کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش چسب هایش
S3 : 18:41:11 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۰۹ آبان تا ۰۲ آذر ۱۳۹۷
۱۷:۰۰
۱ ساعت
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

نمایشی از گروه تیاتر روژدا

نمایش های پیشین این گروه:
نارنجیغ | قایقانع | مونولیزر  | نارنجیغ (باز اجرا)

» صفحه اینستاگرام گروه تیاتر روژدا

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش چسب هایش / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش چسب هایش / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

عکس‌های پایه

نمایش چسب هایش | عکس نمایش چسب هایش | عکس نمایش چسب هایش | عکس نمایش چسب هایش | عکس

ویدیوها

آواها

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایش خوبی بود. خیلی به دل من نشست.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چسب هایش ، خودسوزی هویت به گرو نان رفته ، عرق ملی به فنا رفته با اختناق شرافت جیره خوار زیرنویس دار است.
عاشق یابو چشم بسته ، آدم معشوق تابوت فولادی مسواک دار نیست و هیچ چهارصدو پنجی از مرز آدمیت انسانی با عشق عبور نخواهد کرد.

خارج ز دایره انصاف ، کارگران هفت تپه دفن می شوند.
یه کار خوب
یه نمایش ساده که سعی داشت یه دغدغه بزرگ رو نشون بده
مساله کارگران چیزی نیست که بشه با یک یا دو فیلم سر و تهش رو بست
چقدر خوبه که نمایش ها صرفا به بخش هنری توجه نمیکنن و سعی میکنن دغدغه های روز اجتماع رو پوشش بدن.
چندی پیش، برای اخذ مجوز متن نمایشم، مرا به مرکز هنرهای نمایشی فرا خواندند. نمایشنامه ام را متهم به سیاه نمایی کردند و از من تعهد گرفتند که پاره هایی از متن را حذف کنم.
یکی نیست بگوید آقایان، فرق سیاه نمایی و واقع گرایی را در کدام مکتب باید به شما آموخت؟ سفره ی بی برکت و فشار معیشتی کارگران سیاه نمایی است؟ از چه می هراسید؟ نمایشنامه ی من، فوق فوقش چند صد مخاطب دارد. زورش به کجا می رسد؟
اگر بازگو کردن آسیبی به نام خودسوزی را دور از واقعیت می دانید، بگویید چرا روح بازیگر نمایش من جراحت دارد؟ چرا بدنش روی صحنه از ایفای نقش یک کارگر درد کشیده ی معترض می لرزد؟
بازیگر نقش یک کارگر، تحت تاثیر جهان نقش خود قرار گرفته، آن وقت انتظار دارید ما به ازای بیرونی و واقعیِ نقش او در اهواز خودسوزی نکند؟
اصلا من سیاه نما!
فقط یکی به من بگوید در #هفت_تپه چه خبر است؟
بازی سینا کرمی درجه یک بود و کارگردانی استاندارد بود،ایده خوبی بود،با آرزوی موفقیت بیشتر
ساده در عین حال جذاب
نمایشی پر از چسب و خلاقیت هایی که بسیار چسبید؛ همانند خطِ تولید چسب که بسیار دوستش داشتم و یک میزانسنِ سینمایی در صحنه ی اجرا بوجود آورده بود. و یا با صدای بلند گفتنِ جمله های درونِ ذهنِ یک کاراکتر توسطِ کاراکتری دیگر. و یا بخشی از نمایش که گفت و گوی ((نانا)) و ((عَبِد))، شاهنامه وار، فرمی اسطوره ای به خود گرفت. و یا کُرد بودنِ نگهبانِ شب و ترجمه ی همزمانِ گفته هایش که حال و هوای کمدی ایجاد کرده بود.
البته از دیدگاه من ایرادهایی هم در نمایش وجود داشت که نگذاشته بود اثری ۵ ستاره حاصل شود؛ همچون صدای فشردن شدنِ دکمه های تلفن که برای Keypad گاوصندوق به کار رفته بود. و یا کشته شدن اِلی با تفنگِ دو انگشتی اِسی و از همه مهم تر به سادگی گذر کردنِ از چگونگی کشفِ رمزِ گاوصندوق توسط اِسی (آیا صرفن می توان یک رمزِ چند رقمی را با چند بار سعی و خطا بدست آورد؟) که هیچ سرنخی درباره ی حدس زدن اینکه رمز، چه می تواند باشد به تماشاچی نمی دهد؛ حتا چیزی از رفت و آمدِ اِسی به دفترِ مدیرِ کارخانه به نیتِ یافتنِ رمز نمی بینیم. فقط در اندازه ی دیالوگی از اِسی که می گوید: ((رئیسِ کارخونه هر شش ماه یکبار، دونه دونه کارگرهای کارخونه رو صدا می زنه که بروند تو دفترِ کارش تا حقوقِ شش ماه شون رو نقد از تو گاوصندوق در بیاره بذاره تو پاکت بده بهشون)).
پی نوشت: شاید دیالوگی که نقل کردم صد در صد دقیق نباشد.
خیلی خوب نوشتید . کار دوست داشتنی بود
۲۸ آبان ۱۳۹۷
اصلاح کردم منظورم تایید جمله شما بود
۲۸ آبان ۱۳۹۷
سپاس از حُسنِ توجه تان.
۲۸ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلام

روژدا در شلوغی و هیجان تاتر امروز، به آرامی به مسیر خودش ادامه میده و آهسته و پیوسته به مقاصدش می‌رسه و هیچ عجله‌ای برای طی کردن مسیر نداره و من از تماشای این روند لذت می‌برم.

پیشنهاد می کنم کار رو ببینید، نه با عینک تئاتر تجاری و نه با عینک تاتر روشنفکری و ...، با چشم های زیبای خودتون به تماشای چسب‌هایش بنشینید و از تماشای تاتر، تلاش، امید و پشتکاری که در صحنه موج می‌زنه لذت ببرید.

این نمایش نام هیچ کس را درشت تر نمی‌نویسد. درست مثل کاراکترهایی که در زندگی خود درشت نیستند و به چشم نمی‌آیند.
بسیار خوشحال شدم که دوستان حرفه ای من در این نمایش سهیم هستن با توجه به استعدادی که ازشون سراغ دارم این کار مثل کارهای قبلیشون یه اثر فاخر و شریف شده
موفق باشید دوستان
بابک، مهدی (آرش) رزمجو و امیر این را خواندند
عقیل بهرامی، r 0 y a و گروه تئاتر روژدا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک نمایش مینیمال در متن، دیالوگ و طراحی صحنه، که حرف خودش رو بدون غلو و زیاده‌گویی، در مدت زمان اجرای مناسب می‌زد. ریتم کار خوب بود. یکی از صحنه‌های خوبش بازی صحنه اتاق نگهبانی بود. البته پایان‌بندی شاید به مقداری اتود نیاز داشت، اما در کل لحظات خوبی با دیدن نمایش سپری شد. مرسی از گروه روژدا
چقدر متنِ ساده و شُسته رُفته‌ای داشت که از درام و طنز و تخیل خیلی خوب و به جا درونش استفاده شده بود که همراه بازیهای خوب، نمایش دلچسبی رو رقم زد برام.
خسته نباشید
خدا قوت


تئاتر خوب ببینیم

تئاتر چسبهایش از چند جهت قوی بود،یکی انتخاب بازیگر،دوم طراحی صحنه و سوم موضوع.
کاش به موضوع عمیقتر میپرداخت.من از دید خودم تفسیر میکنم و دعوت میکنم به دیدن این اجرا برید.
ابتدای تئاتر صحنه خاموش میشود و با تخیلات صدایی ما را وارد دنیایی میکند که خودش ساخته.صدا میتواند خدا باشد یا تمام جبرهای تاریخ،و کارخانه میتواند نماد یک کشور یا حتی دنیا باشد.قدرت و پول دست دیکتاتور و یک فرد است،اندک سالاری.و بقیه ی افراد کارگران آن کارخانه.هر فرد برای نجات خود تلاش میکند و تحت تاثیر جبر تصمیم گیری میکند.یکی که منفعل هست،باشد یا نباشد کارخانه به کار خود میرسد.یکی بی تفاوت که چسب را می اندازد.یکی اسی که بی ثبات است و این بی ثباتی را در حرکاتش هم نشان میدهد و نا فرمان است و برای فرار ازین جبر به هر بی اخلاقی دست میزند، فردی که تحقیر شده است و مدام اصرار دارد اخراج نشده بلکه استعفا داده است.این میان نانا و الی دو زن با دو شخصیت متفاوت اما هر دو دارای روحی لطیف که در این دنیا جایی برای زندگی پیدا نمیکنند.چسبهایش حرف از جبر است،حرف از مرزی که روی رفتار افراد اثر گذاشته.درحالیکه جبر روزگار را بیان میکند حق تصمیم گیری هم میدهد.حیف که یک شخصیت دیگر داستان کم داشت،شخصی که فقط دم از ملیت نزند و تلاشی برای بهبود شرایط با اخلاقیات انجام بدهد.و شاید کورسوی امید را نور ماه در نظر گرفته بود و نیاز داشت که ارتباط روحی بین افراد برقرار شود که نشد.جای کار بیشتری داشت اما در کل کار با درایت و خوبی بود و ایده ی چسبهای روی زمین عالی بود.خسته نباشید
دقیقا موافقم
یکم عمیقتر بود و ایده هاش گسترش پیدا میکرد، واقعا فوق العاده میشد
۲۳ آبان ۱۳۹۷
خیلی موافقم دوستش داشتم
۲۶ آبان ۱۳۹۷
کار دلنشینی بود.اثرش موند توی وجودم
۲۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بسیار لذت بردم خسته نباشید میگم به تک تک عوامل ، همه چیز به جا و مناسب و جذاب بود ، حتما پیشنهاد میشود.
باز هم لذت . باز هم غافلگیری. تحسین. تحسین. تحسین. همه چیز درست و دقیق و جذاب بود.

گروه محترم روژدا
تقاضا می کنم از تالیف و تولید نمایش دست نکشید
شما به طرز ماهرانه ای از تلخ ترین ها زیباترین ها را می سازید

قطعا و حتما دوباره به تماشای اجرایتان خواهم آمد که بتوانم درباره اش بهتر بنویسم
اگرچه فقط سه روز باقیست...

مثل همیشه موفق و موفق تر باشید
چسبهایش، تئاتری که برای نمایش دغدغه ها دست به قلم شده و با همراهی ایده های "خودش" نمایش رو خلق کرده... دنبال پیداکردن دغدغه ها در داستانهای دیگه نیست... دنبال اجرای صدهزارباره ی متنهای تکراری برای نمایش اون دغدغه ها نیست.. کلمه به کلمه خودشه و این چیزیه که در کنار بازیهای خوب و مسلط، کار رو بسیار تحسین برانگیز و دوست داشتنی میکنه.
نمایش دغدغه مند و گیرایی بود
لدت بردم از تماشای این اثر از یک متن خوب که کشش دارد، درام دارد و طناز های خاص و دلنشینی که نویسنده هوشمدانه از آن ها استفاده میکند.
به همراه عمو فرهاد قصه ها، رامین معصومیان و جناب marillion عزیز به تماشا نشستیم و نمایش لذت همراهی دوستان را دوچندان کرد.
همیشه محمدرضا سجادیان و بهادر آذری را دنبال کردم، پیشرفت خیلی خوبی داشتند و هر روز بهتر از دیروز کار می کنند چرا که دغدغه دارند و از تکاپو نمی افتند در هر شرایطی کار را جلو می برند و این همه جوششی است که سر منشا آن عشق به تئاتر است... خالصانه کار می کنند و از تماشای این خلوص لذت می برم.
بازی ها همگی روان و درست است و حس و حال خوبی را بازیگران منتقل می کنند. کار را لو نمی دهم چون هوشمندانه جلو می رود.
یک میزانس در این نمایش هست که چنان من رو به وجد آورد که یک آن از صندلی جدا شدم...
خسته نباشید به همه گروه نمایشی، دستمریزاد ... دیدن ادامه ›› عالی بودید
رفقا و هم خانواده ای های تیوالیم پیشنهاد میکنم در میان شلوغی و زرق و برق این روزهای تئاتر تماشای این اثر خالص و بی ادعا اما زیبا و لذتبخش رو از دست ندید
از هم خانواده ای های کار بلد و پر انرژیمان حمایت می کنیم
ماییم و نوای بی نوایی
بسمه الله اگر رفیق مایی
عقیل جان دوست هنرمندم مطمئنم خودت میدونی دیدن نمایش در حضور شما دوستان واقعا چقدر برای من لذت بخش بود و خیلی از دیدن همگی شما خوشحال شدم .. و راستی یک اعتراف . من میان اون همه از گفتگو ها یادم رفت این سوال را از کارگردان محترم نمایش محمدرضای عزیز بپرسم .. و اینکه , اصولا :) .. از اون نگهبانهای درون نمایش کجا میفروشن ؟؟ :)) .. نگهبانی که هیچ عامل دنیوی و معنوی در او کارساز نیست :)) و حالا اگر مثلا من نگهبان باشم .. احتمالا کارخونه رو با جاش می برند ! :)) .. بازی بهادر عزیز در آن صحنه زیبا و بسیار ماندنی در ذهن بود و واقعا من را غافلگیر کرد .. :))
۲۰ آبان ۱۳۹۷
Marillion عزیز بله واقعا صحنه نگهبان هم یک غافلگیری جذاب بود و هم بازی ها به یادماندنی بهادر عزیز هم به یاد ماندنی در کل لذت بردم هم از همنشینی با شما دوست فرهیخته و عزی و هم از نمایش خوب چسب هایش، شب به یاد ماندی شد
۲۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
داستان، دکور و فضای مینیمال رو کاملا دوست داشتم. کار ریتم خوبی داشت و تایم به اندازه بود. متن عالی مثل آثار قبلی نویسنده. گروه بی ادعا و بی تلکف که کارشون رو بلد بودند. دغدغه اجتماعی تون برای کارگران زیبا و قابل تامله.
موفق تر باشید.
تعدادمون بیشتر شده جراتمون کمتر.................
با سلام و احترام
تا الان این تجربه رو نداشتم که یک متن من رو ببره جوری تو خیال که کار رو نبینم خیلی خیلی خیلی متن عالی بود خیلی هر روز سعی میکنم چند جمله از متن رو بنویسم تا روز آخر کل نمایشنامه رو تقدیم کرده باشم
درباره بازیها به زعم من نیاز به تمرین بازی بود تا دورخوانی دیالوگ
چون گروه بدون حتی یک تپق متن رو بدرستی گفت اما در بسیاری از جاها خطوط میزانسن رو شکستند
خلاقیت طراحی کارخانه قابل تحسین بود
همینطور گاو صندوق
کلا کار رو خیلی ... دیدن ادامه ›› دوست داشتم
و ایرادات ذهنی خودم رو حضورا عرض کردم
در ضمن یک شانس داشتم که با چند نفر از اساتیدم همراه بودم و در خدمت اون دوستان کار رو دیدم
نمره من به لذت اجرا هم بخاطر حضور دوستان جان و هم خود لذت حین اجرا ۱۰/۹
اما نمره به اثر ۱۰/۶
درود جناب لهاک .. و لذت حین اجرای شما رو ۱۰/۱۰ خریدارم :))) .. با اینکه بلیت های این نمایش اکنون در دستان مجازی من وجود داره .. اما با نوشته شما اشتیاقم برای دیدنش بیشتر شد و ممنون
۱۵ آبان ۱۳۹۷
جناب جعفریان نازنین
از افتادگی مراد که به مرید بها میده ممنونم از این لطفی که به ما مریدان میکنید
تلمذ مکتب شما هر چند دیر اما نهضت سوادآموزی بود برای من الفبای حدود و حضور رو از شما آموختیم از اعتراف هم باکی ندارم
ما همیشه مرید و مکتب آموز شماییم
۲۶ آبان ۱۳۹۷
آقای غیوری عزیز
متاسفانه زندگی خرج داره .
اگر گنگشون عضو جدید بگیره من هم هستم :))
از آقای جعفریان به یک اشاره ، از من به سر دویدن.

آقای جعفریان برای ثبت نام چی لازم داره؟
کارت ملی باشه کافیه ؟ با یک عکس 3*4 ؟؟؟ :)
رضایت نامه والدین هم میخواد؟
۲۷ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دیگه به من نگو اسماعیل تو که چشمات منو پول میبینه بهم بگو اسکناس
این عالی بود :)))
۱۵ آبان ۱۳۹۷
آره واقعا
۱۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید