تیوال نمایش خانواده دوست داشتنی من
S3 : 22:14:59
  ۲۳ اردیبهشت تا ۱۷ خرداد
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: محمد رفیعی
: محمد رفیعی، سارا جمالی، داوود بالانی، فردین رحیمی، سپیده نجفی

: مهدی صفری
: مهدیس وندائی
: سمیه سلطانی
: عاطفه رضائی
: سمانه گلچین
: علی موسویان
: رضا رحیمیان
: مجید محبوبی راد، علی مرتضائی
: داوود بالانی
: میثم سرخانی
: کسری زاهد
: احسان جودت

برنده جایزه بازیگری مرد
برنده جایزه نویسندگی
برنده جایزه کارگردانی
از بیست و سومین جشنواره تئاتر استان تهران

این مامانه، مامانم هیچوقت رو حرف آقام حرف نمی‌زنه، تکرار می‌کنم هیچوقت. جزو معدود زنهاییه که شوهرشونو بیشتر از بچه هاشون دوست دارن. ساده، مهربون و دوست داشتنی، البته به شرطی که عصبانیش نکنید. وقتی عصبانی بشه از یه کوسه سفید ۵ متری هم خطرناک تره، البته گرسنه‌ش.


- از همراه داشتن فرزندان زیر ۸ سال خودداری نمایید.

مکان

خیابان ولیعصر، چهارراه امام خمینی، تالار محراب
تلفن:  ۶۶۴۰۲۲۸۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش خانواده دوست داشتنی من / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «خانواده دوست داشتنی من» تمدید شد

» اجرای نمایش «خانواده دوست داشتنی من » به دلیل استقبال تماشاگران تمدید شد

» ژاله صامتی به تماشای " خانواده دوست داشتنی من " خواهد نشست.

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دو شب پیش این نمایش رو دیدم ولی متاسفانه قسمت نظرات مدام در حال لود شدن بود و نشد زودتر نظرم رو بنویسم.
اول از همه خسته نباشید میگم به جناب رفیعی ارجمند و گروه خوبشون.
به نظرم دوستی که واژه "شریف" رو برای این کار انتخاب کردند، حق مطلب رو به درستی ادا کردند.
سادگی کار خیلی بهم چسبید..از اینکه برای خندادن تماشاگران به هر خفتی تن ندادند و در اوج، از مخاطبین خنده میگرفتند هم بسی لذت بردم.
به وضوح همه بازیگرها داشتند از جون و دل مایه میذاشتند دم همتون گرم ..دست مریزاد..

یه انتقاد هم به قسمت غمناک کار دارم.. یه جورایی ضدحال بود و دوسش نداشتم.
نکته آخر اینکه سر صحنه های درگیری به شدت نگران بودم خدای نکرده سر یا چشم یکی به گوشه میز یا سرامیک کف بخوره..خیلی خطرناک بود کاش این قسمت ها یه مقدار محافظه کارانه تر و با تدابیر بیشتری انجام میشدن..
در انتها ... دیدن ادامه » تشکر میکنم از همه عوامل این کار "شریف" ،
آرزومند موفقیت های روزافزونتان هستم :)

سلام و عرض ادب خانم کامروز عزیز. خیلی لطف کردین. خوشحالم از اینکه کار رو دوست داشتید حقیقتا فکر میکردم از کار خوشتون نیومده و به خاطر رودربایستی با بنده نظری ننوشتید و یه جورایی ملاحضه مارو کردید چون انتهای نمایش هم افتخار آشناییتون رو نداشتم. اما وقتی ... دیدن ادامه » نظرتون رو دیدم جدا خوشحال شدم.
در مورد صحنه های اکشن ما من قبلا هم توضیح دادم که ما بارها این صحنه ها رو تمرین کردیم تقریبا تمام تماشاگران ما در مواجهه با این صحنه ها حس شمارو دارن (نگرانی) اما بازیگران ما بارها تمرین کردن تا ریسک آسیب پذیری رو به حداقل برسونیم. ما حتی تماشاگرانی داشتیم که برای بار دوم اومدن کار رو ببینن که چک کنن اون میزان سن ها اتفاقی اون شکلی اجرا شدن یا نه قرار بوده همینجوری باشن ((:
خیالتون راحت باشه شکر خدا تا الان تو هیچکدوم از اجراها مشکلی از ابن بابت نداشتیم البه تو تمرین ها تا دلتون بخواد که اونم طبیعی هست.
یه دنبا سپاس بابت مهربونیتون و ثبت نظرتون.
۱۲ خرداد
بله درست میفرمایید و من هم نگرانی رو توی تماشاگران کنار دستی خودم میدیم و حس میکردم، ولی اعتقاد دارم جذابیت اون لحظه ها در همین طبیعی بودنشون بود.

ممنون از شما
۱۴ خرداد
بزرگوارید
درسته ما هم لذت بردیم هم نگران شدیم:)
۱۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش تمدید شد. خرید بلیت از دوشنبه ۱۳ تا جمعه ۱۷ خرداد، به کارگردانی محمد رفیعی و با بازی محمد رفیعی، سارا جمالی، داوود بالانی، فردین رحیمی، سپیده نجفی فردا (جمعه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود
با وحشت بلاخره بعد از مدتها کاری رو تو سالن محراب انتخاب کردم ، خودم رو آماده ی جدال با صندلی های داغون و شکسته و هوای گرم سالن کرده بودم که سالن انتظار رنگ شده توجه م رو جلب کرد و هنگام ورود به سالن هم صندلی های نو و شیک و پیک و سالن خنک استارتر خوب و غافلگیر کننده ای برام بود
و اما خود نمایش ، به نظرم با کار شریفی مواجه هستیم که همه توش نهایت سعی شون رو میکنن تا بهترین شون رو به بیننده انتقال یدن و براش اوقات خوشی رو بسازن ، اغلب شوخی های کلامی و اسلپ استیک طوری دراومده ، متن ساده و سر راسته قصد اصلیش هم همینه (شاید بزرگ ترین ایرادش هم همین باشه ) ولی در عین سادگی هم هدف داره هم چالش و هم پیام ، نکته قابل توجه دیگه از دید من استفاده درست و منطقی از لهجه بود که در عین شیرینی به لودگی و تمسخر نزدیک نمیشد
در کل عرض خسته نباشید دارم خدمت دوستان ... دیدن ادامه » و ممنونم از شب خوبی که برامون ساختید
6 از 10 سه ستاره ولی برایند کلی کار با توجه به بازیهای در خور تحسین از دید من 4 ستاره میکنه کار رو ، قیمت هم معقوله
ادیت : نکته جالب و تحسین برانگیز دیگه اشراف دوستان به تیوال بود و اینکه در انتها از دوستان اکانت دار تیوال خواستن که ثبت نظر کنن تا اکانت های جدید ایجاد شائبه برای بقیه نکنه ( هرچند اظهار نظر اول جای هیچ گله ای رو نمیگذاره و تنها 1 نظر دادن و محو شدن مشکل اغلب این اکانت ها هستش )
سلام جناب جعفریان عزیز. باعث افتخار بنده است که شما به عنوان یکی از قدیمی ها و صاحب نظران تیوال از نمایش ما رضایت داشتید.باور بفرمایید این نظرات برای بنده بسیار با ارزش هست و اهمیت ویژه ای برام داره. البته دیشب بهترین اجرامون نبود ولی خب شکر میکنم خدارو ... دیدن ادامه » بابت رضایت شما و دیگر عزیزان. کاشکی افتخار آشنایی هم به بنده میدادید در انتهای نمایش. به امید دیدار دوباره. بسیار بسیار ممنونم از اینکه به تماشای ما نشستید و بابت ثبت نظرتون.
۰۹ خرداد
درسته جناب رفیعی
جناب کارآمد سالن محراب تا همین چند وقت پیش صندلی های سفت و سخت چوبی طوری تازه اونم غلب شکسته با دشکچه های زوار در رفته داشت که الان شده صندلی هواپیمائی راحت و شیکان پیکان :)))
۰۹ خرداد
چقدر خوب فرزاد جان بالاخره یک چیز روبه رشد هم دیدیم خیلی خوشحالم و امیدوارم این روند ادامه پیدا کنه
۰۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جمعه برای سومین بار این نمایش رو دیدم و باز هم خندیدم از ته دل برای بار سوم به جرات میگم کاری با این حجم از وقایع کمدی ندیدم... اون هم بدور از شوخیهای چیپ مرسوم. کنار من یه آقایی بود که یه جاهایی از زور خنده خودشو میزد..... و باید بگم ا ذیت نمی‌شدم از این رفتارش بر خلاف همیشه که حتی نور موبایل دوستان دل نکن از گوشی هم اذیتم میکرد. این کار رو ببینید دوستان. حتما توصیه میکنم ببینیدش اما نه صرفا برای خنده برای دیدن یه کمدی درست و حسابی و حتی مرجع تو این روزهای قحطی کمدی خوب. این نمایش رو ببینید برای بازیگرانی که خواهید دید چه زحمتی میکشند برای اجرای یک خانواده واقعا دوست داشتنی. این نمایش رو ببینید دوستان برای احترام به گروهی که به تماشاگر بی نهایت احترام گذاشته. ممنونم از همه عوامل این نمایش عالی.
سلام و عرض ادب جناب کاشفی عزیز. خیلی لطف کردین و مارو قابل دونستید که بار سوم هم به تماشای ما بیایید و دوباره کامنت بزارید. من و گروهم همه تلاشمون رو میکنیم برای اینکه نمایشی خلق کنیم در خور مردمی رنجیده ، مهربان و دوست داشتنی و واقعا هیچ چیزی مثل کامنتهای ... دیدن ادامه » شما و عزیزان دیگه تیوالیمون نمیتونه خستگی رو از تنمون بیرون کنه. باز هم یک دنیا سپاس بابت تماشای ما و کامنت دوباره تون.
۰۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام خدمت جناب آقای رفیعی
بنده نه منتقد هستم ، نه ذره بین و نه هیچ فردی که صلاحیت نقد یک تئاتر را داشته باشم .
بنده یک شهروندی هستم که در این وضعیت اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی روزها به امید داشتن یک غروبی زیبا سخت کار می کنم و کار و کار .
جمله ای می نویسم برایتان صرفا جهت از بین بردن خستگی ساق های پایتان .
راستش بنده زیاد تئاتر رفتم و هربار که به روی صندلی نشستم فقط به این فکر کردم که قرار است چه لذتی ببرم در تاریکی صندلی ها ، روشنایی صحنه ، دیالوگ های طنز و یا احساسی و هزاران صحنه های لذت بخش دیگر .
از ردیف دوم وقتی به صورت تک تک شما نگاه می کردم احساس می کردم با تمام خستگی که دارید، همه تلاشتون بر اینه که من احساس کنم دارم یک بازی واقعی و روان و بدور از هیچ نقشی می بینم . درست منظورم رو رسوندم ؟ شما در ظاهر داشتید برای ما نقش بازی می کردید ولی ... دیدن ادامه » انقدر سادگی و لطافت محفل گرم خانه تان روی صحنه آغشته به حس زندگی ساده ی بدور از ریاکاری و افسردگی گذشته بود که حتی این نقش بازی کردن شما برای من عین طبیعتی بود که انگار وسط سفره زندگی واقعی خانواده ای نشسته بودم . توی غروب جمعه ی دلگیر مورخ 03/02/1398 زندگی ام بارها قهقه زدم و حالم خوب شد . شما برای خنداندن من از شوخی های جنسی استفاده نکردید و برای خلق صحنه هایتان از دل گرم و تفکرات بی سیاست و لطیفتان مایه گذاشتید .
تنها همین رو خدمتتون بگم که من نه برای ژست تئاتر روی اونجا بودم ، نه برای نقد بعدش ، نه ژست سیگار بعد تئاتر ، نه سلفی ، نه ریزبینی وجب وجب صحنه های نمایش شما یا کم و کاست حرکات روی صحنه .
یک کلام جناب رفیعی بسیار دلنشین و عالی و روان و گرما بخش بود میشه گفت بعد از دیدن زندگی در تئاتر ، هیچ نمایشی انقدر حالمو خوب نکرده بود .
جناب رجایی عزیز عرض سلام و ادب و احترام. بسیار ممنونم از این همه لطف و محبتی که به من و گروهم دارید. واقعا خوشحال خواهم شد اگر بتونم مردمم رو در این روزهای سخت شاد کنم.... من حتی به اون یک ساعت دیدن نمایش هم قانع نیستم.... باید بتونم تا مدتها در ذهن شما باشم ... دیدن ادامه » و هر بار که به خانواده دوست داشتنی فکر میکنید لبخندی رو لبهاتون بنشونم. بدون تعارف اگر غیر از این باشه و شما چند روز بعد این نمایش و آدمهاش رو فراموش کنید و این در مورد اکثریت تماشاگران صدق کنه بنده شکستی سنگین خوردم.اگر تا مدتها با شما ماندیم من موفق بودم و به این موفقیت افتخار خواهم کرد. افتخار خواهم کرد که هربار نمایش مارا یاد میکنید با لبخندی همراه باشد از لذتی شیرین و دیداری صادقانه و نجیب. ممنون و هزاران سپاس برای تماشای ما و صد البته ثبت نظرتون.
۰۴ خرداد
با درود مجدد .
اگر بخواهم روزگار ساده و دل نشین کودکی ام را بیاد بیاورم و نتوانم تصویری را در کوچه پس کوچه های خاطراتم پیدا کنم ، قطعا از تک تک صحنه های گرم شما در ذهنم برای تصاویری جدید استفاده خواهم کرد . شاید 20 سال بعد نتوانم 40 سال قبل را در ذهنم تصویرسازی ... دیدن ادامه » کنم ولی باعث خوشحالی بنده میشه که بتونم 20 سال جلوتر بیایم و تصویر شما را بیاد بیاورم . خدا را شاکرم که هستند هنوز هم خالقان اثرهایی که بدور از لابی ، سیاست ، طنزهای مستهجن و یا غیره تلاش می کنند تا صحنه های حقیقی و اصیل زندگی واقعیمون رو بهمون یادآور بشن . کاش اینقدر از اصالت های زیبای ایرونیمون دور نمی شدیم
۰۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنجشنبه به دیدن این نمایش رفتم و تا الان چندبار خواستم مطلب کوتاهی در مورد این خانواده کوچک بنویسم اما عقل و احساسم دائما دست و پامو می بستن و از هر طرف که به قضیه نگاه میکردم میدیدم نمیتونم چیزی بنویسم که اون یکی ناراحت نشه! اما بالاخره تصمیم گرفتم دو سه خط کوتاه بنویسم و نظر شخصی غیر کارشناسانمو ابراز کنم:

این نمایش بدجوری لب مرز کمدی و لودگی حرکت میکنه و با کوچکترین لغزشی می تونست به دره ابتذال و تئاتر ازاد سقوط کنه اما کاملا مشخصه نویسنده و کارگردان بسیار به این موضوع متعهد بوده و تلاش کرده به هر قیمتی از مخاطب خنده نگیره و با صداقتی عجیب تلاش داشته تا خط داستانش واقعا برشی از یک خانواده کوچک واقعی ایرانی باشه من مطمئنم بیشتر از نود درصد ماها تجربه هایی مثل اتفاقات این نمایش رو توی خانه هامون تجربه کردیم و اینجاست که مخاطب مشکل پسندتر و جدی ... دیدن ادامه » تر نمایش هم میتونه با کار همراه بشه و بدون توجه به مفاهیم عمیق ذهنی و بصری ساعتی رو بین این خانواده اشنا و صمیمی به شادی بگذرونه البته بشرطی که بدونه چرا به دیدن این کار آمده و قراره با چی مواجه بشه. برای من احترام به مخاطب که بشدت در تک تک دیالوگها مشخص بود ارزشمند و دوست داشتنی بود و بازی بازیگرها شاید بتونم بگم چیزی به اندازه فایت روی رینگ یا جنگ تن به تن انرژی صرف میکرد و واقعا این حد تلاش و زحمت در جای خود کم نظیر ولی کمی دردناک بود.
بازهم تکرار میکنم حقیقی بودن و صمیمیت و قابل باور بودن و دوری از هرگونه ادعا و گنده گویی و شعار دادن اضافی واستفاده از لهجه ترکی به اندازه و زیبا و شیرینی بازی جناب رفیعی در نقش پدر از نقاط قوت این نمایش دوستداشتنی بود اما چند نکته کوچک هم بنظرم رسید که دوست دارم با این گروه خوب و توانا برای کارهای بعدیشون در میون بزارم:

جناب رفیعی نمایش شما در شهرستان کوچکی مثل سرعین اتفاق می افته و من با محیط امروز اونجا اشنا نیستم اما قطعا میدونم دیگه اینگونه روابط در خانواده های تهرانی امروز مطرح نیست و این صمیمیت و شرم و حیا و مهربانی مربوط به دهه پنجاه و شصت بوده و از اونجا که شما از نریشن و فلاش بک برای شرح خاطرات پسر خانواده استفاده میکنید پس بهتر بود برای همزاد پنداری بیشتر , تاریخ وقوع ماجرا رو کمی به عقبتر میبردیدچون وقتی پسر داستان تازه پذیرش دانشگاه گرفته , هنوز ظریف وزیر خارجه است و روحانی ریس جمهور پس چطور (پسر) در نریشن میگه من همه شهرهای بزرگ دنیا رو دیدم و سالهاست خارج از کشورم؟!

جناب رفیعی کمدی بزن و بکوب به جای خودش خوبه و بامزه است اما این سبک هم مثل همه چیز نیاز به روزرسانی و نوسازی داره و اگر دقت کرده باشید صحنه هایی مثل توهم ورود دزد به خانه و ضرب و شتم اشتباهی عمو در تاریکی یا برخورد چوب به سرو شکم و کمر بازیگر مقابل مثلا در اثر مکالمه تلفنی پدر و یا زمین خوردن عمو و رد شدن چندباره اعضای خانواده از روی ایشون در کارهای کلاسیک سینما مثل لورل هاردی بارها تکرار شده و امروز دیگه اون تازگی و جذابیت قدیم رو برای مخاطب بزرگسال نداره و این صحنه ها کمترین خنده رو از تماشاچی میگرفت اما برعکس شوخی های موقعیت و مخصوصا شوخی های زبانی کاملا سالن رو منفجر میکرد و بنظرم کلاس کار رو هم بالاتر میبرد.
بنظر من صداقت و صمیمت و شرافت کارگردان این نمایش به اندازه ای زیبا و دوست داشتنی و جذاب بود که میشه کاستیهای کوچک نمایش رو ندیده گرفت و ساعتی فارغ از غوغای جهان بر لب سن نمایش سالن محراب نشست و شاد و خرسند شد.

پ ن1: من به هیچ وجه تماشاچی این سبک نمایش نیستم اما خوشحالم که بدون قضاوت قبلی این تجربه رو به خودم هدیه دادم و تونستم ازش لذت ببرم.(یکربع اول نمایش گارد داشتم و نمیتونستم با کار ارتباط برقرار کنم اما یواش یواش یخم اب شد و در اخر نمایش که با جناب رفیعی دست دادم و بهشون خسته نباشید گفتم از ته دل خوشحال بودم که با چنین انسان مهربان و شریف و صادقی اشنا شدم. )
پ ن2: دوستانی که مثل من با سالن محراب اشنا نیستن سعی کنن بلیت ردیف وسط رو تهیه کنن چون ردیفهای گوشه چپ و راست اصلا دید خوبی به سن ندارند

با ارزوی موفقیت روزافزون برای این گروه دوست داشتنی

سلام و عرض ادب جناب کارآمد عزیز. اول انکه ممنون که نمایش مارو تماشا کردید و بعد بسیار خوشحالم از اینکه مورد پسندتون واقع شده سوم اینکه تونستم با یکی از خوبهای تیوال آشنا بشم و امیدوارم به زودی خیلی از دوستان رو ببینم.و در مورد مواردی هم که نقد داشتید ... دیدن ادامه » چند مورد رو عرض میکنم. اول اینکه عباسی که داستان رو تعریف میکنه عباس 20 ساله نیست عباس 50 ساله است که میگه من تمام دنیارو گشتم و در واقع اینجا اشاره به این داره که عباسی که ما در نمایش میبینیم به چیزی که میخواسته رسیده البته در نسخه قبلی اشاره مستقیم میشد با نریشن از زبان عباس که میگفت دوره بعد ترامپ انتخاب نشد و روابط ایران و امریکا بهتر شد و من تونستم برای تحصیل به امریکا برم که خب این مطلب در نسخه جدیدمون حذف شد. در مورد سرعین و اینکه شرایط این خانواده بیشتر به دهه 50 میخوره باید عرض کنم که جناب کارامد عزیز اساسا بنده به همین دلیل این خانواده رو آذری دیدم چون همچنان احترام و فضایی که میخواستم درونشون هست و باور بفرمایید بسیار هم قوی هست چیزی که ما در جایی مثل تهران عملا نمبینیم. یا بسیار بسیار کم هست. بنده ترک نیستم اما بسیار با این عزیزان نشست و برخاست داشتم و حتی به سرعین علاقه خاصی دارم حتما به اونجا سفر کنید و ببینید که پسرهای نوجوان 15 16 ساله هنوز هم تو مغازه پدر کار میکنن به شدت به بزرگتر احترام میزارن و اصلا شبیه بچه هایی که با اولین ناراحتی بدترین حرفها و حتی فحشها رو به پدر و مادر میدن نیستن چیزی که متاسفانه تو ایران امروز کم نداریم. اما در مورد صحنه های یه ربع اول..... محمد جان شاید باورتون نشه اما من دیشب به بچه ها گفتم حذفش میکنیم و قرار شد از اجراهای بعدی حذف بشن. حق با شماست خوب نشدن و من به همین دلیل نظرات تماشاچی برام مهم هست و قطعا ازشون استفاده میکنم وقتی میبینم یه مورد رو چندین نفر هم نظر هستن قطعا به اون نظرات اهمیت میدم. سپاس فراوان بابت ثبت نظرتون و خسته نباشید انتهای اجرا که به دل بنده هم خیلی نشست.
۰۴ خرداد
جناب کارامد عزیز
خوشحالم که خوشتون اومد، فرموده بودید خیلی سختگیر هستید تو کارای کمدی ، واسه همین نگران بودم یه وقت خوشتون نیاد بعد من به عنوان یه پیشنهاد دهنده شرمنده بشم:)هرچند واقعا هنر سلیقه ایه. به موارد جالبی اشاره کردید که می تونست کار رو قوی تر ... دیدن ادامه » کنه . انشالله کارای بعدی اقای رفیعی . قطعا دیدن نظر بینندگان اثر و استفاده از فیدبک های مخاطبان ، رشد و بهتر شدن رو برای اهل فن به همراه داره و خوشبختانه اقای رفیعی عزیز نشان داده که این بخش براشون مهمه و با دقت نظرات مخاطباش رو پیگیری میکنن.
سپاس و موفق باشید
۱۰ خرداد
مرسی کاوه جان که پیشنهاد کردی و منو برای اولین بار به دیدن تاتر طنز فرستادی و امیدوارم این گروه روزهای خوبی رو با اجراهای عالی پیش رو داشته باشن
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش تمدید شد. خرید بلیت از چهارشنبه ۸ تا جمعه ۱۰ خرداد، به کارگردانی محمد رفیعی و با بازی محمد رفیعی، سارا جمالی، داوود بالانی، فردین رحیمی، سپیده نجفی آغاز شد.
آقای سوبژه (محمد لهاک) و یکتا وفا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خانواده دوست داشتنی من ، برشی است از زندگی خانواده ای کوچک که تعریضی است به خانواده ی بسی بسیار بزرگتر بنام جامعه ، با همان مسایل و مصایب ، مشکلات و دغدغه ها ، آگاهی ها و جهالت ها ، دانایی ها و نادانی ها و گستره ها و محدودیت ها .
فریمی است از زندگی زیسته ی خودمان و پیشینیانمان و ای بسا جام جهان نمایی است که زندگی فرداهای نامدگانمان را نیز پیش روی مان قرار می دهد ، گویی سرنوشتمان تا فرداهای دور و دوردستهای فردا در منازعه میان سنت و مدرنیته می گذرد و کاروان تمدن جغرافیایمان ، نه دل کندن از پس پشت خود را دارد و نه پای رفتن به پیش رو .
آینه ای است که کنش ها و واکنش های ذهنی و عملی مان را پیش رویمان می گذارد و عینیت می بخشد تا خویشتن خویش را در این آینه به نظاره بنشینیم و بخندیم و بگرییم و افسوس بورزیم و حسرت بخوریم به و برای توهم عقل کل بودنمان ، بی ... دیدن ادامه » منطقی هایمان ، جاه طلبی های بی موردمان ، غیرت ورزی های بی جایمان ، خودخواهی های بی حد و مرزمان و قس علی هذا سلسله ای مسلسل وار از این دست .
نمایش خانواده دوست داشتنی من سرشار از آدمها و اکت ها و دیالوگها و موقعیت هایی است که خود خودمان را به مرآی دیدگانمان می سپارد تا به چرایی وضعیتی که در آن قرار گرفته ایم برسیم ، چه به لحاظ فردی و چه از نظر اجتماعی ، تا بیش و پیش از هر چیز منقد خودمان باشیم و بدانیم که نقد خویش اندیشه ساز است و اندیشه سازی سرآغاز حرکت در مسیری است که به آفرینش تمدنی پویا منتج خواهد شد . ایدون باد
اما این نمایش کمدی به داوری بنده بر طرحی به غایت طنز آمیز بنا شده است ، چرا که علیرغم اینکه در تمامی مدت نمایش خلق موقعیت های کلامی و فیزیکی نشاط آور و خنده دار هدف کارگردان محترم و بازیگران عزیز است ، اما هیچ گاه مرزهای کمدی را نمی شکند و به ورطه ی ابتذال نمی افتد و این ، هنر نویسنده محترم این اثر است ، علیرغم این ، به داوری بنده متن اثر جای کار بیشتری هم داشت .
نکته بسیار حایز اهمیت اینکه نقش آفرینان چنان از عمق جان بر روی صحنه هنر آفرینی نمودند که بسی بسیار احترام برانگیز و تحسین آفرین بود .
دست مریزاد و خدا قوت و به امید دیدن آثاری بهتر و بهتر از این گروه محترم .

پ ن . در هنگام رورانس به عنوان نقطه ی مشترک بین سالن و صحنه ، کارگردان و بازیگران محترم ، نگاهشان متمرکز به لاین وسط سالن بود و دولاین کناری را از قلم می انداختند که این حرکت حرفه ای نبود .
به نکات جالبی اشاره کردید جناب عزیزی. تقابل سنت و مدرنیته و پرداخت مناسب فضا و شخصیت ها و بازی های کلامی خوب از کار درامده است. با شما موافقم که می توانست متن بهتر از این هم نوشته شود.
۰۲ خرداد
جناب رفیعی گرامی ، اینکه جنابعالی تک تک نظرات را مطالعه می کنید و برای پاسخ به آنها زمان می گذارید نشان از فروتنی جنابعالی و ارزش گذاری به مخاطب دارد که بسیار قابل تقدیر است . اما در مورد پرداخت افزونتر متن ، باید توجه داشت که هریک از انسانها درتمامی ساحات ... دیدن ادامه » (اعم از ساحات درونی و بیرونی) دارای گستره و محدودیت هایی هستیم که خاص خاص شخص خودمان است و بدون تردید اثری را که خلق کردید بر مبنای گستره و محدودیت های شخص جنابعالی پدید آمده است که الحق هم خوب پدید آمده است ، اما در مقایسه با ایده کار که بسیار خوب و بدیع است ، متن جای کار بیشتری داشت ، بدون شک اگر بنده نیز پدید آورنده اثری باشم و شما اثر بنده را به داوری بنشینید به نقاط ضعف و قوت متفاوتی پی خواهید برد .
برایتان موفقیت های فزون تر آرزو دارم . پاینده باشید
۰۳ خرداد
جناب عزیزی اصولا اگر مخاطبی وجود نداشته باشته نمایشی هم نخواهد بود. همیشه دغدغه مخاطب برای بنده بسیار جدی بوده و اساسا وقتی تولید نمایش برای عرضه به مخاطب هست پس چه طور میشه تماشاگر رو نادیده گرفت؟؟ لااقل بنده چه نمایش کمدی کار کنم و چه ابزورد قطعا تماشاگر ... دیدن ادامه » برایم الویتی بزرگ خواهد بود.برای شما هم موفقیت آرزو میکنم همراه با لبخندی محو ناشدنی در زندگی.
۰۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از انگشت‌شمار کمدیهای بزن‌بکوب "ایرانی" خوب که دیدم. گرچه متن دارای کاستی‌هایی است، برای نمونه، در مورد نقش پسر خانواده، با وجود داشتن پتانسیل خوب برای شوخیهای هوشمندانه‌تر، به همان شوخیهای کلیشه‌ای بسنده شده است، اما رویهمرفته نمایش خرسندکننده است. شوخیهای فیزیکی بسیار خوب از کار درآمده‌اند، به خاطر آمادگی بدنی شگفت‌انگیز بالای بازیگران و همچنین چینش صحنه هماهنگ با شوخیها. بازیها خوب و انرژی بازیگران ستودنی است. گزینش موسیقی برای صحنه پایکوبی، با نگاه به خاستگاه فرهنگی خانواده، می‌توانست بهتر باشد.
با سپاس از گروه و آرزوی کامیابی بیشتر در کارهای آینده
سلام و عرض ادب جناب محسنی عزیز. ممنون و سپاسگزارم از لطف و مهریونیتون نسبت به بنده و گروهم. واقعا این بچه ها تلاش کردن برای ساختن بک کار چشمگیر که امیدوارم موفق بوده باشه باور بفرمایید برای یک میزانسن انتهایی نمایش که حدود 30 ثانیه زمان میبره این بچه ها ... دیدن ادامه » حدود 15 ساعت تمرین سخت داشتن. و امیدوارم خوب در اومده باشه. باز هم ازتون ممنونم بابت تماشای نمایش ما و ثبت نظرتون. یه دنیا سپاس.
۰۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمدی شریف،بی ادعا و جذاب. دوستان توصیه می کنم ببینید و لذت ببرید
کاش زندگی دکمه بازگشت به عقب داشت
دکتر یوسف اباذری در نشستی که پیرامون مرگ مرتضی پاشایی در دانشکده علوم اجتماعی برگزار شده بود از کوره در می رود و خطاب به یکی از دانشجویان که گفته بود ((ما علایق مون رو خودمون انتخاب می کنیم و خودمون انتخاب می کنیم که چه موسیقی ای گوش دهیم)) فریاد می زند: ((شما فکر می کنید که انتخاب می کنید! شما انتخاب می شوید! سلیقه ی شما را انتخاب می کنند و به نام انتخاب به شما می دهند!)).
اشاره اون روزهای اباذری را ، این روز ها خیلی ملموس می توانیم ببینم. صاحبان رسانه و مهندسان افکار عمومی، در تولید فرهنگ به مانند یک کارخانه تولیدی عمل می کنند و در این بین سلایق را می سازند، به خوردمان می دهند و ما گمان می کنیم که انتخاب کرده ایم و از آن لذت می بریم!
"نمایش دلنشین خانواده ی دوست داشتنی من" مرا یاد صحبت های استاد عزیزم، یوسف اباذری ... دیدن ادامه » انداخت. تحلیل محتوای فیلم ها و نمایش های بیست سال اخیر می تواند این نظریه را در پیش روی قرار دهد که چگونه می شود در فرایند مدرنیزاسیون، سلایق مردم را تغییر داد و مدرنیته در ذات خود چگونه همه ی سطوح زندگی مان را دگرگون ساخته است. ثمره این تلاش های بیست ساله را می توانید در تمام سطوح فرهنگ مشاهده کنید. در سینما ، فروش چند ده میلیاردی نمایش های نظیر هزارپا، تگزاس، سالوادور، پنجاه کیلو آلبالو، مصادره، لانه زنبور، رحمان 1400 ، در موسیقی، ماکان باند، هوروش باند، حمید هیراد، مرحوم پاشایی، تتلو، در تلویزیون دورهمی مهران مدیری، خندوانه ی رامبد جوان، برنده باش رضا گلزار ، در تئاتر انواع نمایش نامه های طنز که در گوشه و کنار شهر برگزار میشود، همه و همه دو وجه مشترک دارند: یکی مخاطب زیاد و استقبال بی نظیر و دیگری ابتذال! ابتذال به معنی کامل کلمه. و عجیب اینکه این ابتذال بسیار خواستنی شده است. اگر نگاهی به فیلم های نامبرده شده داشته باشید، خواهید دید که تمام شان پر شده است از یک سری شوخی های عمیقا جنسی که عمیقا مخاطب را میخنداند و آنگاه کسی که نقد می کند هم اگر بر این نکات اشاره کند با پاسخی دندان شکن روبرو میشود! می گویند: مخاطب دارد پس می سازیم! شما نگاه نکن! البته در این بین استثناهایی نیز وجود دارد. که حسابشان جداست. جایی که فیلم غلامرضا تختی با آن همه تکنیک های کارگردانی و فیلم برداری و داستان و... به زور دو میلیارد می فروشد رحمان 1400 در یک هفته اکران 22 میلیارد می فروشد و مخاطب به سینما جذب می کند! تئاتر به اصطلاح موزیکال بینوایان با صد ها میلیون تبلیغ، بلیطش می رسد به دومیلیون تومان . مهران مدیری صاحب سبک از تلویزیون پیک ساعت مخاطب را می گیرد و دورهمی میسازد و مخاطبانش منتظر می نشیند تا ایشان با آن فن بیان زیبا و طنازی شان یک شوخی و یا متلک جنسی بکنند که برایش کف و سوت بکشند و در شبکه های اجتماعی فایلش را به اشتراک بگذارند! به راستی اگر این قهقرا نیست پس چیست! اگر این ساختن سلیقه مخاطب نیست پس چیست؟ اگر این صنعت فرهنگ نیست پس چیست؟
اما "خانواده دوست داشتنی من" حسابش فرق می کند! آقای رفیعی عزیز با یک داستان طنز زیبا (که ظاهرا خودش هم نوشته است)، به کمک گروه بازیگران توانمندش، لحظه های را خلق می کند که شما فکر می کنید زمان برگشته است به عقب و هیچ یک از این اتفاقات صنعت فرهنگ و فرایند مدرنیزاسیون رخ نداده است. هنوز خانواده همانقدر گرم است. هنوز پدر خانواده وقتی از در وارد خانه می شود دختر یکی یکدانه بابا، سراغش می رود، نان از دستش می گیرد و کت اش را برایش آویزان می کند، هنوز عمو با برادرش و خانواده برادرش زیر یک سقف زندگی میکنند، هنوز مادر و دختر می نشینند روبروی هم و سبزی پاک می کنند و حرف می زنند. و چقدر دلمان برای همه ی این هنوز ها تنگ شده است. ماجرا ، نمایش زندگی یک خانواده پنج نفره است که کارخانه ای دارند و خدا را شکر از راه حلال وضع شان هم خوب است. پدرشان هنوز معتقد است که روی کارگر نباید منت گذاشت و نباید ازش سو استفاده کرد. هنوز سجاده درون خانه پهن می شود و هنوز مادر خانه وقتی مستاصل می شود می نشیند روبروی خدا! رفیعی هم از لحاظ متن ، هم از لحاظ اجرا و هم از لحاظ طراحی میزانسن ها، یک نمایش دوست داشتنی را روی صحنه میبرد. نمایشی که به اندازه خانواده دوست داشتنی اش برای ما دوست داشتنی می شود. نمایشی که در آن کارگردان ، بی آنکه به شوخی های مبتذل جنسی متوصل شود، یک ساعت و نیم، هم ما رو می خنداند و هم ما را با داستان همراه می سازد. شما با نمایشنامه ای روبرو هستید که هم شاکله داستانی مناسب دارد و هم مملو است از بازی های کلامی و ثانیه های خنده دار که به شما اجازه نمی دهد چند دقیقه تامل کنید! به همه ی این ها، یک تیم بازیگر پر توان و پر انرژی را نیز اضافه کنید که با حرکات سخت و نفس گیرشان، طنز موقعیت را چند برابر می کنند.
به عقیده من "خانواده دوست داشتنی من" مرثیه ای خنده دار است برای خانواده های دوست داشتنی ما که در فرایند مدرنیته کوچک و کوچک تر و غیر صمیمی و غیر صمیمی تر شده اند! خانواده هایی که آرام آرام از هم گسسته شد و افسوس که خود کرده را تدبیر نیست. چند مدت پیش درباره اینکه چرا ایرانی ها اینقدر سخت زندگی میکنند و چرا هیچوقت از هیچ چیز راضی نیستند صحبت می کردیم. واقعا این فرهنگ ما از کجا نشات می گیرد؟ چرا همیشه دنبال بدست آوردن و اندوختن بیشتر و بیشتر و بیشتریم ؟ کی می خواهیم از این اندوخته های مان استفاده کنیم؟ لذت زندگی را چه وقت می خواهم بچشیم؟ بچه که بودم دوست داشتم یک ماشین داشته باشم. هرچه که باشد! ماشین خریدم، دوست داشتم یک خانه کوچک بخرم، خانه خریدم، دوست داشتم یک ماشین بهتر بخرم، ماشین بهتر خریدم دوست داشتم خانه ام را بزرگتر کنم، خانه ی بزرگتر خریدم به سرم افتاد ماشین خارجی بهتر بخرم، آن را هم خریدم هوس خریدن ویلا کردم، ویلا خریدم، هوس خریدن چند تا خانه کردم که اجاره بدهم..... چرا این مسابقه خریدن تمام نمی شود. یک بار چشم باز می کنیم می بینیم جهان مان تمام شده است و هیچ لذتی را تجربه نکرده ایم! چرا این حرص در ما ایرانی ها تمامی ندارد؟
پدر "خانواده دوست داشتنی من"، در سن حدود پنجاه سالگی همه چیز دارد،کارخانه، تولید خوب،خانه خوب، سفرخارجی، ماشین خوب، حتی می تواند برای تفریح دخترش اسب بخرد و پسرش را بفرستد دانشگاه کلمبیا که درس بخواند، اما این حرص تمام نمی شود و می خواهد کاندید شورای شهر شود و با ورود به شورا، با درامد دو -سه میلیونی، به قول خودش، به مردم خدمت کند. و همه ی ماجرا از همین جا شروع می شود. رفیعی این موضوع را دستمایه کارش قرار می دهد و طنزی را می سازد که شما را یک ساعت و نیم در سالن تئاتر محراب می خنداند و انگاه که از سالن بیرون می آیید انگار آینه ای جلوی شما گرفته باشند از خود می پرسید واقعا چرا؟ آیا زندگی واقعا ارزش این همه دویدن را دارد؟ این حرص کجا تمام می شود؟
به نظر من " خانواده دوست داشتنی من" را هم می شود عمیقا نگاه کرد و از معنا های نهفته در اعماقش لذت برد و هم می توان خیلی تفریح وار و صرفا برای خندیدن به تماشای آن نشست. نمایشنامه ای که هم بی استفاده از کلمات پر طمطراق، دغدغه ای مهم را پیش روی مان قرار می دهد و سوالی اساسی از ما می پرسد و هم بی بهره گیری از کلمات و شوخی های متداول این روزهای صنعت فرهنگ، ما را حسابی خوش و خندان می کند بی انکه ترس از این داشته باشیم که روح مان از ابتذال کلمات درد بگیرد. خانواده دوست داشتنی من یک مرثیه خنده دار است برای خانواده دوست داشتنی من که به مدد مدرنیته و صنعت فرهنگ، حالا سال هاست که از هم پاشیده است و دلم برای لحظه لحظه هایش تنگ شده است. کار آقای رفیعی شاید هم اندازه ی رحمان 1400 و یا بینوایان و سلیبرتی هایش مخاطب نداشته باشد اما صمیمیتی دارد بی مقدار که سعی می کند بدون آنکه پندی را به زور وارد گوش مان کند، با لحظه های شاد و خنده دار، به ما یاداوری کند که چقدر دلمان برای خانواده دوست داشتنی مان تنگ شده است. به ما بگوید چه چیز هایی را داده ایم تا چه چیز هایی بگیریم و کاش زندگی همانند سکانس های آقای رفیعی عزیز دکمه بازگشت به عقب داشت.
هرچند تئاتر و اصولا هنر امر سلیقه ای است و نمی توان خیلی به کسی توصیه ای کرد، اما پیشنهاد می کنم حتی اگر می خواهید اندکی از دغدغه های روزمره راحت شوید و از غم نان فاصله بگیرید، کار آقای رفیعی عزیز را به تماشا بنشینید و یک ساعت و نیم تمام بخندید و لذت ببرید.
با آرزوی موفقیت برای گروه پرتلاش این نمایش
سلام جناب علیزاده عزیز. واقعا ممنونم از این همه لطف و مهربونی شما. بیشتر از هر چیزی از این خوشحالم که همه مواردی که در مورد نمایشنامه فرمودید انگیزه هایی بودن برای نگارشش و چقدر خوب شما دلایل بنده رو برای نوشتن این متن دیدید. سراسر نوشته تون حالم رو دگرگون ... دیدن ادامه » کرد و اشکم رو درآورد........ نمیدونم چی بگم اما حال خوبی بود..... بسیار خوب. نقد شما رو برای گروهم خوندم.... تمامش رو... اگر شما از دیدن نمایش ما حالتون خوب شد پس بی حساب شدیم ما هم همین حال رو بعد از خوندن مطلب شما داشتیم...... به امید دیداری دوباره. ممنون بابت این همه مهربونی و زیبایی که به ما هدبه کردین.
۳۰ اردیبهشت
جناب کارآمد عزیز من دیدم نوشته بودید که به دلیل مشکلات میخواین بلیط 5 شنبه رو با جمعه عوض کنید و بعد دیدم پیامتون پاک شده اگر موفق به تغییر نشدید و مشکلتون پابرجاست بنده میتونم ببلیطتون رو تعویض کنم. 09123367995
۰۲ خرداد
سلام جناب رفیعی خوشبختانه مشکلم حل شد و امشب میتونم خدمت برسم. ممنون از لطف و محبتتون
۰۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود نوشته و بازی ها و کمدی جذابی داشت ... این کار رو ببینید !
ممنون خانم اعتماد عزیز. خدارو شاکرم که کار مارو دوست داشتید. سپاس بابت مهربونیتون.
۲۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب به اتفاق دو تا از دوستام به دیدن این نمایش رفتم این نکات به نظرم رسید:
1- اگر تاکنون به تالار محراب نرفته اید باید بگویم اصلا در حد سالنهایی مثل شهرزاد، مستقل، سالنهای خیابان شهریار و پارک هنرمندان نیست. از لحظه ورود با سیستم جایگذاری دستی مامور گیشه بهت زده میشوید تا صدای چیپس و پفک تماشاگران و چراغ قوه ماموران سالن که خیلی از اجرا گذشته و باز ادم میارن تو سالن.
2- متن و موضوع نمایش زیبا و پرمحتوا بود. طنز کلامی نمایش عالی بود. بعضی از حرفها طنز ظریف، دلچسب و کنایه امیزی داشت ولی در حیرتم از این حجم فعالیت بدنی، از این همه سنگ تموم و انرژی جسمی گذاشتن واقعا در بعضی از صحنه های زدوخورد نگران بودم اتفاقی برای بازیگرا بیفته. به نظرم با نصف این انرژی گذاشتن و جسم رو داغون کردن هم میشد نقشهای این نمایش رو باورپذیر و ملموس از کار درآورد. شاید صحنه ... دیدن ادامه » های زدو خورد و درگیری فیزیکی در این نمایش برای پسربچه های نوجوان که با این مدل حرکات به وجد و هیجان و خنده میان لذت بخش باشه.
بازیگر نقش مادر خانواده بازی قشنگتری نسبت به بقیه داشت.
4- چند تا از دیالوگها رو به خاطر تشویق و هیجان زدگی تماشاگرا وسط اجرا از دست دادیم. ای کاش یا کارگردانها برای این موقعیتها فکری بکنن مثلا بازیگر در اون لحظات استاپ کنه (نمی دونم البته از نظر فنی امکان داره یا نه) یا تماشاگرا همه ی انرژی برای تشویق رو بذارن آخر نمایش. اینطوری بهتر نیست؟
5-در نهایت خوشحالم از این گروه تئاتر حمایت کردم. با اینکه بعد از یک هفته پراسترس هوس یک نمایش طنز کردم و انتظارم برآورده نشد. اعتقاد قلبی دارم دیکته نانوشته هست که اشتباه ندارد و امیدوارم انقدر تئاتر ساخته شود و انقدر کارشناسی و کار شود تا به سطحی برسیم که دیگر چراغ به دست دنبال طنز فاخردر تئاتر نباشیم.
ارادتمند
یک مخاطب عادی تئاتر
سلام و عرض ادب خانم ناصری عزیز. ممنونم از اینکه تشریف آوردید و اینکه نظرتون رو در مورد کار فرمودید متشکرم بابت تعاریفتون از نمایش ما.
در مورد سالن بزارید این رو بگم که به نظرم از سالنهایی مثل محراب یا مولوی یا سنگلچ و هنر باید به شدت حمایت کرد چون اینها ... دیدن ادامه » سالنهایی هستند که خون تاتریها رو در شیشه نمیکنن البته که زشته سیستم بلیط دستی اما خانم ناصری اون سیستم بلیط پیشرفته ای که در فلان سالن تاتر خصوصی هست با عرق تن بازیگرانی ساخته شده که وقتی گروهشون شبی یک ونیم ملیون تومان به سالن داده دیگه دستمزدی براشون نمونده تا لااقل کرایه ماشین شون در بیاد.نمیگم همیشه اینجوریه ولی خدا شاده که بسیاری از موارد همینه.سالنهایی که برای اجرا دادن حداقل 10 ملیون تومن از کارگردان طلب میکنن که پیش بده. خب شما رفیق مایی یا رفیق اونا؟ من فکر میکنم صد البته ما. خب پس خواهش میکنم به قیمت یه مقدار راحتی کمتر از این سالنها حمایت کنید چون رفیقاتون تو این سالنها شب خوابشون میبره و از ترس اینکه پول سالن در نیاد آزارهای روحی و جسمی نمیبینن. در مورد وارد شدن دیر هنگام گویا دیشب مهمونای عزیزی وجود داشتن که بچه ها مانع ورودشون نشدن و بنده از شما و دیگران که در اجرا بودن به دلبل این مزاحمت عذر خواهی میکنم و میپذیرم اشتباه مون رو. و خوردن چیپس و وپفک و خدا میدونه از شما میشنوم ما اصلا همچین قراری نداشتیم. حتما بنده پیگیری میکنم که این موارد تکرار نشه.
اما در مورد خود کار بنده به شدت به یک اصل معتقدم و اونم به کار گیری اساسی بدن بازیگر در اجرای نمایش و معتقدم بازیگر واقعی کسی است که بتونه کاری رو انجام بده که تماشاگر نمیتونه از هر جهت. شما نگران نباشید این بچه ها بارها برای انجام اون حرکات تمرین کردن و زمین خوردن و دوباره شروع کردن. و حرف آخر اینکه تمام تلاش من از ساخت این نمایش این بود که تماشاگر بعد از دیدن این کار حال خوبی رو تجربه کنه..... حال خوب...... فکر میکنم تا میزان زیادی به خواسته ام رسیدم اما در مورد شما گویا در نهایت این گونه نشده و من از این بابت از شما عذر خواهم. باز هم ممنون از دیدن نمایش ما و کامنت مثبتتون.
۲۸ اردیبهشت
ممنون از حسن نظر و احترامتون جناب آقای رفیعی
۲۹ اردیبهشت
برقرار باشید جناب تهوری عزیز.
۲۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تلاش کل تیم برای ارایه و خلق یک کار طنز آکادمیک و ساعتی شاد در شرایط فعلی جامعه، آن هم با وجود تمام محدودیت ها و بازیگران آماتور بسیار ستودنی است. فقط یک نکته، شاید بهتر باشه در مورد بازی نور که در ابتدا و میانه نمایش وجود داره پیش از اجرا اطلاع رسانی بشه، چون ممکنه برای بیننده مبتلا به صرع خدای نکرده ناخوشایند باشه.
سلام و عرض ادب علی خان عزیز.ممنونم از لطفتون. ممنون از مهربونیتون .مارو خوشحال کردید و نکته ای که در مورد نور فلشر فرمودید حقیقتا به ذهن بنده حقیر نرسیده بود حتما از روز یکشنبه قبل از اجرا این مورد هم گفته خواهد شد که خدایی نکرده برای عزیزانی که ممکنه بیماری ... دیدن ادامه » صرع داشته باشن مشکلی پیش نیاد.باز هم سپاس علی جان.
۲۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا خسته نباشید به جرات میگم کاری با این حجم از میزان سن های سنگین و اکتیو ندیده بودم و بازیگرانی که سر سوزن کم نذاشتن و یک کمدی بی نظیر که لحظه به لحظه بهتر میشد. واقعا یه خانواده دوست داشتنی بودن. نکته خیلی جالب این بود که با وجود یه اجرای خوب آخر کار کارگردان نمایش از تماشاگرا عذر خواهی کرد و گفت این بدترین اجراشون بوده و به دلیل یه سری مشکلات نتونستن نمایش رو کامل برن و بچه های تیوالی میتونن مبلغی که خرید کردن رو پس بگیرن. ممنونم از این همه احترام و تعهد. قطعا دوباره این نمایش رو خواهم دید و بهتون توصیه میکنم حتما ببینیدش. حتما.
سلام وعرض ادب جناب کاشفی واقعا از این همه محبت شما سپاسگزارم و باز هم عذر خواهی میکنم. دیشب قبل از شروع میزی که خیلی روش کار داشتیم شکست و ما کلی تلاش کردیم برای سرهم کردنش اما مجدد تو وسط نمایش متوجه شدیم که استحکام لازم رو نداشت و نمیشد ریسک کرد و سلامتی ... دیدن ادامه » بازیگرا رو به خطر انداخت به همین خاطر هم تمرکز لازم رو از دست دادیم و هم خیلی از میزانسن ها اجرا نشد. باز هم شرمندم شما و تمام عزیزان تیوالی که دیشب بلیط خریدن میتونن هر تاریخی که درخواست کنن بلیط مهمان نمایش مارو داشته باشن. بازهم عذر خواهم.
۲۵ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بالاخره یه کار کمدی خوب میبینیم بعد از مدت ها ، من اینکار رو قبلا دیدم تو جشنواره و میخوام دوباره به دیدنش بنشینم یه کار عالی با کارگردانی ه درجه یک ، با میزانسن هایی که از دیدنش واقعا لذت بردم و اصلا دوست نداشتم این نمایش تمام شود پر از خنده پر از زیبائی بصری
ممنون شما واقعا لطف دارین. البته این اجرا با اجرایی که تو جشنواره داشتیم تغییراتی کرده که امیدوارم بهتر شده باشه و از دیدنش لذت ببرید.
۲۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان تیوالی خوشحال میشیم اگر برای دیدن نمایش ما تشریف بیارین و همینجا هم اعلام میکنم چنانچه از کار ما رضایت نداشتین شخصا تمام هزینه بلیط رو بهتون برمیگردونم.
درود بر شما به جهت داشتن چنین تعهد و احترامی نسبت به هنر خودتون.
۲۱ اردیبهشت
مرسی از توضیحتون
خدمت می رسیم

ایشالا که مشکل پیش نمی آد
۲۹ اردیبهشت
عباس جان نظرتو ننوشتی ؟ کار چطور بود بنظرت؟
۰۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی محمد رفیعی و بازی محمد رفیعی، فردین رحیمی، داوود بالانی، سارا جمالی، سپیده نجفی برای روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت‌ماه همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید