تیوال نمایش وقتی کبوترها ناپدید شدند
S2 : 02:50:59
  از اردیبهشت ۱۳۹۸
  ۱۷:۰۰ و ۲۱:۰۰
 بها: ۶۰,۰۰۰ تومان

: سوفی اُکسانِن
: محسن ابوالحسنی
: هستی حسینی
: (به ترتیب الفبا) مهدی پاکدل، خاطره حاتمی، عباس خدا قلی زاده، شهروز دل افکار، سارا زینلی، الهه شه پرست، مهدی کوشکی، مجید نوروزی
: تئاتر مستقل تهران

: حسن جودکی
: مصطفا کوشکی
: هستی حسینی
: سارا اسکندری
: علی کوزه گر
: کسرا پاشایی
: بهرام رامه
: مهدی دوایی
: ریحانه رنجبر
: ایمان عبدی، عباس خدا قلی زاده
: بابک احمدی
: ساینا قادری

درباره این نمایش:
این نمایش که ماجرای آن در دوران جنگ جهانی دوم می‌گذرد، پس از ۸ ماه تمرین از نیمه اردیبهشت ماه در تئاتر مستقل به صحنه می‌رود.



» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

شهر:
تهران

اخبار وابسته

» «وقتی کبوترها ناپدید شدند» بازیگرانش را شناخت

» حکایت آدم‌هایی که برای حفظ زندگی و منافع شخصی رنگ عوض می‌کنند

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
قربان ما قهرمان هارو مى سازیم که بعد بکشیمشون!
"سرهم‌بندیِ بی‌اثر"

سوفی اکسانن نمایشنامه‌نویس متولد ۱۹۷۷ فنلاندی‌ست که متن‌هایش بسرعت در محافل ادبی و خوانندگان ادبیات جهان جا باز کرد. کتاب‌های او به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده و جوایز بسیاری را دریافت کرده است .. اکسانن به دلیل فعالیت‌ها و مقالات زیادی که درباره آزادی بیان، حقوق زنان، سیاست روسیه، جنگ اطلاعاتی، مهاجرت و فنلاند دارد، بعنوان شخصیتی فعال در عرصه رسانه نیز مطرح ست .. بسیاری از مقالات او در گاردین منتشر می‌شود. کتابهایش نیز محوری امروزی و جذاب دارند حتی اگر مانند “وقتی کبوترها ناپدید شدند”که در ۲۰۱۲ درفنلاند منتشرشد، مربوط به جنگ جهانی دوم باشد. به نظر می رسد عنوان نمایش مرتبط با شهر تالین استونی ست که آلمان‌های نازی، درزمان اشغال، کبوترهای آن را می‌کشتند و می‌خوردند.
اکسانن درحال‌حاضر به عنوان نویسنده‌ی رمان‌ و نمایشنامه‌نویس در جهان چنان مطرح‌ست که از او بیشتر پس از این خواهیم خواندو شنید. محسن ابوالحسنی مترجم جوان با انتخاب متنی از اکسانن این نویسنده مطرح را به جامعه ادبی و تئاتری معرفی کرده‌ و نشر بیدگل نیز بتازگی آنرا به چاپ رسانده است.

از ویژگی‌های متن اکسانن که خط اشتراک زیادی با رمان دارد صحنه‌های متعدد داخلی و خارجی‌ست که نیازمند اجرایی حرفه‌ای و کارگردانی هوشمندانه ای‌ست که قادرباشد با تعویض متعدد پرده‌ها و لوکیشن ها، وحجم بالای رویدادها، ارتباط اتفاقات و تماشاگر را حفظ کند درعین‌حال با پیشگیری از کسالت، وحفظ جذابیت بصری صحنه‌ای، موقعیت موفقِ رئال ایجادکند.
”وقتی کبوترها ناپدید شدند”، اگرچه در زمانِ جنگ جهانی‌‌دوم و پس از آن متمرکزست اما بیش ازآن مربوط به انسان‌هایی‌ست که در هر شرایطی بی‌آنکه پایند اعتقاد یا مرامی باشند با هر بادی به همان سو می‌وزند. منفعت شخصی این افرادست که بیش از هرچیزی برایشان اهمیت دارد و اینکه با دشمنی اشغالگر ومتجاوز همکاری می‌کنند و یا دست به کشتار هموطن وخانواده اشان بزنند، فرقی نمی‌کند. بیش از هرچیز بقا و زنده ماندن بهر بهایی‌ست که اهمیت دارد.
شخصیت اول نمایش نیز شاخصه چنین افرادی‌ست که در دوره‌ها و با نظام‌های مختلف تنها لباس‌شان تغییر می‌کند. و بندگیِ سیستم مسلط امری همیشگی‌ست. افرادخرده پایی که برای بقا،به انگل‌هایی جاه طلب تبدیل می‌شوند.
اجرای سالن مستقل، بخش‌های زیادی از نمایش را تغییر داده است، چه کارکترهایی که حذف شده‌اند وچه وقایعی که در بدنه اصلی متن، تکمیل کننده بوده‌اند. اما در پوستر یا بروشور به این تقلیل یافتگی و تغییرات اشاره نمی‌شود. اینکه مترجم متن نیز چنین توافقی کرده است، جای پرسش دارد. دکور و صحنه بجز چنددیوار و ستون بتونی، ویک تخت، چیز دیگری ندارد واین خلاء دکور ولوکیشن به پیش پاافتاده ترین متد، یعنی روایت روای، پر شده است. آنهم با محول شدن به مهدی کوشکی، درنقش ادگار کارکتر اصلی داستان، که البته بارها و بارها، حتی تاریخ هارا به اشتباه بیان می‌کند. بزرگترین نقطه ضعف نمایش، از همان آغاز خودش را عیان می‌کند. اگر چند اکت و پریدن و دویدن بازیگران و تغییر لباس‌ها را از صحنه حذف کنیم، تبدیل به نمایشخوانی می‌شود که باوجود نبود هیچ اکسسواری بجز یک تخت متحرک، تماشاگر را نیز ازاین رفت و آمدهای بیهوده و سرگیجه آور، خلاص می‌کند.
مهدی کوشکی که گویا، قرار نیست هیچ تغییری در تکرار پیاپی فرم بازی‌اش بوجود آید، فاجعه بارست. هیچ تکنیکی وهیچ اکت بدنی ویژه در کاراکترهایش دیده نمی‌شود. گویا صحنه تئاتر،حیاط خلوتی‌ست که با اجراهای متعدد، موازی و سلسله وار در نمایش‌های گوناگون، محل قدم زدن بی زحمت و تلاشی‌ست که هرچه دستش برسد اجرا می‌کند و تماشاگر نیز محکوم به تحمل آن است.
طراحی لباس وگریم بی نقطه اثری، سرهم بندی شده وکلیشه وارست. درمتن نمایشنامه اشاره می شود لباس نظامیان روسی، شخصی‌ست و تنها آلمانی‌ها، یونیفرم نظامی دارند. اما در اجرا، چنین تمایزی وجود نداردو افسر ک گ ب روس نیز لباس ارتش سرخ را برتن دارد.
مجید نوروزی و خاطره حاتمی، در فاصله از دیگران، بهتراز ایفای مفهومی نقش‌شان برآمده‌اند.و تاکید بر مدت زمان زیاد تمرین گروه برای این اجرا، جای پرسشی برای وجود آشفتگی زیاد و بازی های ناهمگون را باقی می گذارد.
اجرای وقتی کبوترها ناپدید شدند، تجربه ویژه و ماندگاری برای تماشاگر رقم نمی‌زند. مفهوم قابل تعمق متن نیز، دراین هیاهو، از دست می‌رود و تنهاآنچه باقی می‌ماند تصویری از فردی موقعیت طلب وخائن‌ست که به‎کرات در موقعیت‌های روزمره نیز قابل مشاهده است. با وجود بهای بالای این نمایش، تماشاگر جدی تئاتر، امکان جدیدی از یک اتفاق صحنه ای زنده وپویا درمحتوا و فرم را بدست نمی‌آورد و این نیز از نقائص دیگراجراست.

نیلوفرثانی
منبع:
1: ... دیدن ادامه » وقتی کبوترها ناپدید شدند/ سوفی اکسنن/ محسن ابوالحسنی/ نشربیدگل
2:سایت گاردین

شناسه خبر : 49885 | تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۳ | ارسال توسط : پایگاه خبری تاتر
بخشی رو که درباره ی بازی مهدی کوشکی گفتین جانا دقیقا سخن از زبان ما گفتی.
۱۲ خرداد
بانو حدادی عزیزم درود و شعف بسیار از حضور ومهربانی شما ...ارادات بسیار دارم ممنونم وقت و حوصله گذاشتید ..
امیدوارم از این بازیگر خوب تئاتری بعد ازاین اجراهای بهتری رو شاهد باشیم ...
۱۲ خرداد
خواهش می کنم بانو ثانی گرانقدرم
سپاسگزار مهرتان هستم
بزرگوارید
قلمتان مانا

۱۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان نمایش از حدود سال 1940 شروع شده و تا حدود 1955 ادامه دارد در این سالهاست که با قدرت گرفتن نازی ها در آلمان جنگ جهانی دوم آغاز میشود از طرفی بیش از بیست سال از انقلاب اکتبر 1917 در روسیه گذشته و بلشویکها و ارتش سرخ در شوروی حاکم هستند ماجرای نمایشنامه وقتی کبوترها ناپدید شدند ماجرای کشوری کوچک در بین قدرتهای بزرگ است و مصائبی که از این بابت تحمل میکند. من نمایشنامه را نخوانده ام اما در ادبیاتی که به آن دوران می پردازد معمولا از واژه هایی مانند نازی ها و بلشویکها (کی از دو شاخه اصلی حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه) بجای آلمانها و روسها استفاده میشود که هم در آن دوران مصطلح تر بوده و هم بجای برخورد با یک ملت ، با یک نوع فکر برخورد میکند. در آن سالها کسی شوروی را با روسیه اشتباه نمیگرفت.
@tehrantheatercircle
فقط می تونم بگم «داستان» عالی بود! این قدر گیرا، که حتی تپق های بی شمار دوستان و ژست های سرشار از اعتماد به نفس کاذب آقای کوشکی هم نتونست از لذتم خیلی کم کنه. (حقیقتاً توصیه می کنم ایشون از این برقراری ارتباط مستقیم با تماشاگر وسط اجرا صرف نظر کنند، چون نخ نما و تکراری شده.)
به نظرم چنین نمایشنامه ای با انتخاب بازیگر بهتر به ویژه برای نقش ادگار، می تونست بسیار قوی و به یادموندنی از آب در بیاد. من نمی دونم این 8 ماه تمرین چرا به نقطه ی دلخواه نرسیده بود؟
(البته باید بگم که به نظرم بازی آقای مجید نوروزی واقعاً قابل تحسین بود)
سلام به همگی
تخفیف دانشجویی روی سایت موجوده که میتونید استفاده کنید و بابت تمدید نمایش هم هفته ی پایانی نمایش شنبه ۴ خرداد روی سایت تیکیت باز میشه و نمایش از ۸ خرداد تا ۱۳ خرداد به روی صحنه است و به هیچ عنوان تمدید نمیشه به خاطر برنامه سالن تئاتر مستقل
امیدوارم ببینمتون
حمیدرضا مرادی، فرشته و شبنم یگانه این را خواندند
فرزاد جعفریان و مریم رودبارانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیطان در جزئیات است..
تنها اتفاق خوب این نمایش برای من که دیدن شما بود، باقیش خیلی غم انگیز بود واقعاً :))))
۲۴ اردیبهشت
متن درخشان و کارگردانی و بازی های خوب ، فضاسازی مناسب و درست ،ممنون از کارگردان برای انتخاب متن زیبا و هوشمندانه
۳۰ اردیبهشت
سلام. تصاویر مربوط به این نمایش در کدوم قسمت سایت قرار داره؟
۲۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید