آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم‌تئاتر مایکلفسکی
S3 : 11:13:39 | com/org
خـریــــد
٪۳۰ تخفیف
۱ ساعت و ۱۸ دقیقه
بها: ۱۰,۰۰۰ تومان
قراره پای فئودور قطع بشه. اما پدرش اون رو می‌کُشه تا پاش رو نجات بده. این بلایی‌ست که جنگ بر سر من و تو و مایکلفسکی میاره. بهش میگن تاوان...!
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
حسین تاجیک
درباره نمایش مایکلفسکی (برگه وابسته) i
آخرین شب اجرای مایکلفسکی بود.اثری ضد جنگ.خشحالم که یه کارجنگی خارج ازجغرافیای جنگ هشت ساله ی ایران دیدم.وقتی کشوری باشی که جنگ رو در برهه ای نه چندان دورتجربه کرده ودر منطقه ای که به جنگ و خون معتاد شده نویسنده باید بپذیره که با تماشاچیِ بشدت سختگیری روبرو-ئه.افتادن به سمت شعارواحساسی-گری وحماسی-بازی وکلیشه هم بشدت چنین آثاری رو تهدید میکنه.اما دو ایده ی خوب در نمایش بود که اثر رو برای من جذاب کرد یکی مقوله ی فُقدان و دوم وجود دیگریِ بزرگ در اثر.فقدان به معنای از دست دادن یک امکان در زندگیه که ضروری و دمِ دستی بوده اما در شرایطی که نیست تازه حیاتی بودنش کشف میشه و جنگ بزرگترین ابزارفقدانه.مثلن وقتی نفس میکشی کار ساده اما ضروری انجام میدی ولی وقتی هوا کم میشه تازه به اهمیت این امر ساده پی میبری. وفقدان باعث ایجاد حس متراکمی از خشم ونفرت وترس و انزجاروترس در انسان میشه و سازوکار جنگ هم همینه.اما فقدان اساسی در این اثر بدن-ه آره خودِ تن که اتفاقن در هر جنگی اولین معامله و اساسی ترین معامله بر سر بدنه و اونجایی این مسئله جلب توجه میکنه که میدونیم که بدن مهمترین جزیره ی زیست هر انسان وپایه ای ترین امکان هر فردیه.در این اثر دوبار بر سر انگشتان دست قمار صورت میگیره.یک پدر کشته میشه و زنی دوپای خودشو از دست داده و اساس اثر هم تقابل جنگ و بدنه و البته فقدان بعدی که جنگ در این اثر باهاش بازی میکنه فقرو خشبختیه(پول) که اون دربرابر ایده ی بکر بدن کلیشه ای بنظر میرسه. دومین ایده ی جالب اثر دیگریِ بزرگه که نباید با دانای کل اشتباه گرفته بشه دیگری بزرگ که اصطلاحی لاکانیه اشاره به وجود خداییه که بر همه چیز ناظره و از چنگ اون هیچ راه گریزی نیست.اون حتا بر جان ماهم از ما ارجحتره و گاهی ما برای خوشنودی این دیگری بزرگ حاضریم برده یا بنده بشیم و همیشه درهراسیم که این خدا به ما خشم نگیره در دنیای مدرن دو ایدئولوژی فاشیسم و نازیسم نماد وجه ی تاریک این دیگری هستند اما در این اثر خدای کشتار(جنگ) نقش این دیگری رو بازی میکنه.
در برخی آثار متن باعث نجات اجرا میشه و ضعف بازیهارو میپوشونه و در برخی دیگه، بازیهای درخشان ضعف متنو پوشش میده که در اینجا متن خوب بازیهای غیر یکدست و بعضا" بی رمق رو جبران کرده هرچند که همیشه وسوسه ی غلتیدن به سمت کلیشه و احساسی-گری در متن دیده میشه ولی باید توجه داشت خود ذات جنگ اونقد بیرحم هست که حتا نشان دادن صحنه ی خوردن صبحانه در فضای عادی در زمان جنگ هم اگه خوب اجرا و نوشته شده باشه بیننده رو تکون میده یا سرجاش میخکوب میکنه و لازم به شعار نیست و بیننده به راحتی حس و ... دیدن ادامه ›› حال صحنه رو دریافت خواهد کرد
یونیفرمیزم هم ایده خوبی بوده یعنی پوشیدن لباسهای جنگی بر تن همه ی بازیگران.ایده ی تقابل کارگران معدن آهن که ناخواسته موتورمحرک جنگ و البته از اولین قربانیان جنگ هم هستن در کنار بی زمان و مکانی جنگ هم خوب بود.سیر داستانی که بیننده رو آروم از سطح به عمق میکشونه قابل قبوله و صحنه پردازی ونور هم اونقد خوبه که این حس در من بوجود اومد که الان جنگ یقه ی منو هم میگیره
صحنه های خوبش صحنه ی قطع انگشتان مایکل،خوندن نامه ی سیزدهم پدر،صحنه ی تقابل پدر ومادر با گروهبان،صحنه رقص ومستی کارگر معدن
البته شخصیتها خوب پرداخت نشدن ایده ی معدنچیها زود حروم میشه که میشد خیلی بیشتر ازش استفاده کرد
از کارگردان ممنونم که برای تماشاگر و عواملش احترام قائل بود وحتمن به درخواستش در آخر اجرا عمل خاهم کرد و از همه ی بازیگران و عوامل هم سپاسگزاروممنونم
مریم اسدی و محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارند
چون اثر را ندیدم ..
نمی تونم قضاوتی در مورد کار داشته باشم..
اما همان که گفتم..
یک جداسازی کن مثلا
متن //
بازی//
کارگردانی//
دکور//
پرده درخشان یا نکته درخشان//

اگر هم بهم تنیده بود و قابلیت جداسازی نداشت..
در زیر یکی ... دیدن ادامه ›› از عناوینت توضیح بده...
نقد قابل اعتنایی در مورد تیاتر عمل و پنجاه پنجاه نوشتم
به خصوص عمل که نقدی تقریبا حرفه ای است
با قالبهای نقد..
الفبای نمایش را هم یاد بگیری
با استعدادی که داری خیلی زود تماشاچی حرفه ای
و با دانشی می شوی.‌‌
۰۹ آذر ۱۳۹۸
خیلی خشحال شدم که خوندید بازهم میگم من قرار نیست نقاد یا تئوریسین باشم بیشتر قصدم آموختن زندگیه در کنار دوستان و در مسیر عمرم
۰۹ آذر ۱۳۹۸
آموختن زیستن زندگی کردن تجربه کردن
بخوانم بدانم آگاه شوم لذت ببرم اشتباه کنم
عذر خواهی کنم بخندم بگریم بیاندیشم ناراحت
شوم خوشحال شوم...
هیچ فیلمی در جهان ندیدم
همچون " بهشت بر فراز برلین "
جایی بود که حس کردم انسان بودن چه حسرتی
دارد برای فرشتگان...
و ... دیدن ادامه ›› جایی بود که یاد این جمله افتادم که انسانها
به خدا می گویند: بگذار یک روز به این دنیا
برگردیم... تا ببین چه می کنیم...
بگذریم
حرفتان مرا یاد این چیزها انداخت...
در کنار شما آموختن افتخاره عزیز‌..

۱۰ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گلریز عباسپور
درباره نمایش مایکلفسکی (برگه وابسته) i
کاریه که ارزش دیدن داره. امیدوارم توی دو شب آینده که تمدید شده اجرا. فرصت کنین و برین ببینین.
و اما
از خوبی هاش بگم ، متن خوب با فراز و فرود به‌جا و به موقع ،
ایده‌ی کارگردانی خیلی جذاب ،
بازی‌های ‌اقایون عالی و خوب ،
طراحی صحنه‌ی جالب و در راستای متن.

از نقاط ضعفش بگم :
در مورد متن :
قابل پیش‌بینی بودن اتفاقا از شروع نمایش به این دلیل که نقظه‌ی شروع و پایان ( برگشت به شروع ) خوبی انتخاب نشده‌بود. ... دیدن ادامه ›› با تقریب خوبی آدم می‌تونست حدس بزنه اون شروع چه اتفاقایی رو در پی داره.

در مورد کاراکترها :
به نظر من کاراکتر آنا کلا اضافی بود. هیچ کنشی نداشت. اگه از متن و اجرا کلا برش داریم هیچ اتفاقی نمیفته. لازم نیست کاراکتری به اسم انا رو روی صحنه ببینیم. کافی بود توی حرفای مارگاریت و فئودور و مایکی ازش بشنویم . به تبع اون پدر آنا هم زیادی بود. چون تکرار این واقعیت بود که جنگ اصولا خانواده‌ها رو مختل می‌کنه. که خب توی زندگی مارگاریت و مایکلفسکی داریم می‌بینیمش و لازم نیست دوباره جای دیگه ببینیم.
کاراکتر مارگاریت ، وسط زمین و آسمون مونده. نه اونقدر کم‌رنگ بود مثل آنا که بشه حزفش کرد . نه اونقدر پررنگه که بشه گفت شخصیتی ساخته شده.

در مورد بازی ها : بازی انا خیلی بی‌روح و بی‌حس بود. بازی مارگارت هم به نظرم ، به خاطر معلق‌بودن اصل شخصیت، نچسب بود . انگار که به زور چسبونده‌‌شده باشه به متن.. فئودور هم به نظر میاد تازه‌کار باشه و کمی تصنعی بود بعضی‌جاها که توی ذوق می‌زد.

میترا، سیاوش رفیعی و امیر مسعود این را خواندند
حسین تاجیک این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
mr.teatre
درباره نمایش مایکلفسکی (برگه وابسته) i
جنگ وقتی نعمته که ازت دور باشه اما وقتی توو دلت باشه خودِ جهنمه...
-------------
قانون برای نجات جون آدماست نه کشتن آدما...
صدف اسمعیل پور و حسین تاجیک این را خواندند
مجتبی بشیرپور این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مریم حاج محمدی
درباره نمایش مایکلفسکی (برگه وابسته) i
ریتم کند بود و خیلی دیر به داستان اصلی و کنش و واکنش پیرامون مضمون رسید ضد جنگ بود و در جایی از دیالوگ مادر اشک مرا دراورد.
امین فروغی
درباره نمایش مایکلفسکی (برگه وابسته) i
بازی علیرضا مویدی بسیار عالی عالی عالی بود
طراحی صحنه و طراحی نور قابل احترام بودند
نمایش به موضوعاتی اشاره کرده بود که مخاطب رو کاملا به فکر فرو میبره شاید به نظر من اگه قرار بود عمیق بشیم رو موضوعات مطروحه شاید یکی دو تاش کافی بود
مثلا مشکلات جنگ یا کسایی که از جنگ دنبال سودهستند یا مثلا تقابل بالا دستی های جامعه با پایین دستی ها ....
همونجور که همه عزیزان هم گفتن کمی ریتم نمایش پایین بود
اما یه ایراد دیگه هم اینکه پایان بندی نمایش هم به نظر من خوب نبود به صورت ناگهانی نمایش تمام میشه
در کل باید تشکر کنم از عوامل نمایش برای این اجرای خوب و تقابل هایی که بهش پرداخته شده بود
محسن جوانی، امیر مسعود، Leon S. Kennedy و حسین تاجیک این را خواندند
مهدی سلطانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لیدی تئاتر
درباره نمایش مایکلفسکی (برگه وابسته) i
نمایش مایکلفسکی، مضامینی چون جنگ و تبعاتش، فاصله طبقاتی بین کارگر و کارفرما، طمع و فقر را، با به تصویر کشیدن برشی از زندگی یک خانواده سه نفره، بازگو می‌کند. پدر خانواده، که یک کارگر معدن است؛ باید طی سه روز هزینه عمل پسرش را فراهم کند. دوران جنگ است و جنگ هم برنده‌ای ندارد.
این خانواده ۳۰ سال پیش سهم زیادی به جنگ پرداخته است و حالا، مادر از آن فراری و پدر در فکر بهره بردن از آن و تسویه حساب ۳۰ ساله است.
نمایش با بی آلایشی و ریتمی آهسته آغاز می‌شود، تا جایی که در لحظاتی با اکت‌های اضافی همراه می‌شود، اما رفته رفته بر سرعت و جذابیتش می‌افزاید.
از چند تپق که بگذریم، بازی‌ها اکثرا دلنشین، باورپذیر و با تسلط نسبی بازیگران همراه هستند.
گرچه در لباس‌ها، از طراحی‌ها و المان‌های متشابه زیادی استفاده شده است، اما تفاوت‌های موثر شخصیت‌ها، در جای خود، در لباس‌ها مشهود است.
طراحی صحنه و نورپردازی‌ها به صورت موازی صورت گرفته، به طوری که با تغییر تمرکز نور در صحنه، تغییر لوکیشن و فضای نمایش قابل درک است.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ۷/١۰
متن: ۸/١٠
بازی‌ها: ۷/١٠
طراحی نور: ۷/١٠
طراحی لباس: ۷/١٠
طراحی صحنه: ۷/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ۶/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ۶/١٠
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی حسین ناظمیان پور و بازی شایان افشردی، طیبه پاکدل، مریم روشنای، علیرضا زنده‌دل، علیرضا ساوه درودی، علیرضا مویدی، فرشید ناصری، حسین ناظمیان پور روزهای یکشنبه ۲۰ تا سه‌شنبه ۲۲ مردادماه همینک آغاز شد.
احمد اشرفی این را خواند
یکی از بهترین فیلم هایی که تاحالا میشه گفت دیدم عالیهههههههههههههههه

https://face1music.com
۳۰ مرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید