تیوال نمایش لولیتا نسخه‌ی ۱۲
S3 : 13:02:18
ساکت، سکون، خالی، خلأ بشمار تا بیدار بمونی ...
  ۲۷ تیر تا ۰۱ شهریور
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: فرشاد جعفری
: بهنام احمدی
: کتایون سالکی، مهدی شاهدی، فرزانه زینتی و الهه اکبری
: شهاب بهزادی

: مژده رنجبر
: طاهر نیکخواه ابیانه
: Xpherekube
: مهرداد بابایی
: آرتا میرآفتابی
: صبا کسمایی
: شیدا زواری، طاهر نیکخواه ابیانه
: لیلی جعفری
: زهرا بهرامی، فریبا داویجانی
: سیاوش تصاعدیان
: آرش پاشایی
: پویا طهماسبی، معید درویش
: کیارش مسیبی
: بهنام احمدی
: محمد سخن ور، بهروز راد
: محمد سخن ور

شروع نمایش راس ساعت ۱۸:۳۰ میباشد لطفا ۱۵ دقیقه قبل از شروع نمایش در سالن حضور داشته باشید.

شبکه‌های اجتماعی تماشاخانه سپند: اینستاگرام
با خرید بلیت اجراهای این تماشاخانه و ارائه‌ بلیت همان شب، از ۱۰٪ تخفیف کافه رستوران «خانه فیروزه» در محوطه مجموعه بهره‌مند می‌شوید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش لولیتا نسخه‌ی ۱۲ / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «لولیتا نسخه‌ ۱۲» به صحنه رفت

» همزمان با آغاز پیش‌فروش بلیت نمایش «لولیتا نسخه‌ ۱۲» به کارگردانی بهنام احمدی، پوستر این اثر نمایشی نیز منتشر شد.

» «لولیتا نسخه‌ی ۱۲» بازیگران و عوامل خود را معرفی کرد

» «لولیتا نسخه‌ی ۱۲» رونمایی می‌شود/ اجرایی بر اساس دوازدهمین نسخه نمایشنامه

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹، تماشاخانه سپند
تلفن:  ۸۶۰۳۷۸۰۷


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش رو چند شب پیش دیدم. عجیبه اونایی که پارسال این کار و سولدآت کردند چرا کنجکاو نیستن برای دیدن ۱۲ بار بازنویسی.
اگر لولیتای قبلی رو ندیدید این کار رو پیشنهاد می‌کنم چون مقداری از شگفتی نسخه اولیه هنوز درش باقی مونده.

مثل خلق یک تابلوی شاهکار روی بوم سفید دکور اجرای قبلی کاش قلم رو میشکستید و با ابهت سر طاقچه میگذاشتید.
کاش این هنر و توانایی رو در اجرای یک متن دیگه به کار میگرفتید.
گرچه هنوز هم متن و فضایی که خلق کردید برای من مبهوت کننده ست، و بازی ها منهای یک نفر، اما اجرایی که پیش از این دیدیم واقعا نباید دست کاری می شد..

به امید موفقیت های هیجان انگیز تر برای شما عزیزان هنرمند.
دقیقا زهره جان بخاطر حذف و اضافات غیر ضروری لولیتای اصلی این نسخه جدید جذابیت قبلی رو نداره و حیف و صد حیف که کارگردان محترم بجای آفرینش جدید دست به تغییر مخلوق کامل قبلیش زده!
۲۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"برملاشدگیِ ناموزون"

لولیتا از آن دست نمایش‌هایی‌ست که فضای خاص و سورئالش، جذابیت‌های بسزایی دارد چینش تودرتوی روایت‌هایی از موضوعاتی مشترک در یک نقطه‌ی همگرا، در جزیره‌ای که سراب انسان‌های گمگشته از رنج و عذاب زندگی‌ست، به یکدیگر پیوند می‌خورند و با زبانی شاعرانه واگویه‌ی مصیبت‌هایی می‌شوند که کابوس‌وار رهایشان نمی‌کند. پلک‌هایشان را می‌بُرند تا از هجوم رنج‌هایشان بگریزند اما انسان در کابوس‌ها و رنج های عمیقش، آنچنان فرو می‌رود که از آن رهایی نیست.

لولیتا داستان انسان معاصرست، انسانی که درمخاطرات جهان تلخ پیرامونش، به گمان دستیابی به سعادت و شادی .و رسیدن به آرزوهایش، تن به شرایطی ناخوشایند می‌دهد و دست‌آخر، حتی درجزیره‌ی برهوت دور از آدم‌ها نیز بدستش نمی‌آورد ... متنی درخور ستایش که اجراگرانی حرفه ای و موفق دارد ... دیدن ادامه » و با خلاقیتی جذاب، دهلیزهایِ متوالی از تعلیق و مرورِ اتفاقات را درکنارهم جفت و جور می‌کند. وهربار تماشاگر را بی محابا، در میانه‌ی هریک از این دهلیزها، با تراژدی دردناکی روبرو می‌کند. همان فاجعه‌ای که گویا، تا انسان در کلونی‎‌های اجتماعی خود می‌زید، از آن رهایی ندارد.

اما لولیتا نسخه‌ی12 که گویا بازنویسی چندین‌باره از لولیتای نسخه‌ی اول‌ست که سال گذشته به اجرا درآمد، عقب‌تر می‌ماند. پس‌و پیش شدن پرده‌ها و اضافه شدن دیالوگ‌ها و تغییر صحنه‌هایی برای وضوح و سرراست تر شدن داستان، ضربه‌ی بزرگی به کلیت متن واجرا زده است. که اساسا با فرم برگزیده معماگون ومرموزش در تضاد قرار می‌گیرد.
دیگر از آن فضای وهم‌آلود ابتدای نمایش که با ورود افرادی به جزیره‌ای متروک و گویشی شاعرانه، آغاز می‌شود، خبری نیست.. داستان در بخش‌هایی کاملا رو شده و به تماشاگر، کدها علنی ارائه می کند،که نه می‌تواند توالی پیشین را حفظ کند ونه انسجام جدیدی بیافریند. نه بهم‌پیوستگی معماگونش را که سبب تمرکز درجهت کشف جریان هر کدام از کارکترها لازم‌ست، تحکیم می‌کند ونه قادرست شاعرانگی برجسته و درخشان متن قبلی را که با تکرار چندباره‌ی بخشی از دیالوگ‌های کلیدی، موکد می‌شد، در اتمسفرسیال این اجرا، به چرخش درآورد و از تاثیرش بهره ببرد.
لولیتای نخسه‌ی12 اگر چه، همچنان حاوی محتوایی درخور از انسان امروز، رنجوری زن و سواستفاده جنسی از کودکان است، و بازیهایی قوی و مسلط دارد ولی در صحنه‌ی بزرگ سالن سپند، سرگردان عمل می‌کند و قادر نیست نیروهای موثر درمتن و اجرا را با تلفیقی منسجم، ارائه دهد. عبور و مرور بازیگران دراین صحنه‌ی عریض، اکسون‌های لازم در اجرا را دچار خدشه می‌کند و گاهی همین اتفاق، باعث می‌شود ریتم از هماهنگی لازم، خارج شود.
با این حال لولیتای نسخه‌ی 12 همچنان بعنوان اجرایی قابل توجه، می‌تواند یکی از گزینه‌های جذاب برای این روزهای مخاطب تئاتر باشد، که بدنبال نمونه‌ای ویژه ، حرفه‌ای و اندیشه‌ورزست..

نیلوفرثانی
با تک تک کلماتتون موافقم وفکر میکنم بهتر از این نمیشد نقدی بر این نمایش نوشت
۲۰ مرداد
خواهش میکنم بی اغراق عرض کردم
ای کاش کارگردان رضایت میداد تو چند اجرای اخرش لولیتای اصلی رو میبرد رو صحنه (ارزوه دیگه خنده نداره که!)
۲۰ مرداد
ممنونم ازلطفتون
۲۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«وعده ی رویای آزادی»
منتشر شده در هنرنت

نمایش لولیتا با به تصویر کشیده شدن زندگیِ دخترِجوانِ ۱۳ ساله ای که درگیر رابطه با مردی است که به نظر می رسد از او سواستفاده کرده، آغاز می شود، اما در نهایت با سقط بچه که لحظه سیاه و خونینی برای دختر است این رابطه به پایان می رسد؛ در حالیکه شروع داستان از این لحظه تلخ و خونین آغاز می شود.

با توصیف اولیه لولیتا در ابتدا این تصور به ذهن می­ آید که نمایش، داستانی است مقتبس از لولیتای ناباکوف، هر چند به نظر می رسد که گریزی به موضوع رمان لولیتا هم می تواند باشد، اما در ادامه مفاهیم بسیارِ دیگری به تصویر کشیده می شود که حاکی از مسائلی است که انسان ها با آن دسته و پنجه نرم می کنند؛ مسائلی که سر منشا آن، نابسامانی ها و آشفتگی های دوره مدرن است. صحنه آغازین ازدواج با سر منشا تحولات و صحنه پایانی سلاخی سرمنشا تحولات، ... دیدن ادامه » گویای این موضوع در نمایش است. بنابراین لولیتا می تواند نماد رهایی از کابوس های بشری و دستیبابی به آزادی باشد.

لولیتا نسخه ۱۲، روایتی است در بستری فراواقع گرا (Surrealism). بر اساس این رویکرد، رویاها و ناخودآگاه (فرویدی) می تواند راهی برای دستیابی به خود واقعی انسان باشد. توجه به رویاها، عبور از مرزهای پذیرفته شده فرهنگ، پنهان نکردن احساسات و شکستن مرز ممکن و ناممکن از مولفه های مهم فراواقع گرایی است. به عقیده ادگار و سج وی، در رویکرد فراواقع گرایانه، که جنبشی هنری- اجتماعی است، گرایشی به ایجاد دگرگونی در زندگی روزمره از طریق آشکارسازی امر شگفت انگیز و تصادفیِ عینیِ نهفته در نظمِ ظاهریِ واقعیت وجود دارد. هدف این دگرگونی و آشکارسازی آزادی بشریت از هر آنچه که او را اسیر می کند، است.

بندهایی که انسان را به اسارت می کشد، در نمایش، در قالب کابوس آدم ها در ابتدایی ترین نیازهای بشری، نشان داده می شود. کابوس آشفتگی های روانی و جنسی، عشق، ازدواج، معاش، شغل، مسکن، تحصیل، مهاجرت، محبوبیت و در نهایت آزادی که در دنیای امروز در لباس دموکراسی درآمده، کابوس هایی است که انسان ها را به بند کشیده است. و لولیتا آنکه خود پای در این بندها داشته است، وعده رهایی و آزادی از کابوس های تلخ بشری را از طریق آزاد شدن نیروهای پنهان روح انسان، می دهد. آزادی بزرگترین وعده انسانی است. «آزادی فرزند شرایط است، چون آزادی هر کسی بند بقیه است… برای آزادی باید بها داد و بهای آن قانون است و چون قانون خواست مشترک است پس مقدس است و غیرقابل تغییر». و قانون، مشروط کننده آزادی، بهترین راهِ مشروع ِدر بند کشیدن آزادی بشری. اما وعده های لولیتا نیز چون از مسیر همان وعده های دنیای مدرن می گذرد، و خود را حق معرفی می کند، نمی توانند پایان دهنده درد و رنج انسان ها گردد. کابوس هایِ با پلک جای خود را به کابوس بدون پلک می دهد…

در نمایش لولیتا نسخه ۱۲، بازنویسی شده ۱۱ نسخه قبلی این نمایشنامه، بازی ها و فیزیک بازیگران از نمایش و دیالوگ ها که گاه نامفهوم است پیشی می گیرد. عدم تعین زمانی و مکانی، کاراکترها و موقعیت های نامعلومِ رویاگونه، دیالوگ های مقطع و بدون پیوست، که از ویژگی سبک های سورئال است، مخاطب را دچار سردرگمی می کند. سردرگمی ای که در رویاها و کابوس های کاراکترهای مبهم وجود دارد به نوعی به مخاطب نیز منتقل می گردد. اما با این وجود، مخاطبین نمایش هر یک می توانند به حسب پیش زمینه خود خوانش های متفاوتی از نمایش داشته باشند؛ ویژگی گشودگی نمایش های سورئال همانگونه که رولان بارت می گوید، می تواند مخاطب را به بازآفرینی متن و لذت خوانشی ازاد ترغیب کند.

فاطمه درخشان

لینک مطلب در هنرنت: https://www.honarnet.com/?p=5208
نمایشی سوررئال که در آن جزیره‌ای به تصویر کشیده می‌شود که در آنجا، شرط ماندن بیداری است، برای فرار از کابوس. اما ساکنان جزیره در بیداری هم دچار کابوس می‌شوند، و این کابوس‌های در بیداری از کابوس‌های در خواب وحشت‌زاترند، چرا که در بیداری تمییز کابوس از واقعیت دشوارتر می‌نماید. جزیره‌ای که در آن اراده بر اساس رای اکثریت به صورت آنی محقق می‌شود.
نمایش در زمان و مکانی نامعلوم اتفاق می‌افتد و حتی با انتخاب نام‌های غیرایرانی، کوتاه و مخفف شده، اجازه ارجاع ذهن مخاطب به تصاویر آشنا را نمی‌دهد.
در نیمه اول اجرا، کمی پراکندگی در سیر نمایش مخاطب را دچار گیجی می‌کند، اما با به پیش رفتن آن و ارجاعات به میزانسن‌های قبلی، معماها و گنگی‌ها شروع به حل و روشن شدن می‌کنند.
بازی‌ها تا حدودی توانستند چشم و ذهن مخاطب را معطوف به صحنه نگاه دارند. هر چند ... دیدن ادامه » این مهم بیشتر بر عهده بدن و اکت بازیگران بود تا بیان آن‌ها. با این حال، در زورآزمایی متن و بازی، چیرگی متن بر بازی و وزن بیشتر آن حس می‌شود.
طراحی صحنه ساده اما پرمفهوم است که می‌توانست با اجرای بهتر، مفاهیم و نشانه‌هایش را بهتر و ملموس‌تر انتقال دهد. طراحی لباس کمی گنگ و نامفهوم است، با این حال لباس‌های بی‌برش و در تن لغزان، که این اجازه را به بازیگر می‌دهد تا آن را دستمایه بازی خود کند، بر تن سبک نمایش می‌نشیند. گریم و چهره‌پردازی جز در یکی دو مورد جزیی کنار گذاشته شده است. استفاده از موسیقی و افکت‌های صوتی به جا و به اندازه است. در تعداد اندکی میزانسن نیز، استفاده‌های هوشمندانه‌ای از نور شده است.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ۷/۱۰
ایده: ۷/١۰
متن: ۸/١٠
بازی‌ها: ٦/١٠
طراحی نور: ٦/١٠
طراحی لباس: ٦/١٠
طراحی صحنه: ۷/۱۰
گریم و چهره‌پردازی: ۳/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ٨/١٠
بابک و امیر مسعود این را خواندند
مریم اسدی، م ح خ و محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- چرا تنهایی زندگی نکنیم؟
- تنهایی میخوای چیکار کنی؟
- هر کاری که بخوام
- تنهایی و نمیشناسی، تنهایی رو من میشناسم، تنهایی یعنی آدم نبودن...
لولیتا پیامبری که وعده اراده آزاد می دهد اما آن را به زنجیر قانون گره می زند.. قدیسی که برای فراموشی مرگ فرزند و فرار از کابوس هایش پلک می برد و حتی این کار را برای ۳ نفری که به جزیره او پناه آورده اند نیز تجویز می کند. اما نه تنها مریدانش بلکه دردهای خود لولیتا هم به پایان نمی رسد.
قسمت اعظمی از نمایش صرف نشون دادن کابوس های اون سه نفر میشه که من به شخصه از یه جایی به بعد گم کردم که کدوم کابوس کدوم یک از اون هاست و پیچیدگیش تا حدودی اذیت کننده بود. ولی نقطه مشترک کابوس ها این بود که هرکدوم به نوعی دنبال آزادی و رهایی بودن.

"به هر رهگذر خندان بگو اینجا کشوری آزاد است.."

در مجموع این نمایش رو بسیار دوست داشتم و دوست دارم دوباره ببینمش. بازی ها خوب کارگردانی خوب و دکور خلاقانه...
فکر می‌کنم هرگز تصویر مات و منگ بودنمو بعد از دیدن این دو نمایش از یاد نبرم؛ یکی بعد از دیدن لولیتا و اون یکی بعد از سیزیف.
این دو برام فقط نمایش نبودن، شعری بودن از هنر بازیگری، موسیقی خوب، متنی شاهکار و کارگردانی عالی در عصری نوین. هنوز قالبی برای این شعر تعریف نشده، نه قصیده‌س، نه غزل و نه ... . شعری از جهان بینی دیگر که من سخت تشنه بیشتر شنیدنش هستم.
باشد که تصویری از مات بودنمو دوباره به یادگار ثبت کنی، لولیتا نسخه ۱۲.
باید یه متممی بر نوشتم بزنم، چون نوشته قبلی قبل از دیدن نمایش بود و متمم الان بعدش.
«لولیتا نسخه ۱۲ شلوغ کاری اضافی داشت؛ با اینکه بازهم درگیر متن بودم ولی لولیتا قبلی جور دیگه‌ای مجذوبم کرد. فکر می‌کنم انقدر خود متن قوی و پر از حرفه که نیاز به این شلوغ ... دیدن ادامه » بازیا و کارهای اضافه نسبت به اجرای قبلی نبود.»
۰۴ مرداد
دقیقا من هم حس می کنم شلوغ کاری زیاد بود...
و این موضوع یکم اذیت کننده بود برای من....
مخصوصا که بخوای بعد یه روز کاری بری به دیدن کار...
۰۴ مرداد
سلام
نقد نوشتم خانم کاملیا عبدالصمد
بخوانید و نظرتان را بگویید..
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناباکوف در مصاحبه ای گفته «اولین جرقه الهام برای لولیتا از یک داستان در روزنامه بود، دربارهٔ یک میمون باغ گیاهان که بعد از ماه‌ها نوازش از سوی یک دانشمند، اولین تابلوی زغالی توسط حیوانات را تولید کرد: این طرح میله‌های قفس حیوان بیچاره را نشان می‌داد.»

کابوس یک رویای وحشتناک و ناخوشایند است که ریشه در رویدادهای روز گذشته یا جریانات زندگی شخص دارد.حال چه میشود اگر در کابوسهایمان زندگی (مردگی) کنیم؟!
ساکت
سکوت
خالی
خلاء

عموما اولین واکنش انسان در مواجهه با وحشت پناه گرفتن در تاریکی پشت پلکهایش است اما گاهی هراس دورنی چنان قدرت پیدا میکند که چاره ای جز باز کردن چشمها نمی ماند و شاید ترجیح بدیم پلکی برای بستن نداشته باشیم!!
ساکت
سکوت
خالی
خلاء
پس شما رو بنام مادر , دختر و هوای نفس به شهروندی این شهر در میاورم

دیر ... دیدن ادامه » نیست برید بخوابید, بیدار شین, کابوس ببینین ,کابوس بسازین, قانون جزیره همینه تو این کشور مجری قانون موظفه چون به قانون گذار جواب میده ,قانون گذار موظفه چون به شهروند جواب میده و شهروند موظفه چون خودش مجریه قانونه

**********

اگر با خوندن این مالیخولیا دلتون خواست بیشتر گیج شید و ضمیر ناخوداگاهتون دلش خواست خوداگاهتون رو خفه کنه و اگر با خلاء و سکوت رابطه اتون خوبه و در یک کلام از تجربه کردن نمیترسید و عجیب غریب فکر و زندگی میکنید, خوش امدید این نمایش شماست.


پ ن1 : نوع بازی ها و طراحی صحنه منو به یاد نمایش سیزیف انداخت اما شایدم اینطور نباشه.
پ ن2: کتاب بهشت خاکستری عطاالله مهاجرانی و انیمیشن کارولین چیزهایی در خودشون دارن که به بن مایه این نمایش نزدیکند.
پ ن 3: بنظرم متن قبلی بسیار داستانگو تر و ملموستر و قابل درک تر بود اما نسخه 12 به عمد پیچیده و گنگ و پر اکت تر شده , و تاکید کارگردان بر حرکات نمایشی و نمادین گاهی از داستان پیشی میگیره.
پ ن 4 : طراحی لباس عالی نور عالی و موزیک عالی اما دکور بنظر من خیلی کاربردی نبود و از همه بدتر فضاهای خالی بین دکور بود که عبور مرور مدام عوامل نمایش از پشت صحنه بشدت تمرکز زدا بود و همه دوستان رو ناراحت کرده بود.
پ ن5: یک معذرت خواهی ساده یا یک رفتار مودب بعد از نیم ساعت تاخیر در اولین روز اجرا توقع ساده ایه که تماشاگر اگر بهش برسه خیلی راحت تیم نمایشی رو میبخشه و دیگه لازم نیست سرکار خانم مسول بروشور و هشدار دهنده به تماشاچیان انقدر اخم کنه و بداخلاق باشه که کسی جرات نکنه ابراز ناراحتی کنه. بخدا اگر طلبی هم باشه اونم تماشاگره که طلبکاره نه مسول سالن و گیشه و ....
سلام
خوشحال می شوم نقدم را بخوانید و نظرتان را بگویید
۰۷ مرداد
اقا چطوری جبران کنم خوبیهاتون رو؟ تشکر
۰۷ مرداد
آقا ارادت و عشق⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی بهنام احمدی و با بازی کتایون سالکی، مهدی شاهدی، فرزانه زینتی و الهه اکبری (روزهای پنجشنبه ۲۷ تا یکشنبه ۳۰ تیرماه) فردا پنجشنبه ساعت ۱۲ با تخفیف روزهای نخست آغاز خواهد شد.
گروه هنری پژواک این را خواند
نیلوفر ثانی، شکوه حدادی و دلداده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا موسی پور بالغ
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
انبار غذا رو خالی کنید، همسفر سوار کنید...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
NeginLadjevardi
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
خدارو شکر میکنم که شب آخر موفق به دیدن این نمایش شدم...استوری لاین بی نظیییییر بود ... دیالوگ ها و نویسندگی کار من رو بسیار تحت تاثیر خودش قرار داد‌ ...بازی ها بسیار روون بود واقعا کار فوق العاده ای بود دلم میخواست دقایق بیشتری می ایستادم و در مقابل اینهمه هنر دست میزدم...براووووو
زهره مقدم
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
برای بار دوم کار رو دیدم و هنوز هم مشتاقم به دیدنش... سوالم اینه که اگر این تئاتره، پس بقیه چین؟!
کاملا موافقم
۳۱ خرداد ۱۳۹۷
من هم به همین موضوع فکر کردم.
۰۲ تیر ۱۳۹۷
نمایش
⁦(◍•ᴗ•◍)⁩
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جواد حیدری
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
شب از بس مراقب فردام که فردا خوابم
این شب، این بیخوابی تسلسل مرگه پس کی زنده ایم؟

خسته نباشید خدمت تک تک عوامل، کار دوست داشتنی بود!!
بلاخره طلسم شکست و دیدید نمایش رو
۳۱ خرداد ۱۳۹۷
بله خانم فضل الهی دیشب توفیق داشتم، البته برای بار دوم!!
۳۱ خرداد ۱۳۹۷
دقیقا فردا...فردا...
۳۱ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاطمه ترابیان
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
خیلی مختصر بگم که این نمایش رو دوست داشتم و دیدنش بهم چسبید...دیالوگ های زیبایی داشت...
روزمرگی اسمشو تو شناسنامه م نوشته و رفته ماه عسل...اونم تنهایی!!!!!
واقعا روزمرگی ها رو جالب نشون داد
۳۱ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وحید دوربین
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
لولیتا روایتی سوررئال از آدمهایی است که به پوچی رسیده اند ،نمایش با سبک ویژه ای که پیش میگیرد و با المان هایی که در صحنه به تصویر میکشد به راحتی توانسته موضوع انتزاعی خودرا برای مخاطب ملموس کند صحنه پردازی درست و بازیهای بجا و اندازه ی بازیگران کمک زیادی به خلق این فضای سورئال کرده است .
پانیذ پورپشنگ
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
سلام دوستان من اولین بار از طریق استوری آقای اشکان‌خیل نژاد عزیز با لولیتا آشنا شدم و به دلیل حس اعتمادی که نسبت‌ به توصیه ایشون داشتم تصمیم به دیدنش داشتم تا این که امشب بالاخره لولیتا رو دیدم و بینهایت لذت بردم.متن زیبا و شاعرانه همیشه تو انتخاب دیدن تئاتر برای من حائز اهمیت بوده و لولیتا از این جهت نظر من رو کاملا تامین کرد .موضوع جذابی هم داشت که هرچه اجرا جلوتر میرفت بیشتر به جزییات ابتدای کار پی میبردیم و قطعات رو کنار هم متصور می شدیم .به نظرم گریزی به موضوع رمان لولیتا تو جملاتی به خصوص در انتها احساس میشد . مدت زمان اجرا هم کاملا برای من مناسب بود‌. تسلط و هماهنگی بازیگران رو بسیار دوست داشتم به ویژه قسمت هایی که از کاراکتر اصلی خود خارج میشدن و نقش های حاشیه ای رو ایفا میکردن. خانم ها کتایون سالکی نهال دشتی و راشین دیدنده عالی بودن‌ ... دیدن ادامه » و آقای مهدی شاهدی مهدی شاهدی و بازهم‌ تاکید میکنم مهدی شاهدی درخشان بودن .با توجه به بازی عالیشون توی پسران تاریخ انتظار هنرنمایی زیبا و پر انرژی ازشون داشتم ولی حتی از توقعم هم بالاتر بودن.در کل این اجرا در رتبه بعد از پسران‌ تاریخ سطح توقع من رو از تئاتر و نمایشنامه بالا برد و دیدنش رو به دوستانی که به فضای سورئال علاقه دارن توصیه میکنم‌ و اگرمجالی باشه قطعا برای دیدن دوباره اش میرم.‌ از مسئولین‌ تماشاخانه پالیز به علت برخورد بسیار خوبشون و تماشاگران بسیار خوب و همراه امشب نهایت تشکر رو دارم.هم چنین از عزیزانی که با کامنت های جذابشون در این چند شب گذشته و اجرای قبلی من رو به دیدن این اجرا بیشتر ترغیب کردن ممنونم
نیلوفر نوبخت
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
وای عجـــــب کار زیباییی بود بسیاار دوست داشتم
تنها آدم تنهاست که آزادِ
به به
مریم ابریشمی
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
چقدر عالی بود
چه متن زیبایی چه دیالوگ ها عمیقی
نمایشی که رد خاطره اش تا مدت ها از ذهن پاک نمیشه
واقعا دوست داشتم
خسته نباشید دوستان
celine
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
برای آزادی باید بها داد
-بهاش چیه؟
قانون.
قانون یعنی خواست مشترک.
بله
۱۱ خرداد ۱۳۹۷
@هیچکس
توضیح اینکه این جمله رو کسی میگفت که میخواست برای دیگران قانون وضع کنه تا بر اونها ریاست کنه و ازادیشون رو محدود کنه.
۱۴ خرداد ۱۳۹۷
حق با شماست اقای هیچکس
و ممنون حدیث جان بابت توضیحات بیشتر
۱۶ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
celine
درباره نمایش لولیتا (برگه وابسته) i
تنهایی اسمِ کوچک جنونه بتی.

تنها آدم تنهاست که آزادِ.