تیوال نمایش ایران استرالیا
S3 : 02:08:08
امکان خرید پایان یافته
  ۱۲ مرداد تا ۱۵ شهریور ۱۳۹۳
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان


: سجاد افشاریان
: جواد خورشاه، سجاد تابش، صالح علوی زاده، سهیل کرمیار، فرزانه حافظی، مهتاب ثروتی، نکیسا بهشتی، آرام راستگو، آبان آل حجت، نیوشا ضرابی
: آبان آل حجت، سجاد افشاریان، علی باقری، نکیسا بهشتی، مهرنوش پور موسوی، سجاد تابش، زهره تجاری، مهتاب ثروتی، جواد خورشاه، محمد خوشبختیان، مرتضی درویش زاده، حسین رحمتی، امید سلیمی، عباس شجاع، آنالی شکوری، نیوشا شهیدیان، پگاه عابد، محبوبه عباسی، صالح علوی زاده، فرزین فولاد پنجه، فایزه قدمی، مهتاب کرکوندی، سهیل کرمیار، فریما کهنمویی، کیمیا محدث، محمد حسین محمدیان، عبد مستجابی، علی مشایخی

: صالح علوی زاده
: یاسمن طباطبایی
: نیوشا ضرابی
: سیاوش مقصودی
: محمد قدس
: حمید مهدوی و نغمه ارجمند
: بهین طاعت
: آرش مالمیر
: پریسا مالمیر، رژین دلفان
: مسعود رنجبر شیرازی
: ایلیا تهمتنی
: ندا نصر
: جلیله هیبتان
: سارا حدادی و امیر قالیچی (تیاتربازها)
: مجید توکلی
: گروه بُمرانی با همراهی ماکان اشگواری ، شهرزاد بهشتیان ، پریسا ترابی ، دانیال ایزدی و ...
: سجاد افشاریان با همکاری سایت محترم تیوال

: 09338095982 یادداشت سر مربی قبل از بازی ، بین دو نیمه و بعد از سوت پایان
از ایده تا اجرا عنوان ِ دوره ای بود که در دانشگاه هنر برگزار شد
عنوانی که تا قبل از اینکه بازی شروع شود بی نهایت ساده بر زبان جاری می شود و بلافاصله بعد از سوت آغاز بازی مسیولیتی بزرگ  شانه هایت را سنگین می کند ، چرا که تو مسیول ِ شکل گیری عمق نگاه افراد می شوی برای پرواز ، پروازی مطمین بر بلندای زندگی هر روزه، برای تکان تکان دادن بال هایشان در مسیری که انتها ندارد . بین دو نیمه آداب دارد ، باید مرور کرد آموخته ها را ، نویسندگی ، بازیگری ، طراحی و کارگردانی را با چاشنی آداب ، آداب صحنه و پشت صحنه و فصل های بسیاری از این آداب به یادگیری و اجرای احترام می گذرد چه تیم عقب باشد چه گل های بسیاری زده باشد وبارها و بارها یاد آور می شویم گروه بودن را ، نیمه دوم آغاز می شود و حالا هوش مهم ترین می شود و جان بازی ، هوش برای مدیریت و شکل گیری رویاها و جان بازی برای فدا کردن ، جان دادنِ به تمامی برای خلقِ جانداری که از ما متولد می شود ، و تمامِ آنچه که باید در تربیت این حضور جاری شود داشتن دغدغه فرهنگ و مردم است و دوری از بی تفاوت شدن ، سوت پایان بازی بالاخره زده خواهد شد ، اگر باخته باشیم بند کفش هایمان را محکم می کنیم برای تمرین بیشتر و بازی دیگر و اگر برده باشیم بند کفش هایمان را محکم تر می کنیم برای تداوم این مسیر و دعای من سرودیست عاشقانه که بهترین ها را آرزو می کند برای تمامیِ بازیکنانم .
با مهر و احترام
سجاد افشاریان 

گزارش تصویری از نمایش ایران استرالیا / عکاس: سارا حدادی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش ایران استرالیا (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش ایران استرالیا (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش ایران استرالیا (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش ایران استرالیا (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» شادی "ایران - استرالیا" به فرهاد اصلانی تقدیم شد

» محمد علی ابطحی به برد ایران در مصاف با استرالیا کمک کرد

» زندگی بین دو نیمه

» ایران، استرالیا با یاد سیمین بهبهانی

» نشست مطبوعاتی « ایران – استرالیا » برگزار می‌شود

» گُل خداداد عزیزی وزن زمین را کم کرد؟

آواهای وابسته

مکان

شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران(هنر)
تلفن:  ۲۲۸۷۲۸۱۸-۲۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
وقتی 2 عدد غمگنانه ای می شود ..
خدا قوت پهلوان
۱۳ شهریور ۱۳۹۳
یک بدتر از این حرفاست....
۱۳ شهریور ۱۳۹۳
من که به صفر غمگنانه رسیدم و اشک ها
سیر نمیشم از دیدن کاراتون..
۱۶ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
《در نظام توتالیتر به علت مسخ شخصیت انسان و گرفتار از خود بیگانگی شدن، انسان ها در فرایندی ایدئولوژیک و از پیش اندیشیده شده، دچار تغییری ماهوی می شوند چنان که گویی در نهایت بدل به «کرگدن» می گردند که هدف و رفتاری جز تخریب و انهدام ندارند.》

کرگدن-اوژن یونسکو

دنیای ایدولوژیکی که این نمایش با تمام اجزاء بظاهر از گسیخته اش، در حال وصف و بسط است، همان بدبینی آغشته با کوته بینی ای که سخنران در میان دو نیمه اشاره میکند نیست. از قضا این قسمت، عصیان تمام عیار متن است، بر نویسنده و شاید طمردیست که مرض رها اندیشیدن، حالت مضحک مد روز گونه اش را به چالش میکشد. اگر با قاب بزرگی که کارگردان به کار بسته و از بیرون سالن نمایش و داد و بیداد پیتزا فروش میکیموزی شروع میشود تا ماشین پلیسی که پسری با لباس سبز را میبرد، همراهی خود را حفظ کنیم، حرکتی موزون به شکل انسانهای کج و معوجی را مشاهده میکنیم که بسط ساختار "نظم اجتماعی مدرن" بعنوان محصولات کم بازده، بوجود آورده است.

سجاد افشاریان، چراغ قوه ای که چون تلسکوپ هابل، تمام زوایای تنگ و تار جامعه را میجوید در دست گرفته، مفاهیم رمانتیک ملیت گرایانه ای را که چون تعصبات ایدولوژیک، بعضا قسمت زیادی از حقایق را، سانسور میکند، چون تارهای عنکبوت تنیده شده به روی چشمها، کنار میزند. نمایشی که آسانسورچی اجتماع هم در آن حضور دارد.

این نمایش تا حد بسیار زیادی، نه شکلی بلکه بصورت ضمنی مشابهت زیادی با شکلبندی برخی آثار مهرجویی نظیر اجاره نشینها و یا چه خوبه که برگشتی دارد. تفاوت اصلی میان زبان نمادین مهرجویی و رک گویی بلاواسطه ی افشاریان است و اینکه هر دو غوطه ور و عاجز از ارایه ی هرگونه راهکار، مثل تیاتر دختر یانکی، دست به شکل بندی مجدد و مضحک ساختارهایی میزنند که هر یک از تماشاچیان بنحوی در هرکدام ممکن است حضور داشته باشند. از جنبش فمینیستی مصونیت گرفته تا سیگاری کشیدن و عرق خوردن مرزبانان و مهاجرت خانواده ی پسرک مغنی. البته دختر این خانواده شاید پرداخته شده ترین نقشهایی بود که تک به تک دیالوگهای مضحکش از بر هم نشینی عناصری در جامعه ی ما خبر میداد که اصولا جمع اضدادند. تسبیح و لباس قرمز و آیت الکرسی نظر کردن و او مای گاد گفتن.

مقایسه ی ساز و کار این نمایش با تیاتر احساس آبی مرگ، برای شخص من نوید بخش تولد ژانر نوپایی در تیاتر شبیه به ده فرمان کیشلوفسکیست. هر چند تفاوت بسیار زیادی از دراماتولوژی تا اکتها وجود دارد. در هر صورت، قسمت انتهایی نمایش و چارچوب و دیالوگهایی که از زبان چهار شخصیت و در ذهن یک شخصیت شکل میگرفت، یکی از تاثیر گذارترین و نوترین شیوه های مورد استفاده در فضای انتزاعی بود که قبلا فقط در نمایش مرداب روی بام و مکبث رضا گوران دیده بودم. البته نگفته نماند که ماهرانه ترین شیوه ی استفاده از آن را هنوز از آن دیوار چهارم کوهستانی میدانم.

از منظر شکلی، همانند اجراهای قبلی افشاریان، دکور پیچیده ای وجود ندارد و بیشتر فضا را بازیها پر میکنند. بازیهایی بکر و نو و برای من بسیار مهیج. بازی علی خان مشایخی، در نقش دو نسل سرگردان میان خاکریز و عشق و قطعنامه و دلبر و ... واقعا حیرت آور بود. شاید یکی از پیچیده ترین و سنگینترین نقشهای این تیاتر را با کت و شلوار و کراوات و چکمه ی سربازی چنان بنمایش گذاشت، که همه را میخکوب صندلی و آویزان بین واژه ها و زمان کرده بود. دست مریزاد.

بمرانی و اجرای باد و اتوبان فوق العاده بود. شخصا بعنوان تیتراژ پایانی نمایش آنرا پسندیدم. حضور کرگدن، مثل ماهی فیلم رویای آریزونا ی امیر کاستریکا -که فکر میکنم یکی از علاقه مندیهای سجاد افشاریان است- نیز پیوند غریبی بین تار و پود این نمایش زده بود و دنیای معنایی آنرا استخراج میکرد.

در ... دیدن ادامه » پایان سپاس فراوان دارم از سجاد افشاریان عزیز و علی مشایخی و دیگر بازیگران این تیاتر.
ممنون از تو کاوه یِ عزیز و این همه حالِ خوب :-*
۰۸ شهریور ۱۳۹۳
برداشت من هم از مقایسه هایی که انجام دادید،همان مورد دوم بود.البته که هرکس مختار به بیان نظر خود در مورد یک نمایش است و لزوما نباید برداشت همگان از یک کار،یکسان باشد لکن من هم پس از خواندن نوشته شما،نظرم را بیان کردم.
۱۶ شهریور ۱۳۹۳
خیلی ممنونم از اینکه وقت گذاشتین :-)
۱۶ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزشمار ایران استرالیا شروع شـــد 10 ..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما داریم با همون سیستم بازی میکنیم فقط ظاهر و عوض کردیم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز، بر اساس سیاست اعلام شده ی امسال تمام سالن های تئاتر علاوه بر امشب، فردا شب هم به مناسبت عزاداری تعطیل خواهد بود. متاسفانه این خبر عصر روز پنجشنبه از طرف فرهنگسرا به ما اعلام شد و تعدادی از دوستان، برای جمعه شب از تیوال بلیط تهیه کرده بودند. در حال حاضر تمام این بلیط ها به جمعه ی بعد منتقل شده اما همکاران من در بخش هماهنگی و گیشه با تمام این دوستان تماس خواهند گرفت تا هماهنگی نهایی انجام بشه. گروه اجرایی ایران استرالیا بسیار از این بابت متاسف هست اما در این تصمیم گیری هیچ نقشی نداشته و اطلاع رسانی دیرِ ما رو هم ببخشید که خودمون هم بسیار دیر مطلع شدیم.

همراه مون بمونید و امید به دیدارتون در اجراهای باقی مانده.

با مهر و درود – سیاوش مقصودی
مدیر اجرا نمایش ایران استرالیا
یعنی عاشق همین سیاست هایی هستم که ده دقیقه ای تصمیم گیری شده و بلافاصله هم ابلاغ میشن! متاسفم برای شرایط پیش اومده و امیدوارم لطمه ای به برنامه ی تماشاچیان نمایش و گروه اجرایی نخوره
۳۰ مرداد ۱۳۹۳
سلام
بر اساس مکالمه تلفنی که جمعه داشتیم بلیطهامون رو به چهارشنبه منتقل کردیم. مسئله ای که نیست؟
۰۲ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استاد بدبین: شما از کی یاد گرفتین؟
از پدر و مادراتون...
پدر و مادراتون از کی یاد گرفتن؟
از پدر ومادراشون ...
پدر و مادراشون از کیا یاد گرفتن؟
تماشاچی ها:از پدر و مادراشون...
استاد: نه...
همیشه یک حلقه مفقوده وجود داره که اونا از اون زمان تونستند نفوذ کنند...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لغو اجرا جمعه 31 مرداد

از سوی مجموعه محترم ارسباران مطلع شدیم اجرای روز جمعه 31 مرداد این نمایش لغو شده است، بلیت شما دوستان به روز جمعه 7 شهریور جابه‌جا شده است، شما می توانید با همان کد پیگیری روز جمعه 7 شهریور به گیشه مجموعه ارسباران مراجعه نمایید و به دیدن نمایش بنشینید.

دوستانی که به هر دلیل نمی توانند روز جمعه 7 شهریور به تماشای این نمایش بنشینند، می توانند برای هماهنگی، روز شنبه یک شهریور تا ساعت 16 با شماره 66030056 تماس گرفته و یا به پشتیبانی تیوال support@tiwall.com ایمیل بفرستند.

اطلاع رسانی با پیامک و ایمیل به عزیزانی که در این روز بلیت تهیه نموده اند نیز انجام شده است.
امیر عادل تختی این را دوست دارد
سلام
احتمالا در جریان نیستم! :-)
اتفاقی افتاده که اینقدر لغو به وجود امده؟؟
۳۰ مرداد ۱۳۹۳
گروه همیاری متوجه شدم شرمنده دیگه اینقدر نوشتهه بودی لغو که داشتم مطمئن میشدم به قول آقای رحمانیان داعشیهای داخلی حمله کردندو جمع کردن
که متوجه شدم نه تنها تو باغ نیستم بلکمم از محوطه بیرون باغ هم چندین کیلومتر دورتم
۳۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با احترام به تمام هنرمندانی که میهمانان عزیز گروه بودند، آقای لبخنده، آقای حسن فتحی و ... و با تشکر ویژه از جناب آقای صافی ریاست محترم فرهنگسرای ارسباران که بدون حمایت هایشان این نمایش به روی صحنه نمی رفت ، اجرای نمایش ایران-استرالیا سه شنبه شب بیست و هشتم مرداد ماه به پیمان یوسفی برای تمام خاطراتی که از مستطیل سبز برایمان ساخته است و مرتضی ضرابی نازنین که پیش کسوت و عزیز همه مان است تقدیم شد.

باسلام خدمت جناب مقصودی درخواست داشتم یادداشت این جانب را مطالعه فرمائئید.سپاس
۳۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش« ایران استرالیا » به طراحی و کارگردانی« سجاد افشاریان »

نوشته شده در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ به نقل از نمایش۲۴
iranaustralia

محمد رحمانی




دروغ می گوییم
هیچگاه جهانی نشده ایم

اصلا هیچ چیزمان
به این حرفها نمی خورد

فقط ... دیدن ادامه » هر از چندگاهی
خودمان را گول می زنیم

که فلان کس آمد و
زندگی هامان زیر و رو شد
فلان کس رفت و
غمهایمان به در شد

باور نداریم
که با این آمدن ها و
با آن رفتن ها
نه خانی می آید و
نه خانی می رود

همه رعیتند و
حرف گوش کن

حرف حساب عجیب سرشان می شود
و می دانند که کدام ماست
کره بیشتری دارد

سفت و سخت کلاه خویش را چسبیده اند
و گوششان بدهکار ناله ها و ضجه ها نیست

آخر کاسبند و
کاسب با این مقوله ها کاری ندارد
جمله « پول کجاست ؟ » را
مرتب تکرار می کنند و
حواس خود را شش دانگ
فقط به این کسب جلب می نمایند

حال آنکه خود ایشان هم
بازیچه اند
بماند
یعنی این فرصت محدود
مجالی برای این قسم افکار نمی گذارد

آنها می دوند تا دار و دسته شان مبادا
از قافله جا بماند
و خوب می دانند
که آینده در این شرایط
یعنی خواب
یعنی خیال
یعنی جُک سال
یعنی صعودی دلخوشکنک
که به واقع چندان هم
به حال هیچکس فرقی نمی کند

نگاه کنید
به اطراف خود نیک بنگرید
آیا با این صعود چیزی تغییر کرد
و دنیا جور دیگری روی ما حساب کرد
یا همچنان همانیم که بودیم

آهای دختران
چرا چون سیاه بختان
سیه جامه پوشیده اید
مگر شما از زندگی چه می خواستید
که حالا باید تنها عروستان
درست به مانند آرزوهایتان مرده باشد

پسرها با شما هستم
چرا وقتی شرح حال هریک از شما را می شنوم
کورسوی امیدی حتی در آن دورها
نمی بینم
مگر شما نیز از زندگی چه خواستید
که باید آرزوهایتان را اینچنین به گور بسپارید

چرا شادابی و نشاط
در نسلی که باید متبلور باشد
نیست

چرا باید به زور آبکی و دودکی و صنعتی
از فشار مدام افکار خلاص شد
و لحظاتی را با این ندانستن خوش بود
چرا ؟

اینها که گفتید بخشی از واقعایات تلخ امروز است
که اگر قهرمان جهان هم شویم
تا تحولی ژرف در وضع مردم صورت نگیرد
آب از آب تکان نخواهد خورد
و فقط ثمره اش شادیهای زودگذر مقطعیست

و این تنها مختص اینجا و آنجا نیست
کشورها و ملتهایی به واقع موفقند
که در تمام جنبه ها تلاش کرده اند
و به رشد و شکوفایی رسیده اند

مثلا آلمان به عنوان قهرمان جهان در سال ۲۰۱۴
کشوری بسیار موفق از لحاظ صنعت واقتصادست
که به خوبی توانسته در سایر جنبه ها نیز پیشرفت کند
و خود را به عنوان یک کشور مقتدر اثبات نماید

جالب اینجاست که در چنین کشورهای پیشرفته ای
شادی هم حدود و تعریف و قائده خاص خود را داراست
و هیچکس نمی تواند به این بهانه
حقوق دیگران را تضییع کند

صحبت از این دست بسیار است و
فرصت کوتاه
و در این مجال فقط می توان
به قسمتی از یکی از شعرهای فروغ بسنده کرد
که می گوید

هیچ صیادی در جوی حقیری
که به گودالی می ریزد
مرواریدی صید نخواهد کرد


سجاد عزیزم شرمندم کردی
سپاس از این همه توجهت
۲۸ مرداد ۱۳۹۳
عزیز دلی آقا، ممنون از تو و یادداشت های متفاوتی که می نویسی جون دل
۲۸ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سجاد افشاریان، سرپرست نویسندگان و کارگردان نمایش ایران – استرالیا اجرای یکشنبه شب بیست و ششم مرداد ماه را با احترام به بانو رخشان بنی اعتماد ، به جهانگیر کوثری تقدیم کرد به پاس تمام روزها و خاطراتی که در آن مستطیل سبز داشته است.

یکشنبه، بیست و ششم مرداد ماه نود و سه گروه ایران-استرالیا با افتخار میزبان رخشان بنی اعتماد، جهانگیر کوثری، رضا درمیشیان و بهرام افشاری بودند.
hoda e این را خواند
سارا_ز، ساناز عشق تئاتر و بهار خادم این را دوست دارند
باسلام سئوال داشتم جناب مقصودی کار مجری طرح 0ومدیر اجرا -خودشما هستید .چیست .؟ایا کارشما زیر مجموعه کارگدانی است .نظارت به عنوان مثال بر طراحی صحنه میکنید .سپاس.
۲۸ مرداد ۱۳۹۳
خانم افراسیابی عزیز، مدیر اجرا هنوز خیلی در تئاتر ایران جا افتاده نیست ، آن ور آبی ها به آن پرفورمنس منجر می گویند که کار اصلی ش مدیریت فرآیند اجراست ... البته طراحی صحنه و بازیگری و ... کارِ کارگردان هست اما گیشه، نظم و روانی هر اجرا، روابط عمومی ، بخش مالی ... دیدن ادامه » و تبلیغات و ارتباطات با سالن اجرا مجموعه ای از کارهای مدیر اجراست که من هم هنوز دارم تجربه ش می کنم این دومین کاری ست که من افتخار همکاری با آقای افشاریان به عنوان مدیر اجرا رو در اون دارم و با هم داریم اتود می کنیم تا به ایده آل برسیم ... من به بچه هایی که با من کار می کنند همیشه می گم بیایید اول از همه نکات منفی هر اجرایی رو که به عنوان تماشاگر در ذهنمون هست (بخش های عملیاتیِ اجرا) به خاطر بیاریم و سعی کنیم در این اجرا همه چیز تمیز و مرتب و با احترام پیش بره ... البته من هم مثل تمام عوامل کار زیر مجموعه ی کارگردان هستم و رهبر و لیدر اصلی ایشون هستند ... چه خوب که این سوال رو پرسیدید و ممنونم از دقت نظرتون ...

با مهر و احترام - سیاوش مقصودی
۲۹ مرداد ۱۳۹۳
با سپاس فراوان ازشما جناب مقصودی محترم .چون ازعلاقمندان به طراحی صحنه هستم ازخدمتان سئوال نمودم.2- پس جناب مقصودی در ایران کار مجری طرح - مدیر اجرا - بهم نزیدیک -بنمونه درنمایش یک کیلیک کوچولو چون این دوبخش -شامل مجری طرح- مدیر اجرا -هرکدام اشخاص جداگنه ... دیدن ادامه » برعهده داشنتد . .با پوزش چون تعرفی که توسط انمجمن تاتر اراه داده بود کار مجری طرح اعم دولتی -ویا خصوصی شامل هنری -صنفی-هنری -بر عهده مجری طرح نمایش است .امیدوارم اشاره کرده باشم .
۲۹ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بازی ˝ایران استرالیا˝ شادی که از وزن زمین کاست

سجاد افشاریان کارگردان نمایش ˝ایران استرالیا˝ می‌گوید ما به دنبال یک شادی عمومی بودیم و این شادی را تنها زمانی یافتیم که 60 میلیون ایرانی از شادی گل خداداد عزیزی به استرالیا به هوا پریدند و برای چند ثانیه وزن زمین را کم کردند.

سرویس تئاتر هنرآنلاین: فوتبال جزو آن دسته از ورزش‌های تیمی است که بینندگان بسیاری دارد و طرفداران آن از برد تیم‌ها شادی سرداده‌اند و از باخت‌شان گریه... اما گاهی برد این بازی تیمی، منجر به یک شادی عمومی در سطح جامعه می‌شود و به تاریخ می‌پیوندد. تاریخی که برای همه یادآور آن شادی دسته جمعی است. این بار این بازی دسته جمعی و این خوشحالی دسته جمعی ایده اصلی نمایش "ایران استرالیا" به کارگردانی سجاد افشاریان شده که از 12مرداد به روی صحنه رفته است.

سجاد افشاریان کارگردان نمایش "ایران استرالیا" درباره ایده اصلی این نمایش و نحوه شکل‌گیری آن به خبرنگار هنرآنلاین، گفت: اصولا زمانی که می‌خواهم نمایشی را به روی صحنه ببرم، ابتدا فکر می‌کنم به این‌که جامعه درحال حاضر چه شرایطی دارد و به چه چیزی نیازمند است. از آنجایی که نیاز نمایش را نیز در نظر می‌گیرم شرایط، روزگار فرهنگی و اجتماعی برایم بسیار مهم است. زمان نگارش این نمایش نیز به خاطر غم عمومی که بین هم‌نسلان خودم حس کردم با تیمی از نویسندگان جوان شروع به فکر کردن درباره شادی‌های عمومی مردم کردیم. در این بین به هیچ گزینه‌ای نرسیدیم، بجز فوتبال ایران و استرالیا که به نوعی شادی دسته جمعی به همراه داشت. در طی این سال‌ها نه این که مردم شاد نباشند، نه، اما آن‌چه که برای ما شاخص بود، شادی دسته جمعی بود. در واقع این بازی به شادی عمومی، شکل دیگری داد و اولین بار بود که مردم با هم از یک اتفاق شاد بودند. این مبنای نگارش ما بود که به آن می‌گوییم کم کردن وزن زمین، چرا که 60 میلیون ایرانی از شادی گل خداداد عزیزی به استرالیا به هوا پریدند.

او ادامه داد: کار نگارش این نمایشنامه توسط گروه جوان و پر انرژی که دوره آموزشی از "ایده تا اجرا" را با من گذرانده‌اند انجام شد. در واقع با تشکیل یک تیم روی ایده‌های مختلف کار کردیم تا به این متن رسیدیم. درباره قصه و ایده‌پردازی تا امروز به شکل تاریخی آن وفادار نیستیم چرا که این بازی بهانه‌ای است، برای روایت قصه‌های ما.

کارگردان نمایش "ننه دلاور بیرون پشت در" مهمترین ویژگی این کار را استفاده از بازیگران جوان خواند و افزود: در روزگاری که تمامی سالن‌های تئاتر ما دچار شرایط مختلف هستند و پیش شرط‌شان استفاده از بازیگران چهره است، من با بازیگران جوان نسل امروزی به روی صحنه می‌روم. ضمن این که دراین گروه بچه‌هایی حضور دارند که برای اولین بار است، صحنه را تجربه می‌کنند و هم‌نفس با تماشاچی هستند. در کنار آن‌ها بازیگران حرفه‌ای و درجه یک تئاتر نیز کار می‌کنند.

افشاریان درباره این نمایش توضیح داد: این نمایش، اجتماعی است و دغدغه اجتماع و زمان خودش را دارد، اپیزودیک است و مثل کارهای قبلی من تماشاگر بخشی از اجراست. 10 اپیزود برای این نمایش طراحی شده و براساس زمان بازی فوتبال پیش می‌رویم. یعنی تئاتر ما دو نیمه دارد و 8 دقیقه وقت اضافه. بین دو نیمه، اپیزودی است که خودم بازی می‌کنم و 8 دقیقه وقت اضافه نیز، تعلق به گروه‌های موسیقی مجاز و جوان ایرانی‌مان دارد.

او ... دیدن ادامه » ادامه داد: انتخاب گروه‌ها و طراحی موسیقی جزیی از اجرا به حساب می‌آید. موسیقی ما آهنگ تیتراژ نیست، بلکه یک اپیزود است. در واقع صدایی را می‌شنویم که صدای نسل، زمانه و اجتماع خودش است.

این کارگردان تئاتر با تاکید بر اپیزودیک بودن این نمایش درباره شیوه روایی آن نیز اظهار کرد: هر یک از اپیزودها، شیوه روایی خاص خودشان را دارند. یعنی ما در این نمایش هم از سورئال و هم از رئال بهره بردیم و هر کدام بر مبنای خاص خود موقعیتی دارند و با توجه به شکل و فرم اجرا به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا همه بطور یکسان از بستر نمایشی بهره ببرند.

افشاریان درباره انتخاب نام این نمایش و این که چقدر از آن به عنوان یک جنبه تبلیغاتی بهره برده است گفت: خانواده تئاتربین، خانواده محدودی است. سعی کردیم به این خانواده افزوده شود. ما برد تبلیغات رسانه‌ای درستی نداریم و در کل پایتخت شاید به زحمت بتوان 5 بیلبورد برای تبلیغات تئاتر دید. اساسا تبلیغات این کار دهان به دهان بود و در ادامه کسانی که تئاتر بین هستند می‌آیند. در پوستر نیز من از عکس یا اسم بازیکنان ایران استرالیا استفاده نکردم تا اسم نمایش وضعیت تبلیغاتی به همراه داشته باشد؛ بلکه طراحی به شکلی است که گرافیک خاص و مفهوم خودش را در پی دارد. متاسفانه سالن ارسباران جزو سالن‌های متمرکز تئاتر نیست و خانواده تئاتر به چیزی عادت می‌کنند که ما به عنوان فعالان این عرصه به آن‌ها عادت‌شان می‌دهیم. یک جاهایی ارزش‌گذاری‌های‌مان نیز جابه جا می‌شود. در هفته‌ای که گذشت با استقبال خوبی رو به رو شدیم. من از مخاطبان دعوت می‌کنم، بیایند و کار را ببینند، چرا که بازتابی از وضعیت روزگار خودشان است و با داستان‌های خود مواجه می‌شوند و تا مدت‌ها به این موضوع فکر می‌کنند.

کارگردان نمایش "ایران استرالیا" در پاسخ به این سوال که فکر می‌کند تئاتری که این روزها به عنوان خوراک فرهنگی در اختیار تماشاگر قرار می‌گیرد چقدر درست و مفید است و آیا گامی که بر می‌دارد درست است یا نه، عنوان کرد: تئاتر نیز مانند هر هنر دیگری به همان اندازه که یک علم است، به سرعت نور درحال تغییر و پیش روی است و ما خیلی در جریان این تغییر و تحولات قرار نمی‌گیریم و یا نمی‌خواهیم و بیشتر به داشته‌های خود بسنده می‌کنیم. آن‌چه وجود دارد خیلی وقت‌ها در سالن‌های قشقایی، چهارسو، تئاترشهر، که سالن‌های متمرکز کشور هستند با ظرفیت 100 تا 120 نفر، تئاترهایی می‌بینیم که خالی از تماشاگر است و این بی‌دلیل نیست. من فکر می‌کنم مهم‌ترین دلیلش این است که، وقتی ما به دغدغه تماشاگر فکر می‌کنیم و با او واقعی مواجه می‌شویم و خود را جدا از این شرایطی که او زندگی می‌کند، نمی‌بینیم با یک صداقت از سوی او مواجه می‌شویم. چرا که با حال و روز و شرایط اجتماعی خود و با توجه به شرایط تماشاگر، تئاتر تولید می‌کنیم. وقتی به تماشاگر اهمیت داده شود و او این را احساس کند و بفهمد که دغدغه‌هایش مهم است، او نیز به کار شما اهمیت می‌دهد و سالن خالی نمی‌ماند و اتفاقا استقبال نیز می‌شود. اما این روزها بی‌شمار، آثاری دیده می‌شود که هدف و انگیزه مشخصی در تولید نمایش ندارند. متاسفانه تئاتری که با فرمول درآمدزایی پیش می‌رود و تجاری است، بخش غالب شده است. وقتی که بی‌شمار آدم‌هایی می‌بینیم که از انجمن هنرهای نمایشی بابت کارهای قبلی خود طلبکار هستند و برای بقای خود مجبورند به سمت کارهای تجاری بروند و این باعث می‌شود تئاتر مسیر خود را اشتباهی طی کند. وضعیت اقتصادی بخش مهمی از شکل‌گیری تئاتر است، چرا که گذران زندگی آن گروه تئاتری و دوام‌شان به این امر وابسته است. من یک رویاپردازم و زمانی که برای نمایش این رویا، نیازمند هزینه و تامین مادی هستم و از این بابت تامین نمی‌شوم، انگار رویاهایم را از من می‌گیرند و این بسیار غم انگیز است.

نویسنده برنامه تلویزیونی "خندوانه" درباره بهره گرفتن از ایده‌های روانشناسانه‌ برنامه‌ای مانند "خندوانه" در تئاتر اظهار کرد: برنامه‌هایی مانند "خندوانه" ساختار جدیدی در تلویزیون دارد و از خیلی از جهات برای اولین بار است که اتفاق می‌افتد. این برنامه قطعا تیم قابل پردازش و قوی دارد و اجراکننده قوی و قابل اطمینانی نیز به همراه دارد و می‌تواند پربیننده باشد. با نگاهی آسیب‌شناسانه و تحلیلی می‌ببینیم درکمترین شکل ممکن، مغز انسان تفاوت خنده مصنوعی و طبیعی را تشخیص نمی‌دهد و شما می‌توانید مصنوعی بخندید؛ چرا که خنده فواید زیادی به لحاظ فیزیکی و زندگی روزمره دارد.

او ادامه داد: در تئاتر ما می‌توانیم سوال‌هایی طرح کنیم و سعی کنیم برای آن‌ها پاسخ‌های مشخصی داشته باشیم. چرایی کاری که انجام می‌دهیم، حال خوبی که می‌خواهیم به وجود آوریم، فکرهایی که می‌خواهیم درگیرکنیم، مهم است. متاسفانه فرهنگ، دغدغه فراموش شده این روزهای ماست و با چرایی‌ها و گفتن این‌ مسائل چیزی درست نمی‌شود. مگر آن‌که متولیان فرهنگی دغدغه فرهنگی هم داشته باشند، آن وقت می‌توانیم امیدوار به جامعه متمدنی باشیم.

آبان آل حجت، سجاد افشاریان، علی باقری، نکیسا بهشتی، مهرنوش پور موسوی، سجاد تابش، زهره تجاری، مهتاب ثروتی، جواد خورشاه، محمد خوشبختیان، مرتضی درویش‌زاده، حسین رحمتی، امید سلیمی، عباس شجاع، آنالی شکوری، نیوشا شهیدیان، پگاه عابد، محبوبه عباسی، صالح علوی‌زاده، فرزین فولادپنجه، فائزه قدمی، مهتاب کرکوندی، سهیل کرمیار، فریما کهنمویی، کیمیا محدث، محمد حسین محمدیان، عبد مستجابی و علی مشایخی بازیکنان نمایش "ایران استرالیا" هستند که تا 15 شهریور ماه هر شب راس ساعت 20 در فرهنگسرای ارسباران به روی صحنه می‌رود.
http://www.honaronline.ir/Pages/News-47431.aspx
نگاهی به «ایران - استرالیا» اثر سجاد افشاریان:

. . . با دیدن این اثر چه قدر دلم برای احساس آبی مرگ تنگ شد. اون متن هم پر بود از خرده قصه. پر بود از نماد و نشانه، اون جا هم موسیقی بود. اما از کارگردان «ایران استرالیا» میخوام یک بار فیلم هر دو کار رو پشت هم ببینه و قضاوت کنه که فاصله ی میان این دو از کجاست تا به کجا؟ ایران استرالیا نمایشی بود به شدت در هم و شلوغ، با شروع نسبتا خوب، روندی به شدت مغشوش و بدون هدف، و پایان بندی غیر قابل تحمل. امیدوارم همیشه کار های خوب سجاد افشاریان رو ببینم و باز هم لذت ببرم.

(متن کامل در لینک زیر)

http://nooshinslegacy.blogfa.com/post/2

شاهین جان
چه وبلاگ خوب و پرباری
تبریک می گم
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
ممنون از شما که خوندید خانم پارسایی
۰۳ شهریور ۱۳۹۳
بسی فیض بردیم از این وبلاگ پر بار

ایام بکام و وبلاگ عالی مستدام
۰۴ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پس از دیدنش به یک نتیجه رسیدم ، آن هم اینکه به نظرم گویا آقای افشاریان زیاد حرف تو دلشون مونده بود که می خواستند در یک و این نمایش تعداد قابل توجهی از اونها رو بگند ، اما در زمان محدود و اپیزودهای متعدد ، موضوع تعدادی از اپیزودها واقعا ارزش داشتن زمان و پرداختن بیشتری را داشتند که به نظرم به میزان ارزش موضوعاتشان به آنها پرداخته نشد ، اپیزود بیتا و همسرش ، سرباز و صحنه رویایی شدنش ، مهاجرت به استرالیا از موضوعاتی است که به نظرم با توجه به توانایی های آقای افشاریان به علت زمان و پرداخت کم ، تا حدی حیف شدند .
به همین علت ، بیشتر از آنکه کیفیت کار درگیرم کند ، به حجم و تعدد موضوعات نسبتا مهم پرداخت شده ، مشغول هستم .
قسمت خود ایشان نیز مانند همیشه ، با درگیر کردن تماشاگر همراه و با نگاه های خیره و لب هایی خندان همراه بود که البته شایسته ی خنده تلخی بود ... دیدن ادامه » چون واقعیت جلساتی است ، آن هم ورژن جدی اش ! |:
البته ، در نقطه پایانی یک سوال برایم بوجود آمد ، آنکه آقایی که با صدایشان که در انتها شگفت زده ام کردند ، کیستند ؟ به واقع تحسین برانگیز بودند
سجاد افشاریان، کیمیا TAV و ندا اقبالی این را خواندند
سینا رحیمی، hoda e و پردیس زنجیریان این را دوست دارند
ممنون مسعود جان که نظرت رو نوشتی و اینکه جون دل اون آقا ماکان اشگواریه عزیزم
۲۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
| زندگی بین دو نیمه || روزنامه فرهیختگان |
هاله میر میری

افشاریان با طرحِ ایدئولوژی « بدبینی»اش، به مخاطبان گوشزد می کند که هیچ بردی وجود ندارد و هیچِ روزِ خوبی نخواهد آمد. شیوه ی بیانِ او و طنزِ تلخی که در گفتارش مشهود است، بیش از پیش موید این ادعا است که پیروزی و تغییر وضعیتِ اجتماعی در ایران، همواره در گرو رخ دادنِ یک « اتفاق» خواهد بود.

1 نود و هشت دقیقه بود؛ نود و هشت دقیقه‌ نفسگیر. تمام شرایط خبر از آن می‌داد که باید زمین ورزشگاه کریکت‌گراند ملبورن را با اندوه ترک کنیم، با سری افکنده به زیر و حسرتی به جای‌مانده که سال 1376 را مانند تمامی سالیان دیگر خاموش و خفته نگاه می‌داشت. غرور که از دست برود، آدمی، ناخودآگاه می‌رود به سمت خلق حماسه تا آن‌را جایگزین غرور از دست‌رفته‌اش کند. اتفاقا کارکرد هم دارد؛ به اتکای این جایگزینی- نه همیشه- اما می‌توان حرکات رو به پیش داشت و از مرزهای بسیاری عبور کرد.
این بود که تیم ملی فوتبال ایران، در بازی‌های مقدماتی جام‌جهانی سال 1998، درست بعد از دو گل خورده و زمانی که هیچ امیدی نداشت، رفت که غرور ازدست‌رفته‌اش را بازپس‌ بگیرد؛ تاخت و به پیش رفت و حریف را در خانه‌ خود حذف کرد. کل این اتفاقات البته یک ور ماجرا بود؛ ور دیگر آن «شادی» میلیون‌ها تن ایرانی بود که به بهانه‌ برد تیم‌شان به کوچه و خیابان ریختند. شادی، همان طفل گمشده‌ای که ایرانیان اغلب اوقات به دنبالش می‌گردند، این‌بار در قالب عرق ملی غلوشده‌ای به آنها بازگشت. پتانسیل جریان این شادی تا به حدی بود که سجاد افشاریان کارگردان خوش‌ذوق و خلاق تئاتر را در کارگاه « از ایده تا اجرا» به فکر ساخت نمایشی با همین عنوان انداخت. نمایشی که 98 دقیقه به طول می‌انجامد و در هر نیمه ما را از جا برمی‌کند.

2 هرچند مسابقات جام‌جهانی در تمام دنیا اهمیت و ارزش فراوان دارد، در ایران فضایی وجود دارد که ارزشی بیش از حد معمول به این مسابقات می‌بخشد. به این معنا که فوتبال همواره امری است بیشتر از یک مسابقه‌ معمولی و می‌تواند کل حیات اجتماعی افراد را تسخیر کند. این اهمیت بی‌حد و حصر در کار افشاریان نیز برجسته است.
زمین بازی او در حکم یک کارگردان و مربی- به شکل استعاری- فضایی طراحی‌شده است که هر یک از بازیکنان براساس توانایی‌های خود در آن بازی می‌کنند. زندگی جاری در این فضا نیز از قضا خلاصه‌شده در میان دو نیمه است؛ در انتظار پیروزی و دست یافتن یا دست نیافتن به آن. با گذر از پوسته‌ رویین اثر افشاریان و رسیدن به هسته‌ آن متوجه پیوند عمیقی میان بازی ایران- استرالیا و ساختارهای اجتماعی- سیاسی متناظر با آن می‌شویم. هرچند فوتبالیست‌های ایرانی تمام هم خود را در مقابل تیم حریف به کار گرفته بودند، به دور از تعصبات ملی باید گفت استرالیا بازی بهتری ارائه داد و تساوی ایران تنها یک رخداد بود؛ رخدادی به معنای واقعی کلمه « دقیقه‌ نودی».
درست مانند فرهنگ و زیست روزمره‌ ایرانی که در آن تمامی امور به تعویق‌افتاده و در دقیقه نود رخ می‌دهند. در پس این رخدادبودگی، نوعی کنش غیرعقلانی و غالبا احساساتی وجود دارد که منطق عقل شرقی و اعمال برخاسته از آن را لو می‌دهد. مصداق بارز این مساله را در ارجاعات بی‌وقفه‌ای می‌توان یافت که بازیگران به توقف کوتاه بین دو نیمه می‌دهند و می‌خواهند مهم‌ترین کارها ازجمله تماس با اورژانس برای حمل پیکر مرده را در آن به انجام برسانند. به علاوه، بازی ایران- استرالیا و شادی ماحصل آن در نمایش افشاریان، دستاویزی می‌شود که به میانجی آن می‌توان محدودیت‌های ساختارهای اجتماعی موجود در میان اقشار مختلف اجتماعی را نیز بیان کرد.
شادی برآمده از صعود ایران، در عین حال خبر از نداشته‌هایی می‌دهد که زنان، سربازان و خانواده‌های پر تناقض ایرانی به صورت عام و خاص با آن روبه‌رو هستند. تو گویی این برد، بهانه‌ای می‌‌شود برای بیان آنکه چرا و براساس چه محدودیت‌هایی ما نمی‌توانیم شاد باشیم!

3 نیمه‌ دوم در تمام مسابقات فوتبال، نیمه‌ای از آن مربی است؛ زمانی که مربی در آن ترک‌تازی و با نطق‌هایش ایرادات کار بازیکنان را گوشزد می‌کند. افشاریان نیز در میان دو نیمه، در جایگاه یک مربی- کارگردان به ایفای همین نقش می‌پردازد متنها با یک تفاوت؛ اگر مربیان در تمام بازی‌های خارجی و داخلی تیم خود را به سوی ایده/ پیروزی پیش می‌رانند

http://www.tiwall.com/news/halemirmiri-iran
سلام
جمله ی پایانی ناقص نمانده است؟
۲۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقا ما کاسب نیستیم این بازیو!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی یه خط درمیون،با مرگ فرقی نداره.
hoda e و سینا رحیمی این را خواندند
سجاد افشاریان، ماه منیر تقوی، سیاوش مقصودی و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوشنبه بیستم مرداد ماه نود و سه ، گروه ایران استرالیا با افتخار میزبان جناب آقای محمد علی ابطحی بود که نفس گرم شان حال خوش اجرا را صد برابر کرد.
آقای ابطحی نازنین پس از دیدن کار، برایمان نوشتند که:

| یک فیلم گذاشتند تمام مسابقه ایران واسترالیا .دو تا ۴۵ دقیقه با سخنرانی یک ربعه قشنگ کارکردان در هاف تایم. در تمام این مدت، تاتر جلو فیلم بارفت و آمد به داخل بازی ادامه داشت. اسم تاترش هم بود بازی ایران واسترالیا با کلی مفاهیم طنز و جدی. و هزارتا بازیگر حوب . چه موجودهنرمندی است سجاد افشاریان |

امیرحسین مجیری این را خواند
سجاد افشاریان، علی و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
** فراخوان نقد تیوال **
از سوی گروه محترم این نمایش و تیوال همه تماشاگران عزیز دعوت می شوند به تماشا و نوشتن نقد و نظر خود بر این نمایش.
بر اساس نقدهای کاربران تیوال، روز سه شنبه ۲۸ مرداد ماه گفتگوی صوتی ویژه ای از سوی رادیو آوای تیوال با هنرمندان این نمایش انجام و منتشر خواهد شد.

همچنین برای تسهیل حضور کاربران عزیز، اجراهای ویژه ای با تخفیف ۲۰% برای روز های چهارشنبه ۲۲ مرداد و یکشنبه ۲۶ مرداد ماه به روی صحنه میرود.
http://www.tiwall.com/store/iranaustralia
شاهین نصیری، شیدای نمایش و hoda e این را خواندند
سجاد افشاریان این را دوست دارد
در لبیک به فراخوان تیوال :)

http://nooshinslegacy.blogfa.com/post/2
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
شاهین قلم ات بس زیباست سوای اینکه با ادبیات آشنایی از تملق به دوری و احترام به افراد سرلوحه کارت پیروز باشی
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایران و استرالیا داستان خوشی‌های ابتر و نیامده ماست. ایران و استرالیا داستان تک‌روزه‌ای خوش زندگی ماست. روزهایی که می‌توان آزادانه در خیابان خندید، رقصید و از ته دل قهقهه زد.برای ما که این روزها غمگین‌تر از پیشیم،کلید دولت هم که بخواهد کار بکند چند سالی زمان می‌برد. تازه اگر کار بکند!!! گاهی فکر می‌کردم که این گربه‌ای که درون آن زندگی می‌کنیم یک روز آن‌قدر غم باد بگیرد که بترکد، تراکم آدم‌ها در کافه‌های دودگرفته و سیاه و لب‌های تیره از رد قهوه نشان می‌دهد که چقدر غم‌زده شده‌ایم. چقدر رنگ شادی در اجتماعمان کم است و اصولاً برنامه‌های شادی‌آفرینمان هم ته‌اش غمبار می‌شود. اصلاً ما وقتی خیلی خوشحال می‌شویم می‌گرییم، حتی راحت‌تر از سایر مردم این کره آبی رنگ. این‌قدر راحت اشک بر صورتمان می‌نشیند که دیگر جایی برای پهنای خنده نیست. و این ... دیدن ادامه » داستان روزهایی است که بی داستان سپری می‌شود. ایران استرالیا انگار عقده‌های زندگی‌مان را با زبان طنز باز می‌کند و روی سرمان می‌کوبد. شاید برای هرکدام از تماشاگران در دقایق حضور در سالن آن‌قدر لحظات بی‌کسی و غمبارشان عریان شود که میان خنده‌های شیرینشان حتی انگشت‌به‌دهان گیرند و آه ناگزیری!! شاید....
سجاد افشاریان کارش را بلد است، وقتی در عوامل نمایشی نامش به چشمت بخورد احتمال این‌که کار خوبی را ببینی بیشتر خواهد کرد. خاصه برای من، پروانه‌های غمگین در یک عصر دل‌انگیز بهاری که نویسنده‌اش بود و این آخری هم ایران استرالیا... قطعاً فضای کار برایتان متفاوت خواهد بود و البته دل‌نشین. زبان نمایش ساده است. خبری از اغراق در نمادگرایی نیست. قرار نیست بیننده برای درک کوچک‌ترین مفهومی زجر بکشد، موقعیت‌ها همه آشناست. فرم کار دل‌نشین است و اگر به‌زعم من از اپیزود اول فاکتور بگیریم باقی اپیزودها خوب و دل‌نشین بودند. برای یک دیوانه تئاتر که دوست داشت روزی بازیگر شود، دیدن این‌همه چهره‌های کمتر آشنا و بعضاً کار اولی که خوب از آن‌ها بازی گرفته‌شده بود به لذت مدام حضور می‌افزود. به دلیل این‌که روز دوم کار به تماشا نشستم می‌دانستم که شاید بازیگرها هنوز هماهنگ نیستند، اما باور کنید بیش ازآنچه که برای اجرای دوم خوب باشد، خوب بودند. به شمایی که هنوز نمایش را ندیده‌اید قول می‌دهم که از دیدن کار پشیمان نمی‌شوید. پس بشتابید برای بازی ایران و استرالیا!!
ممنون هادی میری عزیز از تو و نگاهت به نمایش که به آدم عطر امید وُ روشنی راه میده
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
امیدوارم همیشه حضورتون مستدام باشه
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
دانستن اینکه عده ای مثل شما وجود دارند و نمایش ها را می بینند و انقدر کامل نظر میدهند به ما دلگرمی می دهد ممنون اقای میری گرامی
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قرار شد تمام باختهایمان را در ملبورن جبران کنیم
...
بازی که شروع شد ، مادر بزرگ مُرده بود .
اما بازی شروع شده بود !
هنوز صفر صفر بودیم که مهتاب با لباس عروس پر کشید و شهر رو سیاه پوش کرد
(از وقتی که دخترکان شهر انتظار رو فهمیدند و پیر شدند)
شاید اگر صفر صفر میموندیم مرتضی هنوز بود ... هنوز از مرزهامون حراست میکرد.
(به کسی چه ، که کسی از مرزهای اون حراست نکرد)
امیر !
خانه ات آباد !
نرو !
فقط یک گل خورده بودیم ، مردِ خونه ی مادر ...
(استاد تنظیم خانواده و خواهرت .. مادرت و نگاه ناپاک صاحب کار تو .. سیما و اون همه دلتنگی)
چقدر نیما رو بگیرند ؟! .. چند مرتبه باید داوطلبانه بمیرند نیما های شهرمون ؟
(نیما رو قبل از پلیس ، چمدونِ بسته ی تو کشته بود بیتا !)
امروز ... دیدن ادامه » یه شهر مونده و یک دنیا غم ..
یه شهر مونده و یه قهرمان !
که لباس میکی موس تنش کردند هر روز رقصوندنش و خندیدند به حقارتش ...
اَه ! ! ! ! !
یه سوال حضرت خدا !!!!
از میکی موسهای رستوران ولنجک چقدر به ما داده ای که اینهمه میگیری ؟؟؟!!!
...
حق نداریم به روزهای خوب بدبین باشیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !
ای جون دل به تو :-*
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
hoda e
قابل تحسین ترین نظری بود که بین این نظرات خوندم
واقعا دید عالی و با دقتی داشتید به اجرا
آفرین
۲۹ مرداد ۱۳۹۳
خیلی قشنگ نوشتید
۰۹ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید