰۰۰ تومان
بدون وارد نمودن کد با بهای ۲۵.۰۰۰ تومان

مکان

خیابان اندرزگو (قیطریه)، شرق به غرب، روبروی بلوار کاوه، خیابان احمدی، پ۲۸
تلفن:  ۲۲۳۹۰۳۲۰

گزارش تصویری تیوال از نمایش مهاجران / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» برای جذب مخاطب نمی رویم هر شب بازیگر ستاره ای بیاوریم

» خانه موزه انتظامی میزبان «مهاجران» اسلاومیر مروژک می‌شود

» یادداشتی برای اجرای نمایش مهاجران

ویدیوهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گروه تئاتر "اگزیت" یک گروه است که دغدغه عدالت اجتماعی و حقوق برابر برای همه انسان‌ها را دارد و به این دغدغه خود افتخار می‌کند.
کانال تلگرام جدید گروه تئاتر اگزیت
https://t.me/exittheatregroup

نقد هفتگی تئاترهای روی صحنه
ترجمه مقالات به‌روز تئاتر
مقالات پژوهشی درباره تئاتر ایران
پادکست
فیلم تئاتر
پیشنهاد: فیلم، کتاب، موسیقی
و اخبار اجراهای گروه تئاتر اگزیت
با احترام فراوان به این گروه محترم و ارزشمند و جریان ساز.
متاسفانه گاهی نقدهاشون غیرمنصفانه است
۲۳ اسفند ۱۳۹۶
خانم حدیث گرامی نقد رو هم میشه نقد کرد وبه نظرم منتقد بیشتر از هرکسی به نقد شدن احتیاج داره چرا که باید در دام تعصب ودگم نیفته یادم میاد باصراحت وحتی تاحدودی تند برخی از نقد هاشون رو نقد کردم به نظرم هر جا دیدید غیرمنصفانه نقد کردند بیان کنید
۲۳ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار نون میاره و قانون آزادی ، چون آزادی یعنی قانون و قانون آزادی



روزی باز خواهم گشت
و خانه ام را خواهم ساخت
و هر چه را که دوست بدارم
در آن پرورش خواهم داد
حتی اگر آنچه می پسندم
در نگاه دیگری پست و حقیر باشد

شاید ندانی اما
دلم برای مگسهای آنجا هم پر می زند

نخند
نخند که از خنده ات گریه ام می گیرد
من ... دیدن ادامه » اینقدر دلتنگم که شاید مگسی هم بتواند
ذهن آشفته ام را از اینجا برهاند

می فروشم
خود را می فروشم
آنقدر ارزان که همه بتوانند خریداریم کنند
و لحظاتی را از این زندان دورم کنند

برخی از اوقات به ایستگاه قطار می روم
و انتظار مسافری را می کشم
که می دانم هرگز نمی آید

انتظار یعنی علاقه به تغییر
یعنی میل به عوض شدن
یعنی آغاز تلاش برای دگرگونی
و من این را از ایستگاه قطار به یادگار دارم

آهای هم خانه
تو که مثل من در این خوک دانی
شب و روزت یکی شده است

بیا دست کم هم را بفهمیم
و سعی کنیم به جای تیشه به ریشه هم
یکدیگر را تیمار نمائیم

مثلا بیا معشوق هم باشیم
و این مهمانی محقر را
با رقصیدن با این معشوق خیالی زیباتر سازیم

هم وطن ، هم شهری ، همسایه ، هم درد ، هم رزم
بیا با درک یکدیگر
اژدهای هفت سر تنهایی را به زانو درآوریم و
یار و غمخوار هم باشیم

باور کن که ما فقط به درد هم می خوریم
مایی که به زور کوچمان دادن
و این نام نحس مهاجر را رویمان گذاشتند

کاش می توانستیم هوای آزادی و رفاه را
آنجا که دوست داریم و متعلق به ماست
تنفس کنیم
و روزی مانند تمام پرندگان مهاجر
بازگردیم به خانه

می دانم که دنیای آرمانهایت
مثل روز روشن است
و یک عمر برای حفظ این روشنفکری جنگیده ای
ولی بیا اینبار کمی با واقعیات کنار بیائیم
و بپذیریم که این انباری تاریک هم
می تواند با اتحاد قابل تحمل باشد
و می توان از آن
دریچه ای به سوی آرزوهایمان گشود

البته تو هم درست می گویی
من چندان با تو صادق نیستم
و خیلی وقتها
با سوء استفاده های احمقانه
اوقاتت را تلخ می کنم
اما بیا و این همه بلاهت را
به خامی و جوانیم ببخش
و دستانت را برای بازگشت
در دستانم بگذار


نوشته شده در خرداد 1393



عکسی متناسب با محتوای نمایش« مهاجران »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/0ffl_mohajeran.jpg


واااى محمد جان..
۲۸ مرداد ۱۳۹۶
محمد عزیز ،هر چند با برخی قسمتهای این متن زیبا مخالفم ،اما مثل همیشه بسیار زیبا تصویر کردید و نگاشتید
ممنون از حضور یگانه شما

"هم وطن ، هم شهری ، همسایه ، هم درد ، هم رزم
بیا با درک یکدیگر
اژدهای هفت سر تنهایی را به زانو درآوریم و
یار و غمخوار هم باشیم"

درود ... دیدن ادامه » دوست عزیزم
۳۱ مرداد ۱۳۹۶

عزیز متن مربوط به سه سال پیش بود
و من از شما گرامی ارجمند
برای توجه و مهربانیتون سپاسگزارم .

پاینده باشید
۳۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت دوستان تیوالی
صمیمانه از شما عزیزان برای همدلی با گروه تئاتر اگزیت تشکر می کنم.
نقدها، همفکری ها، درمیان گذاشتن مشکلات، گوشزد کردن نارسایی های ما و همینطور تشویق شما در جایی که کارمان را درست تشخیص دادید، همه و همه گنجینه بزرگی است که پس از هر اجرا با خود نگه می داریم تا در قدم های بعدی برای شما بهتر باشیم.
دست تک تک شما را به گرمی می فشارم و برایتان آرزوی موفیت می کنم.
به امید دیدار مجدد روزشماری می کنیم.
برای دوستان عزیزی که شاید علاقمند بودند با ما باشند ولی موفق به آن نشدند و یا تمایل دارند بار دیگر با این نمایش همراه شوند تله تئاتر نمایش مهاجران را در لینک های زیر در اختیارشان می گذاریم. همینطور بر روی دی وی دی برای علاقمندان قابل ارسال است.
تله تئاتر نمایش مهاجران در وبسایت اگزیت(فیلم):
www.exittheatre.ir
لینک مستقیم:
http://bit.ly/2iftpJ5
در ... دیدن ادامه » یوتیوب:
http://bit.ly/2v003A9
با این کار ادبیات جدیدی رو به تئاتر ایران افزودید . و فرهنگ سازی می کنید . مطمئنم کار بزرگ و ستودنی شما در تاریخ هنر ثبت میشه .
در عرصه فرهنگ و هنر پیشرو هستید جناب خامنه ای .راهتون پر روهرو باد
۲۸ مرداد ۱۳۹۶
جناب ملک متاسفم
۲۸ مرداد ۱۳۹۶
شما عزیز مایید پرنده باز آلکاتراز گرامى
۳۰ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد جان رحمانی و سرکار خانم پرندیس عزیز
امشب حضور شما دلشادم کرد. ممنونم که با ما بودید.
محمد رحمانی، پرندیس و ابرشیر این را دوست دارند
فدای شما عزیزم

حضرتعالی و گروه بسیار هنرمند و شریفتون رو دوست دارم
و براتون موفقیت های روز افزون رو آرزومندم
۲۵ مرداد ۱۳۹۶
جناب خامنه ای بزرگوار و عزیز ،خیلی خوشحالم یکبار دیگر فرصت دیدارتان فراهم شد و چه چیزی بهتر از تماشای یک نمایش دلنشین میتوانست این شوق و لذت را دو چندان کند
آشنایی و هم صحبتی با شما هنرمند ارجمند باعث افتخارم است و خواهد بود. بدور از هرگونه اغراق و تعارف ... دیدن ادامه » از دیدن مهاجران لذت بردم
حضور گرانبهیتان را ارج مینهم و از همه ی شما خوبان برای این شب خوب متشکرم
۲۶ مرداد ۱۳۹۶
خانم پرندیس عزیز
باعث افتخار من بود که میزبان شما باشم و خوشحالم که شبى خوش در کنار ما داشتید. ممنونم از اینکه با وجود دورى راه ما را قابل دانستند.
به امید دیدار
۲۶ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش از چهارشنبه ۲۵ تا جمعه ۲۷ مردادماه از امروز دوشنبه ۲۳ مرداد ماه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
شیرین میرزانژاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه سوالی برام پیش اومده و اون هم اینکه آیا تمام نمایش های گروه تئاتر اگزیت در خانه موزه استاد عزت الله انتظامی در قیطریه اجرا میشه و در سالن های مرکز شهر مثل سالن های باران و مستقل و ارغنون و شهرزاد و ایرانشهر و... کلی سالن دیگه که الان حضور ذهن ندارم اجرا نمیره؟ چون واقعا" برای ما که سرکار میریم در اون ساعت به قیطریه اومدن ممکن نیست و اصلا" به ساعت شروع نمایش نمی رسیم. تا الان همه اجراهای این گروه رو که در تیوال دنبال کردم در همینجا اجرا شده مثل شازده کوچولو و همین مهاجران. متأسفانه همه اجراهای این گروه رو از دست دادم. لطفا" تدبیری بیاندیشید تا این نمایش ها یک دوره هم در سالن های مرکز شهر اجرا بروند. مطمئنا" دلیل خلوت بودن سالن هم که دوستان در نظرها گفتند به همین دلیله.
با سلام خانم شیرین گرامى
خاطره اى در تاریخ تئاتر ایران هست در مورد اولین اجراى نمایش اتللو به کارگردانى مصطفى اسکویى و گروه تئاتر آناهیتا در سال ١٣٣٧. آن موقع این نمایش در سالن تازه تأسیس سینما گلدیس که خارج از شهر بود به روى صحنه رفت. استقبال مخاطبین ... دیدن ادامه » به حدى بود که شرکت واحد آن زمان خطوط ویژه اى را به راه انداخت تا مردم براى دیدن نمایش از نقاط مختلف شهر تردد کنند.
امروز تئاتر ما در دست سالن دارهایى است که خود را از هنرمندان مهمتر مى بینند و به دلیل نوع برخورد مخاطب خاص تئاتر به بهانه فروش بیشتر و صندلى هاى پرتر ترکتازى مى کنند.
من این روش را نمى پسندم. براى من ارزش اصلى هنر نمایش است و خارج از این بازى هاى دل به هم زن بازارى قرار گرفتن.
من ترجیح مى دهم تمام توان خود و گروه اگزیت را در کیفیت و موضوع نمایش هایمان متمرکز کنم تا در ناکجا آباد هم مخاطب کنجکاو دیدن آن باشد. من هواى سالم و بدور از جاروجنجال هاى کاذب تبلیغاتى را ترجیح مى دهم و در این مسیر حتى اگر یک نفر کنجکاو کار ما شد و به خانه ما آمد قدمش برروى چشم ماست و دستش را مى بوسیم چرا که به حقیقت مهمان دل هاى ماست. اگر هم کسى دل به دل ما نداد، چه باک؟ چراغ خانه روشن است.
فرانسوا تروفو در سال ١٩٥٧ در مجله کایه دو سینما درباره سینماى آینده نوشت: سینماى آینده سینماى عشق است و تعداد مخاطبان آن هم اندازه ى تعداد دوستان کارگردان است.
در شرایط فعلى، تنها خانه ى بى دغدغه و سالم براى گروه تئاتر اگزیت همان خانه موزه انتظامى است و تعداد مخاطبان ما امیدوارم دوستان من باشند.
پى نوشت: در اجراى قبلى گروه نئاتر اگزیت (شازده کوچولو) تعداد مخاطبان ما در همین سالن "دورافتاده" ١٢٠٠ نفر بوده است. انتخاب با مخاطب است و ما انجام وظیفه مى کنیم.
۱۶ مرداد ۱۳۹۶
درود جناب خامنه ای عزیز، از لطف و توجهتون متشکرم ، اینبار این فرصت رو غنیمت میدونم و جهت عرض ارادت و تماشا نمایش خدمت میرسم ،آینده معلوم نیست برامون چه در آستین داره ،فقط پیشاپیش به خاطر خروج احتمالی از سالن کمی پیش از پایان نمایش، از شما و همینطور ... دیدن ادامه » بازیگران عزیز عذرخواهی میکنم
۲۵ مرداد ۱۳۹۶
خواهش مى کنم. شما صاحبخانه اید. اجازه لازم نیست و عذرخواهى.
امیدوارم کار ما شب خوبى برایتان رقم بزند و شرمنده زحمت شما نشویم.
۲۵ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*در این نوشتار به بخش هایی از داستان نمایش اشاره شده است.

((برابری در پیشگاه ترس بزرگ و ناامیدی!))
مهاجران،نمایش تک پرده ای است که اسلاومیر مروژک نمایشنامه نویس و کارتونیست لهستانی در سال 1974 نگاشته است. خودش به دلایل سیاسی در سال 1963 لهستان را ترک کرد و تا سی و سه سال بعد به آنجا بازنگشت.
مهاجران درباره رابطه ی یک روشنفکر(نویسنده) و پناهنده سیاسی (آآ) و یک کارگر روستایی مهاجر(ِِی ی)است که هر دو از یک کشور اروپای شرقی آمده اند و در زیرزمین نمور و بی پنجره ساختمانی در شهر نامعلومی در اروپای غربی همخانه شدند.کارگر مهاجر پول جمع می کند و در آرزوی ساختن خانه ی دوطبقه ای در روستایش و کار نکردن تا آخر عمر است و روشنفکر هم به امید نوشتن و کارکردن بدون ترس از عواقبش در محیط آزاد جلای وطن کرده است. متن مهاجران کمدی سیاهی درباره هویت ،انسانیت و غم غربت است و رویارویی انسان با رویای آزادی و شاید انفعال یاس آورش .
آثار مروژک را تحت عنوان ابزورد منطقی یا طنز سیاسی برچسب زده اند اما خودش این عناوین را نمی پذیرد و آنها را ساده انگارانه می پندارد.
تماشای سه اجرای مختلف نمایش مهاجران به کارگردانی مهرداد خامنه ای با سه گروه مختلف بازیگران در بازه های زمانی متفاوت، تجربه جالب و کمیابی است. این تجربه برای من با درک عینی همراه بود. اینکه رنگ وجودی هر بازیگر با ویژگی های سنی، روحی و جسمی متفاوت تاثیرگذاری متغییری را در بستر (متن) یکسان دارد و برون دهی متفاوتی در تعاملات دو بازیگر در کلیت اثر برجای می گذارد.
رویکرد مهرداد خامنه ای نسبت به متن مهاجران در هر سه اجرایی که در فرهنگ سرای ارسباران، خانه نمایش و خانه موزه انتظامی دیدم،با تغییراتی جزیی هماهنگ و همسان بود.بسیاری از دیالوگ ها با بار مستقیم سیاسی و فلسفی و توضیح دهنده از متن اصلی مروژک حذف شده است.اما نتیجه حسی در هر سه اثر متفاوت از دیگری به نظر می رسد.
خامنه ای در اقتباس اش از مهاجران متن مروژک را طوری تراش داده که وجه اگزیستانسیالیستی و وجودشناختی این شخصیت ها در کلیت نمایش بارزتر شوند و این مساله را پررنگ نماید که علی رغم تضادهای ماهیتی آدم ها ،شرایط یکسان و تحمیلی، سرنوشت عملی یک شکلی برایشان رقم خواهد زد.
در اجرای فرهنگسرای ارسباران در خرداد ماه 1393،خامنه ای با ابتکار،شخصیت های مرد مهاجران را به زن بدل کرد..کارگرمهاجر به کارگرجنسی مهاجر تبدیل شد و نویسنده ،عکاسی خبری هم بود. بازیگران ناهید مسلمی و شیدا خلیق بودند.کنش و واکنش ها در این شخصیت-ها به دلیل تفاوت سنی زیاد و شیوه بازی حسی مادرانه ناهید مسلمی و سرخوشی نوجوانانه خلیق بیشتر از اینکه یک وضعیت تلخ و پیچیده سیاسی و بحران اگزیستانسیالیستی انسان را برجسته نماید، رویدادی همدلانه و حمایت کننده مادر و فرزندی را در شرایط غربت بازنمایی می کرد و البته تاثیرگذار بود.
در اجرای خانه(اداره) تئاتر در آبان ماه 1393 ، بازیگران هوشمند هنرکار و محمد زراعتی بودند.تطبیق جنسیتی شخصیت ها با نمایشنامه تاثیری بر شکل نگاه خامنه ای بر متن نداشت.اما این اجرایی به مراتب سردتر و بغرنج تر بود.نزاع و تنش بین دو مرد میانسال تلخ تر می نمود و از طرفی با وجود خشونت رفتاری مردمدارانه شخصیت ها و به ویژه رفتار سوءاستفاده گرانه و گاه خیره سرانه ی کارگر علت رفتار دلسوزانه و سخاوتمند روشنفکر مشخص نبود.در متن نمایشنامه روشنفکر اشاره می کند که کارگر منبع الهام در نوشتن اش شده است و عملی که از ترس عقوبت انجامش مجبور به ترک وطن اش شد و به همین دلیل میل کمک و توجه به کارگز را پیدا می کند...کارگر، "ی ی" هم با کنایه به او می گوید:"ببینم..تو یک کمی از اون کاره هاش نیستی؟!!"
البته برخی منتقدین نیز این جفت در نمایشنامه مهاجران را به واسطه مناسباتشان ،ذاتا عجیب قلمداد کرده اند.
در اجرای کنونی مهاجران(مرداد1396)، با بازی غزاله کنعان پناه و آویشن بیکایی، با حس و درک متفاوتی ازمهاجران مواجه شدم. غزاله کنعان پناه، نقش کارگرجنسی را توام با ساده دلی و پاک دلی بازی می کند و رفتار و منش غریزی و روستایی نقش را به خوبی انتقال می دهد.بازی آویشن بیکایی عصبیت، آسیب پذیری و رنجوری را در نقشش منتقل می کند و آن زیرزمین نمور را به فضایی دردآلود و مستاصل بدل می سازد. مناقشه ی حسی و لفظی بین این دو شخصیت واقع گرایانه و یاس آورتر است. خامنه ای بار سیاسی متن مروژک را در قالب نشانه های بیرونی مانند عکس ها و صحنه هایی از فیلم بارهستی فلیپ کافمن با ویدیو پروجکشن مختصر می کند. هر چند به نظر می رسد این رویکرد حذف بخش هایی از متن در رسایی مفاهیم مستترش در انتقال اجرایی اش خدشه ایجاد کرده است.
در مهاجران تصاویر رویایی و باشکوه از آزادی مطلق فرومی ریزد.شاید یکی از ایده های برجسته مهاجران، فلج¬شدگی ذهنی در آزادی مطلق باشد. جمود و رکود فکری در شرایط بغرنج و نابرابر... فروکاستن مقام انسانی در تن در دادن به وضعیت غیرانسانی..بردگی چیزها...بردگی مصرف ..بردگی در حسرت دستیابی به کامیابی.... آزادی که حرمت انسان در آن باز شناخته نمی شود و منجر به بازتولید نابرابری و تضییع حقوق است.همه این مسایل تصویر سفید آزادی را لکه¬دار می کند.
این مهاجرین باید در زیر لوله های فاضلاب اوقات بگذرانند، گاه غذای سگ بخورند و ... این شرایط در نهایت آنها را به فروپاشی عصبی می کشاند . زن روشنفکر(عکاس) در کنشی عکس هایش را پاره می کند.شاید دیگر به اثربخشی کاری که می کند اعتقادی ندارد. در عین حال قدرت بیان و نفوذ فکری اش بر کارگر جنسی او را به واکنش پاره کردن پول هایی که مدت ها جمع کرده بود، وادار می کند.آیا واقعا از بردگی رها شده است؟ آیا این یک لحظه ی رستگاری و آگاهی تلقی می شود؟ پاره کردن پول ها و عکس ها(با بار معنایی سیاسی) در یک کنش همسان شاید تاکیدی است بر مشابهت وضعیت این دو شخصیت.
مروژک ... دیدن ادامه » در مهاجران به دلایل سیاسی و اعتراضی ،چهره ی ایده آل ساخته شده طبقه کارگر توسط ایدئولوژی حاکم کمونیستی را در هم می شکند.کارگر در مهاجران به عنوان فردی فرصت طلب ، بدجنس و خودخواه و حتی خبرچین ترسیم می شود به همین دلیل و البته موضع گیری مروژک علیه اشغال گری شوروی، اجرای نمایش در آنجا ممنوع بود.سوزان گوستانزو استاد دانشگاه واشنگتن در زمینه مطالعات روسیه، اروپا در یادداشت مفصلی درباره ی اجرای زیرزمینی موفق مهاجران مروژک در مسکو دهه 1980میلادی، متذکر می شود،موفقیت نمایش مروژک متکی به بستر خصمانه ی سانسور و مهاجرت داخلی روشنفکران ناراضی در دهه هشتاد میلادی بود. تحلیل زمینه به عنوان بستری برای درک تولیدات اجراها حایز اهمیت است و اینکه در تئاتر متنی که بدون در نظر گرفتن بستر خوانش می شود کنش اساسا اجتماعی اجرا را حذف می کند. در شرایط نظارت و سانسور شدید شوروی تماشاگرانی که به صورت مخفیانه به دیدن نمایش مهاجران می رفتند در واقع به نوعی عمل سیاسی دست می-زدند.در این فضای پر تنش عناصر سیاسی نمایش نامه مروژک بر مسایل مربوط به وضعیت انسانی سایه افکند.
در اجرای مهاجران خامنه ای علاوه بر مواجه با یک وضعیت عمیق انسانی ،نوعی بی معنایی هم به واسطه وضعیتی که دو شخصیت در آن گرفتارآمده اند، نیز درک می شود.
ایده برابری مسموم با این مضمون که همه در برابر قدرت مطلق یکسان هستند.یکسانی همگانی در برابر ترس بزرگ، کارگر و روشنفکر و سایرآحاد اجتماع را یکسان می¬نماید.ترس از نا امنی، بی حرمتی، بی کاری و بی پولی و..... درست مثل اینکه همه درجلوی آبریزگاه عمومی در اجابت مزاج یکسان باشند.
برابری در پاره کردن پول و عکس ها در بی معنا شدن انگیزه هایی که به دنبال آن بودند . و سرانجام رفتن به تخت خواب هایشان تا به انتظار یک روز دیگر در همان وضعیت تکرارشونده و عبث در انتظار گودوی آرزوهای دست نیافتنی شان، شروع کنند. معناباختگی در بستر کاملا ریالیستی...
وضعیتی که " آآ " و "ی ی" در آن گرفتار آمده اند بی شباهت به وضعیت " گوگو" و " دی دی" در انتظار گودو نیست. و البته وضعیتی که بی شمار انسان نه در غربت جغرافیایی که در طردشدگی کشور خویش به دنبال آرزوهای نامحقق شان می دوند و هرگز به آنها دست نمی یابند .. آرزوهای کوچک مانند داشتن سقفی حقیر از آن خویش یا دستیابی به ایجاد حسی مشترک برای فهم درد مشترک یا ... مقاومت.آیا باید دوباره و دوباره مقاومت کرد؟ این مقاومت شکست بهتری در پی خواهد داشت؟
بکت می گوید: "آنگاه که خسته شدی، آنگاه که از پای درآمدی،مهم نیست.باز مقاومت کن.باز بجنگ و شکست بخور.این بار، شکست بهتری خواهی خورد."

مهرداد خامنه ای کارگردان آلترناتیو ، آرمانگرا و خوش فکری است.او برخلاف جریان غالب تئاتری اکنون، که در شهوت تجارت ،سرگرمی و میانمایگی نفس نفس می زنند، در رود زلال تئاتر متعهد و کنشگر در حرکت است.در مراسم های افتتاحیه نمایش هایش اغلب از کارگران و کارمندان و معلمان دعوت می کند .بسیاری از متون و نمایشنامه هایی که در گروهش نگاشته یا ترجمه شده و یا فیلم برخی از نمایش های اجرا شده اش را با سخاوت برای همگان به اشتراک می گذارند.
خامنه ای هنرمندی فکور با ذهینت انتقادی و جسور است که به نظر می رسد تحصیل و زندگی طولانی مدت در خارج از کشور به او ذهنیتی مقایسه ای گسترده تری بخشیده تا به آسودگی ،مسایلی را به زیر سوال و نقد بکشد که در اذهان برخی اهل هنر، حتی هنوز ضرورت فکر کردن به آنها احساس نمی شود. مسایلی که هر هنرمند به روزی باید نسبت به آن موضع گیری داشته باشد و درباه شان پرسشگری کند و به خلق اثری دست بزند.
باشد که نگاه ارزشمند،روح عدالت خواه و آزاداندیشی چنین هنرمندانی تکثیر شود تا هنر از آفت تجارت زدگی و برهوت بی آرمانی در امان ماند.


منابع:
-اسلاومیر مروژک،مهاجران،ترجمه داریوش مودبیان،نشرقاب1380
-مصاحبه با مروژک www.web.archive.org در wayback Machine
- www.britannica.com
- سوزان گوستانزو،بازهم متن و بستر آن،اجرای نمایش مهاجران اسلاومیر مروژک در استودیو-تئاتر «چلاوک»مسکو ،ترجمه شیرین میرزانژاد
-ساموئل بکت،در انتظار گودو، مترجم علی اکبر علیزاد،بیدگل 1390


خیلی مشتاقم به خوندن نقدهاتون. ولی موکولش میکنم به بعد از تماشای امشب مهاجران
۱۶ مرداد ۱۳۹۶
ابرشیر جانم انرژی و شور آموختنم افزایی .
ممنونم وزین اندیش فرزند نکویم .
۱۸ مرداد ۱۳۹۶
گرانمایه کارگردان و فرزند عزیزم مهردادجان خامنه از صمیم قلب سپاس .
به شأن و وقار هنر ، بر حرمت صحنه و مخاطب تکیه می کنید و میزان و معیار ارزش ها را می نمایید .
چه بی حد شریف است این نگاه .
ممنونتانم و به دوستیتان بس خرسند .

۱۸ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگوی مهرداد خامنه ای با الناز امیرخانی خبرنگار سایت تئاتر فستیوال درباره اجرای نمایش مهاجران
۱۴ مرداد ۱۳۹۶

مهرداد خامنه ای : “مهاجران” به عدالت اجتماعی و آزادی می پردازد .

مهرداد خامنه ای کارگردان تئاتر که پیش از این نمایش هایی چون “ماهی سیاه کوچولو” ، “چهار صندوق” ، “هملت در روستای مردوش سفلی” “مترسک” و … را به روی صحنه برده است ، این روزها نمایش “مهاجران” اثر اسلاومیر مروژک را برای سومین بار کارگردانی کرده است . به بهانه ی اجرای این نمایش در خانه موزه استاد انتظامی خبرنگار تئاتر فستیوال گفت و گویی با وی داشته است که می توانید آن را در ادامه بخوانید .

مهرداد خامنه ای با بیان اینکه از نظر او برخلاف نام “مهاجران” ، این نمایش در رابطه با مهاجرت نیست ، در مورد اثر اسلاومیر مروژک توضیح داد : در این نمایش دغدغه ای فراتر از مسئله مهاجرت وجود دارد ، بحث قربانی شدن انسان ها ناشی از عدم وجود دو مسئله اجتماعی (عدالت اجتماعی و آزادی) ، تحت شرایطی است که زندگی می کنند ؛ که هر کدام به نوعی به سیاست ربط دارند و مهاجرت ناشی از این موضوع می شود . می توانیم بگوییم این نمایش در مورد مهاجرت و مهاجران بود ولی برای من عملا به این شکل نبود ، علاقه من به این متن مروژک به این دلیل است که او از این سرتیتر و صورت مسئله ، مسئله عمیق تری را بررسی می کند . برای من تمرکز بر این مسئله بسیار مهم است و فکر می کنم که دنیای ما ، دنیای سیاست زده ای شده است که خیلی از مسائل آلت دست قرار می گیرند که یکی از آن ها مسئله مهاجرت است .

وی صحبت خود را در رابطه با مسئله مهاجرت ادامه داد: بسیار راحت می توانیم با این سرتیتر به نفع یا بر ضد آن باشیم ، همانطور که در تمام دنیا به این شکل است که احزاب دست راستی مهاجرت را برای یک سری از امتیازهای سیاسی ، آلت دست خود قرار می دهند و از آن طرف ، احزاب دیگر نیز به نوعی دیگر برخورد می کنند . به نظر من هر دو دسته ، صورت مسئله را پاک می کنند . مسئله مهاجرت یک مسئله اجتماعی است نه سیاسی . بشر از زمانی که در این کره خاکی وجود داشته ، در حال مهاجرت بوده است . ما بر طبق معاهده حقوق بشر می دانیم که مهاجرت حق مسلم انسان ها است و همیشه هم بوده و درست در زمانی که سیاست بر روی این مسئله تمرکز کرده ، این موضوع به مسئله ای سیاسی تبدیل شده است . برای من در وهله اول این مهم بود که این مسئله سیاسی نیست . این مسئله اجتماعی است و علتی که در مورد این مسئله صحبت می کنیم ، این است که اصلا مهم نیست که دو پرسوناژ نمایش مهاجر هستند یا نه ، این دو می توانند در کشور خودمان باشند ، مثلا یکی از آنها از مشهد و دیگری از رشت به تهران آمده باشد . آنچه مهم تر از تمام این داستان است ، تنها دو مسئله ی عدالت اجتماعی و آزادی است .

کارگردان نمایش “شازده کوچولو” در خصوص تغییر پرسوناژهای “مرد” نمایشنامه “مهاجران” به پرسوناژهای “زن ” در کارگردانی خود توضیح داد : از نظر من با پرسوناژهای زن برخی مسائل را می توان عمیق تر کار کرد ، یعنی پرسوناژهای زن می توانند لایه ها و عمق بیشتری به کاراکتر و نمایش بدهند . همچنین به نظرم اگر قرار است در مورد کارگر صحبت شود و به فقدان عدالت اجتماعی که متوجه طبقه کارگر است ، اشاره شود ، بهتر است استثمارشده ترین قشر کارگر را انتخاب کنیم که کارگر جنسی است و روی این تم کار کنیم . تنها من در این نمایش به این شکل کار نکرده ام ، بلکه در کشورهای اروپایی نیز کاراکترهایی که در این نمایش وجود دارند ، کارگر جنسی بوده اند . در این صورت ما یک تابوی دیگر را نیز زیر سوال می بریم ، اینکه ما نمی توانیم مسائل افراد اجتماع (طبقه کارگر) را به بهترین شکل خود نگاه کنیم ، ما باید تمام اقشار اجتماع را در نظر داشته باشیم و رفاه را برای همه آن ها بخواهیم . من فکر کردم اگر این شخصیت ها به این شکل کار شود ، روی مسائل بیشتری انگشت گذاشته می شود و مخاطبی هم که با آن برخورد می کند و نیتجه ای که از نمایش ما می گیرد ، طیف وسیع تری از اجتماع (به عنوان مثال کارتن خواب ها ، کسانی که تن فروشی می کنند ، معتادین) را برای رسیدن به این عدالت اجتماعی پوشش می دهد . شما باید ببینید که در اجتماع ، به سرکوب شده ترین اقشار آن چطور رسیدگی می کنند و آن را ملاک قرار دهید . این برای من مسئله ای اساسی بود و به همین خاطر شخصیت ها را اینگونه تغییر دادم و طبیعتا برای شخصیت روشنفکر هم به همین شکل است .

کارگردان نمایش “مهاجران” در مورد اجرای این نمایش در اروپا و تفاوت بازخورد تماشاگران داخل ایران و خارج کشور نسبت به این گفت : من اولین بار در آلمان اقتباسی از این نمایش را از متنی آلمانی نوشتم و در سال ۲۰۰۸ در شهر دورتموند اجرا کردم . تفاوت کوچکی که با این اجرا داشت ، این بود که ۵ صحنه از نمایشنامه مروژک را انتخاب کردم و با ۵ صحنه از نمایشنامه “همسایه های طبقه بالا” که اقتباسی از فیلم “جذابیت پنهان بورژوازی” به کارگردانی لوئیس بونوئل بود ، ادغام کردم و این صحنه ها مدام با یکدیگر به صورت پارالل وصل می شد . به نظر من در مورد مسائلی که در نمایش “مهاجران” مطرح کردم ، در هر کشوری که بخواهیم با مخاطب ارتباط برقرار کنیم ، یکسان برخورد می شود . اگر بخواهیم تمرکز را روی مسئله ی مهاجرت ببریم ، آنموقع هر کسی با دید خودش با این موضوع برخورد می کند . سعی کردم در هر جایی که این نمایش اجرا شده ، روی مسئله عدالت اجتماعی و آزادی تکیه شود . در اروپا هم مانند کشور خودمان ، شاید عجیب باشد ، ولی دغدغه یکی است و برای همین ، ما به عنوان هنرمند زبان مشترکی در همه جای دنیا داریم . من این نمایش را در برلین و دورتموند و از سال ۲۰۱۰ ، به مدت ۲ سال در ۵ شهر از نروژ اجرا کردم و زمانی که سال ۹۲ به ایران آمدم ، اولین نمایشی که روی صحنه بردم ، در کارگاه نمایش باران ، نمایش “مهاجران” بود و می توانم بگویم آدم ها وقتی دغدغه های مشترکی دارند و فرای سیاست فکر می کنند ، خیلی به یکدیگر نزدیک اند . به نظر من سیاست است که آدم ها را از همدیگر دور می کند . من فکر می کنم بازخورد مثبتش این بوده است .

مهرداد ... دیدن ادامه » خامنه ای در پاسخ به سوال خبرنگار تئاتر فستیوال مبنی بر اینکه ، با توجه به سال ها دوری او از ایران و مهاجرتش به نروژ و بازگشت مجددش به وطن ، چه اشتراکاتی میان خودش و پرسوناژهای نمایش می بیند ، گفت : این نیز به این سوال برمی گردد که در کجای دنیا زندگی می کنید؟ هر جایی که شما به عنوان یک فرد ، دستاوردهایتان ملاک قرار گیرد ، در آنجا مهاجر نیستید . نمونه ی آن ، من سالیان سال در نروژ زندگی کردم و هنوز هم آنجا زندگی می کنم و هیچوقت در آنجا برای من حس مهاجرت وجود نداشته است ، به خاطر اینکه دقیقا نگاه می کردند که چه کاری انجام می دهی ، در زندگی اجتماعیت چه کسی هستی . ولی من ۲ سال برای کار به آلمان رفتم ، در آنجا دقیقا احساس مهاجر بودن می کردم ، اصلا به همین دلیل هم بود که “مهاجران” مروژک را شروع به کار کردم . مهم خود آدم است که چقدر کار می کند ، چقدر می تواند روی محیط و فضای کار تاثیر بگذارد و این ملاک است . اگر حس مهاجر بودن وجود داشته باشد ، من همیشه به عنوان یک حس منفی روی آن حساب کرده ام . هر جا که احساس کنی که مهاجری ، متفاوتی ، از شهر دیگری هستی ، زبان و لهجه ات به گونه ی دیگری است ، این در حقیقت نکته ی منفی آن اجتماع است . در جامعه ای که آدم ها بر اساس فردیت شان ، ارزش گذاری می شوند ، هیچ فرقی نمی کند چه رنگی داشته باشند ، از کجا آمده باشند و آن قدم مثبتی که در اجتماع برمی دارند ، تنها ملاک است . حالا خودتان می توانید چرتکه بیندازید که در کشور ما ، این چرتکه ها کجای داستان را می گیرد و آیا نیاز است که نمایش هایی مانند “مهاجران” به روی صحنه بیایند و با مردم صحبت کنند یا نه .

این کارگردان تئاتر در پایان گفت : من برای سایت شما آرزوی موفقیت می کنم . کمی دلم تنگ شده بود چرا که مدتی کم می نوشتید و نقدهایتان کم شده بود . امیدوارم پرکارتر از همیشه ادامه بدهید . تئاتر فستیوال سایت بسیار خوبی است و موفق باشید .

http://theaterfestival.ir/مصاحبه-مهرداد-خامنه-ای-نمایش-مهاجران/
افتتاح نمایش مهاجران با حضور پررنگ معلمین و فرهنگیان
شامگاه نهم مردادماه زنگ افتتاحیه نمایش مهاجران در خانه موزه استاد انتظامى توسط بانو عصمت مقیمیان از دبیران باسابقه دبیرستان هاى تهران بصدا درآمد. در کنار جمع هنرمندان و دوستداران تئاتر اگزیت جمعى از معلمین و فرهنگیان منطقه یک آموزش و پرورش تهران و معاونت هنرى این منطقه خانم گل محمدى مهمان ویژه این شب بودند.
در ابتداى مراسم آقاى منصور میرزابابایى بازیگردان تئاتر اگزیت و از بازیگران پیشکسوت تئاتر به مهمانان خیرمقدم گفت و سپس لیلى شجاعى یکى از بازیگران این گروه یادداشت خود را به مناسبت اقتباس گروه تئاتر اگزیت از نمایش مهاجران اسلاومیر مروژک براى حاضرین خواند. در ادامه مهرداد خامنه اى مترجم و کارگردان نمایش به مهمانان خیر مقدم گفت و جزوه " باز هم متن و بستر آن" به قلم سوزان کوستانزو ... دیدن ادامه » را که به تاریخ اجراى نمایش مهاجران در مسکو براى اولین بار در سال ١٩٨٤ مى پردازد بعنوان هدیه این شب به آنها تقدیم نمود. این جزوه توسط خانم شیرین میرزانژاد براى اجراى نمایش مهاجران اگزیت به فارسى ترجمه شده است. در ادامه زنگ افتتاح نمایش توسط خانم مقیمیان به صدا درآمد و حاضرین به تماشاى نمایش با نقش آفرینى خانم ها آویشن بیکائى و غزاله کنعان پناه پرداختند.
لازم به ذکر است که در میان مهمانان از منتقدین تئاتر نیز دعوت بعمل آمده بود که از جمله مى توان از حضور دکتر شهرام خرازى ها عضو انجمن منتقدین تئاتر، مهدى ارجمند، حمید کاکاسلطانى نام برد و همینطور خبرنگار سایت تئاتر فستیوال خانم الناز امیرخانى حضور داشتند .

نمایش مهاجران اثر اسلاومیر مروژک تا پایان مرداد ماه ٩٦ همه روزه بجز شنبه ها در خانه موزه استاد انتظامى در ساعت هفت شب به روى صحنه خواهد رفت.

گروه تئاتر اگزیت

لینک عکس:
http://bit.ly/2tTYkMn
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لباسهای شیک و نو، خونه دوطبقه با نمای سنگی البته با شوفاژ، غذا، وز وز مگسهای روستا، مسافرت با قطارهای درجه یک، کار، پتوهای پشم خالص، معاشرت با آدمهای درست و حسابی و....
اینها شاید به نظر خیلی از ماها پیش پاافتاده ترین نیازهای اولیه زندگی باشه ولی برای بعضیها آرزوی دست نیافتنی شده، انقدر رسیدن بهشون سخت شده که شاید یه نفر بدنشو بفروشه تا بتونه به دستشون بیاره.

ی ی .....

ممکنه به نظر آدم موذی و رذلی بیاد یا به نظر برسه هرطور شده با هر ترفندی میخاد زرنگ بازی در بیاره اما هر چقدر که بیشتر باهاش آشنا میشیم وقتی از گذشتش، آرزوهاش، نداشته هاش و خونوادش میشنویم بهش حق میدیم و به خیلیهای دیگه هم که همیشه قضاوتشون کردیم حق میدیم....

آدمهای به اصطلاح روشنفکر به (ی ی ها ) میگن چی درسته و چی غلط. برای این خواسته های اندک مسخرشون میکنن و انگ سطحی بودن رو بهشون ... دیدن ادامه » میزنن مدام از اهداف والا و مهم زندگی براشون موعظه میکنن و کم کم( ی ی ها ) روشنفکرهارو همه چی دان فرض میکنن و هیچ کاری رو بدون تایید اونها انجام نمیدن...غافل از اینکه برای رسیدن به اون اهداف مهم نمیشه خواسته های به ظاهر سطحی ی ی ها نادیده گرفته بشه.

غزاله کنعان پناه بازیگر نقش ی ی
Avishan Beikaee:
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/ قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا/ بنشینید به باغی و مرا یاد کنید
عندلیبان گل سوری به چمن کرد ورود/ بهر شاباش قدومش همه فریاد کنید
یاد از این مرغ گرفتار کنید ای مرغان/ چو تماشای گل و لاله و شمشاد کنید
هر که دارد ز شما مرغ اسیری به قفس/ برده در باغ و به یاد منش آزاد کنید
آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک/ فکر ویران شدن خانه صیاد کنید
شمع اگر کشته شد از یاد مدارید عجب/ یاد پروانه هستی شده بر باد کنید
بیستون بر سر راه است مبادا از شیرین/ خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه/ ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید
گر شد از جور شما خانه موری ویران/ خانه خویش محال است که آباد کنید
کنج ویرانه زندان شد اگر سهم بهار/ شکر آزادی و آن گنج خدا داد کنید
شعر از ملک الشعرای بهار
زمانی که بازی در نقش آآ(روشنفکر) در نمایش مهاجران از طرف آقای خامنه ای به من پیشنهاد شد،به عنوان یک بازیگر اصلا گمان نمیکردم که چقدر ممکن است درگیرش شوم.قبلا اجراهایی از این اثر نمایشی از ایشان دیده بودم و فقط به عنوان آثاری نجیب و با ارزش توجه منو به خود جلب کرده بودند.وقتی به عنوان بازیگر درگیر یک دغدغه انسانی ملموس بشوی بخشی از اعتقاد و منش زندگی ات میشود.هر روز درگیرتر و درگیرتر با واقعیتی که مثل بغض گلویت را فشار میدهد...مثل بارداری فرزندی که هرگز نمیخواهد به دنیا بیاید تا سرانجام تورا بکشد...به درون خودت فرو میروی،انگار که باید لحظه به لحظه و بارهاو بارها خودت را واکاوی کنی.مهاجرت و مهجور بودن مهاجران در همه دنیا فقط پوسته ظاهری این اثر فوق العاده است.از نظر من مروژک در این اثر حجت را تمام کرده است.ما انسانها اسیر زندان خواسته های خودمان هستیم هر کجای دنیا که باشیم.هر کداممان به طریقی امیال سرکوب شده مان را بر سر دیگران آوار میکنیم و هر چه دامنه اختیاراتمان وسیعتر باشد،آسیبی که میزنیم عمیقتر و عظیمتر است.گاهی به فردی و گاه به یک ملت.در این نمایش،این دوشخصیت نماد همه ما انسانها هستند با منشها و افکار مختلف و خواسته های متفاوت.
تمام مدتی که با این نقش کلنجار میرفتم ،درگیر این سوال بودم...چرا ما انسانها هرگز به آرامش نمیرسیم؟آیا دلیلش این نیست که در درون خودمان هنوز به آزادی و عدالت معتقد نیستیم؟پس چطور میتوانیم آنرا به دیگری هدیه کنیم؟پس چرا شکایت میکنیم از نابرابری ها و عدم عدالت اجتماعی و....
آیا ... دیدن ادامه » شماهم به عنوان یک انسان هنوز درگیر رد شدن از این عمیقترین و بنیادی ترین مرز انسانیت هستید یا هنوز در پوسته ظاهری آدمیت خود،به خودتان افتخار میکنید؟
آویشن بیکایی انسانی که دوست دارد و تلاش میکند که عدالت وآزادی انسانی را به خودش هدیه کند.مرداد ماه نمایش مهاجران
گر شد از جور شما خانه موری ویران
خانه خویش محال است که آباد کنید
۰۶ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بار دیگر مانیفست مهاجران

سال ٢٠٠٧ میلادى در کشور آلمان زندگى مى کردم و با اینکه تا آن زمان بارها نمایش مهاجران را به زبان هاى مختلف خوانده بودم هیچگاه ارتباطى شخصى بجز نیاز به دانش عمومى از ادبیات نمایشى جهان را در آن نیافتم. برایم این نمایش سخت حرافانه و کسل کننده بود. نمونه هایى درخشان از دیالوگ هاى ابسورد و طنز سیاه نویسندگان اروپای شرقی دهه شصت میلادى را در آن مى دیدم که در میان انبوهى از درد دل هاى نویسنده اش گم مى شد و اعصابم را مى جوید. اما ناگهان این درددل ها برایم خودى شد و شدیداً خود را به مروژک و این نمایش نزدیک یافتم.
بیش از بیست سال بود که در خارج زندگى مى کردم و در چهار کشور اروپایى تحصیل و کار کرده بودم اما تا آن زمان حس خاصى نسبت به مهاجر بودنم نداشتم. در مدت کوتاهى پس از اقامتم در کشور آلمان این حس بنا به نوع روابط اجتماعى این کشور برایم برجسته شد. نوع روابطى که هر روز و در هر گوشه به من یادآورى مى کرد که خارجى هستم. نگاه از بالا به پایین که به صورت اتوماتیک هرکس بدون توجه به موقعیت شغلى یا اجتماعى، تو را به چشم شهروند درجه دو مى دید و مى خواست نقش معلم را برایت بازى کند تا عملاً خلافش را ثابت کنى.
اینجا بود که نیاز به اجراى نمایش مهاجران به عنوان مانیفست همه شهروندان درجه دو برایم ضرورى شد.
اما چطور مى توان نمایشى را اجرا کرد که در جزئیات با آن ارتباط برقرار مى کنى ولى در کلیتش با آن مشکل دارى؟
شاید راه حل همان نگاه دقیق تر به جزئیات بود. دیدن آنچه که دوستش دارى. قلم به دست گرفتم و هرآنچه که دوست نداشتم را گستاخانه خط زدم. حدود نیمى از نمایش رفت. بار دوم به ارتباط صحنه ها فکر کردم و کنش به جاى کلام.
بار سوم فکر کردم این دو مرد روى صحنه چقدر نچسب هستند و روابطشان از یک یا دو لایه از نظر اجرایى عملاً فراتر نمى رود. فکر کردم اگر هر دوى اینها زن بودند چقدر میتوانست مناسباتشان پیچیده تر باشد. اگر نقش مهاجر اقتصادى را - که در نمایش مروژک کارگرى ساده است که برروى مته حفارى کار مى کند و اثر این کار طاقت فرسا را در لرزش دستانش مى بینى-کارگر جنسى بازى کند که اثر کار روزمره اش در روح و روانش دیده شود چه؟
آیا همین تغییر این نقش را برجسته تر نمى کند؟ مگر کارگران جنسى سرکوب شده ترین و استثمارشده ترین در میان سرکوب شد گان و استثمار شدگان در اجتماع نیستند؟
در مورد نقش روشنفکر آنقدر برایم سخت نبود که با توجه به دیده هایم در طول سه دهه از این قشر شخصیتى به روزتر از سال هاى دهه هفتاد مروژک را در ذهنم ترسیم کنم.
آنچه از نمایش مروژک ماند روح روابط انسانى میان کارگر و روشنفکر بود و دیگر نمایش درباره مهاجران نبود بلکه درباره همه ما بود. مهاجرت تنها قالبى بود که این داستان انسانى را درخود جاى مى داد. مهاجران تنها نامى بود که بر روى یک معضل اجتماعى که در اصل به موضوع عدالت اجتماعى و آزادى افراد بازمى گشت گذاشته شده بود. در طول کار بر روى نمایش مهاجران در آلمان خود را در همان کشور در جایگاهى دیگر یافتم. تحلیلم از مردم این کشور در زندگى روزمره تغییر کرد و همینطور نگاهم نسبت به مناسبات اجتماعى در آنجا. نوع روابط اجتماعى بر اساس مناسبات طبقاتى بود و رابطه بین کار و سرمایه. این مناسبات فردى نیست بلکه براساس منافع اجتماعى شکل مى گیرد و مسئله مهاجرت هم در همین چهارچوب است که قرار داده مى شود. اگر در کشورى مثل نروژ من احساس مهاجر بودن نمى کنم به این دلیل است که عدالت اجتماعى جایگاه بالاترى را نسبت به کشور آلمان دارد و هر چه این عدالت کم رنگ تر باشد موضوعاتى چون مهاجرت، رنگ پوست، طبقه اجتماعى، ثروت و کلاً بالا دست و فرودست برجسته تر است.
نکته دیگر آنکه عدالت اجتماعى جزئى لاینفک از آزادى است و بدون یکى دیگرى معنایى ندارد. با این تحلیل بود که نمایش مهاجران مروژک برایم از اثرى نچسب به شکل مانیفستى درآمد که نه تنها یادآورى آن را به اجتماع ضرورى مى دانم بلکه این یادآورى بیشتر به خودم بازمى گردد که من که هستم و براى چه تئاتر کار مى کنم.
در طول نه سال اجراهاى متعدد مهاجران به زبان هاى مختلف و کشورهاى گوناگون، هر کدام از بازیگرانی که در قامت آآ و ى ى در آمده اند رنگى جدید به این نمایش داده اند و در پرتو هنر بازیگری ایشان درسى مهم به من آموخته اند تا از ذرات وجودشان برصحنه نمایش پلکانى بسازم که همقطاران بعدى راحت تر بتوانند از آن صعود کنند.
بخصوص باید از تلاش هنرمندان شریف ایرانی که همکارى با آنها درس هاى مهمى براى تطابق این متن با فرهنگ این آب و خاک و ارتباط دقیق تر با مخاطبان آن به من داد یاد کنم.
از خانم ناهید مسلمى عزیز که تجربه و توان اجرایى اش بارها بغضم را در اتاق فرمان ترکاند و روح انسانی اثر را دوچندان کرد، هوشمند هنرکار که با دقت نظر خود نمایى جدید از روشنفکر ایرانى را برایم زنده کرد، منصور میرزابابایى که زیبایى شناسى کار بازیگر را بر روى نقش برجسته کرد، شیدا خلیق که طراوت و نگاهى نو از نسلى دیگر را با خود به صحنه آورد، محمد على زراعتى که مستند گونه به ایفاى نقشش پرداخت، الهام یگانى که نوعى متفاوت از کار با بازیگر را به من آموخت و همه دیگر افرادى که تجربه کار با ایشان بى شک امضاء خود را بر اجراهاى بعدى این اثر با خود به همراه خواهد داشت و جزئى از آن خواهد بود.

در ... دیدن ادامه » مرداد ماه ٩٦ و در خانه موزه استاد انتظامى امیدوارم در جریان کار با دو بازیگر باهوش و پرتوان اگزیت، خانم ها آویشن بیکائی در نقش آآ (روشنفکر) و غزاله کنعان پناه در نقش ی ی (کارگر) که به نسل نوین بازیگرانمان تعلق دارند، روحى جدید به این مانیفست اجتماعى بدمیم و از تجربه کار با یکدیگر و حاصل تلاش کار دیگران که سنگ بناى این نمایش را در طول سال ها گذاشته اند بیشترین استفاده را ببریم.
سلام پرنده باز آلکاتراز عزیز
خواهش می کنم اگر امکانش هست در روز افتتاحیه (۹ مرداد ماه - ساعت ۱۸:۳۰) مهمان ما باشید.
۰۴ مرداد ۱۳۹۶
سلام خانم پرندیس عزیز
خواهش می کنم. شما لطف دارید. به شیرین پیغام شما را حتما خواهم رساند.
۰۷ مرداد ۱۳۹۶
آلکاتراز عزیز،چه تشبیه جالب و به جایی بود ،در حالیکه زندگی هر روز صبح با همان طعم همشگیش از خواب بیدارمان می کند هر روز تکرار مکررات، برای کاستن این رنج و کشاندن خود به انتها به بهترین نحو ، میتوان با روش های مختلف جهان اطراف کوه را چون سزیف تغییر داد ... دیدن ادامه » ، گریز زدن به تماشا خانه ها و دیدن فیلم های خوبی که مدتی از این دنیا پرتت میکنند در کنار دیدن آنچه دیگران از فرط عادی بودن نمی بینند، در این مسیر آمدن و رفتن ها ،یکی از آنهاست
هم صحبتی با شما باعث افتخار است ،امیدوارم بیشتر از شما بخوانم ،ممنون از بودنتان
۰۷ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت لیلى شجاعى براى اقتباس نمایش مهاجران توسط گروه تئاتر اگزیت

مهاجران به شکل غلیظی مانیفست مروژک است!
شناخت مروژک و امثال او حتی به بضاعت اندک هرکس، بسیار ضروریست. شناخت زیست چنین نویسندگانی که دغدغه جامعه داشته‌اند تا نام و نان، دید بهتری به انسان می‌دهد. او از حامیان اصلاحات ۱۹۶۸ چکسلواکی معروف به بهار پراگ و از مخالفان سیاست‌های دولت اتحاد شوروی در آن زمان بود که در نهایت مجبور به مهاجرت به فرانسه شد. گویی شخصیت آ.آ. در نمایشنامه، خود اوست. روشنفکری ناگزیر به مهاجرت.
مهاجران، نوشته شده در ۱۹۷۴، یازدهمین نمایشنامه اوست. نمایشنامه‌ای با دو پرسوناژ، که در هر صحنه، سایه‌ی یکی بر دیگری غلبه دارد و در برخی صحنه‌ها، سایه‌ها در هم ادغام می‌شوند.
روشنفکر (کاراکتر آ.آ) و کارگر جنسی (کاراکتر ی.ی) هر دو هم‌خانه‌اند و مهاجر و در غربت. یکی ... دیدن ادامه » با آمال و آرزوهایی رنگارنگ همچون تصاویر مجله‌هایی که مدام قیچی می‌کند تا هر روز ماتشان شود و تلاش می‌کند برای پول بیشتر تا تک‌تک آنها را به دست بیاورد؛ و دیگری خسته از جهلِ عوام و زور سیاستمداران.
هر دو کاراکتر، لایه‌های پنهان بسیاری دارند، همان‌طور که همه‌ی ما. ترکیب علاقه و انزجار، ترکیب قهر و آشتی، ترکیب تحقیر و پشیمانی و...
تک‌تک اینها به شکل بسیار درستی به قلم مروژک در این نمایشنامه ترکیب بندی شده است. تضادهای این کاراکترها در جای جای متن، هر لحظه روح خواننده را تازگی می‌بخشد. مهاجران، خودِ خودِ زندگیست. مهاجران قصه‌ی مهاجرت نیست. قصه انسان‌هاست. تراژدی روشنفکران، تراژدی کارگران جنسی و غیرجنسی؛ و این تراژدی ها زمانی آغاز می‌شود، که «انسان» نادیده انگاشته شود، خواست‌های او حبس گردد، آزادی‌اش سلب شود... و سیاست همیشه دست پنهان این تراژدی است.
چه بسیارند امثال یان پالاخ، دانشجوی چک که در اعتراض به سرکوب آزادی بیان و در اعتراض به بی تفاوتی برخی شهروندانش در جریان حمله پیمان ورشو پس از بهار پراگ، خود را در میدانی در این شهر به آتش کشید. این سلب آزادی از سمت حکومت و جمود فکری و فقر فرهنگی برخی هم‌وطنان، روشنفکران را برخلاف میل باطنی خویش به مهاجرت سوق می‌دهد. در این میان آرمان‌شهری در دوردست، صدای دهل برخی بِلاد و فقر و آرزوهای عده‌ای، آنها را نیز به مهاجرت تحریک می‌نماید. مروژک به خوبی اینها را پشت رفتارها و ریزرفتارهای این دو کاراکتر به تصویر کشیده است.
در نهایت آن چه بر جا می‌ماند انگار مشتی حسرت است و در عین حال امید به فردایی بهتر... اما با طعم تلخ دهان!
و این تضادها در میان دیالوگ‌های آنها، دیدنیست.
به اطلاع مخاطبان محترم می رساند به مناسبت اجرای نمایش مهاجران گروه تئاتر اگزیت
جزوه: « باز هم متن و بستر آن »
اجرای نمایش «مهاجران» اسلاومیر مروژک در استودیو - تئاتر «چلاوک» مسکو (برای اولین بار در این کشور در سال ۱۹۸۴)
به قلم: سوزان کوستانزو
ترجمه: شیرین میرزانژاد
به صورت رایگان در اختیار علاقمندان می باشد.
لینک:
http://bit.ly/2uUXpiK

با سلام
به اطلاع مخاطبان گرامى مى رساند، طرح بهاى بلیت نمایش مهاجران در راستاى اهداف گروه تئاتر اگزیت جهت حمایت از مخاطبان و فراهم آوردن امکان تهیه ى بلیت براى تمام مخاطبان از تمامى اقشار برقرار شده است. استفاده از کدهاى خرید هیچ گونه محدودیتى در انتخاب صندلى هاى سالن ایجاد نمى کند و مخاطبان در خرید بلیت با استفاده از هر یک از کد ها، در انتخاب تمامى صندلى هاى سالن آزاد هستند.
شیرین میرزانژاد
مسئول اجرایى گروه تئاتر اگزیت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید