نمایش در دو بخش، به بازخوانی سرنوشت افلیا و لیدی مکبث میپردازد. هر دو زن پس از بیدار شدن، خود را در چرخهای تکرارشونده از رویا، اجبار و سرنوشتی گریزناپذیر مییابند. افلیا در چرخهای که او را به سوی خودکشی سوق میدهد گرفتار است و لیدی مکبث، در ناتوانی از رهایی از محدودیتهای تحمیلشده بر او بهواسطه جنسیتش، به فریب مکبث روی میآورد؛ تصمیمی که در نهایت به تباهی میانجامد.