تیوال اپرای عروسکی حافظ
S3 : 08:40:52
  ۲۶ دی تا ۱۵ بهمن ۱۳۹۱
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: بهروز غریب‌پور

: بهزاد عبدی
: حسین علیشاپور و محمد معتمدی
: اسحاق انور، محمد ذاکرحسین، مهدی امامی، هاله سیفی زاده، سحر محمدی، مژگان چاهیان، شقایق گلباز، سجاد پور قناد، کیوان فرزینریا، هادی فیض آبادی، علیرضا علویان، علیرضا سعیدی، علیرضا مهدی زاده، صادق اسحاقی، سیاوش عظیمی، مهدی مهدی قلی، مهدی هدایی، رسول رهو، مهرداد ناصحی، طیب فقیه، بابک صبوری، علی زند وکیل، وصال علوی، علی صوفیان
: ارکستر ناسیونال اکراین
: علی پاکدست و مریم اقبالی
شهر:
تهران

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، تالار فردوسی
تلفن:  ۶۶۷۵۷۵۰۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ملال آور است. جان از جان ِحافظ ربوده اند. جز چند صحنه ی معدود سماع و یک صحنه ی خیام، از غزل شوراتگیز حافظ مویه نامه ای ساخته اند برازنده ی مجالس تعزیه و ختم.

کار از لحاظ فنی اگر بی نقص نباشد، کم نقص است. صحنه پردازی، عروسک گردانی، موسیقی و آواز همه استادانه است. اما این هیچ جبران مافات نمی کند.
الهام حصاری، رعنا جمالی و hoda sarraf این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش دوست نداشتم بیام اینجا و این حرفارو بزنم اما با اینکه چند روز گذشته ولی هنوز ته دلم شاکیه! از دست خودمون، از دست بعضی از این تماشاگرهای تئاتر، که ظاهرشون در حد الهه ی های شعور و شخصیت هستش اما وقتی پاش میوفته میبینی که بدیهیات رو هم رعایت نمی کنند! آقا چه اشکالی داره که تو سالن یه نفر رو بگذارن مسئول تذکر دادن به تماشاگری که سالن رو با اتاق نشیمن خونش اشتباه گرفته؟ تو همین اپرای حافظ، با اون فضای سنگینش، یه نفر تو ردیف جلوی ما مدام صفحه ی موبایلش رو روشن می کرد و صاف چشم ما پشت سری ها رو هدف می گرفت، به اون خودمون تذکر دادیم و بنده خدا دیگه موبایل بازی رو گذاشت کنار! اما بشنوید از ردیف پشت سر! برای اولین بار تو یه سالن تئاتر دیدم که وسط نمایش یه خانومی یه پلاستیک گنده خوراکی درآورد و شروع کرد خش خش خش توزیع مواد غذایی بین همراهان انگار سیزده بدر ... دیدن ادامه » اومدن لواسون کنار رودخونه دور همی خوش بگذرونند! لحظه هایی که شخصیت های عروسکی مشغول سماع میشدن که صدای کف ردن همین حضراتِ میوه و آجیل به دست می رفت بالا! ولی همه به کنار، دقیقن تو یکی از نقاط اوج نمایش که حافظ و شاخ نبات قرار بود به هم برسند، هی از پشت سر من می گفتن: آفرین حافظ، بپر بوسش کن!!:|همراهشون هم خنده پشت خنده! دیگه شما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل!
"الو!سلام، مرسی...نه، صدا نمیاد...چی؟ نه سالن تئاترم...چارراه ولیعصر، هیچی...نه شما بخورید، این طولانیه ظاهرا...باشه، حالا بعدا بهت زنگ میزنم...خدافظ!"
دیالوگ های بالا از زبان یک مرد جاافتاده متشخص (از لحاظ ظاهری) در خلال اجرای یکی از نمایشهای تئاتر شهر در ... دیدن ادامه » تالار اصلی یبان شد. و جالب اینجا بود که من که فرسنگها تا ایشون فاصله داشتم با وضوح دالبی صدای ایشون رو میشنیدم.
بله آقا، بد زمونه ایه...
۰۷ اسفند ۱۳۹۱
منهم با مواردمشابهی برخورد کردم که اتفاقا قصد داشتم اینجا بنویسم ....حتمااینکارو میکنم چون بعضی رفتارها غیر قابل توجیه .....
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
متأسفانه گویا اکثرن تجارب مشترک زیاد داشتیم تو این زمینه!
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنتوان چخوف معتقد بود که "تنها انعکاس حقایق زندگی بشر می تواند نام هنر به خود بگیرد". خالق اثر فاخر اپرای حافظ، استاد غریب پور، بنا به تعریف چخوف، قطعن اثری به واقع هنری عرضه داشته است. استاد چنان ریزبینانه و هوشیارانه عصر حافظ را آینه وار در برابر جامعه ی امروز ایران برافراشته است که تو حیران می مانی از تشابه مولفه های روزگار حافظ با شرایط امروز ما. عصر زور و ریا! استحاله ی هرچه امر ارزشی است از معنا. به عرش رفتن جباران و قدرت پرستان و متملقان و مجیز گویان قدرت مطلقه ی حاکم شرع، امیر مبارزالدین! و فرو غلتیدن به خاک و به بند درآمدن آزادی خواهان و راستکرداران و آنانی که راستی را به بهانه ای نفروخته اند. انذار آگاهان به فاسدان و قدرت طلبان که به هوش باشید، سرانجامتان جز به نیستی نخواهد بود، اما چه سود که به قول خواجه شیراز: گو سر و خشت! نمایش طوفانی ... دیدن ادامه » به پیش می رود، اشعار حافظ پرده می درد، ظلم جابران و خون فشانی ها کار به جایی نخواهد برد و همچون همیشه ی تاریخ این ترازو به میزان باز میگردد و حق مظلوم ستانده شده و حاکم از تخت قدرت به تحت ذلت فرو می نشیند. غم و شادی به هم آمیخته می گردد و در فضای پر شور موسیقی اصیل ایرانی، آواز و بانگ شادباش به گوش می رسد. شاه شجاع به یاری مردمان به تخت رسیده و حافظ در این میان به درجات بالاتر قدسی راه یافته است. اکنون زمان رفتن است. هجرت، سرنوشت مشابه همه ی دلسوختگان و بینایان. باید گسست و رفت، رها شد. کوچ معنوی آغاز شده، جسم در راهی و روح در هوایی پرواز می کند. نیمه ی دوم نمایش پس از آن نیمه ی نخست پرجنب و جوش، آرام است، اما چه آرامشی، که درون حافظ گر گرفته و جانش با عشق معشوق در آمیزش است. کیمیای شاخه نبات، طلاکاری خواجه را به اوج رسانده، سوزی بس گیرا و دلچسب. چنان اشکی که دیده را تر می کند اما آتش دل را نه فرو می نشاند که در آن بیشتر می دمد. غوغا این بار در درون است. در عالم بالا. بازگشت خواجه به شیراز و پرکشیدنش در مهد یار، باشکوهترین نقطه ی پایان بر این نمایش بود. رقص محمد گلندام بر مزار یار و مراد. بهروز خان غریب پور این بار با حافظش چه نقش و نگاری آفرید!
واقعا زیبا بود و من چقدر لذت بردم ...
۰۶ اسفند ۱۳۹۱
و چه بد که بلیط این نمایشو من داشتم و گم کردم
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
ممنونم محسن جان
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب اپرای عروسکی حافظ را دیدم. نتیجه ی تلاشی هدایت شده، برنامه ریزی شده و تمرین شده. آقای غریب پور مثل همیشه، اجرایی ارایه دادند که سرشار از نشانه ها و آواها، و البته دوست داشتنی بود.
برای دیدن این اجرا، به زعم من، علاقه مندی های خاصی لازم است تا تماشاگر بتواند اشعار، موسیقی، آواز و ارتباط داستانی را کشف کند در غیر این صورت، این اجرا برای بیننده ی بی علاقه به اشعار حافظ و زاکانی و مولانا و ... و موسیقی کلاسیک ایرانی، شاید کمی خسته کننده به نظر رسد.

خسته نباشید می گویم به جناب غریب پور و گروه شان، خصوصن عروسک گردانان و تیم طراحی و اجرای دکور.
ما سه نفر بودیم با اینکه زیاد شعر کلاسیک هم نمی خونیم ولی این نمایش برامون خیلی جالب بود
۲۰ بهمن ۱۳۹۱
امیدوارم بتونم اپرای مولانای ایشون رو دوباره ببینم.
۲۰ بهمن ۱۳۹۱

اتفاقن ما هم سه نفر بودیم. اما در آخر اجرا،هر سه مون تجربه و حس مشابهی نداشتیم و فکر می کنم یکی از دلایلش چیزی بود که در نظر، نوشتم.
۲۱ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستام عزیزم ...
من دیروز این اجرا رو دیدم . اول از همه چیز باید بگم که خیلی خیلی لذت بردم ... اشعار انتخاب شده رو دوست داشتم ... کارگردانی رو دوست داشتم ... عروسک گردانی رو دوست داشتم ... موزیک رو دوست داشتم ...

به همه عوامل اجرا خسته نباشید میگم ...
دوستان عزیزی که این نمایش رو دیدند لطف میکنند نظراتشون رو بگند ... فردا با دوستام میخوام ببینمش قبلش دوست دارم نظرات شما رو بدونم ...
نیلوفر ثانی و غزل مومنی این را خواندند
فرزانه جان من کارهای قبلی ایشون رو متاسفانه ندیدم و به خاطر این هیچ کانسپتی از قضیه ندارم ...
ممنون از نظرتون ...
۱۱ بهمن ۱۳۹۱
برای دوستانی که بقیه اپراهای عروسکی آقای غریب پور را ندیدند ( مخصوصا اپرای فوق العاده مولوی ) با توجه به اینکه صدای خانم در این اپرا ها وجود دارد و مجوز پخش رسمی ندارد تنها یک مغازه این اثر را بدون مجوز پخش میکنه و به صورت کامل و با پشت جلدی میباشد( البته ... دیدن ادامه » صاحب مغزه ادعا میکنه که توسط خود آقای غریپ پور این اثر به او سپرده شده ). این مغازه به نام فروشگاه نور و نگاه و آدرس آن خ انقلاب،بین ابوریحان و فلسطین ،پلاک 1258 می باشد .و قیمت آن 6 هزار تومان است .
۱۱ بهمن ۱۳۹۱
سلام..دوستانی که این کار رو دیدن میشه بگن آیا اجرای موسیقی این کار به صورت زنده هست؟
۱۱ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید