تیوال نمایش مضحکه شبیه قتل
S3 : 02:18:39
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ شهریور تا ۲۱ مهر ۱۳۹۴
  ۱۹:۳۰
  ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: حسین کیانی
: (به ترتیب ورود به صحنه) شهرام حقیقت دوست، نگار عابدی، حبیب دهقان نسب، علیرضا آرا، الهام پاوه نژاد، مسعود میرطاهری، رویا میرعلمی، ویدا جوان

: فریبرز قربان زاده
: پریدخت عابدین نژاد
: ماریا حاجیها
: حیدر ساجدی
: محمد گودرزیانی
: سروناز نانکلی
: کارن کیانی
: موسی هاشم زاده
: محمدصادق زرجویان
: معصومه کیانی
: سهیل ملکی
: حمیدرضا صفوی برنا

گزارش تصویری تیوال از نمایش مضحکه شبیه قتل (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مضحکه شبیه قتل (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش مضحکه ی شبیه قتل (سری دوم) / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کمدی سخیف و فاقد محتوا.

چهارشنبه ی هفته ی پیش به دعوت همکارم، با دوستم این نمایش رو در سالن تئاتر باران به تماشا نشستم.

به عنوان فردی که به تازگی به تماشای تئاتر علاقه مند شده ام، این اثر رو فاقد ارزش لازم برای صرف وقت و هزینه دیدم.

از ایرادهای اساسی ای که به نظر من وجود داشت می توانم به بی ابا بودن نویسنده از به کار بردن واژه ها و صحنه های رکیک و مستهجن داخل نمایشنامه و سر و صدای زیاد و طولانی بودن بیش از حد نام ببرم.
به عنوان مثال در یکی از صحنه های نمایش خانم رویا میرعلمی در نقش زن پادشاه، از آقای شهرام حقیقت دوست به عنوان شاگرد معین الخنده و البکاء (آقای دهقان نسب)، درخواست می کند که یک عدد پتو را از روی زمین بلند کند و به چشم یک خانم با آن شروع به رقصیدن کند. بعد از این که به عنوان قسمتی از نمایش شهرام حقیقت دوست باور میکند که با یک خانم در حال رقصیدن است، از او خواسته می شود که "هر کاری دوست داری با خانم انجام بده"! ایشون هم پتو رو روی زمین میندازه و دراز میکشه روی پتو و پاهاش رو تکون میده!

قسمت های مختلف نمایش پر بود از این صحنه های شرم آور.

مجوز گرفتن نمایش نامه ای در این حد سخیف و بی ارزش که نویسنده برای خنداندن تماشاگر از بکاربردن مکرر فحش و صحنه های سخیف جنسی بهره برده، برای بنده جای تعجب داشت و بدون شک اگر دعوت دوستی که کنارم نشسته بود باعث به تماشا نشستن این تئاتر نشده بود، در همان اوایل نمایش با همراهم سالن رو ترک می کردم.

به نظر بنده نمایش طنزی ارزشمند هست که به همراه خانواده هم بتوان به تماشای آن نشست؛ که در مورد "مضحکه شبیه قتل" بنده به خاطر تماشای این صحنه های سخیف حتی شرمنده ی دوستم هم شده بودم!

نقاط ... دیدن ادامه » مثبت نمایش از نظر من:
1- اجرای زنده زیبای موسیقی حین نمایش
2- قوی بودن اجرای بازیگران نمایش.

امیدوارم در تئاترهای بعدی؛ تماشاگر نمایشی باشم که ارزش دیدن داشته باشد.

در نهایت این که شدت بد بودن نمایش باعث شد داخل سایت عضو بشم و نظر بنویسم.
وآآآی چه وحشتناک!!! ادم باورش نمیشه! دوره اخرو زمون شده... با پتو رقصیده؟؟؟!!!! وا مصیبتا....وا تاسفا.....اون پتوی بیچاره چطور به زندگیش ادامه میده بعد این رسوایی؟؟؟!!! حرفای بد بد و بیتربیتی میزدن؟ مگه نمیدونستن سالن پر از کودکان شش و هفت سالست...جواب از راه بدر ... دیدن ادامه » شدن این نوباوگان رو کی میده؟ این همه دزد و زورگیر و متجاوز و اختلاس چی و غیبت کن و دروغگو که تو این مملکت داریم بخاطر تاتر هست...یعنی چون ده هزار نفر مخاطب تاتر اینجوری ذهنشون مسموم میشه باعث میشه هشتاد ملیون بقیه جمعیت ییهو دست به دزدی و ادم فروشی و ....میزنن...لعنت به تاتر که باعث شد سرمایه های این مملکت بخاطر بی تدبیری به باد بره ....لعنت به تاتر که باعث شد در دوره نفت صد وسی دلاری تورم به پنجاه درصد برسه و اکثر واحدهای تولیدی تعطیل بشن و....همش بخاطر همون رقص لعنتی با پتو.... ضمنا شما یادتون باشه که هیچوقت سراغ هیچکدوم از فیلم ها و نمایشنامه ها و خل تا صه اثار هنری برجسته دنیا نرین چون پر هست ازین چیزای بد و بیتربیتی که باعث میشه بیننده بلافاصله بعد دیدنشون تصمیم به قتل و تجاوز و بیشتر اختلاس بگیره.....یا یادتون باشه که به هیچ دانشگاهی چه تو این کشور و چه کشورهای دیگه نرین ، چون اونجا هم دانشجوها و نخبه های ممکلکت در کمال وقاحت مث شما فکر نمیکنن...از شما اطاعت نمیکنن و شعورشون نمیرسه که شما صلاحشون رو بهتر از خودشون میدونین....چقد بیشعورن! ....از دانشگاه صنعتی شریف و تهران که توشون درس خوندم تا بقیه که دوستانم درشون درس میخونن چه داخل و چه خارج....از همه دردناک تر و فاجعه اینه که دانشجوها .نخبه ها...استادها ...مدال طل ات های المپیادهای جهانی و.،...بقیه همه و همه ازین مدل شوخی ها(البته نه این مدل لایت و نیمه پاستوریزه که تو این تاتر دیدین،،، مدل واقعیش که تو فیلمها و تاترهای کشورهای دیگه دیده میشه) با هم میکنن و از دیدن و شنیدن این مدل شوخیها لذت میبرن...اف بر اونها ...اف بر اکثریت مطلق انسانهای ایران و دنیا ....همشون برن بمیرن بدبختای بیسواد و....زنده باد شما !
۲۲ اسفند ۱۳۹۴
وآآآی چه وحشتناک!!! ادم باورش نمیشه! دوره اخرو زمون شده... با پتو رقصیده؟؟؟!!!! وا مصیبتا....وا تاسفا.....اون پتوی بیچاره چطور به زندگیش ادامه میده بعد این رسوایی؟؟؟!!! حرفای بد بد و بیتربیتی میزدن؟ مگه نمیدونستن سالن پر از کودکان شش و هفت سالست...جواب از راه بدر ... دیدن ادامه » شدن این نوباوگان رو کی میده؟ این همه دزد و زورگیر و متجاوز و اختلاس چی و غیبت کن و دروغگو که تو این مملکت داریم بخاطر تاتر هست...یعنی چون ده هزار نفر مخاطب تاتر اینجوری ذهنشون مسموم میشه باعث میشه هشتاد ملیون بقیه جمعیت ییهو دست به دزدی و ادم فروشی و ....میزنن...لعنت به تاتر که باعث شد سرمایه های این مملکت بخاطر بی تدبیری به باد بره ....لعنت به تاتر که باعث شد در دوره نفت صد وسی دلاری تورم به پنجاه درصد برسه و اکثر واحدهای تولیدی تعطیل بشن و....همش بخاطر همون رقص لعنتی با پتو.... ضمنا شما یادتون باشه که هیچوقت سراغ هیچکدوم از فیلم ها و نمایشنامه ها و خل تا صه اثار هنری برجسته دنیا نرین چون پر هست ازین چیزای بد و بیتربیتی که باعث میشه بیننده بلافاصله بعد دیدنشون تصمیم به قتل و تجاوز و بیشتر اختلاس بگیره.....یا یادتون باشه که به هیچ دانشگاهی چه تو این کشور و چه کشورهای دیگه نرین ، چون اونجا هم دانشجوها و نخبه های ممکلکت در کمال وقاحت مث شما فکر نمیکنن...از شما اطاعت نمیکنن و شعورشون نمیرسه که شما صلاحشون رو بهتر از خودشون میدونین....چقد بیشعورن! ....از دانشگاه صنعتی شریف و تهران که توشون درس خوندم تا بقیه که دوستانم درشون درس میخونن چه داخل و چه خارج....از همه دردناک تر و فاجعه اینه که دانشجوها .نخبه ها...استادها ...مدال طل ات های المپیادهای جهانی و.،...بقیه همه و همه ازین مدل شوخی ها(البته نه این مدل لایت و نیمه پاستوریزه که تو این تاتر دیدین،،، مدل واقعیش که تو فیلمها و تاترهای کشورهای دیگه دیده میشه) با هم میکنن و از دیدن و شنیدن این مدل شوخیها لذت میبرن...اف بر اونها ...اف بر اکثریت مطلق انسانهای ایران و دنیا ....همشون برن بمیرن بدبختای بیسواد و....زنده باد شما !
۲۲ اسفند ۱۳۹۴
باتمام حرفاتون موافقم..منم خجالت میکشیدم ازتیاتربلندشم ودست زدن آخرم هم ی جورایی فکرکنم ریاکردم که بابقیه همراهی کردم....یاعلی مددی کن.
۰۶ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمدی ایرانی ، اکتیو و لذت بخش و فقط برای خندیدن


در اجرای روز دوشنبه به تماشای نمایش نشستم .نکته ی مهم این است که پیش از حضور در چنین نمایش هایی، باید بدانید که به تماشای چه نوع و ژانری از تئاتر رفته اید.این نمایش نه یک کار کلاسیک یا فاخر ادبی-هنری ، بلکه یک کمدی ایرانیست.
نمایشی با اجرای قوی (بدون تپق و خنده) بازیگران در مدت 2 ساعت و دیالوگ های خنده داری که پشت به پشت هم تکرار میشوند(هرچند که گاهی از قالب ادب خارج میشوند).بازی های خوب بازیگران و حرکات بدن و موسیقی زنده و آوازهای رو حوضی همگی فضایی شاد را در طول نمایش ایجاد میکرد.روی دیالوگ ها کار شده تا در بیشتر صحنه ها دارای ریتم و قافیه باشند.
اجرای بازیگران در چنین نمایشی کاملا قابل تحسین است(بخصوص اجرای شهرام حقیقت دوست).بازیگرانی که در دنیای هنر بیشتر با کارهای جدیشان شناخته شده اند ، در این ... دیدن ادامه » نمایش سعی به خنداندن تماشاگران به مدت 2 ساعت میکنند در حالی که از دیالوگهای شعرگونه و حرکات موزون بدن استفاده میکنند.همچنین موسیقی زنده کمک شایانی در جذابیت نمایش داشت.
دکور بسیار ساده و گاهی کسل کننده میشد اما کاگردانی خوب باعت روان بودن اجرا شده و برخلاف مدت نسبتا زیاد نمایش، زیاد احساس خستگی نکردم. هرچند به نظرم حذف چند سکانس در طول نمایش خللی در اصل داستان ایجاد نمیکرد و شاید از مدت نمایش نیز کم میکرد(البته با احترام به نظر کارگردان)

مسلما این نمایش برای من در دسته ی نمایشهای فاخری که دیده ام قرار ندارد اما بدون شک یکی از کمدی های خوب امسال بود. من با علم بر این که به تماشای چه نمایشی میروم از دیدن این کار کمدی لذت بردم.
پرند محمدی این را خواند
ژینا بابان، lida asgari، سپیده، امیر همتی و امیر دژستان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپاس از مهرتان که شب های اجرای نمایش <مضحکه شبیه قتل> را رنگی دیگر بخشیدید. این گروه نمایشی قدردان صمیمیت و لطف تک تک شماست.
تنها دو شب دیگر، این نمایش روی صحنه خواهد بود.
علی عبدالرحیم این را خواند
farhad riazi و ژینا بابان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مجلس شاه‌کشی
نقد و نظری بر نمایش «مضحکه شبیه قتل» به کارگردانی حسین کیانی
احمدرضا حجارزاده

از رویدادهای خوشایند،عجیب و نادر تئاتر ماست که این روزها هم‌زمان با هم چند نمایش سنتی و اصیل ایرانی روی صحنه رفته‌اند و به این ترفند،جذب مخاطبانی با عرق میهن را هدف گرفته‌اند.حتی اگر یکی از آنها بر مبنای نمایش‌نامه مشهور شکسپیر انگلیسی ـ هملت ـ باشد،کارگردان در اجرای آن شیوه‌های نمایش ایرانی را دست‌مایه قرار داده تا تماشاگر یک پیِسِ فرنگی را در قالب نمایش‌نامه‌ای وطنی از نظر بگذراند اما پس از اجرای شبه‌نمایش تاسف‌بار «فصل شکار بادبادک‌ها» در سالن اصلی تئاترشهر،حالا حسین کیانی ـ از کارگردان‌های خوش‌ذوق،خلاق و توانمند این عرصه ـ با بازتولید یکی از آثار قدیمی خود،جان دوباره به این سالن بخشیده و در آستانه از راه‌رسیدن پادشاه فصل‌ها،هوای ... دیدن ادامه » دل‌پذیری به برهوت نمایش ایرانی دمیده است.کیانی نمایش «مضحکه شبیه قتل» را پیش از این تابستان سال82 و در تالار سایه اجرا کرده بود و حالا با اجرای دوباره آن،کاری کرده کارستان.«مضحکه...»‌ یک نمایش شریف، بی‌ادعا، بی‌نقص و تمام و کمال است؛ نمایشی برای همه دوست‌داران تئاتر با هر سن و سلیقه و جنسیت و طرز فکری.کارگردان این اثر،زبان دیداری و شنیداری آشنایی را به خدمت گرفته تا تماشاگر ضمن انس‌گرفتن با روح نمایش،از تک‌تک عناصر دیگر لذت کافی ببرد؛ از نمایش‌نامه و شیوه منحصر به فرد کارگردانی حسین کیانی گرفته تا بازی‌های خوب و ماهرانه بازیگران و موسیقی و طراحی صحنه و لباس و نور.خالق نمایش در کارهای دیگرش پس از «مضحکه...»،مانند «همه فرزندان خانوم‌آغا»،«همسایة آقا» و «مشروطه‌بانو» نیز چنین فضایی را آزموده بود اما با میزان کم‌تری از کمدی و چه بسا آمیخته با تم تلخ تراژدی.اکنون در این تکرار،نمایشی متناسب با نیاز مخاطب افسرده‌حال امروز جامعه عرضه کرده؛ یک کمدی ایرانی مطلق که حتی وقتی الهام پاوه‌نژاد در قالب یکی از دو همسر ناصرالدین‌شاه سوگواری می‌کند و اشک می‌ریزد،تماشاگر نه تنها ذره‌ای غم او را همراهی نمی‌کند،که بی‌درنگ به خنده می‌زند و دل‌شاد می‌شود.انگار کیانی پس از تجربه نمایش تلخ «در شوره‌زار» بیش از پیش دریافته که دربارة درد ـ آن هم از نوع فرهنگی‌اش ـ جز با زبان طنز و خنده نمی‌توان انتقاد کرد و حرف دل را به شایستگی بیان کرد.از این‌روست که باید امتیاز مهم و اصلی نمایش «مضحکة شبیه قتل» را انتخاب سوژه و پرداخت صحیح آن در طول اثر دانست.کار و بار یک هنرمند نام‌دار و موفق عصر مشروطه که در گریاندن و خنداندن مردم چیره‌دست و استاد بوده،اکنون کساد شده و همراه با شاگردش به حرفه مستراح‌داری رو آورده‌اند،و به روزی افتاده‌اند که برای یک شب خواب بی‌دردسر، یا باید التماس زن قلدری همچون اختر مقوا را بکنند یا به کوچه‌خوابی و هم‌نشینی با سگ‌های ولگرد تن بدهند، یا از بدبیاری به دام دو تن از همسران ناصرالدین‌شاه بیفتند تا آنها را وا دارند به هر ضرب و زوری،مجلس مضحکه یا شبیه قتل شاه‌کُشی برپا بکنند. برای روایت این ماجرا،کیانی به گزافه‌گویی نمی‌افتد.ریتم و ضرباهنگ نمایش را خوب می‌شناسد و با وجود طولانی‌بودن زمان نمایش،تمپوِ نمایش ثانیه‌ای فرصت سرجنباندن به بیننده نمی‌دهد. بازیگران نیز تمام توش و توان‌شان را برای حیرت‌زده‌کردن تماشاگران به کار بسته‌اند. شهرام حقیقت‌دوست پس از چند همکاری موفق با کیانی،در اجرای متن‌های او خبره شده.او اینجا یک طناز واقعی و دوست‌داشتنی است که گویی سبک بازی در نمایش‌های ایرانی را به مدد راهنمایی و کارگردانی تکنیکی کیانی در مشت خود دارد. حبیب دهقان‌نسب هرچند جدی‌ترین و تراژیک‌ترین کاراکتر نمایش است،در جایگاه خود بسیار ستودنی و دوست‌داشتنی است.اگر بخواهیم تک‌تک بازیگران «مضحکه...» را بستاییم، پرگویی خواهد شد.از این‌رو در یک جمله خلاصه بکنیم که گروه بازیگران نمایش در یک هماهنگی و همکاری حرفه‌ای،موفق به ایجاد یکدستی میان جنس بازی‌ها شده‌اند،چنان‌که هیچ‌کس بیش‌تر از دیگری دیده نمی‌شود یا ضعیف‌تر از پارتنرش جلوه نمی‌کند.در اجرای «مضحکه...»، توجه و تمرکز بر عناصر نمایش‌های آیینی و سنتی به خوبی هویدا و بر کل کار غالب است.نمایش با سایه‌بازی شروع می‌شود.«اختر مقوا» ـ نگار عابدی ـ در مستراح پیِ یک‌شاهیِ گمشده‌اش می‌گردد و چه سماجتی دارد در جستن آن که تا دم مرگ «آقا هرکی‌باشی» ـ حبیب دهقان‌نسب ـ هم دست از خواسته‌اش نمی‌کِشد،و این سایه‌بازی تا پایان نمایش، به فراخور نیاز قصه در برخی صحنه‌ها تکرار می‌شوند. بازیگران زن‌پوش،موسیقی زنده و طربناک اصیل ایرانی،زبانِ دیالوگ‌نویسی شیرین و منطبق بر تاریخ گفتار مردم دوران مشروطه و اشاره‌های پی‌درپی به اماکن،اشخاص و مستندنگاری‌های تاریخی،از دیگر ویژگی‌های سنتی «مضحکه...» هستند.گرچه کیانی یکی دو باری هم به شوخی با نام‌ها و موضوع‌های امروزی تن می‌دهد،از جمله شوخی با نام «سروش صحت» در دیالوگ‌های «هرکی» یا کاربرد موسیقی‌های آشنایی مانند موزیک متن فیلم «خوب، بد،زشت» با استفاده از کمانچه،که کاش چنین نمی‌کرد تا یک‌پارچگی اثر حفظ بشود.کمدی‌های موقعیت بازیگران نیز خیلی خوب از کار درآمده‌اند.نگاه بکنید به بده‌بستان‌های کلامی میان پاوه‌نژاد و رویا میرعلمی در مشاجره‌های بین دو هَوو یا درگیری‌های فیزیکی و رفتار نوکران‌شان «تَشر» ـ علیرضا آرا ـ و «حباب» ـ مسعود میرطاهری ـ با یکدیگر و با دیگران که چه بامزه و نمکین اجرا می‌شوند. به ویژه وقتی حباب و تشر مردانگی یکدیگر را در اشاره به حرفه‌شان ـ زن‌پوشی در مجالس شبیه‌خوانی و مضحکه ـ به سخره می‌گیرند و رجز می‌خوانند.آنها در عین حفظ جذبه مردانه، تلاش می‌کنند اثر کم‌رنگی از ظرافت زنانه را نیز به واسطه عادت زن‌پوشی در حرکت‌ها و لحن و بیان‌شان به کار بگیرند. جالب آن‌که در این همه هنرآفرینی برای کارگردانی نمایشی چنین دشوار،حسین کیانی از انتقال پیام و سخن مورد نظر خود و نمایش غافل نمانده و به گوش مخاطب رسانده آنچه را باید می‌رسانده.گیرم به طنز و طعنه. و آن سخن همان،جمله معروف و مهمی است که «هرکی» در نهایت به زبان می‌آورد:«این مملکت هنرمند نمی‌خواد.اگر هم بخواد،می‌اندازدش به خواری و خنده‌زاری». چنان‌که «هرکی» و شاگردش که روزی هنرمندانی بی‌همتا بودند،امروز به مستراح‌داری افتاده‌اند. با این همه،اجرای «مضحکه...» یک رویداد خجسته در عرصه هنرهای نمایشی کشور ماست. شاید به قول هرکی:«در این وادی بی‌هنری،خیریتی توش بوده!»، و چه نیتی خیرتر از نشاندن خنده بر دل و صورت مردمی که سال‌هاست خنده بی‌ریا و صادقانه یا شادمانی بی‌بهانه به حسرتی دیرین برای آنها تبدیل شده؟ امیدوارم حالا که یک نمایش شریف و اصیل به صحنه آمده،مخاطبان با حمایت و استقبال از آن بر تداوم این مسیر دامن بزنند و نگذارند هنر ارزنده تئاتر در کشور ما به سمت و سوی بی‌ربط با فرهنگ و هنر و دغدغه‌های امروز ساکنان سرزمین‌مان برود.
kmilad این را خواند
علی عبدالرحیم و ژینا بابان این را دوست دارند
پس از اجرای شبه‌نمایش تاسف‌بار «فصل شکار بادبادک‌ها»؟؟؟؟؟!!!!
به فرض نظر این دوست عزیز در رابطه با کار جلال تهرانی این بوده باشه و در جای خودش محترم، اما این دلیل میشه که هنگام نقد یک اثر شریف ، کار شریف دیگه ای که اجرای خودش رو به پایان برده اینگونه ... دیدن ادامه » بنوازیم؟!
۱۹ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز قدردان همراهی صمیمانه تان هستیم. نمایش مضحکه شبیه قتل با فرا رسیدن ایام ماه محرم تمدید نخواهد است.بنابراین از اجراهای این نمایش تنها چهار اجرا مانده است.
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به اتفاق چندین تر از دوستانم که از خوزستان برای چند روزی به تهران اومده بودیم به دیدن این نمایش نشستیم...
به نظر شخصی من کار خوب و قدرتمندی بود
اما زمان کار به نظرم بی دلیل بالا بود
به راحتی این نمایش در 70 تا 80 دقیقه جمع میشد ...
بشدت میونه کار خسته شده بودم ...
به نظرم شخصیت اون خانم سفید پوش که وارد خیال پیرمرد میشد کاملا کاملا یک شخصیت اضافه بود و حذفش هیچ لطمه ای به کار وارد نمیکرد
بعضی از صحنه ها واقعا اضافه بودن
اما خب با قسمت های خنده دار خندیدم و با قسمت های غمناک غمگین شدم
امیدوارم کارهای بعدی این گروه رو هم بتونم ببینم
حسین جان سلام
با نظرت موافقم!
البته فکر کنم اگه خانم جوان سفیدپوش حوری رو حذف میکردن بخشی از غمناکی کار گرفته میشد و فاصله بین پلانهای خنده دار از بین میرفت و اینجوری قدری به مخاطب فرصت تامل و استراحت داده ن. فکر کنم البته.
ضمن اینکه درباره مدت نمایش ... دیدن ادامه » هم موافقم من کمتر نمایشی رو با این مدت طولانی دیده م اما فکر کنم کاهش 50 درصدی مدت نمایش به گفته شما، میتونست کیفیت کار رو کاهش بده.
۱۹ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت و گوی حسین کیانی در روزنامه شرق
تبعیدشدگان

http://sharghdaily.ir/News/75235/تبعیدشدگان
رضا آشفته
«مضحکه شبیه قتل»، به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی، با بازی حبیب دهقان‌نسب، شهرام حقیقت‌دوست، الهام پاوه‌نژاد، رؤیا میرعلمی، نگار عابدی، علیرضا آرا و مسعود میرطاهری در تالار اصلی تئاتر شهر روی صحنه رفته است. نمایش، درباره دو بیوه ناصرالدین‌شاه است که یکی طالب مضحکه قتل و دومی طالب شبیه قتل است و گروه نمایشی هم به دنبال جایی برای خوابیدن است که به‌ناچار سر از قصر شاهی درمی‌آورند. آنها به دنبال خواسته این دو بانو، مضحکه و شبیه قتل ناصرالدین‌شاه، به دست میرزا رضای کرمانی را بازی می‌کنند. با حسین کیانی درباره این نمایش و چند‌وچون وضعیت تئاتر ملی و امروز گفت‌وگو کرده‌ایم.

چگونه در ١٧ روز این نمایش بلند را که بیش از دو ساعت است، برای اجرا آماده کردید؟
دو‌ساعت‌و ١٠ دقیقه، یعنی ١٣٠ دقیقه. هیچ کجای جهان هم قبول نمی‌کنند که در این فرصت کم نمایشی بلند را به اجرای عمومی برسانند.
چرا قبول کردید؟
به این دلیل که نمی‌خواستم نوبت اجرا را از دست بدهم و مهم‌تر اینکه نمی‌خواستم گروهی را که ٤٠ روز دور هم جمع کرده بودم، همین‌طور رهایش کنم و به این افراد احساس تعهد می‌کردم.
چرا متن قبلی‌تان را رد کردند؟
عمده‌ترین دلیلش را اجتماعی‌بودن و پرداختن به مسائل روز می‌دانم. متأسفانه این مشکلی است که گریبانگیر نمایش‌نامه‌نویسی اجتماعی ما شده است؛ برای نمایش‌نامه‌نویس اجتماعی موضوعات ممنوعه و خط قرمزها بسیارند و این باعث نوعی تبعید این نمایش‌نامه‌نویسان شده‌ است و به همین دلیل کمتر دیده می‌شوند. فکر می‌کنم یکی از دلایل میل به کار‌کردن نمایش‌نامه‌های غربی و اقتباس از متون آنها یا نوشتن گونه‌ای از نمایش‌نامه‌های انتزاعی یا نمایش‌نامه‌هایی که کمتر به مسائل پیرامون مخاطب می‌پردازند، در واقع همین تنگناهایی است که برای نمایش‌نامه‌نویسی اجتماعی و پرداختن به موضوعات اجتماعی ایجاد شده است؛ یعنی شما برای اینکه به موضوعات اجتماعی بپردازید، هزار‌و‌یک مشکل دارید.
آن نمایش‌نامه رد‌شده چه عنوان و موضوعی داشت؟
نامش مرگ در حمام بنفش بود. موضوعش هم مربوط به ٩ سال پیش است؛ درست زمانی که همسایه آقا را نوشتم، ولی در طول زمان و این سال‌ها در ذهنم رشد کرد و فرم‌های متعددی یافت تا اینکه احساس کردم الان زمانش است که آن را بنویسم. نمایش در یک حمام مخروبه و متروکه می‌گذرد. این حمام چند‌١٠‌ساله و مربوط به تاریخ معاصر است. خانواده‌ای از دیرباز در این حمام زندگی و آن را اداره می‌کردند، ولی حمام دیگر حمام نیست؛ چون در واقع مکانی است برای کرایه‌دادن به آدم‌های بی‌خانمان و معتاد؛ آدم‌های آسیب‌پذیر جامعه. طبعا صاحبان حمام از این طریق امرار معاش می‌کنند و البته ماجراهایی برای حمام پیش می‌آید و دائم در حال خطر و فرو‌رفتن در فاضلابی است که از مدت‌ها پیش، زیرش انباشت شده است.
... دیدن ادامه » چرا مضحکه شبیه قتل را در این فرصت کم به اجرا بردید؟ آیا گزینه‌های دیگر هم داشتید؟
گزینه‌های دیگر هم بود، اما یکی از مهم‌ترین دلایلش این بود که تعداد کاراکترهای مضحکه شبیه قتل تقریبا برابر بازیگران مرگ در حمام بنفش بود که پیش‌تر آن را تمرین کرده بودیم. یک دلیل دیگرش کم‌هزینه‌بودن و کم‌دکور‌بودن مضحکه شبیه قتل بود؛ چون پبش‌تر هم که اجرا شده بود، کم‌هزینه بود و در اجرای فعلی هم فقط از یک پس‌زمینه استفاده می‌کنیم. البته کمدی‌بودنش هم دلیل دیگری است. همان موقع هم حرف روز را می‌زد و الان هم فکر می‌کنم هنوز هم حرف روز را می‌زند. تقابلی که هنوز هم مبتلا‌به جامعه ماست.
همه بازیگران هستند؟
همه هستند. آقای علیرضا آرا اضافه شد و خانم ویدا جوان را که در کار قبلی با ما بود، با اضافه‌کردن یک نقش به متن، در گروه نگه داشتیم. آن اجرا با این اجرا تفاوت‌های بسیاری دارد.
اجرای سال ٨٢؟
بله. آن اجرا مجلسی بود و جمع‌و‌جور و نزدیک به تماشاگر؛ اما این اجرا، سن بزرگ دارد و میزانسن‌هایش فرق دارد و تصویرها بزرگ‌تر شده است.
متن را دوباره‌نویسی کرده‌اید؟
بله. تقریبا سه نقش در متن قبلی پررنگ شد.
کدام نقش‌ها؟
حباب (علیرضا آرا)، تشر (مسعود میرطاهری) و اختر مقوا (نگار عابدی) پررنگ‌تر شد و نقش حوری اضافه شد که خانم ویدا جوان بازی می‌کند . اساسا با ورود حوری به متن پایان‌بندی هم تغییر کرد؛ یعنی با اضافه‌کردن آن نقش به متن، شخصیت اصلی ما، هر‌کی‌باش خان (حبیب دهقان‌نسب) تغییر کرد. او در پایان نمایش نمی‌میرد، اما با آوردن حوری و شکل‌دادن به یک عشق قدیمی، دیگر هر‌کی‌باش خان زنده نمی‌ماند. طبیعی است؛ چون آن موقع ٢٨ سالم بود و الان ٤٠ سالم هست.
یعنی دیدگاهتان تغییر کرده است؟
بله. چون دیگر نمی‌توانستم خودم هم بپذیریم که هر‌کی‌باش خان به شرایط خانه اختر مقوا برگردد، ولی آن موقع برمی‌گشت.
نمی‌شود گفت این نمایش نقدی بر وضعیت هنرمند است؛ در آن اجرا با بازگشت هرکی‌باش خان، یک کمدی شکل می‌گیرد، اما اینجا با مرگش یک تراژدی در پایان اتفاق می‌افتد.
به نوعی بله. ما با کمدی آغاز و با تراژدی ختم می‌کنیم. درستش همین است. من سعی کردم مرگی را برایش تعریف بکنم که غرورانگیز باشد و این آدم نشسته بمیرد و نه به گونه‌ای دیگر. تا چند لحظه قبلش هم با معشوقش صحبت می‌کند و به نوعی در این مرگ مانیفستی هم نهفته است؛ مانیفست هنری این آدم. مرگ زیبا و پذیرفتنی است و من در زمان حاضر و به اقتضای شرایط موجود طور دیگری نمی‌توانستم به این شخصیت فکر کنم.
این تقابل شبیه و مضحکه در کار قبلی هم به همین پررنگی است؟
دقیقا! اساس این کار همین است. ایده اولیه کار این است که هم‌زمان هم به خنداندن مخاطب و هم به گریاندن او اراده کند. این مخاطبان در واقع دو بیوه شاه هستند؛ چون مخاطب این بازیگران این دو بیوه هستند و ما نمی‌خواهیم مخاطبان (نشسته در سالن) این نمایش را متأثر بکنیم. مخاطبان نمایش در واقع بیوه‌های شاه‌اند که سفارش‌دهندگان این مجلس هستند. یکی سفارش‌دهنده مضحکه و دومی مجلس شبیه قتل است. قبل از این، در آن سال‌ها شبیه قتلی برای ناصرالدین‌شاه نوشته و اجرا شده است. آن شبیه قتل متأثرکننده و سوگوارانه است.
نوعی تعزیه است؟
بله، تعزیه‌ای که ساختارش منطبق بر ساختار تعزیه‌های موجود است. حس کردم می‌شود مضحکه شبیه قتل را هم خواند.
آیا از شبیه قتل ناصرالدین‌شاه تأثیر گرفته‌اید؟
نه، آن اصلا ربطی به کار ما ندارد. آنجا گفت‌وگو بین صدر اعظم، ناصرالدین‌شاه و در پایان میرزا رضاست. قصه‌ای وجود ندارد. یک گفت‌وگوست اول بین صدراعظم و شاه و بعد بین صدراعظم و میرزا رضا. به لحاظ قصه نه؛ اما به لحاظ مضمون و در واقع ایده از آن تأثیر گرفته‌ام.
در روند نوشتن به سنت‌های نمایشی و تاریخ ارجاعاتی دارید، آیا از مستنداتی استفاده می‌کنید یا فقط از تخیل‌تان استفاده می‌کنید ؟
قطعا سندها هست و به همه آنها سرک می‌کشم، اما در زمان نوشتن نمایش‌نامه به آنها رجوع نمی‌کنم. از آنها برای پربارشدن تخیل خودم استفاده می‌کنم و هر قدر جرقه موقعیت‌های جذاب‌تری را بزنند، از آنها استفاده می‌کنم، ولی به آنها وفادار نیستم.
برای مثال این دو بیوه شاه آیا وجود خارجی و تاریخی داشته‌‌اند یا صرفا تخیل شماست؟
نه، این دو بیوه دقیقا از تخیل می‌آیند؛ چون با خودم فکر می‌کردم با ترور شاه آیا همه بیوه‌گانش او را دوست دارند و سوگوارش هستند؟ گفتم نه. حالا آن که سوگوار نبوده چه کرده است؟ با خواندن تاریخ این اگرها سراغت می‌آید و جرقه تخیل ‌زده می‌شود. در واقع تخیل باید مصداق‌سازی کند و برای نمایش مابازاهای بیرونی خلق بکند، بنابراین می‌شود گفت راهی به جز استفاده از تخیل وجود ندارد.
فکر می‌کنم مستراح‌داری در زمان قجر هم یک تخیل باشد که زمینه‌ساز موقعیت و اتفاقات شده... .
بوده. گمان می‌کنم که جعفر شهری در تهران قدیم، به آن پرداخته است. شغلی بوده و نحوه اداره‌اش الان که مطالعه می‌کنیم مضحک و خنده‌دار است، اما جزئی از مشاغل آن روزگار بوده است. انتخابش به این دلیل است که هنوز هم پست‌ترین کار ممکن و موجود است. وقتی می‌خواهیم از مشاغل پست مثال بزنیم، مستراح‌داری را مثال می‌زنیم و حتما عمدی هم هست که شغل هرکی‌باش‌ خان این است.
یعنی مسئله سرنوشت این آدم است یا اینکه او مسیر را غلط رفته و دچار چنین شغلی شده؟ با توجه به اینکه هنرمند همواره یا اغلب در معرض توجه مردم و شغلش والا مقامانه است، ولی این هنرمند دچار وضعیتی است که حقش نیست، اما چقدر مقصر است که دچار چنین زوال و افولی شده است؟
هر دو مسئله دخیل است. اگر بخواهیم مقصر تعیین کنیم هم جامعه است و هم هنرمند که اینجا مصداقش هرکی‌باش خان است. به یقین در به‌وجود‌آمدن یک موقعیت ناگوار و ناجور در یک جامعه، یک دلیل دخیل نیست، برای همین، اینکه بخواهیم سرنوشت هنرمندان را صرفا گردن حکام زمان و حاکمیت‌های وقت بیندازیم، درست نیست. از آن طرف هم اگر بخواهیم تقصیر را به گردن بی‌توجهی مردم بیندازیم، درست نیست. به‌هر‌حال در به‌وجودآمدن موقعیت‌های ناخوشایند برای هنرمند، در طول تاریخ خود هنرمند هم مقصر است. شاید بخواهیم درحال‌حاضر تخیل کنیم هر‌کی‌باش خان وسوسه شده و با خودش فکر کرده ممکن است با ازدواج با اختر مقوا، دختر رئیس‌التجار بازار، از نظر اقتصادی و مالی برای همیشه تأمین می‌شود و این ناامنی دائمی برای همیشه از سر او برداشته می‌شود، وگرنه صحبت از اجبار است؛ چون یکی، دو باری صحبت می‌کند که خیر سرمان رفته‌ایم به بازار. او می‌خواسته کسب‌وکاری بهتر از کسب‌و‌کار هنری‌اش در بازار بجوید؛ بنابراین فکر می‌کنم خودش بی‌تقصیر نیست. از آن سو هم تقصیر مردم و حکام وقت را هم باید در نظر گرفت و بررسی کرد.
در هر اثر هنری‌ ارجاعات امروزی وجود دارد. در این وضعیت بحرانی که قرار است تئاتر دولتی تبدیل به تئاتر خصوصی بشود، هنرمندان ما دچار معضلی شده‌‌اند که حس می‌کنند دیگر آن پشتوانه قبلی وجود ندارد و اغلب به وجه تجاری بیشتر بها می‌دهند. هنرمندان بنامی داشته‌ایم که با کیفیت هنری و زیبایی‌شناسانه کار می‌کرده‌‌اند، اما امروز به‌ناچار به منظور تأمین گیشه، هنرشان رنگ باخته و با آثار قبلی‌شان فرق می‌کند. می‌تواند این هم در کارتان لحاظ شده باشد؟
این هم می‌تواند یکی از استنباط‌های کار باشد. شاید مخاطب از بیرون، مثل شما این استنباط را داشته باشد، ولی ١٢، ١٣ سال پیش که این اثر را می‌نوشتم، چنین موضوعی مطرح نبود و این‌قدر شدت نداشت. شرایط فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی هم طوری بود که تا حدی هنرمندان و اهل فرهنگ احساس امنیت حداقلی می‌کردند و خیلی هم دوست نداشتند به سمتی بروند که به قول شما، آثار‌شان با آثار قبلی‌شان متناقض و متفاوت باشد، ولی الان تِم این اثر سازگار با وضعیت زمانه شده است و اگر شده، طبیعتا امری است که به اقتضای زمان است. بازی تاریخ است که شما تِمی در یک اثر ندیده‌ای، اما شرایط طوری می‌شود که آن تِم در آن اثر زنده می‌شود. این در واقع یکی از خاصیت‌های نمایش‌های اجتماعی است. چون اجتماعات همیشه دردها و مشکلات مشابه دارند که در واقع این مشکلات به اقتضای زمان بالا می‌آیند، رو می‌شوند و خودنمایی می‌کنند.
تأکیدتان بر نگاه اجتماعی به شخصیت شما برمی‌گردد یا آموزه‌های قبلی؟ شما و علیرضا نادری، نادر برهانی مرند و دیگران همچنان تأکیدتان بر نگاه اجتماعی است، چرا؟
اساسا این برمی‌‌گردد به نگاه ما به تئاتر؛ چون ما صرفا تئاتر را برای سرگرمی و تفریح و شهرت و به قول معرف برای گیشه نمی‌بینیم. حالا شاید این جزء تربیت و ذات ما شده است. من به گونه‌ای تربیت شده‌ام که احساس می‌کنم تئاتر ماورای دیگر هنرهاست. معتقدم برای تلویزیون و سینما بنویسید و خرج زندگی‌تان دربیاید، ولی وقتی در حوزه تئاتر می‌آیی، دیگر چیزی فروختنی نیست. در واقع تئاتر چون به ما به این شکل یاد داده شده و خواه‌ناخواه این طوری تربیت شده‌ایم. تئاتر به نوعی تأمین‌کننده حیات معنوی ماست. به نظرم اگر مدتی تئاتر کار نکنیم، واقعا زندگی نکرده‌ایم. وقتی آدم این نوع نگاه را دارد به طرف تعهد در تئاتر حرکت می‌کند. تعهد در تئاتر یعنی چه؟ یعنی شما با اجرای یک نمایش دِین‌تان را به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنید ادا می‌کنید. مسائلی را به مخاطبان خودتان گوشزد کنید که کمتر با آن مواجه بوده‌اند؛ این یعنی تعهد. تعهد امری پیچیده و تعریف‌نشدنی نیست. تعهد یعنی من حداقل تا حدی موظفم از هنرم به نفع نشان‌دادن مشکلات آشکار و پنهان جامعه استفاده کنم. اگر این کار را نکنم من به تعهدم عمل نکرده ام. حالا فرقی نمی‌کند معاصر یا تاریخی باشد. این نویسندگانی که نام بردید مثل نادری و برهانی مرند و من می‌گویم رحمانیان و امجد، فکر می‌کنم اینها در حقیقت بار تعهد را روی دوششان احساس می‌کنند و می‌خواهند با اجرای تئاتر حداقل وظیفه‌شان را انجام بدهند. حالا می‌خواهد گونه‌های مختلف تئاتر بیاید و می‌خواهد تئاتر به سمت نوعی از انتزاع‌گرایی بی‌معنی برود یا می‌خواهد تئاتر به سمت اجراهای به ظاهر خوش‌قواره، اما در باطن بی‌محتوا برود. من خیلی اغوا نمی‌شوم؛ یعنی خیلی فریفته شکل‌های اجرائی نمی‌شوم که حداقل مال ٥٠، ٦٠ سال پیش اروپاست و در آنجا تجربه شده و تهش درآمده و حالا ما داریم به نظرم یک بازگشتِ خاکسارانه و یک بازگشت سبکسارانه می‌کنیم که الان ممکن است، در خود اروپا هم خریداری نداشته باشد. بی‌خبر از اینکه گرفتاری‌ها، معضلات و مشکلات خودمان چیست. تئاتر هیچ‌وقت جدای از جامعه و معضلاتش نبوده است؛ نه در محتوا و متن و نه در اجرا و کارگردانی. شما اگر می‌بینید در اروپا اَشکالی از تئاتر به وجود آمده است، مهم‌ترین دلیلش اتفاقاتی است که در جامعه آنها افتاده است. آن جامعه به لحاظ صنعتی، فکری، اقتصادی و فرهنگی تغییراتی کرده و تئاتر بازتاب آن تغییرات است، اما در جامعه ما که هنوز پوسته سنتی خودش را نشکسته، چطور می‌توانید یک اجرای مدرن، اُلترا‌مدرن و سوپر‌مدرن به صحنه بیاورید. به نظرم همخوانی و سنخیتی بین آن اجراها و جامعه‌ای که بیرون از آن اجراست، وجود دارد.
بعنی منظورتان تأکید بر اصالت، هویت و ریشه‌داربودن تئاتر است؟
دقیقا.
انگار بین این تئاتر و جامعه پیرامونی نباید گسست و فاصله‌ای باشد و منِ مخاطب باید بیایم در تئاتر به گونه‌ای خودم را ببینیم، مسائل و مصائب خودم را ببینم، کمدی‌ها و تراژدی‌های خودم را ببینم. درست است؟
بله.
یکی از دغدغه‌های اصلی شما بر پایه اصالت همان ارجاع به سنت‌های نمایشی ایرانی است. شما جزء معدود نمایش‌نامه‌نویسانی هستید که اگر ساختار ارسطویی را پیش می‌کشید آن را با ساختار نمایش‌های ایرانی تلفیق می‌کنید. این اصرار بر سنت‌های نمایش چه معنایی دارد؟
دیگر از مرحله اصرار گذشته و تبدیل به هستی نمایشی ما شده است. اگر بخواهیم کلمه اصرار را رویش بگذاریم، شاید به این دلیل است که همه‌چیز با بازگشت به خویشتن فهمیده می‌شود و پیش می‌رود. این گوشزد به این دلیل است که تا تو راهی را که آمده‌ای در طول تاریخ، در فرهنگ، هنر، سیاست و... نگاه نکنی؛ یعنی یک بار نگاه نکنی که چه مسیری را آمده‌ای، برای راهی که داری می‌روی، نمی‌توانی استراتژی مطمئنی داشته باشی. اساسا تا به گذشته نگاه نکنی، نمی‌توانی زمان حال را تعریف کنی و در واقع برای شرایط فعلی خودت استراتژی تعریف کنی. اصرار بر گذشته به معنای ماندن در گذشته نیست؛ یعنی ماندن در گذشته که چه داشته‌ایم و چه کرده‌ایم، کمااینکه در یک دوره مهمی از تاریخ معاصر ایران، ادبا و سیاست‌مداران ادیبی را داریم و هنرمندانی هستند که گذشته‌گرایی و باستان‌گرایی را تبلیغ می‌کنند و اینها در آثارشان هست، ولی آن نگاه باستان‌گرا راه به جایی نمی‌برد. کسانی موفق‌اند که باستان‌گرایی و گذشته‌گرایی را زمینه فهم امروزشان قرار می‌دهند.
برای مثال میرزاآقا تبریزی، حسن مقدم، عبدالحسین نوشین و بعدها شاهین سرکیسیان، عباس جوانمرد و علی نصیریان و بهرام بیضایی و علی حاتمی اصرار بر گذشته با نگاه رو‌به‌جلو در آثارشان داشته‌‎اند. آنها درک شرایط حال را در متون و اجراهایشان داشته‌اند. فکر می‌کنم این نگاه در دهه ٤٠ خورشیدی به یک شکوه نسبی می‌رسد و ساختار و اندیشه تئاتر ملی را می‌سازد، ولی بعد از انقلاب این سمت‌و‌سو گم می‌شود و انگار همه دنبال تئاتر ملی می‌گردند. غافل از اینکه پیش‌‍‌تر شکل گرفته و امروز انگار تبدیل به حلقه مفقوده شده است. به دلیل اینکه آن تجربه منتقل نشده است، فکر می‌کنم شما جزء معدود نویسندگانی هستید که در کنار حمید امجد و محمد رحمانیان همین راه را طی می‌کنید؟
بله، در حقیقت به نوعی ما وامدار همین راه هستیم. برای همین در بروشور نمایشمان هم اسم میرزاآقا تبریزی و هم اسم محمد رحمانیان و حمید امجد و کورش نریمانی را آورده‌ام و اجرا به این سه نفر تقدیم شده است. اگر بخواهم بگویم وامدار چه کسانی هستم، باید بگویم تجربه‌های نمایش‌نامه‌نویسی هیچ‌کس تماما به خودش برنمی‌گردد، بلکه به گذشته‌اش وابسته است. انگار ناگهان به محاق می‌رود و باید دنبالش بگردیم. درحالی‌که آن آدم‌ها هنوز هستند و آثارشان هم در دسترس است، ولی انگار جریان غالب فرهنگی نمی‌خواهم بگویم عناد دارد، ولی این جریان غالب، با پذیرفتن این نگاه که می‌توانیم از سنت‌های نمایشی خودمان برای مخاطب امروز استفاده کنیم، تقابل دارد. البته سازندگان این جریان غالب خود متفکران و هنرمندان هستند. شاید هم این نوع کارها جذابیت و پذیرندگی‌شان کم شده یا از دست رفته است.
سپهر امیدوار این را خواند
مارینا، صادق فلاح، hoseyn nami و ساناز پوردشتی آذر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت و گو با مسعود میرطاهری، بازیگر نمایش <مضحکه شبیه قتل>:
مضحکه شبیه قتل تلنگری بر لبخند مخاطب

اتفاقات نمایشنامه «مضحکه شبیه قتل» در موقعیت طنز روی می دهد تا تماشاگر بخندد. در عین حال این اثر قصد دارد تلنگری بزند که در آن موقع فضا به اندازه ای آشفته بوده که شاه هر کاری دلش می خواسته انجام می داده، بنابراین در جامعه نیز هر کسی ساز خودش را می زند.
به گزارش روابط عمومی نمایش <مضحکه شبیه قتل>، «مسعود میرطاهری»، بازیگر این نمایش درباره فضای اجتماعی این اثر گفت: پرداختن به مسائل اجتماعی در نمایشنامه های ما ممکن است زیاد باشد اما در بسیاری از آنها این اتفاق درست شکل نگرفته است. بسیاری از کارها هستند که می خواهند حرف های زیادی را بگویند و این غلط است، چرا که اگر ما تنها یک حرف را به درستی بگوییم، کافی است. در «مضحکه شبیه قتل» واقعیت فضای دربار ... دیدن ادامه » با فضای بیرون و مردم عادی با دربار نشینان در تقابل قرار گرفته اند.
میرطاهری همچنین در ادامه صحبت هایش اظهار کرد: این کار خودش را در سالهای ۸۲ و ۸۳ نشان داده است و پر بیننده بوده و کارنامه کاری نویسنده اش نشان می دهد که دغدغه ی صحیحی دارد و می داند چگونه حرفش را بزند. در این اجرا گروه ما واقعا زحمت کشید که توانست در این مدت کوتاه چنین کاری را روی صحنه ببرند. امیدوارم مسئولین قدر زحمت ما را بدانند.
بازیگر نقش «حباب» در این نمایش راجع به این شخصیت اذعان کرد: «حباب» یک تیپ است، به این دلیل که ما ندیم های دربار را ندیده 3ایم و راجع به کسی که وردست یکی از زنان ناصرالدین شاه بوده است، نمی توان اطلاعات زیادی به دست آورد. اگر هم باشد، بسیار کم است. بنابراین ما تلاش می کنیم بر اساس خلاقیت خودمان فضای آنها را به وجود بیاوریم و در این فضا هم به سمت تیپ می رویم و هم کاراکتر و سعی می کنیم هر دوی اینها را داشته باشیم تا واقع گرایی نیز تا اندازه ای شکل بگیرد. به همین دلیل وقتی کسی من و نقش مقابلم «تشر بیک» که «علیرضا آرا» بازی می کند، را می بیند برداشتی از وردستان زنان سوگلی ناصرالدین شاه را خواهد داشت.
او راجع به چگونگی شکل گیری این شخصیت افزود: وقتی کسی مضحکه خوان می شود، باید شیطنت کند، چرا که این گونه افراد جسارت گفتن هر حرفی را دارند. ما در اجرای صحنه نمی توانیم تمام اینها را داشته باشیم ولی من تلاش کردم با نوع رفتار و گفتارم نشان بدهم که او زن پوشی است که می خواهد مضحکه اجرا کند. به همین دلیل در انتخاب رفتارهایم به حرکاتی فکر کردم که به طنازی قضیه بیشتر کمک کند.
من در این نقش فقط برای خنداندن تلاش نمی کنم، چرا که در این صورت تماشاگر نمی خندد، از سوی دیگر، همین تماشاگر در جایی دلش برای ما می سوزد، چرا که در اجرای این نقش ها واقع گرایی نیز به موازات وجود دارد.
این بازیگر عرصه صحنه و تصویر در پایان صحبت هایش در توصیف فضای کمدی نمایشنامه «مضحکه شبیه قتل» افزود: اتفاقات این نمایشنامه در موقعیت طنز روی می دهد تا تماشاگر بخندد، در عین حال قصد دارد تلنگری بزند که در آن موقع فضا به اندازه ای آشفته بوده که شاه هر کاری دلش می خواسته انجام می داده، بنابراین در جامعه نیز هر کسی ساز خودش را می زند. زنان ناصرالدین شاه هم هر کدام می خواهند پس از مرگ او مجلسی برگزار کنند، یکی مضحکه و دیگری شبیه خوانی. آنها به ندیمان خودشان می گویند این مجلس را برگزار کنند و چون این ندیمان توانایی انجام چنین کاری را ندارند، سراغ کسانی می روند که حرفه شان این بوده است. اتفاق ها و کشمکش هایی که در این راستا به وجود می آید و تقابل و تضادهای حاصل از آن، فضا را جذاب و دیدنی و کمیک می کند. شاید بخش هایی از آن اصلا در جامعه اتفاق نیفتد، چرا که این نمایش کاملا منطبق بر تاریخ ما نیست، بلکه در آن تخیل وجود دارد.
نمایش «مضحکه شبیه قتل» به نویسندگی و کارگردانی «حسین کیانی» تا ۲۱ مهرماه، ساعت ۱۹:۳۰، در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه می رود.
در این نمایش کاراکتری مجبور می شود خواست های متضاد دو بیوه ناصرالدین شاه را که یکی برگزاری مراسم سوگ یا شبیه خوانی برای شاه و دیگری برگزاری مضحکه ای برای او است، با برپا کردن مجلسی به نام مضحکه ای شبیه قتل ناصرالدین شاه، عملی کند.
مارینا و صادق فلاح این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت و گو با رویا میرعلمی، بازیگر نمایش <مضحکه شبیه قتل>:
جامعه امروز در لباس قاجار

آثار «حسین کیانی» حتی در سنتی ترین شکل شان بازتابی از فضای جامعه امروز هستند و حال حاضر در آنها فراموش نمی شود. به همین دلیل مخاطب به نمایشی چون «مضحکه شبیه قتل» علاقه مند است، چرا که فقط تماشاگر نمایش آیینی سنتی صرف نیست.
به گزارش روابط عمومی نمایش «مضحکه شبیه قتل»، «رویا میرعلمی» درباره حضورش در این نمایش گفت: من دوازده سال پیش با همین نقش در این نمایش روی صحنه بودم اما با تجربیاتی که در طول این سالها به دست آوردم، قطعا حضور دوباره ام در قالب این کاراکتر با تغییراتی همراه است. اگرچه من این کاراکتر را بیشتر تیپی کمیک می بینم که درگیر موقعیت هایی می شود و واکنش هایی نشان می دهد.
میرعلمی با اشاره به ضرورت توجه به نمایش هایی که بازتاب دهنده فرهنگ و اجتماع ایرانی ... دیدن ادامه » است، اظهار کرد: اصولا دوست دارم در کارهای ایرانی بازی کنم، به خصوص کارهایی که بازتابی از فضای اجتماع خودم و فرهنگ مردمش باشد. ضرورت توجه به اجرای آثار اجتماعی را نباید نادیده گرفت و این اتفاقی است که باید در جامعه ما بیفتد. اگرچه کار اجتماعی دشواری های خودش را دارد و هر کسی توانایی انجام چنین کارهایی را ندارد. اما متاسفانه در جامعه ما، اجرای این کارها همواره با مشکلاتی روبه رو بوده و همین ها موجب می شود نمایشنامه نویس یا با سانسور مواجه و یا گوشه نشین شود و به قول حسین کیانی نمایشنامه نویسی اجتماعی در چنین شرایطی تبعید خواهد شد. تئاتر باید از آنچه در جامعه اتفاق می افتد، لحظه به لحظه تأثیر بگیرد و اگر این ویژگی را از آن بگیریم، نمایشنامه نویسی ما با نقصان روبه رو می شود. بسیاری از آثار بزرگ دنیا، بازتاب دهنده شرایط اجتماع نویسندگانشان بوده است.
بازیگر نقش «جان جان خانم» در نمایش «مضحکه شبیه قتل» با اشاره به امروزی بودن مضمون این اثر افزود: آثار حسین کیانی حتی در سنتی ترین شکل شان بازتابی از فضای جامعه امروز است و حال حاضر در آن فراموش نمی شود. به همین دلیل مخاطب به این نمایش علاقه مند است و آن را دوست دارد، چرا که فقط تماشاگر نمایش آیینی سنتی صرف نیست، بلکه حرف جامعه امروز را در آن می بیند، در حالی که لباس دوران قاجار بر تن اش پوشانده شده است.
این بازیگر عرصه صحنه و تصویر، در پایان اضافه کرد: این جز افتخارات من است که بازیگر تئاترم و اگر شرایط مناسبی برای تئاتر فراهم بود، قطعا بازیگر تئاتر می ماندم، چرا که امیال بازیگری ام با روی صحنه بودنم اغنا و ارضا می شود. ولی بودن در فضای تئاتر همراه با فراهم شدن مشکلات اقتصادی نیز هست. به همین دلیل در کنار تئاتر، کار تصویر را نیز می پذیرم. اگر شغل من به عنوان بازیگر تئاتر تعریف شده بود و دغدغه های اقتصادی وجود نداشت، تمام زندگی ام را روی تئاتر می گذاشتم. چون در تئاتر تجربه نقش های متفاوت را داشته و دارم و اتفاقات خوب برای من همواره در صحنه تئاتر افتاده است و اگر چنین فضایی در تصویر نیز فراهم شود، قطعا از آن نمی توانم بگذرم.
مجتبی مهدی زاده این را خواند
مارینا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عزیزان همراه فروش بلیت نمایش مضحکه شبیه قتل برای آخرین شنبه این نمایش در سایت های تیوال و گیشه تئاتر شهر باز شد. بلیت این اجرای ویژه با بیست درصد تخفیف همراه است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز و همراهان گرامی فروش بلیت روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه نمایش <مضحکه شبیه قتل> در سایت های تیوال و گیشه تئاتر شهر www. Gishetheater.com باز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت و گو با علیرضا آرا، بازیگر نمایش <مضحکه شبیه قتل>؛
مضحکه شبیه قتل هیچ گاه نمی میرد

به گزارش روابط عمومی نمایش «مضحکه شبیه قتل»؛ علیرضا آرا درباره اجرای نمایش‏هایی که در فضای تاریخی اتفاق می ‏افتند، گفت: برخی مفاهیم و اتفاقات ثابتند. این مفاهیم می ‏توانند مربوط به زمان حال یا دوره دیگری باشند ولی با متحول شدن سبک زندگی امروزی، تغییر نمی ‏کنند؛ شاید شکل لباس پوشیدن، رفتار و مناسبات اجتماعی کاراکترها تفاوت کند، ولی آن مفاهیم کلی در همه آنها ثابت است. دستاوردی که این نمایش برای مخاطب دارد، جدای از اینکه متعلق به دوره دیگری است، این است که تماشاگر می‏ تواند آنچه را دریافت می ‏کند به روزگار معاصر تعمیم دهد و بهره لازم را ببرد.

این بازیگر تئاتر درباره روند تمرین و اجرای این نمایش افزود: در طول سال‏ها فعالیت در حوزه تئاتر به اتفاقات ناگهانی عادت کرده‏ایم ، مثل اینکه مجبورشویم در یک بازه زمانی کوتاه نمایشی را تمرین و اجرا کنیم. برای «مضحکه شبیه قتل» نیز همین اتفاق افتاد. ما فقط دو هفته تمرین کردیم ومن به دلیل اینکه پیش از این در نمایش‏هایی به کارگردانی حسین کیانی حضور داشته ‏ام و با ادبیات او آشنا هستم، در رسیدن به نقش با مشکل چندانی روبه‏ رو نبودم.

بازیگر نقش «تشر بیگ» در نمایش « مضحکه شبیه قتل» گفت:«تشر بیگ» تیپی است که سعی کردم با اتکا به اندوخته ‏هایم به بهترین شکل آن را نمایش دهم. برای هر بازیگری تجربه کردن فضایی متفاوت از آنچه در حال حاضر در آن زندگی می‏ کند، جذاب است. ایفای نقشی که مربوط به سال‏های قبل و دوره‏ای دیگر است، برایم جذاب است، هر چند سختی های خودش را دارد، چرا که لحن، ادبیات، زبان و رفتار تغییر می‏ کند و باید بازیگر خود را با آن وفق دهد.

بازیگر نمایش «مشروطه بانو» گفت: پیش از این تجربه ایفای نقش درفضای قاجاری را در نمایش‏هایی چون «سیزده» داشته ‏ام. در این نمایش نیز سعی کردم به گونه‏ ای نقش را اجرا کنم که در نمایش حل شود و در جای درست خود قرار گیرد.

او درباره ایفای این نقش که همراه با آواز اجرا می ‏شود، با بیان اینکه علاقه ‏مندی شخصی اش فعالیت در زمینه آواز و موسیقی است، گفت: قبلا به صورت تجربی در زمینه آواز کار کرده‏ام. زمانی طولانی نیز به صورت جدی و حرفه‏ای در زمینه آواز و ترانه کودکان فعالیت کرده ‏ام. در واقع در این سال‏ها خودم را آماده کرده ‏ام که اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتم از عهده خواندن قطعات برآیم.

بازیگر نمایش «اهل قبور» در ادامه افزود: «مضحکه شبیه قتل» 12 سال پیش هم با گروهی دیگر اجرا شده است. خوشحالم از اینکه این نمایش دوباره اجرا می‏شود؛ چون از نظر من این نمایش مرگ ندارد و می ‏تواند حتی 10سال بعد نیز مفاهیمی را که باید، به تماشاگر خود منتقل کند؛ چرا که آنقدر جهان شمول هست و حرف بزرگ دارد که زمان خیلی تاثیری بر آن حرف نگذارد و دارای تاریخ مصرف نباشد.

آرا ... دیدن ادامه » با بیان اینکه تئاتر مانند تصویر ماندگار نیست افزود: نسل جدید تئاتر 10 سال یکبار تغییر نمی ‏کند. تئاتر هر دو سال یکبار پوست می‏اندازد و نسل جدید، اتفاقات جدید و شیو‏ه ‏های جدید در این عرصه پدیدار می‏شود. اجرای دوباره نمایش‏های موفق سال‏ها و دهه ‏های قبل باعث می ‏شود نسل جدید با آنها آشنا شود و برداشت و دریافت خودش را از آن نمایش داشته باشد.

این بازیگر عرصه تئاتر و تصویر در ادامه افزود: امیدوارم روزهای خوب تئاتر فرا برسد. هرچند عادت کرده ایم دنبال ایده آل نباشیم؛ امیدوارم روزی شاهد اعتماد متقابل مسئولان و دست اندرکاران تئاتر به یکدیگر باشیم و ما هم بتوانیم آن را تجربه کنیم. امیدوارم روزی دل خسته همه جماعت تئاتری آرام گیرد و جماعت مسئول نیز بپذیرد که ما نه دشمن کسی هستیم، نه قرار است کاری خلاف آنچه باید، انجام دهیم. امیدوارم دغدغه ‏ها و مشکلات حوزه تئاتر کمتر شود و روزی با آرامش، طیب خاطر و انگیزه روی صحنه برویم .
نمایش «مضحکه شبیه قتل» تا 21 مهرماه، ساعت 19:30، در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه می رود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

«الهام پاوه نژاد»، بازیگر نمایش «مضحکه شبیه قتل»؛
«مضحکه شبیه قتل» در قالب نمایشی سنتی حرف امروز را می زند

«مضحکه شبیه قتل» ریشه در نمایش‏های ایرانی و سنتی دارد، در حالی که حرف امروز را هم بیان می کند. این نمایش برای نسل جوان و دانشجویان تئاتر جذاب، دیدنی و آموختنی است.
به گزارش روابط عمومی نمایش «مضحکه شبیه قتل»، «الهام پاوه‏ نژاد» درباره حضورش در این نمایش گفت: پیش از این در نمایش «اهل قبور» به نویسندگی و کارگردانی «حسین کیانی» حضور داشتم و با سلیقه و نوع نگاه ایشان آشنا هستم، بنابراین ایفای نقش در این نمایش را پذیرفتم. با توجه به زمان کوتاه تمرین نمایش و جابجایی سریعی که در متن به وجود آمد، سعی کردم در این زمان کوتاه با ذهنیات نویسنده و کارگردان اثر هماهنگ شوم.
این بازیگر تئاتر در ادامه با اشاره به اینکه در مورد اجرای نمایش‏هایی بر ... دیدن ادامه » اساس متون ترجمه و نمایشنامه ‏های ایرانی، مطلق ‏نگر نیست، افزود: گاهی در یک متن خارجی مسائل روز جامعه ما هم نهفته است که ارزش‏های خودش را دارد، اما متاسفانه سال‏ها است که برای نویسندگان نامدار ما مثل «حمید امجد»، «بهرام بیضایی»، «محمد رحمانیان»، «کورش نریمانی» و کسانی که وامدار کمدی‏های ایرانی هستند، شرایطی ایجاد نمی‏شود که بتوانند متن‏های ایرانی را روی صحنه ببرند. در این شرایط نویسندگان ما یا به سمت سبک‏های دیگر اجرایی و متن‏های خارجی می‏ روند یا متاسفانه سکوت می‏ کنند.
پاوه‏ نژاد افزود: در این شرایط خوشحالم که هر چند نمایش «مضحکه شبیه قتل» بازتولید است، متنی ایرانی است که در اجرای سالیان پیش خود دیده شده و مورد استقبال قرار گرفته، ضمن اینکه متنی است که حرف امروز را هم در دل خود دارد. او با اشاره به ضرورت تولید نمایشنامه‏ های ایرانی، گفت: اگر چنین نباشد، نمایشنامه‏ نویسی ما افت می‏کند و زمانی می‏ رسد که ما به عنوان بازیگر باید بگوییم امان از متن‏ ضعیف، امان از فیلمنامه ضعیف!
پاوه‏ نژاد با بیان اینکه تئاتر ایران در حال حاضر در وضعیت چندان خوشایندی نیست، افزود: برداشته شدن حمایت‏ها و قرار گرفتن بار درآمدزایی بر دوش گروه، در تصمیم‏ گیری کارگردان و تولید تاثیر می‏گذارد و متاسفانه ما را به سمت و سوی در اولویت قرار دادن گیشه می‏ برد که در دورانی سینما نیز به آن سمت رفت؛ پس به ناچار از کیفیت کار کاسته می‏شود و این برای تئاتر آسیب ‏زا است.
این بازیگر تلویزیون و تئاتر علاقه و انتخاب را دلایل ادامه حضور خود بر صحنه تئاتر دانست و افزود: ترجیح می‏ دهم که با نان و ماست تئاتر بسازم تا در کارهای ضعیف تصویر حضور داشته باشم. این برایم ارجحیت دارد و ارزشش بیشتر است.
او با اشاره به اینکه مدت‏هاست نمایش‏های ایرانی، به خصوص کمدی‏های ایرانی را بر صحنه تئاتر نمی‏ بینیم، ادامه داد: نمایش «مضحکه شبیه قتل» ریشه در نمایش‏های ایرانی و سنتی دارد که برای نسل جوان و دانشجویان تئاتر جذاب، دیدنی و آموختنی است.
بازیگر نقش «عزیزالسلطنه» در نمایش «مضحکه شبیه قتل» با اشاره به تیپیکال بودن این نقش، گفت: عزیز‏السلطنه یکی از زنان ناصرالدین شاه است؛ زنی سنتی و قجر که از مرگ ناصرالدین شاه غمگین است وچون لج و لجبازی با زن سوگلی شاه دارد، کنش و واکنش‏هایشان بر اساس این لجبازی است. عزیزالسلطنه از زنان حرمسرایی است که دغدغه موقعیت و جاه و مقامش را دارد و همیشه می‏خواهد برتر بودنش را به نمایش بگذارد.
او درباره فعالیت‏های آینده خود در حوزه تئاتر گفت: در حال حاضر تنها در همین کار مشغول بازی هستم. عادت ندارم بازی در چند کار را با هم بپذیرم، چرا که بار مسئولیت هر کاری سنگین است و پذیرفتن همزمان چند کار با یکدیگر ممکن است از کیفیت اجرای نقش بکاهد.
نمایش «مضحکه شبیه قتل» تا ۲۱ مهرماه، ساعت ۱۹:۳۰، در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه می رود.
در این نمایش کاراکتری مجبور می شود خواست های متضاد دو بیوه ناصرالدین شاه را که یکی برگزاری مراسم سوگ یا شبیه خوانی برای شاه و دیگری برگزاری مضحکه ای برای او است، با برپا کردن مجلسی به نام مضحکه ای شبیه قتل ناصرالدین شاه، عملی کند.
عوامل نمایش «مضحکه شبیه قتل» عبارتند از: نویسنده و کارگردان: حسین کیانی، بازیگران به ترتیب ورود به صحنه: شهرام حقیقت دوست، نگار عابدی، حبیب دهقان نسب، علیرضا آرا، الهام پاوه نژاد، مسعود میرطاهری، رویا میرعلمی و ویدا جوان، طراح صحنه و نور: فریبرز قربان زاده، طراح لباس: پریندخت عابدین نژاد، طراح گریم: ماریا حاجیها، آهنگساز: حیدر ساجدی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: محمد گودرزیانی، دستیار دوم کارگردان و منشی صحنه: سروناز نانکلی، دستیار ویژه کارگردان: کارن کیانی، عکاس و تصویربردار: موسی هاشم زاده، طراح پوستر و بروشور: محمدصادق زرجویان، مدیر روابط عمومی: معصومه کیانی، مدیر صحنه: حمیدرضا صفوی برنا.
Mandana Motaei و مونا این را خواندند
توضیح شما به عنوان یک هنرمند کاملا صحیح می باشد ولی برای شخص من که دوست هنرمندم با اصرار من برای دیدن نمایش آقای کیانی و بازیگرانی خوب چون شما آمده بود وآشنایی با کارهای قبلی ایشان انتظار دیدن نمایشی در حد نمایشهای کمدی فردوسی نداشتم و حتی فرصت نشد به ... دیدن ادامه » دوست هنرمندم توضیح دهم که افراد هنرمند بسیاری تشریف اورده بودند دیدن این نمایش زیرا او ساعت 9 تشریف بردند بیرون سالن به علت ناسزا گویی ها ولودگی ها در سالن اصلی تئاتر شهر شاهدش بودیم .
۱۹ مهر ۱۳۹۴
مهمون من هم تاساعت 9 تونست تحمل کنه . من از اون معذرت خواهی میکردم بخاطر دعوت به تماشای این اثر و اون از من معذرت خواهی میکرد که کار داره و باید بره
۱۹ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر می خواهید حرف های کارگردان و بازیگران نمایش <مضحکه شبیه قتل> را بشنوید و فیلم پشت صحنه این نمایش را ببینید؛ اولین قسمت از برنامه <نقد چهار> را از دست ندهید! شنبه 11 مهرماه، ساعت 11 شب، شبکه چهار.
هانیه نصیری و سپیده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروش بلیت نمایش<مضحکه شبیه قتل> برای روزهای یکشنبه، دوشنبه و سه شنبه در سایت های تیوال و گیشه تئاتر شهر www. Gishetheater.com باز شد.
farhad riazi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش <مضحکه شبیه قتل> شنبه 11مهرماه هم روی صحنه می رود. اجرای ویژه این نمایش در روز شنبه با تخفیف 20 درصدی همراه خواهد بود.
شیرین و پریسا امامی این را خواندند
این نمایش رو متاسفانه چهارشنبه شب دیدم و متاسفم از این که وقت خود را تلف تماشای این نمایش کردم، جرا که تا به حال نمایشی به این بی محتوایی ندیده بودم و متاسفانه نویسنده از به کاربردن الفاظ زشت و مستهجن هیچ ابایی نداشت از ایشان سوال دارم آیا این درست است ... دیدن ادامه » که بیننده را با الفاظ زشت به خنده آورد و با نشان دادن صحنه های زشت باز کردن چاه و یا نیاز شدید مسخره به دست شویی که این روزها به یک صحنه عمومی کمدی تمامی فیلم ها و سریال ها تبدیل شده است خنداند متاسفانه ثلیقه تماشاگران بسیار پایین است که به چنین الفاظ و یا صحنه هایی می خندند.
۱۱ مهر ۱۳۹۴
خانم ثقفی واقعا به احوالتون اسف میخورم که ذره ای قدرت تحمل و هضم این رو ندارید که شاید، شاید، شاید، یک درصد، کسی باشه که نظرش و نگاهش مخالف نگاه شما باشه ولی مغرض و بی سواد و نخودهرآش نباشه.
براتون واقعا متاسفم
۱۸ مهر ۱۳۹۴
ضعیف ترین کار حسین کیانی میتونه باشه . کسی که اهل قبور ،همه فرزندان خانم آغا ، مشروطه بانو رو ازش دیدم انتظار نداشتم با فحش مردم رو بخندونه . با این کار تئاتر شهر رو هم تبدیل کرد به سینما هایی که با 50 درصد تخفیف اراجیف می بافند
۱۹ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش بلیت نمایش مضحکه شبیه قتل برای روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه این هفته در سایت های تیوال و گیشه تئاتر شهر www. Gishetheater.com باز شد.
سلام

تکلیف بلیت های روز جمعه سوم مهر مشخص نشد؟
۰۶ مهر ۱۳۹۴
دوستان سلام
من برای فردا (اجرای روز 3شنبه) بلیت دارم ولی متاسفانه بنا به دلیلی نمی تونم در ساعت مقرر به اجرا برسم. اگر کسی از دوستان مایل باشه بلیتم رو واگذار میکنم.
لطفاً با ایمیل من تماس بگیرید:
mina.n1365@gmail.com
۰۶ مهر ۱۳۹۴
سلام خسته نباشید. تکلیف بلیطهای 3 مهر چی شد ؟ به هر جا زنگ می زنم کسی جواب نمی ده . ایمیل هم زدم بازم بی جواب موند . ممنون میشم اگه یه جوابی بهم بدین .
۰۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
http://www.hamshahriphoto.ir/detail/photo/3299/4
عکس های تازه ی نمایش <مضحکه شبیه قتل> را در آژانس عکس همشهری ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد مدتها یک دل سیر خندیدم طنزی واقعی و مفهومی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید