۱. تعطیلی همه برنامه‌های هنری (تياتر، کنسرت و سینما) یک هفته دیگر تا پایان آدینه ۱۶ اسفند تمدید شد. اطلاعات بیشتر
۲. همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق ایمیل و روش‌های اینترنتی در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش کابوس های خنده دار برای شب و چند تایی هم برای روز
S2 : 15:48:09
  ۱۱ مرداد تا ۳۱ شهریور ۱۳۹۲
  ۲۱:۳۰
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: محمد چرم‌شیر
: رضا حداد
: فاطمه نقوی، ستاره پسیانی، ناز شادمان، پگاه طبسی‌نژاد، آرزو عالی و مریم نورمحمدی

: شیما میرحمیدی
: رضا بهجت
: رها شیرازی، جابر رمضانی، آرزو عالی
: آرش صالحی
: مهرداد متجلی

فروش اینترنتی: http://www.theaterticket.ir

گزارش تصویری از نمایش کابوس‌های خنده‌دار برای شب و چندتایی هم برای روز / عکاس: مهسا باقری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از کابوس های خنده دار برای شب و چندتایی هم برای روز / عکاس : علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس ها »

آئین افتتاح نمایش کابوس های خنده دار برای شب و چندتایی هم برای روز

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش کابوس های خنده دار برای شب و چندتایی هم برای روز / عکاس: دنا جهانبخش

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سواد نقد کردن این کار رو ندارم،پس صرفاً برداشت های شخصیم رو مینویسم که ممکنه غلط یا متفاوت با دیدگاه شما باشه که قابل گفت و گو هستند.

--همه ما در طول روز کارهای تکراری مخصوص خودمان را انجام می دهیم،در چارچوبی خاص با قوانین خاص که یا خود نوشته ایم یا جامعه بر ما دیکته کرده است.این کارهای تکراری روزانه(به طور مختصر روزمرگی) چنان دست و پا و زبان ما را می برد که فراموش میکنیم شاد بودن و چگونه شاد بودن را(کابوس).

--ما انسان های غرق در روزمرگی نمی دانیم و نمی فهمیم که چگونه و چطور آمال و آرزو های ما از پرواز به خرید نان شب تنزل پیدا کرد،این روزمرگی خبیث و شیطان صفت خود را راه رسیدن به آرزوهامان نشان داد و ناجوانمردانه پر پروازمان را برید(شما بخوانید افکار نو،شادی ها،میل به پیشرفت و همه خوب های دیگر).(کابوس)

--آری این گونه شد که ما چون او شدیم،انسان هایی که تنها عروسک هایی برای ژست گرفتن و نمایش روزمرگی ها هستند که گاه تا درجه یک حیوان نیز سقوط می کنند.حیواناتی که تنها به دنبال برطرف کردن نیازهای روزانه اند.(کابوس)

--روزمرگی ها از ما چنان جلادانی می سازد که به بچه های خود نیز رحم نمی کنیم،آنان را به مانند خود اسیر روزمرگی ها می کنیم،آرزو هایشان را می سوزانیم،روح شان را می کشیم،از سویی عشق و از سویی تنفر به آن ها هدیه می دهیم(کابوس).

--هر روز در این روزمرگی ها با انسان هایی چون خود درگیر و به خود مشغولیم،با آن ها در ذهن میجنگیم،دشنام می دهیم و آن ها را می کشیم!!با چه چیزی؟تبر و داس و کاتر چگونه می برند؟؟(کابوس).

--مرگ در انزاوا و تنهایی،در اسارت این روزمرگی ها خود کابوس دیگریست،که آن ها تنها شاهدی بر مرگ و دست پا زدن ما برای نجات خواهند بود.با لذت به تماشای مرگ ما می نشینند.(کابوس)

--مسئول این روزمرگی کیست و چیست؟؟آنانی که سردمدار سیاست و اقتصاد و شعارهای گوناگون جهانند و هر روز به بهانه ای در گوش ما میخوانند،مسیر درست آن است که ما می گوییم،و به همان بهانه آتش دروغ و تزویر و نفرت و جنگ می افروزند و ما گاه آنان را قهرمانانی می پنداریم که برای نجات ما(بشریت) آمده اند(کابوس).

--هر ... دیدن ادامه » چه دست و پا می زنیم،هر چه تلاش می کنیم،نمی توانیم از این کابوس بیدار شویم،انگار دستی از غیب(نیرویی) مار را با خود می کشد و نمی گذارد بیدار شویم(کابوس).

این همه کابوس در بیداری؟؟؟و ما هنوز خوابیم؟؟چه باور کنیم چه نکنیم،همه این ها اتفاق افتاده و می افتد!!

صحنه های دیگری هم هست برای نوشتن که دیگر بیش از این چشمانتان را آزار نمی دهم،

در مورد بازی ها نظرم این است که انگار بازیگران نقش را مال خود نکرده اند،انگار نقش را باور نکرده اند،انگاری نمی دانند با این حرکت قرار است چه مفهومی منتقل شود،و به طور کلی حرف می زدند ولی نمیدانستند در چه موردی!!
در مورد کارگردانی به غیر از بازی ها باقی موارد خوب بود(به نظر من)،شلوغی ها،نوع روایت ها،انتخاب تصاویر و موسیقی ها خوب بود و به نظر من کشش کافی داشت(هر چند کاملاً سلیقه ای بود).
ترجیح می دادم این دو عزیز زمان بیشتری را روی این تجربه تازه می گذاشتند،انسجام بیشتری به آن می دادند تا لذت آن نیز بیشتر می شد.

من نیز به مانند چرمشیر و حداد تجربه ای نو و عجیب را از سر گذراندم و از آن لذت بردم.تجربه ای نو،تازه و البته گران!!از جسارتتان ممنونم.
و در پایان امیدوارم که همه ما از این کابوس های روزانه بیداری رهایی یابیم و بیدار شویم.
صحنه ی آخر خیلی عالی بود

بعد از مونولوگ فاطمه نقوی که می گه دوست دارم همه ی چیزهای مرده ی تو سرم رو بریزم بیرون و بعد اون صحن هی بینظیر رو می بینیم که مغز فاطمه نقوی و نشون می ده که چیزهای مرده اش با شدت به طرف تماشاگرا پراکنده می شه با موسیقی فوق العاده ... دیدن ادامه » ی muse
البته به نظرم پایان خوبی برای اجرا نبود
۲۹ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کار فوق‌العاده، بی‌نظیر و من شیفته‌ش شدم. بخشی از وجود من هنوز در سالن نمایش جا مانده و هنوز هم دلم می‌خواد برم و باز نمایش رو ببینم.
بعد از دیدن کار مزخرفی چون سیندرلا، دیدن یک اثر ساختار شکن و پرکشش لذتی است وصف نشدنی ...
همین چند ساعت قبل یه یادداششت خوندم از مریم منصوری توی تجربه، این نمایش رو به قدری زیر سوال برده بود و کوچیک کرده بود که احساس کردم با گروه تئاتر سایه مشکل شخصی داره یا اینکه به این فکر کرده چرا حداد باید اینهمه خرج نمایش می کرده!
۲۲ شهریور ۱۳۹۲
شهامت و ریسک پذیری از خصایص یک کارگردان پیشروست که این روزها در تئاتر ایران کمتر پیدا میشه...
۲۹ شهریور ۱۳۹۲
کاش میشد راهی برای دوباره دیدن این اجرا پیدا کرد ....
۲۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاترخوبی نبود.بک گراند تئاتر که یکسری فیلم رو نمایش می داد برای من جذاب تر بود و منو بیشتر به فکر می برد تا یکسری هیاهو و جیغ و موسیقی تیز. توقع کار بهتری داشتم اما اصلاً اونی که تصور می کردم نبود.
فیلم اره در اشل کوچک
۲۷ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان همیاری، این نمایش تا آخر شهریورماه تمدید شده، لطفا اطلاعات دوره اجرا رو به روز کنید.
آتنا تقی پور این را خواند
درود بر شما
اطلاعات نمایش بروز شد.
با سپاس از شما.
۰۲ شهریور ۱۳۹۲
سپاس
۰۲ شهریور ۱۳۹۲
هنوز نه پرستو جان. یا هفته آینده یا هفته بعدش میرم می بینم. حتما بعدش نظرمو بهت میگم.
۰۳ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این تیاتر رو خیلی خیلی زیاد دوست داشتم. شاید چون من همیشه پر از کابوسم. و از اول تا آخرش پر از همذات پنداری بودم. یک تیاتر سورئال که خیلی خیلی زیاد مورد علاقم بود. موزیک های فوق العاده. در باره ی بازی ها چیزی نمی گم. نه اینکه بد باشند یا خوب. به نظر من در چنین تیاتری کل بازیگری ها رو باید با هم دید که به نظر من خوب بود. عاشق تصاویر بودم. و اون آبی که سن رو فرا گرفته بود. به آدم هایی که کابوس می بینن هرشب توصیه می کنم برند ببینند...
یعنی برای شما به عنوان مخاطب تعریف شد که داری کابوس می‌بینی؟ یا یه شخصیت نمایش داشت کابوس می‌دید؟
انقدر که همه مبهم نظر دادن،آدم احساس می‌کنه کلن چیزی از کار متوجه نمی‌شه...
من از وحشت و کابوس لذت می‌برم و هر دفعه که کابوس می‌بینم، توش دنبال عناصر ... دیدن ادامه » نمایشی می‌گردم؛با اینکه نمی‌دونم دارم خواب می‌بینم
۱۳ شهریور ۱۳۹۲
منم خیلی دوست داشتم این کارو مازیار

فوق العاده بود

مثل بقیه کارهای رضا حداد. مواقم. کار خاصیه
۱۷ شهریور ۱۳۹۲
چخ خوب سیاوش عزیز :)
۲۳ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺪ ﺷﺪ . ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺲ ﺑﺪﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻢ . ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻦ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ .
لطفا قلمی که برای نوشتن استفاده میکنی عوض کن. این به سختی خونده میشه.
۲۷ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن 70 دقیقه کار فرم! بعد گاهی برای تنوع ضد فرم - با بازی های بسیار مصنوعی (برخی طرفداران نیز منکر این موضوع نیستند و فقط آن را عمدی در اجرا می دانند!) رقص های پر اشتباه و مبتدیانه (این موضوع دیگر حتی به عمد نیز پسندیده نیست)- بدون داستان پردازی (افراط در ضد داستان پردازی) - گوشخراشی برخی از موزیک های انتخابی (به لحاظ حجم و شدت و نه نوع موسیقی) - تکراری بودن موضوعات پرده های مختلف (در حد یک کلیپ خیلی خوب می توانست باشد نه یک تئاتر 70 دقیقه ای) - قدیمی بودن سوژه پرداختی (به نظرم بیشتر می تونست در زمان انتشار The wall حرفی برای گفتن داشته باشه!!) بعید میدونم مخاطب غیر عام پسند حرفه ای رو جذب بکنه! مگر کسانی که صرف دگر اندیشی و تنوع برایشان مهم باشد نه محتوا
البته بنده برخی کارهای جناب چرم شیر رو بسیار دوست داشتم اما گویا ترکیب ایشان و جناب حداد چندان جالب در نمیاد! ... دیدن ادامه »
عابد
ترکیب جناب چرم شیر و رضا گوران هم جالب از آب در نیومد...
گرچه یک نویسنده بدون ترکیب باید خوب بنویسد...ایشون با توجه به موضوعی که سفارش میگیرن از کارگردان می نویسند...نه اینکه نوشته ها به صورن خودجوش باشه...
۲۳ مرداد ۱۳۹۲
واقعا نمی فهمم شما از محتوای نمایش هیچ چیز دستگیرتان نشد!!؟؟؟؟واقعاً؟؟؟
http://theater.ir/fa/reviews.php?id=35535
۲۶ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب متوجه شدم که چقدر آستانه تحملم برای تصاویر و موسیقی تکان دهنده و دلهره آور پایین اومده.متاسفانه دیدن این نمایش بیشتر از ۱۰ دقیقه برایم مقدور نشد ولی تاکید می کنم به هیچ عنوان قصد توهین و جسارت به عوامل نمایش را نداشتم.یک تشکر ویژه از جابر رمضانی عزیز که هرچند تاکید داشتم مشکلی خاصی ندارم و فقط به هوای تازه نیاز دارم،از پیگیری احوالم دریغ نکرد.
حیف...شاید کمی زیاد بود ولی به تحمل کردنش و حس زیبای تعلیق آن می ارزید...به نظرم لذتی را از دست دادید.
۲۶ شهریور ۱۳۹۲
ای کاش حداقل منو یه چیزی تکون میداد و دلهره حتی..
من نتونستم هیچ مفهوم خاص و جالبی متوجه بشم، اون همه همهمه و صدای زیاد و تکنولوژی هیچ حسی از من رو قلقلک نداد.. البته خلاقیت خوبه و دید متفاوت به هر هنری نیاز به زمان برای پخته شدن و درک داره.
من به شخصه آمادگی ... دیدن ادامه » چنین نمایشی رو نداشتم و دوست داشتم تو کار چهره بازیگرو دیالوگ رو ببینم.
۲۷ شهریور ۱۳۹۲
ممنون آقای موسی زاده ، دوس داشتم این کار به نظر نو و جسورانه رو کامل ببینم ولی اون شب شرایط روحیم متاسفانه اجازه نداد.

آقای علی.ا ، از اونجایی که اجرا رو کامل ندیدم نمیتونم نقدی داشته باشم ولی درصد بالایی از دوستانم نسبتا با شما هم نظر بودن.
۰۴ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا واقعا چرا!!!
کاشکی من شب افتتاحیه اونجا بودم دوجین بازیگر اونجا بوده .برای اولین از نرفتن به یک تئاتر حسرت خوردم ...
سید ضیا الدین صفویان و شایسته دارابی این را خواندند
پانته‌آ کبریایی و Maryam Sh این را دوست دارند
حسرت اینکه با دوجین بازیگر اونجا نبودین رو خوردین؟
۲۳ مرداد ۱۳۹۲
تئاتر که حتما می رم می ببینم .نور پردازی فوق العاده ای دارد. هم کلام شدن با بازیگر ها بزرگ ایران بسیار عالی .خیلی دوست داشتم اقای پیروز فر با این قیافه جدید ببینم
۲۳ مرداد ۱۳۹۲
ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﺟﻤﻌﻪ ﺗﻮﯼ ﺳﺎﻟﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﻧﻤﺎﯾﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﺍﯾﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺮﯾﻦ . ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮔﺮﯾﻢ .
۲۸ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برا من یه چیزی اصل شده ! از تئاتر هایی که تو تلوزیون تبلیغ می شن باید دوری کرد ! ;)
اصن رفته تو مخم چون خیلی واسش تبلیغ شده همش فک می کنم خوب نیست :-) بیلبوردهای زیاد همه جای شهر و تبلیغ تو تلوزیون و ... فک می کنم تئاترای مهجور بهترن
۱۷ مرداد ۱۳۹۲
فوق العاده بود و دوباره میرم ببینم.
۲۳ شهریور ۱۳۹۲
این نمایش ارزش چند بار دیدن رو داره .از دست ندینش...
۲۳ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با اینکه آقای حداد شخصیت خلاقی دارن و برای کارهاشون هزینه میکنند، ولی حیف.
این کار تاتر بدی بود.
حرکت و رقص ها بسیار مبتدیانه
چون من خیلی جلو بودم چهره بازیگران را از نزدیک میدیدم ... واقعاً مصنوعی و ابتدایی
هیچ مفهوم و پیام خاصی از پرده‌های مختلف به بیننده منتقل نمیشه
روی هیچ کدوم ار صحنه ها نمیشه تحلیلی انجام داد و نکته‌ای را دریافت کرد.
ای کاش آقای حداد این هزینه و این انرژی را صرف نمایشنامه‌های شناخته شده بین‌المللی بکنن. نمایشنامه‌های با مضامین و محتوی مدرن که ظاهرا مورد علاقه ایشون هست.
این کار تاتر بدی بود

فقط با خط سوم شما موافقم...در بهترین جا و نزدیکترین محل به صحنه نشسته بودم،من نیز از بازی ها دلگیرم،ولی اینکه شخص شما هیچ ارتباطی با نمایش برقرار نکردید و هیچ تحلیلی نمی توانید بر روی هیچ صحنه ای از نمایش انجام دهید،اینکه شما هیچ پیامی نگرفته اید به خود ... دیدن ادامه » شما بر میگردد،نه نمایش،دلیل من نقد هایی است که نوشتند،ان ها چیزی یافته اند،شما نتوانستید!
مثال:
http://theater.ir/fa/reviews.php?id=35535
۲۶ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عجیب ترین نمایشی که تا حالا دیدم

مطمئنم از دیدن عکس های این نمایش تعجب میکنید
بی صبرانه منتظرم ببینم این کارو
۱۳ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب و در اولین شب نمایش رفتم اونو دیدم تا نگن ندیده نقد می کنه (هنوزم نمی تونم باور کنم که رفتم). واقعا فقط منتظرم ببینم دوست دارای چرمشیر چجوری می خوان از این یکی دفاع کنن ؟!؟! کیفیت نثر ایشون دقیقا شبیه وبلاگ نویسی های یه دختر یا پسر 17 18 ساله ست. رضا حداد برای اجرای نمایشنامه (اصلا نمایشنامه ای درکار بوده جدی ؟!؟!) زحمت زیادی کشیده، اما اتکای کامل به فرم فقط می تونه 15 دقیقه یه نمایش رو سر پا نگه داره. به قول یه دوستی تئاتر جفنگ (ابسورد) نوشتن با جفنگ نوشتن کلی فرق داره. ماشالله اینقدرم متن ... بود که میشه همه جوره طبقه بندیش کرد: ابسورد، اکسپریمنتال، آوانگارد، معنا گریز، مرکزگریز، پاپ ارت، پرفرمنس آرت و ... . ...................................................................................................... تا کی می خوایم ناتوانی در داستان گویی مون رو با روی آوردن به ضد داستانگویی نوشتن افراطی ... دیدن ادامه » بپوشونیم. با وجود تمام احترامی که برای حداد و زحمت گروه قایلم و با در نظر گرفتن 5 دقیقه خوب اول نمایش (اونم به خاطر حداد): .... بیش نبود
به قول انگلیسی ها: اگه یه بار سرم کلاه گذاشتی، وای بر تو، اگه دوبار شد وای بر من، اگه سه بار شد وای بر هر دو مون. (نقطه ها رو با توجه به تذکر رئیس در جای جملات نامناسب گذاشتم)
بیتا نجاتی، آرش نیری، عطا صادقی و مینا این را پاسخ داده‌اند
موافقم شدیددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
فقط از شما دوستان تعجب میکنم که چرا هنوز به دیدن اجرای کارایی میرین که نوشته ی آقای چرم شیره؟!
۱۲ مرداد ۱۳۹۲
واقعاً تاتری رو که بر پای نمایش بنا شده از متنش ایراد میگیرید!!نثر؟؟
چطور نمی تونید در مورد چیز هایی که سعی کردند(تاکید می کنم سعی کردند)نشون بدند نظر بدید و صرفاً بگید بد بود،خیلی بد یود،اه اه؟؟
شما از نمایش چی دستگیرتون شد؟به نظر شما چی رو میخواست نشون ... دیدن ادامه » بده؟
امیدوارم حمل بر تعریف و جانبداری از نمایش نشه،
نوشته و فکرتون رو به اشتراک میذارید پس مسئول اون هستید و نمی تونید فقط بسنده کنید به اینکه نظر شخصیم بود!
شما نقد بکنید تا اون هایی که میخوان دفاع کنند بدوند از چی دفاع کنند!ناسزا و متهم ساختن به دروغ گویی نه نقد است نه انصاف.
۲۶ شهریور ۱۳۹۲
آقای حیدری من هم از شما تهجب می کنم چطور نمی تونید حتی تجربه ای جدید رو ببینید!فقط ببینید!
۲۶ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش قبلی اقای حداد که زمینه ساز ورود سینمای های زیبا رو به دنیای تئاتر بود .
خدایا رحم کن این نمایش قراره چه بلایی سر تئاتر بیاره
محمد چرمشیر:

امروز تو تاکسی نشسته بودم و داشتم می‌رفتم خونه. رادیوی ماشین روشن بود، داشت یه برنامه‌ای پخش می‌کرد. خیلی حواسم بهش نبود. یه‌جای دیگه‌ای بودم طبق معمول. یه‌درمیون یه‌چیزی به‌گوشم می‌خورد. مجریه یهو گفت: ‌‌«شما چقدر از خودتون راضی هستین؟» منظورش غرور و ازخود راضی بودن نبود. چون خودش توضیح داد، دارم می‌گم. منظورش بیشتر رضایت داشتن بود. اولش گفتم چه خوب، چه با‌حال، بذار ببینم ملت چی‌می‌گن. بعد یهو از خودم پرسیدم تو چی؟ تو خودت چقده از خودت رضایت داری؟ بَدَم میاد از این‌چیزهایی که آدم یهو بیخودی می‌اُفته توش. خیلی فراری‌ام از این حالت‌ها. اما خُب آدم گاهی‌ام می‌اُفته توش دیگه. برای این‌که حال خودمم نگیرم، گفتم« « فانِ» دیگه. حالا بگو. به خودت می‌گی. به کس دیگه که نمی‌گی». صادقانه بگم که نه، اصلن از خودم راضی نیستم. چی‌میگن؟ ... دیدن ادامه » از این‌حرف‌ها که مثلن چی می‌خواستیم بشه و چی شد. حالا منظورم فقط خودم نیستم‌ها. خیلی از آدم‌ها امروز دیگه این‌جوری‌ان. کی‌بود می‌گفت دیگه هیشکی از کار خودش راضی نیست؟ شغل‌رو می‌گفت. می‌گفت‌ آبدارچی‌هام حالا می‌خوان مدیرکل باشن. من مشکلی با این‌ها ندارم. هر کسی می‌تونه امروز یه چیز باشه، فردا یه‌چیز دیگه. قدیمی‌ها چی می‌گفتن؟ «بشر قابل ترقیه». منظور من این احساس نداشتن تعلقه. من امروز یه‌چیزی می‌خوام که نمی‌تونم داشته باشم، توانایی داشتن‌اش رو دارم، اما هزارتا مانع نمی‌ذاره من به اون چیزی که می‌خوام، برسم. این یعنی اینکه من جایی که الان هستم نباید باشم. می‌فهمین چی می‌گم دیگه؟ من به اینجایی که هستم تعلق ندارم. جای من یه‌جای دیگه‌س. اما مجبورم همین‌جا باشم. حتی این رو نمی‌دونم تا کی و تا چه وقت. بعد نگاه می‌کنم می‌بینم یه کس دیگه اونجائیه که من می‌خواستم باشم. حسودی نمی‌کنم‌ها. فقط می‌پرسم اون آدمه برای اون‌جا بودن چیکار کرده؟ خیلی‌وقت‌ها می‌بینم هیچ‌کار. بعد تازه می‌بینم اون آدمم از جایی که هست راضی نیست. خرتوخره، نه؟ ما می‌گیم تو خوابه که کابوس می‌بینیم، اما این‌که بیداریه. هیشکی اون‌جایی که باید باشه نیست. به این چیزها که فکر می‌کنم، می‌بینم من از خودم رضایت دارم، اما از اون‌جایی که هستم رضایت ندارم. من جون لا‌مصب خودم را کَندم. سعی کوفتی‌ام رو کردم، اما.... از همه بدترش می‌دونین چیه؟ من اگه جای بدتری از اینم بودم که هستم، بازم باهاش کنار می‌اومدم. این بَده نه؟
حسودی نمی کنم ها. فقط می پرسم اون آدمه برای اون جا بودن چی کار کرده؟ خیلی وقت هامی بینیم هیچ کار
۰۷ مرداد ۱۳۹۲
خدا چرمشیر و ذهن خلاقشو از ما نگیره :))) :))
۰۷ مرداد ۱۳۹۲
و ای کاش دچار روز مره گی بود ؛ ما هر روز میمیریم !
۰۷ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قصد توهین به هیچ کس و هیچ سلیقه ای رو ندارم.
اما من به شخصه دیگه کاری که رد پایی از محمد چرمشیر درونش باشه نمی بینم.

سیمرغ-آمدیم نبودید رفتیم-تن تن و راز قصر مونداس-کمی بالاتر..
هیچ کدام قابل قبول نبودند..
ببخشیدآقای سپهر عزیز نمی خوام بحثی درباه ی نظر شخصیت بدم فقط یه سوال
این جمله" قابل قبول نبودند" برام قابل قبول نیست ، یعنی چی ؟؟؟
۰۷ مرداد ۱۳۹۲
یعنی حتی به درجه قابل قبول هم نرسیدند که من رو امیدوار کنند به اثر بعدیشون...یا انگیزه ای در من برای دیدن ایجاد کنند...
تن تن با اون متن و داستان ضعیف تنها ویژگی که داشت بازی خوب حسن معجونی و زنده کردن شخصیت هادوک و بازی سخت و جالب طناز طباطبایی در نقش میلو ... دیدن ادامه » بود که ربطی به نمایش نامه نداره..
سیمرغ و کمی بالا تر از اون متن ها محمد چرمشیر بود که هیچ وقت نمی فهممش!
و آمدیم نبودید رفتیم هم یک کار تبلیغاتی و پر سر و صدا بود که اصلن نتونستم باهاش و این سبک استفاده از تکنولوژی ارتباط برقرار کنم...(که البته این آخری مربوط به کارگردان می شود بیشتر اما باز هم متن درگیرم نکرد.)
۰۷ مرداد ۱۳۹۲
سپهر عزیز معنی لغوی قابل قبول رو می دونم ولی باز با این توضیحاتی که دادی نگفتی طبق چه معیار حرفه ای نوشته های آقای چرمشیر قبول نیست ! فکر می کنم اگر متنهای نمایشنامه هاشو بخونی نقد بهتری داشته باشی ؛ یادمون نره این نمایشنامه نویس فقط نمایشنامه نویسه و ... دیدن ادامه » اگر نقدی داریم باید به خود اثر باشه !
۰۷ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در پی اعتراض‌ها به نام این نمایشنامه (کابوس های خنده دار برای شب و چند تایی هم برای روز اگر تصمیم گرفته باشی دوباره بخوابی بر روی همان تختی که آن را گم کرده ای در روزگاری دور که دیگر به یادش نداری) و دیگر نمایشنامه محمد چرمشیر با عنوان «داستان دور و دراز و فراموش نشدنی و سراسر پند و اندرز سفر سلطان ابن سلطان و خاقان ابن خاقان به دیار فرنگ به روایت مرد مشکوک»، احتمالا نام اثر آتی محمد چرمشیر چیزی شبیه این خواهد بود:

"یک نمایشنامه قشنگ و زیبای دیگر از محمد چرمشیر در خصوص اقتباسی بی‌نظیر از یکی از آثار جاودان ویلیام شکسپیر یا یک فرد مهم دیگر که به اعتقاد نویسنده جای کار بیشتری دارد و می‌تواند با کمی دستکاری به عنوان یک اثر جدید و بدیع از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویس زنده ایران به روی صحنه آمده و ضمن گشودن مسیرهای بدیع و ساختارشکنانه در فن نمایشنامه‌نویسی، ... دیدن ادامه » جمعی را در مشاهده اثری جدید از محمد چرمشیر به وجد و سرور آورد و تازه اگر گمان برده‌اید که نام این نمایشنامه به این زودی‌ها پایان می‌یابد زهی خیال باطل چرا که بنده استاد سخن، محمد چرمشیر هستم و می‌توانم تا جایی که دوست داشته باشم و از لحاظ زیبایی‌شناسی خاص خود که بسیار هم چیز خوبی است لازم بدانم عنوان نمایشنامه جدیدم را کش بدهم و هیچکس هم به من اعتراضی نباید بکند چراکه من محمد چرمشیر هستم و ظاهرا این را قبلا گفته بودم پس هیچی، و دست آخر هم این نمایشنامه را می‌دهمش دست رضا حداد یا آروند دشت‌آرای یا آتیلا پسیانی- که چقدر هم بچه‌های مستعد و خوبی هستند اینها- تا اجرایی به یادماندنی از این نمایشنامه که عنوانش هیچم عجیب و غریب نیست و الان که دارم فکر میکنم نبوغ بسیاری در نام‌گذاری آن به خرج داده‌ام را در یکی از بهترین سالن‌های تئاتری کشور به صحنه آورده و بابی جدید در عرصه هنرهای نمایشی این مرز و بوم بگشایند و تازه به من هیچ هم مربوط نیست که این‌همه دانشجویان و جوانان مستعد و فعال در حوزه نمایشنامه‌نویسی با نمایشنامه‌هایی که کنج اتاقشان خاک می‌خورند و شاید هم چیزهای خوبی در بین آن‌ها پیدا شود-که بعید می‌دانم- چه کنند و حالا هم چون انگشتانم دچار سستی و رخوت شده‌اند و ذهنم در پی پی‌ریزی یک نمایشنامه جدید است که همین الان که دارم اینها را می‌نگارم 4 صفحه ابتدایی‌اش را در ذهنم تمام کرده‌ام و آن‌هم یک چیز خیلی خوبی خواهد شد و طرحش را از روی فیلمی که جاتان خالی همین دیشب نگاه کردم ریخته‌ام و قصد دارم تا هنوز جوهر این نمایشنامه خشک نشده نگارشش را آغاز کنم و جان من واج‌آرایی "ش" را داشتید نه، این عنوان را در همینجا با ذکر و یاد خدا به پایان می‌برم و در انتهای این عنوان مجددا برای کسانی که حوصله خواندن تمام این عنوان را نداشته‌اند-که شرمشان باد!-ضمن آرزوی قبولی طاعات و عباداتشان در این ماه مبارک و التماس دعا در این شب‌های عزیز، با فونت درشت و رنگی متفاوت می‌نویسم که شما در حال مطالعه عنوان نمایشنامه جدید محمد چرمشیر هستید؛شب بخیر."
لطف داری فرزانه:)
۰۶ مرداد ۱۳۹۲
عالی بود
۱۵ مرداد ۱۳۹۲
آفرین
حق مطلب رو ادا کردی
سپاس
۲۶ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا حداد و محمد چرم شیر.. همین دو تا اسم کافی ِ برای وسوسه شدن تماشای یه کار ِ جدید.. از مریم نورمحمدی و ستاره پسیانی هم نمی شه به سادگی گذشت...!
رضا حداد و محمد چرمشیر; منم با شما موافق ام که دیدن همین 2 تا اسم کافیه واسه ... : یه راهنمایی، قطعا رفتن و وسوسه شدن جزو گزینه های احتمالی پر کردن این 3 نقطه نیست. خدای نکرده سوتفاهم ایجاد نشه من فقط نظرم رو راجبه این دو شخص بیان کردم
۰۶ مرداد ۱۳۹۲
منم موافقم باهات تایماز

کار جالبی بود

اصلنم نمی تونم در تکمیل دو تا کار قبلی (آمدیم، نبودید رفیتم و مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش ) دست بندی اش کنم

به نظرم رضا حداد سه تا راه جداگانه رو برای رسیدن به این سه تا اجرا آزمایش کرده بود

من با این اجرا خوب ... دیدن ادامه » تونستم ارتباط برقرار کنم. گرچه فکر می کنم از دو تا کار قبلیش یه مقدار مستقیم تر حرفشو می زد. یه ذره دوز سیاسی حداد تو این کار رفته بود بالا. خوشحال می شم حتمن نقدتو بنویسی
۲۶ شهریور ۱۳۹۲
تایماز عزیز اتفاقاً دعوت هم شده بودم ولی نتونستم برم
نوشته من شوخی بود شاید شما به :دی توجه نکردید
ضمناً منتظر راهنمایی شما هم نبودم :دی
۲۷ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش قرار نبود توی مرکز نمایش های اکو توی اقدسیه اجرا بشه؟ و ویشکا آسایش هم توش بازی کنه؟ حتی چندتا پوستر توی شهر دیدم عکس ویشکا آسایش روشون بود!! من اشتباه گرفتم یا کلا همه چی عوض شده؟
فرهادی و Maryam Sh این را خواندند
شما اشتباه کردید علی رضای عزیز، ویشگا آسایش قرار بود در کاری با نام "بی انتخاب" به روی صحنه برود ،در پردیس ملت، که متاسفانه اجرا لغو شد.
۰۶ مرداد ۱۳۹۲
آقای سیاوش یه دنیا ممنون، اصلا نمیدونی اینکه یه ذهن درگیر رو نجات بدی چقدر ثواب داره :) فهمیدم پوستر رو اشتباهی دیدم ها! بعضی وقتها یه توهم بزنه آدم همینجوری پشتش هم هی توهم میاد!
ولی چه حیف شده منتفی شده ها! تیم بازیگری جالبی داشته!
۰۸ مرداد ۱۳۹۲
بدبخت با همایون افتادن رو لج انگار

واقعن حیف شد. منم خیلی می خواستم که ببینم

آره :) یه چیزی بیافته تو کله ی آدم دیگه رهاش نمی کنه
۰۸ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی صبرانه منتظرم این کارو ببینم

دوباره رضا حداد و چرمشیر نازنین

سالی یک بار باید این دو نفر تئاتر ایران رو از این خمودگی و مضمون زدگی در بیارن
بهنام دارابی و سید ضیا الدین صفویان این را خواندند
تایماز موسی زاده و Maryam Sh این را دوست دارند
?!?! WTF
۰۴ مرداد ۱۳۹۲
شما در کمال آزادی می تونی نری نگاه کنی
۰۴ مرداد ۱۳۹۲
این تعریفها و تمجیدها و تبلیغات خیابانی در نمایش "آمدیم نبودید رفتیم" هم ما را هیجان زده کرد که البته آنجا هم قرار بود اتفاقی نو بیافتد که افتاد ولی خوشایند نبود.
نمیخوام پیشداوری کنم ولی خیلی به این کار امیدوارم نیستم و البته امیدوارم اشتباه کنم.
۰۴ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید