تیوال نمایش لانچر ۵
S3 : 16:12:46
امکان خرید پایان یافته
  ۲۴ تیر تا ۰۸ شهریور
  ۲۰:۳۰
  ۲ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: مسعود صرامی، پویا سعیدی
: امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی، ، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، باسط رضایی، عرفان امین، هادی شیخ‌الاسلامی، امیرحسین احمدی

: فرشید روشنی‌‌، عباس اکبری
: میلاد ابراهیمی
: علیرضا میرانجم
: آیدا میرزاخوانی
: میلاد حسینی
: عسل تهمتن، علی چایچی، آرمان رضایی، امیر بنی شریف
: پویا نوروزی
: امیرعلی عزیزی
: مهسا همتی
: امیر صداقتی
: معصومه مسعودی
: پوریا عربگری، حامد محمودی

- تندیس بهترین نمایشنامه از نوزدهمین جشنواره دانشگاهی (جایزه اکبر رادی) در سال ۹۵
- تقدیر بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر در سال ۹۶
- تندیس بهترین نمایشنامه در بخش صحنه در بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷
- نامزد نمایشنامه در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در ۲۱مین جشنواره دانشگاهی در سال ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین بازیگر مرد در جشنواره تاتر فجر در سال  ۹۷ (امیر نوروزی)
- تقدیر بهترین طراحی نور در جشنواره تاتر فجر در سال ۹۷ (علیرضا میرانجم)
- ‏‪نامزد چهار جایزه بهترین بازیگر مرد از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی
- نامزد بهترین طراحی نور از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی

در پادگانی نظامی سه تیراندازی به فاصله ی زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره ی بازرسی از طرف ستاد کل مامور حل و فصل پرونده می شود.

گزارش تصویری تیوال از نمایش لانچر ۵ / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش لانچر ۵ | عکس نمایش لانچر ۵ | عکس نمایش لانچر ۵ | عکس نمایش لانچر ۵ | عکس

ویدیوهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مسلم محمودی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
خسته نباشید به عوامل این نمایش
نمایش دارای ویژگی های خاصی است که در این چند سال اخیر ،تئاتری با این کیفیت ندیدم
نمایشنامه دارای ریتم و ضرب آهنگی خاص و مناسب ، فراز و فرودهایش به موقع و زیرکانه انتخاب شده است به طوری که بخاطر را وادار می کند در مدت نمایش که طولانی هم است لحظه ای چشم از روی سن برندارد. آن جایی که مخاطب از پیگیری ماجرا و تفکر و کنکاش در مورد وقایع داستان خسته می‌شود طنز به کمک او می آید وادارش می کند لختی روی صندلی بنشید و رها از داستان به موقعیت های کلامی و حتی بصری (حالات سلطان) بدون دغدغه از دست دادن خط داستان ، بخندد. این کشمش باعث می‌شود تا مخاطب تا لحظه آخر بین عقل و احساس بدود هم بیندیشد هم بخندد.
طراحی صحنه و نور پردازی بسیار ساده اما گیرا و کارآمدی داشت ، بخصوص نور پردازی و سایه حرکت پنکه سقفی ،که فضای وحشت بازپرسی را به نحو ... دیدن ادامه » احسن به مخاطب منتقل می کند و در این موقع صدای پنکه هم به کمک صحنه می آید و فضای وحشت را تشدید می کند.
دیالوگ‌ها و تیپ سازی شخصیت های داستان حرفه ای است یک دست نبودن شخصیتهای داستان که نماینده یک شهر هستند فضای یک پادگان را به درستی تداعی می کند .
و نکته آخر کارگردانی و میزان سن درست و بازیگری هایی روان و باور پذیر که توسط گروهی نام نا آشنا بروی صحنه آمد و توانست یک شگفتی از یک داستان ساده خلق کند
امیدوارم در آینده هم کار های موفقی از این گروه ببینیم
کوشا نشتایی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
(اینو یادت باشه صادقی، تو کار ما مرگ و میر زیاده...اما خیلی هم زود فراموش می شه. )
امروز به شکلی کاملا تصادفی و با لطف یکی دوتا از نازنین دوستانم به تماشای این اثر نشستم. اثری بدون بازیگر چهره با موضوعی مردانه که همه برای خرید بلیطش سر و دست می شکوندن و به طرز عجیبی من خیلی دیر راجع بهش شنیدم. موضوع مربوط به دوران سربازی و معمای قتلی است که در نهایت ما رو به عقده های جنسی افراد می رسونه و بعد کلی خنده جوری بهت چک می زنه که یکی از اون بخوری یکی از روزگاری که توش زیست می کنی.‌ نمایشی با طنز پررنگ و تراژدی پر رنگ تر. بی نهایت خندیدم و بی نهایت بغض کردم و اشک ریختم. برای تابان بیچاره که رد خونش هنوز تو لانچر ۵ هست...برای طالبی بیچاره که هنوز خوابش میاد...برای حداد که معلوم نشد تو شرایطی ریغ رحمت رو سر کشید...برای بویر احمدی که گند و کثافتش دو تا پادگان رو گرفته ... دیدن ادامه » بود... حتی برای شایگان بیچاره که آخرم پرونده ی مختومش دوباره باز شد. اما بیشتر از همه برای اون ۷ نفری اشک ریختم که حتی ندیدیمشون ولی ما به ازای زیادی در اطراف ما دارن و همراه با عبدی....
همیشه با جمله سربازی ازت مرد می سازه مخالف بودم. سرباز یه غرور له و پایمال داره تو هر درجه ای که باشه. این نمایشم کاملا این موضوع رو نشون می داد. نمی دونم کی بساطش برچیده می شه ولی امیدوارم زودتر پسران سرزمینم از شرش خلاص شن.
بازی های درخشان از بازیگرانی که نمی شناختمشان. متن درخشان از نویسنده ای که نمی شناختمش و کارگردانی درخشان از کارگردانی که نمی شناختمش. همه و همه در کنار هم نتیجه ای یک کلمه ای داشت. شاهکار....
دم همگی گرم. خسته نباشید. کولاک کردین. واری کردید که ۲.۵ ساعت از زمان رو نفهمم. ان شا الله تا آبان ماه منتظر اجرای مجددتان هستیم.
استاد خسته نباشی! !امکانش نبود متنو جوری مینوشتید داستان لو نره ..."ما رو میرسونه به عقده های جنسی " ؟ واقعا مجبور بودید ؟؟
۱۰ آبان
سلام. دوست عزیز اگر به کمی دقت می کردین در بخش ابتدای نظر من هشدار احتمال افشا و کاهش جذابیت وجود داشت. می تونستین مطالعه نفرمایین.
۲۱ آبان
جناب روح الله شما نمایشو ببین.نترس .قصه لو نرفته.شاید برداشت شما چیزی متفاوت از عقده های جنسی باشه
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهرا فلاح
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
دیشب دیدم این نمایش رو و چقدر خوب بود که دیدم... خوشحالم که در ضعیف ترین احتمال ممکن بلیط دستم رسید و تونستم برم این اجرای فوق العاده رو ببینم.

نکات مثبت :
هماهنگی عجیب بازیگران. تک تکشون عالی و باورپذیر بودند. تمام مدت به این فکر میکردم که چقدر خوب و متعادل دارن نقششون رو ایفا میکنند. انگار نه انگار که اون همه نگاه تماشاچی روشونه و غرق در اجراشون بودند و داشتند خود واقعیشون رو زندگی میکردند. من خیلی تبحری در اصول نقد نمایش ندارم و برداشتم کارشناسانه نیست اما به عنوان تماشاچی عام میگم که نمایشنامه بسیار منسجم بود و اجرای بینقص بازیگرانش تعادل خوبی رو برای ذهن مخاطب ایجاد کرده بود. خنده و تاثر بجایی که از مخاطب میگرفت و سکوتی که کاملا هماهنگ و از پیش تعیین نشده بین تماشاچی ها برقرار میشد نشونه انسجام اجرا بود.

نکتات منفی:
نکته منفیش کاملا و ... دیدن ادامه » قطعا به سالن مربوط میشه . هم اینکه با تاخیر شروع شد هم اینکه تهویه مناسبی نداشت و بسیار گرم بود.

سرو صدای عزاداری هم گاها از بیرون می آمد که خب این دیگه چاره ای نبود تحملش چون خارج از دست مسولین سالن بود.


سلام. من دو تا بلیت دارم برای پنجشنبه اگر کسی خواست اطلاع بدین
۰۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسعود آبایی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
تعریف‌ و تمجیدهای زیاد دوستان باعث شد که من دو شب پیش این نمایش رو ببینم.
کنجکاو بودم ببینم این چه نمایشیه که اینقدر ازش تعریف می‌کنن. سر خرید بلیتش دعواست و همه به هم دیدنش رو پیشنهاد میدن... اونم نمایشی که جذابیت‌های ظاهری متعارف رو نداره، نوید محمدزاده نداره، بازیگر زن جذاب نداره، اصلا هیچ‌کس رو نداره... حتی موضوع کلی آنچنان جذابی هم نداره. موضوع سربازی و پادگان؟ موضوعی که ربطی به خانوم‌ها پیدا نمی‌کنه چون اصلا برخوردی باهاش پیدا نمی‌کنن و شاید خیلی از آقایون مثل من هم تجربه سربازی رو نداشته باشند و درک درستی از موضوع ندارن.

در هر صورت من این نمایش رو دیدم و خیلی هم ازش راضیم.
همه چیزها در مورد این نمایش گفته شده و خیلی هم خوب گفته شده.
من هم از دوست داشتنم میگم.

- موضوع غیرجذاب سربازی:
چقدر خوب روی این قصه کار شده بود. با همون تیکه‌های بامزه با لهجه‌ها و لحن‌های مختلف، با کاراکترهای خاصی که هر کدوم ویژگی‌های باحالی داشتن، با ریتم تند و منسجمی که داشت و با هزارتا ظریف‌کاری دیگه که همه باعث شد که با قصه‌ای جذاب روبرو بشیم. از اینها بگذریم یه جایی وسط‌های قصه شخصیت شایگان در مورد روابط مرد با زن حرف می‌زنه و باقی ماجرا... اونجا واسه من نقطه عطف قصه هست، اصلا همه چیز این نمایش همونه. همین یه نکته. اون‌وقت ما می‌تونیم پادگان و برجک و لانچر رو فراموش کنیم و بیایم توی دنیای واقعی.
همه مشکلات از همین روابط جنسی شروع میشه. از عقده‌های جنسی. از واپس‌زدگی‌های جنسی...
چیزی که زیاد توی مملکت در موردش حرف زده نمیشه، کاری ساخته نمیشه... ولی تا دلتون بخواد عواقب و آثارش رو توی جامعه می‌بینیم. تجاوز (به زن، به مرد، به بچه ... چه فرقی می‌کنه! حتی شاید به حیوان) – قتل – خیانت و ...
بحث رخ دادن چنین اتفاقی توی سربازی نیست فقط. مگه فقط توی سربازی این اتفاقها میفته؟ بیرون از سربازی نیست؟ تا دلتون بخواد هست...
توی نمایش، شایگان به صادقی میگه دفعه بعد رفتی مرخصی باید با یه دختر بری بیرون و یه عکس دونفره بیاری...
خیلی توصیه‌ی عجیبیه. تماشاگرها که فقط می‌خندیدن. ولی چقدر این حرف درست بود. چقدر دلسوزانه بود. اون می‌فهمید داره چی میگه. می‌دونست با این کار چه خطرات احتمالی بعدی رو دفع می‌کنه. به قول خودش زن‌ها مردها رو رام یا آروم می‌کنن... البته این موضوع کاملا دو طرفه است. اگر پادگانی واسه زن‌ها وجود داشت. اگر زن‌ها هم با مردها رابطه‌ای نداشتند. اون‌وقت چه اتفاقهایی که نمیفتاد!
خلاصه اینکه موضوع جذابی در دل موضوع غیرجذابی جا داده شده بود که من ازش لذت بردم.

- ... دیدن ادامه » بازی بازیگرها:
بازی‌ها عالی بود. دقیق، مسلط، شیرین و دوست‌داشتنی. برای من خیلی مهم و لذتبخشه که بازیگرها به هیچ‌وجه تپق نزنن توی اجراشون. اینکه امیر نوروزی که دائم در صحنه بود اینقدر مسلط و خستگی‌ناپذیر بازی می‌کرد واقعا تحسین‌برانگیزه.
میلاد چنگی واقعا دوست‌داشتنی بود. یه موجود ساده و شیرین. اجراش و خودش رو خیلی دوست می‌دارم!
مجید یوسفی در نقش کمالی واقعا عجیب بود. خیلی لش بود. اصلا لشیت رو کامل می‌شد حس کرد. عجیب خوب بود بازیش.
اسم بازیگرها رو می‌نویسم که یادم بمونه اسم واقعی‌شون چی بود. من متاسفانه اسمشون رو تا حالا نشنیده بودم (البته من زیاد تئاتر نمی‌بینم. تقصیر منه) به جز فکر کنم همین مجید یوسفی. که اگر اشتباه نکنم چهار پنج سال پیش توی نمایش جشن بیخودی ابوالفضل کاهانی دیده بودمش. اونجا هم کتک می‌خورد بیچاره! ولی واقعا همه بازیگرها عالی بودن.

- کارگردانی:
همینقدر که ریتم کار اینقدر سریع بود و کلیت کار منسجم، یعنی اینکه از نظر من کارشون حرف نداشت. بازی گرفتن از بازیگرها و سایر مواردی که من چیزی ازشون سرم نمیشه هم مزید بر علت...

پ.ن.
1- تئاتر مستقل تهران به معنای مطلق کلمه افتضاح‌ترین سالن تئاتر تهرانه. یعنی سالن تئاتر نیست که؛ خونه خرابه است.
سالن انتظار در حد واگنهای مترو (از لحاظ ازدحام جمعیت البته. و الا خنکی مترو خیلی بیشتر از این خونه خرابه است.)
تهویه سالن اجرا افتضاح. فکر می‌کنم سیستم تهویه همون خونه خرابه قدیمی رو دارن برای این سالن تئاتر استفاده می‌کنن هنوز. من کل اجرا خیس عرق بودم. توی نمایش هم حدود چهار پنج بار سیگار کشیده میشه. که البته لازمه‌ی اون شخصیت بود و گله‌ای به این نیست. ولی اینکه بوی سیگار توی کل سالن بمونه و بیرون نره یعنی سالن سیستم تهویه نداره.
امیدوارم تئاترهای خوب توی سالن‌های خوب اجرا برن و این سالن‌ها رو بذارن برای تئاترهای تخم‌مرغی!

2- من مدتها توی تیوال ننوشته بودم. انگار الان عقد‌ه‌ای‌بازی درآوردم. خیلی طولانی شد...
لانچر رو که هنوز ندیدم.... ولی در مقایسه با مایبُر ، مجید یوسفی توی جشن بی خودی داشت تاچ میشد فقط! تو مایبر سیاه و کبود میکردن همو!
۱۲ شهریور
محمد حسن موسوی کیانی؛
منظور من این نبود که عوامل این نمایش کارشون خوب نیست یا اینکه آدم‌های ضعیفی هستند. بحث من این بود که پارامترهای رایج جذابیت برای عموم مردم رو نداشت. فکر میکنید چند نفر از عشاق نوید محمدزاده و یا سایر سلبریتی‌ها، امیر نوروزی رو ... دیدن ادامه » میشناسن؟
۱۵ شهریور
مسعود جان
آهان...
۱۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا سعیدی  
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i

تماشاگر محترم نمایش «لانچر5»
با توجه به آغاز ماه محرم، ترافیک محدوده خیابان رازی و فقدان جای پارک لازم، حتما تدبیری اتخاذ کنید که طبق زمان‌بندی تعیین شده در محل حاضر باشید. پس از شروع نمایش، امکان ورود به سالن وجود ندارد.
سلام ، وقت بخیر
اجرای این کار تمدید میشه؟
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برو سربازی مرد شی/ سربازی ازت یک مرد میسازه/ برو سربازی آدم شو
جملاتی که تقریبا همه ی ما شنیدیم و خیلی از ما به اجبار و تعدادی به اختیار بهش تن دادیم(خوشحالم که هرگز به این امر تن در ندادم)
همیشه با طرفداران این تئوری ها بحث داشتم. بهشون هشدار دادم که سربازی از پسرهاتون مرد نمیسازه. بلکه با خورد کردن غرور و شخصیت و عزت نفس اون، شخصیتی بله قربان گو و ضعیف تحویل جامعه و حکومت میده. پس چی بهتر از قانون سربازی اجباری برای به حرکت درآوردن چرخ دنده های کارخانه بله قربان گو سازی.
اما افراد زیادی مقاومت میکنن هنوز. تو نمایش سربازی داشتیم که میگفت من معاف بودم اما پدرم از اشناهاش استفاده کرد و من و فرستاد سربازی. همه خندیدیم. اما من در نزدیکی خودم عین این داستان رو دیدم. که پدر، پسر معاف شده اش رو به هر شکلی فرستاد خدمت که مثلا مرد شه.
هممون میدونیم که خروجی ... دیدن ادامه » پادگان ها چیه. این که کسی سالم از اون تو بیاد بیرون فقط به این بستگی داره که چقدر آدم قوی ای بوده قبل از رفتن.
تو نمایش آبی مایل به صورتی یک نمونه از این برو سربازی آدم میشی ها داشتیم که دیدیم چه فاجعه ای رقم خورد.
به شکل شگقت انگیزی شخصیت های شایگان و صادقی رئال بودند. صادقی دقیقا نماینده کسانی بود که با هدف پیشرفت و آرزوی استخدام در ارتش و ادامه دادن زندگی گیاهی(درس- کنکور-دانشگاه-سربازی-ازدواج-بچه) تبدیل به بچه مثبت پادگان میشن. و از هیچ بله قربان و توبیخ و اضافه خدمت برای دیگرانی سر باز نمیزنن. از اینکه خودشون مثبتن و بقیه مثلا منفی به خودشون میبالن و حتی با نگاه تحقیر به دیگران نگاه میکنن. شخصیت شایگان همان شخصیتی بود که همه دیدیم با زبان تحقیرگر خودشون چجوری آهن و ذوب میکنن و شخصیت سرباز ها رو تخریب میکنن.
پادگان داخل نمایش دقیقا همان چیزی بود که توی پادگان ها و خود اجتماع میبینیم. با دیدن نمایش به خودمون میگیم هر چی آدم داغونه تو این پادگانه. و جالبه که اگر هر پادگان دیگه ای رواز نزدیک ببینیم همین رو خواهیم گفت.
اما آدم های داخل پادگان ها داغون نیستن. پادگان جاییه که از اونها آدم های داغون میسازه. پادگان جاییه که دست رو ضعف هر کسی میزاره و اون ضعف رو تبدیل به شخصیت اصلی اش میکنه. تعداد کسانی که روحیه قوی دارند و مقاومت میکنند خیلی کمه به نظرم. نتیجه ی پادگان ها میشه اجتماع امروز. جایی که مردم نمیتونن تصمیم های بزرگ بگیرند. جایی که مردم دمدمی مزاجند. هر چی رو بورسه میگن. علایقشون وابسته به موج هست. مردمی که اهل حرف هستن و موقع عمل جور دیگه عمل میکنند.
نود درصد مشکلات یک جامعه از ریشه ی بچگی و از آموزش های غلط شروع میشه. تفکیک جنسیتی از همون بچگی، عقده ای شدید رو در بچه ها ایجاد میکنه که تو سن های بالاترین خودش و نشون میده. برای بعضی ها درمان میشه و برای خیلی ها تا ابد خواهد ماند. این عقده ها در مکان هایی مثل پادگان سر باز میکنه و اتفاق هایی به وجود میاره که همه ازش آگاهیم. همون اتفاق هایی که تو کشیش های کاتولیک به خاطر منع از ازدواج به دفعات دیده شده.
نتیجه اینکه جامعه ی امروز دقیقا همون چیزی هست که قرار بوده باشه. براش از بچگی هممون برنامه ریزی شده. و افسوس که هنوز خیلی ها این رو نمیدانند و بچه هاشون رو با آغوش باز تقدیم این سیستم میکنند.

در مورد ابعاد فنی نمایش بسیار گفته شده. بیشتر از این قلم فرسایی نمیکنم.
به امید درست شدن(بسته شدن) همه ی پادگان ها و لانچرها.
ممنون از همه ی عوامل نمایش. دیشب نفهمیدم چجوری 2 ساعت گذشت. البته جز اینکه صندلی های تنگ و گرما آه از نهانمان بیرون کشید.
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️
چیزی نمیتونم به متنتون اضافه کنم و با تک تک جملاتتون موافقم
۰۹ شهریور
اقا من همه تقصیرها رو گردن میگیرم شما بنویس
۱۰ شهریور
هرجا سخن از اعتراض است .. نام محمد کارآمد می درخشد..
الان مطالب دوستان را خواندم
و دیدم مطالبم تکراری است و ارزش خواندن ندارد..
قسمت دبیرستانش خوب بود البته..
به هرحال همه مفصل گفتند حرفی نمانده..
هرچه تقصیر دارم مال تو...
هرچی حرف تند داری مال من..


۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیس پسرها فریاد نمیزنند!
لانچر نمایشی است که در نظر اول پادگانی و مردانه بنظر میرسه اما در عمق با بسط به کل جامعه حاوی نکات عمیقتر و جزییات مهمتری میباشد.
حرف اصلی داستان محدودیت و خشم وعقده جنسی است مسائلی که هر روز با انواع مختلفش برخورد داریم, محدودیت اطلاع رسانی و شرم و حیا و سنت و قضاوتهای بیجا دلایلی هستند که قربانیان جوامع اینچنینی را , مجبور به سکوت یا حذف از زندگی یا جامعه میکند. معمولا نوک پیکان تجاوزات جنسی به طرف خانمها است اما تیزبینی و احساس مسولیت نویسنده و کارگردان لانچر بدرستی به سمتی نشانه رفته است که کمتر در معرض دید عموم است چون معمولا چنین فجایعی یا به شوخی گرفته میشود یا اصلا بنابر مصالحی سانسور میشود.
گرسنگان جنسی میتوانند در هر لباسی و هر شکل و جنس و سنی در کمین قربانیان باشند و همه ما چنین منحرفانی رو در مدارس ,باشگاههای ورزشی , مساجد, پادگانها,دانشگاهها, پارکها و حتی کلاس قرآن ! دیده ایم و من مطمنم برای اکثر مردان جامعه ناامنمون نمونه کوچک یا بزرگی از مزاحمت جنسی یا حتی تجاوز جنسی پیش آمده که بعضی از ما شاید بخاطر بی اطلاعی از مصادیق ازار جنسی از اونا گذشتیم و به متجاوز اجازه رشد و گرفتن قربانی بیشتر دادیم. اینجاست که لانچر سازهای متعهد و هوشمند چشم جامعه میشوند این نقطه حساس و پنهان و این تاول چرکین را با طنزی تلخ و دردناک و برنده میشکافند و کثافتش را بیرون می ریزند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پست کنار لانچر , اخر دنیاست چون به جرم زیباییت قربانی میشوی پس نیستی را انتخاب میکنی و...

ما پسرک مازنی بی دستو پا هستیم که هر چه میتوانند بارمان میکنند و ما میشوریم و میروبیم ,حتی سر و شش و کلیه ها را, اما نطفه دردمان چنان بزرگ است که راهی برای خروج از گلوهامان نمی یابد.

شایدهم پسری بلندبالاییم از جنوب, کرخت از سرمایی که برای بقیه گرماست! و گویا , صدایمان که مرهم فریاد بود زخمهامانرا به پیش زخم عظیم دلهامان خجل مانده! و نیست که یاریمان کند

میتوانیم پسرکی عینکی غرق در داستانهای پلیسی باشیم با توهماتی بسیار! مزحکه ای برای همه با غلو و گنده گویی بی پایان اما متمرکز و نکته سنج

جوانک لمپن لات پرگوی شاخ حسینی هم جزیی از داستان ماست اما خداروشکر به همه ارادت دارد و اشناست اصلا جزیی از ماست

در ... دیدن ادامه » بین ما کم نیستند ناقصهای زشت و چلاق و رذل بزدل ادم فروش حقیر, شایدم اینروزها بیشتر شده باشند؟ این سیمای اوست که رقت انگیز است یا طینتش؟

راستی چرا ستوانک تازه ارتشی عصا قورت داده نمیخندد؟ چرا شوخی و جدی برایش تمایزی ندارد؟

ماییم و مشتی نشانه خروار ماییم و بدو خوب , زشت و زیبا, کوتاه و بلند ماییم و بازرسی و پاسدارخانه و شایگان و بذرافشان, واقعا با همدیگه چیکار داریم اخه؟ چرا مثل آدم نمیاییم دو روز کنار هم زندگی کنیم و عین آدم بریم پی کارمون؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چندتا نکته که بنظرم رسید مطرح کنم:
1. طراحی صحنه کاربردی گویا وساده و جذاب بود اما بنظرم فضای نمایشی تلخ مثل لانچر با اون زونکنهای رنگی اصلا همخونی نداره و ای کاش بجای اونها از زونکن سیاه یکدست استفاده میشد و حتی این زونکنهای رنگی با زمان وقوع داستان در زمان اعلیحضرت همخونی نداره چون قطعا اونموقع زونکن ها این شکلی نبوده
2. سروان بذرافشان در نمایش ادم فاسد و نالایق و رشوه گیر(بخاطر سیگار گرون) و پراشتباه(بخاطر توبیخ های پرونده اش) معرفی میشود و در لحظه خروج از صحنه به سروان شایگان هشدار میدهد که دخالت در این پرونده برایت خطرناک است, اما تا اخر ماجرا بیننده متوجه نمیشود که ایا سروان بذرافشان دخالتی در قتلها و اتفاقات داشته است یا نه؟ و چرا پیگیری این پرونده برای شایگان خطرناک است؟
3. شخصیت خاکستری شایگان برای من جالب بود که در عین دلسوزی و تلاش برای برقراری نظم و اصلاح امور مثل اکثر ما برای پیشرفت خودش حاضر به پا گذاشتن روی ارزشهاش داشت و فی الواقع اینکارو انجام داد
4.ای کاش میزانسن بازیگرها و چیدمان صحنه کمی تغییر میکرد تا بیشتر مواقع بازیگرها بصورت نیمرخ با تما شاچی نباشند که بعضی از دیالوگها و بازیهای صورت و نگاهها گم نشود و از دید تماشاگر پنهان نماند
5. بازی اکثر بازیگرها خوب و اکتها مناسب بود و شخصیت کاراکترها با رفتار و گفتار هماهنگ بود
6. تهویه سالن دیشب مناسب بود و تعدادافراد خارج از ظرفیت هم بسیار منطقی و کم بود
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تشکر وخسته نباشید خدمت همه عوامل این نمایش
نمره من 4 از 5




#کالاندولا
۰۵ شهریور
کارآمد خان..
اگر با وسیله شخصی می روی ..
عضو کانال تلگرامی ((جمعیت طرفداران ایمنی)) راهها بشو..
یعنی همه دوستان عضو شوند و مطالب را پیگیری کنند..
استان فارس بالاترین میزان تصادف مرگبار را به خودش اختصاص
داده به شدت مراقب باش اگر انطرفها می روی...
متنی روی ... دیدن ادامه » 9 سال و سه ماه و... هم نوشتم بد نیست نگاه بیاندازی
۱۲ شهریور
مرسی از توصیه خوبت به روی چشم
۱۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حمید خورشیدی
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
احترام به مخاطب ...
.
یه نکته ای که من در بلیط فروشی نمایش لانچر 5 در سالن مستقل تهران دیدم و جای تقدیر و تشکر داره نفروختن دو ستون کناری راست و چپ سالنه که مجموعا میشه 24 بلیط (و با توجه به صحنه نمایش و مرکزیتش، واقعیت تماشای نمایش از اون ستون ها لطف چندانی نداره) و همچنین قیمت مناسب 35 هزار تومان که فکر کنم تو یک سال اخیر سالن مستقل با این حجم از تعداد بازیگر و عوامل ندیدیم این قیمت رو.
آقای سعیدی و گروه محترم نمایش لانچر 5 باید به خاطر این حرفه ای گری بالای شما و احترام به مخاطب از شما تشکر کرد و امیدوار بود به اینکه هنوز هستند گروه های شریف و دغدغه مند تئاتری که تئاتر براشون مسأله ست، نه صرفا فروش و هیاهو و مسائلی از این دست!
منش عوامل تئاتری اینقدر شریف باید همچنین منشی باشه و ممنونم از این یکدستی و شفافیت شما گروه عزیز و ارزشمند، جدا از نمایش شما ... دیدن ادامه » و این رفتار شایسته حظ فراوان بردم.
به‌به... به چه نکته‌ی خوب و درستی اشاره کردی. من این نمایش رو ندیدم و نمیدونم چی هست، ولی توی این مدت که توی تیوال سرک میکشیدم فهمیدم نمایش پرطرفدار و پرسروصدایی شده؛ تا حدی که سر بلیت خریدن بحث و جدل و دلخوری‌هایی به وجود اومده بود.
به نظر طبیعی میومد ... دیدن ادامه » که اگر نمایش بخواد دوباره اجرا بشه قیمت بلیتش افزایش پیدا میکنه. یعنی عوامل نمایش چون میدونن طرفدار دارن بلیت رو گرون میکنن.

اینکه عوامل این نمایش این کار رو نکردن واسه من خیلی جالب بود و همینطور احترام‌برانگیز. واقعا دمشون گرم. به نظر من نشون دادن که آدمهای باجنبه‌ای هستند. جنبه‌ای که خیلی از کارگردانهای مطرح و معروف تئاترمون نشون دادن که اصلا بویی ازش نبردن. حتی من یه نمایش رو یادمه که تو طول اجرا قیمتش زیاد شد. یعنی کارگردان دید بلیتهاش خوب فروش میره با خودش گفت خب هنوز جا داره ببرم بالا قیمتها رو....

در هر صورت دمت گرم که به موضوع اشاره کردی. چون واقعا موضوع مهمیه. اینکه یکی یا یه گروهی پیدا میشه که به مخاطبش احترام میذاره و فقط دنبال پول نیست خیلی قابل احترامه.

دم کارگردان‌ها و کل گروه این نمایش هم خیلی گرم که اینقدر بامرام و بامعرفتن. توی دوره ای که این چیزها دیگه آنچنان وجود نداره. دمشون گرم و موفق باشن همیشه.
۰۵ شهریور
البته الان قیمت بلیط 45 تومن شده
۱۳ آبان
تو شهریور بلیط ردیف های بین صندلی، سی و پنج تومن بود
۱۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب کار رو دیدم

به قدری از متن و کارگردانی و برخی بازی ها لذت بردم که دلم نمیاد این نکته رو نگم که کاش ، کاش و کاش بازیگر نقش سروان شایستگان از قدرت بیان بهتری برخوردار بودند و روی بیان شون بیشتر کار می کردند ، متاسفانه لحظاتی بود که اصلا متوجه دیالوگ هاشون نمی شدیم ، گاهی دیالوگ های خورده میشد... البته بازی عالی و درخشانی داشتند ، بخصوص در اوج ها...عالی بودند. و چون نقش اصلی بودند و درخشیدند در نقش شون ، دلم نیومد که این نکته رو یادآور نشم. و البته چون در بیشتر میزانسن ها بازیگرها نیمرخ بودند( و بخصوص شخصیت سروان ) این عدم رسا بودن دیالوگ بیشتر به چشم می اومد.

من بی نهایت از کار لذت بردم. بخصوص از سکوت های بجا در زمان و مکان درست در اجرا، من کلا به دنبال سکوت ها در تاتر هستم، و چقدر چسبید، چقدر چسبید سکوت های این اجرا... چقدر برخی شخصیت پردازی ها عالی ... دیدن ادامه » بود ، عالی ، چقدر کارگردان درست و بجا دست به انتخاب بازیگر زده بود ، و چقدر بازیگران درست و خوب هدایت شده بودند و روی تحلیل شخصیت هاشون کار کرده بودند.

خدا قوت به تمامی عوامل اجرا ... ممنونم که منو درگیر متن و اجرا کردید و ایده های خوبی برای کارهای خودم به من دادید

با احترام

پانوشت : البته صدای خش خش کاغذ خوراکی که در سکوت تاتر در قسمت تماشاچی ها بلند شد تمرکزم رو از صحنه گرفت و منو خیلی شاکی کرد !
به نظر من بیان ایشون خوب بود واقعن و اینو در نظر بگیرین که بار اصلی داستان و دیالوگ ها رو دوش ایشون بود و این خیلی سنگین میکنه کار ایشونو
۰۵ شهریور
خانم تابان..
حتماً ...
منتظر نقدهای مفصل تان هستیم..
۰۷ شهریور
سها بانو به گیرنده های خود دست نزنید ؛) یکی از خصوصیات لهجه یزدی دقیقا همین تند حرف زدنشونه وگرنه گویش خاصی ندارن که متوجه اصل مطلب نشید ولی خب همین نکته برای دوستانی که خیلی با یزدی ها معاشرت ندارن گیج کننده است :)
۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لانچر 5 و ضرورت افزایش سطح تماس ملت با پدیده سربازی و داستاناش!
.
اول از همه خوشحالم که این نمایش باعث میشه مخاطبا یکم بیشتر درباره خدمت سربازی و آسیب ها و جنایت ها و اتفاقاتش حساس بشن و ببینن و درکش کنن!
.
«برای تمامی ثانیه هایی که سال میگذرند. برای تنهایی عظیم پُست ها و بُرجک ها و لانچرها. برای ارواح محصور پادگان ها.»
.
من خودم هم اکنون سربازم ولی نه سرباز صفر و بالای بُرجک نرفتم و پُست نگهبانی خاصی هم نداشتم، ولی همون تعداد کمش و شنیدن سختیاش از زبون سرباز صفرها خیلی آدمو تحت تاثیر قرار میده!
وقتی یه سرباز مجبوره گُل و حشیش بزنه تا دو ساعتای پُستای نگهبانیش بگذره، وقتی پاسبخش تومُخی میره براش و کاری میکنه سرباز کُما بزنه، وقتی انقدر رفته رو برجک که میفته به نَکشی، اونجاست که یا میذاره میره و فرار میکنه، یا خیلی افراطی و بیمارگونه میفته به دراگ ... دیدن ادامه » و نوشیدنی و دختربازی که کم نیاره، یا له میشه و افسرده، یا هم دست به جنایت میزنه ...
.
لمس کردن این داستانا برای کسی که طعم زهرِماری این اجباری تلخ و احمقانه و مضحک رو نچشیده راحت نیست، برای همین تو طول نمایش من فقط دو سه تا لبخند کوتاه و تلخ زدم، میدونم گروه نمایشی بخاطر کم کردن تلخی داستان رو آورده بودن به نوعی طنز و خب تماشاگرا هم میخندیدن، ولی برای من نظاره گر بودن روایتی درباره جنایتی در یک پادگان و بدبختی فراگیر سربازاش اصلن خنده نداشت، من نمی تونستم به بازی شیرین بازیگری که لهجه مازندرانی داشت بخندم وقتی داشت از جمع کردن لاشه های یه سرباز میگفت و اینکه دستاش هنوز بعد از چند روز بوی خون میدن و حالت تهوع داره ولی نمیتونه بالا بیاره، نمی تونستم بخندم به خیلی چیزای دیگه ش ...، چون میدونم این اجباری احمقانه چه میکنه با روح و روان جوونای همه جای دنیا مخصوصن ایران!
تجاوز و قتل و جنایت هایی از این دست کم نیستن، حداقل من خودم کم نشنیدم از این دست مسائل تو جای جای مختلف همین ایران اسلامی خودمون!
.
شایگان: میدونی آخر دنیا کجاست؟
سرباز (کمالی): بالای بُرجک، کنار لانچرا!
...
خیلی درست نوشتید. درسته اجرا با طنز همراه بود. اما عمق داستان خیلی دردناک بود و اون شدتِ خنده و قهقهه ها، برای منم عجیب بود...
۰۵ شهریور
لطف دارین.
دقیقن همینطوره که فرمودین و منم متعجب بودم از این حجم خندیدن.
۰۵ شهریور
بلیتش به ما نرسید.. :/
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دور پایانی این نمایش در سالن تئاتر مستقل تهران به کارگردانی مسعود صرامی، پویا سعیدی و بازی امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، باسط رضایی، عرفان امین، هادی شیخ‌الاسلامی، امیرحسین احمدی (روزهای چهارشنبه ۱۳ تا جمعه ۱۵ شهریورماه) فردا سه شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلیت فروشی سه روز پایانی از فردا ساعت ۱۲ظهر در سایت باز می‌شه. ممنون از پی‌گیری دوستان
بهنام شاملو این را خواند
لعیا میری و امیر مسعود این را دوست دارند
جناب سعیدی حالتون رو میخرم..
چه حالی میده اجرا ها پشت هم سولد اوت میشه..
۰۴ شهریور
با سلام
متاسفم با همه ی تلاشی که برای خرید بلیط تاتر شما کردم موفق به این کار نشدم . امیدوار بودم که بتونم برای یکی از سه روز آخر بلیط بگیرم اما زمان باز شدن بلیط فروشی از پیج تیوال اطلاع رسانی نشد . و با اینکه من فکر میکردم وقتی سه روز اول هفته ، دوشنبه ... دیدن ادامه » باز میشه. سه روز بعدی رو روز ۴ شنبه فروشش رو انجام بده و مدام کانال اینستاگرام رو چک میکردم تا زمان فروش رو اعلام کنه اما متوجه شدم که سه شنبه بدون خبر رسانی بلیط ها فروخته شده.
میخواستم بدونم بلیط فروشی گیشه هم دارین؟
ممنون
۰۶ شهریور
سرکار خانم نوری تیوال از روز قبلش اطلاع رسانی کرده بود.
شاید شما متوجه نشدین.به برگه نمایش مراجعه کنید خودتون میبینید.
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا سعیدی  
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
دوستان از دقایقی دیگه بلیت فروشی سه روز اول اجرای ما در مستقل آغاز خواهد شد
ممنون
فروش سه روز بعدی کی شروع میشه؟
۰۴ شهریور
با تششکر از پیگیریتون، واسه مابقی روزها تا 15 ام کی باز میشه؟
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام می‌کنم به همه‌ی مخاطبانِ عزیزی که از این طریق ما و نمایش‌مون رو دنبال می‌کنن و با نظرات مثبت و منفی‌شون محبت‌شون رو بهمون انتقال می‌دن. نیازه من چند چیز رو برای شما اطلاع‌رسانی کنم و درموردشون توضیحات مختصری بدم:
نمایش ما از دهم شهریور تا پانزدهم شهریور توی سالن مستقل به اجرای خودش ادامه می‌ده. به خاطر محدودیت زمانی (دهه‌ی اول محرم) و برنامه‌ریزی سالن مستقل، و پی‌گیری‌ها و درخواست‌های متعدد برای تمدید اجرا، ما تصمیم گرفتیم که در شش روز دوازده اجرای فوق العاده توی سالن مستقل بریم که شرمنده‌ی دوستانی که بلیت گیرشون نیومده بود نمونیم.
این گشتن و رای زنی با سالن‌های خصوصی رو ما نزدیک سه هفته‌ست که در دستور کار انجام دادیم و در نهایت بر سر سالن مستقل به تجمیع رسیدیم.
همون‌طور که همه‌تون درمورد بهای بلیت و وضعیت قراردادی سالن‌های ... دیدن ادامه » خصوصی می‌دونید، ما تمام تلاشمون رو کردیم تا کمترین تغییر بهای ممکن رو انجام بدیم و خوشبختانه مدیریت محترم سالن مستقل با این که یک چنین بهایی تقریبا در اون‌جا بی سابقه بود، کمال همکاری رو با ما کردند که خدای نکرده خاطر کسی برای افزایش بها مکدر نشه. بهای بلیت ما ۳۵هزار تومان خواهد بود. چرا که دیده شدن و تسهیل امکان اومدنِ همه‌ی افراد برای ما بر فروش ارجحه. ما توی تئاترشهر هم که بودیم از بین بهای ۴۰ و ۳۵ و ۳۰، پایین‌ترین اون‌ها رو انتخاب کردیم.
ما تمرینات ویژه‌ای تدارک دیدیم تا در اون شش روز انجام دو اجرا به فاصله‌های کمتر از یک ساعت از هم، لطمه‌ای به کیفیت اثر نزنه و بهترین چیزی که می‌تونیم رو براتون به نمایش بگذاریم.
خوشبختانه ظرفیت سالن مستقل با سایه بسیار متفاوت هم هست و ما هم به دلایل استقبال شما و هم به دلیل این که گروه ما گروه پر جمعیتی هست و ممکن بود با وقفه دیگه نتونیم کنار هم جمع بشیم، تصمیم گرفتیم که تن به این فشردگی بدیم و تا آخرین ذرات توان‌مون رو برای شما عزیزان بذاریم.

توی سالن مستقل دیگه خبری از خرابی تهویه‌ی سالن و تنگیِ جا برای نشستن نخواهد بود.
و دلیل صدور بلیت‌های خارج از ظرفیت در این چند اجرای اخیر این بود که اجرای ما تمام شده به نظر می‌رسید و ما فکر می‌کردیم که این ده اجرا ده اجرای پایانی ما خواهند بود. اما در تعداد بلیت‌های خارج از ظرفیت سخت‌گیری کردیم و بیشتر از پنج بلیت در هر روز صادر نکردیم و از طرفی جهت تقویت تهویه تلاش‌هایی کردیم که دوستانی که قبل از این دوره اجراهای ما رو دیده بودند می‌تونن گواه بدن که تهویه خیلی بهتر شده.

ما تمام تلاش‌مون رو برای بهبود همه‌ی شرایط موجود انجام دادیم و سعی کردیم از نظرات شما برای بهتر شدن بهره ببریم.حالا از این به بعد این شمایید و لطف شما برای حمایت ما.
مخلص همه

پویا سعیدی
جناب سعیدی درود
"توی سالن مستقل دیگه خبری از خرابی تهویه‌ی سالن و تنگیِ جا برای نشستن نخواهد بود."
شاید بتونم با قسمت دوم فرمایشتون موافق باشم ولی با قسمت اول هرکز.
مستقل چیزی نزدیگ به سونای خشکه
۰۳ شهریور
شهرزاد خیلی خوب بود سالن ارکیده اش. مرد بالشی با اون همه دکور رو جا داده. البته ناظر زاده هم شاهکار ترین است اما خب غروق یه تیم های خاصی است
۰۶ شهریور
غروق؟؟؟!!!! :)))))))
۰۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دور اجرای تازه این نمایش در سالن تئاتر مستقل تهران به کارگردانی مسعود صرامی، پویا سعیدی و بازی امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی،، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، باسط رضایی، عرفان امین، هادی شیخ‌الاسلامی، امیرحسین احمدی (روزهای یکشنبه ۱۰ تا سه‌شنبه ۱۲ شهریورماه) فردا دوشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
سلام، وقتتون بخیر، خرید بلیط روزهای 13 ام تا 15 ام کی روی سایت باز میشه؟
۰۴ شهریور
سرکار خانم ترابی، خرید بلیت دور پایانی این نمایش در سالن تئاتر مستقل تهران به کارگردانی مسعود صرامی، پویا سعیدی و بازی امیر نوروزی، میلاد چنگی، مجید یوسفی، محمد حق‌شناس، صادق برقعی، مرتضی سلطان محمدی، فرشید روشنی،، عماد درویشی، مجتبی یوسفی، باسط ... دیدن ادامه » رضایی، عرفان امین، هادی شیخ‌الاسلامی، امیرحسین احمدی (روزهای چهارشنبه ۱۳ تا جمعه ۱۵ شهریورماه) فردا سه شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
۰۴ شهریور
خیلی ممنونم از پیگیریتون :))
۰۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاملیا عبدالصمد
درباره نمایش لانچر ۵ (برگه وابسته) i
به به چه خبری! اجرای دوباره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲۱ ماه
۶۳۰ روز
۱۵۱۲۰ ساعت
۹۰۷۲۰۰ دقیقه
بله، ما در ۱۲۰ دقیقه قرار است تنها گوشه ای از رنجی حدود ۹۰۷ هزار و ۲۰۰ دقیقه ای را ببینیم و ای داد...
داد از غم لایتناهیش
چندماهه دیگر باید عازم خدمت بشوم و شروع ۹۰۷۲۰۰ دقیقه ام به تیک تاک افتاده است
ماراتنی غریب که برنده ای ندارد
همه یک مشت بازنده ایم
همه برابر
اما برخی برابرتر اند
شاید آن ها که موی بور، چشمان سبز و پوستی همچون برف دارند
لانچر ۵ یک اتاق شکنجه است که تو را فراوان میخنداند، لبخندی که همچون دادن اب به قربانی قبل از اعدام است؛ آخر میدانی، سیلی ای سخت در پایان کار انتظارت را میکشد
لانچر ۵ تداعی کننده ی درد و رنج و غم است. تلخ و گزنده است و باید هم باشد، حتی بیشتر و بیشتر، چون راوی قصه ی ما این بار روایتگر غمیست که گویی خریداری ندارد
آخر میدانی پسر ها انواع و اقسام هشتگ ها را ندارند، مسیح ندارند، غم شان دیده و رنج شان شنیده نمی شود

عوضش
لانچر ... دیدن ادامه » های ۵ ای دارند که تا صبح باید پایش بیدار بمانند
پاس بدهند
و انتظار چاقو هایی را بکشند که گلویشان را طواف میکند
منتظر درخواست هایی بمانند که تن شان را برهنه میکند
منتظر صدا هایی باشند که امضایش، حفره ای در جمجه یشان است

۲ دقیقه گذشت
تنها ۹۰۷۱۹۸ دقیقه باقی مانده است...


-بسیار بسیار لذت بردم از اجرا
همه چیز بی نقص و حساب شده بود
ارزش اون همه سختی برای گرفتن بلیط رو قطعا داشت
خداقوت به همه ی اعضای تیم عزیز لانچر ۵
مجلل جان چقدر نظرات در مورد این نمایش متفاوته!! اغلب کسانی که نظر مثبت دادن از رفقای خوبمون مثل خودتن, اما سایرین که کمتر میشناسمشون اکثرا از این کار راضی نبودن! فردا خودم میرم ببینم داستان چیه؟!
۰۳ شهریور
نظرتون چی بود آقا کارآمد جان؟
مشتاقم بدونم واقعا
۰۴ شهریور
امشب راهیم مجلل فردا میگم بهت
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مردها موجودات عصبانی و ضعیفی هستند که بدون زن‌ها ویران می‌شوند.
به زعم من این دیالوگ ها و جمله واره های اینچنینى خیلی مخرب ه...
واقعا اصلا خوشایند نیست...این نگرش تفکیکی تنها نتیجه ش دوقطبی شدن جامعه ست و لأغیر...
۰۱ شهریور
بعد از رضا بولو، حق با ارنست لوبیچ و حافظ شیرازی است :)
۰۲ شهریور
سرکار خانوم رستمی، أبدا همچین چیزی نیست....
مشکل وقتی رخ میده که هر سخن و کلامی به مثابه حکم بیان میشه.... یعنی حکمی که گویا با ادله و نتیجه ی ناگزیر از اون صادر شده...
۰۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش، بر مبنایی داستانی شکل گرفته و روایتی خطی از یک ماجرای جنایی در یک پادگان را به صحنه می آورد. موضوع نمایش، موضوع خاصی است که در آثار نمایشی ما کمتر به آن پرداخته شده، اما با این که دنبال کردن روایت نمایش با یاری عناصر طنز و همین طور ریتمی که جذابیت این داستان ساده را حفظ می کند، کنجکاوی برانگیز است، فرم نمایش چندان گیرایی ندارد، و فضای محدودی برای خیال ایجاد می کند. فضایی به محدودیت اتاق بازرسی یک پادگان پرت افتاده. البته مسئلۀ استعاره همیشه مطرح است و در سینما هم اخیراً فیلمی به نام «سرخپوست» در فضای محدود یک زندان دورافتاده ساخته شده است. گمان می کنم این محدودیت ممکن است مشکل عمدۀ آثاری باشد که زیاد درگیر واقع نمایی و باورپذیری هستند و در هر حال استعاره هایی که استفاده می کنند کم شمار و انتزاعی و گاه کم رمق هستند. گذشته از این، در مورد این ... دیدن ادامه » نمایش، چون فضا، فضای پادگان است گذشته از نوع بازنمایی خشونت و کابوس، می توان از بازتولید کلیشه های جنسیتی و حتی نوعی اسطوره سازی از این کلیشه ها نیز پرسش کرد، این که آیا این نمایش در این دام افتاده است یا نه.
باز هم از نظرات پر محبت همه‌ی عزیزان ممنونم. بسیار موجب خوشحالی ماست این میزان از دوست داشتن شما.
بله ما به زودی در سالن دیگری اجرامون رو ادامه خواهیم داد. اما زمان و مکان هنوز به طور دقیق مشخص نیست. احتمال داره که حدود یک ماه-کمتر یا بیشتر-بین این اجرا و اجرای بعدی وقفه بیافته. ما دنبال بهترین شرایطِ ممکن برای اجرا رفتن هستیم که دیگه اشکالاتی مشابه این اجرا پیش نیاد.
به محض مشخص شدنش شما رو در جریان خواهیم گذاشت.
ممنون که از ما حمایت می‌کنید؛ این بزرگ‌ترین پشتوانه‌ی ماست