آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال | بهادر آذری
S3 : 02:23:41 | com/org
 

بهادر آذری در تاریخ ۲ مردادماه ۱۳۷۱ در شهر کرمانشاه به دنیا آمد، او از سال ۱۳۸۵ عکاسی را برای سرگرمی به صورت حرفه‌ای دنبال کرد و در سال ۸۸ وارد دنیای تیاتر شد. بهادر آذری سرپرست گروه تیاتر روژدا است، او در آبان ماه سال ۹۲ این گروه را راه اندازی کرد و در این گروه به عنوان کارگردان و بازیگر فعالیت می کند.

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
منو تنهایی..!
جوری باهم نان و نمک خورده ایم...

که شرمم می آید...
حرمتش را بشکنم...
خیلی خوب بود
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
عالی بود
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
بهادر آذری (bahador)
ممنون مصطفی عزیز
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر دارم عاشق شدی باز هم
روی تختِ خوابت دوتا بالشه
می گن تو یه آغوشِ نو دیدنت
خبرها که حــاکی از آرامشه !
می گن مشکلِ ذائقه ت حل شده
یه جورِ دیگه پخت و پز می کنی
شرابی که خــــیلی می اومد بهت !
داری رنگِ موتم عوض می کنی ...
خسته شده ام از بس چشم چرخاندم در پی پیدا کردن تو....
تو بگو کدام ایستگاه....؟
کدام خط مرا به تو وصل می کند...؟؟
نامردترینم اگر پیدایت نکنم....

من همون آدم قبلم ... با همون عشق قدیمی
با همون زخمای کهنه ... با همون لحن صمیمی

من همون آدم قبلم ... تو عوض شدی که دیگه
حرفت و دلت یکی نیست ... هر کدوم یه چیزی میگه

از همون روزای اول ... راهمون از هم جدا بود
اون همه دیوونه بازی ... اشتباه بود، اشتباه بود.....
.....



این روز‌ها که پراز خستگیم تئاتر دیدن و تئاتر کارکردن تنها چیزیه که روحمو تازه میکنه...

تویه هفته گذشته دوتا نمایش دیدم که توی تجربه‌های تئاتر دیدنم مطمئنم بین شاهکار‌های که دیدم و می‌بینم هستش... اولیش آرش-ساد کار استاد رحمانیان که جزء شاهکارهای بود که دیدم و نمایش شکلک کار آقای مرادی نازنین و با بازی خیلی خیلی قوی پانته‌آ بهرام که واقعا واقعا فوق‌العاده بود...جواد عزتی هم که مثل همیشه درخشید... و بازهم به دیدن شکلک میرم تا بازی زیبای نوید محمدزاده هم ببینم...شکلک و پیشنهاد میدم ببینید...با اینکه قرررر تو کار زیاده..
این روز‌ها که پراز خستگیم تئاتر دیدن و تئاتر کارکردن تنها چیزیه که روحمو تازه میکنه...

تویه هفته گذشته دوتا نمایش دیدم که توی تجربه‌های تئاتر دیدنم مطمئنم بین شاهکار‌های که دیدم و می‌بینم هستش... اولیش آرش-ساد کار استاد رحمانیان که جزء شاهکارهای بود که دیدم و نمایش شکلک کار آقای مرادی نازنین و با بازی خیلی خیلی قوی پانته‌آ بهرام که واقعا واقعا فوق‌العاده بود...جواد عزتی هم که مثل همیشه درخشید... و بازهم به دیدن شکلک میرم تا بازی زیبای نوید محمدزاده هم ببینم...شکلک و پیشنهاد میدم ببینید...با اینکه قرررر تو کار زیاده..
سپهر صالحی، حسین کوهی و بهرنگ این را خواندند
وحید هوبخت این را دوست دارد
ممنون میشم اگه بگید شکلک تا کی اجرا میره(تا 9 اسفند که متاسفانه بلیطها فروش رفته)
۲۶ بهمن ۱۳۹۲
بهادر آذری (bahador)
جناب زحمتکش این نمایش تا ۱۵ اسفند اجرا داره دوشنبه ظهر به بعد هم فروش روزهای آینده باز می‌شه آماده باشید که بتونین خریداری کنید
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
خیلی ممنونم لطف کردی
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشنامه‌خوانی آمدم...نبودی
محل: فرهنگسرای اندیشه
روز اجرا: ۱۴ دى ۱۳۹۲
ساعت: ۱۹:۰۰
کارگردان: بهادر آذری
نویسنده: سعیده طهماسبی
بازیگران: خسرو شهراز، ناهید مسلمی، بهرنگ علوی، شاهرخ استخری، حدیث میرامینی
مشاور کارگردان: دکتر روح الله جعفری
طراح پوستر: رویا زراعتکار
این نمایشنامه‌خوانی با همکاری بنیاد خیریه برکت و تیوال در دو اجرا که یکی از این اجراها ... دیدن ادامه ›› به نفع مجید بهرامی و دیگری به نفع زنان‌سرپرست خانوار اجرا می‌شود.
اولین اجرا روز ۱۴ دی می‌باشد، اجرای بعدی بزودی اعلام می‌شود.

http://www.tiwall.com/theater/amadam-nabodi/
سلام
امیدوارم موفق باشی
من به همه میگم میشه یه رشته دیگه خوند
اما تو کاره مورد علاقه خودمون موفق بود
اما کسی نیست که باور کنه...
منم دوست دارم بیام کارو ببینم

۰۷ دی ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
" نمایش بانوی دریایی"
کارگردان: تینو صالحی
نویسنده: سوزان سانتاک
بازیگران: نیوشا افخمی، فرهاد اصفیا، سمیه جهادی، سارا ساسانی، بهار قربانی، خشیار مرادی، نیما هاشمی
دستیار کارگردان، برنامه ریز و مدیر پروژه: سعید ایزدی‌پور
مشاور کارگردان و بازیگردان: پژمان ابراهیمی
منشی صحنه: سمیه جهادی
روابط عمومی: بهادر آذری
عکاس: حانیه زاهد
تبلیغات مجازی: زیرگروه تبلیغات تیوال
نمایش بانوی دریایی، برای تیوال و کاربران آن نمایش خاصی خواهد بود. این ... دیدن ادامه ›› نخستین پروژه تئاتر به تهیه کنندگی تیوال و با بازی اعضایی از آن می باشد. این پروژه در پی کارگاهی پیش می رود که مهرماه امسال به سرپرستی تینو صالحی با هدف تولید یک اجرا برگزار شد. هنرجویان جوان و با انگیزه این کارگاه پس از دوره آموزشی زیر نظر تینو صالحی به تمرین‌ها ادامه داده و در حال آمادگی برای اجرا هستند.
این نمایش به زودی از دوم دی ماه در تماشاخانه سه‌نقطه به روی صحنه می‌رود تا پذیرای همه اعضای خانواده تیوال و دیگر هنردوستان باشد...
باید به کجای زندگیم برگردم....؟
ای شعر نفس بریده کم آوردم.....
خیزاب غـــمم که در خود می ریزم.....
می خواهم از این دوبـــاره بگریــــــــزم....
ای عـــــــشــــــق تو را خراب تر می خواهم....
یک جرعه جنــــون مختصر می خواهم....
پــــایــــــان که ندارد این شب درد مدام.....
ای دست گرفته دست ساطـــــور, سلام
چرخی بزن این جنازه پایان گیرد.....
تا مـــــرگ دوباره امکان گیرد.....

"علیرضا آذر"
چای ریختن شبانه
وقتی تو نیستی
فرسایشی‌ترین کار جهان است
مثل این‌که پای پی این ساختمان مستاصل
آهسته آهسته استکان استکان آب بریزم تا سست شود
یا پای این چنار متروکه
آهسته آهسته استکان استکان سم بریزم تا خشک شود

چای ریختن شبانه
آزمون تلخ زنده به گوری
آی عشق، آی عشق
دقیقا مرا تو بی‌سببی هستی

(شبانه بی شاملو - 5)
پوریا عالمی
هیچ
آهسته آهسته استکان استکان سم ریختن پای چنار متروکه
چقدر این جمله زیباست و شاعرانه
۱۹ آبان ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
....آرامش...

سبک سبکم...آرام آرام ... خوب خوب....
فقط فشاری روی سینه ام حس میکنم....مثل اینکه خروارها خاک روی آن ریخته باشند...لباس یک دستی پوشیده ام....مثل لباس لحضه ی تولدم...برهنه ی برهنه...گــه گداری موجودی مرموز از بینی ام وارد می شود و از گوشم خارج....این جا تاریک است با این حال بیشتر از بیرونش دوستش دارم... حال بیست و یک سال می گذرد از روز نخست... نه دیگر لباسم را دارم نه موجود مرموزی که بیاید و برود....این است این روزهای من....
هر بار....
عکسی از تو را....
در رودخانه غرق می کنم....
کمی پایین تر...
جنازه ی عکاسی را از آب بیرون می کشند....
....
حالا این مرد....
غرق شده است....
در میز و صندلی اداره اش.............
..........
........
......
"مهدی اشرفی"
تو رفته ای...
و بحران نوشیدن چای بی تو در این خانه...
مهمترین بحران خاورمیانه است....
و این احمقها هنوز سر نفت می جنگند!...

به غایت زیبااااا
۱۳ مهر ۱۳۹۲
آخ که گفتی.
انگار که حرف دلم را زدی.
۱۳ مهر ۱۳۹۲

لایک!
پوریا "عالمی" است دیگر...
۲۵ آبان ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باسلام
دوستان ما برای تکمیل یک گروه نمایشی احتیاج به حضور دو بازیگر خانوم (ترجیحا 20 الی 25 ساله) داریم.
دوستانی که تمایل به حضور در این گروه دارند لطفا (( نام ، نام خانوادگی ، تاریخ تولد ، رزومه کاری خود و تلفن تماس و یا ایمیل خود )) را به نشانی : teatrnamayesh@yahoo.com
ایمیل کنند.

با تشکر
زندگی میگفت از هر چیز مقداری باقی می ماند . . .
دانه های قهوه در شیشه ، چند سیگار در پاکت و کمی درد در آدمی
به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو

سلامی دوباره به همه ی دوستان دیواری ام. بعد از مدتی (4 ماه) دوری از دیوار .ســــــــلام!
سلام همسایه دیوارى
تشکراز کارت ولى بهادر جان خیلى اضافه گویى داره این کار که زیبایى کار صدمه واردکرده ورا حت میتونستى مشکل رو دفع کنى مثلا تکرار بعضى واژه وجمله هاى کوتاه که به کار رفته تاثیرآنچنانى نداره فداى تو
۲۶ اسفند ۱۳۹۰
بهادر آذری (bahador)
چاکرم محمد عزیز
۲۷ اسفند ۱۳۹۰
بهادر آذری (bahador)
مرسی دوستان گلم سپاس از همه :)
۲۷ اسفند ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چند وقته میدون انقلاب نرفتی؟

دیدی قیصر و می فروشن؟ فیلم قیصرو... هشتصد تومن....
دو قدم اونور تر فلافل هم می فروشن هشتصد...

فرقش اینه که فلافل با ترشیه،
قیصر خشک و خالی...
آدم دردش میاد....
:)قیصر وفلافل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!هشتصد تومن!
۰۱ آذر ۱۳۹۰
این روزا دوره ی غیرت کشیه
کی می دونه قیصر این روزا کجاست

بکشی و نکشی می کشنت
این جا بازارچه ی آق منگلیاست
۰۱ آذر ۱۳۹۰
قیصر

بهروز وثوق ناصرخان ملک مطیعی استاد کیمیایی

سالارهمه بهمن مفید 800 تومن همه ش 800 تومن

به خدا ...
۰۵ خرداد ۱۳۹۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این روزها

آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست

که رخت های دلتنگیم را
...
فرصتی برای

خشک شدن نیست!!!
مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد، جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم

ندانسته آلوده شدم، نشناخته وابسته شدم، و نخواسته رانده شدم ...
اگر می خواهی مرا ببینی پلکهایت را روی هم بگــذار و چشمانت را ببند...

من همانی هستم که هیچ وقت مــرا ندیدی...
آفرین...صدآفرین...هزاروسیصدآفرین بهار جان
یاد یکی از دست نوشته عای خودم افتادم که در باره ی پیدا کردن خدا بود
بازم آفرین به انتخاب و سلیقه خوبت
۲۱ آبان ۱۳۹۰
مرا ندیدی
حرفهایم جوک های شبانه ات شد
حرفهایی که در خیال کودکانه ام
آبستن عشقی حرام بود
۲۲ آبان ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر