تیوال نمایش خانه‌ای در انتهای خیابان بهار
S2 : 16:36:34
  ۲۴ بهمن تا ۲۳ اسفند ۱۳۹۵
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: محمد چرم شیر
: ندا هنگامی
: مرضیه اوزگلی
: هادی علی محمدی

: محمد قدس
: لیندا کیانی، نازنین بیاتی، مهسا ایرج پور، شیرین اسماعیلی، معصومه رحمانی
: زهرا ایران نژاد و مهسا ایرج پور

: علی کوزه گر
: ندا هنگامی
: لعیا خرامان
: وحید میثاقی
: ندا هنگامی با مشاوره آرش گوران
: مهدی آشنا

: رها جهانشاهی
: روژان کردنژاد
: داوود ونداده، مهدی حیدر خان، امیر تک‌فلاح

: فتاح مینو بخش
: عباس غفاری، مهرانگیز قهرمانی
: امیر حق بر
: علی‌رضا حسینی، فرید حسینی
: بنیامین صیادی نیا

: آزاده امینی
: مهتاب اسلامیان
: شهر زاد کاظمی فروز، نگار خاتمی، حدیث راد
: قاسم غضنفری
: رضا رضایی، امیرحسین سیر
: شکیبا احدی زاده

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

گزارش تصویری تیوال از نمایش خانه ای در انتهای خیابان بهار / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش خانه ای در انتهای خیابان بهار / عکاس: سید ضیاء الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار» به صحنه می‌رود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خانه‌اى در میان حرف‌ها

تازه‌ترین اثر ندا هنگامی چیزی نیست که نفس‌ها را بند آورد. نمایشی که قرار است برچسب زنانه بر آن زده شود، صرفاً حرف زدن است و چند میزانسن. نمایشی که گویی بیشتر شبیه ایگلویی در قطب است: سرد و لخت.

سرد و لخت. این واژگانی است که می‌تواند تازه‌ترین اثر ندا هنگامی را توصیف کند. کارگردانی که هنوز نام «نیمروز اسکاتلند»اش در یاد تئاتردوستان باقی مانده است، در پاسخ به این سؤال که دوست داشته نمایشش را در کدام سالن تهران روی صحنه برد، بدون مکث از سمندریان نام برد و اکنون گروه نمایش تازه‌اش در سمندریان روی صحنه آمده‌اند تا نمایشی را عرضه کنند که بی‌شباهت به «نیمروز اسکاتلند» نیست. شیوه کارگردانی و فضاسازی‌ها،‌ نوعی اغراق در حرکات و میزانسن‌هایی که قرار است تصویرساز در ذهن مخاطب باشند. همان جهان مینیمال مملو از حذف‌ها و پوشاندن‌ها اما این بار جهان اثر از آن انتزاع مکبثی فاصله گرفته است. شخصیت‌ها ملموسند و بیان‌هایشان متعلق به ماست. قرار است همه چیز امروزی باشد. قرار است ذهنیت‌های هنگامی در سمندریان عینی شود تا مخاطبش آن را لمس کند.

«خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار» عنوان نمایشی است که ندا هنگامی این روزها در سالن سمندریان ایرانشهر روی صحنه برده است. نمایش داستان پنج خواهر را روایت می‌کند که در آستانه اثاث‌کشی و ترک منزل پدری، کشمکش‌ها و کمبودهایشان آشکار می‌شود. با یکدیگر درگیر می‌شوند و خاطرات گذشته‌اشان را مرور می‌کنند. گاهی به رخ هم می‌کشند و در نهایت تا مرز متلاشی شدن رابطه خواهریشان پیش می‌روند. البته این نمایش نوشته وودی آلن یا فیلمنامه‌ای از برگمن نیست. خبری از آن فضاسازی مخصوص کارگردانان و نویسندگان نخبه در حوزه زنان نیست. چیزی شبیه «خولیتا»ی اخیر آلمودوار هم نیست. بلکه صرفاً دیالوگ‌هایی است از خلال گذشته و آینده که قرار است در زمان حال صرف شوند.

زمستان در راه است

نمایش سرد است و این سردی را هم می‌شود در دیالوگ‌ها یافت، به خصوص آنجا که به نقل از مادربزرگ از طبع سرد زنان سخن به میان ‌می‌آید. یعنی قرار است با دو طبع سودایی و بلغمی سروکار داشته باشیم. همه چیز بدون حرارتی پیش رود و مخاطب در این سرما منجمد شود. نمایش همچون سخن مادربزرگ، با زن‌هایش، زاده سردی زنانه است. پس خلوت است و مملو از فاصله تا حسابی سرما به پوست و استخوانتان رسوخ کند. در این فاصله میان منابع اکسیژن هم به قدری فاصله است که مخاطب دچار تنگی نفس می‌شود و آرزو می‌کند کاش این روایت‌ها بودند که نفسش را بند می‌آورد؛ ولی راه نفس گرفته شده از انجماد به این راحتی باز نمی‌شود. نیاز به گرمایی است که نمایش به او هبه نمی‌کند. حتی آن کبریت‌ها که کشیده می‌شود زورکی ندارند نمایش را گرم کنند.

بازیگران نمایش تلاش‌هایی می‌کنند. می‌خواهند راحت بازی کنند. صمیمی به نظر آیند. می‌خواهند نشان دهند روی صحنه نمایش نیستند و این خود زندگی است؛ ولی حیاتی در این قطب سرد تئاتری وجود ندارد. چنین بازی نیز در نهایت غلوآمیز می‌آید و همه چیز در یک تنافض مدفون می‌شود. بازیگران راحت حرف می‌زنند و اصلاً حرفی نمی‌زنند. این زبانی است که نمایش پر از مکث ندا هنگامی ارائه می‌دهد. پشت این مکث‌ها نیز هیچ گره‌ای نیست. قرار نیست داستانی برایمان روایت شود، نه اوجی دارد و نه سقوطی. فقط قرار است خانه‌ای مملو از عبث را ببینیم که در آن کسی از خانه موروثی خلاصی نیست.

تئاتر ناچیزی

ندا ... دیدن ادامه » هنگامی همانند نمایش «نیمروز اسکاتلند» دست به حذف آکسسوار و دکور زده است. نمایش را در چند شی که هر کدام حامل مفهومی استعاری هستند تعریف می‌کند. قرار است مخاطب در مواجهه با این اشیا به درکی از شخصیت‌ها دست یابد. کاسه و عروسک و کارتن و ... تکه پازلی از شخصیت‌پردازی و البته داستانی است که شاکله‌ای کلاسیک ندارد. این شیوه روایتی هم برآمده از همان مینیمالیسمی است که هنگامی دنبال می‌کند. قرار نیست در این نمایش تلفنی دیده شود. کافی است اطوارش را داشته باشی. قرار نیست وسایل حمام نشانمان دهد، کافی است نیت کنی. واژگان تصوری از اشیا را خلق می‌کنند. پس نهایتاً نمایش در محاصره واژگان قرار می‌گیرند . نتیجه آن است که گوش در این سرمای زمستانی خسته می‌شود. چشم‌های خمار می‌شود و دستگاه استعارساز از کار می‌افتد.

در چنین موقعیتی مخاطب از خود می‌پرسد بحران این داستان چیست. آیا اختلاف پنج خواهر بحران است؟ اگر چنین است این اختلاف بر سر چه چیزی است؟ گویا اختلاف بر سر خانه‌ای است که نامش زینت‌بخش نمایش است. سؤال سخت‌تر، خانه چیست؟ خانه موجودیتی روی صحنه ندارد. مکانی است که خود به شخصیت بدل نمی‌شود. این شخصیت‌ها هستند که می‌خواهند سایه‌ای از خانه خلق کنند. این آفرینش نیز در چارچوب واژگان شکل می‌گیرد نه کنش؛ اما باید گفت تئاتر محصول مشترک کنش و دیالوگ است و «خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار» با کنش چندان دستگاه نشانه‌هایش را نمی‌آفریند. مثلاً دویدن یکی از خواهران - که تنها استفاده نمایش از فضای وسیع سمندریان است - قرار است نشانگر چه چیزی از خانه باشد؟ شاید حیاط؛ ولی این حیاط کجای نمایش قرار دارد. شاید قرار است رویای دخترک ناتوان را ببینیم؛ ولی این ناتوانی و این رویا کجا برجسته می‌شود که ذهن مخاطب معطوف به آن شود؟

نمایش «خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار» توصیفگر است،‌صرفاً. نمایش نسبت به نشان دادن جهان خود خسیس است. گویی قرار است این زن‌ها همه چیز را از همه مخفی کنند. در اینجا هم شخصیت از اصل داستان عقب است و هم مخاطب. پس تلاش نمایش به سمتی می‌رود که چشم‌نواز باشد. پس به سوی میزانسن‌ها و مونولوگ‌ها می‌رود تا قصه نگوید. می‌خواهد به اجبار باورش کنیم. می‌خواهد کمی روانکاوانه باشد و طعمش زنانه؛ ولی در این هم خسیس است.

حرافی‌های بی‌فایده

ندا هنگامی کارگردان قابلی است؛ اما نویسنده تأثیرگذاری نیست. شاخک‌های مخاطب را نمی‌تواند به سمت متن جلب کند. نمایش مرکب است از چند مونولوگ و چند دیالوگ. دیالوگ‌ها همگی میان دو نفر است. به هیچ عنوان به یک جدال چند نفره مبدل نمی‌شود. فرض می‌گیریم که این یک فرم ادبی است که نویسنده اتخاذ کرده است؛ اما در این دستگاه استعاری‌ساز سخت‌فهم، جدال دو نفره و تغییر موضع به تک‌نفری چه بار مفهومی دارد؟ استعاره از چیست؟ قرار است از هم‌پاشی یک خانواده را نشان دهد؟ قرار است روابط در هم ریخته را نمایش دهد؟ سؤال مهم این است که اگر میان پنج خواهر چیز مشترکی جز خانه باقی نمانده است، چگونه دو نفر می‌توانند به مکالمه‌ای گنگ بپردازند و نفر سومی را در این جدال دخیل نبینند؟

نتیجه کار نیز خستگی است. دیالوگ‌ها به گونه‌ای نیست که چشم مخاطب روی صحنه متمرکز شود. چشم مدام رها می‌شود و این رهایی موتیف‌ها را بی‌معنا می‌کند. مثل بوی گازی است که گلاله از آن سخن می‌گوید. واژگان فرّار در نمایش پیش می‌روند.

فرم نمایشنامه به نحوی است که می‌خواهد از بدنه قصه کنده شود و ما را وارد جهان معنا کند. می‌خواند هویت شخصیت‌ها را در بن‌مایه خانه روایت کند. می‌خواهد نشان دهد چرا مقیم این خانه در آن به سکون رسیده است. ولی اینها عینی نمی‌شود. دری برای بیرون رفتن وجود ندارد که ما تصوری از بیرون داشته باشیم. همه چیز درون است. نیاز به یک دستگاه نشانه‌شناسی دوتایی است تا تضادها درک شود؛ ولی در این روایت جایی برای متضادها تعبیه نشده است. حتی خواهرها هم متضاد نیستند. آنان همگی اسیر یک خانه و خاطراتش هستند. همگی در بند دفترچه خاطرات مادر خود هستند و کسی در این میان با دیگری متفاوت نیست.

خانه به مثابه رحم

برخی از منظر روانشناسی بر این باورند که خانه استعاره‌ای از رحم است. مأمنی است برای پناه آوردن. فروید درباره رحم و بازگشت به رحم سخن‌ها گفته است و البته بیشترش فضایی مردانه دارد؛ اما رابطه رحم‌ و خانه در آثار ادبی و هنری، به ویژه در جهان مدرن موتیفی تکراری است. در «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی، لیلا هراسان از جهان بیرون مأمن خود را خانه می‌داند. او به نوعی به رحمی بازمی‌گردد که او خود نمادش است. حال در «خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار» زنانی را می‌بینیم که در جستجوی رحمی هستند که در آن به سر می‌برند.

«خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار» در واقع مأمنی زنانه است که در مسیر از دست دادنش وابستگانش پرخاش می‌کنند. آنان قرار است رحم خود را از دست دهند که معنایی دوگانه دارد. علاوه بر سرپناه، از دست رفتن رحم به معنی اختگی زنانه است. ممکن است زنانگی خود را از دست دهند و این در مقابله با خاطرات مادری است که زن از دنیا رفته است. در این فضا آیا می‌توان از مخاطبان چنین خوانشی را متوقع بود؟ جواب بسیار سخت است؛ چرا که بخش مهمی از این درک به شناخت مخاطب از ندا هنگامی بازمی‌گردد. او باید بداند که هنگامی نشانگان را بر چه اساسی می‌چیند. مثلاً آن جیب‌های گل و گشاد روی لباس‌ها، حتی کاسه فلزی، کارتی که سرش باز است. اینها همه انگارهایی از آن رحمی است که عینیت نمی‌یابد؛ چون خانه عینی نمی‌شود. خانه شخصیت نمی‌شود و این محصول نمایشنامه‌ای ابتر است.
امید رستگار، مهدی حسین مردی، Ashvini و پرند محمدی این را خواندند
پرندیس این را دوست دارد
جناب زیورعالم سلام
ممنون از اشتراک نظراتتون در تیوال... من فکر می کنم نگاه کلیشه ای و مردساخته ی نمایشنامه (که البته نویسنده آن آقای چرمشیر ذکر شده است) منجر به نوعی تنگی نفس در نمایش شده است اگرچه برای من طراحی ها و کارگردانی خانم هنگامی موجب اکسیژن رسانی ... دیدن ادامه » و التذاذ از اثر تا انتها بود.
در مورد تفسیر ، "خانه _ رحم و ارتباطش با زنانگی ، باید بگویم این اینهمانی کردن و به عبارتی دیگر یکسان سازی هویت زنانه و زنانگی با قابلیت باروری و مادری یک انگاره ی مردسالار و در نتیجه یک تفسیر مردساخته( و واجد نگاه تبعیض آمیز) است. بخشی از هویت زنان می تواند مادری باشد این یکسره انگاری باروری و زنانگی بسیار قابل نقد است.
شخصا نمایشنامه را مردساخته و تکراری می دانم به دلیل فروکاستن مشکلات زنان به چند کلیشه ( البته موجود در زندگی برخی از زنان این اجتماع) با نگاه دلسوزانه و ندیدن مشکلات بسیار دیگر زنان و انسان های این اجتماع در روزمرگی اجتماع امروزمان که ناگفته و روایت نشده باقی مانده است ... این نگاه رهایی بخش نیست و صرفا به عجز و لابه تنها تعدادی مشخص از زنان تحت انقیاد در موقعیت های مشابه اکتفا می کند و اساسا به مانند نمونه های تکراری و مشابه اش رنج ها و حرمان های شدید و بعضا اگزجره مانند سلطه ی فیزیکی و مستقیم حاد، آرزوی مادری و نقص بدنی و... را بدون تعمیق در خاستگاه مشکلات بازنمایی می کند ...در این نمایش به جای ریشه شناسی(البته در قالب درام) ، منشا اصلی بیشتر این مشکلات ، غیاب مادر(ترک او) برای رسیدن به هدف شخصی اش -نویسنده شدن- معرفی شود
۲۱ اسفند ۱۳۹۵
با نقد جناب زیورعالم موافقم...در یک جمله نمایش در همه ابعاد ناتوان بود(البته بازیها بد نبودند) ....متن خوب نبود و کارگردانی از اون هم بدتر بود
۲۲ اسفند ۱۳۹۵
متن‌های محمد چرمشیر محافظه‌کارانه پیش می‌رن... متاسفانه متن دیابولیک هم بدون جسارت بود... متن نیازمند رویدادهایی هست که مخاطب رو از صندلی بکنه و این مساله در متون اخیر چرمشیر دیده نمی‌شه... دیگه بوی تجربه و نوآوری نمی‌ده... این برخلاف اون چیزی هست که ... دیدن ادامه » چرمشیر تدریس می‌کنه...
۲۳ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای این نمایش در روز شنبه ۲۱ اسفندماه لغو شده است. خریداران محترم برای جا به جایی بلیت خود می توانند با شماره ۶۶۸۷۱۸۹۷ در روزها و ساعات اداری ۱۳ تا ۱۰ و ۱۷ تا ۱۴ تماس بگیرند. در غیر این صورت برای لغو بلیت خود شماره کارت بانکی، اسم صاحب کارت و شماره پیگیری بلیت خود را به به پشتیبانی تیوال به نشانی support@tiwall.com ارسال نمایند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((بهاری کم نفس؟))
"خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار" ، نمایشی فرمالیستی زیبا و تماشایی است که محتوی و مضمون آن باعث نفس تنگی اش می شود.
نحوه شخصیت پردازی و شیوه ی پرداخت روایت زنان در این نمایش شنیده شده و به نوعی کلیشه ای است و البته مردساخته ... چرا که دیدگاه مردساخته همه مشکلات زنان را در چند کلیشه ی مهم دسته بندی می کند و تقلیل می دهد و با پرداخت تکراری و (البته دلسوزانه) با پافشاری شاید اغراق آمیز بر این کلیشه ها(که صد البته در زندگی های برخی از زنان هم اتفاق می افتد) به انواع پنهانی تر از ظلم و سرکوب در ابعاد وسیع تر و مدرن تر در جامعه امروز ( نسبت به زنان – انسان های طبقه متوسط) اشاره ای ندارد .نکته ی دیگر قرائت مردساخته و کلیشه ای از مشکلات زنان این است که سویه رهایی بخشی در این روایت ها متصور نیست.. بخش عمده ای از این انتقادها متوجه نگاه آقای ... دیدن ادامه » چرمشیر در متن می باشد که البته به برخی از فراز های اجرا هم سرایت کرده.. مشخصا جایی که دختر کوچک، ترک مادر از خانه را اجرا (روایت)می کند و ما می بینیم که اگرچه مادر از چهارچوب خانه بیرون آمده باز هم در چهارچوب محصور بیرونی می دود و راهی به رها شدگی و خارج بودگی از حصارها برایش متصور نیست. نگاه به رهایی مادر ( که نویسنده است)با کلیشه ی ترک فرزندان گره می خورد و مسبب ابدی(اصلی) مشکلات همه ی دختران معرفی می شود.
در عین حال این نمایش به لحاظ فرمیک یکی از زیباترین و جذاب ترین نمایش هایی بود که در این چند سال اخیر تماشاکرده ام..... شیوه ی سبکی و فرم اجرایی و طراحی ها( فارغ از جهان متنی اش) به قدری خوشایند ،نو، چشم نواز و فکورانه بود که باعث شد متوجه زمان سپری شده نمایش نشوم.....
در این نمایش محتوی از فرم عقب می ماند هر چه فرم پیشرو و نوآورانه (و بدین سبب رهایی بخش است) متن در یک بازتولید معمولی روایت ها (هر چند محقق و واقعی) در جا زده است...
خانم هنگامی جزو کارگردانان بسیار خوش سلیقه و هوشمندی هستند که شیوه سبکی منحصر به خودشان در آثارشان قابل ردیابی است ...
امیدوارم درکارهای بعدی خانم هنگامی شاهد همراهی و پیش روی شانه به شانه ی این فرم خلاق و پیشرو با محتوی همسنگش باشیم که اگر چنین شود مطمینم شاهکارهای زیادی از ایشان را بر صحنه ی تاتر ایران شاهد خواهیم بود.
بسیارى از چهره های هنری و سیاسی مهمان خانه اى در انتهاى خیابان بهار شدند
.
به گزارش روابط عمومى گروه، در دو هفته اجراى این نمایش چهره هایى هم چون : شهیندخت ملاوردی معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده، رسول خادم، معاون وزیر ورزش، زهرا سعیدی، نماینده مجلس و سخنگوی فراکسیون زنان، شهرام گیل آبادی، مدیر روابط عمومی و امور بین الملل شهرداری تهران، سید احمد خمینی
و همچنین
آتیلا پسیانی، رضا گوران، هاله مشتاقی نیا، سهیلاگلستانی، زهرا صبری، اصغر عبدالهی
الناز حبیبی، هومن سیدی، بهاره کیان افشار، مسعود ردائی، مهدی کوشکی و بهرام افشارى، از مهمانان خانه اى در انتهاى خیابان بهار بودند.
بر اساس این گزارش، هفته سوم اجراى نمایش آغاز شده و تنها دو هفته به پایان اجراى آن باقیست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگوی تیوال با خانم ندا هنگامی عزیز و گرانقدر شنیدنی است و بسیار جالب
لذت بردم و بسیار ممنونم از ایشان
و خوشحالم که هستند
و با سپاس از خانم نازنین موسوی گرامی
عالیا و مهدی حسین مردی این را خواندند
ابرشیر، farhad riazi، رضا تهوری و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوابه دیگه
توی خواب همه چی عجیب غریبه
عجیبی ی خواب همینه دیگه
نمی دونم خوابه دیگه
تو خواب همه چی یه جورایی ی

سرمای منو ، سرمای خونه
این خونه رو کرده بود سردخونه

ما و این خونه و رازهاش
پیش فروش هفته سوم اجراى "خانه اى در انتهاى خیابان بهار"
.
فروش روزهاى آغازین هفته سوم نمایش آغاز شده و علاقه مندان به تماشاى این نمایش مى توانند بلیت مورد نظر خود براى روز هاى جمعه ٦ الى سه شنبه ١٠ اسفند را با تخفیف ویژه در سایت تیوال تهیه نمایند.
.
همچنین دانشجویان براى استفاده از تخفیف دانشجویى مى توانند از یکشنبه تا چهارشنبه هر هفته، قبل از اجرا به گیشه تماشاخانه ایرانشهر مراجعه نمایند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگوى روزنامه فرهیختگان با کارگردان نمایش "خانه اى در انتهاى خیابان بهار"

پای صحبت‌های ندا هنگامی کارگردان نمایش «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار» از نمایشنامه‌های محمد‌چرمشیر
تولید فکر مهم‌ترین وظیفه تئاتر است
ندا هنگامی این روزها نمایش «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار»‌ از متن‌های محمد‌ چرمشیر را در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برده است. چرمشیر یکی از مهم‌ترین نام‌های درام فارسی است. از باز‌خوانی‌های او از متون ادبی و نمایشی به عنوان ویژگی خاصش در تاریخ ادبیات نمایشی ایران یاد می‌شود. علاوه بر این چرمشیر نمایشنامه‌نویس بسیار پر‌کاری است. ندا هنگامی به دنبال بازی‌های رئالیستی در یک بستر مینی‌مالیستی بوده است. در این اجرا طراحی‌ها و ترکیب‌بندی‌ها از فضای غیر‌رئالیستی می‌آیند.
ابتدا قرار بود این ... دیدن ادامه » متن درباره پنج زن باشد که هر کدام از این زنان نماینده یکی از شخصیت‌های ادبیات دراماتیک باشند. قرار بود مهناز، «لیدی مکبث» باشد‌، یلدا از‌ «یرما» بیاید، لاله اشاره به «لورا»ی نمایش «باغ وحش شیشه‌ای» داشته باشد، کلاله «کردلیا»ی «شاه لیر» بود و ناهید هم قرار بود «نینا» از نمایش «مرغ دریایی» آنتوان چخوف باشد. در واقع در گفت وگوی من و محمد چرمشیر قرار بود که این پنج زن را در یک خانه قرار بدهیم. چرمشیر پنج زن ایرانی به من تحویل داد. من احساس کردم وقتی می‌شود این مسائل را با زنان ایرانی تا این حد زیبا بیان کرد؛ چرا برویم سراغ آن کاراکترهای نمایشی.
محمد چرمشیر یکی از درام‌نویسان مدرن ایران است که سابقه عجیبی در درام‌نویسی ایران دارد. متن‌هایش از یک زمان خاصی می‌آید و از آن زمان هم عبور می‌کند. به نظرم متن پهلو می‌زند به درام‌نویسی مدرن دنیا. ممکن است نمایشنامه‌های او درک نشود. ممکن است ذهنیت کلاسیک آن را پس بزند. مخاطبی که قصه را دنبال می‌کند این متون چرمشیر را درک نمی‌کند. شاید مخاطب بخواهد یک قصه را از صفر تا صد بشنود. خوشبختانه امروز این تفاوت جا افتاده است و مخاطب در آثار چرمشیر دنبال کشف و شهود می‌گردد. خصلت تئاتر همین موقعیت‌ها و حضور شخصیت‌های پیچیده در بستر مکاشفه است. ماجرا همیشه پیچیده‌تر از یک چیز ساده است.
همیشه در کارگردانی به دنبال جنسی از عریانی هستم؛ متن‌هایی که هندسه ذهنی دارند. مثلا در نمایش‌های «ماضی استمراری»، «در خواب به سراغم آمد»، «نیمروز اسکاتلند» و نمایش آخرم یعنی «خانه‌ای در انتهای خیابان بهار» همین روند را دنبال کرده‌ام. فکر می‌کنم یک روند مهندسی ذهنی است. آدم‌ها در لابیرنت‌ها و مازها قرار می‌گیرند. شخصیت قصه در «اکت بیرونی» قرار می‌گیرد. رئالیسم صحنه را حذف و آنها را نشانه‌گذاری می‌کنم. امروز خانه در نمایش ما یک چهارپایه یا یک نردبان بزرگ آهنی است. این نردبان نماد فلزی پدر و کسی است که به خانه قفل زده است. باید این نردبان‌ را نشانه‌شناسی کنید. همه شخصیت‌ها از این نردبان فلزی بزرگ بالا می‌روند. همه روی آن مونولوگ می‌گویند. باید بررسی کنید و ببینید چرا فلزی است. سعی می‌کنم تمام اشیا را از بازیگر بگیرم. این اتفاق باعث می‌شود کار بازیگر سخت شود.
طبق شنیده‌ها و تجربیاتی که پیدا کرده‌ام تئاتر اساسا خصوصی نیست. شهرداری‌ها حامی تئاتر هستند. وظیفه اصلی تئاتر ایجاد تفکر است و در آن اقتصاد چندان مهم نیست. ایجاد تفکر مهم‌تر از تامین اقتصادی است. بنابراین اگر هنرمند بر وظیفه اصلی خود که تفکر است تمرکز کند، طبیعتا باید از لحاظ مالی حمایت شود که متاسفانه این امر در اینجا جا‌نیفتاده است.
خیلی شتاب‌زده وارد پروسه تئاتر خصوصی شده‌ایم. همین شتاب‌زدگی مخاطبی را آورده که به زعم من مخاطب اصلی تئاتر نیست. به عنوان یک کارگردان اصرار دارم شیوه کارگردانی و استایل شخصی خودم را حفظ کنم. به زودی آن مخاطبی که دنبال سرگرمی می‌آید ریزش خواهد کرد. البته او تئاتر خاص خود را خواهد داشت. چالش و اندیشه در تئاتر شکل روشنی خواهد گرفت. من به آن روز امید دارم.
لینک گفتگو:
http://newspaper.fdn.ir/?nid=2168&pid=15&type=0
ابرشیر و مهرداد کیا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

معاون رئیس جمهور به تماشای تئاتر خانه ای در انتهای خیابان بهار نشست.


تئاتر«خانه ای در انتهای خیابان بهار» به آسیب ها و مشکلات این روزهای زنان و دختران جامعه می پردازد.

ﺳﻪشنبه ۰۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۹:۲۹

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی معاونت، شهیندخت مولاوردی معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده, به تماشای تئاتر خانه ای در انتهای خیابان بهار نشست.

بنا بر این گزارش «خانه ای در انتهای خیابان بهار» نوشته محمد چرمشیر و با کارگردانی ندا هنگامی و تهیه کنندگی هادی علی محمدی، داستان اجتماعی است که به آسیب های روانی و معضلات دختران و زنان می پردازد.
لینک خبر:
http://women.gov.ir/news/7244/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید






عکسی متناسب با محتوای نمایش« خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/etje_bahar.jpg



یادداشتی بر نمایش« خانه‌اى در انتهاى خیابان بهار » نوشته « محمد چرم شیر » و کارگردانی« ندا هنگامی »
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=37188






گویی که در زهدان دنیای حقیرشان
جان سپرده اند

درود بر تو دوست پر احساس و اندیشمندم
۰۳ اسفند ۱۳۹۵
آقای رحمانی چرا لینک عکس باز نمی شود
لطفا رسیدگی فرمایید
بنده عکسهای ارائه شده توسط شما را فارغ از محتوای نمایش
واقعا دوست داشتم
۰۱ شهریور ۱۳۹۶

دوست گرامی
بسیار ممنونم از توجه و همراهی شما
حضرتعالی می توانید برای مشاهده عکسها به کانال" همینطوریها " مراجعه نمایید

باز هم از التفاتتان متشکرم
۰۴ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش از امروز چهارشنبه ۲۷ بهمن ماه ساعت ۱۹ آغاز خواهد شد
اسماء گل شقاق این را خواند
مهندس محراب نجعی نژاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جنگی نیست اما خرابه هست... عاشقی نیست ولی معشوق هست... جنایتی نیست ولی معلول هست... مادری نیست، فرزند هست... رابطه ای نیست ولی رابطه هست...
و تمام این وضعیتهای متناقض در "خانه ی کوچه ی بهار " بخوبی نشان داده می شود، که از نبودن اشتراک بین رویا و فکرِ اعضای خانواده با قراردادهای کهنه زندگی (که خواست منشا قدرت است) بوجود آمده است.
نمایش مدرنی است که در ابتدا بر رویاهای عقیم مانده نور می اندازد و کمی بعدتر با هوشمندی فاصله و شکاف بین قدرتِ تصمیم گیرنده با خواست اعضای خانواده را روشن می کند (من سهمم رو از عشق می خوام ...). و در نهایت از عمق تاریکی صحنه هجوم کلی سوال مثل :
آیا تغییر و دگرگونی زندگی امروز نیاز ماست یا مجبور به انتخاب "زندگی راستین غایب" در رویاهایمان هستیم؟
همه ی بازیگرها حرفه ای و عالی! یک درد مشترک را نمایش دادند، و ماهرانه با نشان ... دیدن ادامه » دادن جزییات، همدیگر رو کامل می کردند و نمایش را لذت بخش تر... تلخی تکرار زندگی از قبل از نشستن شروع شده بود. و کلن پنج دقیقه زمان طول کشید تا چشم به تاریکی "خانه ی کوچه ی بهار" در صحنه عادت کند... موسیقی بسیار بجا، صدای زنگها و افتادن اشیا که موسیقی تکمیلی کار است مثل تک نت های کوبنده است. نمادها مثل چارپایه و... که لذت رمز گشایی را می دهد. لیاس و گریم و در نهایت کارگردانی خوب که همه چیز ، هم فرم و هم محتوی و اندیشه را با ظرافت در کنار هم قرار داده است.
موفق ترین باشید.
"خانه اى در انتهاى خیابان بهار"
در اولین اجراى خود به دلیل همزمانى با "دربى" با اهداى شاخه هاى گل زر قرمز و آبى و پخش صداى مسابقه فوتبال پس از اجراى نمایش برنامه ویژه اى براى خانمها که اجازه ورود به استادیوم هاى ورزشی را ندارند، برگزار کرد.
.
همچنین فروش روزهاى جدید نمایش آغاز شده و علاقه مندان به تماشاى این نمایش مى توانند بلیت مورد نظر خود براى روز هاى سه شنبه ٢٦ الى جمعه ٢٩ بهمن را در سایت تیوال تهیه نمایند.
.
آخرین اخبار و تصاویر نمایش در
‏www.instagram.com/khaneh_theater
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود
دوسش داشتم
بازی های خوب ،دیالوگ های شنیدنی ،طراحی لباس دوست داشتنی و طراحی صحنه که در عین سادگی جذاب بود باعث می شد که غم و ریتم آروم کار به چشم نیاد
دیالوگ های خوبی داشت که متاسفانه دقیق در خاطرم نمونده
-دلم نمی خواد چیزی ازم جا بمونه،پس می نویسم
-من فقط سهمم رو از عشق می خوام
-می ترسم کسی ما رو پیدا نکنه
نمایش پر مفهومی بود.صحنه پردازی خاصی نداشت اما نقطه قوتش بازی بازیگران و دیالوگ های مغزدار نمایشنامه بود.در کل پر ازحس های قشنگ هست.گروه بازیگری همه عالی بودن اما نازنین بیاتی و به خصوص مهسا ایرج پور شاهکار بودن.تمام گروه خسته نباشید برای این نمایش زیبا و حرف دار
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۵خواهر هستند (به نمایندگی از جمعِ زنان) در خانه‌ای که در آن بوی گاز می‌آید («امکانِ» همیشگی انفجار و تغییر)، در خانه‌ای که «پدرِ» آنان (به نمایندگی از جمع مردان»، که مرده‌است، ولی حتی هنوز بعد مرگش سایه‌ی سنگینش بر روی زنان خانه‌اش حس می‌شود. دخترانی که در طول نمایش دلیل‌تراشی‌های زیادی برای عدم خروجشان از آن وضعیت می‌کنند؛ دخترانی که بینِ انفجار و شکستن بنیان‌های پوشالیِ خانواده و امنیت و حفظ خانواده‌ی تیکّه‌پاره‌شان که در شُرُف آن انفجار و «رخدادِ تصمیم‌ناپذیر» است، سردرگم‌اند.
خانم هنگامی برنامه‌ای که امشب به مناسبت دربی برای زنان تدارک دیده بود، سردرگمی‌ای که نمایش آن را باز-نمایی کرده بود را در واقعیت به نمایش گذاشت، جایی که خانم ندا هنگامی از زنانی که دوست داشتند امروز در ورزشگاه باشند و به دلیل منع آنان از حضور در ورزشگاه ... دیدن ادامه » نتوانستند آنجا باشند خواست که به صحنه بیایند و اکثریت زنانِ حاضر در سالن خیره به یکدیگر نگاه می‌کردند و منتظر بودند کسی پا پیش بگذارد تا آن‌ها نیز به صحنه بیایند و حتی بعد از اینکه عده‌‌ی نسبتاً قابل قبولی به صحنه رفتند، همچنان عده‌ای قابل توجه ترجیح دادند سر جایشان بایستند و شهامت و انرژیشان را برای تبلیغ و گرفتن حقشان معطوف به تلگرام کنند.
من به عنوان یک انسان که از قضا خودم را مرد نیز تعریف میکنم، از خانم هنگامی بابت زحمتشان و بازتاباندن روشنایی فکر روشنشان تشکر میکنم.
جناب آل مهدی گرانقدر درود
سپاس از شما بابت این اشتراک, جسارتا و در نهایت ادب و اخترام؛ برداشت خوشایندی از این بخش فرمایشاتتون نداشتم. شاید هم بنده درست متوجه منظور شما نشدم؛
""همچنان عده‌ای قابل توجه ترجیح دادند سر جایشان بایستند و شهامت و انرژیشان ... دیدن ادامه » را برای تبلیغ و گرفتن حقشان معطوف به تلگرام و جمع‌های خاله‌زنکیشان کنند.""

بنده به شخصه و به عنوان یک بانو, هیچگاه دوست نداشتم و نخواهم داشت در ورزشگاه برای تماشای فوتبال حاضر باشم و تنها دلیلش بدون هیچ جبهه گیری خاصی, عدم علاقه شخصی به این ورزش است ؛ بنابراین اگر بنده نیز امروز سعادت حضور در سالن نمایش را داشتم قطعا از بانوانی بودم که ترجیحا بر جای خود می ایستادم.
سلامت, شاد و پاینده باشید دوست ارجمند.
۲۵ بهمن ۱۳۹۵
اقای ال مهدی....این اداستان ورزشگاه رفتن مثل خیلی دیگه از موارد در دنیای مجازی مشکل خیلی بزرگی هست و نه در دنیای واقعی .....من در دنیای واقعی از اطرافیان پرشمارم نه بین مردان و نه زنان کسی رو نمیشناسم که علاقه ای به استادیوم رفتن داشته باشه(خارج که نیست که ... دیدن ادامه » ....بخورن و سرود دسته جمعی بخونن،این وریا فحش کش دار به اونوریا میدن و بالعکس....امکان باطوم خوردن وجود داره....حما و نقل و ترافیکش مناسب نیست و....) علاقه مندان فوتبال هم ترجیح میدن خیلی شیک و مجلسی از تی وی ببینن.....البته قطعا دخترانی وجود دارن که علاقه دارن برن ورزشگاه و امیدوارم این امکان فراهم شه....اما درصدشون در دنیای واقعی عدد کوچکی هست و بین انبوه مشکلاتی که دارند این یکی از کوچکترینها و کم ضررترین هاشون هست....وقتی کسانی در فضای مجازی از این بعنوان یکی از اصلی ترین خواسته ها عنوان میکنن ، نه تنها سودی نداره که باعث از دست رفتن پتانسیل ها و فرصت ها میشه.....اما مطلبی که راجع به این که عده ای ترجیح میدن در تلگرام.....در حالت کلی درست هست و دلیلش هم به مطالب بالا ربط داره....فضای مجازی ما در مجموع شده جایی برای ایده ال پردازیها و ژست قهرمانانه گرفتن ها و.... و با. مشارکت در کمپین ها و.....حس شهروندی و معترض افراد ارضا میشه و بعد در دنیای واقعی به زباله ریختن در مقابل منزلشون هم اعتراض نخواهند کرد
۲۵ بهمن ۱۳۹۵
سلام آقای دانش
این مسئله‌ی «ورزشگاه رفتن» مثل خیلی از مسائل دیگه میتونه نمادین باشه و اصلا بحث صرفا رفتن به ورزشگاه نیست، چه بسا به همون تعداد که دوست ندارند در ورزشگاه حضور یابند به همون تعداد دوست داسته باشند به ورزشگاه بروند، صلب از این قبیل اختیار ... دیدن ادامه » هاست که مسئله‌ی اصلیه.
و ضمناً معتقدم همین شیک جلوی تلویزیون نشستن‌ها و همین نجابت کاذب مردان و زنان ماست که باعث شده «امرِ جمعی» به فراموشی سپرده بشه، رقت انگیزه که جدای از نتوانستن، نمیدانیم چگونه دست جمعی خوشحالی کنیم، مرد و زن در کنار هم، ابتدایی‌ترین اصول را خودخواسته به فراموشی سپرده‌ایم.
۲۵ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید سانس‌های تازه روز یکشنبه ۲۴ بهمن‌ماه ساعت ۱۴ فراهم می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"خانه اى در انتهاى خیابان بهار"
در اولین اجراى خود به دلیل همزمانى با "دربى" پایتخت و با توجه به این موضوع که خانمها اجازه حضور در استادیوم را نخواهند داشت ، با احترام به آقایان براى خانمها برنامه ویژه اى خواهد داشت.
.
علاقه مندان به تماشاى این نمایش مى توانند بلیت مورد نظر خود براى روز هاى یکشنبه ٢٤ الى سه شنبه ٢٦ بهمن را با تخفیف ویژه در سایت تیوال تهیه نمایند.
.
نویسنده : محمد چرمشیر
طراح و کارگردان: ندا هنگامی
تهیه کننده:هادی علی محمدی
.
بازیگران به ترتیب نقش:
لیندا کیانی
نازنین بیاتی
مهسا ایرج پور
شیرین اسماعیلی
معصومه رحمانی
.
از ... دیدن ادامه » یکشنبه ۲۴ بهمن ١٣٩٥
تماشاخانه ایرانشهر، سالن سمندریان
ساعت ۲۰
فروش بلیط از سایت تیوال
http://www.tiwall.com/theater/khaneh-bahar
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید این نمایش با تخفیف سه روز نخست به کارگردانی ندا هنگامی و بازی لیندا کیانی، نازنین بیاتی، مهسا ایرج پور، شیرین اسماعیلی، معصومه رحمانی از امروز، چهارشنبه ۲۰ بهمن ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
mahan.m این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید