آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال قصه خوانی شازده کوچولو
S3 : 14:01:12 | com/org
امکان خرید پایان یافته
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۷
۱۸:۰۰
۲ ساعت
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

- نمایشگاهی خیریه از ساعت ۱۷ در لابی محل برگزاری مراسم و پیش از آغاز رویداد، برپا خواهد بود.
- از مهمانان عزیز خواهشمندیم  با توجه به برگزاری مراسم در محیط دانشگاهی، الزامات پوشش دراین فضا را مد نظر قرار بدهند. باسپاس فراوان


درباره این قصه خوانی:
شازده کوچولو یا شهریار کوچولو یا شاهزاده کوچولو به فرانسوی Le Petit Prince داستانی اثر آنتوان دو سنت اگزوپری است که نخستین بار در سپتامبر سال ۱۹۴۳ در نیویورک منتشر شداین کتاب به بیش از ۳۰۰ زبان و گویش ترجمه شده  و با فروش بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ محسوب می‌شود. کتاب شازده کوچولو
"خوانده شده‌ترین" و "ترجمه شده‌ترین" کتاب فرانسوی‌زبان جهان است و به عنوان بهترین کتاب قرن ۲۰ در فرانسه انتخاب شده‌است. از این کتاب به‌طور متوسط سالی ۱ میلیون نسخه در جهان به فروش می‌رسد. این کتاب در سال ۲۰۰۷ نیز به عنوان کتاب سال فرانسه برگزیده شد. در این داستان سنت اگزوپری به شیوه‌ای سوررئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی می‌پردازد. طی این داستان سنت اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدم‌ها و کارهایشان است.


بهای پایه این اجرا ۳۰.۰۰۰ تومان است. برای مشارکت همت عالی یکی از کدهای زیر را در بخش «کد تخفیف» وارد نمایید:
- prince50 برای پرداخت ۵۰.۰۰۰ تومان برای هر صندلی
- prince100 برای پرداخت ۱۰۰،۰۰۰ تومان برای هر صندلی
- prince200 برای پرداخت ۲۰۰.۰۰۰ تومان برای هر صندلی

مکان

میدان ونک، خیابان ملاصدرا، خیابان پردیس، تالار اجتماعات دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
آدم بزرگ ها عاشق عدد و رقمند...وقتی با اونا از دوست تازه تون حرف میزنید هیچ وقت ازتون درباره ی چیزهای اساسی ش سوال نمیکنند...هیچ وقت نمیپرسند: 
آهنگ صداش چطوره :)
چه بازی هایی رو بیشتر دوست داره :)
پروانه جمع میکنه یا نه :)
میپرسند: 
چـــند سالشه:/
چـــندتا برادر داره:/
وزنش چــقدره:/
پدرش چقدر حقوق میگیره :||||

و تازه بعد از این سوالاست که خیال میکنند طرف رو شناختند:/
فکر میکنم اگر آنتوان دوسنت اگزوپری در قید حیات بود و در نمایشنامه خوانی میکائیل شهرستانی از "شازده کوچولو" شرکت میکرد, اشک بر پهنای صورتش مینشست و با تمام وجود به خودش و این داستان بی نظیری که نوشته بود افتخار میکرد.
من به زندگیم اجرایی از این دلنشین تر ندیده و نشنیدم و مطمئنم بخاطر داستان معرکه دوسنت اگزوپری و خوانش بی نظیر استاد شهرستانی, از این تجربه دلنشین تر نخواهم داشت.
مسعودجان فقط امیدوارم دمای سالن جوری نباشه که آنتوان پشیمون بشه که چرا دست به قلم برده کلا.
طفلی بیضایی برگشت ایران، اون شب اومد قصه‌خوانی آرش و وقتی با ســـــونـــای سالن مواجه شد گفت دیگه پا در میهن نمی‌گذارم...
۱۳ اسفند ۱۳۹۷
چرا رضا جان
در سالن بودم و از اجرا لذت بردم
متاسفانه افتخار دیدار با شما رو نداشتم
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
آخ آخ کم‌سعادتی همینه دیگه
چشم گردوندم، متاسفانه ندیدم.
خوشحالم که از اجرا لذت بردید و بردیم.
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همه ى مردم ستاره دارند اما همه ى ستاره ها یک جور نیست:
واسه آنهایی که به سفر مى روند حکم راهنما را دارند
واسه بعضی دیگر فقط یک مشت روشنایی سوسوزن اند .
براى بعضى که اهل دانشند هر ستاره یک معما است
واسه آن باباى تاجر طلا بود .
اما این ستاره ها همه شان زبان به کام کشیده و خاموشند .
فقط تو یکی ستاره هایی خواهی داشت که تنابنده اى مثلش را ندارد ...
امیر مسعود این را خواند
نفیسه نوری، عباس الهی، یلدا معصوم و محمدرضا مدیری این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همین اجرا رو پارسال توی دانشگاه امیرکبیر رفتم. بی نظیره. از دستش ندین.
نفیسه نوری، آذرمهر و فرهاد ریاضی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در این هنگام بود که روباه پیدا شد.
روباه گفت: سلام!
شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را ندید،‌ ولی مودبانه جواب سلام داد.
صدا گفت: من اینجا هستم،‌ زیر درخت سیب...
شازده کوچولو پرسید: تو که هستی؟ چه خوشگلی!...
روباه گفت: من روباه هستم.
شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن. من آنقدر غصه به دل دارم که نگو...
روباه گفت: من نمی‌توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده‌اند.
شازده کوچولو آهی کشید و گفت: ببخش!
اما پس از کمی تامل باز گفت:
- "اهلی کردن" ... دیدن ادامه ›› یعنی چه؟
روباه گفت: تو اهل اینجا نیستی. پی چه می‌گردی؟
شازده کوچولو گفت: من پی آدمها می‌گردم. "اهلی کردن" یعنی چه؟
روباه گفت: آدمها تفنگ دارند و شکار می‌کنند. این کارشان آزارنده است. مرغ هم پرورش می‌دهند و تنها فایده‌شان همین است. تو پی مرغ می‌گردی؟
شازده کوچولو گفت: نه، من پی دوست می‌گردم. نگفتی "اهلی کردن" یعنی چه؟
روباه گفت: "اهلی کردن" چیز بسیار فراموش شده‌ای است، یعنی "ایجاد علاقه کردن..."
- ایجاد علاقه کردن؟
روباه گفت: البته. تو برای من هنوز پسربچه‌ای بیش نیستی. مثل صدها هزار پسربچه دیگر، و من نیازی به تو ندارم. تو هم نیازی به من نداری. من نیز برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر. ولی تو اگر مرا اهلی کنی، هر دو بهم نیازمند خواهیم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود...
شازده کوچولو گفت: کم‌کم دارم می‌فهمم... گلی هست... و من گمان می‌کنم که آن گل مرا اهلی کرده است...
خرید بلیت این قصه‌خوانی به نویسندگی آنتوان دوسنت اگزوپری، کارگردانی و روایت میکاییل شهرستانی و قصه خوانی مژگان عظیمی، سیما رستگاران و ... میکاییل شهرستانی، امروز (پنجشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید