آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش مالی سویینی
S3 : 18:10:54 | com/org
۰۹ اردیبهشت تا ۳۱ خرداد ۱۳۹۷
۲۱:۰۰
بها: ۳۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ تومان
مالی سویینی، زنی نابینا، در پی تلاش‌ها و اصرارهای همسرش، چشمانش را عمل می‌کند و قدم در دنیای بینایان می‌گذارد. وی در ابتدا بسیار هیجان‌زده است اما پس از مدتی دچار بیماری می‌شود؛ مغزش، اطلاعات اشیاء دیده شده را مخابره نمی‌کند و او با وجود دید دقیق کاملا کور است. مالی پس از این اتفاق کاملا افسرده و بیمار می‌شود. او که چهل سال در دنیای نابینایی زندگی کرده است، از این که از این دنیا مهاجرت کند واهمه دارد و پس از بهبود به خوبی درک می‌کند تمام دنیای زیبای نابینایی را که مختص به خود بوده را از دست داده است...

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
این لیوان که از اولش لیوان نبوده، اینقدر بهش گفتیم لیوان لیوان لیوان تا بالاخره لیوان شده !
گفتگوی دو فیلسوف به اسم مارینو و لاک:

مالینو می‌گه اگه نابینا باشی می‌تونی فرق بین یه مکعب و کره رو فقط با لمس کردن‌شون تشخیص بدی، با حس کردن‌شون... حالا فرض کنیم یه دفعه بینایی‌تون برگرده، آیا می‌تونین فقط با دیدن، بدون لمس کردن و بدون حس کردن، بگین کدوم یکی مکعبه و کدوم کره است؟ لاک می‌گه متأسفانه دوست من شما قادر نخواهید بود اون دو رو از هم تشخیص بدین... ابداً رابطه‌ای بین دنیای بساوایی، یعنی دنیای لمس کردن و دنیای بینایی وجود نداره و هر ربطی بین این دو تا می‌تونه فقط از طریق زندگی کردن، فقط با تجربه کردن، فقط با آموختن این رابطه بوجود بیاد...تجربه کردن و آموختن
"اون چیز زیادی برای از دست دادن نداره " ... چقدر ما این جمله ساده به زبون میاریم ... چقدر ساده ...
عاطفه گندم آبادی، امیر، امیرمسعود فدائی و صدف اسمعیل پور این را خواندند
Someone این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مالی سویینی را خیلی پسندیدم. حتی فرمت احرایش را که به نظرم یک تئاتر صرف نبود. تلفیقی از تئاتر و بیانیه خوانی بود! و الحق و والانصاف قسمت نمایشش را الهام کردا با استادی ایفا کرد.
" جامعه ای که انگار، انسان همیشه میداند! و همیشه تصمیماتش درست است! جامعه ای که انگار میلیون ها عقل کل تحویل داده، و هرکس با تصمیماتی که مبتنی بر کوهی از کمبود ها و عقده های شخصی ست، سعی در قربانی کردن دیگران، برای ارضای خود دارد!! "

متن فوق، جامعه ای یست که دنیای مالی بیچاره در آن می گذرد! دنیایی که در آن مالی تنهاست. نه پدرش نه مادرش نه همسرش و نه پزشکش مالی را برای خودش نمی خواهند! مالی اصلا دیده نمی شود، همه بیشتر از او می فهمند و با اطمینان به نفس جمله " مگر چه چیزی برای از دست دادن دارد" را تکرار می کنند!

دنیای ما دنیای مملو از دیو و ددی ست که اگر با چشمان روشنِ مالی به آن بنگریم " در شهر یکی کَس را هوشیار نمی بینیم" و " زین همرهانِ سست عناصر دلگیر خواهیم شد"
مالی بی نوا قربانیِ تیزیِ چاقویِ جامعه ای شد که او را سلاخی میکند و در نهایت یکی به ماهیگیری مشغول می شود و دیگری به اتیوپی می رود و من و ... دیدن ادامه ›› شما هم به سمت زنده گی مان روانه می شویم. این وسط مالی می ماند و حوضش و تا ابد، با موهای پیچیده در تور، روی تخت آسایشگاه روانی دراز می کشد و رادیو می شنود و آوار های دنیا را از سر بر می دارد.

با کمال تواضع دیدن این نمایش را به دوستان عزیز توصیه میکنم.
امیرمسعود فدائی و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
محمد جواد این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود

چند جمله درد و دلی خواستم بنویسم اما دائم از هرگونه قضاوت و یا حمله‌ای واهمه داشتم. چند روزیه که میخوام بنویسم اما واقعا فضایی شده که ترجیح میدی در خلوت تفکرات خودت غرق بشی. فکر میکنم که شاید تاریکی جای بهتری باشه وقتی میشه تفاوت اون رو با روشنایی تشخیص نداد. که در هر صورت تاریکی هم با این اوصاف برابر روشنایی میشه.
مالی سوئینی برای من و از نظر شخص من، یکی از زیباترین نمایش‌های مدرن هست که باید و حتما دیده بشه. ضرب‌آهنگ به‌جا، کارگردانی حساب‌شده، نورپردازی و ایده‌های خلاقانه و صدالبته بازی‌های به‌یاد‌موندنی.
جدای از اینکه به هر حال هر نمایشی و هر کارگردانی در نمایشی قطعا میتونه از نظر همه متفاوت باشه، بد یا خوب باشه، افتضاح یا معرکه باشه ... قطعا هیچ‌کاری بی‌عیب و نقص نیست. نظرات سازنده ما قطعا میتونه به هر برگزار‌کننده‌ای (کارگردان، نویسنده، بازیگر و ...) امکان اینو بده که در کارهای بعدی رشد کاریش رو مشاهده کنه و برای رشد هنرش اقدامی انجام بده. حمایت کردن همیشه به معنی تعریف و تمجید نیست.
در مورد ماهی مورد نظر در نمایش... من یه درگیری ذهنی دارم نسبت به واکنش‌ها... که مشکلش رو متوجه نمیشم! ماهی مورد نظر حداقل در اجراهای اخیر یک ماهی مرده ... دیدن ادامه ›› است. که قاعدتا اگر زنده بود یه حرکتی ۱ درصدی باید میکرد! اما خب قطعا مرده است. اینکه روی صحنه پاک بشه یا بیرون صحنه، یا توی مغازه، یا توی رستوران یا هرجایی، نمیدونم چه تفاوتی داره که این هجم حملات رو شامل میشه. بیشتر این حملات هم غیرسازنده است.
در کل، نمایشی است بسیار زیبا. ۸۰ دقیقه در این دنیا نبودم... لذت بردم و لذت بردم و لذت بردم.
جناب صبا اتفاقا اینکه نقطه نظراتمون رو در تیوال مطرح کنیم همیشه سازنده بوده شما هم به دور از هر گونه نگرانی بابت هجمه های دوستان همیشه در صحنه نظرتون رو بگید حتی اگه به یک نفر در انتخاب کمک کنه و یک نکته قابل تامل و سازنده مطرح بشه به نطرم قدم مثبتیه...درباره این نمایش خاص هم نقطه نظرات خیلی متفاوته مثلا خود من مثل شما بسیار لذت برم....درباره ماهی هم بارها توضیح دادن که ماهی زنده نیست و حتی این نکته رو در بروشور کار هم متذکر شدن ....
۲۱ خرداد ۱۳۹۷
ممنونم
من هم طرفدار بیان افکار و احساس و نقد های متفاوت هستم. دقیقا هم منظورم حرف شماست که این نظرات میتونه به خیلی‌ها کمک کنه و همیشه نظرهای متفاوت باعث پیشرفت بوده و هست.
دم شما گرم که اهمیت میدین
۲۱ خرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شادی ها انقدر زود میان و میرن که هیچ وقت نمیتونیم ازشون لذت ببریم
میدونی زنت خیلی خوشگله ؟؟؟ اره میدونم، پس چرا مثل کور بیناها رفتار میکنی
من دنیایی رو با لمس و ذهن و حسم ساختم از دست دادم
من نمیخوام ببینم چرا هیچکی نظر منو نمیپرسه
کوربینایی اصلاح عجیب و غریبیه
معذرت میخوام از اینکه فکر کردم چیزی برای از دست دادن نداری
▪️گرفتن بینایی یک نابینا
▪️ فروپاشی یک انسان به چه قیمت
▪️ناامید کردن تمام امیدهای یک انسان
▪️ بازی با سرنوشت یک انسان برای ارضای امیال خودمون
قصه قربانی کردن زنی معصوم و نابینا بدلیل خودخواهی و کشف و شهود یک شوهر خودآموز و ماجراجو و یک دکتر بلند پرواز شکست خورده که بدنبال احیای خود و زندگی کاری و شخصی و جبران گذشته تاریکش میگردد، اتفاق میافتد
مگه این زن چه چیزی برای از دست دادن دارد؟؟؟؟؟؟ هیچ چیز
او هیچ چیز برای از دست دادن ندارد و همین جواب زندگی یک انسان ... دیدن ادامه ›› رو نابود کرد
زن نابینایی که در دنیای زیبا و ذهنی خود زیبا زندگی میکرد و لمس او از دیدن ما قوی تر بود و چیزهایی رو میدید و میفهمید که انسان های بینا هیچ وقت نمیتوانستند درکش کنند اما وقتی بینا شد دیگه هیچ وقت نتونست چیزی رو ببیند و در دنیای خیال و واقعیت غرق شد
بازی ها بسیار درخشان و بی نقص ( زوج الهام کردا و صابر ابر درخشانه و بی بدیل)
مالی : من اصلا فکرشم نمی کردم دنیا جای به این ترسناکی باشه....
دکتر رایس : شما دقیقا انتظار چه دنیایی رو داشتین خانم سویینی؟؟؟؟
ریرا جان بعد جواب خانم سویینی چی بود به این سوال؟؟
۰۵ خرداد ۱۳۹۷
مکالمه مستقیم نبود ماهرو جانم....مالی داشت برامون نقل قول میکرد حتی جمله جواب دکتر رایس رو با لحن تمسخرآمیز نقل کرد....کلا مالی که با دنیای ما حال نکرداصلا نتونست قبولش کنه و با دنیای خودش عوضش کنه گلی که تو دنیای خودش حتی با برگ های زبر و خشن زیبا بود تو دنیایی که دیدش به نظرش زشت اومد.....به قول دکتر رایس بدا به حال ما که در برابر آدمایی مثل مالی میگیم این زن که چیزی برای از دست دادن نداره...........
۰۵ خرداد ۱۳۹۷
چه قدر جالب بود ریرا جان و چه قدر زیبا تعریف کردی
۰۵ خرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مالی: من اصلاً فکر نمیکردم دنیا اینقدر ترسناک باشه دکتر رایس.
باورکن خوشگلم، تو چندان چیز زیادی را از دست ندادی
باور کن.
با سلام
عکس های نمایش در سایت تئاتر شهر قرار داده شده، میتونید برید و ببینید:
http://city.theater.ir/fa/gallery/106742

عکس های جدید تر:
http://goo.gl/cE34Cv

تیزر نمایش:
http://goo.gl/9YpcUj

سلام ببخشید اینجا پیم میدم اگه براتون مقدور زمانی که برای نمایش ریچارد تشریف میبرید لطفا در صورتیکه بالکن اول کسی نشسته بود حتما عکسی تهیه بفرمایید و برای من به این شماره ارسال کنید 09124989589
ممنونم
۱۱ تیر ۱۳۹۷
سلام، باشه حتما
۱۱ تیر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من نماشنامه مالی سویینی رو نخوندم اما به نظرم موضوع جالب و داستان قابل تاملی داشت. با احترام به بازیگران کار که همگی هنرمندان درخشان و درکارشون حرفه ای هستند و شخصا طرفدار بازی هرسه بزرگواران هستم اما در این اجرا به نظر من متوسط بودن و بازی تاثیرگزاری نداشتن. طراحی صحنه این کار بسیار قشنگ و خلاقانه بود.
جمله ای از این نمایش که تو ذهن من نقش بسته اینه: "دیدن که دلیل فهمیدن نمیشه" ..
ما خیلی چیزا رو می بینیم اما آیا به همون انداره که می بینیم درکشون می کنیم و مهمتر اینکه آیا تلاش می کنیم بفهمیمشون؟
"اون چیزی برای از دست دادن نداره"

اما تمام خودش رو از دست داد و در نهایت نه می دید و نه نمی دید.
لحظه ای که مروارید ها ریخت انگار اوج از دست دادن ها بود براش. مرواریدهایی که توی بخشی از نمایش، دونه دونه با وسواس و منظم در حال ریسه کردنشون بود...