تیوال نمایش چسب هایش
S3 : 11:20:18
  ۰۹ آبان تا ۰۲ آذر ۱۳۹۷
  ۱۷:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: محمدرضا سجادیان
: سینا کرمی، الهه افشاری، بهادر آذری، ناعمه علمی نژاد

: سپهر ادوای
: مایده بارگیران
: محمدرضا سجادیان
: احمد ابوالفتحی
: بهادر آذری
: مهیار بهمنش، فرانک پاکزاد، علیرضا رمضانی

نمایشی از گروه تیاتر روژدا

نمایش های پیشین این گروه:
نارنجیغ | قایقانع | مونولیزر  | نارنجیغ (باز اجرا)

» صفحه اینستاگرام گروه تیاتر روژدا

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲

گزارش تصویری تیوال از نمایش چسب هایش / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش چسب هایش / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش چسب هایش | عکس نمایش چسب هایش | عکس نمایش چسب هایش | عکس نمایش چسب هایش | عکس

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش خوبی بود. خیلی به دل من نشست.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چسب هایش ، خودسوزی هویت به گرو نان رفته ، عرق ملی به فنا رفته با اختناق شرافت جیره خوار زیرنویس دار است.
عاشق یابو چشم بسته ، آدم معشوق تابوت فولادی مسواک دار نیست و هیچ چهارصدو پنجی از مرز آدمیت انسانی با عشق عبور نخواهد کرد.

خارج ز دایره انصاف ، کارگران هفت تپه دفن می شوند.
یه کار خوب
یه نمایش ساده که سعی داشت یه دغدغه بزرگ رو نشون بده
مساله کارگران چیزی نیست که بشه با یک یا دو فیلم سر و تهش رو بست
چقدر خوبه که نمایش ها صرفا به بخش هنری توجه نمیکنن و سعی میکنن دغدغه های روز اجتماع رو پوشش بدن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز حین تماشای این نمایش به این فکر می‌کردم که چقدر نمایشنامه خوب و بازیگران با پشتکار (با تمام کاستیها و ایرادات احتمالی) می‌توانند جای خالی طراحی صحنه پیچیده و پر رنگ و لعاب، هنرمندان معروف و یا سایر المانهایی که باعث جذب تماشاگر می‌شوند را پر کنند و البته ایشان را راضی از سالن بیرون بفرستند. تماشای این نمایش پیشنهاد می‌شود.
پنج شنبه ۱ و جمعه ۲ آذر، دو اجرای پایانی نمایش چَسب هایَش، این نمایش به نویسندگی و کارگردانی این نمایش محمدرضاسجادیان و با بازی سینا کرمی، الهه افشاری، بهادر آذری، ناعمه علمی نژاد در این دو شب در ساعت ۱۷ در تماشاخانه باران به روی صحنه می رود.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چندی پیش، برای اخذ مجوز متن نمایشم، مرا به مرکز هنرهای نمایشی فرا خواندند. نمایشنامه ام را متهم به سیاه نمایی کردند و از من تعهد گرفتند که پاره هایی از متن را حذف کنم.
یکی نیست بگوید آقایان، فرق سیاه نمایی و واقع گرایی را در کدام مکتب باید به شما آموخت؟ سفره ی بی برکت و فشار معیشتی کارگران سیاه نمایی است؟ از چه می هراسید؟ نمایشنامه ی من، فوق فوقش چند صد مخاطب دارد. زورش به کجا می رسد؟
اگر بازگو کردن آسیبی به نام خودسوزی را دور از واقعیت می دانید، بگویید چرا روح بازیگر نمایش من جراحت دارد؟ چرا بدنش روی صحنه از ایفای نقش یک کارگر درد کشیده ی معترض می لرزد؟
بازیگر نقش یک کارگر، تحت تاثیر جهان نقش خود قرار گرفته، آن وقت انتظار دارید ما به ازای بیرونی و واقعیِ نقش او در اهواز خودسوزی نکند؟
اصلا من سیاه نما!
فقط یکی به من بگوید در #هفت_تپه چه خبر است؟
*چهار اجرا تا پایان*
«اجرای هفته پایانی مخصوص دانشجویان با ۴۰٪ تخفیف از طریق تیوال و خرید حضوری از گیشه تماشاخانه»
.
نمایش چَسب هایَش
بنا به گزارش روابط عمومی گروه روژدا، شش اجرای پایانی این نمایش در حمایت از دانشجویان با ۴۰٪ تخفیف از طریق تیوال و گیشه تماشاخانه قابل خریدارای است. این نمایش پنجمین تولید گروه تئاتر روژدا است که نویسندگی و کارگردانی این نمایش محمدرضاسجادیان با بازی سینا کرمی، الهه افشاری، بهادر آذری، ناعمه علمی نژاد هرشب در ساعت ۱۷ در تماشاخانه باران به روی صحنه می رود.
.
لازم به ذکر است این نمایش پس از ۱۴ اجرا، به تعداد شش اجرا در ساعت ۱۷ تمدید شد.
.
نویسنده و کارگردان: محمدرضا سجادیان
بازیگران:سینا کرمی، الهه افشاری، بهادر آذری، ناعمه علمی نژاد
.
رضا غیوری این را خواند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی سینا کرمی درجه یک بود و کارگردانی استاندارد بود،ایده خوبی بود،با آرزوی موفقیت بیشتر
ساده در عین حال جذاب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی پر از چسب و خلاقیت هایی که بسیار چسبید؛ همانند خطِ تولید چسب که بسیار دوستش داشتم و یک میزانسنِ سینمایی در صحنه ی اجرا بوجود آورده بود. و یا با صدای بلند گفتنِ جمله های درونِ ذهنِ یک کاراکتر توسطِ کاراکتری دیگر. و یا بخشی از نمایش که گفت و گوی ((نانا)) و ((عَبِد))، شاهنامه وار، فرمی اسطوره ای به خود گرفت. و یا کُرد بودنِ نگهبانِ شب و ترجمه ی همزمانِ گفته هایش که حال و هوای کمدی ایجاد کرده بود.
البته از دیدگاه من ایرادهایی هم در نمایش وجود داشت که نگذاشته بود اثری ۵ ستاره حاصل شود؛ همچون صدای فشردن شدنِ دکمه های تلفن که برای Keypad گاوصندوق به کار رفته بود. و یا کشته شدن اِلی با تفنگِ دو انگشتی اِسی و از همه مهم تر به سادگی گذر کردنِ از چگونگی کشفِ رمزِ گاوصندوق توسط اِسی (آیا صرفن می توان یک رمزِ چند رقمی را با چند بار سعی و خطا بدست آورد؟) که هیچ سرنخی ... دیدن ادامه » درباره ی حدس زدن اینکه رمز، چه می تواند باشد به تماشاچی نمی دهد؛ حتا چیزی از رفت و آمدِ اِسی به دفترِ مدیرِ کارخانه به نیتِ یافتنِ رمز نمی بینیم. فقط در اندازه ی دیالوگی از اِسی که می گوید: ((رئیسِ کارخونه هر شش ماه یکبار، دونه دونه کارگرهای کارخونه رو صدا می زنه که بروند تو دفترِ کارش تا حقوقِ شش ماه شون رو نقد از تو گاوصندوق در بیاره بذاره تو پاکت بده بهشون)).
پی نوشت: شاید دیالوگی که نقل کردم صد در صد دقیق نباشد.
خیلی خوب نوشتید . کار دوست داشتنی بود
۲۸ آبان ۱۳۹۷
اصلاح کردم منظورم تایید جمله شما بود
۲۸ آبان ۱۳۹۷
سپاس از حُسنِ توجه تان.
۲۸ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دلیل استقبال مخاطبین، این نمایش به‌ نویسندگی و کارگردانی محمدرضا سجادیان و با بازی سینا کرمی، الهه افشاری، بهادر آذری، ناعمه علمی نژاد به تعداد شش اجرا در ساعت ۱۷ تا ۲ اذرماه تمدید شد. خرید سانس های تمدید شده‌ همینک فعال شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

روژدا در شلوغی و هیجان تاتر امروز، به آرامی به مسیر خودش ادامه میده و آهسته و پیوسته به مقاصدش می‌رسه و هیچ عجله‌ای برای طی کردن مسیر نداره و من از تماشای این روند لذت می‌برم.

پیشنهاد می کنم کار رو ببینید، نه با عینک تئاتر تجاری و نه با عینک تاتر روشنفکری و ...، با چشم های زیبای خودتون به تماشای چسب‌هایش بنشینید و از تماشای تاتر، تلاش، امید و پشتکاری که در صحنه موج می‌زنه لذت ببرید.

این نمایش نام هیچ کس را درشت تر نمی‌نویسد. درست مثل کاراکترهایی که در زندگی خود درشت نیستند و به چشم نمی‌آیند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار خوشحال شدم که دوستان حرفه ای من در این نمایش سهیم هستن با توجه به استعدادی که ازشون سراغ دارم این کار مثل کارهای قبلیشون یه اثر فاخر و شریف شده
موفق باشید دوستان
بابک، مهدی (آرش) رزمجو و امیر این را خواندند
عقیل بهرامی، r 0 y a و گروه تئاتر روژدا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش مینیمال در متن، دیالوگ و طراحی صحنه، که حرف خودش رو بدون غلو و زیاده‌گویی، در مدت زمان اجرای مناسب می‌زد. ریتم کار خوب بود. یکی از صحنه‌های خوبش بازی صحنه اتاق نگهبانی بود. البته پایان‌بندی شاید به مقداری اتود نیاز داشت، اما در کل لحظات خوبی با دیدن نمایش سپری شد. مرسی از گروه روژدا
چقدر متنِ ساده و شُسته رُفته‌ای داشت که از درام و طنز و تخیل خیلی خوب و به جا درونش استفاده شده بود که همراه بازیهای خوب، نمایش دلچسبی رو رقم زد برام.
خسته نباشید
خدا قوت


تئاتر خوب ببینیم

تئاتر چسبهایش از چند جهت قوی بود،یکی انتخاب بازیگر،دوم طراحی صحنه و سوم موضوع.
کاش به موضوع عمیقتر میپرداخت.من از دید خودم تفسیر میکنم و دعوت میکنم به دیدن این اجرا برید.
ابتدای تئاتر صحنه خاموش میشود و با تخیلات صدایی ما را وارد دنیایی میکند که خودش ساخته.صدا میتواند خدا باشد یا تمام جبرهای تاریخ،و کارخانه میتواند نماد یک کشور یا حتی دنیا باشد.قدرت و پول دست دیکتاتور و یک فرد است،اندک سالاری.و بقیه ی افراد کارگران آن کارخانه.هر فرد برای نجات خود تلاش میکند و تحت تاثیر جبر تصمیم گیری میکند.یکی که منفعل هست،باشد یا نباشد کارخانه به کار خود میرسد.یکی بی تفاوت که چسب را می اندازد.یکی اسی که بی ثبات است و این بی ثباتی را در حرکاتش هم نشان میدهد و نا فرمان است و برای فرار ازین جبر به هر بی اخلاقی دست میزند، فردی که تحقیر شده است ... دیدن ادامه » و مدام اصرار دارد اخراج نشده بلکه استعفا داده است.این میان نانا و الی دو زن با دو شخصیت متفاوت اما هر دو دارای روحی لطیف که در این دنیا جایی برای زندگی پیدا نمیکنند.چسبهایش حرف از جبر است،حرف از مرزی که روی رفتار افراد اثر گذاشته.درحالیکه جبر روزگار را بیان میکند حق تصمیم گیری هم میدهد.حیف که یک شخصیت دیگر داستان کم داشت،شخصی که فقط دم از ملیت نزند و تلاشی برای بهبود شرایط با اخلاقیات انجام بدهد.و شاید کورسوی امید را نور ماه در نظر گرفته بود و نیاز داشت که ارتباط روحی بین افراد برقرار شود که نشد.جای کار بیشتری داشت اما در کل کار با درایت و خوبی بود و ایده ی چسبهای روی زمین عالی بود.خسته نباشید
دقیقا موافقم
یکم عمیقتر بود و ایده هاش گسترش پیدا میکرد، واقعا فوق العاده میشد
۲۳ آبان ۱۳۹۷
خیلی موافقم دوستش داشتم
۲۶ آبان ۱۳۹۷
کار دلنشینی بود.اثرش موند توی وجودم
۲۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار لذت بردم خسته نباشید میگم به تک تک عوامل ، همه چیز به جا و مناسب و جذاب بود ، حتما پیشنهاد میشود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز هم لذت . باز هم غافلگیری. تحسین. تحسین. تحسین. همه چیز درست و دقیق و جذاب بود.

گروه محترم روژدا
تقاضا می کنم از تالیف و تولید نمایش دست نکشید
شما به طرز ماهرانه ای از تلخ ترین ها زیباترین ها را می سازید

قطعا و حتما دوباره به تماشای اجرایتان خواهم آمد که بتوانم درباره اش بهتر بنویسم
اگرچه فقط سه روز باقیست...

مثل همیشه موفق و موفق تر باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چسبهایش، تئاتری که برای نمایش دغدغه ها دست به قلم شده و با همراهی ایده های "خودش" نمایش رو خلق کرده... دنبال پیداکردن دغدغه ها در داستانهای دیگه نیست... دنبال اجرای صدهزارباره ی متنهای تکراری برای نمایش اون دغدغه ها نیست.. کلمه به کلمه خودشه و این چیزیه که در کنار بازیهای خوب و مسلط، کار رو بسیار تحسین برانگیز و دوست داشتنی میکنه.
دقیقا
یک متن ایرانیه ایرانی..
۲۲ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش دغدغه مند و گیرایی بود
لدت بردم از تماشای این اثر از یک متن خوب که کشش دارد، درام دارد و طناز های خاص و دلنشینی که نویسنده هوشمدانه از آن ها استفاده میکند.
به همراه عمو فرهاد قصه ها، رامین معصومیان و جناب marillion عزیز به تماشا نشستیم و نمایش لذت همراهی دوستان را دوچندان کرد.
همیشه محمدرضا سجادیان و بهادر آذری را دنبال کردم، پیشرفت خیلی خوبی داشتند و هر روز بهتر از دیروز کار می کنند چرا که دغدغه دارند و از تکاپو نمی افتند در هر شرایطی کار را جلو می برند و این همه جوششی است که سر منشا آن عشق به تئاتر است... خالصانه کار می کنند و از تماشای این خلوص لذت می برم.
بازی ها همگی روان و درست است و حس و حال خوبی را بازیگران منتقل می کنند. کار را لو نمی دهم چون هوشمندانه جلو می رود.
یک میزانس در این نمایش هست که چنان من رو به وجد آورد که یک آن از صندلی جدا شدم... ... دیدن ادامه »
خسته نباشید به همه گروه نمایشی، دستمریزاد عالی بودید
رفقا و هم خانواده ای های تیوالیم پیشنهاد میکنم در میان شلوغی و زرق و برق این روزهای تئاتر تماشای این اثر خالص و بی ادعا اما زیبا و لذتبخش رو از دست ندید
از هم خانواده ای های کار بلد و پر انرژیمان حمایت می کنیم
ماییم و نوای بی نوایی
بسمه الله اگر رفیق مایی
عقیل جان دوست هنرمندم مطمئنم خودت میدونی دیدن نمایش در حضور شما دوستان واقعا چقدر برای من لذت بخش بود و خیلی از دیدن همگی شما خوشحال شدم .. و راستی یک اعتراف . من میان اون همه از گفتگو ها یادم رفت این سوال را از کارگردان محترم نمایش محمدرضای عزیز بپرسم .. ... دیدن ادامه » و اینکه , اصولا :) .. از اون نگهبانهای درون نمایش کجا میفروشن ؟؟ :)) .. نگهبانی که هیچ عامل دنیوی و معنوی در او کارساز نیست :)) و حالا اگر مثلا من نگهبان باشم .. احتمالا کارخونه رو با جاش می برند ! :)) .. بازی بهادر عزیز در آن صحنه زیبا و بسیار ماندنی در ذهن بود و واقعا من را غافلگیر کرد .. :))
۲۰ آبان ۱۳۹۷
Marillion عزیز بله واقعا صحنه نگهبان هم یک غافلگیری جذاب بود و هم بازی ها به یادماندنی بهادر عزیز هم به یاد ماندنی در کل لذت بردم هم از همنشینی با شما دوست فرهیخته و عزی و هم از نمایش خوب چسب هایش، شب به یاد ماندی شد
۲۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید