تیوال نمایش اودیسه
S3 : 18:58:08
  ۱۶ فروردین تا ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: امین طباطبایی
: مهدی تاج الدین
: آرش دادگر
: (به ترتیب ورود به صحنه) حسام منظور، کامبیز امینی، امین طباطبایی، عمار عاشوری، آرش دادگر، نگارعابدی، سیاوش دادگر

: امیر رجبی، مهراب رستمی، رسول مکوندی، جلال وفایی، رضا مرشد
: امیر سرافرازیان
: مرضیه برزی
: امیر رجبی
: مهتاب شکریان، مهراب رستمی
: رضا قاضیانی
: کاملیا غزلی
: زهرا شایان فر
: سارا یحیی
: مصطفی حسین خانی، امید نجومی، یاسمین هاشمی
: سید مصطفی هاشمی نسب (صنایع چوبی میران)

نمایش های پیشین گروه:
"زمانی برای گفتن"؛ تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۷۸
"من و هزار تو" تهران، تیاترشهر، تالار شماره ۲ و آلمان، تیاتر روهر؛ ۱۳۸۰
"آژاکس" تهران، تیاترشهر، تالار نو؛ ۱۳۸۲
"داستان‌های کارور" (آرش دادگر، حمیدرضا نعیمی) تهران، تیاترشهر، تالار نو؛ ۱۳۸۳
"الفبای ضربه‌ها" تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۴
"مکبث" تهران، تیاترشهر، تالار نو؛ ۱۳۸۴
"کالون و قیام کاستلیون" تهران، تالار اصلی تالار مولوی، ۱۳۸۵ و تیاترشهر، تالار چهارسو؛ ۱۳۸۶
"صبحانه برای ایکاروس" تهران، تالار مولوی، سالن اصلی؛ ۱۳۸۷
"شاه لیر" تهران، تیاترشهر، کارگاه نمایش؛ ۱۳۸۸
"ده دقیقه" تهران، تیاترشهر، تالار چهارسو؛ ۱۳۸۹
"حریم" تهران، برج آزادی، تالار اصلی؛ ۱۳۹۰
"بازگشت افتخارآمیز مردان جنگ" تهران، تالار حافظ؛ ۱۳۹۰
"طوفان" تهران، تیاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۹۱
"هملت" تهران، سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر،۱۳۹۳
"هملت"، میلان- ایتالیا، پیکولو تیاتر، ۱۳۹۳
"کالون و قیام کاستلیون" تهران، سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر،۱۳۹۳

*برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اجرای این نمایش در سی و چهارمین جشنواره تیاتر فجر می توانید این جا را کلیک نمایید.*


آدرس سایت گروه:
http://quantumtheatergroup.com

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از نمایش اودیسه (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش اودیسه (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش ادیسه (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش ادیسه (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش ادیسه / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اودیسه با ادای احترام به یک مادر روی صحنه رفت

» نمایش "اودیسه " پنجشنبه و جمعه دو نوبت اجرا می شود

» " اودیسه" ۱۶ فروردین ماه افتتاح می شود.

» زمان اجرای عمومی "اودیسه" مشخص شد.

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
رونمایی از نمایشنامه اودیسه با حضور امین طباطبایی نویسنده اثر و آرش دادگر کارگردان و برخوانی بخش هایی از این نمایشنامه توسط حسام منظور
زمان: شنبه ۲۶ خرداد ماه ساعت ۱۹
مکان: رَد کافه واقع در خیابان انقلاب، زیر پل حافظ نرسیده به خیابان البرز، پلاک ۷۳۷
متاسفانه تهران نیستم وگرنه حتما تو این برنامه شرکت میکردم.
به امید انتشار بقیه نمایشنامه های اجرا شده توسط گروه عزیز کوانتوم و همچنین انتشار فیلم تئاتر هاشون.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خود گویای همه ی نقاط قوتش هست، و نیازی به تعریف و تمجید نداره. تنها چیزی که میتونم اضافه کنم: اثری عالی، قوی، تاثیرگذار و به یادموندنی.
بسیار لذت بردم، ممنونم.
پرندیس، وحید هوبخت و پویا این را دوست دارند
سپاس از شما
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به تکمیل ظرفیت قبلی اجای پایانی این نمایش، یک باکس دیگر به این اجرا افزوده شد و همینگ قابل خرید است.
Hesam این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس

کلود دبوسی و آواز سیرن ها:
در نمایش ادیسه یکی از لحظات حضور امر واقع(the real)در معنای لکانی کلمه و فراروی از امر نمادین جایی است که از آواز سیرن ها سخن گفته می شود.غواصان برای شنیدن آواز سیرن ها باید به عمقی دست نیافتنی برسند،عمقی بی بازگشت که شاید آن ها را با مرگ رویارو کند،اما آن ها از این جستجو دست نمی کشند.موسیقی یکی از آن لحظات اتصال به امر واقع است،جایی که تئاتر جوهر حقیقی خویش را در رقص و آوا می یابد،آن جا که تئاترِ موسیقی شکل می گیرد و جهانی نوین ورای «واقعیت موجود»آفریده می شود.موسیقی به این جهان صدامی دهد(vocalize) و تئاتر آن را انضمامی می کند(concritize).دبوسی در جهان موسیقایی خود این «امر واقع»را به تصویر می کشد.در صحنه ای که چهار غواص در پشت سر هرمس ایستاده اند و او در حال فروپاشیدن و تحمل دردی شگرف از شنیدن آواز سیرن هاست،آن ها به خوبی از عهده ... دیدن ادامه » ی مواجهه با امر واقع بر می آیند،غواصانی که به «کشف صدا-جهانی»در آب رفته اند،آن ها حاملان قطب نمای اند که همان «گوهر اعماق»است:دُرّ یتیم دریای معنی.این گونه است که ادیسه از متن ظاهری و روایت اصلی خود تخطی می کند یا می تواند خارج شود.غواصان این «تجربه ی اعماق» را به سطح می آورند تا الفبای حیرت را تهجی کنند...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزهای پایانی نمایش اودیسه . تا جمعه 17 اردیبهشت اجرا داریم .
وای نه! من هنوز نتونستم بیام :((
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
سلام ، متشکر از لطف شما
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
خواهش می کنم
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسام منظور برای نمایش اودیسه یکی از برگزیدگان سیزدهمین جشن بازیگر خانه تئاتر شد .

مراسم معرفی برگزیدگان سیزدهمین جشن بازیگر خانه تئاتر شامگاه ۱۱ اردیبهشت‌ماه در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر معرفی شدند.
به گزارش خبرنگار مهر، در این مراسم ۴ بازیگر مرد و ۴ بازیگر زن بدون هیچ اولویت‌بندی، به عنوان بازیگران برگزیده سیزدهمین جشن بازیگر خانه تئاتر معرفی شدند.

در بخش بازیگر مرد، فرید قبادی‌پور بازیگر نمایش «ترور»، حسن معجونی بازیگر نمایش «اسم»، حسام منظور بازیگر نمایش «اودیسه» و صابر ابر بازیگر نمایش «کالیگولا» به عنوان برگزیده معرفی شدند.

در بخش بازیگر زن نیز ستاره پسیانی بازیگر نمایش «اتاق ورونیکا»، بهناز جعفری بازیگر نمایش «اتاق ورونیکا»، الهام کردا بازیگر نمایش «شنیدن» و گیتی قاسمی بازیگر نمایش «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» بازیگران ... دیدن ادامه » برگزیده شدند.

همچنین در این جشن، یلدا عباسی بازیگر نمایش «ننه دلاور و فرزندانش» و داود معینی‌نژاد بازیگر نمایش «هزار شلاق» به عنوان استعدادهای جوان بازیگری انتخاب و معرفی شدند.

هیأت داوری و انتخاب سیزدهمین جشن بازیگر خانه تئاتر گروه‌های بازیگری نمایش‌های «فصل بهار نارنج»، «صندلی‌ها»، «فهرست»، «سرگیجه»، «بیضایی» و «در بارانداز» را هم به عنوان گروه‌های برگزیده بازیگری معرفی کرد.
http://www.mehrnews.com/news/3613082/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF
واقعا حق حسام بود، مبارکش باشه.

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این هفته ، هفته پایانی نمایش اودیسه خواهد بود. یادآوری می شود نمایش اودیسه در روز دوشنبه 1395/02/13 اجرایی نخواهد داشت .
مهران اروانه این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌وگو با آرش دادگر کارگردان نمایش «ادیسه»

بولینگ عبدو شویم؛ پول درمی‌آوریم/به این فکر می‌کنم که دیگر تئاتری را روی صحنه نبرم
آرش دادگر گفت:من این روزها به هیچ چیز فکر نمی‌کنم. تنها چیزی که به آن فکر می‌کنم این است که دیگر تئاتری را روی صحنه نبرم. تنها چیزی که به آن فکر می‌کنم این است که سال‌ها وقتم را صرف کرده‌ام تا نشان دهم که می‌توان مقاومت کرد، می‌توان‌ با استقامت از راستای کار هنری و خلاقانه خارج نشد و به امتیازات کار تجاری بی‌توجه بود اما این روزها می‌بینم که تنها اگر بولینگ عبدو شوید می‌توانید از تئاتر پول درآورید.

به گزار ش خبرگزاری صبا،اولیسی که از گذشته خود رنج می‌کشد و پشیمان است، اولیسی که همه چیز را به چشم بازی می‌بیند و زمان را می‌کُشد و اولیسی که به دنبال مسبب اتفاقات است و به سوی علم می‌رود؛ هرسه با بازی حسام منظور، کامبیز امینی و آرش دادگر؛ این روزها روی صحنه تالار حافظ هستند. متن اولیه «ادیسه» به قلم امین طباطبایی نوشته شد که نقش ملوان را هم در این نمایش بر عهده دارد.
آرش دادگر طبق گفته خودش با استناد به اصل عدم قطعیت و نسبی بودن زمان و مکان نسبت‌هایی را در این متن تغییر داد. «اودیسه» با بازی آرش دادگر، حسام منظور، کامبیز امینی، امین طباطبایی، عمار عاشوری، نگارعابدی و سیاوش دادگر تا 17 اردیبهشت، هر شب ساعت 20 در تالار حافظ روی صحنه می‌رود.
آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌و‌گویی است که با آرش دادگر بازیگر و کارگردان نمایش «ادیسه» انجام داده‌ایم.

نمایش «اودیسه» به چند وجه از این شخصیت می‌پردازد و در واقع سه نفر در آن واحد نقش اولیس را برعهده گرفته‌اند. در گفت‌و‌گویی که پیش از این با امین طباطبایی بازیگر و نویسنده اثر داشتم به این نکته اشاره کرد که متن او با چهار پرسوناژ شکل گرفته بود که عبارت بودند از ادیسه ملوان، پنه لوپ همسر ادیسه و پسر بچه‌ای در نقش تلماک پسر ادیسه. می‌دانیم که دو ادیسه دیگر و ملوان دوم، توسط شما به نمایش اضافه شد و این ایده شما بود که دوست داشتید شخصیت ادیسه را از چند منظر ببینید. از سوی دیگر می‌دانیم که کوانتوم در یک تعریف خلاصه و جامع به این معنا است که ذرات ریز هسته‌ای (نوترونیم) که بدون چگالی هستند می‌توانند در یک زمان در دو جا وجود داشته باشند. در واقع مفهوم فیزیک کوانتوم اجازه تکثیر شخصیت را می‌دهد. اضافه شدن دو ادیسه دیگر را می‌توان در قالب این مفهوم توجیه کرد؟

(با قاطعیت) نه. قضیه این بود که اصل عدم قطعیت و نسبی بودن زمان و مکان موجب شکل‌گیری این اتفاق شد. در «ادیسه» ما یک زمان و سه مکان را می‌بینیم. علت اصلی اضافه شدن دو ادیسه به ادیسه اولیه، علاقه من به جهان‌های موازی بود. اولیس اگر در این جهان این کار را انجام می‌دهد در جهان موازی دیگری چه خواهد کرد. اگر دستم باز بود شاید نه تنها سه اولیس که 10 اولیس را روی صحنه می‌آوردم. (با خنده) متاسفانه نه وقتش را داشتم و نه تماشاگر ما پذیرای پیچیدگی زیاد است. امکان وجود جهان دیگر و امکان ظهور واقعیت‌های دیگر، چیزی بود که مرا به این کار ترغیب کرد. ما نمی‌توانیم چون رادیو‌یمان موج جهان‌های موازی را نمی‌گیرد وجود آن‌ها را انکار کنیم. در «ادیسه» سعی کرده‌ام؛ رادیوام، دو موج دیگر غیر از موج اول را هم بگیرد.


در همان گفت‌و‌گو، امین طباطبایی در مورد نحوه شروع نوشتن «ادیسه» گفت: «هنوز تمرین نمایش قبلیتان یعنی «هملت» را شروع نکرده بودید که با او صحبت کردید و گفتید دوست دارید روی «ادیسه» کار کنید.» شما در آغاز به او گفتید که دو شخصیت ادیسه و ملوان را روی آب می‌خواهید. آیا بعد از این‌که طباطبایی متن اولیه را برایتان آورد به جهان‌های موازی و امکان حضور آن‌ها در نمایشنامه فکر کردید؟

اولیسی ... دیدن ادامه » که در متن امین طباطبایی وجود داشت، زمان را می‌کُشت و در واقع با زمان بازی می‌کرد. من فکر کردم اگر قرار باشد همین کاراکتر با دیدی متفکرانه به جهان بنگرد در ارائه شخصیت دچار تناقض خواهیم شد. به همین خاطر شخصیت اولیس را تقسیم‌بندی کردم. راحت بگویم که بازیگران در ابتدا پذیرای این موضوع نبودند و من هم از روز اول به این تقسیم‌بندی نرسیده بودم. سه چهار ماه طول کشید تا من مرز میان این اولیس‌ها را پیدا کنم و این موضوع را به بازیگران بقبولانم. (با خنده) اوایل جنگ بر سر این بود که فلان مونولوگ برای من است یا چرا این بخش را او بگوید و من نگویم. ما برای جا افتادن این موضوع و پیدا کردن خط آن، زمان زیادی صرف کردیم. حسام منظور، کامبیز امینی و من برای پیدا کردن خط و مرز هر کدام از ادیسه‌ها زمان گذاشتیم. ما اولیسی که از گذشته خودش رنج می‌کشد و پشیمان است؛ اولیسی که همه چیز را به چشم بازی می‌بیند و زمان را می‌کُشد و اولیسی را که به دنبال مسبب اتفاقات است و به سوی علم می‌رود، ساختیم.


می‌خواهم به اولیسی بپردازم که همه چیز را به چشم بازی می‌بیند و زمان را می‌کُشد. اولیسی که نقش او را کامبیز امینی بازی می‌کند. هورکهایمر و آدورنو در کتاب «دیالکتیک روشنگری» معتقدند عصر روشنگری، خرد را صرفا به عنوان ابزاری در خدمت آرزوها و اراده بشری تقلیل می‌دهد. آن‌ها شکل‌گیری آغازین این مفهوم از خرد را در دنیای اساطیر و نوشته‌های هومر به عنوان متون بنیادی تمدن اروپایی ردیابی می‌کنند. در متن هومر ادیسه با حسابگری حیله‌گرانه‌ای خرد را به خدمت اهداف خود درمی‌آورد. شما در شکل‌دهی این وجه از شخصیت اولیس که به کامبیز امینی سپرده شد؛ به چه میزان به مفهوم خرد ابزاری اندیشیده بودید؟

(با قاطعیت) «دیالکتیک روشنگری»؛ کتاب بسیار مهمی است ولی به جرات می‌توانم بگویم برای شکل دادن به این وجه از شخصیت اولیس به آن رجوع نکردم. معتقدم نباید عین به عین مفهوم چنین کتاب‌هایی را در درام پیاده کرد بلکه باید کاربرد آن را پیدا کرد. در متن «ادیسه» به قدر کافی از فلسفه و فیزیک استفاده شده است و اگر من هم می‌خواستم مفهوم دیگری را وارد آن کنم، درام از دست می‌رفت. قطعا آن چه از مطالعات قبلی در وجود من ته نشین شده در این نمایش فوران کرده است. من نمی‌خواهم مبانی فیزیک یا فلسفه را روی صحنه نشان دهم بلکه می‌خواهم به ظرفی برسم که مظروفم را در آن قرار دهم. در حال حاضر ظرفی که ما برای ارائه مظروفمان پیدا کرده‌ایم چیزی است که روی صحنه می‌بینید. باید به این نکته اشاره کنم که این ظرف هنوز ظرف مطلوب من نیست. اگر بپرسید چرا مطلوب نیست، می‌گویم چون مجبور شدم از خیلی از ایده‌هایم صرف نظر کنم. مسائل مالی و امکانات فنی سالن مانع از آن شد که به ایده‌آل‌هایم برسم؛ پس ناچار شدم با آن چه که دارم بسازم.


بینامتنیت که از مشخصه‌های اندیشه پست‌مدرنیستی است؛ اعتقاد دارد متون هیچ‌گاه اصلی نبوده و همه متون از گفت‌و‌گو با متون دیگر زاده می‌شوند. این متون جدید نتیجه تفسیر خالقان جدید آن‌ها از متون پیشین هستند. خوانش شما از «اودیسه» را می‌توان خوانشی بینامتنی دانست؟

اگر متن اصلی را که نوشته امین طباطبایی است با آنچه اکنون روی صحنه می‌بینید، مقایسه کنید متوجه تفاوت‌های زیادی می‌شوید. بزرگ‌ترین این تفاوت‌ها جا‌به‌جا کردن و تکه‌تکه شدن است. این جا‌به‌جایی صحنه‌ها در خود متن هم وجود داشت ولی ما آن را بیشتر کردیم. صحنه‌هایی مانند صحنه حمام در متن وجود نداشت. حالا، منظورم از گفتن این چیزها چیست؟ منظورم این است که من تمام تلاش خود را کردم که مظروفم شکل درست خود را پیدا کند. بنابراین من رویاها و دنیاهایی دارم که آن‌ها را به متن تزریق می‌کنم. دغدغه‌هایی دارم که آن‌ها را وارد متن می‌کنم و این دغدغه‌ها گاهی حاصل تفسیر من از متون پیشین است.


شما اولیس را محکوم به یک سفر بی‌بازگشت می‌دانید؟

بله؛ صحنه‌ای که در آن اولیس را با بازی کامبیز امینی پشت میز صبحانه و همراه با همسر و پسرش می‌بینیم، رویای بازگشت به خانه است. رویایی که اولیس آن‌قدر آن را واقعی می‌پندارد که برای امتحان کردنش اشیا را لمس می‌کند یا به غر زدن‌های همسرش گوش می‌دهد. او به دنبال نشانه‌ای است که واقعی بودن این رویا را از طریق آن اثبات کند. نمی‌دانم فیلم تلقین (Inception) را به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی کریستوفر نولان دیده‌اید یا نه؛ برای من جالب است بدانم الان در خوابِ خوابِ کسی هستیم یا در دنیای واقعی. البته من رویا‌بینی اولیس را از این فیلم نگرفته‌ام بلکه وامدار داستانی از بورخس در مجموعه «هزار توها» هستم. در داستانی از این مجموعه شخصیت اصلی متوجه می‌شود که یک سری از آدم‌ها رویای آدم‌های دیگر هستند. راهی که از طریق آن می‌توان به رویایی بودن یا واقعی بودن انسان‌ها پی برد، گذر کردن آن‌ها از آتش است. خود او نیز از آتش می‌گذرد و وقتی که نمی‌سوزد در می‌یابد که خودش هم رویای کس دیگری است. سوال من این است؛ دنیای واقعی چیست؟ (به خروجی سالن حافظ اشاره می‌کند) اگر دنیای واقعی بیرون آن در است؛ من ترجیح می‌دهم همین جایی که هستم باشم.


برای کار بعدیتان به متن دیگری فکر می‌کنید؟

من این روزها به هیچ چیز فکر نمی‌کنم. تنها چیزی که به آن فکر می‌کنم این است که دیگر تئاتری را روی صحنه نبرم. تنها چیزی که به آن فکر می‌کنم این است که سال‌ها وقتم را صرف کرده‌ام تا نشان دهم که می‌توان مقاومت کرد، می‌توان‌ با استقامت از راستای کار هنری و خلاقانه خارج نشد و به امتیازات کار تجاری بی‌توجه بود اما این روزها می‌بینم که تنها اگر بولینگ عبدو شوید می‌توانید از تئاتر پول درآورید. به هیچ عنوان ایرادی به آن مدل از تئاتر نمی‌گیرم. نمایش‌های بولینگ عبدو هم شیوه‌ای از تئاتر است ولی باید در جای خودش باشد. خسته‌ام (با تاکید) به شدت خسته‌ام. با خودم فکر می‌کنم چرا باید زمان زیادی را برای تولید یک اثر هنری، برای کشف، جست‌و‌جو و تجربه بگذارم. (با حرارت) دولت باید از تئاتر حمایت کند. منظورم از حمایت، حمایت کامل است. دولت باید بپذیرد که تئاتر باید باشد، باید شکوفا شود، باید نفس بکشد و باید جلو برود نه این که به روزگار مردن بیفتد. زندگی گروه مرا چه کسی تامین می‌کند؟ در ازای زمانی که ما صرف این کار می‎کنیم، چه چیزی عایدمان می‌شود؟ این‌ها غر زدن نیست. روی سخن من با مسئولان است. آن‌ها دوست دارند که من هم «قهوه خانه زری خانم» اجرا کنم؟! باید خود‌زنی کنیم و هم‌رنگ جماعت شویم؟! مگر چند سال دیگر می‌توانیم دوام بیاوریم؟ ما از اول 1379 تا امروز دوام آورده‌ایم و از خطمان خارج نشده‌ایم ولی دیگر نمی‌توانیم. (با عصبانیت) قبلا فقط یک بولینگ عبدو بود که «قهوه خانه زری خانم» در آن اجرا می‌شد اما الان هر کجا که بروید، اوضاع همین است. با این تغذیه نازلی که در اختیار مخاطب قرار می‌دهیم چه توقعی از سطح سلیقه او داریم؟ قطعا در ذهنم به کار بعدی هم فکر کرده‌ام ولی روحیه‌ای برایم باقی نمانده است. ما برای نوشتن متن «ادیسه» دو سال و برای تمرین آن شش ماه زمان گذاشتیم. ما شش ماه هر روز تمرین کردیم و با وجود این هنوز هم راضی نیستم چون بودجه‌اش را نداشتیم تا بتوانیم امکاناتی را که می‌خواهیم روی صحنه فراهم کنیم. (با تاسف) حرجی بر کسی نیست، ظاهرا نگاه به تئاتر این‌گونه است و نمی‌توان آن را عوض کرد.


آشنایی‌زدایی از در پارکینگ سالن حافظ

معتقدم در نمایش «ادیسه»، درِ پارکینگ تالار حافظ دیگر برای شما فقط یک در پارکینگ نیست بلکه راهی به جهانی موازی است. شما که در این سالن نشسته‌اید و نمایش را می‌بینید، در یک جهان موازی حضور دارید، وقتی که درِ پارکینگ وسط نمایش آن در، بالا می‌رود، شما یک جهان دیگر را می‌بینید. تئاتر هنرش همین است. تئاتر هنرش این است که شما را جادو کند، چیزی را که فراموش کرده‌اید در قالبی دیگر به شما یادآوری و از آن چه بارها دیده‌اید؛ آشنایی‌زدایی کند. شما بارها و بارها درِ پارکینگ تالار حافظ را دیده‌اید ولی با بالا رفتن آن در وسط نمایش «ادیسه»، حیرت زده می‌شوید و فکر می‌کنید جهان دیگری را در آن سویش می‌بینید. قطعا از خودتان می‌پرسید، چرا من تا کنون متوجه این در و جهان پشت آن نشده بودم؛ این در همیشه بوده است ولی تا کنون چنین استفاده‌ای از آن نشده بود.



گفت‌وگو از:نرگس کیانی
http://khabargozarisaba.ir/fa/news/13859/%D8%A8%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D9%88-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%85
جم، معین و وحید عمرانی این را خواندند
مهسا نادری و ثمره خدارحمی این را دوست دارند
فارغ از تمام توضیحات و شفاف زدایی آقای دادگر در مورد نقش اولیس و جهان موازی ، یک بخش از گفت و گوی آقای دادگر ، قلب مرا به درد آورد.....
آقای دادگر گرچه در این دنیای تاریک و اسیر توهمات خوش خیالی و پایین آمدن درک مخاطب و اندیشه های خاموش و صد البته خواست قاطع ... دیدن ادامه » مسئولین برای برچیده شدن این گونه اثرات هنری و مفهومی که موجب بالابردن درک مخاطب و دنیای نگاه او میشود ، گویا و آشکار است ،
اما با کنار رفتن شما و امثال شما ، تئاتر هم به عمق تاریکی ها می پیوندند، حمایت من و سایر دوستان در تیوال از نمایش شما و معرفی این اثر ماندگار شما در جامعه بهتان شده ، موج کوچکی است بر این دریای عظیم ، بگذارید این هم سهم قدردانی ما از زحمات شما باشد ، اگر شما هم بروید به چه امیدی بر صحنه تئاتر حاضر شویم ......
ما ،شما رو تنها نگذاشتیم ،شما هم ما را به حال خود وامگذارید، ما به دنبال طراحی صحنه های ایده آل نیستم ، به دنبال نورپردازی و دکور عالی نیستم ، یا دنبال لباس های فاخر و بازیگران معروف و مشهور، همین که صحنه ای باشد و شما باشید و گروه شما ، و شما برای ما حتی سخن بگویید ، برای ما بس است.
بسیار امیدوارم که زمانی را مقرر کنید تا همراه با تمام تیوالی های عزیز و مخاطبان گمنام در جمعی حضور پیدا کنیم، تا از ما سوال و از شما پاسخ باشد....
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
سپاس از شما خانم نادری
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
چقدر احساس خوبی پیدا کردم وقتی دیدم که برداشت من از این نمایش با گفته های کارگردان مطابقت داره!
نمایشی فوق العاده با بازی هایی فوق العاده و موضوعی بکر و فوق العاده!
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسام منظور بازیگر نمایش اودیسه کاندیدای سیزدهمین جشن بازیگر انجمن بازیگران خانه تئاتر شد .

طبق لیست ارائه شده توسط خانه تئاتر نامزدهای برگزیده «جشن بازیگر» به شرح زیر است:
منتخبین زن بازیگری در سال 94 و بهار سال 95 :
1. شهره سلطانی برای نمایش «ولنتاین» به کارگردانی منیژه محامدی
2. الهام کردا برای نمایش «شنیدن» به کارگردانی امیررضا کوهستانی
3. پانته‌آ پناهی‌ها برای نمایش «کالیگولا» به کارگردانی همایون غنی‌زاده
4. مونا احمدی برای نمایش «شنیدن» به کارگردانی امیررضا کوهستانی
5. فریبا متخصص برای نمایش «هیچ‌کس نبود بیدارمان کند» به کارگردانی پیام دهکردی
6. گیتی قاسمی برای نمایش «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» به کارگردانی ساناز بیان
7. نسیم ادبی برای نمایش «هتلی‌ها» به کارگردانی حمید آذرنگ
8. ستاره پسیانی برای نمایش «اتاق ورونیکا» به کارگردانی رضا ثروتی
9. بهناز جعفری برای نمایش «اتاق ورونیکا» به کارگردانی رضا ثروتی
10. باران کوثری برای نمایش «شب آوازهایش را می‌خواند» به کارگردانی رضا گوران
11. پانته‌آ بهرام برای نمایش «در خواب دیگران» به کارگردانی نادر برهانی مرند
12. ... دیدن ادامه » سحرناز عباس‌زاده برای نمایش «مونس» به کارگردانی مهرداد کوروش‌نیا

منتخبین مرد بازیگری در سال 94 و بهار سال 95 :
1. حسام منظور برای نمایش « ادیسه» به کارگردانی آرش دادگر
2. رضا بهبودی برای نمایش « همه‌چیز می‌گذرد تو نمی‌گذری» به کارگردانی و نویسندگی رضا بهبودی
3. هوتن شکیبا برای نمایش «سوراخ» به کارگردانی جابر رمضانی
4. صابر ابر برای نمایش «کالیگولا» به کارگردانی همایون غنی‌زاده
5. حسن معجونی برای نمایش «اسم» به کارگردانی لیلی رشیدپور
6. فرید قبادی برای نمایش «ترور» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی
7. صادق ملکی برای نمایش «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» به کارگردانی احسان فلاحت پیشه
8. محمد نصرتی برای نمایش «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» به کارگردانی احسان فلاحت پیشه
9.شهروز دل افکار برای نمایش «باد شیشه را می‌لرزاند» به کارگردانی مصطفی کوشکی
10. مجتبی پیرزاد برای نمایش «B5-6» به کارگردانی فرزام رنجبر
11. آرش فلاحت‌پیشه برای نمایش «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» به کارگردانی احسان فلاحت پیشه
12. ایمان صیاد برهانی برای نمایش «سرگیجه» به کارگردانی پویا صادقی-ایمان صیاد برهانی
سیزدهمین جشن بازیگر انجمن بازیگران خانه تئاتر، روز شنبه ۱۱ اردیبهشت‌ماه، ساعت ۱۹ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر برگزار می‌شود.
مینا این را خواند
با پوزش جشن منتقدان کی برگزار ( تاتر ) میشود؟ سپاس.
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
متاسفانه اطلاعی ندارم
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
"گول نخورده گان در اشتباه اند/نام های پدر" نام سمینار سال 1973-1974 ژاک لکان روان کاو فرانسوی است.در حقیقت شاید تحلیل نمایش ادیسه را بتوان از این نام و آن چه این عبارت به آن اشاره دارد آغاز کرد.نمایش ادیسه اثری است که می توان آن را به سه دوره ی تاریخی یا سه هستی شناسی متفاوت و در عین حال متداخل ربط داد که دوره ی نخست مصادف با یونان باستان ،دوره ی دوم ار رنسانس تا ابتدای مدرنیته(زمان شارل بودلر ) و دوره ی سوم مقارن با دوران مدرن است.اما آن چه این نمایش را به سطح مباحث متداول جامعه روشنفکری و نه فراروی از آن باز می گرداند ماندن یا دوپاره شدن میان جهان اسطوره ای و جهان مدرن است.یا به بیان دیگر، «ماندن در صحنه».
فروید نخستین کسی بود که در دوران جدید نشان داد،ناخودآگاه «صحنه» ای است که در آن امیال پنهان به اجرا در می آیند.فروید واژه ی صحنه را دقیقاً در معنای ... دیدن ادامه » تئاتری آن به کار برد،آن چه لکان بعدها آن را به منزله ی «صحنه ی نمادین»صورت بندی کرد.در حقیقت، لکان بزرگ ترین کاشف و مطرح کننده ی امر نمادین به مثابه ساحت فرهنگ و زبان بود که از دید او هر موجود انسانی برای عادی(بهنجار یا به بیان او روان نژند بودن ،چرا که لکان راون نژندی را وضعیت عادی تلقی می کند) بودن باید به نظم نمادین و ساحت ادیپی گردن نهد،این همان وضعیتی است که لکان در سمینار یاد شده با عبارت«گول نخورده گان در اشتباه اند» به آن اشاره می کند،به بیان دیگر،از دید او برای رهایی از جنون یا روان پریشی باید به فریب امر نمادین و فرهنگ مسلط گردن نهاد و وارد این بازی شد...«خروج از صحنه»در این معنا معادل روان پریشی و جنون است که لکان آن را نمی پذیرد.این دیدگاه محافظه کارانه ی نمایش ادیسه هم هست که در "صحنه" باقی می ماند.دیوانه یا روان پریش کسی است که به این بازی تن نمی دهد و صحنه را ترک می کند.
در یکی از صحنه های پایانی "در" خروجی ای وجود دارد که بر شخصیت های جهان افسانه،یعنی بر اولیس و هرمس پدیدار می شود،هرمس به سمت آن می رود اما دوباره به درون صحنه باز می گردد،آن "در" که خروج از صحنه نمایش است در حقیقت همان «امر واقع»(the real )لکانی است که خروج از شبکه نمادین(the symbolic )گفتار را در پی دارد،با وجود این، نمایش از این جهان نمادین خارج نمی شود و "قاعده ی بازی"را می پذیرد و به آن گردن می نهند.قاعده ی ماندن در «سیاه چاله" ی نمادین که همه چیز را به درون خود می کشد.
از این جهت، نمایش «هویت پروانه های مرده»اثری سازش ناپذیر تر است،چرا که پروانگان در واپسین صحنه با نزدیکی به جنون از شبکه نمادین خارج شده و «اتصالی کوتاه»(short-circuit)با امر واقع برقرار می سازند،که همان کنش اتقادی تئاتر -اجراست.
رژیم دلوزی-گتاریایی جنون بر خلاف رژیم لکانی دیوانگی،مبتنی است بر بیان-ساختن چیزی در واقعیت موجود و تغییر دادن آن.از این رو،این دلوز و گتاری اند که جنونی برسازنده را معرفی می کنند که با فراروی از واقعیت و متصل شدن به "امر واقع" قادر به «خروج از زبان»(leave the language )می شود و میل-عشق را برای تولید امر واقع ای نوین به کار می گیرد.
به جای تن دادن به نام پدر/ادیپ، دلوز و گتاری «نام های تاریخ» که نیچه از آن سخن می گوید("من همه ی نام های تاریخ ام") را پیش می نهند،که هر لحظه سوژه را در آفرینشی جدید تولید می کند...
در خوانشی سیتواسیونیستی(موقعیت گرایانه) تئاتر ادیسه در آن چه گی دوبور «جامعه ی نمایش » می نامد باقی می ماند، در این مورد ،جامعه ی مبتنی بر تقابل سنت -مدرنیته،که ساختار قرینه وار زن نخ ریس سنتی و مرد روشنفکر مدرن به خوبی بر آن دلالت دارد،جامعه ی نمایشی که در این جا بازتولید کننده ی الگوهای مسلط ، مدها و سبک های کلیشه ای زندگی در نظام های سرمایه داری است...
این تمایش زمینه هایی در فرهنگ ایرانی به ویژه در هستی شناسی خیامی خود دارد که امیدوارم فرصت پرداختن بدان پیدا شود...و اتفاقاً در این جاست که شایدبتوان نمایش را از جهاتی متفاوت با روایت یونانی-غربی آن مورد بررسی قرار داد:«جامی است که عقل، آفرین می زندش/صد بوسه ز مهر بر جبین می زندش/این کوزه گر دهر چنین جام لطیف /می سازد و باز بر زمین می زندش....
معین و پرندیس این را خواندند
ابرشیر و محمد رحمانی این را دوست دارند
شمس عزیز از تحلیل ات در استنتاج نگاه محافظه کارانه ی نمایش در گردن نهادن به فریب امر نمادین فرهنگ مسلط و اینکه همه اینها در بازی می مانند به آن تن در می دهد ، بسی لذت بردم . این شاید همانچیزی بود که من عدم گشودگی در کلیت من درک کردم و اینکه فرا روی از دوآلیسم ... دیدن ادامه » مدرن - اسطوره(پیشامدرن) صورت نمی گیرد...
مقایسه ی جالبت با دیدگاه رادیکال هویت پروانه ها مرده با این نمایش هم در زمینه مزبورجالب بوده به ویژه اینکه فکر می کنم جوان بودن گروه پروانه ها در این هستی شناسی شان بسیار موثر بوده ...

اشاره داشتی به وجود زمینه هایی در فرهنگ ایرانی ،کوزه و خیام و...آیا کلیت نمایش را پاره پاره می بینی و هر پاره را با تفسیر جداگانه خاص خود؟ منظور نظرم این است که با توجه به متنت و اکتشاف نگاه محافظه کار و سازش استراتژی فکری فلسفی اودیسه ( در رژیم لکانی) ، این نگاه ایرانی هم در همان سیستم نمایشی تفسیر می شود؟ یعنی هستی شناسی خیامی هم واجد قوانین عدم خروج از قوانین بازی است و اساسا چطور اینها با هم در یک کلیت توضیح پذیر می شود؟
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
شمس
نکته ی دیگری که باید آن را به شکل روشن تر بیان کرد این است که این تاریخ فلسفه و هستی شناسی ایرانی در حقیقت شروع تاریخ تحول بشری نیز قلمدادشده است.یکی از فیلسوفانی که این مسئله را به صراحت بیان کرده است،اگر چه در زمره ی فیلسوفان مورد پسند شخصی من نیست،هگل،فیلسوف ... دیدن ادامه » آلمانی است.هگل در کتاب فلسفه ی تاریخ خود پارسیان (persian ) را مصادف با تحول تاریخ بشری می داند،به عبارت دیگر،او آغاز تمدن را نه با یونانیان ،بلکه با قوم فارس می بیند،و این کاملاً نظرگاهی صحیح است.هگل به مفهوم نور در اندیشه ی زرتشت اشاره می کند و آن را در قیاس با فلسفه های چینی و هندو دارای جایگاه کامل تری در سیر آگاهی روح معرفی می کند.
هگل می نویسد:«با امپراتوری فارس ما برای نخستین بار به درون تاریخی پیوسته(منسجم)داخل می شویم.پارسیان نخستین مردمان تاریخی اند.در حالی که چین و هند بدون تغییر باقی می مانند و حتی تا زمان حاضر نوعی وجود گیاهی و طبیعی را استمرار می بخشند،این سرزمین[سرزمین پارس] به آن توسعه ها و انقلاباتی گردن نهاده است که به تنهایی تجلی گر موقعیتی تاریخی اند».
جالب است مشاهدات فیلسوفی آلمانی در قرن هجدهم و نوزدهم،بر اهمیت اندیشه ی ایرانی در سیر دگرگونی تاریخ بشر اشاره دارد.مفهوم نور که هگل نیز به آن اشاره می کند در حقیقت، ممتاز ترین جنبه از مفهوم سازی و آفرینش های فکری فلسفه ی ایرانی است که شهاب الدین سهروردی در حکمت الاشراق و هیاکل النور به آن می پردازد.این مفهوم در سیر تاریخی خود به تدریج با مفهوم وجود یکی و مقارن می شود.
در حقیقت آن سه گانه ی کوزه-لوتوس-جام جهان بین مبین این "نور وجودی" است که اختصاص به اندیشه ی ایرانی دارد.
ایرانیان نخستین مردمانی بودند که منطق این نور را به جهان معرفی کردند،که در منشور کوروش به نام «داته»معرفی شده است و واژه ی انگلیس data(داده) و نظایر آن در زبان های اروپایی مشتق از این واژه است.داته نه قانونی اسطوره ای-طبیعی و نه قانون مدرن مدنی است،بلکه نظمی است که اندیشه ی نور می آفریند...تحول این مفهوم طی قرن ها هستی شناسی و اندیشه ی ایرانی و جهانی را متحول کرده است...
در حقیقت قدرت داراماتیزه کردن این هستی شناسی است که امروزه اهمیت دارد و می تواند افق هایی نوین را برای هنر-فلسفه معرفی کند و دریچه هایی را بر تئاتر معاصر بگشاید که ورای رویکردهای سنتی،مدرن و پسامدرن اند...
این هستی شناسی در نمایش ادیسه در سایه ی دو نگاه اسطوره ای و مدرن قرار می گیرد و رو به کم رنگ شدن می نهد،اما به شکلی مستتر در آن حاضر است،به صورتی نهفته (virtual)و نه بالفعل(actual)و این امکان را برای آثار آتی ذخیره می کند...این نور واقع ای است که ما را از سیاه چاله ی امر نمادین به خارج کشف ناشده ای متصل می کند،که هم زمان نقدی رادیکال بر سنت و مدرنیته است.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
ممنونم دوست خوبم...بسیار استفاده می کنم از مطالب و تحلیل های ارزشمندت ..که همواره دریچه هایی است باز به سوی مداقه و تفکر عمیق و ریزومی
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز، از هیچ زاده می شود

عمار عاشوری بازیگر نمایش اودیسه و یکی از اعضا ثابت گروه تئاتر کوانتوم این روزها با نقشی متفاوت و در عین حال دشوار بر صحنه تالار حافظ حضور دارد. عاشوری فرزند یک جانباز به نام اولیس را بازی میکند که تمامی شبانه روز و برای ساده ترین کارهای روزانه نیاز به کمک دارد. عاشوری صبوری بی پایان فرزندی از جهان امروز را به نمایش می گذارد که پدرقهرمان اش اولیس را حتی با زخم های بی درمان روانی و جسمی جنگ تروا پرستاری می کند.
این بازیگر تئاتر در یادداشت کوتاهی از بازیگری در گروه کوانتوم و از احساسش نسبت به نمایش اودیسه نوشت که در زیر آمده است"
« 23فروردین سالروز پرواز یوری گاگارین به فضا بود. روزی که اولین قدم های انسان برای شناخت کهکشان برداشته شد. پس از آن تئوری های زیادی نوشته شد، اقدامات عملی بسیاری صورت گرفت، اما هرآنچه انسان جلوتر می رفت، علامت سوال های زیادی پیش رو می دید.
هر روز قسمتی از کهکشان را کشف کردیم ، در مقابل قسمتی از زمین را گُم کردیم. انگار قرار است از صفر شروع کنیم.
بازیگری برای من مثل مطالعه ی فضا ست. در شروع مطالعه، ذوق زده ای، درمیانه حیرت زده ی وسعت کهکشانی، و در پایان نا اُمید از همه چیز.
وقتی قراره نقشی رو بازی کنم اون قدر ذوق زده هستم که شروع به تخیّل در ابعاد نقش می کنم و دائماً با خودم کلنجار می روم که چگونه می شود از هیچ، همه چیز ساخت؟ چگونه می شود یک نقش را دیدنی کرد؟ چگونه می شود نقش را از فردیّت خارج کرد تا بتواند در تعامل با دیگر نقش ها قرار بگیرد؟
جواب ظاهراً ساده است اما انجام دادنش به این سادگی ها نیست.
" تمرین. تمرین. نااُمیدی. تمرین. تمرین. تصمیم به کنارکشیدن از کار، تمرین. خستگی. تمرین. عبور از مرز خستگی. تمرین و سرانجام اجرا"
برای پیداکردن گنج، ابتدا باید نقشه ی گنج رو داشته باشی. تمرین تئاتر چیزی شبیه به پیداکردن نقشه ی گنجه.
گروه تئاتر کوانتوم همیشه به دنبال راهی برای نفوذ به سیاه چاله های ذهن تماشاگر است. از این رو هیچ گاه از تجربه کردن نترسیده ایم.
ما به فضای ذهنی تماشاگر سفر می کنیم تا ناشناخته ها را کشف کنیم. ابتدا از خودمان شروع می کنیم بعد یک قدم آن طرف تر را کشف می کنیم و سپس قدم های بعدی تا به آنچه که می خواهیم برسیم. مسلماً این روند زمان بر و با سختی های زیادی همراه است و ما همه ی مشکلات را به جان می خریم.
هدف، اندیشه تماشاگر است نه در حین اجرا بلکه بعد از اجرا و بیرون از سالن نمایش. هدف از اجرای نمایش اودیسه، ذوق زدگی تماشاگر نیست. هدف، کشف وسعت کهکشان ذهن تماشاگر توسط خودش است.
چنانچه به تماشای نمایشه اودیسه آمدید، لطفاً گارد نگیرید و اجازه بدهید ذهن شما را هدف بگیریم.
*" ... دیدن ادامه » بگو به من
چگونه است شباهت آشکار
میان اصل و سایه
میان چشم و سرمه؟
من، تو هستم
چگونه فرق بگذارم میان اصل و سایه
عمارعاشوری
فروردین 1395
*بخشی از شعر"بگو به من" سروده سعاد محمد الصباح ترجمه عمار عاشوری»
http://theater.ir/fa/60197

http://www.pana.ir/Pages/News-487752-%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2_%D9%87%DB%8C%DA%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%85%DB%8C_%D8%B4%D9%88%D8%AF_.aspx

http://isna.ir/fa/news/95020401844/-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF
نمایش اودیسه به کارگردانی آرش دادگر 30 فروردین ماه میزبان استرکیش لاروش مدیر و نماینده دفتر منطقه‌ای یونسکو در تهران شد.

به گزارش ایلنا، نماینده و مدیر دفتر منطقه‌ای یونسکو که با همراهی تعدادی از مهمانان خارجی حاضر در ایران به دیدن این نمایش نشست و در پایان با کارگردان و عوامل نمایش دیدار کرده و اجرای این نمایش را ستود.

نمایش اودیسه که کاری از گروه تئاتر کوانتوم است تا کنون میزبان هنرمندان و چهره‌های علمی و فرهنگی بسیاری بوده است.

سیاوش لطفی رهبر گروه کر ایران اتریش، لیلا فروغی آهنگساز و پیانیست ارکستر فرهنگی شهر تهران، ناهید ابراهیمی فر عضو گروه آنسامبل اپرای تهران و مدیر گروه کر تشریفات ملی به همراه جمع بسیار از سولیست های گروه آنسامبل اپرای تهران و خوانندگان کر ارکستر سمفونیک تهران نیز از جمله هنرمندانی بودند که شب گذشته نمایش اودیسه ... دیدن ادامه » را دیدند.

در هفته گذشته نیز هنرمندان و اساتید تئاتر همچون فرهاد مهندس پور، قطب الدین صادقی، شیرین بزرگمهر، عبدالحی شماسی، دکتر عبدالحمید ضیایی فیلسوف و جامعه شناس، مهدی شفیعی مدیر کل هنرهای نمایشی، حسین پاکدل، خسرو معصومی، خسرو احمدی، سیروس همتی، فقیه سلطانی، رؤیا بختیاری و بسیاری دیگر از چهره‌های تئاتر به تماشای اودیسه نشستند.

https://www.aftabir.com/news/article/view/2016/04/19/1210651
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش تصویری نمایش اودیسه در سایت هنرآنلاین را از لینک زیر ببینید :

http://www.honaronline.ir/Pages/PicNews-5488.aspx

عکاس:رضا قاضیانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت خانم رویا افشار بر نمایش اودیسه
اودیسه........
نوری که از کهکشان های دور دست به ما می رسد،میلیون ها سال قبل،از آنها گسیل شده است و نور دورترین شیئ که بوسیله بشر رویت شده است،هشت هزار میلیون سال قبل به راه افتاده است،بنابر این وقتی که به عالم نظر میکنیم،نظاره گر جهانی متعلق به گذشته می باشیم،« تاریخچه زمان،استیون هاوکینگ» ( از متن نمایشنامه اودیسه)
برای من که هنوز بند ناف کهن را پاره نکردم،بدون تمثیل و مثال و عین انگاری اساطیری،زندگی یک شوخی تکراری بی مزه،بیش نیست،نه اینکه راه نپیمودم و بی حرکت ماندم،نه،بسیار بسیار پرشتاب تر ،حتا از نور،و اوج پویایی ام در دوران گلادیاتورها مکثی طولانی داشته و سپس هماره با توبره افسانه های کهن،هر تلنگر امروزی را شکیب آورده ام.....
خب اینطور است، برای همین هم در ابتدای کلام اودیسه،در تالار حافظ،چنان مشتاق ... دیدن ادامه » به استقبال نمایش رفتم که تا پایان ،گویی در سیاه چاله ای بی جاذبه، بی نسبیت،تنها....تنها.....تنها مانده ام......
بی شک کلید راه یابی به علم فیزیک را می بایست در دنیای اساطیر جستجو کرد،دانشی که زمانی به افسانه می مانست و امروز قواعد علوم فیزیک را بنیان است،
اودیسه به نوشته امین طباطبایی ،به کارگردانی آرش دادگر،از همین مسیر سود جسته،تا به تالار حافظ رسیده،آنچه آرش دادگر بعنوان کارگردان ،بر متن نمایش بسیار قابل تامل امین طباطبایی افزوده،عرفان نهفته در دانش فیزیک است....یعنی سه بازه زمانی،در سه واضح مکانی،با سه کربن تجسم یافته در شمایل انسانی،با نام اولیس،...و در این امر هیچیک از این کربن های عالی شده،چون دیگری نیستند،بلکه هریک شمایلی دیگرگون از یک هسته واحد را اجرا میکنند،گفتم اجرا میکنند؟ نه، زندگی میکنند،هر یک از اولیس ها ،وجهی که به تنهایی کمال وجوه است را به تماشا میگذارند و این تجربه ای شگرف برای آرش دادگر است و آنقدر موفق از این ورطه عبور کرده که تماشاچی دیگر نمی تواند اولیس را صرفا یک افسانه بپندارد،اولیس زنده شده،جسمیت یافت.....
اولیس در غالب یک انسان افسرده گم شده در طوفان ایام ( اولیس،کامبیز امینی) و اولیس فیلسوف ( حسام منظور،که در اجرای نقش خود بینظیر بود) و اولیس دانش پژوه ( آرش دادگر) و این سه کربن تجسم یافته،در سه زمان غیر متسلسل،و در سه مکان غیر وابسته ،هر یک با نظری خاص خود،هرمی راساختند که نتیجه ای دهشتناک داشت وسوالی را پاسخ داد که جهان علم علی رغم دست یابی اش بدان،جسارت طرح واضح آن را ندارد.....
یک جمله کلیدی از متن نمایش،
اولیس: این بی دلیل زنده بودن من ،داره همه چی رو نابود میکنه.....
این بی دلیل زنده بودن هر یک از ما ،با نام مستعار اولیس،سرگردانی به طول اعصار رفته و در پیش رو،لاجرم کربن تجسم یافته را به مرزی می رساند که آنسوی سیاه چاله را معنا کند و از آن پس « زو» باید نگران وضعیت خود باشد.....
قصد ندارم جزئیات از این دست را ادامه دهم،اما آرش دادگر که به زعم من پادشاه ریتم است و آگاه بر تمپوی سرنوشت ساز بنیان یک نمایش،آنچنان زیبا متن نمایش بسیار عمیق امین طباطبایی را عین تبدیل کرده که تماشاچی مدام غرق در جهان های گونه گون،سوالات پنهان در ضمیر خود را عیان میکند،از جمله این پرسش ها،هستی چیست.....تلاش من واحد در این گستره به کجا می انجامد......انجام چیست،
پرسش های بنیادین،یکی از یکی دیگر سرنوشت ساز تر،و اینکه سرنوشت آیا موجود را رهنمون است؟ و یا موجود است که سرنوشت را تحریر کرده......
در اجرای اودیسه،زمانی به کمال،پر از اندیشه را سپری می کنیم،با بازی هنرمندان با ارزش و جزء به جزء اتفاقات بدیع،اودیسه نمایش زندگی انسان در چرخه زمان بدون صفر است،از این رو فکر میکنم دیدن این نمایش برای هر کس،با هر دلیل و سلیقه ای میتواند بسیار قابل تامل باشد،چه در معنا،چه در اجرا،و چقدر دوست میداشتم، اگر اتفاق می افتاد که تماشاچی،با هر بنیان تفکر و هر میزان دانش، در پایان دوره این اجرا، گرد آرش دادگر ،نویسنده و گروه اجرایی این اثر می آمدیم، تا بحث نمایش را ادامه دهیم، یک نمایش صرف یک دوره اجرا نیست،یک نمایش زمانی موفق است که بتواند در زمان و مکانی جدا از اجرا،همچنان در ذهن تماشاچی ادامه یابد، و اودیسه همچنان در ذهن من ادامه دارد،پیشنهاد میکنم فرصت دیدن این اثر را از دست ندهید، و به آرش دادگر پیشنهاد میکنم،فرصت بحث و چالش این اثر، بعد از دوران اجرا را برای تماشاچیان خود فراهم آورد، اودیسه آرش دادگر، بعد از صد دقیقه،در تالار حافظ خاتمه نمی یابد، اودیسه، در هر اتفاق روزمره، در جنگ ها، در دفاع و در تلاش هر کربن تجسم یافته، برای گریز از بیهودگی تجسم اش ،همچنان ادامه دارد......سعی کن لابیرنت را بفهمی......
چه خوب هنرمندانمون همیشه نقدهایی اصولی وبا ارجاع به متن و جزئیات نمایش بدوراز تعارف های رایج ، نظراتشونو بنویسند ..
درود بر خانم افشار گرامی
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
از آن پس زو باید نگران وضعیت خود باشد
درود بر بانو افشار
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
این متن رو دوست نداشتم ... عاشقش شدم ... ممنون از خانم افشار و همچنین جناب عاشوری برای اشتراک گذاشتن این نوشته ی دلنشین
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش تصویری نمایش اودیسه در سایت آژانس عکس همشهری را از لینک زیر ببینید :

http://hamshahriphoto.ir/detail/photo/6238/4

عکاس :لیلی صدیق

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش تصویری نمایش اودیسه در سایت ایران نمایش را از لینک زیر ببینید :

http://irannamayesh.com/gallery/88

عکاس: حسین اسماعیلی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#اودیسه نمایشی فراتر از شخصیت و داستان اولیس ، تاریخ ، فلسفه و در عین حال تلفیقی از همه اینها در کنار زندگی مدرنیته..
مردی با وجدانی زخم خورده و پاره پاره و سردرگم در برزخ ، به دنبال راه فرار
و بازهم انسان هایی که دچار روزمرگی شده اند و نمیدانند به دنبال چه هستند و چه میخواهند ، تا جایی که تمام زندگیشون و حتی شرافتشون رو هم برای به دست آوردن چیزهایی که مورد نیازشون هم نیست بر باد میدن
نمایش پیچیده اما قابل فهمی که دیدنش رو شدیدن پیشنهاد میکنم
فقط چیزی که من دنبالش بودم و پیداش نکردم داستان محور نمایش بود که تو نقد ها هم چیزی دستگیرم نشد اما در عوضش از شاخه و برگاش لذت بردم !
سپاس از شما
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگوی نرگس کیانی با امین طباطبایی نویسنده و بازیگر نمایش اودیسه را در روزنامه صبا از لینک زیر بخوانید:

http://www.rooznamehsaba.ir/fa/publication/642/2587
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش روز چهارشنبه ۲ اردیبهشت ماه ساعت ۱۲ فراهم می شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید