تیوال نمایش خروج ممنوع
S2 : 09:04:40
نگاهی تازه به اثر ژان‌ پل‌ سارتر
  ۲۰ آبان تا ۱۹ آذر ۱۳۹۷
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰، ۳۵,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان

: ژان پل سارتر
: حمید سمندریان
: گیتی قاسمی
: نسیم ادبی، فرزانه سهیلی، اویس خلیل‌زاده و رضا اخلاقی‌راد
: سیامک عباسی

: مسعود کرامتی
: محمدهادی شاه‌نظر
: شرکت فرهنگی هنری مهرآفرین فیلم
: مسعود حکم‌آبادی
: دانش اقباشاوی
: سعید حسنلو
: الهام شعبانی
: ثمین سالک
: مسعود رییسی
: علی سینا رضانیا
: حسن رونده
: ماه‌گل کرامتی
: مهسا عباسی
: محمد نژاد
: مهسا همتی
: رضا محمودی
: محیا قلی‌زاده
: رامتین ره‌انجام
: حمید شهرانلو، فاطمه صفیری
: محمد مسیبی، امیرحسین علی‌اکبر، سوگل جوادی‌مجد
: سینا ایرانپور

باکس‌های روبرو:
از ردیف ۱ تا ۳: ۴۵،۰۰۰ تومان
از ردیف ۴ تا ۵: ۴۰،۰۰۰ تومان
باکس‌های کناری:
ردیف ۱: ۴۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۲ تا ۳: ۳۵،۰۰۰ تومان
از ردیف ۴ تا ۵: ۳۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش خروج ممنوع / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تجربه ی 80 دقیقه ای از برزخ.
انسان ذاتن موجودی مرگ اندیش است اما در مرگ اندیشی، انسانها دو دسته اند: یک دسته چنان خود را در روزمرگی غرق می کنند که خیلی مجالِ اندیشیدن درباره ی مرگ را پیدا نمی کنند. دسته ی دیگر اما در پَسِ ذهن با پرسمانی به نامِ ((مرگ)) روبرو هستند و هر روز و هر شب، کم و بیش با آن درگیری اندیشناک دارند.
من از دسته ی دوم هستم و از لحظه ای که فهمیدم ((گارسِن)) مرده تا زمانی که چراغ های سمتِ تماشاگران روشن شوند نفس در سینه ام گرفتار بود و یک بند، عرق می ریختم. همه اش با خودم می گفتم آیا از این برزخ راهِ گریزی هست؟ حتا زمانی که ((گارسِن)) با بی تابی و سراسیمه گی فریاد می زد و درخواست می کرد که در بگشایند و اندکی بعد در گشوده شد یک آن می خواستم از جایم بلند شوم و به سوی درِ گشوده شده بدوم. نورِ قرمز و اجرای زنده ی موزیکِ متنِ نمایش، چنان فضای دوزخی-برزخی ... دیدن ادامه » ای برپا کرده بودند که وقتی در، دوباره بسته شد همه ی امیدهایم را ازدست رفته یافتم اما پس از گذشتِ دقایقی هنگامیکه تاریکی کاملن جای خود را به روشنی داد و زنده ها را هم کنار مرده ها دیدم، کف زدنِ تماشاچی ها به من نویدِ رهایی از برزخ را داد و فهمیدم با اینکه درِ آن اتاقِ برزخی همچنان بسته است ولی درِ تالارِ حافظ باز است...
مریم زارعی و رضا بهکام این را خواندند
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رو دوست داشتم،
متن ،کارگردانی و بازیها خوب بودند.
به نظرم فضای مرگ و محبوس بودن رو به خوبی نشون داده بود که من چندین بار مجبور شدم نفس عمیق بکشم تا حس خفگی بهم دست نده!
نریشنی با صدای مسعود کرامتی در کار نبود که ظاهرا اون بخش رو حذف کردند.
نریشن ظاهرا بخاطر انتقاد مخاطبین حذف شده.
۲۰ آذر ۱۳۹۷
چه خوب که برای کیفیت کارشون اهمیت قائل بودن و به انتقادات گوش کردن کاش با عنوان اسپویل یا حتی بعد پایان اجرا ها پایان جدید رو بگید ماهم بدونیم سرانجام جدیدش چگونه شده
۲۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقطه قوت کار را تفکر اگزیستانسیالیستی جاری در متن می دیدم که به کل از فلسفه و روانشناسی سارتر نمایندگی می کرد. متن بسیار همگن و عالی بود و فکر می کنم ترجمه و گزینش متن هم مناسب و باکیفیت بوده است. متن کار بخش هایی از واقعیت زندگی سارتر با دو زن به صورت همزمان رو هم در خودش داشت که رگه های تجربه های شخصی و نگاه دگرباشانه و فمنیستی جذابی رو هم در فکر و رفتار نقش های اصلی می شد دید. از این دیدگاه لذت بردم. اما تصور می کنم شاید مفاهیم عمیق متن به خورد بازیگران نرفته بود و گاهی حس می کردم بازیگر نمی داند که فلان جمله را دقیقا برای چه به کار می برد. اگرچه این موضوع در کارهای سوررئال تا حدود زیادی طبیعی ست و همین هم به زیبایی کار اضافه می کند. تفسیرپذیری ویژگی مهمی در این سبک است که سارتر هم چه از بعد قلم و چه از بعد شخصیت، نمونه خوبی ست. جمع دوستانم، امتیاز بالایی ... دیدن ادامه » به این کار نمی دادند اما شخصا در مجموع کار را به اندازه چهار از پنج دوست داشتم
امیر، میترا، امیرمسعود فدائی و شقایق صنعتی این را خواندند
Leon S. Kennedy این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو اجرای پایانی این نمایش، یکشنبه ۱۸ و دوشنبه ۱۹ آذر، به نویسندگی ژان پل سارتر، کارگردانی گیتی قاسمی و با بازی نسیم ادبی، فرزانه سهیلی، اویس خلیل‌زاده، رضا اخلاقی‌ راد آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای خانم گیتی قاسمی
هر روز با طلوع با خود عهد میبندیم که ظلم نپذیریم و خاموش نمانیم و چون به محل مبارزه میرسیم وا میدهیم وسکوت میکنیم
هر روز با خود تداعی میکنیم که به خواسته ها و تحمیلات نه بگوییم اما در مقابل خواسته ها سر به تعظیم میاوریم تن میدهیم
حمایت از شما نه فقط بخاطر کارگردانی اثری که در شرایط حاضر با توجه به تفکرات غالب بسیار جسورانه و بدعت شکن است بلکه بخاطر شجاعتی است که حتی من مخاطب هم ندارم در شرایطی که همه به دعوت ها و رقبت ها متوسلند گفتن با بلیط وارد شوید نه تنها شجاعانه است بلکه راه گشا و راهنمایی است برای گروه هایی که به درخواست بلیط از روی شرم تن میدهند میدانم که با خلل جشنواره مقاومت گسلی میان مخاطب و نمایش پیش می آید میدانم که با توقف اجرا ریتم گرفته میشود اما یقین دارم که تمام حامیان آزادگی و انسانیت تنهایتان نخواهند گذاشت ... دیدن ادامه » فارغ از هنر به آزادگی وچنین شیر زن بودنی سر تعظیم فرود می آورم
عشق و احترام ارادت من به وجود سرشار از آزاد اندیشی تان
آقای لهاک عزیز گفتن با بلیط وارد شوید ولی این تبصره شامل دوستان و آشنایان خودشون نمیشه جان برادر
۱۳ آذر ۱۳۹۷
دایه جان
من بعید می‌دونم
۱۳ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، پنجشنبه ۱۵ و جمعه ۱۶ آذر، به نویسندگی ژان پل سارتر، کارگردانی گیتی قاسمی و با بازی نسیم ادبی، فرزانه سهیلی، اویس خلیل‌زاده، رضا اخلاقی‌ راد آغاز شد.
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدما یا خیلی زود میمیرن یا خیلی دیر ، بدیش اینه که نمی دونن کی میمیرن..!
اینکه خوبیشه !
اینطوری حساب نمیکنیم چقدر مونده ، حساب میکنیم تو این مدت چیکار کردیم؟
۰۵ آذر ۱۳۹۷
ارادت فراوان برادر ، دل به دل راه داره
۱۳ آذر ۱۳۹۷
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۳ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش نامه فوق العاده به همراه بازی های خوب که قطعا ارزش دیدن رو داره.
لذت بردم و دیدن این اجرا رو‌ به دوستان توصیه می کنم.

و البته امان از اون متنِ انتهای اجرا؟!!! کاش ی کم بیشتر به این مساله دقت می شد
سلام. ببخشید منظورتون از متن انتهای کار چی بود؟
۱۴ آذر ۱۳۹۷
درود ، موافقم شدید ؛ جناب سرابی نریشن انتهایی مقصودشونه
۱۴ آذر ۱۳۹۷
من دیشب کار رو دیدم... چرا پس اصلن یادم نمیاد؟! بعد از اینکه گارسن بهشون گفت بشینیم و دیگه با هم حرف نزیم، تقریبن دیگه اجرا تموم شد که
۱۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اگر تئاتر را درآمیختنِ مجموعه ای از هنرهای مختلف بدانیم که هریک در مسیرِ اجرای نمایش ، سعی در انتقالِ معنا به مخاطب دارند ، پس نمی توان به سادگی از اهمیتِ طراحی صحنه ، نور و صدا چشم پوشید ؛ چراکه از طریق همین طراحی و معماری می توان تماشاگر را با زمینه و اتمسفرِ نمایش آشنا کرد و فضای نامرئیِ نمایش نامه را به محیط دیداریِ روی صحنه تبدیل نمود . با این توصیف در نمایش خروج ممنوع با یک طراحی صدای (که البته به صورت زنده صورت گرفته است )توام با هماهنگی و تاثیرِمثبت ِناشی از این نظم مواجه می شویم . البته علی رغم به کاربردن تمهیدات جالبی همچون استفاده از نور قرمز در نقاط حساس ِ نمایش ( نگریستن بازیگر به فضای خارج از محیط فعلی و شنیدن حرفهای دیگران) ، کار دارای دکور بسیار ساده ای می باشد ؛ در حالیکه شاید این نمایش پتانسیل وام گیریِ بیشتر از طراحی صحنه را داشته ... دیدن ادامه » باشد.
از سوی دیگر با بازیگرانی مواجه هستیم که در تمام مدت اجرا با اقتدارِ هرچه تمام تر و بدون دستپاچگی یا تپق از پسِ اجرای متن سارتر برآمدند . بازیِ فرزانه سهیلی چنان باور پذیر و عمیق به حساب می رود که به سادگی نمی توان این اجرا را فراموش کرد . او در ازای هر قدمی که برمی دارد و هر جمله ای که می گوید ،حواسش به تمام نشستن ها و برخاستن ها ، حرکات و انتقال حس و هیجان به مخاطب است . لرزشِ بیان کلماتش در بخش هایی از نمایش به کلیت ماجرا ، نقطۀ اوجی تزریق می کند که این نکته باعث می شود نوع جدید یک اجرا از متنی قدیمی را شاهد باشیم؛ این در حالیست که در چنین نمایش هایی که به پشتوانۀ یک متن فاخر به روی صحنه می روند ، در صورتی که مساله وفاداری به متن مدنظر ِکارگردان باشد ، وظیفۀ دشواری به دوش بازیگر است تا بتواند مخاطب را جذب کند . این اتفاقی است که در این اجرا و توسط بازیگرانش شاهد هستیم . گروه بازیگران در این کار در مقام اجرای درست یک نمایش نامه با سربلندی بیرون آمده اند .نقش گیتی قاسمی به عنوان کارگردان در بروز این نتیجه نیز مثال زدنی است.
کلیپ انتهایی کار علی رغم آنکه مطمئنا مطابق با سلیقۀ طرفدارانِ خاصِ خود است اما هیچ گونه ارتباطی با کلیت داستانِ نمایش ندارد و این عدم تجانس تنها از شکوه کیفیت یک پایان ، کاسته است . شاید اگر این کلیپ در انتهای یک تئاتر با فضای امروزی تر یا با مفهوم متفاوت استفاده می شد ، توجیه کاربردِ آن باور پذیر می شد اما در شکل فعلی ، اضافه کردن این آهنگ ،فضای فلسفی نمایش را به سمت و سوی ناملموسی برده است.
در کلیت ، تماشای این اجرا از حیثِ یک دست بودنِ جمع بازیگران و برخورد حرفه ای شان در بازی و حرکت ، انتخاب هوشمندانه ای است که می تواند برای ذهن های علاقه مند به فلسفه ، دلپذیرتر هم باشد .
نمایش بسیار دیدنی ای بود. بازی بازیگران خیلی خوب بود مخصوصا خانم سهیلی.
نور نمایش با توجه به فضای داستان به رنگ قرمز درومد که خیلی جالب بود.
بازی آقای خلیل زاده رو دوست داشتم اما چیزی که بنظرم ایشون باید در خودشون تقویت کنن فریادهاشونه. عملا به سختی میتونستم موقع فریادهای ایشون دیالوگها رو بشنوم.
و چیزی که برام عجیب بود و یک امتیاز منفی به حساب میومد آهنگ پایان کار بود. برای همچین نمایشی روانشناسانه و فلسفی. چرا باید از این آهنگ استفاده میشد؟ مخصوصا وقتی این نمایشنامه ایرانی نیست. بنظرم بهتر بود از موسیقی بی کلام استفاده میشد که ذهن مخاطب وقتی داره اون آهنگ رمزآلودو میشنوه یه دوره ی کوتاهی در نمایش داشته باشه. در کل بنظرم این نمایش بسیار جذاب بود و بسیار جای حرف داره. مخصوصا اگر نمایشنامه ای از آقای سارتر باشه.
دیدن نمایش: 27 آبان 1397
نمایش بسیار خوبی بود یک نمایشنامه عالی و اجراهای خوب ..واقعا نفمیدم زمان چطور گذشت تا اینکه موسیقی پایانی و نریشن ملال آور پایان کار . حالم رو گرفت! واقعا گرفت! شاید من از نسلی ام که نصیحت گریز شده...شاید هم دلم می خواست توی ال و هوای نمایش بمونم و شبم رو با اون بگذرونم. به هر حال نظر من هم مانند خیلی های دیگر عزیزان این هست که موسیقی آخر نمایش نتونسته با خود نمایش ارتباط بر قرار کنه البته برای شخص من نصیحت های مادرانه! آخر نمایش بیشتر آزار دهنده بود تا پخش کشدار موسیقی جناب تهیه کننده!!! با نهایت احترام البته با همه این تفاسیر یکی از بهترین نمایشهایی بود که دیدم در درجه اول به خاطر نمایشنامه و دوم به خاطر اجرا .
ضمنا شاید برای بیننده جالب باشد که بداند دکور در خود نمایشنامه به این صورت است.....(عینا از متن ترجمه شده کپی میکنم)
اتاقی تزیین شده به سبک ... دیدن ادامه » دوره‌ی امپراتوری دوم فرانسه است. سه کاناپه با رنگ‌های مختلف در اتاق قرار گرفته، یک مجسمه‌ی حجیم فلزی که بر روی یک بخاری قرار دارد و هم‌چنین یک میز تحریر که روی آن یک عدد کاغذبُر قرار گرفته است. زنگی در داخل اتاق تعبیه شده و لوستری که منبع نور است، در سقف مشاهده می‌شود. هم‌چنین یک دریچه یا پنجره‌ی کوچکی که کاراکترهای نمایش اتفاقات زمین را از آن‌جا مشاهده می‌کنند.
بله بسیار موافقم. همه چی عالی بود به جز آهنگ پایان کار.
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حاضرم هرچی دارم بدم ولی یه بار دیگه روی زمین برقصم.
شبنم یگانه این را خواند
محمد لهاک، امیر، فرزاد جعفریان و محسن سرابی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۳۰ آبان تا جمعه ۲ آذر، به نویسندگی ژان پل سارتر، کارگردانی گیتی قاسمی و با بازی نسیم ادبی، فرزانه سهیلی، اویس خلیل‌زاده، رضا اخلاقی‌ راد آغاز شد.
محمد لهاک این را دوست دارد
چرا اعلام قبلی نداشت ؟؟؟؟؟؟
۲۸ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام نمایش جذاب و دیدنی خروج ممنوع را دیشب جمعه دیدم و به کارگردان و تیم نمایشی ایشون که نهایت مهارت وتسلط را در کار خود نشان دادند خسته نباشید و تبریک میگویم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خروج ممنوع به عنوان مشهورترین نمایشنامه ی سارتر، تفکراتی عمیق در رابطه با آزادی عمل و هشیاری انسان را در خود گنجانده است. طبق نظرات سارتر، هر کسی توسط نفس خویش محدود می شود، چرا که “یک نفس هشیار نمی تواند به وجود نفس هشیار دیگری به جز خودش بیاندیشد”(سارتر، برتری نفس). نفوس خودآگاه و هشیار دائما در حال ایجاد ایده و افکار گوناگون اند، بدین گونه دیگران هیچگاه نمی توانند از هشیاری دیگری با دیدگاهی جبری بکاهند چرا که هدف مورد نظر چیزی است که ویژگی های جبری دارد. این تفکر بسیار گیج کننده است، که در خروج ممنوع واضح و روشن آمده است. شخصیت ها موجوداتی هشیار اند، پس در تلاش اند که به درک و فهمی از خودشان برسند. آنها واکنشی خشونت آمیز از خود بروز می دهند در برابر افراد هشیار دیگری که به آنها نسبت داده می شوند. این به وضوح به نمادهای مربوط به آینه ارتباط دارد. ... دیدن ادامه » استیل می خواهد آن گونه که هست شناخته شود، و تحملش برایش سخت است که او را به عنوان شخص دیگری بشناسند. با این تفکر سارتر نمایشنامه اش را با این جمله ی گارسین پایان می دهد: “ جهنم، مردمان دیگر اند”. در خروج ممنوع، جهنم جایی است که در آن تمامی شخصیت ها همدیگر را معرفی و مفهوم بخشند. این نگاه سرد شخصیت ها را نابود می کند. برای سارتر، این مساله مربوط به هشیار های دیگر، در تمامی عمل و عکس العمل ها ی انسان قرار می گیرد. قضاوت کردن دیگران، در انسان ها همیشه در اثر قضاوت کردن خودشان ایجاد می شود. (به نقل از سایت نقد روز)
من این نمایش را در اجرای دوم دیدم و دوست دارم برخی مواردی که به ذهنم می رسد را در میان بگذارم:
1- به نظر من بازیگرها اجراهای خوب و حرفه ای داشتند و به خوبی با نور و موسیقی و دیالوگها و موقعیت مکانی و زمانی هماهنگ بودن.
2- تغییر رنگ تدریجی نور در نیمه دوم نمایش به سمت رنگ قرمز از جمله مواردی بود که تماشاگر را ناخودآگاه به سمت نقطه عطف داستان می برد و بسیار هوشمندانه بود.
3- با توجه به اهمیت دیالوگ ها در این نمایش چیدمان یک صحنه ساده و مسطح یک حرکت هوشمندانه برای قراردادن تماشاگر در متن گفتگوها بود که بسیار موفق بود، هر چند صدای برخورد پاشنه کفش بازیگرها با صفحات چوبی توخالی گاهی مانع شنیدن گفتگوها می شد.
4- نکته ای که من را به شدت آزار داد و دوست دارم در میان بگذارم متن و موسیقی بود که در انتهای داستان پخش شد. در نهایت تاسف باید بگم اجرای یک موضوع فلسفی ... دیدن ادامه » نیاز به مشورت با آدم هایی دارد که در زمینه فلسفه صاحب نظر آکادمیک هستند یا حداقل فلسفه خوانده هستند، متاسفانه موسیقی و متن انتهای داستان یکی از درخشان ترین متون اگزیستانسیالیستی رو در حد یک مباحثه دوستانه چندنفر تازه روشن فکر توی یه کافی شاپ و یک شعار عامه پسند بازاری در مورد مفهوم زندگی پایین آورده بود. داستان خروج ممنوع تبیین کننده یکی از مبنایی ترین موضوعات فلسفه اگزیستانسیالیزم است، " جهنم دیگران هستند" و موضوع انسان عبارت است از اراده به شدن و ساختن نظام ارزشی صرفه نظر از قضاوت دیگران. یکی از مهمترین موضوعات این داستان تفکر عمیق سارتر در خصوص قضاوت و عدالت است و خوانش قالب سارتر نشان میدهد که این متفکر معتقد بوده قضاوت به واسطه اینکه امری ظهوریافته در دیگری است امری محال است و به دنبال آن عدالت هم امری محال است و تنها اصالت عالم خود انسان است و اراده او برای شدن به عبارت دیگر "آزادی اراده شوند انسان است" . به هر حال تقلیل فلسفه سارتر به یک شعار بازاری "زندگی در لحظه و تلاش برای تحقق حسرت هاو آرزوها" به نظرم سطح نمایش را از نظر فلسفی پایین آورده بود.
در کل این نمایش را به همه دوستداران تفکر و فلسفه و البته نمایش توصیه می کنم.
دقیقا موافقم. گاهی با ایرادات فاحشی از سمت اجراها مواجه میشیم و به خودمون میگیم چظور این دوستان چنین چیز ساده ای رو با یک مشورت دوستانه ازکسی نگرفتند؟؟
۲۳ آبان ۱۳۹۷
موافقم کاملا
۲۳ آبان ۱۳۹۷
من نظر شما را قبل از دیدن نمایش خواندم، و دیشب که نمایش را دیدم در لحظه کاملا با نظر شما موافق شدم. فکر میکنم آواز پایان نمایش نوعی جبر تحمیلی به کارگردان بوده،چرا که خواننده همان تهیه کننده نمایش هم هست! حالا نمی دانم باید به حال این کار گریست و یا آن را ... دیدن ادامه » همان طور که هست پذیرفت؟،چرا که نمایشنامه سارتر ،خود به موضوع جبر و اختیار اشاره می کند...
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
+ :
اجازه دارم توصیه ای بهتون بکنم
ما باید نهایت احترام رو به همدیگه بگذاریم این تنها راه محافظت از ماست
_ :
ببین من خیلی آدم مودبی نیستم ها!
+:
چه حیف پس من باید دوبرابر مودب باشم
شاید نوشتن این متن کمی عجولانه بود؛ چون من کار رو در روز اول اجرا دیدم. ولی بینهایت مشتاق بودم تا برای اولین بار بعد از دیدن یک نمایش نظری داشته باشم و مشتاق تر بودم تا مطالبی رو که یاد گرفته بودم رو بتونم در نمایش ردیابی کنم و اینکه اگر کارگردان محترم این مطلب رو بخونن نظر من تماشاچی رو بدونن. اول از زیبایی های کار میگم: با توجه به ضرورت اجرا در شرایط کنونی اجتماعی و جهانی انتخاب مناسب و به جایی برای اجرا بود. در کار بازیگران در لحظاتی که کامل وقف رویداد و عمل خود بودن عکس العمل های خوبی دیده میشد.و بی تردید و به موقع عمل میکردن. در بیان و بازی خانم فرزانه سهیلی زمان، مکان و عمل و در نتیجه رویداد قابل تصور بود و میشد کامل همراه شد. کامل به بازیگر طرف مقابل گوش میکردن و فضا و مکان رو میدیدن. در بازی خانم نسیم ادبی نوعی شتابزدگی در گفتن دیالوگ ها دیده ... دیدن ادامه » میشد. ( خیلی خوب گوش نمیکردن که طرف مقابل در حال روایت چه چیزی هستن) و داستانی رو که نقل میکردن قابل تصور برای من تماشاچی نبود. خواست، نیاز و هدف در بازی ایشون مقوله های گم شده بودن که شاید اگر اون شتابزدگی رو نداشتن راحتتر قابل برداشت بود. این نقد البته مانع گفتن اینکه ایشون در بخش هایی از کار در لحظه بودن و برخورد مناسبی داشتن نمیشه. لحظات کوتاه حضور آقای خلیل زاده قابل قبول بود. سکوتی که در زمان عمل خود داشتن به دلیل وقف عمل خود بودن هم آزار دهنده نبود. اما آقای اخلاقی راد... ایشون هم درگیر سرعتی بودن که شاید به اقتضای نقش بهش رسیده بودن اما این سرعت در بیان و حرکات شتابزده ایشون تاثیر مناسبی نداشت. در بخش هایی گفتار ایشون واضح به گوش نمیرسید (در قسمتی از نمایش بطور خیلی جالبی هم من هم نفر بغل دستی ام و هم ردیف پشت سری پرسیدیم: چی گفت؟) روایت داستانی که برای خود بازگوکننده قابل دیدن نباشه برای تماشاچی قابل هضم نیست. اما باز این حرف ها مانع تمجید لحظه هایی که ایشون درگیر عمل بودن و همراهی و گاهی خنده ی ناگهانی تماشاچی همراه در اون لحظات رو به ارمغان میورد نمیشه.

اما موسیقی و ترانه انتهای کار، ما رو از حال و هوای یک نمایش دور میکرد (طوری که از خودم پرسیدم این ترانه که شاید در جای خودش زیبا و مناسب هست چه ربطی به انتهای این نمایش داره). پایان بندی مناسب (برگشت به اول نمایشنامه) و نریشن زیبای انتهای کار که واقعا من رو همراه خودش و به فکر وادار میکرد، قابل چشم پوشی نیست. و در مجموع نمایش موجهی بود و شاید دوباره هم برای دیدن کار برم (روز اول خیلی زمان مناسبی برای نقد نیست)
یاد دیالوگ اقای گرجی تو نمایش سیزیف افتادم که میگفت صدای بازیگر باید به اون تماشاگر حرو .... ی انتهای سالن برسه
۲۲ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو سانس تازه این نمایش با بازی نسیم ادبی، فرزانه سهیلی، اویس خلیل‌زاده و رضا اخلاقی‌راد روزهای چهارشنبه ۲۳ و جمعه ۲۵ آبان‌ماه امروز ساعت ۱۱ آغاز خواهد شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
مریم ساری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی ژان پل سارتر، ترجمه حمید سمندریان، کارگردانی گیتی قاسمی و با بازی نسیم ادبی، فرزانه سهیلی، اویس خلیل‌زاده، رضا اخلاقی‌ راد، با تخفیف روزهای نخست، آغاز شد.
شبنم یگانه این را خواند
بهاره گراوندی، ایمان و مریم ساری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید