تیوال نمایش کالاندولا
S3 : 05:04:17
امکان خرید پایان یافته
  ۲۰ خرداد تا ۰۴ مرداد ۱۳۹۷
  ۱۵:۳۰، ۱۷:۰۰ و ۱۹:۰۰
  ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: بر اساس نگارش و خلق گروهی
: احمد سلگی
: (به ترتیب حروف الفبا) فایزه اشراقی، مهشید باقری، ظهیرالدین جعفری، ملیکا حجیری، عباس خداقلی زاده، اشکان دلاوری، ابوالفضل سلحشور، هانیه صحرانورد، روژین صدرزاده، علی کارگری، نگین محمود زاده، نیما اسدی، آرزو جلالی، صبا پیریایی

: احمد سلگی
: کمپانی تیاتر باران
: آرزو جلالی، علی کارگری، صبا پیریایی، نیمااسدی، نگار قرهی
: المیرا آبرون
: روژین صدرزاده
: سینا سرمدی
: ابوالفضل سلحشور
: مریم رودبارانی

توجه: این نمایش یک اجرای محیطی است، شماره صندلی‌ها تنها به منظور فروش بلیت است. هر اجرا فقط ۱۰ تماشاگر دارد.

به ساختمان شماره ۱۲۲۱ خوش آمدید. در این ساختمان هیچ وقت هیچ چیز از یاد هیچ کس نمی‌‎رود.


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۶ سال خودداری نمایید.

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

عکس‌های پایه

نمایش کالاندولا | عکس نمایش کالاندولا | عکس نمایش کالاندولا | عکس

اخبار وابسته

» «کالاندولا» دو اجرایی شد

» تیزر نمایش" کالاندولا " رونمایی شد

» از پوستر رسمی نمایش«کالاندولا» رونمایی شد

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من دارم با این اجرا زندگی می‌کنم از اونروز... همش میگم چرا گریه‌ نکردم با بچه چرا کمکش نکردم فرار کنه چرا بغلش نکردم آرومش کنم بگم من میشنومت ...
خیلی لعنتی بود خیلی ... نفرت و وحشتِ تو نگاهِ بازیگراش مونده باهام، عذاب وجدان میده بهم. نمیدونم چقد طول میکشه گذر کنم از حسش ولی مرسی که انقد بد خوب بودین.
بابک، امیر مسعود و حمیدرضا مرادی این را خواندند
نفیسه نوری، یلدا معصوم و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز از دیدن این نمایش گیجم!
روز آخر، سانس یکی مونده به آخر!!
دارم فکر می کنم که چرا زود تر نرفتم چرا زود تر این ساختمون و ندیدم حسرت می خورم اما خوشحالم که رسیدم بهش واقعا نمی دونم چطور باید ثانیه ها رو توصیف کنم...
ترسناک بود...
قلبم داشت از جا در میومد، این کارا رو من کرده بودم؟! نه
من داشتم داستان هاشونو گوش می کردم و قلبم با آخرین سرعتی که می تونست می تپید، ترسیده بودم همون طور که اون بچه ها ترسیده بودن، گیج بودم همونطور که اونا گیج بودن...
این کار هم مثل بقیه ی کار های اقای سلگی قابل تحسین بود و من مثل همیشه گیج شدم!
عالی بود و گیج کننده، یه سبک جدید بود، عاشقش شدم...
خیلی کشش نمیدم، تا همینجا هم زیادی حرف زدم...
فقط می تونم بگم واقعا عالی بود. کاش کارگردان هایی مثل آقای سلگی بیشتر داشتیم...
خوشحالم که در روزهای آخر موفق به دیدن کار شدم. تجربه غریبی بود و بسیار به یادماندنی. هرچند ترجیحم این بود که تمامی قصه های پس این درها رو بدونم و تجربه کنم اما همین امر تصادفی بودن داستان هایی که آدم باهاشون مواجه میشه هم به نظرم جز جذابیت های اثر بود. امیدوارم باز هم روی صحنه و در اتاق ها باشید و آدم های بیشتری این فرصت رو داشته باشند تا این تجربه غریب و لذت بخش و البته دردناک رو تکرار کنند...
نشستم توی سالن انتظار کارگردان داره یه چیزایی میگه از یه چرخه دایره وار! با خودم دارم فکر میکنم نمایش شروع شده یا نه؟ پس چرا ما هنوز اینجاییم! نمیتونم تمرکز کنم، عجیبه همه چیز. از بین صداها میشنوم که باید دنباله یه رنگ و بگیرم! بلند میشم میرم جلوتر میرسم به در یه اتاق! درو که باز میکنم تو تاریکی داستان شروع میشه. بهت زده شدم، یکم ترسیدم چه اتفاقی داره میفته! در پی این همه شگفت زدگی ناخودآگاه یاد انیمیشن کمپانی هیولاها میفتم یه آن فکر کردم من اون هیولا بنفشه ام دارم میرم تو اتاق بچه هارو بترسونم! نمیدونم چرا اینقدر آدم ترسناکی شدم! از خودم بدم میاد من هیولام؟ آره هیولام اذیت کردم، ترسوندم، دست درازی کردم. مغزم داره منفجر میشه! بچه ها ترسیدن از من، هیچ وقت دلم نمیخواسته اینقدر ترسناک باشم پلید باشم اما من اینجوری نیستم نه! من بچه هارو دوست دارم مثل ... دیدن ادامه » همون هیولا بنفشه! من میخوام با بچه ها دوست باشم، اینی که میگن من نیستم کمکم کنید! بالاخره یه نفر دستمو گرفت، آوردم تو خیابون بهم گفت تو خودتی هیولا نیستی، نگاش که کردم آروم شدم اما هنوز آدما و خیابون داره دور سرم می چرخن پاهام شل شده تنم میلرزه صورتم خیس شده! میشینم رو کف خیابون به بچه ها فکر میکنم به خودم به اون هیولا بنفشه!

از دیروز تا حالا فقط خیره میشم یه جا به داستانایی که دیدم فکر میکنم به این فکر میکنم که چی شد دنیا پر از این هیولاها شد! واقعا موضوع، نحوه اجرا ی بازیگرا و در نهایت تاثیرش روی مخاطب بی نظیر بود تا حالا چنین تجربه ای نداشتم! فقط تقاضایی که از کارگردان دارم اینه که لطفا یه جلسه همراه با گروه ترتیب بدید و تجربییاتتون رو طی اجرای این نمایش با ما در میون بذارید باید خیلی شنیدنی باشه.
ازهمه عوامل بینهایت ممنونم برای این همه تلاش و زحمتی که بابت این نمایش کشیدید شما سزاوار بهترین تشویق ها و موفقیتها هستید.
چقدر زیبا نوشتی :-)
و چقدر قشنگ این نوشته ها اون روز خوبی که من تونستم این نمایشو ببینم برام تازه کرد.
مرسی که انقدر زیبا نوشتی
۰۲ مرداد ۱۳۹۷
خیلی ممنونم خوشحالم که نوشتمو دوست داشتید:)
۰۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش کالاندولا بعد از 70 اجرا به کار خود پایان می دهد و دیگر تمدید نمی شود
آخرین اجرای نمایش روز پنج شنبه 4 مرداد است
و چقدر عالی بود این نمایش.
آرزوی موفقیت برای گروه خوب و مستعد این نمایش.
۳۱ تیر ۱۳۹۷
خانم رودبارانی
برای کسانی که به علت قطعی برق اجرا را از دست دادند هم فکری بکنید!
ما یک گروه نه نفره بودیم که روز یکشنبه ۲۴ تیرماه با ورود به سالن با قطعی برق مواجه شدیم. اگرچه ما یک هفته پیش از اجرا بلیط را خریداری کرده بودیم، اما پس از کنسل شدن، متاسفانه ... دیدن ادامه » تمامی سانس ها پرشده بودند و امکان خرید مجدد را نداشتیم.
هرچند متوجه محدودیت ها و معذوریت های هماهنگی سالن و گروه اجرایی و.... هستم اما با توجه به مدت زمان کوتاه نمایش، ای کاش تدبیری اندیشه میشد.
از آنجایی که ما نه نفر باهم هماهنگ هستیم فکر کنم یک گام از سختی اجرای ویژه طی شده باشد!
ممنون میشم اگر پیگیری بفرمایید.
۳۱ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشه گفت عنصری که این نمایش رو از سایر آثار نمایشی متمایز میکنه نحوه اجرای individual و منحصربفرد این اثر هست ، البته متن خوب و بازی تحسین برانگیز بازیگرهای جوان و گمنام (در دو اپیزودی که من مخاطبشون بودم!) هم واقعا قابل تقدیره .
پیشنهاد : با توجه به اینکه تعداد تماشاگران در طول هر اجرا محدوده ، میشد این امکان رو فراهم کرد تا بجای تنها دو اپیزود ، تماشاچی از دیدن کلیه اپیزودها بهره مند میشد ، دراینصورت لذت تماشا و تاثیرگذاری این نمایش به مراتب بیشتر و البته قضاوت درمورد اون هم عادلانه تر.
به نقل از نمایش کالاندولا :
کالاندولا از چرخه ای ناگریز سخن می گوید که تمام ما خواه ناخواه در میان آن هستیم
کافی است پرسه ای بزنیم در تاریکی های قدیم
تا زخم های فدیمی را بیابیم که برایمان دست تکان می دهند
صدایمان می کنند و زنجیرشان کشیده می شود تا به امروز
به امروزی که تنها راه درد نکشیدن
درد وارد کردن است
به امروزی که کودکیمان را بلعید و هیولایی که در ما جان گرفت
و فردا...
فردایی که نمی دانم تکرار تلخ همین هیولاست یا شکست چرخه هیولاوار ما...
باز هم در نهایت انتخاب من این است :
بیا....
بله.......
زمان دایره ای شکله.
حالا فهمیدی چرا؟
۳۱ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه نمایش بسیار متفاوت، که صد در صد ارزش تماشا کردن رو داشت..بسیار دردناک و درگیر کننده بود
یه موضوع و نوشته بر اساس واقعیات علمی و بسیار فکر شده..

بشدت نمایش دردناکی بود و ما تا 2 ساعت در خیابونای اطراف راه می رفتیم و هیچکس حرفی نمیزد..ذهنمون بشدت درگیر شده بود و واقعا موضوعش اذیت کننده بود از حیث درک عمیق موضوغ و لمس اون

قطعا از دیدن این تیاتر پشیمون نخواهید شد و تجربه بسیار خوبی هست..یه خسته نباشید و تشویق صمیمانه به تیم جوون این کار بابت طرح این موضوع و اجرای تمام و کمالش

به جزئیات اتاق های مختلف نمایش و ایفای نقش عالی بازیگران هر اتاق اشاره ای نمی کنم تا خودتان از نزدیک بدون پیش زمینه شاهد آنها باشید
خیلی عالی بود خسته نباشید،فوق العاده هیجان انگیز،میخکوب کننده ،بالا تر از حد انتظار بود واقعا
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کالاندولا یه پروسه روانشناسیه. جایی که باید به تنهایی ازش گذر کنی. کمکت میکنن طناب ها رو دنبال کنی تا ازشون رها بشی. شاید اتاق ها و اجراهایی که میبینی داستان تو نباشن ولی تو رو یاد کودکیت میندازن. تو رو مردد میکنن برای باز دنیا اومدن. تا جایی که آروم بگه: باید به دنیا بیایی تا بفهمی مردن چه کیفی داره.
کالاندولا رهات نمیکنه. با برنامه جلو میبره تماشاچیشو تا گذر کنه و باز به دنیا بیاره و به دنیا بیاد.
من هرگز به اتاق ها برنمیگردم. چون من از طناب رنج های کودکیم رها شدم.
اما پیشنهاد میکنم خطر کنید و به اتاق ها سری بزنید. تجربه ای به یادماندنی رو از دست ندید.
ارزش تماشا داشت.
خسته نباشید به تیم جوان و جسور نمایش
این نمایش تمدید شد. خرید بلیت روزهای تازه، از یکشنبه ۲۴ تیر تا پنجشنبه ۴ مرداد (سانس‌های ۱۵:۳۰ و ۱۷:۰۰)، به کارگردانی احمد سلگی و با بازی فائزه اشراقی، مهشید باقری و ... آغاز شد.
خبر از این خوش تر؟؟؟ مرسی
۲۰ تیر ۱۳۹۷
نمایش کالاندولا بعد از 70 اجرا به کار خود پایان می دهد و دیگر تمدید نمی شود
آخرین اجرای نمایش روز پنج شنبه 4 مرداد است
۳۱ تیر ۱۳۹۷
خانم رودبارانی عزیز
ای کاش تمدید روزهای آخر را اطلاع رسانی می کردین
۳۱ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی به این سبک به صورت محیطی، تو کشور ما سابقه زیادی نداشته و به نظرم انجامش جرات زیادی میخواد، که این گروه تونستن به خوبی از پسش بربیان و یه تجربه ی عالی و دل نشین و به شدت تاثیرگذار رو برای مخاطب ایجاد کنند. متن های دو اجرایی که من دیدم با وجود کوتاهی شون، تقریبن کامل بودن و اینکه متن هرفرد توسط خود اون بازیگر نوشته شده بود تحسین برانگیزترشون میکرد. موضوع نمایش هم موضوعی بود که پرداخت بهش به شدت احساس می شه و کمتر توجهی بهش شده و این هم یه نکته برجسته ی دیگه از این اجراست. نظم کار و هماهنگی بازیگرا با وجود سختی اجرای این نمایش(به دلیل متفاوت بودنش با نوع رایج اجرا) فوق العاده بود و واقعن به شخصه از ابتدا تا آخر، محیط بیرون برام حس نمیشد.
میتونم بگم که این نمایش از اون چیزی که هرکس قبل از دیدنش، انتظار داره خیلی خیلی تاثیرگذارتر و بهتره و تا روزها ... دیدن ادامه » تصاویر و قصه هاش همچنان با مخاطبش همراهه.
در آخرم باید بگم که اینکه برای حفظ کیفیت کار توی هر اجرا حداکثر ده نفر تماشاچی هست مشخصن علامت اینه که هیچ سود مالی خاصی توی اجرای این نمایش وجود نخواهد داشت و تنها اجرا و به گوش رسوندن این موضوع و این داستان ها هدف اصلی بوده و این به شدت قابل تقدیره. اینکه گروهی جوان و شاید (فعلن) گمنام، با کمترین امکانات بتونن چنین اجرای سخت و زیبایی روی صحنه ببرن هم بسیار تحسین برانگیزه.
مرسی از این گروه دوست داشتنی به خاطر این تجربه فوق العاده.
دیدن این نمایش توصیه نمیشه، بلکه دیدنش یک ضرورته.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمدید نمیشه؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من میخوام بازم ببینم و بشنومشون خواهشا تمدید کنید.حیفه
این همه خلاقیت یکبار دیده بشه فقط
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده اجرایی و موضوع نمایش بسیار خوب و قابل قبول بود.
نظمِ جمعی گروهِ خوبِ نمایش کاملاً مشهود بود با توجه به اینکه نمایش یک نمایش محیطی محسوب میشد اما بینهایت منظم بودند.
دو بازیگری که وارد اتاقشون شدم به شدت باور پذیر و خوب بازی میکردند، با اینکه شدیدا مشتاق فهم دیالوگ ها بودم اما در اتاق آبی جایی به دلیل تند دیالوگ گفتن از فضای کار جدا شدم و این موضوع باعث توپوق کوچکی هم در بازیِ بازیگر شد.

جدای از موضوعِ به شدت خوبِ داستان و بازیِ خوبِ بازیگران و ایده ی بسیار عالیِ این نمایش، اسم بردن از یک فرد به عنوان یک شخص متجاوز رو اصلا نپسندیدم و این لحظه نمایش برام بدترین لحظه بود چرا که احساس میکنم قدری مصداق آبروبری بود.

به عنوان یک مخاطب خسته نباشید به همه ی عوامل اینکار عرض میکنم و آرزوی بهترین ها رو براشون دارم و انصافاً هم شایسته بهترین ها هستند.
قطعا خیلی بیشتر از دیدن و شنیدنی معمولی بود. همه چیز به قدری تاثیر گذار و قابل لمس بود که توان پلک زدن هم از آدم گرفته میشد. بازی ها واقعا بی نقص بودن و خیلی سریع تر از انتظار بخش بزرگ ولی بی اختیاری از یک اتفاق خیلی بزرگ تر میشدی.
قطعا هرچقدر ازش بگذره برام کم رنگ تر میشه ولی مطمئنم بهش برمیگردم، دوباره و دوباره بهش فکر میکنم و بعید میدونم در فکرم به طور کامل تمام بشه!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد نیست صرفا نظرم رو به عنوان یک تماشاگر عام بیان میکنم.
موضوع نمایش موضوع داغی بود و جسارت بیان و شیوه نمایش رو تحسین میکنم،
هرچند که خلاء هایی کم مشهود بود هم در اجرا و هم در داستان ( برای اسپویل نشدن و اختصار به جزئیات اشاره نمیکنم ) و کمی اغراق داستان رو نمیپسندیدم ولی با توجه به سختی اجرا باز هم توانایی بازیگران رو تحسین میکنم و شاید با کمی حمایت این خلاء ها میتونست پوشش داده بشه.

کلام آخر * توصیه میکنم ببینید * چرا که با وجود کاستی های اندک از تراژدی وحشتناکی سخن است که در جامعه عمومیت داره اما زیر آواری از باید ها و نبایدهای غلط اجتماعی و فرهنگی، سرکوب و در خفقان دفن شده. باور ندارم که هیچ تراژدی و زخمی یا تهدید و خطری با سکوت و چشم پوشی درمان یا پیشگیری شده باشد، باید از آن آزادانه و بی هیچ واهمه ایی صحبت شود.
سلام
نمایش زیبا و تحسین برانگیزی بود.
در ابتدا باید بگم انتخاب این ایده بسیار جای تقدیر و تشکر داره چرا که به نوعی حمایت از مظلوم ترین قشر این جامعه هست.
فضاساری و اجراها هم عالی بود.
بی اغراق نمایشِ فوق العاده جذاب و متفاوتی بود با موضوعی که واقعا اضطراری برای جامعه امروز ما
و بازی خوبِ تک تک بچه های گروه که جذابیت نمایش رو به اوج خودش رسونده بود.
و آقای سلگی که بشدت کار درسته و حرفه ای.
میثم و تیاتر باران این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید