تیوال نمایش هتل کوهستانی
S3 : 19:29:51
  ۱۸ آذر تا ۲۱ دی ۱۳۹۷
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: واسلاو هاول
: رضا میرچی
: آریو راقب کیانی
: (به ترتیب ورود)روزبه انصاری، سروش بشارتی، شهاب حیدری، میرحسین نونچی، نازنین مهر، ریحانه جهانی، مهرنوش مسعودیان، مجید وهابی، بهار موسوی، کوشا نشتایی، رضا گرشاسبی، سپنتا سکوتی، بهزاد کریمی
: مائده اعتمادی

: شهاب حیدری، الهه کیان موحد
: شیما ملکی
: کیمیا کرمی
: بهاره نوزاد مقدم
: پرند محمدی، بهاره نوزاد مقدم
: مزون پرند
: رضا جاویدی، رضا گرشاسبی
: مریم شریعتی
: گروه هنری پژواک
: سارینا شاد
: سامان مه آبادی
: هانیه شعبانی، الناز مقدم
: مجید موسوی، شاهین شکوری
: امین لطفی، حمید رضا ابوالحلم
: رعنا جمالی
: بهاره نوزاد مقدم
: محمد علیزاده
حتما نیستم! واقعا وجود دارم یا این که ...

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲

گزارش تصویری تیوال از نمایش هتل کوهستانی (سری دوم) / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش هتل کوهستانی (سری نخست) / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» مسعود فروتن شب گذشته با حضور در سالن باران به تماشای نمایش "هتل کوهستانی" نشست.

» لیلی گلستان به تماشای نمایش "هتل کوهستانی" نشست

» گلچهر دامغانی به تماشای نمایش "هتل کوهستانی" نشست

» سارا سالار به تماشای نمایش "هتل کوهستانی" نشست

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام و درود فراوان بر آریو راقب کیانی و بازیگران خوب و همراهش
خوشحالم که با هنر "نمایش" آشنا شدم و خوشحالم که اجرای پایانی "هتل کوهستانی" را به تماشا نشستم. زیستن در شرایطی که هر روزش، تکرار دیروز است و دیگری، آینه ای است از خاطرات، آرزوها، هوس ها و حسادت های خود؛ زیستن در جامعه ای که بی شباهت نیست به جامعه ی نویسنده اثر (طنز تلخ و تصویر مسخ شده هتلی که رییسش، زندگی "ایدآلی" برای مهمانانش فراهم کرده)؛ درود بر کارگردان در انتخاب هوشمندانه این اثر و افسوس که پژواک این اثر و آثاری از این دست، محدود به مرکز و حداقلی از جامعه ماست؛ قدردانی و سپاس از تک تک هنرمندان هتل کوهستانی، تو گویی که حتی آوای هر هنرمند تنیده در شخصیت و خلق شده برای اجرای این اثر بوده، و در آخر، به باور من، کانون نمایش، تایپیست با بازی درخشان و بی کلامش، آن قدر درخشان ... دیدن ادامه » که حتی باز هم به باور من، زیر نفوذ آن شخصیت فراتر که انگار ناظر بر او و همه است، نبود و ... و ... کاش سواد بیشتری داشتم تا لذت بیشتری می بردم و درک بهتری به دست می آوردم و راستی، تشکر از همسر و همراه خوبم در انتخاب این نمایش.
درود بر شما جناب عسگرزاده گرامی
و درود بر انرژی بخشی نابتان ...
تحلیل شما از نمایش با مصداق سازی که داشتید، جالب توجه بود.

پایدار باشید و استوار
۲۴ دی ۱۳۹۷
جناب آقای عسگر زاده. سلام
تشکر می کنم از اینکه نمایش ما رو به تماشا نشستین و به حقیر لطف فراوانی داشتین‌. امیدوارم در کارهای بعدی هم ما رو همراهی بفرمایین. ارادتمند
۲۶ دی ۱۳۹۷
هنرمندان خوب سرزمینم
از این که پاسخ مخاطب عام خود را می دهید، قلبا سپاسگزارم.
گام هایتان استوار، راهتان پرنور و دستانتان پر باد!
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کار عالی
درگیرم؛با خودم
ونمیدانم این تکرارِ سیزیف گونه؛همان زندگیست؟
.......
گاهی خودت را تماشا کن
بیرون بزن از این جاده های ترسیم شدهٔ لعنتی
نُت های همیشگیت را پاره کن
نترس!
بداهه بنواز زندگی را
گاهی خودت را تماشا کن ...

نگارش موجزتان دوست داشتنی بود و مخلص کلام دوست ارجمند
برقرار باشید
۲۴ دی ۱۳۹۷
سپاس
چشم انتظار کارهای زیبایتان هستم...
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هتل کوهستانی
لذت بردم از اجرای این نمایش و در عین حال افسوس خوردم.
نمایش نامه ای بسیار پیچیده و لایه لایه..
تم کلی از انسان و آنچه از کمونیسم تجربه کرده..
دارای بن مایه های انسانی ، اجتماعی ، و گاها متلک های سیاسی و در گیر در علت و معلول آفرینش..
سرگیجه ، روزمرگی ، بی نهایت بار تکرار ، انزوا ، بهت ، پوچی و جبر مطلق...
اجرایی در سطح استانداردها...
(تعدادی از کاراکترها هنوز به پرداخت نهایی نرسیده بودن مثل دکتر ، کنت ، ملینا در حالی که کاراکتری مثل نویسنده کامل بود حتی بدون دیالوگ میشه برای کارهای بعدی بیشتر به این مورد پرداخت)
ولی افسوس و صد افسوس
اثری با این عمق و با این پتانسیل در این سالن و با این امکانات..
به نظر بنده ضعف سالن حتی انتظار تیم اجرایی رو از خودشون پایین آورده بود.. نور ، دکور و خیلی چیزهای دیگه..
در کل صحنه برای این هنر نمایی تنگ بود..
امیدوارم ... دیدن ادامه » یه روزی در آینده ای نه چندان دور این اجرارو در صحنه ای در خور شاهد باشم.
خسته نباشید و سپاس بی پایان..
ممنونم از جزئی نگری شما جناب موسوی عزیز
نظر شما و نقدهایتان درباره کاستی های نمایش مایه امتنان است.

سلامت باشید

۲۴ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هتل کوهستانی
تصویر جامعه ای است کوچک اما با بار سنگینی از هستی انسان هایی نه در معنای زندگی که نه در زندگی .
واسلاو هاول با این نمایش انسان را به بازخوانی خود خوانده . و امروز براستی کاوش هویت و شناخت و انتظار انسان از خود چون هوا برای نفسی تمیز ، نیاز است
گمگشتگی ، نوسان و چرخش در خویشتن خویش و در روابطی سست با آدم ها ، می سازد از ما خسی بر آب و پری بر باد . براستی همه مثل هم هستیم ؟ گر نباشیم ، نبودنمان هم چندان دور نیست .
به کجای این شب تیره بیاویزم
قبای ژنده ی خود را
آریو جان درود ها بر شما نیک ورز فرزند اندیشمندم . توفیق به افزونت را می بینم عزیزم .
گروه دوست داشتنی نمایش ، فرزندان نکویم عشق و تلاشتان را می ستایم . صحنه ها را به صدق جان دهید .
از صمیم قلب آرزوی بهین روزان تئاتری برایتان دارم .
درود بانوجان چه خوب حضور و نعمت وجودتون رو از حمایت وهمراهی دوستان خوبمون دراین گروه دریغ نکردید
همیشه تندرست و سلامت باشید وماهم ازتون یادبگیریم و بهره ببریم
۱۹ دی ۱۳۹۷
آریو جان فرزند اندیشمندم از سخاوت و بزرگواریت ممنونم .
گاه آموختن من است از نگاه پیشرو شما و شمایان نکویم . تلاشت را در این عرصه ی ناب دوست دارم و تحسین می کنم .
آنقدر نمایشت در گیرم کرد که نوشتن در باره ی زیبایی دکور و لباس از دستم رفت . نیک دانی که از ... دیدن ادامه » صمیم قلب
توفیق شما فرزند عزیزم و همه ی اهالی این خانه ارزشی را آرزومندم .
۲۴ دی ۱۳۹۷
هستی جان ِماه تابانم ، دختر دوست داشتنی ام به قامت مهر و بزرگی نگاهتان ممنونم .
و خوشحال که در کنارتان همیشه نفسم جان می گیرد و تازه می شود
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش با بازی روزبه انصاری، سروش بشارتی، شهاب حیدری، میرحسین نونچی، نازنین مهر، ریحانه جهانی، مهرنوش مسعودیان، مجید وهابی، بهار موسوی، کوشا نشتایی، رضا گرشاسبی، سپنتا سکوتی، بهزاد کریمی روزهای پنجشنبه ۲۰ و جمعه ۲۱ دی‌ماه از امروز ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هتل شبی چند؟
زندگی پر مخاطره و وسوسه های زندگی در نمایشنامه دیده می شود.
انتخاب شخصیت ها نماینده بخشی از قشرهای جامعه ای بودند که سبک زندگی اروپا نشینی را تداعی می کرد بدون دغدغه هزینه هتل که شبی چند؟
هرچه از زمان نمایش می گذشت ریتم تندتر می شد با آمدن کارکترمعاون رئیس (کرواس) نمایش جان تازه ای گرفت از طرفی خانمی که هر فردی مورد توجه اش بود به رنگ لباس همان فرد رنگ بافتنی اش را تغییر می داد که بدین شیوه احساسات خود را به آن فرد نشان می داد این قسمت از هوشمندی کارگردان بود. اقای تایپیست صرفا مشاهده گر بود که خودش به مرور تحت تاثیر زندگی پیرامونش قرار می گرفت، بدون کلام با ریتم و میمیک صورت تاثیر خود را نشان می داد و از نقاط قوت نمایشنامه بود. مدیر هتل نشان می داد هیچ اطلاعی از زندگی تو در توی مهمان های هتلش ندارد نگاه او بر تعداد افراد در هتل ... دیدن ادامه » بود و مهمان ها بدون درک از صحبت های مدیر هتل، سر تکان می دادند و تائید می کردند حتا بدون اینکه موضوع را بفهمند نویسنده حتا لایه های طبقاتی را هم به سخره گرفته بود آنجا که معاون پوزخند زد. انتخاب موزون حرکات، نشان از آن داشت که همه با وجود اختلاف سلیقه، گذر زمان را پذیرفته بودند. تنها نقطه ضعف کارگردانی آنجا هست که تعدادی از نقش آفرین ها به سبک فیلم سینمایی دیالوگ تئاتری داشتند.
این نوع سبک تئاتر را رمانتیسم می نامم که خارج از تجربیات عقلانی و منطقی از روی احساسات شخصی بدنبال آرزوهای رئالیستی بودند.
احمد مسعودیان
دی ماه نود و هفت
ممنونم از اشتراک این نظر و نقد شما به کارگردانی اثر
لطف عالی مستدام
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جمعه ی گذشته هتل کوهستانی رو تماشا کردم و لذت بسیاری بردم.
هتل کوهستانی نمایشی بود که دوست دارم بلیطش رو برای خیلی از اطرافیانم تهیه کنم.
کسانی که اسیر روزمرگی هستند.
همیشه گفتم که هیچ چیزی کشنده تر از روزمرگی نیست و هتل کوهستانی به خوبی این پدیده رو نمایش داده بود
نمایشنامه فوق العاده و سخت بود. اجرای این نمایشنامه شجاعت میخواست. کارگردان با شجاعت تمام این نمایشنامه رو به بهترین نحو ممکن به اجرا در آورده بود.
دکور نمایش رو خیلی دوست داشتم. بازی ها عالی بودن. مخصوصا که بازیگرها میزانسن های زیادی رو باید عوض میکردن و این بخش هم به نحو احسنت انجام شد.
و اما چی بگم از بازیگر نقش نویسنده که بدون دیالوگ فوق العاده کار کرد و خیلی خیلی از بازیش لذت بردم.
کارگردانی و بازی ها در انتهای کار به اوج پختگی رسید.
هتل کوهستانی نمایشی عالی با حرف های زیادی هست ... دیدن ادامه » که دیدنش رو به همه پیشنهاد میکنم.
از همه ی عوامل اجرایی ممنونم.
تایپیسته فوق‌العاده بود
۱۵ دی ۱۳۹۷
بزرگوارید آقای نشتایی عزیز
ایشالا محکم و دقیییق همینطوری برید جلو..آرزوی موفقیت دارم براتون و چشم انتظار کارهای دقیق و دلچسب بعدیتون
۱۵ دی ۱۳۹۷
هیچ چیزی کشنده تر از روزمرگی نیست

متشکرم از دقت نظر شما در خصوص اجرای بازیگران و نگاه پر مهرتان بر "هتل کوهستانی"
لطف عالی متعالی
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر شما جناب کیانی که در این راحت الحلقوم های امروز و زرق و برق ها,
ذهن مخاطب را درگیر میکنید , بهتر میدانم حرف آخر را همین ابتدا بزنم لذت بردم , اما آنچه که در ادامه می آورم نتیجه دست و پا زدن های ذهن است برای کشف و شهود , از آنجا که متن و اجرا لایه های فراوانی داشت و به راحتی میشد در یکی از آن ها گرفتار شد و از لایه بعدی غافل شد شاید من هم در این هزارتو گم شدم .
من برای فهم بهتر خود شخصیت ها را تقسیم بندی میکنم
دسته اول مهمانهای هتل : هر کدام از شخصیت های هتل یک داستان دارند که در نقاطی با هم همپوشانی پیدا میکنند از جنس موضوعات روزمره زندگی همه ما , مردی که در گذشته اش گرفتار شده , مردی که گذشته اش را فراموش کرده,
مثلث عشقی , مردی که همه چیز را خط کشی شده و در چارچوب هایش میبیند و مردی که به دنبال معاشرت با اطرافیانش است و و و.... "چقدر اینها به موضوعات ... دیدن ادامه » زندگی خودمان شبیهند"و هر کدام از آنها خود را در مرکز زندگی میبینند . اما کاملا دچار روزمرگی اند و زمان برایشان ثابت شده است هر از گاهی با صدای سوت قطاری" حرکت " تلنگری میخورند به ساعت خود نگاهی می اندازند و دوباره روز از نو روزی از نو !!! بیشتر شبیه عروسک های خیمه شب بازی اند تا انسان های واقعی
رییس و پیشکارش: اینان در حقیقت صاحبان هتل هستند به ظاهر برای شادمانی و رفاه میهمانان تلاش میکنند و در مقابل میهمانان نیز برایشان کف و هورا میکشند اما این به اصطلاح رییس هتل که حتی از روی آنچه دیکته شده هم نمیتواند بخواند و پیشکارش هم اورا مورد تمسخر قرار میدهد چگونه میتواند برای میهمانان بهترین را رقم بزند .
پیشخدمت : او خود گرفتار مشکلات و انتخاب هایش است اما فرق او با دیگران در شربتی جادویی است که گاه و بیگاه می آورد و میبرد اما آنجا که باید و نیاز است نیست بیشتر به دلخواه خودش است انگار ....
نویسنده ! تایپیست ! : اگر مردی که از ابتدا پشت ماشین تحریر نشسته است را نویسنده اثر بدانیم میتوان گفت داستان که رو به سوی آنارشی میرود خودش هم عنان کار از دستش خارج میشود و فقط مات و مبهوت شخصیتهایش میگردد , دیگر نه جنسیت مهم است و نه کاراکترها و شاهد شورش شخصیت ها بر نویسنده خالق اثر هستیم که از این پوچی به تنگ امده اند و میشورند و میمیرند
اگر اورا یک اپراتور بدانیم و آن مرد عجیب داستانسرای اصلی باشد میتوان گفت حتی خالق شخصیت ها هم اختیار کامل بر آنها نداشته و چیز دیگری گاهی نوشته ها را خط میزند کم میکند یا زیاد ," جبر " , اما هر دوی آنها زمانی که آدمکها از نقش تکراری و بیهوده خود بیرون میزنند و مرگ را برمیگزینند کاری از دستشان برنمی آید و تنها شاهدی بر ماجرا میگردند.
سپاسگزارم دوست عزیز برای لطفی که دارید و نقدی که بر محتوای هتل کوهستانی داشتید ...
خوشحالیم که این اثر توانسته است ذهن شمای مخاطب را درگیر کند و تحلیلی اینچنین بر شخصیت پردازی کارکترهای هتل کوهستانی داشته باشید.
برقرار باشید
۱۵ دی ۱۳۹۷
سپاس فراوان جناب کیانی , وزنه بسیار سختی را برای بلند کردن انتخاب کرده بودید و به یاری و تلاش فراوان بازیگران سربلند از آن بیرون آمدید , امیدوارم هم شما و هم گروهتان در همین مسیر و رو به بهترین ها باشید ....
۱۵ دی ۱۳۹۷
بسیار دقیق و خوب و جذاب حامی جان عزیزم
حیفم میاد چیزی به متن قشنگت اضافه کنم و دیدگاه‌هایی که با همش موافقم :) یدونه‌ای
۱۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"فضای بازنمایی"

هتل کوهستانی، فضای بازنمایی زندگی انسان هایی است که در کشاکش چگونگی گذران امر روزمره محبوس مانده اند، بی اختیار، بی گذشته، بی آینده، در توهمی از مناسبت های انسانی؛ عشق، غم، مراقبت، بازی های کودکی، روزنامه خوانی، بافندگی، یا حتی یک مهمانی ساده. انسانی مشکوک که گاهی زندگی را یقینا زیبا می داند و گاهی با تردید می پرسد: "زندگی زیباست؟" و هزاران اگر در پی آن، انسانی در رقابت با خود، پنهان کننده ی خواست های خود، درمانده در حسرت ها و غره به توانمندی های کوچکش، انسانی که با خودهای متکثرش در گردش زمان مواجه می شود. گاهی شاداب است و دیگری را سرزنش کرده و به زندگی دعوت می کند، گاهی فسرده است و گفته های دیروزش می شود شنیده های امروز. در بالا و پایین احوالات خود، سرگیجه که می گیرد، زمان را هم پس می زند.
اما این اثر علاوه بر تاکید ... دیدن ادامه » بر مسئله "انسان" و مصائب فردی آن، قطعا بر فضای اجتماعی نیز اشارات بسیار دارد. همزیستی مهمانان این هتل در کنار مقوله "ارتباط" در این نمایش نقش کلیدی دارد. میل به ایجاد ارتباط در اغلب شخصیت ها، فرار دوگانه از روابط پیشین (همانند لیزا)، اهمیت خاطرات روابط گذشته (خوانش هر روزه ی نامه ها توسط کنت)، تمایل به همبازی شدن، هم صحبت شدن و کنار هم نشستن از نشانه های واضح این امر است. هتل کوهستانی، زیستن در فضایی مشترک برای یک جامعه است. با توجه به بستر نگارش اثر (اواسط دهه 1970)، نگرش منتقدانه هاول نسبت به کمونیسم در این نمایشنامه با کنایه هایی به شکل نافرجامی از زندگی اجتماعی این بار در قالب جماعتی در یک هتل نیز دیده می شود. استفاده از "هتل" به مثابه مکانی که مدعی برآورده کردن بیشترین خواسته ها و آرزوهاست، جایی فارغ از دغدغه، فضایی برای آرامش و لذت، خود کنایه ای است از بهترین شرایط زیست یک جامعه. این هتل اینک با شعارهای یک کمون، قوانینی را وضع می کند که طبق آن همه با هم برابرند و در برابر قانون یکی هستند، پذیرایی می شوند و به ظاهر جماعتی راضی هستند و اقدامات رئیس برای مکان زیستشان را هم تحسین می کنند، رئیس محترم نیز خبر خواسته های بزرگشان!(سرو چای بیشتر یا تعمیر چراغ سرویس بهداشتی) را با اقتدار و سرور اعلام می کند. جهان کم نیست از این قسم رؤسای مقتدر که مدعی خدمت هستند و به زعم خود اتوپیایی ساخته اند بر فراز کوهستان های خوش آب و هوا، اما افسوس که شکست اینچنین آرمانشهری در چهره و احوالات ساکنان آن به خوبی هویداست.
شاید چشمی داشته باشیم و امیدی به نگارنده ی داستان این سرنوشت های معلق، اما چه سود که نگارنده، هرچقدر هم که بنگارد و تصحیحش کنند، در نهایت گریزی از گم شدن در میان شخصیت های برساخته اثر ندارد و سرنوشت مصحح؟... شاید اینجاست که بارت کلام آخر را می گوید:"مرگ مولف"؛ جایی که در غیبت نویسنده، نه نقدی وجود دارد و نه منتقدی، ما همه مخاطبان داستان هایی هستیم که هر یک فقط روایت خود را می خوانیم.
..................................................................
اجرای چنین اثر دشواری با لایه های چندگانه، زمان بندی های دقیق، تمیزی اجرا، روانی بازی ها و دیالوگ ها، نشان از دغدغه، حوصله و نکته سنجی کارگردان و تلاش بسیار گروه اجرا دارد که امیدوارم در آینده شاهد تداوم این راه باشیم. تبریک به آریوی عزیز بابت گام های سنجیده در مسیر تئاتر
و احسنت به تمام بازیگران و دست اندرکاران این اثر که از همه نظر خوش درخشیدند
سلام...
خوب می نویسی. خوب نقد می کنی. نگاه گسنرده ای داری.
عالی است
۰۹ دی ۱۳۹۷
به زیبایی تحلیل کردید، بسیار بهره بردم. ممنون
۲۱ دی ۱۳۹۷
سپاس از خوانش و لطف شما مهدی عزیز
۲۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من و دوستام پنج شنبه شب به تماشای این کار نشستیم و واقعا لذت بردیم. اجرای گروه بسیار حرفه ای و شگفت انگیز بود. من شخصا با نویسنده آشنایی چندانی نداشتم ولی از متن نمایش هم خیلی خوشم آمد. دیالوگ هایی فلسفی و عمیق درباره ی چیستی و چرایی معنای زندگی و شرایط بشر...! کمی من را به یاد "در انتظار گودو"ی ساموئل بکت انداخت وقتی که دیالوگ های کم کم تکراری می شد و رنگ می باخت. و فکر می کنم این که دقیقا همان دیالوگ ها در صحنه های بعد بین کاراکترهای متفاوت رد و بدل می شد نمایانگر شرایط مشابه آدم ها در برهه های مختلف زندگی شان بود. انگار که همه ی آدم های نمایش (و شاید همه ی ما آدم ها بر روی این سیاره در ابعاد وسیع تر!) در این هتل کوهستانی به نوعی گیر افتاده بودند و راه فراری هم برای آن ها وجود ندارد از سرنوشتی که به آن محکوم شده اند. شخصیت های داستان به خوبی گذر زمان ... دیدن ادامه » و روزمرگی خود را در آن روی صحنه به تصویر کشیده بودند.
همچنین بازی و دیالوگ ها من را به یاد اساطیر یونان و محکوم/نفرین شدن قهرمانان اسطوره به دست خدایان می انداخت. تم داستانی که پی رنگ بیشتر اسطوره های مشهور یونان را می سازد.
در پایان به کارگردان و همه ی بازیگران برای اجرای خوبشان خسته نباشید می گویم و امیدوارم در آینده باز هم شاهد چنین کارهای قوی و پرمایه ای از آن ها باشیم.

پ.ن. تنها مورد آزاردهنده ای که در طول اجرا وجود داشت و باید به آن اشاره کنم این است که شرایط سالن تیاتر باران واقعا نامناسب اجرا است و امیدوارم برای رفع مشکل تهویه و نوسازی آن در آینده نزدیک اقدامی صورت بگیرد.
ممنونم سرکار خانم که وقت گذاشتید و تحلیلی اینچنین بر اثر داشتید ...
جالب هست که نمایش برای شما تداعی کننده در انتظار گودو بوده است.

مانا باشید
۱۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود. یک نمایشنامه پیچیده که با اجرای دقیق و بازی های خوب همراه شده است. نمایشی که مدت ها ذهن مخاطب را درگیر مفاهیم فلسفی می کند که ما در این دنیا چه میکنیم؟ آیا جز سلسله ای از تکرار گزینه ای داریم؟
بنظرم برای کمک به مخاطب و حتی ریتم کار، میشد از طراحی نور کمک بیشتری گرفت.
با احترام
متشکرم بیژن عزیز، نظرت برای من خیلی ارزشمند هست. در خصوص طراحی نور، بخشی از آن به امکانات نور سالن و تاثیر گذاری اجراهای قبل و بعد بر می گردد.

سلامت باشی
۰۸ دی ۱۳۹۷
بله درسته ... امیدوارم پای شما به سالن های بزرگ تر باز بشه :)
۰۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوارم همیشه همینطور باشید! دقیق، منظم، باهوش، متمرکز
امیدوارم بازم از این کارها ببینیم! تمرین شده، سروقت، با گریم و لباس و دکور خوب و مهمتراز همه متن، کارگردانی و بازیهای خوب
اگر دوست بغل دستی صد بار در بطری آب رو باز و بسته نمیکرد و کل طول اجرا با سر و صدا آدامس نمی جوید، میتونستم از این یک ساعت بعنوان یک «مدیتیشن» یاد کنم!
بمیرم :)))))
۰۶ دی ۱۳۹۷
متاسقانه هم در سینما و هم در تاتر هستند کسانی که با ادامس جویدن و تخمه و پفک و چیپس خوردن مخل اسایش دیگران بشن.و حتی در جایی که بازیگر به فراخور متن و نمایش و نقشش اهسته دیالوگ میگه تماشاچی داد میزنه میگه من نمیشنوم. بلندتر بگو.
در مورد مدیتیشن هم بجا گفتید. ... دیدن ادامه » چون به منم آرامش داد.
۰۸ دی ۱۳۹۷
@ عبدالهی جان :))
@ جناب راقب بسیار ممنونم از توجهتون، اجرای شما اینقدر برام جذاب بود که علیرغم شرایط، از کل لحظات لذت بردم و کاملا با نمایش همراه بودم.
دیگه با این اتفاقات کوچک هم اخت شدیم :)
باز هم ممنونم از توجه تون و منتظر اجراهای بعدی شما هستم
@ هستی ... دیدن ادامه » جان چی بگم؟! مائیم و یه تاتر و یه فیلم و یه تعدادی تماشاگرنما که چاره ای نداریم جز تحمل شرایطی که ایجاد می کنن
۰۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آریو خان تبریک می گم
امید به داشتن یک کارگردان توانا در انتقال حس و فضای کلی نمایش و همزمان دقیق در جزئیات در دلم زنده شد.

و چه صحنه دراماتیکی بود صحنه پس از نمایش. اگر بی خدافظی و عرض تبریک رفتن بی ادبی نبود حتمن خودم رو منع می کردم از ورود به اون صحنه و لحظه. امیدوارم حس و حالت رو خراب نکرده باشم
فوق‌العاده بود و حیف شد ما زیارتشون نکردیم
۰۶ دی ۱۳۹۷
خوش تشریف میارید :)
۰۸ دی ۱۳۹۷
پاینده و پیروز باشی
۰۸ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای خیلی خوبی از یک متن گیرا و جذاب بود. بازی‌ها خیلی روان، شخصیت‌ها به خوبی پرداخت شده و اتفاقات جاری درگیر کننده بود. هماهنگی بازی‌ها هم به انتقال هرچه بهتر کمک میکرد. دم کارگردان گرم و خسته نباشید حسابی به همه بچه‌ها :)
سلامت باشید و دم خود شما گرم که اینقدر یگانه نظر خود را به اشتراک گذاشتید ...
مانا باشید
۰۵ دی ۱۳۹۷
ممنون از شما :)
۰۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به قول مهران مدیری،
ابزورد داریم چه ابزوردی
یه کارگردان عزیز داریم، چه کارگردانی

آریووووو راقب کیاااانی..
:)

میهمان شب یلدای یه نمایش تر و تمیز و پرجزئیات باشی که لقمه سنگینی برای هضم در این شبِ پرخوراکی باشد، قدرت هاضمه از مغزت هم رخت بر‌می‌بندد
یه کار پرزحمت و دقیق، با این توصیف که در ذهن بنده، همه چیز سر جای خودش نشست..شخصیت‌هایی در عین انفعال و دل‌زدگی، دوست‌داشتنی به سبب جای‌گذاری درست و بجا
از بازی‌ها (علی‌رغم عدم علاقه [چه واج‌آرایی ای داشت] بعضی مخاطبین) لذت بردم..ریتم درست و درگیرکننده کار، میزانسن‌هایی به غایت سوار بر متن و مسلط در انتقال، تغییرات سریع انتهای کار، نفس‌گیر و زیبا..متن مشخصا متن قوی و نغزی بود اما برگزاری این فستیوال شخصیت و جای‌گذاری المان‌های ناقل مفهوم کار، اصلا کار ساده‌ای نبود که کارگردان عزیز بسیار از پس آن به خوبی برآمد

سؤالاتی که در حین بازی‌های متنی شخصیت‌ها در ذهنت چون پشه‌هایی سمج به حرکت در می‌آمدند، تا دیواره مغزت را با برخوردهای آنی و نیش‌هایی تیز، سوراخ نمی‌کردند رهایت نمی‌کردند..
شخصیت‌هایی در تکرار به عنوان یک جسم مرجع کلی [همان هتل کوهستانی ما]، اما در تغییر با دیدی فردگرا..شخصیتی از هتلِ مرجع ما بیرون نمی‌رود، فقط چون بیماریِ مزمنی از فردی به فرد دیگر تسری پیدا می‌کند..ناظران درونی هتل، ناظر بیرونی هتل و تاریخ‌نویس ساکن در هتل، همگی صحنه‌ساز بازی حطرناک جاری در دنیای کوهستانی نمایش بودند..جالب آنکه صحنه‌سازان نیز ناخواسته و به فراخور، بازیگر این بازی می‌شدند..

می‌شود این شخصیت‌های سوار بر چرخ و فلکِ زمان، گاه در اوج گاه در حضیض، را راهی قلب و مغز خود نکرد و با هر دیالوگ آنها زندگی نکرد؟؟!!
بنازم ... دیدن ادامه » به این متن و کارگردان
بنازم به این واگویه تکراری در طول نمایش، هر بار با لحن و استرسی متفاوت، تأثیرگذار و ویران کننده:
زیستن زیباست، تنها... به ساحل تو نزدیک‌تر
زیباست در آنجا؛ در رویا بودن، جایی که تو در رویایی...
اگر بال و پری می‌داشتم همچو باد تنها می‌بودم،
اگر بال و پری می‌داشتم همانند شهاب پرواز می‌کردم به سوی شما،
زیستن زیباست، تنها....
چه خوب نمایش رو دیدید آقای عبداللهی عزیز
چقدر دوست داشتم کار آریوی عزیز رو ببینم ولی ساعتش متاسفانه اصلا جور نشد یا تداخل پیش میومد امیدوارم تمدید بشه
۰۳ دی ۱۳۹۷
@علی عبداللهی : جناب عبداللهی گرامی، بزرگ هستید و بزرگوار ... برداشت شما بسیار همسو و نزدیک با اثر بوده است و شمای مخاطب علاوه بر ولی نعمت بودن تئاتر، دوست و همراه بسیار عزیزی برای من هستید. ارادتمندم

@نیلوفر ثانی : همیشه در حال آموختن هستم، از شما، ابرشیر ... دیدن ادامه » و سایر دوستان نیک اندیشم در تیوال ... هر موقع تشریف آوردید قدم بر چشمانم میگذارید. متاسفانه اجرای پرهیب ها بنا به دلایلی کنسل شد ( شاید وقتی دیگر ). امیدوارم با توجه به صحبت های انجام شده با سالن، ساعت اجرا کمی جابجا شود. در هر صورت افتخاریست حضور و همراهی شما ... برقرار باشید
۰۵ دی ۱۳۹۷
آقای راقب کیانی عزیز، بسیااااار مفتخرم به دوستی و همراهی شما..و ارادتمند
بازم ممنون از شما

ایشالا خانم ثانی هم بیان کار رو ببینن و کیف کنن
۰۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[هویت فردی ، هسته ای که با تأثرات اجتماعی به فرمی فرا پیوندی و بسط یافته بدل می گردد، ...هویتی که با پروازهای ذهنی شکل می گیرد یا رنگ می بازد ؛ رفتارهایی که آینه وار تصویری از تو در خلق گونه های تکثر یافته ات به نمایش می گذارند و آونگ زمان که همواره در نوسان است همه در ظرف مکانی قراردادی به مثابه یک آرمان شهر که حتیٰ خود به قوانین وضعیش احترام نمی گذارد و گاهاً آنها را نقض می کند.]

تبریک بسیار ویژه به جناب آریو راقب کیانی برای درک درست از نمایشنامه و ریسک صحیح حاصل از اندک تغییرات در اثر خلق شده نسبت به متن اصلی ( ریتم افزایشی اجرا و خارج کردن ٢ تن از کاراکترها از حالت انفعال نسبت به متن اصلی نمایشنامه که به بار فلسفی و معنایی اثر کمک شایانی می کند.)
بازی هایی قدرتمند و بازیگرانی کاملاً در نقش خود فرو رفته تا جایی که با جاذبه ای سنگین خود مرا هم به مکانیت ... دیدن ادامه » ذهنی اثر ثقل می دادند؛
میزانسن هایی کاملاً سنجیده و دقیق بود که بار معنایی بارزی را در ذهن مخاطب متبادر می کند؛
دکور و طراحی لباس ها عالی و سایر عوامل از جمله نور و گریم ها بسیار حساب شده و دقیق.
این نمایش تأخیری در اجرا نداشت و رأس ساعت ١٩ شروع شد که در نوع خود از نقطه نظر وقت شناسی و عدم اتلاف وقت مخاطبین بسیار درخور تحسین هست.
این اثر فوق العاده نیاز به حمایت من و شما مخاطب خوب تئاتر دارد لذا ٣ شب اجرای پایانی امیدوارم مملو از تماشاگر باشد.
پایداری و موفقیت.
یک آرمان شهر که حتیٰ خود به قوانین وضعیش احترام نمی گذارد ....

قدردان محبت و مهر شما هستم جناب بهکام عزیز و مرسی از این حمایت دلگرم کننده
۰۴ دی ۱۳۹۷
جناب کیانی بهتون تبریک می گم خیلی خوب تونستید کار به این سختی رو به نمایش در بیارید ، فوق العاده بود، خسته نباشید به شما و کلیه بازیگران خوب و عوامل اجرایی و تدارکاتی اثرتون❤️
۰۴ دی ۱۳۹۷
خوشحالم که حاصل زحمات یک گروه، اینچنین به بار نشسته است که رضایتتان حاصل شده ... درود بر شما
۰۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۲ تا چهارشنبه ۵ دی، به نویسندگی واسلاو هاول، کارگردانی آریو راقب کیانی و با بازی روزبه انصاری، سروش بشارتی و ... با تخفیف، آغاز شد.
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌وگوی ایران تئاتر با آریو راقب کیانی کارگردان نمایش «هتل کوهستانی»

علت آنکه نمایشنامه «هتل کوهستانی» نوشته «واسلاو هاول» را برای تولید اثری نمایشی انتخاب کرده‌اید چیست؟

بار اول که این نمایشنامه را با ترجمه رضا میرچی خواندم، دغدغه نمایشنامه و رویکردی که به انسانیت داشت برای من جالب بود. بعد از آن هر بار که نمایشنامه را خواندم ابعاد جدیدی از آن را کشف می‌کردم که واسلاو هاول به طور هوشمندانه‌ایی در متن جاسازی کرده بود. همچنین طی گفت‌وگویی که با مترجم داشتم، کمک شایانی به من در شناخت واسلاو هاول و هدف او از نگارش این متن کرد. اساسا اجرا بردن نمایشنامه‌های پر پرسوناژ، ریسک‌های فراوان خودش را دارد، اما به دلیل آنکه این نمایشنامه بکر بود و غالبا در ایران واسلاو هاول را با «وانیک» می‌شناسند، انگیزه‌ای دو چندان برای روی صحنه بردن را به من بخشید.



آیا اتکا این انتخاب بیشتر بر بُعد اجتماعی آن است و یا بُعد انسانی؟ دلیلی این رویکرد را می‌توان به سوی بررسی جوامع بشری مربوط ساخت؟

می‌توانم بگویم هر دو بُعد به میزان مساوی در این انتخاب موثر بودند. در دنیای نمایش انسان را نمی‌توان از بُعد اجتماعی‌ منفک کرد و مورد کنکاش قرار داد. آیا در این کلونی شکل گرفته در هتل کوهستانی، انسانیت در تعامل گروهی تعریف می‌شود یا در انزوای شخصی؟ جامعه مختصر شده نمایش می‌خواهد نسبت به انسان به تکرار افتاده چه در بُعد فردی و چه در بُعدی جمعی دقیق شود. این دو بُعد در ارتباط دو سویه‌ای نسبت به هم قرار دارند که نمی‌توان تا آخر نمایش وزن بیشتری به دیگری داد و آن به این بر می‌گردد نمایش می‌خواهد خط بطلان بر این بکشد که انسان یک موجود اجتماعی است.



وجود انسان در این نمایشنامه مهمترین گزینه‌ای است که نویسنده بسیار به آن تاکید داشته تا بتواند بر اساس آن هویت را به شکلی که خودش می‌خواهد در اثرش تعریف بدهد. حال شما در اثر خودتان چه گزینه‌هایی را بعنوان کارگردان به جهان نمایش اضافه کرده‌اید؟

نمایشنامه ... دیدن ادامه » 13 شخصیت یا 13 تیپ یا 13 پرسوناژ دارد. از این جهت نمی‌توانم به زبان تئاتری روی آدم‌های نمایش تعریف خاصی بگذارم چون هیچ‌گاه به این سمت نرفته‌ام. حتی پیشنهاد تیپ‌سازی به من شد که آن را نپذیرفتم. در واقع هیچ‌گاه نخواستم که پیکرهای تجسد یافته نمایش «هتل‌ کوهستانی» را محدود به چیزی کنم که قرار است شناخته شده باشند. به طور کل دریافت من از متن، طراحی انسان‌های شبح گونه و گنک است. اما آن چیزی که به نمایشنامه ورای فضای تکستی اضافه شد، خلق مشغله‌ای متفاوت برای دو تن از شخصیت‌های «هتل کوهستانی» بود که با این عمل بار معنائی متفاوتی به نمایش می‌دادند. نقش‌های «کتربا» و «کونتس» از حالت منفعل فضای نمایشنامه خارج شدند و در دنیای نمایش به صورت کاملا فاعلانه موثر بر احوالات دیگر نقش‌ها بودند. فارغ از اینکه این تمهید شکل مستقیم گونه‌ای به خود بگیرد. ضمن آنکه پایان‌بندی نمایشنامه به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد که با پایان بندی که شما در اجرا می‌بینید کاملا متفاوت است. در نتیجه این اتفاق، اضافه شدن چیزی به نمایش است که شاید با خاستگاه اصلی مولف در ترسیم «هتل کوهستانی» متفاوت باشد.



از ساختار اصلی اثر می‌توان این طور به نتیجه رسید جهان متن متعلق به نویسنده است و جهان اثر که متعلق به کارگردان خواهد بود تفاوتی آنچنان با یکدیگر ندارند. آیا این استنباط از نظر شما منطقی و باورپذیر است؟

با توجه به توضیحات سئوال قبل باید بگویم که جهان متن و جهان اثر اجرایی، با یکدیگر کاملا متفاوت هستند و در راستای تکمیل یکدیگر حرکت می‌کنند. متن نمایشنامه پنج پرده‌ای هست، اما مخاطب در طول اجرا هیچ‌گاه تعویض پرده‌ها را به شکل عرف متوجه نمی‌شود. در واقع متن تاکید بر یک ریتم مشخص شده از منظر نویسنده دارد که خواننده بارها با کلمه مکث مواجه می‌شود، اما در طول اجرا خبری از مکث‌ها که ریتم متفاوتی به یک اثر اجرائی می‌دهد، وجود ندارد. البته متن می‌خواهد آهسته پیش برود اما ساختار اجرایی نمایش ریتم دیگری را انتخاب کرده است. نمایشنامه پایان‌بندی‌اش همراه با پایان خوش جنون‌وار است اما ما می‌‍خواستیم مسیر نمایش را به گونه‌ای دیگر رقم بزنیم. لذا استقلال نظری من کارگردان در جایی شکل می‌گیرد که باید مخاطب را به ذهنی بودن بعضی مسائل با توجه به خلق متفاوت از دو شخصیت نمایشنامه سوق دهم و مهمتر از همه در هم آمیختگی عنصر زمان در نمایشنامه واسلاو هاول کاملا محتاطانه و بر پایه یک نظمی بنا نهاده شده که البته نگاه من به زمان کاملا نا به هنجار و بی‌قاعده بوده است.



تاکید بر ارتباط برای پیدا کردن هویت در شخصیت‌ها از نکاتی است که موقعیت‌های اثر را شکل می‌دهند. آیا این تصمیم در صورت گرفتن اتفاق‌ها نیز وجود داشته است و یا پیش آمدن موقعیت‌ها شرایط دیگری دارند؟

باید اول از خود بپرسیم که موقعیت‌ها، هویت شخصیت‌ها را می‌سازند یا بالعکس و به طبع آن به مقوله کنش متقابل نمادین خواهیم رسید. در این نمایش هیچ چیز تعیین کننده‌ای را نمی‌توان در مورد رفتار انسانیت پیدا کرد. انسان این نمایش به همان اندازه که می‌تواند تعیین‌کننده باشد به همان اندازه نیز تحت تاثیر موقعیت‌های مختلف قرار می‌گیرد. در شرایط یکسان همان‌قدر که می‌تواند همنوا باشد، همان‌قدر نیز می‌تواند ساز خود را بزند و چرائی آن را باید در اخلاق و رفتار بر آمده از آن انسان کاوید. حال رفتار اخلاقی سر زده از آدم‌های نمایش می‌خواهد به عنوان یک تکلیف جلوه نماید، اما تکلیفی که دیکته شده و اختیاری تلقی نمی‌گردد. در نتیجه هر از گاهی گریز و نافرمانبرداری می‌بینم و بالقوه مرجعیت عقلانیت انسان زیر سئوال می‌رود.



ضرورت آنکه نشان بدهیم انسان همیشه در مرزی قرار دارد که همه چیز برایش نسبی شده است را در چه می‌دانید؟ آیا شخصیت‌های این نمایش نمونه ما به ازایی از مردم یک جامعه واقعی هستند؟

در جامعه هر روز شاهد این هستیم که در موقعیت‌های مشابه، رفتاری تکرار شونده که در جزئیات متفاوت هستند صورت می‌پذیرد. آیا رویکردی مطلقی می‌توان بر رفتاری تعریف کرد و به طور کل چه رفتار توجیه پذیری را می‌توان به عنوان قانون پذیرفت؟ یکی از اتفاق‌های این نمایش آن است که زنی در تلاش مادرانه‌ای برای همسر خود است تا او را به معشوقه‌اش برساند. آیا در جامعه واقعی نمونه‌های عینی از آن وجود ندارد؟ شما می‌توانید این کار را تقبیح کنید؟ یا در جایی دیگر می‌بینیم انسانی به خود تکثر شده‌اش حسادت می‎کند. انسان به چه جایگاهی می‌رسد که به خویشتن نیز رشک می‌ورزد؟ لذا این همه بحث و جدل‌های عادی و روزمره که با جملات ساده و پیش پا افتاده‌ای شروع می‌شود و وقتی از بیرون به آن نگاه می‌کنیم بی‌معنی جلوه می‌کند، می‌خواهد از ما انسان‌های منطقی بسازد؟ ما به ازاهایی که در این نمایش در تطابق با دنیای واقعی شکل گرفته است، از همان دنیای ساده‌ای شکل می‌گیرد که همه چیز را برای همه ما در دنیای واقعی پیچیده کرده است.



شخصیت پردازی در این نمایش بر چه پایه‌ای طراحی شده است؟ آیا در این طراحی بیشتر درونیات انسان‌ها برایتان ملاک بوده و یا پیرامون آنها؟

شخصیت پردازی‌ها در این نمایش بیشتر از آنکه درونی باشند، بیرونی طراحی شده است. هدف از این طراحی نیز عمق ندادن به آدم‌هایی است که ادعای عمیق بودن دارند. ما در طول نمایش آدم‌هایی را می‌بینیم که در دهان و زبان خلاصه شده‌اند و فاقد انگیزه و هدف هستند. آنها در سیکل بطالت بار دنیای کلامی خود، اسیر شده‌اند و چرایی آن را باید در روزمرگی‌هایی جست که آنها به انتخاب خود در آن زیست می‌کنند. چالش‌های آنها شاید در ظاهر عمیق باشند اما سطحی بودن لحظه‌های نمایش به طور اغراق شده به چشم می‌آید.



اهمیت شخصیت محور بودن اثر چه مزایایی را برای آنکه بتوانید در کارگردانی پیش بروید فراهم آورده است؟

نمایش «هتل کوهستانی» نه شخصیت محور است و نه موقعیت محور. بهتر است بگوئیم نمایش اتمسفر محور است! در این نمایش هیچ‌گونه تاکیدی بر روی شخصیت‌ها نمی‌شود. هیچ کدام از شخصیت‌ها نه اصلی جلوه می‌کنند و نه فرعی. همچنین در این نمایش هیچ‌کدام از موقعیت‌ها آنقدر حائز اهمیت نیست که در پیشبرد قصه نداشته نمایش نقشی داشته باشند. آن چیزی که بسیار مهم جلوه می‌کند نحوه طراحی پشت سر هم آمدن این خرده قصه‌ها و شخصیت‌ها در کنار یکدیگر است تا مزیت اصلی نمایش که اشاره به کلیت وجودی انسان دارد نمایان شود. در واقع تمام 13 نفر این نمایش یک شخصیت هستند، البته با آنیما و آنیموس‌های در هم تنیده شده.



خرده پیرنگ‌های جهان متن این اجازه را به فضا و شخصیت‌های اثر می‌دهد که مقطعی نقش تعیین کننده داشته باشند تا مخاطب بتواند هر کدام از آنها مورد واکاوی قرار بدهد. آیا دلیل این کارکرد را می‌توان به بُعد اجتماعی آن ارتباط دارد و یا این شاخص از داشته‌های درامتیک خود استفاده می‌کند؟

نمایش نمی‌خواهد به سمت دراماتیک شدن برود. شما هیچ‌گاه عمل و کاری را نمی‌بینید که در حال شدن باشد. می‌خواهد خوانش روزنامه باشد یا بازی کردن با توپ فوتبال و به طور کل نمایشی شدن هر چیز. به مرور توالی زمانی کارکردها رفته رفته اهمیت خود را از دست می‌دهد. کما اینکه در پرده پنج تمامی خرده پیرنگ‌های شکل گرفته در چهار پرده قبلی به بی‌بیهودگی خود می‌رسند. لذا می‌توان در پرده‌های قبلی نیز ترتیب زمانی وقوع رویدادها را پس و پیش کرد و به درام نمایش چندان ضربه نخورد. اما به طور کل نباید لحظه‌مندی این نمایش را از دست داد، زیرا اگر چرایی حضور یک شخصیت را کامل نفهمید و در نیابید، دیگر شخصیت‌ها نیز ناشناخته تر باقی می‌مانند. بُعد اجتماعی و تجربه‌های مشترک آنها در اسکلت‌بندی نمایش چنان به هم گره خورده است، که با دندان نیز باز نمی‌شود.



در نمایش «هتل کوهستانی» موقعیت مکانی باعث شده است که با حضور شخصیت‌ها در آن محیط جهانی متشکل از انسان‌ها را با خلق و خوهای متفاوت ببینیم. آیا این کنش از سوی نویسنده تعریف نگاه جهانشمول به انسان است؟

می‌توان این‌گونه قلمداد کرد که جهان ترسیم شده نویسنده، بخش‌های تکثر شده از وجود خود او است که در حال تقابل و کشمکش با یکدیگر هستند. واسلاو هاول، با اینکه نویسنده کاملا وسواسی در دنیای دراماتیک است، اما هیچ‌گاه «هتل کوهستانی» را بازنویسی نکرد. خلق‌ و خوها با آنکه در شخصیت‌های مختلف در حال تکرار هستند، اما ثبات جمعی تحمیلی دارند. دنیای نمایش محدود و در عین حال پیچ در پیچ است. زمان کشدار در این نمایش جهان‌‍شمول باعث می‌شود که آینه‌ شکل بودن آن برای هر مخاطبی معنا پیدا کند. مخاطب از خود می‌پرسد چگونه می‌شود نگاهی به خویشتن بیندازم؛ از طریق یک بافتنی، از طریق روزنامه، از طریق خیره ماندن در خلاء؟!



شخصیتی که در نمایش پشت ماشین تحریر نشسته است را در مقام دانای کل قرار داده‌اید که سایر شخصیت‌ها بعنوان نقش‌هایی هستند که او در حال خلق و هدایت آنها است. اهمیت در نظر گرفتن دانای کلی در اثری که خاصیت جهانشمول دارد چیست؟

نمی‌توان به قطعیت گفت شخصیتی که در حال تایپ کردن است دانای کل نمایش است. ما در طول نمایشنامه می‌بینیم که این شخصیت یعنی (کتربا) به نوعی مهجور افتاده است. کما اینکه در فرهنگ کشور چک، این کارکتر نماد قشر لمپن معرفی شده، اما در این اجرا وجه دیگری از این کارکتر عیان می‌شود. در واقع او از حالت منفعل به حالتی بالفعل مبدل شده است، اما اینکه این موضوع در دانای کل بودن او اثر گذاشته باشد قابل تامل است. لذا تکلیف دیگر شخصیت نمایش یعنی (کونتس) که او را در تحریر همراهی می‌کند و هر دو به خلق خود می‌خندند چه می‌شود. آیا او دانای کل دانای کل است؟ روایتگری را در این داستان می‌توان به همان اندازه به شخصیت پیشخدمت (میلنا) نیز سپرد که در ظاهر نوشیدنی ویتامین بخش برای احیای آدم‌های محصور هتل کوهستانی تعارف کرده، اما در بزنگاه‌های مشخص همان را از آنها نیز دریغ می‌کند. بنابراین جهان‌شمول بودن این نمایش جائی معنا پیدا می‌کند که همه دانای کل را نمی‌بینند به غیر از یک نفر اما همه دستگاه ماشین تحریر را می‌بینند. به شکلی که می‌خواهند سرنوشت و گذشته خود را با آن دستگاه به شکل دیگری رقم بزنند. پس ماشین تحریر نیز می‌تواند دانای کل باشد و تایپیست در نوشتن نقشی نداشته باشد.



نقد اجتماعی تا چه اندازه در شکل دادن آنچه که در ذهن خود داشته‌اید به شما یاری رسانده است؟ آیا استفاده از این مقوله به تاکید رفتارهایی است که در بایدها و نبایدها دسته بندی شده است؟

قصد پرداخت نویسنده به درون مایه‌های سیاسی متن و انگاره‌های آن باعث نشد که از نگاه اجتماعی آن دور شوم. دنیای نمایش را می‌توان از ابعاد جامعه شناختی تعمیم داد. اینکه قوانین هتلی که برای همه است بر چه مبنایی وضع شده است. «هتل کوهستانی» استعاره از کدام آرمانشهر بی‌قانون است؟ آیا ساکنان این جامعه دور افتاده نسبت به رعایت قوانین نانوشته به یک توافق جمعی رسیده‌اند؟ مخاطب می‌بیند که هر کدام از این پیکره‌ها قانون خودش را دارد و نقش یک روشنفکر (دکتر کوبیک) در ایجاد یک تحول بنیادین بسیار ابتر و الکن می‌ماند. در واقع بایدهای تعریف شده در علیت‌های نمایش قائم به فرد نیست و قائم به موقعیت است. بنابراین رفتار از موقعیتی به موقعیتی دیگر تغییر جهت می‌دهد. لذا این تغییر موضع‌های پیاپی از سوی افراد، جامعه را به سوی یک بی‌قانونی سوق می‌دهد که هیچ‌گاه قابل درک نیست. قانون را حتی رئیس هتل به عنوان یک فرهنگ نمی‌تواند پیاده سازی کند.



در کارگردانی این اثر چه مسائلی برایتان حائز اهمیت بوده که مخاطب از آن آگاه شود؟

میزانسن‌های طراحی شده در این نمایش حکایت از نرسیدن و فاصله اندازی بین شخصیت‌ها دارد. آنها همیشه در یک مرز نامرئی تعیین شده نسبت به هم قرار می‌گیرند. همچنین بیشتر حرکات طراحی شده برای بازیگران بیشتر قوسی شکل است که از حرکات پاندولی و دایره‌وار ساعت‌گرد و پاد ساعت‌گرد نشات می‌گیرد. در پرده پنجم نمایشنامه یا همان ده دقیقه پایانی لحن و بیان انتخاب شده برای بازیگران، آنها را از دنیای واقعی دور می‌کند، گویی مخاطب باید بپذیرد که وارد دنیای مردگان شده است که هر لحظه ممکن است عقربه‌های ساعت بر یک جمله‌ای تاکید داشته باشد و به خواب ابدی فرو برود.

http://theater.ir/fa/115136/%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8-%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%C2%AB%D9%87%D8%AA%D9%84-%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%C2%BB%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
چقدر این جمله آخر کلیدی و یجورایی خلاصه و جانِ کل کار و مصاحبه اس
۰۸ دی ۱۳۹۷
@علی عبداللهی : قصد روشنگری پایانبندی بود علی عزیز و امیدوارم باعث احتمال افشا نشده باشد. ممنونم از همراهی شما
۱۰ دی ۱۳۹۷
نه فکر نمی‌کنم افشایی توش باشه
ممنونم از شما :)
۱۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشای این نمایش نشستم. بیش از هر چیز بازی های قابل قبول از بازیگرانی جوان و پرانگیزه چشم گیر بود. امشب به این باور رسیدم که مانند سینمای ما که اتفاق های بزرگ و بکر در فیلم های کوتاه و فیلم های مستند کارگردان های جوان اتفاق می افتد, تئاتر نیز به انتظار جوان هایی نشسته که با عشق کار می کنند تا بدور از هیاهو و برق ستاره ها طرحی نو در اندازند.
این نمایش را می شود از دو منظر تفسیر کرد. در منظر اول که دیگر دوستان هم اشاره کردند تصویری از انسان امروزی است. انسانی که در حلقه ای از تکرارها اسیر است و این تکرار روزمره و ملال آور کم کم کالبد انسان ها را خالی می کند و هویت و فردیت افراد قربانی اصلی این زمانه است.
اما نمایش طوری طراحی شده که اجازه برداشتی متفاوت یا تکمیلی را می دهد. گویی نمایش روایتی است از درون ذهن نویسنده ای که در حال نوشتن یک متن کلاسیک ... دیدن ادامه » است. پانسیونی مانند پانسیون بابا گوریو بالزاک یا صدها نمونه دیگر. آدم هایی که با هم در جامعه ای کوچک بالاجبار در تعاملند. با هم سر و سری دارند. حب و بغض ها بین افراد را در میابیم و الی آخر. اما از جایی به بعد کم کم این دنیای برساخته در ذهن و زبان و قلم نویسنده از کنترل خالق خارج می شود. گویی به یکباره شخصیت ها بر می آشوبند. ابتدا به شوخی شخصیت ها رنگ عوض می کنند. به یکدیگر تبدیل می شوند ولی این آشوب آنقدر گسترش میابد که منتج به آشوب ذهنی می شود که نتیجه ای جز از پا در آمدن ذهن منظم خالق ندارد.
این نمایش نویسنده ای بزرگ را به من معرفی کرد که بسیار مشتاقم تا بیشتر از او بخوانم. سپاس از همه عوامل این نمایش.
سپاس جناب سحری از نگاه صمیمانه شما بر این اثر
سبز باشید
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض ادب
نمایش هتل کوهستانی را به تماشا نشستم ، نمایشی شریف و دوست داشتنی
بازیها روان و بسیار خوب بود ، با توجه به پیچیده بودن متن و جابجایی نقش ها بازیگران کار سختی داشتن که تمرکز زیادی لازم داشت ، و به نظرم به خوبی از پس کار بر آمدند.
دکور و طراحی صحنه هم بسیار خوب بود ، طراحی لباس هم عالی و بی نقص
خسته نباشید به کارگردان محترم جناب کیانی ، بازیگران ، و تمام عوامل این نمایش
ممنون که نوشتید . با توجه به پروفایل و نمایش هایی که دیدید ، خیلی وقت بود منتظر نظرات شما بودم .
۲۶ آذر ۱۳۹۷
ممنونم از نظرتون دوست بزرگوارم
۲۸ آذر ۱۳۹۷
متشکرم از شما جناب مردی گرانقدر
بزرگوارید و لطف دارید
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید