تیوال نمایش مارلون براندو
S3 : 16:53:37
امکان خرید پایان یافته
  ۳۰ تیر تا ۰۱ شهریور
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۵ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان


: مهران رنج بر
: اکتیران
: تماشاخانه سپند

: مهران امام بخش، سارا رسول زاده، یلدا عباسی، امین میری، علی پویا قاسمی

: کهبد تاراج
: آزاده بخشی
: مریم امامی
: فرشاد دهنوی
: مقدی شامیریان
: رضا خضرایی
: علی پویا قاسمی
: محمد صادق زرجویان
: فریبرز دارایی
: شبنم معصومی
: امیرحسین نوح نژاد، علیرضا عالی مقدم، سام صبا، علی باقری
: آنوش آوانسان، تینا ساوجبلاغی، سوسن بقا شانجانی
: مقدی شامیریان
: حسین پناهی
: فرشاد نصیرپور، مصطفی جلم بادانی
: گروه اجرایی ٧٠
: محمدصادق زرجویان، علی غیاثوند
: مهسا عباسی

یادداشت کارگردان:
بنده مهران رنج بر به عنوان یک نویسنده و کارگردان که آزمون و خطا می کند، چند سالیست که به صورت پرتره، بر روی اشخاص خاصی تحقیق و پژوهش کرده و لحظه‌ی مرگ آنها را به چالش کشیده و در ساختاری پیسکاتوری و فرم و محتوایی گروتسک، آنها را روی صحنه می آورم.
این گروتسک هم می تواند سیاه باشد و هم شاعرانه. از «ریچارد سوم» شروع شد به «استیو جابز» رسید و حالا «مارلون براندو» و سپس «برتراند راسل». نمایش‌های من بیوگرافی نیست، برزخیست وحشتناک برای کاراکترها.
همین

کار قبلی گروه: استیو جابز
کار بعدی گروه: برتراندراسل

مارلون براندو در حال مرگ است که مرلین مونرو و ماریا اشنایدر و پدرش و یک هیولای آدم خوار به خوابش می آیند

شبکه‌های اجتماعی تماشاخانه سپند: اینستاگرام
با خرید بلیت اجراهای این تماشاخانه و ارائه‌ بلیت همان شب، از ۱۰٪ تخفیف کافه رستوران «خانه فیروزه» در محوطه مجموعه بهره‌مند می‌شوید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش مارلون براندو / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» تاریخ آغاز اجرا تغییر کرد

» به دلیل کسالت و نیاز به استراحت؛

» «مارلون براندو» طراحان خود را شناخت

» امین میری با «مارلون براندو» روی صحنه می‌آید

» بهنام شرفی «مارلون براندو» شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹، تماشاخانه سپند
تلفن:  ۸۶۰۳۷۸۰۷


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مرثیه ای برای ماریا
باورم نمیشه این کارگردان چنین متن معرکه ای نوشته باشه. مهران رنج بر نشون داده که دست به کارهای بی ارزش نمی بره و سرمایه گذاریش روی پروژه های ارزشمند و جذابه.
استیو جابز هم کار خوبی بود اما دیشب یک اثر تماشایی و جذاب رو شاهد بودم که در ژانر سورئال یک مورد مثال زدنی و موندگاره.
فکت های آورده شده در متن به جا و درست تماشاگر و همراه و میخکوب میکنه. بازی ها عالی و تلاش مهران امام بخش و سارا رسول زاده ستودنیه.
دکور مینیمال و نورپردازی درست اجرا شده با مهندسی سایه هایی که روی دیوار می ندازه تا اخر نمایش برای تماشاگران چشم نواز و جالبه.
زحمتی که مهران امام بخش روی این صحنه کشید در حد و اندازه اسطوره براندو بود و بعد از تجربه جذابی که در ماراصاد ازش داشتیم محبوبیت خودش رو بیشتر کرد.
درود و خسته نباشید
مرسی از تذکر خاموش کردن موبایل ها ... دیدن ادامه » هنگام ورود تک تک تماشاگران

#من‌یک‌تماشاگرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مارلون براندو نمایشی است تمام عیار درباره اسطوره ای که با یک زیرپیراهنی و بازوهای بزرگ وارد سینما شد و بعنوان بازیگر تاریخ سازمعرفی می شود که نامزد 9 جایزه اسکار بوده است.براندو با پدر الکلی اش در تقابل خشونت قرار داشته است و بواسطه آزارهای جسمی و تحقیرهای روانی پدر در کودکی نقش شهریار درنمایشنامه ادیپ را دارد.در این نمایش نیزبازیگر براندو در برزخی پیش از مرگ، در جدال با پدردر افکارش است.برزخی که در آن از دوران کودکی پرآشوب تا رسیدن به شهرت،ویرانی خانوادگی اش ،روابط متعدد عاشقانه و جنسی با زنان و پایان دردناکش در آن به نمایش در آمده است.براندو در این نمایش احساس گناهی در درون دارد که به ابعاد مختلفی از جمله غم و تنهایی اشاره دارد که به سادگی در ابتدا قابل تشخیص نیست و با ورود بازیگران دیگر واکاوی و هویدا می شود.طبق دیدگاه فروید احساس گناه ریشه ... دیدن ادامه » در لایه های زیرین و پنهانی رفتار و شخصیت انسان دارد.در این نظریه آمده است که ما به کمک مکانیسم های دفاعی مان قادر هستیم با احساس گناه مقابله کنیم و این احساس را با آگاهی بر زشتی و زنندگی امیال ناپسندمان تجربه کنیم.
در طول این نمایش براندو در برزخ ،گناهان خود را تجربه می کند و می پذیرد که به دیگران آسیب زده است و خود را مسبب نگون بختی کارکترهای دیگر می داند و دائما از این توهم که به دیگران آسیب زده در رنج و عذاب است همانند گناه بزرگ تجاوز به دختر بازیگر 19 ساله ای بنام ماریا اشنایدرفرانسوی درفیلم آخرین تانگو در پاریس که با هماهنگی برناردو برتولوچی(کارگردان فیلم )صورت گرفته بود و از این صحنه فیلمبرداری شده بود که حتی براندو از او عذرخواهی هم نکرده بود و یا اشارات مکرر یکی دیگر از شخصیتهای نمایش که از طرفداران عاشق و پروپاقرص اواست(نمادی از گروه عاشقان سینه چاک) وبه تعددزوجین مارلو و تعداد فرزندانش که حدود 11 نفر بوده است اشاره دارد.وی درلحظه ورود در هر صحنه با گفتن این جمله:که یکی دیگه از بچه هاتو توی نیورک پیدا کردم که دنبال پدرش می گشت به این واقعیت تلخ اذعان می کند که مارلون در روابط عاشقانه و بی بند بار با افرادی مثل مرلین مونرو،جکی کندی،شلی وینترز و هایدی فلیس و ...فروگذار نکرده است. او با هرکسی رابطه برقرار می کرده برایش خیانت عاطفی و جسمی،خشونت فیزیکی،سقط جنین غیرقانونی و دست زدن به خودکشی به ارمغان می آورده است حتی پسرش کرسیتین به جرم قتل نامزد خواهرش به زندان محکوم شده بود و شاین دخترش نیز پس از سالها افسردگی خودکشی کرد.
اما نکته حائز اهمیت در این نمایش،پرداخت درست آن از منظر روانکاوی به تعارض میان فراخود(سوپرایگو) و نهاد(اید)که سبب بروز جنگ میان اصل اخلاقیات و اصل لذت می شود که زمینه ساز احساس گناه است که در پس زمینه ای از بایدها و نبایدهای والدین و قوانین اجتماعی و اخلاقی که بن مایه های احساس گناه را پدید می اورد بوجود می آید و تماشاچی را وادار می کند که در همزادپنداری قوی از خود بپرسد من باید از این رویدادها چه درسی بگیرم؟در نوع اعمالم با دیگران از چه اسلوبی باید پیروی کنم؟با پرداختن به خویشتن در اعتلای چه نوع اخلاق مداری فردی و اجتماعی باید کوشا باشم؟
و در نهایت چه اشتباهی منجر می شود که فردی در اوج شهرت به حضیض ذلت کشانیده شود به نحوی که حتی بیشتر غذا بخورد تا چاق شود و از جذابیتش کاسته شود تا دیگران کمتر به او توجه کنند(نقل قول از مارلون براندو)
در پایان، نمایش اشاره به نگرش سکولاراومانیسم دارد که نتیجا انسان محور همه چیز است که تنها ملاک انسان است و غایت هم انسان است و قانون،عدالت،زیبایی،درستی و نادرستی همه براساس انسان محوری تبیین می شود به نحوی که با پرداخت درست به این مقوله تعریف درستی از انسانیت به منزله منبع ارزشها می توان ارایه داد و منهای تمام افتخارات،اکتسابات معنوی و اجتماعی(شخصیت مارلون)هدف اصلی را باید نجات و کمال انسان دانست که منجر به تشریک مساعی بشر برای حیات بهتر می باشد
#مارلون_براندو
امیر مسعود، امیر و مینا این را خواندند
امید رستگار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای امروز یکشنبه ۲۰ مردادماه این نمایش لغو شده است.
در صورت تمایل به انتخاب تاریخ جایگزین و یا لغو بلیت خود، لطفاْ با پشتیبانی تیوال به شماره ۶۶۱۷۶۶۳۷ تماس بگیرید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دوستش داشتم با وجودی که مارلون براندو هنرپیشه محبوبم نیست و تقریبا هیچ چیز درمورد زندگیش نمی دونستم اما تئاتر برام مبهم نبود
چون اساسا آدم شنیداری هستم، بیش از هر چیزی از موسیقی تئاتر لذت بردم و مدام با خودم می گفتم چقدر دو هنرپیشه خانم تئاتر صداشون مناسب نوع نقش شون هست و این یعنی یه انتخاب خوب
از این جهت که تئاتر به برزخ لحظات آخر یک انسان می پردازه به نظرم ایده ی بسیار نو و درخشانی داشت
تنها چیزی که به نظرم می شد بیشتر روش کار کرد طراحی لباس بود با این که طراحی صحنه تقریبا هیچ چیز نداشت اما به اعتقاد من همین خالی بودن اشاره دل انگیزی به برزخ و خالی بودن اون داره اما لباس ها می تونست بهتر باشه البته این فقط یه سلیقه ی شخصیه بی شک به اندازه هر بیننده یه نظر شخصی وجود داره
در کل از دیدنش لذت بردم و فکر کنم دوست داشته باشم از این کارگردان کارهای ... دیدن ادامه » بیشتری ببینم جسارت ایشون در انتخاب موضوع عالی بود
حمیدرضا مرادی، امیر مسعود و مینا این را خواندند
مهرنوش خواجوی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایشو دوست داشتم . موضوع، متن ، کارگردانی ، طراحی لباس ها و بازی بازیگران؛ همه چیز درست و دقیق بود . خوشحالم که تحت تاثیر کامنت های منفی قرار نگرفتم و این کار رو تماشا کردم و نویسنده ی خوبی مثل مهران رنجبر رو پیدا کردم و ناراحتم که چرا کارهای قبلی ایشون رو ندیدم.
امین میری عزیز بازیگر نقش پدر مارلون مثل همیشه فوق العاده درخشید و برای چندمین بار در قلبم تحسینش کردم. امیدوارم قدر این هنرمند توانمند سینما و تئاتر کشورمون بیشتر و بیشتر دانسته بشه .
سارا رسول زاده اولین کار تئاتری بود که ازش دیدم و فوق العاده درخشید .
مهران امام بخش و لیدا عباسی و ...همگی بازی سنگین و نفس گیری رو ارائه کردند .
(برای اینکه درک بیشتری از دیالوگ ها و جزئیات این نمایش داشته باشید حتما از قبل درباره زندگی و روابط مارلون براندو ، ماریا اشنایدر و مرلین مونرو و فیلم ... دیدن ادامه » های دهه ۷۰ سرچ و مطالعه کوتاهی انجام دهید)
با اینکه بنده خیلی فیلم خارجی نمی بینم ولی از این نمایش خیلی خوشم اومد و تشویق شدم فیلم اتوبوسی بنام هوس مارلون براندو ببینم
۱۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام خدمت دوستان
ایده کار بسیار بدیع و جالب بود
موسیقی فوق العاده بود
بازی خانم رسول زاده در نقش ماریا اشنایدر چشم نوازه اما در نقش مرلین مونرو خیر
بازی خانم عباسی هم بسیار عالی
مابقی نقش ها معمولی
در آخر جمله ای از کتاب قطار بموقع رسید هاینریش بل رو عرض می کنم که در مورد کارهای ما در این دنیاست: این خیلی وحشتناک است که آدم رفتار زننده ای با کسی داشته باشه فقط به این دلیل که اون طرف به نظرش زشته. من اطمینان دارم ضجه های اون دختر بدبخت، تا دنیا دنیاست در آن خیابان پاریس در هوا خواهد ماند و ول کن من نخواهد بود
خسته نباشید به آقای رنجبر و دیگر عوامل گروه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا این حس به آدم دست میده که نکنه لحظه مرگش یه همچین آشوبی در ذهنش به پا شه. نمایش بسیار خوبی بود. اولش که شروع میشه یه مقدار حس تصنعی و ساختگی بودن به آدم دست می ده و احساس خوبی بهش نداری. ولی رفته رفته که نه بعد از سومین ورود بازیگر تو دیگه همه چی رو قبول کردی. قبول کردی که مارلون براندویی هست و حالا دیگه دوست داری بدونی چی میشه. در کل میشه گفت احساس تنفر، عشق و دلسوزی رو در شما شعله ور می کنه. به نظرم کارگردان می تونست این احساس رو به اوج برسونه که حتما نخواسته این کار رو انجام بده. خودم تا مرز اشک ریختن در یکی دو تا از صحنه ها پیش رفتم.
بازی بازیگران رو میشه فوق العاده توصیف کرد و نمیشه گفت کدوم بهتر بودن. خانم یلدا عباسی خیلی خوب بود حضورشون و به جرات میشه گفت صداشون بر خلاف نظری که یکی از دوستان تو کامنت ها گفته بود به شدت به قوت کار اضافه کرد.
با ... دیدن ادامه » اینکه خیلی از موسیقی چیزی سرم نمیشه دوست دارم تشکر کنم از هنرمند نوازنده این نمایش فرشاد دهنوی که خیلی حس عالی رو به ادم منتقل می کردن. حسی که به آدم منتقل میشه نهایت غایی هر هنری هست که به شخصه به من منتقل شد و دوست داشتم.
با تشکر از هنرمندان این اثر
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، چهارشنبه ۹ و جمعه ۱۱ مرداد، به کارگردانی مهران رنج بر و با بازی مهران امام بخش، سارا رسول زاده، یلدا عباسی، امین میری، علی پویا قاسمی آغاز شد.
محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارد
احیانا قصد ندارین برای روزای بعد بلیط فروشی کنید؟
۰۹ مرداد
خانم سیمین
تخفیف وفاداری به صورت خودکار اعمال می‌شود و نیازی به فعالیتی از سوی شما ندارد. فقط دقت فرمایید سیستم تخفیف وفاداری بر اساس خریدهای گذشته شماست که با همین اکانت و به صورت لاگین انجام داده باشید.
۱۶ مرداد
خیلی ممنونم از پاسخگویی شما
۱۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من معمولاً خیلى سخت در مورد کارى نظر مى دم ولى نمایش مارلون براندو تا الان ذهن منو درگیر خودش کرد و دلم خواست در موردش بنویسم و به نظرم جز کارهایى هست که فکرتونو درگیر مى کنه
اول از همه متن کار نقطه قوت کار نیست ولى متن جذابه ایه و مهم ترین عاملش سوژه ى جذاب اون هست که مارلون براندو هست بعد بازیها که من رو با خودش خیلى همراه کرد به خصوص سارا رسول زاده که دو نقش رو ایفا مى کرد
تونسته بود به خوبى دو نقش رو تفکیک کنه ولى اى کاش با دو لباس متفاوت این کار رو انجام مى داد چون در لحظه تغییر نقش انجام نمى شد و صحنه هاى مجزا داشت من رو خیلى با خودش همراه کرد شخصیت ضعیف مرلین مونرو و شخصیت انتقام جوى ماریا اشنایدر با حرکات بدنى متفاوت
بعد از اون یلدا عباسى که تسلط خوبى روى نقشش داشت و به خوبى همراه با ریچارد صحنه رو هدایت مى کرد مهران امام بخش خوب بود ولى به ... دیدن ادامه » نظرم مى تونست بازى هاى متفاوت ترى ارائه بده و پدر هم قابل قبول بود بازى با نور خوب بود ولى اى کاش بیشتر از عمق استفاده مى کردند چون صداى بازیگرها بعضى جاها زیادى بلند مى شد موسیقى رو هم دوست داشتم ولى مهم تر اینکه کاش به نکته هاى روشن زندگى مارلون براندو هم اشاره مى شد و جاى سکوت در این نمایش یک مقدار خالیه ولى به شدت ذهن مخاطب رو درگیر مى کنه من اجراى ششم رو دیدم و شاید یک بار دیگه برم براى دیدن یک اجراى قویتر
خسته نباشید و ممنون که به مخاطب احترام گذاشتید چون زحماتتون کاملاً مشخصه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه فرصیه هست که میگه انسان هنگام مرگ داخل تونلی با سرعت حرکت میکنه و گذشته خودشو مثل فیلم میبینه، آقای رنج بر به زیبا ترین شکل تماشاچی رو در قسمتی از این تونل با مارلون براندو همراه میکنه موفقیت این کار به نظر من دیالوگهای کلیدی اونه که معلومه بادقت و ظرافت زیاد نوشته شده که هر کدوم بیننده رو میبره به اعماق ذهنش و یاد آور یک صحنه آشنا از یک فیلم یا پوستر میشه، فانتزی و کابوس گونه بودن داستان هضم بی شباهت بودن ظاهری امام بخش و براندو را راحت میکند ، از خانم رسول زاده اولین کاری بود که میدیدم بازیشون رو بسیار پسندیدم (باید اقرار کنم با ذهنیت خوبی به تماشا نرفتم ولی شگفت زده بیرون اومدم)
اینم بگم که اگر نگم تو گلوم گیر میکنه،خانم هنرمندی که متاسفانه من نمیشناختم و حتی اسمتون رو نشنیده بودم (چون به ندرت تلویزیون میبینم خصوصا در ماه رمضان!!) حرکات شما ... دیدن ادامه » وسط نمایش فقط تمرکز بازیگر رو بهم میزد،بلند نشدن شما در آخر و نشستن هنگام تشویق حضار خصوصا کنار استاد چاکناواریان نشانه اعتراض شما به کیفیت نمایش نیست نشانه.........
مینا، امیر مسعود و Niloufar این را خواندند
مریم اسدی، سپیده، کیامرث تقی زاده، مصطفی و پارسا انواری این را دوست دارند
من معمولاً خیلى سخت در مورد کارى نظر مى دم ولى نمایش مارلون براندو تا الان ذهن منو درگیر خودش کرد و دلم خواست در موردش بنویسم و به نظرم جز کارهایى هست که فکرتونو درگیر مى کنه
اول از همه متن کار نقطه قوت کار نیست ولى متن جذابه ایه و مهم ترین عاملش سوژه ى ... دیدن ادامه » جذاب اون هست که مارلون براندو هست بعد بازیها که من رو با خودش خیلى همراه کرد به خصوص سارا رسول زاده که دو نقش رو ایفا مى کرد
تونسته بود به خوبى دو نقش رو تفکیک کنه ولى اى کاش با دو لباس متفاوت این کار رو انجام مى داد چون در لحظه تغییر نقش انجام نمى شد و صحنه هاى مجزا داشت من رو خیلى با خودش همراه کرد شخصیت ضعیف مرلین مونرو و شخصیت انتقام جوى ماریا اشنایدر با حرکات بدنى متفاوت
بعد از اون یلدا عباسى که تسلط خوبى روى نقشش داشت و به خوبى همراه با ریچارد صحنه رو هدایت مى کرد مهران امام بخش خوب بود ولى به نظرم مى تونست بازى هاى متفاوت ترى ارائه بده و پدر هم قابل قبول بود بازى با نور خوب بود ولى اى کاش بیشتر از عمق استفاده مى کردند چون صداى بازیگرها بعضى جاها زیادى بلند مى شد موسیقى رو هم دوست داشتم ولى مهم تر اینکه کاش به نکته هاى روشن زندگى مارلون براندو هم اشاره مى شد و جاى سکوت در این نمایش یک مقدار خالیه ولى به شدت ذهن مخاطب رو درگیر مى کنه من اجراى ششم رو دیدم و شاید یک بار دیگه برم براى دیدن یک اجراى قویتر
خسته نباشید و ممنون که به مخاطب احترام گذاشتید چون زحماتتون کاملاً مشخصه.
۰۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با ایده بسیار جذابی روبرو هستیم و یک شخصیت جذاب با زندگی پیچیده
بعد از استیو جابز به نظر میاد جناب رنجبر با وسواس بیشتری این کار رو در این نمایش ادامه دادند که به نظرم کال شد و به مرحله پختگی نرسید این وسواس.
نورپردازی خوب بود نمایش سایه ها روی دیوار به جذابیت پرده های اجرا اصافه میکرد موسیقی درجه یک بود و فکر میکنم نقطه قوت اجرا بود چون دکور خاصی هم نداشت مانند نمایش استیو جابز اما کار دکور رو نور انجام میداد که در این نمایش به خوبیه قبل در نیومده بود و اما بازیها اخانم رسول زاده بازیشون قابل قبول بود اما اینکه در دو نقش با تغیرر فقط کلاه ظاهر شدند جالب نبود چون واقعا تغییری نداشت حتی در نوع بازی یا گویششون بازی اقای امام بخش با اینکه قوی بود و مسلط به کار بودند به نظر نشد که بشه اون قالب در بیاد و در مورد خانم عباسی خواندن اپرا نه جذاب بود نه اون ... دیدن ادامه » پرده ها از نمایش چیزی به کار اصافه میکرد و نقش پدر هم میتونست خیلی بهتر باشه هم در پرداخت هم در اجرا. در کل به نظرم سطح اجرا از نمایش جابز پایینتر بود یا شاید توقع بنده بالا بود در کل اما قابل قبول بود. طولانی بودن نمایش و نداشتن سکوت به متن لطمه زده بود با اینکه متن خوب کار شده بود.
حالا برسم به بخش جذاب ماجرا که مهمانهای ردیف اول بودند خانم بازیگر تیاتر با همراهانشون کل اجرا حرف زدند و ایراد گرفتند بلند بلند و اخر سر هم خود خانم فرشاد جو
برای نشان دادن دلخوری بلند هم نشد دستم نزد که البته نظرشون بوده و قسمت بد اینجاست که بلند بلند همون پایان اجرا بگید وای چقدر بد بود طوری که کل مردم بفهمن و حتی عوامل اجرا به عنوان یک مهمان و همکار واقعا ی رفتار غیر حرفه ای و حتی غیر اخلاقی هم هست بگذریم که کل اجرا سر مارم بردید . یادم باشه سر ی اجرا بیام از کارتون حتما بلند بلند حرف بزنم وسط اجرا ببینم دوست دارید.-))
خسته نباشید میگم به جناب رنجبر و کل عوامل اجرایی ممنون .
مخاطبانی که اجرا را دیده اند بخوانند! احتمال اسپویل وجود دارد! :)
.
.
.
معمولا در مورد اجراهایی مینویسم که منو تحت تاثیر قرار دادند یا از دیدنشون مایوس شدم!
مارلون براندو جزو گروه اول بود ولی با چندین نکته ای که وزن کار را به شدت پایین آورد!
موضوع بسیار جذاب وتکان دهنده بود همراه با خلاقیت بدیع از پیش شناخته شده ی جناب رنجبر!
در خصوص محتوی! متن نهیب ذهنی برای من بود که لحظات پیش از مرگ آدمی دستخوش و درگیر چه تفکراتی میشه!
از چه مسائلی درطول زندگی اش وجدانش آزرده شده و در لحظات پایانی زندگی ،انسان با چه دردهای غیر جسمانی ای درگیره!
محتوی عالی بود!
از دیگر نکات مثبت اجرا، شخصیت ماریا اشنایدر هست و جنجال فیلم آخرین تانگو در پاریس! اونجایی که سارا رسول زاده (ماریا) بهترین خبر زندگیش رو تلفنی میدونه که بهش زده میشه و گفته میشه که برای نقش مقابل مارلون براندو در فیلم اخرین تانگو در پاریس انتخاب شده! و همین انتخاب که خوش ترین خبر زندگیش بود بدترین اتفاق زندگیش رو رقم میزنه!
این تضاد خیلی به خوبی به تصویر کشیده شد!
صحنه ی دیگه ای که منو تحت تاثیر قرار داد زجه های ماریا اشنایدر جلوی مارلون براندو بود که میگفت :"من نامزدمو دوست داشتم! میخواستیم ازدواج کنیم !زندگیمو دوست داشتم !آشپزی کردن رو دوست داشتم! حالا از کره متنفرم...
هنوز به حسی که تو اون صحنه داشتم دارم فکر میکنم!
سارا رسول زاده نقش ماریا اشنایدر رو با تبهر تمام به روی صحنه برد! دستمریزاد!
موسیقی ... دیدن ادامه » کار به معنای واقعی کلمه عالی بود!بسیار تاثیر گذار و هم خوان با ریتم نمایش!تبریک میگم به این انتخاب هوشمندانه ی جناب رنجبر!
دیالوگها در جاهایی فخیم و تاثیر گذار بود همسو با محتوی بدیع و خلاقانه ی داستان! و از نقاط قوت پر رنگ اجرا!

و حالا برسیم به نقاط ضعف اجرا از دید بنده:
اول و قبل از هر چیزی بازی مهران امام بخش که متاسفانه از نظر من روی نقش مارلون براندو ننشسته و چفت و جور نشده بود! طراحی حرکاتی که برای این نقش در نظر گرفته شده بود با فیزیک بازیگر و توانایی اجرای ایشون هم خوانی نداشت!ضمن اینکه بازی اقای امام بخش درجاهایی از اجرا تصنعی و خالی از انتقال حس لازم بود!
کاش بهنام شرفی این نمایش رو تنها نمیذاشت! صد حیف!
.
کاراکتر مرلین مونرو ای کاش توسط بازیگر دیگه ای اجرا میشد! یا دست کم سارا رسول زاده در ایفای نقش مرلین مونرو نو آوری به خرج میداد! چرا که ایشان با همان تن صدا و همان شیوه ای که نقش ماریا اشنایدر رو بازی کرد نقش مرلین مونرو را نیز ایفا کرد! با همان لباس تنها با یه کلاه گیس زرد رنگ!
در موردنقش یلدا عباسی و کاراکتر سگ که کابوس ذهنی مارلون براندو را بازی میکردند به نظرم پرداخت دلچسبی به این دو کاراکتر نشده بود و نقش ها ابتر ماند!
کاراکتر پدر میتوانست اجرای محکم تری داشته باشد ولی اپیزودهای پدر به نوعی تاثیر گذار بود !چرا که اشاره به کودکی مارلون براندو داشت و جبری که گلوی این انسان را گرفت و او را در مسیری قرار داد که دلخواهش نبود!
من کار را مجموعا دوست داشتم و بازی سارا رسول زاده قابل دفاع و درخشان بود
علی رغم ایراداتی که عرض کردم که وزنشان کم هم نیست! ولی به دوستان توصیه میکنم کار را ببینند
دیدنش خالی از لطف نیست.
خسته نباشید میگم به جناب آقای رنجبر به علت خلاقیت در پردازش داستان، دیالوگها ، انتخاب موسیقی اینچنین تاثیر گذار و به ویژه به خاطر پرداختی که روی شخصیت ماریا اشنایدر داشتند !
منتظر برتراند راسل میمانیم
سپاس و خسته نباشید
امشب به دیدن نمایش مارلون براندو رفتم
بیش از انتظارم بود
مانیفست کار رو دوست داشتم و اینکه از یک بازیگر بزرگ بت نساخته بودند
فضاى کار یک خفقان خوبى داشت
موسیقى و بازى با نور برام خیلى دلچسب بود
اما به نظرم نقطه قوت کار بازى ها بود
سارا رسول زاده در دو نقش خیلى خوب ظاهر شده بود و تفکیک خوبى
انجام شده بود بین دو نقش البته من بازیش در ماریا اشنایدر رو بیشتر پسندیدم و همراهش اشک ریختم
یلدا عباسى بسیار شیرین بود و خیلى خوب مى خوند
در جریان تغییر بازیگر نقش براندو بودم و به نظرم آقاى امام بخش
به خوبى از پس این نقش براومده بودند
نقش سگ و پدر هم به جاى خود خوب بودند
دوست دارم یک بار دیگه این کار رو ببینم بعد از دو هفته
در کل به نظرم کار قوى بود
و خسته نباشید مى گم به همه و عوامل این کار به خاطر احترام
به مخاطب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند بازی جوندار، یک داستان جوندار، یک موسیقی جوندار و آنگاه یک نمایش جوندار
به سادگیِ “پ” و آنگاه “کیو”

به نمایش در آوردن کشمکش های درونی آدمی کار جذابیه. ما همیشه بیرون و ظاهر دیگران رو میبینیم. حتی نزدیکترین کسانمون رو. وحتی شاید خودمون رو.
اینکه درون ذهن کسی که نیمه جان روی تخت بیمارستان منتظر پایان زندگیشه، چی میگذره. چه مسایل و گره های حل نشده ای درونش هست. چه اشتیاق ها و تاسف هایی داره. چه مسایلی رو از کودکی تا پیری باخودش به دوش کشیده.
اینجا براندو بود ولی در واقع زندگی همه ی ماست.
چه موضوع خوبی با چه داستان خوبی و چه کاراکتر خوبی به چه خوبی به نمایش در اومده. شگفت انگیزه.
البته این داستان جنبه های زیادی داشت. این فقط یک رویکردشه.

داستانی که نویسندش می دونه چی میخواد بگه و به کجا می خواد برسه. و مسیرش رو هم می دونه.
به نظرم کار در کارگردان به خوبی هضم شده بود. شاید هم بی راه نباشه که بگم کارگردان هم به خوبی در کار هضم شده بود.

آقای امام بخش فقط بازی نکرد، میدون داری کرد. فریاد “آی نفس کش” رو در هر لحظه از اکت و حضور در صحنه ش می شد شنید.
تصور اینکه اگر خودِ براندویِ فقید از اون در میومد تو صحنه، غرق لذتم می کنه. چه رویا رویی عجیبی میشد. مهران خانِ امام بخش در مقابل مارلون خانِ براندو...

انتخاب ... دیدن ادامه » ساز، جنس صدا، ژانر و قطعات موسیقی بسیار اثر بخش بود. همینطور بازی با بلندی صدا.

بازی با نور(شاید بهتر باشه بگم بازی با سایه) رو خیلی دوست داشتم.

براوو به تمام عوامل گروه
ممنون از عصر دلچسب از تیاتری که برام ساختید
از دیدن نمایش بسیار لذت بردم
بازی ها، کارگردانی و متن عالی بود!
در نمایش مارلون براندو چند ساعت برزخی پایان زندگی این اسطوره با روایتی خلاقانه به روی صحنه برده شده است که ذهن انسان را نه فقط برای چند لحظه، بلکه ساعت ها و روزها درگیر خودش میکند و به چالش میکشد...

یه خسته نباشید جانانه به تمام گروه ....

اگر مارلون براندو رامیشناسید یا دوست دارید یک نمایش از واقعیت پشت ماسکهای هالیوودی ببینید توصیه میکنم که حتما این نمایش را ببیند
مارلون براندو بی شک یکی از بهترین ستاره های سینما ست با خصوصیاتی که از اون یک ستاره ساخته....
"همه بازیگران در آرزوی به‌دست آوردن جایزه اسکار هستند، و اگر بخت با آن‌ها یار باشد و زمانی برنده اسکار شوند با جایزه‌شان مثل یک گنج باارزش رفتار خواهند کرد. اما او از قبول کردن جایزه‌اش برای «پدرخوانده» درمقابل نشان دادن اعتراضش به رفتار سینماگران نسبت به بومی‌های آمریکا صرف‌نظر کرد."
اجرا و بازی خوب و موزیک و بازی سایه های روی دیوار هم به ریتم داستان کمک کردند