اینداستان، قصهی نبردی است میان عشق و نفرت، اعتماد و خیانت، حقیقت و وهم. قصهی مردی که برای یافتن پاسخ، به عمق تاریکی فرو رفت. مردی که تصمیم گرفت همه چیز را فدای دانستن کند. حتی اگر دانستن، او را از درون ببلعد.
آیا در نهایت، سامان خواهد توانست از میان ویرانههای گذشته عبور کند؟ یا سایهها همچنان در تعقیبش خواهند بود؟
در پیش نگاهتان، داستانی دارید از درد و رهایی، از سقوط و برخاستن. داستانی که شما را به درون تاریکترین زوایای روح انسان خواهد برد.
آیا آمادهاید برای رها شدن در این داستان؟