تیوال نمایش خانه آقای کرمی
S3 : 05:16:56
  ۱۶ اردیبهشت تا ۱۳ خرداد ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: امیر اخوین
: علی استادی، سجاد افشاریان، سوگل خلیق، سجاد تابش، علی عباسی و تبسم هاشمی

: ایمان یزدی
: علی نورانی
: سارا جلیلی
: مجید یوسفی
: سهیل کرمیار
: نغمه ارجمند
: مهدی رمضانی
: مریم نورمحمدی
: سعید وکیلی
: امیر قالیچی ؛ حنیف سلطانی ( تیاتر بازها )
: بهین طاعت
: 09301426838

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش خانه آقای کرمی / عکاس: سید ضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش خانه آقای کرمی / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش خانه ی آقای کرمی / عکاس: سید ضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» خرید بلیت های نمایش "خانه ی آقای کرمی" با بیست درصد تخفیف

» آغاز پیش فروش بلیت های نمایش خانه ی آقای کرمی

» آغاز پیش فروش بلیت های نمایش خانه ی آقای کرمی از دوشنبه (۷ اردیبهشت)

» «خانه آقای کرمی» را می‌سازیم/ «خندوانه» را صمیمی‌تر کردیم

» نمایش "خانه آقای کرمی" هم زمان با سال روز تولد سجاد افشاریان

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
روزهای بد تموم نشدنی هستن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کار خیلی عالی رو دیشب دیدم. بازی ها فوق العاده روان و بی نقص بود! سپاس از امیر اخوین عزیز...
بازی آقای تابش رو هم من پیش از این توی کار "جشن بی خودی" و فیلم "من دیه گو مارادونا هستم" دیده بودم که بسیار خوب بود، و توی این کار هم خیلی خوب درخشیدن...
نکته ی جالب اجرای دیشب این بود که چند دقیقه ای از شروع کار نگذشته بود که یهو آسمون تصمیم گرفت رگبار و رعد و برق و بارون و تگرگ و ... همه رو باهم بباره! و با توجه به آکوستیک نبودن سالن باران، تقریبا صدای بازیگران به هم دیگه و به ما هم نمی رسید! و این مسئله باعث خنده و تعجب بازیگران و تماشاگران شد... :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وای چرا این کار انقدر بی سروصدا داره اجرا میره!!!شب گذشته برای بار دوم این نمایش و دیدم..به جرات می تونم بگم با یه پدیده به اسم علیرضا استادی مواجه شدم که در عین جدی بودن سالن و منفجر می کنه..بازی دلپذیر.دقیق و خیلی خیلی دوست داشتنی..
خانواده آقای کرمی خیلی نابه!
سجاد افشاریان خیای متفاوته تو این کار..یکی از بهترین صحنه ها رقص مجید و کیکاووس و خوندن اهنگ داریوس توسط افشاریانه..
این نمایش مثل یه کیک خوشمزه است که با تیکه های شکلاتی سورپرایزتون می کنه: )
نمایش را بسیار دوست داشتم بازیها خصوصا بازی آقایان افشاریان و استادی بی نهایت استادانه بود. بازیگر نقش مادر به نسبت اینکه نقش زنی از طبقه متوسط اجتماع را بازی میکرد در لحن و بیان کلمات کمی شیک و باور ناپذیر به نظر می آمد . ای کاش آن همه شیرینی و خنده به یکباره تبدیل به آن همه تلخی نمیشد. به هر جهت نمایش و بازیها بسیار دوست داشتنی بود .
منم خیلی خیلی زیاد این نمایش و دوس داشتم.ممنون که پیشنهاد دادین این کار..وای خدای من علیرضا استادی خیلی خوبه..یجاد افشاریان باور نکردنیه..آنونس کارم که خود گویاست
احتمالا این هفته هم برم
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
کاملن با شما مخالفم آقای ایزدی ... بازی مادر داستان عالی بود به نسبت سایر بازیگران عزیز :)
۰۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رُفقا ساعت اجرای نمایش ازپنج به شش تغییر کرد
خیلی هم خوب اتفاقن! موچکر:)
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
خیلی خوب بود کلی خندیدم جناب رهام
۱۲ آذر ۱۳۹۴
آره خیلی باحاله D:
جناب افشاریان نیستن نظرشونو بگن D:
۱۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنج شنبه 31 اردیبهشت 1394 10:09 شماره خبر : 3305772 ارسال به دوست نسخه قابل چاپ نقد هفتگی تئاتر/ «خانه آقای کرمی»؛ شکاف میان نسل‌ها و تحقق نیافتن زندگی به سبک ایرانی %c2%ab%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%b1%d9%85%db%8c%c2%bb%d8%9b-%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%81-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%b3%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%82%d9%82-%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c گروه هنر: عصبیت موجود میان اعضای خانواده در نمایش «خانه آقای کرمی» به نوعی نیرو و هم ظرفیت شخصیت‌های این نمایش را مصروف به خنثی‌کردن موضع قهری و سلبی تک تک آنها می‌کند، در چنین فضا و شرایطی آن چیزی که تحقق نمی‌یابد به کارگیری نیروی تعقل و تفکر و یافتن راهی برای سلامت روانی و جسمی اعضای خانواده است.
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، «خانه آقای کرمی» عنوان نمایشی به نویسندگی و کارگردانی ... دیدن ادامه » امیر اخوین است که در سالن نمایشی تئاتر باران به روی صحنه می‌رود، نمایشی که با وجود دارا بودن ساختاری ساده و واقع‌گرا که دربردارنده زندگی یک خانواده ایرانی است و البته استفاده از زبانی آشنا و روان، درونمایه‌ای دارد که می‌توان آن را در راستای معضلات موجود بر سر راه تحقق زندگی به سبک ایرانی و اسلامی تأویل و تفسیر کرد.
کشمکش دراماتیک موجود در این نمایش همچون سایر آثار نمایشی که به هر حال باید وجود داشته باشد تا سیر داستانی آن طی شود، به موضوعی آشنا و دیرینه و آن هم تقابل سنت و مدرنیته اشاره دارد، مسئله ای که این روزها سیری فزاینده و پرسرعت گرفته است و تنها نمی توان مصداق آن را در میان نسل فرزندان امروز ایرانی با نسل پیشتر آنها یعنی والدینشان جستجو کرد بلکه ممکن است این مسئله حتی در میان افراد برآمده از یک نسل اجتماعی به سبب رویارویی و یا عدم رویارویی آنها با مظاهر مدرنیته نیز اتفاق افتد.
با این وجود «خانه آقای کرمی» چالش میان دو نسل متفاوت از انسان ایرانی را مورد بررسی قرار می دهد، نسلی که همچنان پایبند به برخی اصول و موازین سنتی زندگی ایرانی است و نسلی جدیدتر که حتی اگر خواستار و قائل به پیروی از زندگی سنتی پدر و مادر خود باشد اما اجتماع بیرون این اجازه را به آنها نمی‌دهد.
نسل جوان و نوی نمایش «خانه آقای کرمی» که در اصل بازتاب آن چیزی است که به عنوان یک ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی در جامعه شاهد آن هستیم بیشتر از اینکه معطل این نکته باشد که باید چه رسم و سنتی را برای تداوم زندگی خود انتخاب کند، در گیر و‌دار تناقضی است که میان روابط خانوادگی خود با آنچه در بیرون از خانه جاری است قرار دارد.
نسل جدید اجتماع ایرانی که «خانه آقای کرمی» به آن پرداختی هرچند محدود و در حد بضاعت و اقتضائات نمایشی دارد بر مرکب جامعه مدرن زده و نه مدرن خارج از خانه خود سوار است و از آنجا که سرعت ویژگی این اجتماع است لذا فاصله ای میان آرزوها و امیال خود با تحقق یافتن آنها نمی‌بیند، آنها را منطبق با همه دانسته و لذا صبر و قراری برای رسیدن به هدف بر منوال طبیعی خود ندارد و این در حالیست که نسل پیشتر یعنی والدین با وجود آنکه همچنان در معذوراتی قرار دارند و زندگی راحتی را سپری نمی کنند اما راضی و قانع به این شیوه زندگی هستند و لذا برنمی‌تابند آنچه که به قول خود سالیان سال به خون دل آن را کسب کرده اند،فرزندانشان متوقع باشند که باید یک شبه به همه آنها دست یابند.
خانواده نمایش«خانه آقای کرمی» را چهار فرد تشکیل می دهند، پدر؛ علی‌اکبرخان، مادر؛ عشرت، پسر بزرگتر؛ مجید و پسر کوچکتر؛ مجتبی که از این نام متنفر است و نام کیکاوس را برای خود برگزیده است و دوست دارد همه او را به این نام صدا کنند که این خود زمینه را برای برخی تنش‌های نمایشی فراهم می‌آورد.
علی‌اکبرخان؛ آشپز بوده و بسیار وسواسی است و به هر بهانه ای قصد استحمام می کند و توقع دارد در این راه همه اعضای خانواده به او خدمت‌رسانی کنند، قانع است و با وجود زندگی نه چندان مناسبی و محقرانه‌ای که دارد راضی نیست باغ و زمین هی آبا و اجدادیش را برای سر و سامان دادن به زندگی و آینده فرزندانش به فروش برساند، سنت پدرسالاری را در خانواده با وجود آنکه دیگر دوره این فرهنگ‌های روابط خانوادگی به سر آمده باب کرده است و مثلاً در شرایطی که همه از گرمای هوا عاجزند او با هر بار خروج از حمام، به همه اعضای خانواده فشار تحمیل می‌کند که بخاری را روشن کنند.
عشرت؛ زن میانسال و رنج کشیده‌ای است که همچون همه زنهای سنتی ایرانی تصور می‌کند صلاح فرزندانش را بهتر از هر کس دیگری می‌داند، در برابر انتخاب همسر از سوی فرزند بزرگش مجید موضعی منفی دارد و عروسش را هم کفو خانواده نمی‌داند، در چنین شرایطی اگر همچون آنچه که در نمایش شاهد آن هستیم وضع حمل عروس منجر به تولد نوزادی ناقص‌الخلقه شود که سرکوفت‌های مادرشوهر فزونی می‌یابد و این مسئله را نیز به حساب پیش‌بینی‌های خود در مورد این وصلت ناجور می‌گذارد که البته این توهمی بیش نیست و عشرت نیز به تقلید از یک شیوه نادرست پا جای مادرشوهر خود گذاشته است که روزگاری همین موضع منفی را نسبت به عشرت داشته است.
مجید؛ پسر بزرگ خانواده که همچون همه پسران ایرانی سر به عصیان گذاشته و قائل به فروپاشی هیمنه پدر خود است، مجید از جمله نسلی از جامعه ایرانی است که تصور می‌کند حقش پایمال شده و همچنان خود را محق و سهم‌خواه می‌داند. برای شکسته شدن قوانین سنتی خانواده تن به ازدواجی می‌دهد که مادر اعتقاد دارد ازدواجی نامیمون است اما او برای اثبات خودسری و یکه‌تازی خود چنین وضعیتی را به خانواده تحمیل می‌کند، زبان مجید زبان تهدید همانند نسلی است که به دلیل بی‌توجهی والدین به خواسته‌های مشروعشان سرخورده شده و عقده‌های روانی دارد، آنقدر برآورده نشده که تبدیل به مطامع نامشروع شده است و دیگر افسارگسیخته، قانون‌گریز به راه نادرست خود ادامه می‌دهد.
مجتبی؛ پسر کوچک خانواده که در امیال و توهمات ذهنی خود غوطه‌ور است، در نگاه او جامعه آرمانی وجود ندارد، جامعه آرمانی را خود انسان باید بیافریند و تصور می‌کند که توانایی تغییر ماهیت جامعه را دارا باشد، او این تغییر را از نام خود آغاز می‌کند، نامی که پدر سنتیش آن را برگرفته از نام پدربزرگ مرحومش اختیار کرده است، مجتبی هنوز نسبت به مشی و روش پدر و انحصارطلبی مادر که همه چیز را مملوک خود می‌بیند طاغی نشده و تنها اعتراضش را نسبت به این رویه در تغییر نام خود ابراز می‌کند، این تلنگری است بر مخاطب که او ظرفیت بالایی برای هنجارگریزی دارد و اگر خواسته‌هایش برآورده نشود عصیان او از مجید در آینده و دردسرآفرینی برای خانواده بیشتر خواهد بود.
«خانه آقای کرمی» بنا به رسالت هنرمند که تنها طراح مسئله است و نه حلال آن به طرح مسئله‌ای ظریف می‌پردازد، جریانی نابهنجار که از لایه‌های زیرین جامعه رشد و نضج پیدا می‌کند و در ابتدا چندان بغرنج نیست و می‌توان با توسل به حربه‌هایی آن را در نطفه خفه کرد اما در آینده در جریان تداوم این خفقان تبعات منفی دربردارد که حاصل عقده‌گشایی نسلی در جامعه است که نتوانسته‌اند حرف خود را با محارم خود در میان بگذارند.
عصبیت حاکم بر خانواده‌ای که هر یک از اعضای آن با جهان بینی متفاوتی به دنیای پیرامون خود می نگرند موجب می‌شود که تمام توان و نیروی موجود در نهاد آنها صرف خنثی ساختن هجمه‌های روانی طرف مقابل شود و این نیرو صرف اموری مناسب و مساعد که تقویت ارکان خانواده ایرانی را در راه رسیدن به سعادت موجب خواهد شد، نشود.
ماه منیر تقوی و مریم رودبارانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانه آقای کرمی
ماه منیر تقوی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه شنبه 29 اردیبهشت ؛ساعت 15 اجرای نمایش خانه آقای کرمی ویژه عکاسان ؛ عکاسان تاتر و عکاسان مستقل
تاتر باران ؛ چهارراه ولیعصر ؛ ابتدای فلسطین جنوبی
| لطفا به دوستان عکاس خود اطلاع رسانی کنید |
چرا ساعت 15؟؟
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید



عکاسان به «خانه آقای کرمی» می‌روند

نمایش «خانه آقای کرمی» به نویسندگی و کارگردانی امیر اخوین سه شنبه ۲۹ اردیبهشت، ساعت ۱۵ اجرای ویژه عکاسان خواهد داشت.
به گزارش سایت ایران تئا‌تر، این نمایش به نویسندگی و کارگردانی امیر اخوین، که اجرای خود را از ۱۶ اردیبهشت در تئا‌تر باران آغاز کرده، سه شنبه ۲۹ اردیبهشت، ساعت ۱۵، طی اجرای ویژه‌ای میزبان عکاسان، خبرنگاران و اصحاب رسانه خواهد بود.

این نمایش با بازی علی استادی، سجاد افشاریان، سوگل خلیق، سجاد تابش، علی عباسی و تبسم هاشمی، هر روز ساعت ۱۷ در تئا‌تر باران میزبان علاقه مندان خواهد بود.

تئا‌تر باران در خیابان فلسطین، پایین‌تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲، واقع شده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


فرمی کمیک برای تراژدی یک خانواده‌ ایرانی

http://isna.ir/fa/news/94022715660/

امیر اخوین معتقد است: نمایش «خانه آقای کرمی» بیانگر روابط میان آدم‌ها است، بدون آنکه بخواهد مخاطبان را بخنداند یا احساسات را تحت تاثیر قرار دهد.

نمایش «خانه آقای کرمی» از جمله آثار رئالیستی است که این روزها از ساعت 17 در تماشاخانه «باران» روی صحنه می‌رود و کارگردانش تاکید دارد که این نمایش کمدی نیست بلکه یکسری موقعیت در آن شرایط کمدی به وجود می‌آورد.

اخوین در این‌باره گفت: در «خانه آقای کرمی» حرف‌های تلخی می‌زنیم، ضمن اینکه احساسات آن‌ها را نیز تحت تاثیر قرار نمی‌دهیم.
حسین پوریعقوب و پرند محمدی این را خواندند
سارا_ز و امیر اخوین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بابا: عمله اگه دو روز نره سر کار گشنه می مونه. عمله حقوق سر ماه داره؟ عمله حق بیمه داره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرسی از همه اتون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی وقت ها باید به بطن زندگی برگشت و دید مردمانی رو که برای یه لقمه آرامش سگ دو میزنند.باید دید دل نگرونی مادر رو برای فرزند.باید دید تپش های عاشقانه یک مرد رو برای یک زن.باید زندگی رو،روزمرگی رو،خستگی رو دید.شاید روزی،جایی گریبان من و تو رو هم بگیره همونجور که پاش رو خرخره خیلی ها هست...
طنز هایی که با زهرخند همراه هستن و تماما هجو نیستن موفق اند.نمایشی که ٥٥دقیقه بخندوندت و در ٥دقیقه پایانی ذهنتو مشغول کنه و در نهایت نمناکت کنه نمایش موفقیه
ببینید نمایش خانه آقای کرمی رو و بخندید هر چند تلخ و فکر کنید هر چند سخت
و در نهایت ممنون از تمام عزیزانی که در این نمایش هستند از تیم روی صحنه تا عوامل پشت صحنه و شمایی که بر جایگاه تماشاچی نشسته اید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوبیه مفرحه و با زندگی خانواده های ایرانی خوب عجینه ...
بازی مادر خانواده رو از همه بیشتر دوست داشتم ولی خوب کل کار و بازی ها خوب بود


خسته نباشید :)
خوب اونهایی که می بینن لطفا یه کم نظر بدن ... ما هم ببینیم چطوره آخه این نمایش :)
علی عبدالرحیم و سیامک قلی زاده این را خواندند
مریم رودبارانی و رضا قاسم پور این را دوست دارند
خوب به چند تا چیز بستگی داره:
1- مثل من عاشق کارای رئالیستی باشی: اونوقت این کار خیلی به دلت می شینه
-2 این کار چندتا بازی خوب و واقعا بامزه و شیرین داره
3-ساده و صمیمی و بی ادعاس
این نمایش یه فضای صمیمی و بسیار واقعی داره انگار تموم پرسوناژهای نمایش و مخاطب ... دیدن ادامه » می‌شناسه.
به قول رضا صدیق"خانه آقای کرمی" یه رئالیته ی نابه که ترجیح می دهی هیچی درباره اش نخوانده باشی و مواجه شوی با آدمهایی که کنارمان هستند و پنجره دلشان اما ، بدجور گرفته نیست! صاف صاف با احتمال بارش باران در 24 ساعت آینده . درست مثل آینه ای که شکسته اما هنوز رخ می نماید سینه ی دیوار .
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
ممنون آقای افشاریان از توضیحی که دادین :)
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
از دست ندین خانه آقای کرمی و من این اجرا رو دو سال پیش هم دیده بودم و بی شک اجرای خیلی بهتری شده
یه متن خووب بازی های فوق العاده و کارگردانی تر و تمیز و یه کاری کهخیلی راحت می تونیم با همه آدماش احسات همذات پنداری کنیم یه حس خوب و نزدیک دارن همشون ...
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

گارد باز ، گارد بسته
یادداشت علی میری به بهانه نمایش خانه یِ آقای کرمی

پنج عصر . ساعتی است که کولرها را در تهران خاموش می کنیم تا کمی جان بگیرند برای شب. بهشان استراحت می دهیم. قدیم تر ها به این ساعت ها که می رسید می گفتند زهر هوا گرفته شده ، بچه ها می ریختند توی کوچه و زمین خاکی تا نزدیک های غروب. در خانه آقای کرمی اما ماجرا یک کمی متفاوت است. کولر خانه آقای کرمی تازه این ساعت دارد گرم می شود . خانه ای که می توانید از پنجره بی بدیل نمایش چند دقیقه ای میان ساکنانش بی تکلف بنشینید و زندگی کنید.
یکی از عادت های مالوف درباره نمایش های صحنه ای در پایتخت ، نوشتن نقد و نظر روی در و دیوار این سایت و آن سایت و این مجله و آن روزنامه است. تا مخاطب استخوان خورد کرده ی تئاتر و به اصطلاح خودمانی تر ، «تئاتری ببین های حرفه ای» بدانند با چه معجونی روبرو هستند. اما ... دیدن ادامه » راستش را بخواهید بعضی مواقع و برخی نمایش ها گارد باز می طلبند.
یعنی هیچی نباید درباره شان بخوانی . هیچی نباید ببینی . هیچ تیزری . هیچ تعریف و تمجیدی و هیچ نقد منفی . بی هیچی اگر مواجه شوی با بعضی اتفاقات اصلا یک مزه دیگر دارد. خانه آقای کرمی هم از همان دست نمایش هاست. یک رئالیته ی ناب که ترجیح می دهی هیچی درباره اش نخوانده باشی و مواجه شوی با آدمهایی که کنارمان هستند و پنجره دلشان اما ، بدجور گرفته نیست! صاف صاف با احتمال بارش باران در 24 ساعت آینده . درست مثل آینه ای که شکسته اما هنوز رخ می نماید سینه ی دیوار .
عناصر صحنه ای ساده ولی گرد و خاک گرفته از روزگار خانه ، طراحی لباس جذاب و بازی ها که البته خود را بخوبی با این دو عنصر جفت و جور کرده اند ، همگی در خدمت کار درآمده اند. علیرضا استادی، سجاد افشاریان، سوگل خلیق، سجاد تابش، علی عباسی و تبسم هاشمی ؛ اینها همه آن تکه های آینه ها هستند که به تفکر کارگردان این نمایش، امیر اخوین ، خیلی درست و حسابی ، هر یک در گوشه ای از دیوار صحنه نفس به نفس تماشاگر ، رخ می نمایند.
گاردتان را باز بگذارید همچنان . هیچ گزارش مثبت و یا منفی درباره این نمایش نمی تواند حقیقت موقعیت دراماتیک را در بستری که شباهت زیادی به فانتزی های مرسوم در نمایش های رئالیستی ایرانی ندارد ، را برایتان روشن سازد. چون باور کنید من هم که این نمایش را دیدم درست نمی دانم از مجید و مجتبی و کاووس و آقاعلی اکبر و ... کدامیک را بیشتر می توان دوست تر داشت! راستش را بخواهید تا یکی دو روز بعد دیدن نمایش «خانه آقای کرمی» همچنان نمی دانستم باید با آقاعلی اکبر گریه کنم یا با او بخندم . تکلیف تان را بگذارید بعد دیدن کار ، حال خودتان مشخص می کند.
بنابراین همینقدر می توانم بگویم که هر روز پنج عصر ، یکی دارد یک جایی سر خیابان فلسطین تهران ، یک کولر تعمیر می کند . روی بام خانه ای که خانه آقای کرمی است. شاید اگر فقط متن و نمایشنامه را می خواندم درباره اش اینطور می نوشتم: خانه آقای کرمی خلاصه می شود توی چند غزل از غزل سراهای کوچه بازاری تهران که دلشان هوای برگشت به خانه را دارد. اما حالا که به دیدن بازی گوارا و دلنشین سجاد افشاریان ، سجاد تابش ، علیرضا استادی ، سوگل خلیق ، علی عباسی و تبسم هاشمی نشسته ام اینگونه برایشان می نویسم:
هر که بامش بیش برفش بیشتر . ما که بامی هم نداریم . ناچار ، هر چه برف ، هر چه بام ، آوار می شود سرمان. و اشک.

تمام
علی میری | اردیبهشت 1394

کمدی تراژیک خانواده‌ ایرانی / نگاهی به نمایش ˝خانه آقای کرمی˝ به کارگردانی امیر اخوین
هاله میرمیری: آنچه نمایش ˝خانه آقای کرمی˝ به کارگردانی امیر اخوین را دیدنی و تاثیرگذار می‌کند برگزیدن فرمی کمیک برای بیان امور تراژیکی است که در نسوج زیست روزمره‌ تمامی افراد رخنه کرده و گهگاه آن‌ها را به مرحله‌ اشمئزاز رسانده است.
سرویس تئاتر هنرآنلاین: واژه تراژدی در بسیاری از لغت‌نامه‌ها مترادف با نوعی سوگ‌نامه، رنج‌نامه و یا نوعی سوگ‌نوشت است.

در همین لغت‌نامه‌ها تراژدی به ژانر نمایشی گفته می‌شود که عموما در آن کشمکش میان خدایان از یک‌سو و شاهان و شاهزادگان از سوی دیگر به اجرا در می‌آید. کمدی در مقابل سبک نمایشی است که جدی‌ترین مسائل را به‌شیوه‌ای طنزآلود بازنمایی می‌‌کند.

در این میان اما نمایش‌هایی وجود دارند که قادرند در آستانه‌ این دو سبک نمایشی بایستند و مسائل انسانی را چونان در هم ببافند که مرز میان تراژیک و یا کمیک بودن‌ آن‌ها مشخص نباشد. مخاطب چنین نمایش‌هایی گاه در تفسیر چنین اثری می‌ماند؛ هنوز خنده‌ برآمده از طنزآلود بودن شرایط بر لبانش است که بغضی عجیب گلوگاهش را می‌گیرد و همزمان خنده‌اش را می‌خشکاند. وجه کمیک و تراژیک چنین نمایش‌هایی را باید زیسته باشیم؛ چه در غیر این‌صورت نمایش اثرگذاری خود را از دست خواهد داد. نمایش تاثیرگذار "خانه‌ آقای کرمی" به کارگردانی امیر اخوین که این روزها در تئاتر باران به روی صحنه می‌رود نیز در آستانه‌ همین مرز می‌ایستد و ایده‌ تراژیک بودن بخشی از فرهنگ ایرانی و همزمان طنزآمیز بودن زیستن درون آن را به خوبی بازنمایی می‌کند.

"خانه‌ آقای کرمی" به لحاظ فرم مختصات مشخصی دارد؛ رئالی ساده و جمع‌وجور که درصدد به اجرا درآوردن برشی از زیست روزمره‌‌ خانواده‌ سنتی ایرانی است. هر کدام از اسباب و اثاثیه‌ها در این خانه نیز به همین نیت و مقصود چیده شده‌اند؛ از مخده‌های قرمز رنگ کنار دیوار، بخاری با لوله‌ی آلومینیومی، تلویزیون قدیمی و فرسوده، زمین مفرش با موکت و فرش گرفته تا یگانه تابلو عکسی که بر دیوارهای خانه نصب شده و تصویر کمیک پدر خانواده را نشان می‌دهد.

تیپ‌بودن پرسوناژها در این نمایش نیز به عمد و نشان‌دهنده‌ زندگی روزمره‌ مملو از تکراری است که هیچ‌چیز قدرت ایستادن در برابر ملال آن را ندارد و نمی‌تواند در مقابلش مقاومت کند. صدای یکه‌ پدر در این خانه به همان میزان خسته‌کننده، تراژیک و کمیک است که غرزدن‌های پشت‌سرهم مادر آدم را اذیت می‌کند. ملال حاصل از مشاهده‌ طریقه‌ زیست روزمره‌ جوانان خانه به همان میزان کسل‌کننده به نظر می‌آید که فکر کردن به شرایطی که در آن زندگی پدران و مادران عینا و بی‌هیچ کم و کاستی بازتولید می‌شوند. در نتیجه، اخوین با طراحی و چیدمان خانه‌ای که در آن هیچ روح و نشاطی وجود ندارد موفق به ایجاد حس ملال در مخاطبش شده است.

به لحاظ روایی و داستانی نیز این نمایش چیزی بیش از ملال مذکور به مخاطبان‌اش ارائه نمی‌کند؛ با این تفاوت که برای درک آن باید از برخی کلیشه‌ها عبور کرد تا به کنه آن رسید؛ اینکه مادر خانواده زنی قانع و ساده‌دل است که از مسائل پشت پرده‌ی شوهرش خبر ندارد و یا آنکه شخصیت‌اش با تهیه و تدارک غذا و تمیز کردن خانه پیوند خورده است و یا آنکه پدر خانواده یکه و تک‌صدا حرف خودش را می‌زند و منتظر است دیگران از وی تبعیت کنند، کمک شایانی به درک فرایند نمایش نمی‌کند.

برای ... دیدن ادامه » درک این اثر باید فرهنگ ایرانی و تم‌های اصلی و مساله‌‌زایی که خانواده‌ی ایرانی با آن‌ها مواجه هستند را شناخت. از جمله این تم‌ها می‌توان به "جدال میان سنت و مدرنیته" یا کهنه و نو اشاره کرد. این تم در تمام طول نمایش چنان غالب است که تمامی کنش‌ها و واکنش‌های پرسوناژها را ذیل خود روکش می‌کند و جالب آن است که کارگردان این جدال را با هوشمندی بسیار و به شکلی زیرپوستی درون گفته‌ها و ناگفته‌هایی می‌ریزد که نه تنها در ذوق مخاطب نمی‌زند که بر دل آنان می‌نشیند و موجب خنده‌های تلخ آنان می‌شود.

این خنده‌ها البته نشان از آن دارند که تمامی این مخاطبان چنین شرایطی را زیسته‌اند؛ شرایطی که در آن فقدان و کمبودهای والدین و متفاوت بودن سبک‌زندگی‌شان همواره به فرزندان تحمیل شده است. -شاید میل پدر به روشن‌کردن بخاری در اردیبهشت ماه و تمایل فرزندان به استفاده از کولر، استعاره‌‌ای از دو نوع طریقه‌ی فکری باشد. اجبار پسران آقای کرمی در تحمل گرما نیز نشان از همان تحمیل‌شدگی عقاید والدین به فرزندان را دارد.- اما آنچه این اثر را به‌صورت توامان تراژیک و اندکی کمیک می‌کند، شرایط فرهنگی موجود در خانواده‌های ایرانی است که در اکثر مواقع فرد فرصت "فرد بودن" را از دست می‌دهد و همواره ملزم به اجرای نقش‌ها و انتظاراتی است که جامعه و خانواده به‌مثابه‌ نماینده‌ آن به وی تحمیل کرده است. سناریو‌ها و صدالبته کلیشه‌های فرهنگی اجازه‌ پیش‌روی و برگزیدن سبک زندگی را به افراد نمی‌دهند و همواره سدی بر سر راه وی ایجاد می‌کنند- جدال میان مادرشوهر به‌مثابه‌ زن قدیمی و عروس به مثابه‌ زن جدیدتر نیز از همین دست موانع است.-

اما آنچه نمایش اخوین را دیدنی و تاثیرگذار می‌کند برگزیدن فرمی کمیک برای بیان امور تراژیکی است که در نسوج زیست روزمره‌ تمامی افراد رخنه کرده و گهگاه آن‌ها را به مرحله‌ اشمئزاز رسانده است. خانواده در نمایش او به‌ همان میزان که می‌تواند مهم‌ترین منبع عاطفی و بزرگ‌ترین نهاد حامی فرد باشد، می‌تواند فرد را در خود فرو ببلعد و مخیل آسایش وی به حساب آید. در این میان فرد می‌ماند که باید به چنین شرایطی لبخند بزند و یا برای تراژیک بودن وضعیت خود سوگواری کند.

انتهای پیام/

هاله میرمیری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هاله میرمیری- نمایش‌هایی وجود دارند که قادرند در آستانه‌ این دو سبک نمایشی یعنی کمدی و تراژدی بایستند و مسائل انسانی را چونان در هم ببافند که مرز میان تراژیک و یا کمیک بودن‌ آن‌ها مشخص نباشد. مخاطب چنین نمایش‌هایی گاه در تفسیر چنین اثری می‌ماند؛ هنوز خنده‌ برآمده از طنزآلود بودن شرایط بر لبانش است که بغضی عجیب گلوگاهش را می‌گیرد و همزمان خنده‌اش را می‌خشکاند. وجه کمیک و تراژیک چنین نمایش‌هایی را باید زیسته باشیم؛ چه در غیر این‌صورت نمایش اثرگذاری خود را از دست خواهد داد. نمایش تاثیرگذار "خانه‌ آقای کرمی" به کارگردانی امیر اخوین که این روزها در تئاتر باران به روی صحنه می‌رود نیز در آستانه‌ همین مرز می‌ایستد و ایده‌ تراژیک بودن بخشی از فرهنگ ایرانی و همزمان طنزآمیز بودن زیستن درون آن را به خوبی بازنمایی می‌کند.

به تماشای برشی از زندگی «خانواده آقای کرمی»
روزنامه اعتماد پنجشنبه 17 اردی بهشت
همه چی به ما می‌خنده یره
رضا صدیق/ چند سالی می‌شود که تئاترها مخاطب محورتر از پیش شده‌اند و در معرفی خود بیشتر می‌کوشند؛ کوششی که گاه با اثر نزدیک است و گاه ناامید‌کننده، گاه تاسف‌آور است و گاه خوشحال‌کننده. «خانواده آقای کرمی» جزو دسته دوم محسوب می‌شود. تئاتری که بی‌ادعاست و در معرفی خود کوشیده که مخاطب را سردرگم نکند؛ نه چنان است که تماشایش پز روشنفکری باشد و دهن به دهن بچرخد که فلانی تئاتر فلان را روی صحنه برده، نه چنین که مخاطب از کنارش به سادگی بگذرد. امیر اخوین نخستین تجربه نوشتار و کارگردانی‌اش را با یک گروه
جمع و جور ولی کاربلد روی صحنه برده است. تجربه‌ای که به گفته خود او از دل تعامل با بازیگران شکل گرفته، تعاملی سازنده و پذیرنده و در راستای چفت ... دیدن ادامه » شدن اعضای خانواده آقای کرمی؛ خانواده‌ای شبیه تمام خانواده‌های ایرانی و ملموس از این جهت که تمام پرسوناژهای نمایش را مخاطب انگار می‌شناسد. مادر خانواده و همسر آقای کرمی، همان زن سنتی و خانه‌داری است که هیچ حقی از حیات ندارد جز‌تر و خشک کردن فرزندان و شوهر؛ آقای کرمی همان مرد سرپرست خانوار با تمام المان‌های مردسالاری تعریف شده در عرف، با همان غلظت آشنایی که «مرد باید» چنین باشد و چنان؛ پسر کوچک آقای کرمی هم ته‌تغاری معروف ماجراست که حالا مهندس هم شده و «مجتبی» بودنش را کرده «کیکاووس»؛ «مرا به اسم تازه‌ام صدا بزنید» و هیچ کدام از اعضای خانواده هم او را حساب نمی‌کنند. فرزند بزرگ آقای کرمی مجید هم همان پسری است که زیر سایه تربیت پدر قرار است مرد جایگزین پدر خانواده باشد؛ همان مردی که همه کار می‌کند تا نان آور خانوار باشد؛ از دست فروشی و چمن زنی و باغبانی تا تعمیر موبایل و قس‌علیهذا تا وقت «زن گرفتن»اش برسد، «زن بگیرد و بچه‌دار شود» و پدر و مادرش صاحب نوه شوند و ماجرا نیز از همین جا آغاز می‌شود. وقتی که فرزند ناقص‌الخلقه از کار درمی‌آید و تشنج و بحران، یقه زندگی آقای کرمی را می‌گیرد.
نمایش «خانواده آقای کرمی» روایت رئالیستی از یک خانواده ایرانی است با همان تفاوت رفتاری و مشاجره‌هایی که از بیرون به طنز می‌رسند و از درون تراژدی را خلق می‌کنند. تلاشی که در اجرا و پردازش مخاطب را گاه می‌خنداند و گاه در خود فرو می‌برد. امیر اخوین، نویسنده و کارگردان اثر درباره به وجود آوردن این درام می‌گوید: «من نمی‌دانم چیز درست چیست ولی می‌دانم چه چیز غلط است، این گونه هم به اجرای این کار رسیدم. مثل یک سرآشپز که طعم‌ها را مزه می‌کند تا به طعم مطبوع برسد. با حذف غلط‌ها به درست می‌شود رسید و اگر تیم خوبی هم کنارت باشد این امر درست‌تر به وقوع می‌پیوندد، یعنی همان اتفاقی که برای من افتاد». نمایش «خانواده آقای کرمی» در چهار پرده و بدون قطع نور و پرده‌بندی مشهود رخ می‌دهد تا فضا به شکل خطی ولی با جابه‌جایی زمان و رفت و برگشت‌ها در دل متن اتفاق می‌افتد، نه در طراحی بیرونی پیش روی مخاطب. راکوردی در اجرا وجود ندارد و این فرم از اجرا در جهت شکل‌دهی به آشفتگی این زندگی، نقش درستی را ایفا می‌کند؛ گویی همه‌چیز در ذهن رخ می‌دهد، با همان پرش‌ها و خلأها و فاصله‌گذاری‌ها. اخوین درباره این نوع ساختار، نمایشش را عرضی تعریف می‌کند، آکاردئونی می‌داند روایتش را و می‌گوید: «من هم کار می‌کنم و هم تجربه، برای من این کار یک تجربه است و تجربه سختی هم هست اما دوست دارم که کار سخت را انتخاب کنم. از دل کار سخت است که خلق رخ می‌دهد و حالا که کار روی صحنه می‌رود از این انتخاب راضی ام.»
نمایش «خانواده آقای کرمی» که هر روزه این روزها پنج عصر در سالن تازه تاسیس تماشاخانه «تئاتر باران» روی صحنه می‌رود از آن نمایش‌هایی است که به قول ایبسون «پس از پایان نمایش تازه شروع می‌شود» در ذهن مخاطب و وقتی از سالن بیرون می‌آیی تا به خودت بیایی همراهت قدم می‌زند؛ مثل کسی که از خانواده‌اش جدا می‌شود و به یادشان خاطره مرور می‌کند. خانواده‌ای که با بازی علی استادی در نقش آقای کرمی، تبسم هاشمی در نقش همسر آقای کرمی، سجاد افشاریان در نقش پسر بزرگ خانواده و سجاد تابش در نقش پسر کوچک کنار هم شکل می‌گیرد، عروس خانواده و مادرِ نوه آقای کرمی هم سوگل خلیق است، کوتاه روی صحنه می‌آید اما ذکر خیرش در تمام نمایش جریان دارد و مخاطب منتظر دیدن اوست. سجاد افشاریان که بیشتر او را نویسنده و کارگردان تئاتر می‌شناسند و اغلب در کارهایی که خود روی صحنه برده است بازی کرده درباره علت انتخابش برای بازی در این نقش می‌گوید: «وجوه مشترکی بین من و مجید وجود دارد. مجید بابت تصمیمش درک نمی‌شود یا از بچگی کار کرده است، برای تصمیمش ایستادگی می‌کند ولی حرمت خانواده را نمی‌شکند و... وجوه شخصیتی مجید برایم آشنا بود و در خلقش روی صحنه دستم بازتر بود. وقتی متن را خواندم دیدم پتانسیل کار بیشتر از آن اجرایی بوده است که دو سال پیش در جشنواره اجرا شده بود، در تمرین‌ها هم نه اینکه در اجرای کار دخالت کنم اما با پذیرشی که گروه داشت تلاش کردم تا این پتانسیل را بالقوه کنم.»
علی استادی که نقش پدر مردسالار خانواده را بازی می‌کند درباره ویژگی‌های این نمایش «صداقت و نوع بیان روایت» را بخشی از پازل شکل‌گیری اثر می‌داند. سجاد تابش که «مجتبا»ی «کیکاووس» شده نمایش است «جنس زندگی و مناسبات خانوادگی» را بخش دیگری از این پازل معرفی می‌کند و سوگل خلیق همسر مجید، نسیم «نوع روابط و فرهنگ جاری در خانواده آقای کرمی» را تکه تکمیل‌کننده این نمایش معرفی می‌کند.
نمایش «خانواده آقای کرمی» زیاده‌گو نیست، حراف نیست، بگومگو و شلوغی دارد اما وقت تلف نمی‌کند و به نسبت چیزی که اجرا می‌کند و در تلاش است تا نمایش بدهد موفق عمل می‌کند. یکی از ویژگی‌های کار است که هرچیزی به شکل مینیمال روی صحنه کارکردی پیدا می‌کند، حتی کانال کولر؛ وقتی که باد می‌زند و در اردیبهشتِ بی‌بخاری زندگی شان، خاک بر سر آقای کرمی می‌نشیند.
من نمی خندم اگر بادکنک بترکد
من نمی خندم اگر کسی ماه را نصف کند
من صدای پر بلدرچین را می شنوم

زندگی حسِ غریبیستــــ که یک مرغ مهاجر دارد


پ.ن : و حالِ زندگی ما در خانه یِ آقای کرمی مثلِ ضربان قلب ماهیست ...
سهراب جان سپهری
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید