آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش قایقانع
S3 : 15:52:00 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۲ آذر تا ۱۱ دی ۱۳۹۴
۱۸:۱۵
۱ ساعت
بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

طراح گرافیک: فروغ یعقوبی
عکاس: مایده بارگیران
انتخاب موسیقی: محمدرضا سجادیان
طراح صحنه: احمد ابوالفتحی،‌ بهادر آذری
ساخت دکور: احمد ابوالفتحی
طراح لباس: غزل آلوسی
گروه تبلیغات مجازی: زیر گروه تبلیغات تیوال
نمایشی از گروه تیاتر روژدا
شماره رزرو:
۰۹۳۵۸۱۸۶۱۷۱

"صفحه‌ی ایـنستـاگرام این نمــایش"

نمایش پیشین این گروه "نـارنـجـیـغ"

 

گزارش تصویری تیوال از نمایش قایقانع / عکاس: گلشن قربانیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› قایقانع تا ۱۱ دی تمدید شد / اجرای روز ۴ دی به ساسان سالور تقدیم شد.

›› «قایقانع» راوی معضلات اجتماعی خود شد / برچسب پیشنهاد تیوال بر پیشانی قایقانع...

›› استقبال تماشاچیان از نخستین روز اجرای نمایش قایقانع

›› قایقانع میزبان عکاسان و خبرنگاران می‌شود / دوشنبه ۲۳ آذرماه

›› جدید ترین اثر گروه تاتر روژدا به روی صحنه می رود / قایقانع از ۲۲ آذرماه

ویدیوها

آواها

مکان

خیابان انقلاب، ضلع شمال غرب چهارراه ولیعصر، جنب داروخانه، پلاک ۱۴۷۸
تلفن:  ۶۶۹۷۹۴۶۸، ۶۶۹۷۹۴۷۵

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
امیر
درباره نمایش قایقانع i
بسیار زیبا بود، به نظرم از برخی نمایش های آنچنانی در سالن های آن چنانی تر هم بهتر بود.
عقیل بهرامی
درباره نمایش قایقانع i
تماشای لذت بخش یک عاشقانه
خوشحالم که بالاخره توانستم این نمایش شاعرانه را تماشا کنم و از دیدن آن بسیار لذت بردم، نمایشی که یک ساعت تمام مرا به دور از هیاهوی این روزها برد، اشک در چشمانم نشاند و با طنزی شیوا آن را پاک کرد و دوباره بغض دوستداشتی بر گلویم نشاند و این چرخه را تا انتها موفق پیش برد و تاثیر گذار عمل کرد.
متن منسجم و دیالوگ های به یاد ماندنی، کارگردانی که در عین سادگی به خوبی از فضای سالن و آکسوار ها استفاده کرده بود. بازی ها روان و تغییر پاساژ های حسی به خوبی از سوی بازیگران انجام می شد. ارتباط چشمی خوب بازیگران با تماشاچیان و انتقال احساس درونی به جا و کار آمد بود، و از اول تا آخر نمایش این ارتباط برای من قطع که نشد هیچ هر چه جلوتر می رفتم برایم جذاب تر می شد، جا دارد که از انتخاب موزیک های این اثر هم یاد کنم، به جا و فضا ساز و تاثیر گذار بود، در کل این اثر حال خوبی داشت، مرسی و خسته نباشید میگم به دوستان هنرمندم که حقیقتا تک تکشان خوش درخشیدند و در کنار یکدیگر اثری شیوا پر احساس و به یادماندنی را بر دیدگانم آوردند و خاطره خوشی در ذهنم به جا گذاشتند.
سلام العلیکم برادر آلکاتراز عزیز شما که رخ نمی نمایی...
تا همبازی شویم )
۱۲ دی ۱۳۹۴
ما را به رندی افسانه کردند// پیران جاهل، شیخان گمراه
۱۴ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمد
درباره نمایش قایقانع i
... باز دم گربه ها گرم، حداقل کثافت کاریشونو پنهان میکنن!...
حامد سعیدفعال
درباره نمایش قایقانع i
خسته نباشید به گروه هنرمند و با استعداد روژدا...
ممنون به خاطر لحظه هایی که همچون یک خاطره به یاد موندنی در ذهن ما به یادگار گذاشتید و ...
و از همین امروز منتظر حضور دوبارتون با اثری جدید هستیم...
شاهین نصیری
درباره نمایش قایقانع i
قایقانع . . .


(در باب قناعت، بغ بغو و چند داستان دیگر)


(این نوشتار ممکن است بخش هایی از نمایش را لو دهد هر چند زمان زیادی تا پایان نمانده!)








1. یکی از اشتباهات متداول در درک مفاهیم، خلط مبحث میان سانتی مانتال بودن با رمانتیک بودن است. در مکاتب ادبی اثر سانتی مانتال به واسطه ... دیدن ادامه ›› ی شدت بروز احساسات کاراکترها و تلاش برای دریافت همین میزان احساسات از مخاطب شناخته می شود در حالی که اصولا واژه ی رمانتیک کلمه ای است در تقابل با واژه ی خردگرایانه، یعنی ساختاری که در آن واکنش کاراکترها نسبت به موقعیت نمایشی بر اساس عقل و خرد آن ها نیست بلکه ماهیتی غیر اصیل در ساختار نمایشی مثل فطرت، وجدان، شفقت و غیره دلیل اعمال و رفتار آنان است.

2. متن محمدرضا سجادیان تمام تلاش خودش را برای فرار از رمانتیک بودن به کار برده و اتفاقا در این باره کاملا هم موفق عمل کرده. قصه به تدریج جلو می رود و گره های خودش را باز می کند. شاید خلاصه ی یک خطی داستان خیلی هم برای مخاطب هیجان انگیز نباشد و حتی زیرمتن چالش برانگیز آن یعنی بستر زمانی بروز اتفاقات داستان هم به خاطر کمرنگ بودنش خیلی همدلی انگیز محسوب نشود اما نوع چینش روایت ها و پرهیز از شلوغ کاری و ورود و خروج کاراکتر اضافی باعث می شود تا با یک متن روان روبرو باشیم که قصه اش بدون سکته تعریف می شود. الف) روزهای اول آشنایی و امید دختر ب) روزهای نگرانی و جنون و ترس از دوری ج) روزهای دل بستن به کسی که قرار بود ناجی باشد اما نبود. واکنش های طبیعی متن نسبت به هر کدام از این وقایع در تضاد با نقش مونو تن و موازنه ساز ماجرا (پرنده) هارمونی خوبی در متن ساخته است. اگر چه در نوع روایت با برخی اطلاعات اضافه روبرو هستیم مثل این که دلیل نبود نیما (پرده ای که او را با دست بسته نشان می دهد) به نوعی زور زدن برای ایجاد یک جنبه ی سیاسی در کار است که به نظرم در نیامده. اصولا ما با یک داستان سانتی مانتال روبرو هستیم نه با یک داستان رئالیستی سوسیالیستی پس چه اهمیتی داره که نیما چرا نیامده باشد؟ نیما یک مونولوگ داشت و همان جا وقت داشت خودش را به ما معرفی کند ولی وقتی محور ماجرا غزل است و کبوتر، ما نیازی به شناخت نیما نداریم. نیما هر که بود و هر چه شد فقط بهانه ای بود برای ایجاد حس عاشقی در غزلی که به جز قافیه خیلی چیز ها را باخته است اما خودش به لحاظ ماهوی اهمیتی در داستان ندارد یا دست کم این اهمیت برای من مخاطب ساخته نشده است. جدای از این در مورد زبان متن حرف و سخن بیشتر از این هاست: موقع تماشای کار به این مساله فکر می کردم که کاش به جای واج آرایی، سجع و قافیه ی متن بیشتر می بود. می دانیم که سجع در لغت همان آواز کبوتر است! و سجع در زبان غزل شاید پل ربط میان غزل و کبوتر را به نحوی ظریف تر نشان می داد.

3. کارگردانی کار در قیاس با «نارنجیغ» چند گام به جلو محسوب می شود. غزل طرح داستان را با کلامش روشن می کند و پرنده با نقاشی اش. این دو در یک نقطه به هم می پیوندند تا جایی که نشود فهمید کدام حکایت برای کدام یکی است. تنها یک نکته در مورد پایان بندی به نظرم قابل توجه است: من فکر می کنم ایجاد حس برانگیختگی احساسی برای تماشاگر در درجه ی اول به عهده ی متن و بعد به عهده ی بازیگر و نحوه ی انتقال آن حس و دیالوگ (یا مونولوگ) است. اما در پایان بندی دقیقا همان جا که داستان قرار است به اوج خودش برسد موسیقی پر تنشی شروع می شود و اوج می گیرد. برای من این موسیقی با همه ی زیبایی اش چیزی مثل کشیدن ماژیک شبرنگ روی یک متن بود. انگار کارگردان به متن و بازیگرش اعتماد نکرده و خواسته تمام زورش را در پرده ی آخر بزند.

4. در مورد بازی ها با احترام به تلاش هر سه عزیز و انرژی شان روی صحنه فکر می کنم آزاده مشعشعی ستاره ی اجرا بود. اصولا انتخاب یک نقش مونوتن سختی کار بازیگر را چند برابر می کند. این که بدون برون ریزی حس نقشت را انتقال بدهی کار ساده ای نیست. معمولا نقش های شلوغ تر و پر اکت تر بهتر دیده می شوند. بازی خوب خانم مشعشعی به فرشته آلوسی هم کمک کرد تا متوازن تر نقشش را ایفا کند.

5. قایقانع نمایش خوبی است. کاراکترهای حاضر و غایبش همگی به درستی تعریف شده اند و به جز مواردی معدود و قابل اغماض (مثل دوستان سه میمی که شاید فقط به خاطر بازی زبانی اش وارد ماجرا شدند یا صحنه ای که در مورد نیما پیش از این گفتم) کاراکتر اضافی و اطلاعات بی جهت به مخاطب نمی دهد. بچه های روژدا دو تجربه ی موفق و مورد قبول مخاطب را از سر گذرانده اند و برای کار بعدی شاید دیگر صرفا چند نقد و نظر مثبت و اجراهای خوب برایشان نمره ی مثبت محسوب نشود. به امید درخشش همه ی دوستان عزیز در کارهای بعد


پ.ن: رفقا اون چیزایی که بالا گفتم نظر بی تعارفانه و رسمی من بود. نظر بی تعارفانه و غیر رسمی من هم این که دم همگی گرم :) منتظر متن تازه و اجرای تازه ایم بچه ها.
۱۱ دی ۱۳۹۴
شاهین جان سپاس از نقد موشکافانه شما
۱۲ دی ۱۳۹۴
محبت داری بهراد عزیز ممنون بابت وقتی که گذاشتی برادر
۱۲ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پرند محمدی
درباره نمایش قایقانع i
*********** قــرار گـــروهــی **************

سلام به تمام دوستان نازنین و پر مهرم .

من برای فردا ( پنجشنبه مورخ 94/10/10) بلیط نمایش رو تهیه کردم و انشاءلله برای تماشای نمایش و دیدار دوستان خوب بازیگرم ( آزاده -محمدرض و بهادر عزیز) به تماشاخانه استاد مشایخی میرم.

این وعده دیدار رو به این دلیل اعلام کردم که اگر هنوز دوستانی، این نمایش رو ندیدند و قصد دیدن دارند، فردا من رو همراهی کنند .

به امید دیدار - پرند محمدی
من که دیدم این کار رو و امیدوارم لذت ببرید و بهتون خوش بگذره
۰۹ دی ۱۳۹۴
جناب نوری، امیدوارم در قرارهای گروهی بعدی شما رو هم زیارت کنیم ( البته من این ننمایش رو به تنهایی دیدم و چون نسبت به سایر دوستان دیرتر اقدام به دیدنش کردم، سعادت تماشای نمایش همراه دوستان رو نداشتم ) :)))
۱۹ دی ۱۳۹۴
باعث افتخار بنده خواهد بود ... بنده هم متاسفانه به دلیل مشغله ای که داشتم نتونستم به تماشای این نمایش برم .
فقط امیدوارم در آینده بتونم به موقع از این چنین قرارهایی با خبر بشم چون عموما به همین دلیل از قرار ها یا تئاتر ها رو از دست میدم.
۱۹ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هرچند برای لمحه ای با تماشای این نمایش ، از زندگی روزمره فاصله گرفتم . بازی گروه اگر جانب انصاف را بگیریم ، در حد خود قوی و رئالیستی بود . دیالوگ های جالبی در نمایش به گوش میرسید . ای کاش میتوانستم نمایشنامه را داشته باشم و بخوانم . به همه ی هنرپردازان توصیه میکنم ، به تماشای این نمایش بروند و از کار گروه لذت ببرند منتظر کارهای دیگر گروه هستیم . بدرود !
ذوق زده، ماه منیر تقوی و شاهین نصیری این را خواندند
ساسان و دنا شیرانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید




عکسی متناسب با محتوای نمایش« قایقانع »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/t8mw_ghayeghaneh.jpg




یادداشتی بر نمایش« قایقانع » نوشته « محمدرضا سجادیان » و کارگردانی« بهادر آذری »
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=194



در نگارش این یادداشت از عبارات نمایشنامه استفاده شده است.



محمد جان سپاس .. از نوشته شما در رابطه با این نمایش زیبا خیلی لذت بردم . . و .. چه خوب که حالا با همیم , حتی در رویا :)
۰۷ دی ۱۳۹۴
مرسی گرامی ارجمند
از همین فرصت استفاده می کنم
و نقش خوانی بسیار خوبتون رو هم تبریک می گم
صدا سازی شما به یاد ماندنی بود
۰۹ دی ۱۳۹۴
دوست گرانقدرم ، منت گذاشتید که ما رو همراهی کردید. صمیمانه قدردان حضورتون هستم و خدا رو شاکرم که از من و هم گروهیان خوبم، راضی بودید :)
۰۹ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کامران م.
درباره نمایش قایقانع i
غزل: آش نخورده و دهن جزغاله تو میدون بزغاله! به‌خدا من به یکم از این آشِ قانع بودم، فقط منتظر یه‌ذره عاشقانه بودم!
غزل - خب فواره همیشه همینطوریه؛ یه بار میره بالا یه بار میره پایین. اما فواره ای که که پایین اومدنش فقط به چشم بیاد همون بهتر که خاموش باشه....
به نظرم این جمله غزل میتونه نماینده ی بسیار خوبی برای کل اثر باشه. روایت انسان‌هایی که قرار نبوده فقط تو زندگی فرود رو تجربه کنند. انسان هایی که نه حالا تایتانیک ؛‌به یک قایق هم قانعند؛‌اما قرار نیست گویا دنیا به کامشون باقی بمونه.
نسبت به نارنجیغ به ویژه کارگردانی کار به نظرم یک گام بلند رو به جلو برای گروه دوست داشتنی روژدا به حساب میاد. در محموع خیلی لذت بردم از تماشای این اجرا. فکر میکنم خیلی ها مثل من با دیدن هر نمایشی انتظار ندارند که مسیر زندگیشون عوض بشه! همینکه احساس کنند مخاطب نمایشی هستند که صادقانه محصول چند ماه تلاش و ایده پردازی عواملش رو به تماشاگر تقدیم میکنه و براش احترام قائله راضی باشند. دوستان پیشنهاد میکنم دیدن این نمایش رو از دست ندید؛‌ البته با این توضیح که قرار نیست بهترین اجرای عمرتون رو ببینید اما میتونید مطمئن باشید که بچه های گروه انصافن کم فروشی نکردند و انرژی خیلی خوبی میتونید ازشون بگیرید :)

پی نوشت: این روحانی نسبتن جوانی که کنار دست ما نشسته بود( و من زیر چشمی دید میزدمش:دی) چرا بیشتر دقایق نگاهش به زمین بود؟!‌ نکنه من تا حالا اشتباه میکردم که زل میزدم به بازیگرا؟!!
بسیار سپاسگزاریم که همیشه همراه روژدا بودید آقای سرابی

پیروز باشید
۰۸ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید دو روز پایانی این نمایش روز دوشنبه ۷ دی ماه ساعت ۱۱ صبح فراهم خواهد شد.
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قایقانع تا ۱۱ دی تمدید شد / اجرای روز ۴ دی به ساسان سالور تقدیم شد.

به گزارش روابط عمومی گروه تئاتر روژدا
نمایش قایقانع تا ۱۱ دی ماه تمدید شد.
همچنین در روز جمعه ۴ دی ماه این نمایش با حضور مهمان های همچون ساسان سالور محمودرضا قدیریان و دانیال خجسته به روی صحنه رفت و در پایان نمایش اجرای این روز به ساسان سالور تقدیم شد.

نمایش قایقانع تا ۱۱ دی ماه هرروز بجز شنبه ساعت ۱۸:۱۵ دقیق در تماشاخانه استاد مشایخی به روی ... دیدن ادامه ›› صحنه می رود.

علاقه مندان برای تهیه بلیت می توانند با شماره‌ی رزرو ۰۹۳۵۸۱۸۶۱۷۱ تماس حاصل نمایند با به سایت تیوال و برگه‌ی همین نمایش مراجعه کنند.

اطلاعات این نمایش به شرح زیر است:
محل: تماشاخانه استاد جمشید مشایخی (چهارراه ولیعصر)
دوره اجرا: یکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۴ - چهارشنبه ۰۹ دى ۱۳۹۴
ساعت: ۱۸:۱۵
مدت: ۱ ساعت
بهای بلیت: ۱۵,۰۰۰ تومان

نویسنده: محمدرضا سجادیان
کارگردان: بهادر آذری
بازیگران: (به ترتیب اجرای نقش) فرشته آلوسی، آزاده مشعشعی، محمدرضا سجادیان

طراح پوستر و بروشور: فروغ یعقوبی
عکاس: مائده بارگیران
انتخاب موسیقی: محمدرضا سجادیان
طراح صحنه: احمد ابوالفتحی،‌ بهادر آذری
ساخت دکور: احمد ابوالفتحی
طراح لباس: غزل آلوسی
گروه تبلیغات مجازی: زیر گروه تبلیغات تیوال
نمایشی از گروه تئاتر روژدا
شماره رزرو: ۰۹۳۵۸۱۸۶۱۷۱

نمایش پیشین این گروه "نـارنـجـیـغ"


| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |

نشانی: خ انقلاب، ضلع شمال غرب چهارراه ولیعصر، جنب داروخانه، پلاک ۱۴۷۸
تلفن: ۶۶۹۷۹۴۶۸, ۶۶۹۷۹۴۷۵
مجتبی مهدی زاده و وحید هوبخت این را خواندند
Marillion و دنا شیرانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عباس الهی
درباره نمایش قایقانع i
دلتنگی خر است
سارا عربی
درباره نمایش قایقانع i
اینکه تو یه تماشاخانه ی نه چندان درجه یک و حتی نادِنج! بشینی و یه کار فوق العاده ببینی جوری که نادنجی صندلیا یادت بره خیلی ارزش داره.
با غزل قصه همراه شی و بی قافیه بودنش رو درک کنی و پابه پای اجراش باهاش زندگی کنی ,با اشکاش اشک بریزی و با خل بازیاش بخندی و افرین بگی از ته دل به یه نمایش دل چسب که شدیدا مناسب حال این روزاته.
_ینی میخام بگم پیشنهاد میشه خیلی زیاد._
_پاشید برید ببینیدش و قایقانه شید._
به آگاهی می رسانیم امکان خرید بلیت دو روز پایانی این نمایش همینک فراهم شد
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قایقانع را دیدم

نمایشی که باعث شد سنگ فرش های ولیعصر را طی کنم و به اتفاق های دخترک ماجرا فکر کنم.
گرچه خلاف عادت است اما به درخواست کارگردان جوان نمایش نظرم را مینویسم.

قایقانع نمایش خوب و شریفی است...
زحمت های یک گروه جوان در دل این نمایش به راحتی دیده می شود.
بازهای یک دست و خوب هر سه بازیگر
متنی که تورا با خود تا پایان نمایش می کشاند
و طراحی صحنه و کارگردانی که به شدت بر نمایش می نشیند وفضای سرد داستان ... دیدن ادامه ›› را به خوبی انتقال می دهد.

قایقانع را پیشنهاد میدهم که ببینید این اثر به دور از افاده های نمایش های که این روزها روی صحنه است ساده و زیباست.


امیدوارم گروه این نمایش به موفقیت های بزرگی دست پیدا کنند.


رضا امیری

سوم دی ماه
سپاس از حضورتون و اینکه درباره ی نمایش ما نوشتید آقای امیری.
۰۸ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مریم خیابانی
درباره نمایش قایقانع i
برای تو که در پشت هزاران پنجره ای و انسان از نگاهت همیشه در این قاب محصور است، در یک چارچوب ِ بسته یا پشت میله ها.....برای تو که عاشق و معشوقت هزاران سال است هزاران بار قربانی ِ "غریزه" می شود... و پنجره، برای تویی که بال داری و مایی که نداریم، پناه ِ تنهایی هاست و روزنه ای به ناکجاآباد
.......................................
فارق از هر نقدی، خلاقانه ترین بخش نمایش را شخصیت بانو مشعشعی میدانم
روایتش، گنگی بیانش و ابهام نقشش تا آشکار شدن هویتش در دیالوگ هم زمان دو بانو، و همان دو پنجره که در پس آن میماند و آنچه در این سوی پنجره میبیند را از منظر خود ترسیم میکند، و لباسی که پس از این معرفی علت فرم و رنگش را آگاه می شویم
شاید که به شخصه این روایت را مینیمال شده و با حذف بخشهایی از متن دلنشین تر میدانستم، اما همین خلاقیت در شخصیت پردازی را بسیار محترم و با ظرافت میدانم و موفقیت برای این گروه جوان، پرانرژی و خلاق را آرزومندم
خانم خیابانی ارجمند و خوش قلم چقدر خوشحالم که بعد از مدتها دوباره می خوانمتان..
حضور و قلم تان همیشه سبز
۰۲ دی ۱۳۹۴
فارغ از هر نقدی خانم مشعشعی خیلی خوب بود. هم بودن این کاراکتر و هم بازی خود ایشون. بازم مرسی از نوشته تون خانم خیابانی عزیز
۱۳ دی ۱۳۹۴
سپاس از همراهیتون شاهین عزیز، در مورد بازی خانم مشعشعی هم کاملا با شما موافقم، با کمترین حرکت، حس و کاراکترشان را به خوبی انتقال دادند
۱۴ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ساسان
درباره نمایش قایقانع i
نارنجیغ رو ندیده بودم اما تعریفش رو شنیده بودم و همین باعث شد که به تماشای قایقانع بشینم. نمایش رو پنجشنبه شب دیدم.
اگه بخوام با چند تا عبارت این نمایش رو تشریح کنم باید بگم:
متن نمایش عالی بود. وقتی نمایشنامه شما یه مونولوگه عنصر متن و بازی وزنه سنگین تری پیدا میکنه و چقدر قاینقانع از این دو حیث عالیه.
متن بخصوص در جاهایی که عبارات و جملات با انتخاب کلمات همراه با واج آرایی انتخاب شده بشدت لذت بخش و زیباست!!! انقدر زیبا که خیلی دوست دارم متن یا پادکست(نسخه صوتی) نمایش بعد از اجرا منتشر شه...
و بعد بازی ها ....
چه حضی می بره تماشاگر از تماشای بازی بازیگرا. بازی هر دو خانم به شکل شگفت انگیزی تاثیرگذار و عالی بود. بخصوص بازگر نقش غزل.
بحدی بازی ها خوب بود که گاهی انقدر مبهوط بازی بازیگرا میشدید که نمایش و داستان و منولوگ رو ... دیدن ادامه ›› گم میکردید...
بشدت تماشای این نمایش رو توصیه میکنم و بنظرم عمیقا باعث تاسف خواهد بود اگه بیننده کمی این نمایش رو ببینه.
سپاس و خسته نباشید به اعضای گروه بخصوص نویسنده متن و بازیگران...
›› تا ۴ پاسخ




در مورد هبچ کاری اینقدر اختلاف نظر با دوستان سابق هم نظر نداشتم :) متن که به نظرم غیر از همون مورد واج آرایی های زیبایی که داشت قوت دیگری نداشت. بازی ها رو هم من دوست نداشتم و اغراق شده به نظرم اومد. جدا از بحث سلیقه که به طور کلی کار فانتزی دوست ندارم برام جالبه که چرا من اصلا با این کار ارتباط نگرفتم. به هر حال ممنون که نوشتید و من هم نظرات دوستان رو دنبال میکنم شاید بفهمم دلیل خوش نیومدنم! چی بوده :)
۰۱ دی ۱۳۹۴
ممنونم مریم جان، درسته من احتمالن به خاطر عدم تمرکز متوجه نشدم ایشون یاکریم هستند و به همین خاطر اینکه گربه شوهرش رو خورده و بقیه مسائل هم برام گنگ باقی مانده بود. الآن همه چی روشن شد و داستان در ذهنم کامل شد.
۰۲ دی ۱۳۹۴
خوشحالیم که راضی بودید آقای ساسان. متشکریم
۰۸ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

آنچه که این روزها در این وانفسای نمایشهای بورژوآیی و نگاه کاسب کارانه ی اهالی تئاتر و حضور غیرتئاتری ها و ورزشکاران و .... هنوز هنرمندان واقعی این عرصه را به سالن های تئاتر و مقابل نفس های تماشاچی میکشاند جوانان مستعد و البته امیدواری هستند که با سختی های فراوان دست از تلاش بر نمی دارند و ادامه میدهند.امیدوار و شکوهمند.بدون هنرمند نمایی. گاه در کافه ای کوچک. گاه در تماشاخانه ای کوچک. و شما را میخوانند که تماشایشان کنید.
این نمایشها شریف اند. از دکورهای آنچنانی، ژانًگولر بازی های مرسوم بورژوایی و .... خبری نیست. ضعف هایشان را صادقانه می پذیرند و ادامه میدهند.
نمایش قایقانع به نویسندگی محمدرضا سجادیان عزیز و کارگردانی بهادر آذری عزیز قطعا یکی از این نمایش هاست. فارغ از کیفیت انچه که اجرا میشود که قطعا دلنواز و چشم نواز است و متن جذاب و دقیق انچه که اجرا میشود،تماشای این نمایش آنهم دوبار توانست حال من و بقیه ی حضار را خوب کند و همین کافیست! تماشای این اجرای شریف با بازی جذاب رفقای عزیزم برای من اموخته هایی داشت که در هیچ مکتبی قابل اموختن نبود.

از دست ندید قایقانع را .

همین.

رفقای جوانمان ،آینده های هنر تئاتر ایرانمان را تنها نگذاریم.

به امید دیدار چشمهای جذاب شما
حامد ادوای ٢٥ اذرماه نود و چهار
آقای ادوای
از حضور گرم شما و اعضای محترم گروه تئاتر "گره" صمیمانه سپاسگزاریم.
بی صبرانه منتظریم 13 دی ماه فرا برسد تا شاهد هنرنمایی شما و دوستانتون در همین سالن باشیم.
۰۸ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فهیمه کوشا
درباره نمایش قایقانع i
دلم تنگه پرتقال من گلپرسبزه قلب زار من. منو ببخش....
چقدر کبوتر این قصه تنها بود ، مثل اکثر عاشق ها
چقدر تجربه ی غزل این قصه تجربه ی مشابهی بود، مثل تجربه مشابه اکثر ما
نیمای این قصه بی هوا رفت، مثل اکثر معشوق ها
مانی این قصه ابن الوقت بود، مثل اکثر نامردها


خوشحالم که به تماشای این نمایش نشستم
خسته نباشید به همه ی عوامل
دست مریزاد
صمیمانه سپاسگزاریم برای حضور و این تعابیر زیبا
۰۸ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید