تیوال اپرای عروسکی سعدی
S3 : 09:07:10
  ۰۶ اردیبهشت تا ۰۸ خرداد ۱۳۹۴
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: بهروز غریب پور

: امیر بهزاد

: بهروز غریب پور
: علی پاکدست، مریم اقبالی
: علی پاکدست
: مریم اقبالی، علی پاکدست، سینا ییلاق بیگی، هنگامه سازش
: مونا کیانی فر
: هنگامه سازش، سینا ییلاق بیگی

: علی پاکدست، مریم اقبالی، علی ابوالخیریان، مرجان احمدی، مرضیه سر مشقی، سمیه نادری، فرزانه عاقلی، نگار میر فخرایی، مریم مجیدی، الهام عابدی، هانی حسینی، سحر کاظمی، سارا اقبال، مرضیه نادری، سحر امیراقبالی، قاسم رحمتی، مینا یوسفی، مریم رحمانی، مهلا پاکدامن.

: محمد معتمدی، استاد اسحاق انور، علی زند وکیلی، روشنک کی منش، سحر محمدی، مهرداد ناصحی، حامد فقیهی، محمد فرزین ذوالقدر، علیرضا مهدی زاده، هادی فیض آبادی، جواد حنیفه، علیرضا عبدالکریمی، وحید ابوالقاسم، ابوالفضل باقریان، فرهاد خزری.

: هنگامه سازش، سینا ییلاق بیگی
: فرزانه عاقلی، نگار میرفخرایی، قاسم رحمتی، سحر امیر اقبالی، علی باروتی

: مهدی بقاییان، داوود داداشی، علی فتحعلی، فاطمه آزادی، الهام مهری، علی فتاحی، عباس امروزی، سعید حشمتی، محمد علی ترابی.
: روشنک کی منش، آناهیتا حسین زاده، شقایق صادقیان، سمیرا محسنی، هنگامه سازش، مهردادناصحی، حامد فقیهی، علیرضا عبداکریمی، بابک نصیری خواه، جواد حنیفه، بهرنگ عجم حسنی، محمدعلی ترابی

: مریم اقبالی
: مریم اقبالی، علی پاکدست، علی ابوالخیریان، هانی حسینی، قاسم رحمتی، مرضیه سرمشقی، سلما محسنی، الهام عابدی

: علی ابوالخیریان
: فرزانه عاقلی
: مونا کیانی فر
: مونا کیانی فر، سپیده قلی زاده، مرضیه نادری، سحر کاظمی، کاملیا نوحی
: هنگامه سازش
: سینا ییلاق بیگی، هنگامه سازش، فرزانه عاقلی، سحر امیر اقبالی، امیرباباییان، احمد محمدی
: نگار نادری پور، آرمین پور فهیمی
: قاسم رحمتی

: احسان نقابت
: آیرین غریب پور
: امیر محمدی
: مهلا پاکدامن
: سولماز فاتحی خامنه
: هانی حسینی

: بنیاد فرهنگی هنری رودکی
گروه تیاتر عروسکی آران
: بهروز غریب پور
: حسین سروی

هفتمین اپرای عروسکی گروه تیاتر آران پس از:

- اپرای مکبث
- اپرای رستم و سهراب
- اپرای عاشورا
- اپرای مولوی
- اپرای حافظ
اپرای لیلی و مجنون

>> دانلود بروشور اپرای عروسکی سعدی برای مطالعه و ایجاد پیش زمینه برای تماشاگران اثر

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش اپرای عروسکی سعدی / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، تالار فردوسی
تلفن:  ۶۶۷۵۷۵۰۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
■ اپرای «خیام» بهروز غریب‌پور به فرنوش بهزاد رسید.

■فرنوش بهزاد، رهبر ارکستر سمفونیک لندن، رهبری و ضبط اپرای خیام را که توسط امیر بهزاد نوشته شده است را آغاز کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، امیر بهزاد پیش از این در بازسازی موسیقی اپرای «لیلی و مجنون» و ساخت موسیقی اپرای «سعدی» با بهروز غریب‌پور و گروه آران همکاری داشته‌ است. بهروز غریب‌پور، پژوهشگر، طراح و کارگردان اپرای «خیام» عنوان کرده است به زودی سایر مراحل ضبط را در ایران پی می‌گیرد.

مدتی پیش و پس از عدم صدور ویزای آهنگساز اپرای «خیام» که از سوی بهروز غریب‌پور اقدامی کاملاً غیر فرهنگی تلقی شد، دیدار مسئولان اجرایی موسیقی این اپرا در تهران و با حضور نوید نیکبخت، مدیر اجرایی ضبط خارج از کشور، آقای فرنوش بهزاد رهبر، امیر بهزاد آهنگساز و بهروز غریب‌پور انجام و قرار بر آن شد یکی از دو استودیو صاحب‌نام Abbey Road یا Angel's Recording Studios برای ضبط این اثر انتخاب شوند که به دلیل امکان هماهنگی زمانی استودیو دوم که چند اثر موسیقایی ضبط شده در آن برنده جایزه موسیقی اسکار شده است، نهایتاً ضبط این اثر به استودیوآنجلز رکوردینگ سپرده شد.



در اپرای «خیام» آواگرانی همچون همایون شجریان، اسحاق انور، وحید تاج، رها یوسفی، روشنک روشن، حامد فقیهی، مهرداد ناصحی، شاهو عنلیبی، تریفه شریفی، بهرنگ عجمی و آیرین غریب‌پور و گروهی از صداپیشگان همچون منوچهر آذری و مهدی بقاییان و گروهی از بازیگران رادیویی حضور دارند.

در کارگاه ساخت عروسک‌ها و صحنه اپرای «خیام»، علی پاکدست، دستیار ارشد و طراح صورت‌ها، مریم اقبالی طراح بدن ها، علی ابوالخیریان طراح قالب‌گیری و ریخته‌گری، مرضیه نادری، دستیار طراح لباس، قاسم رحمتی، دستیار طراح صحنه ، لاله رمضانی، دستیار کارگردان رادیویی، در این اپرا بهروز غریب‌پور راه همراهی می‌کنند که بخشی از مراحل ساخت از دوسال پیش آغاز شده است. پیش از این قرار بود که اپرای «خیام» در جشنواره فجر رونمایی شود؛ اما به دلیل عدم همکاری سفارت انگلیس در صدور ویزای آهنگساز، تمام پیش‌بینی‌های مالی و تقویمی اجرا دستخوش تغییرات ناخواسته شد و اپرای «خیام» در سال 96 رونمایی خواهد شد .

در حال حاضر ساخت عروسک‌های اپرای عروسکی خیام به پایان رسیده و ساخت مجسمه‌ها و دکور صحنه‌های آن نیز به زودی به پایان می‌رسد. بهروز غریب‌پور بیان داشته است که با اجرای این اثر پنجگانه خداوندان شعر و اندیشه ایران :فردوسی ، مولوی ، حافظ ، سعدی و به زودی خیام را برای دوستداران هنر ایران زمین تکمیل می‌کند.


https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/11/23/1325396/اپرای-خیام-بهروز-غریب-پور-به-فرنوش-بهزاد-رسید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از این گروه رستم و سهراب را دیده بودم. در رستم و سهراب همه چیز بی نظیر بود غیر از لهجه ی خواننده ها اما در این کار اون مشکل هم رفع شده بود.
یک اجرای شگفت انگیز بود این کار
صدای محمد معتمدی و علی زند وکیل و خانمی که نقش معشوق سعدی را بر عهده داشتند بی اندازه دلچسب بود
برای من بهترین قسمتش قسمت مسجد و حضور مست در مسجد بود که اجرای این بخش به نظرم واقعا عالی بود و بعد صحنه دار زدن منصور حلاج
استاد غریپ پور یک جنرال به تمام معنا در تاتر است در گروهش یک نظم عجیبی حکمفرماست.اپرای سعدی یک نمونه بینظیر تاتر ماست یک هارمونی عجیب میان موسیقی و نمایش ابتدا باید از انعطاف خواننده ها در گفتن شعر/گفتگوها سخن گفت شاید اگر کسی غیراز معتمدی و همایون شجریان(والبته ... دیدن ادامه » دیگر افراد اهل موسیقی سنتی تاتری)دراین چندساله برای تاتر تربیت نمی شدند اندوه بزرگی تمام جامعه ما را فرا می گرفت چراکه آواز سنتی به جای خود زیبا و شنیدنی است اما این قالب تاتر اپرا چندسالی است به همت استاد غریب پور احیا شده است. هرچند در تعزیه نوعی دیگر از اپرا را ما شناسیم که بشدت بومی است اما این گونه غربی سنتی آن برای اولین بار با رستم و سهراب شکل گرفت که پیشتر از این استاد چکناواریان بوسیله کنسرواتوار ارمنستان ساخته شده بود و بعد گروه آران از روی آن متن رستم و سهراب و میزانسن آن را به سرپرستی و کاگردانی استاد غریب پور تولید شد رفته رفته این راه ادامه پیدا کرد و تا امروز اپراهای عروسکی حافظ .مولانا.عاشورا..و این روزها هم اپرای سعدی شکل گرفته است.
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
اپرای مولانا رو هم حتما ببنید !
۲۱ خرداد ۱۳۹۵
حتما
خیلی دوست دارم ببینم
۰۷ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
سعدی :
سعدیا عمر گرانمایه به پایان آمد
همچنان قصه سودای تر ا پایان نیست.

.
.
.
تمام شد
خدا قوت
بی صبرانه منتظر "خیام" از گروه منحصر به فرد "آران" هستیم.
.
.
.
ممنون از لطفتون جناب شکیبا
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
واله و شیدا شدۀ "سعدی" ام
چشم به راه اثر بعدی ام
۱۱ خرداد ۱۳۹۴
بی صبرانه ،جناب جلالی مهربان و عزیز
۱۱ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان تمدیدش هست؟!!!!
شکیبا و هانی حسینی این را خواندند
اعلام کردند،خیر
۰۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
سعدی:

چو دشنام گویی دعا نشنوی *
به جز کشته‌ی خویشتن ندروی
به دانش سخن گوی یا دم مزن

.
.
.

*
(حکایت سلطان تکش و حفظ اسرار)

تکش با غلامان یکی راز گفت
که ... دیدن ادامه » این را نباید به کس باز گفت
به یک سالش آمد ز دل بر دهان
به یک روز شد منتشر در جهان
بفرمود جلاد را بی دریغ
که بردار سرهای اینان به تیغ
یکی زان میان گفت و زنهار خواست
مکش بندگان کاین گناه از تو خاست
تو اول نبستی که سرچشمه بود
چو سیلاب شد پیش بستن چه سود؟
تو پیدا مکن راز دل بر کسی
که او خود نگوید بر هر کسی
جواهر به گنجینه داران سپار
ولی راز را خویشتن پاس دار
سخن تا نگویی بر او دست هست
چو گفته شود یابد او بر تو دست
سخن دیوبندی است در چاه دل
به بالای کام و زبانش مهل
توان باز دادن ره نره دیو
ولی باز نتوان گرفتن به ریو
تو دانی که چون دیو رفت از قفس
نیاید به لا حول کس باز پس
یکی طفل برگیرد از رخش بند
نیاید به صد رستم اندر کمند
مگوی آن که گر بر ملا اوفتد
وجودی ازان در بلا اوفتد
به دهقان نادان چه خوش گفت زن:
به دانش سخن گوی یا دم مزن
مگوی آنچه طاقت نداری شنود
که جو کشته گندم نخواهی درود
چه نیکو زده‌ست این مثل برهمن
بود حرمت هر کس از خویشتن
چو دشنام گویی دعا نشنوی
بجز کشتهٔ خویشتن ندروی
مگوی و منه تا توانی قدم
از اندازه بیرون وز اندازه کم
نباید که بسیار بازی کنی
که مر قیمت خویش را بشکنی
وگر تند باشی به یک بار و تیز
جهان از تو گیرند راه گریز
نه کوتاه دستی و بیچارگی
نه زجر و تطاول به یک‌بارگی
.
.
.
.
.
.
.
.
بروشور و ترتیب صحنه های اپرا سعدی در قالب PDF

لینک دانلود:
http://tinyurl.com/o2ah6qp
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی نظیر
بهروز غریب پور یکی از فرهیخته ترین هاست در تاتر ایران
انقدر محو تماشای این اثر بودم که گذر زمان را حس نکردم
انتخاب اشعار.تصاویر و خط خوش استاد امیرخانی
ممنونم استاد غریب پور برای طعم خالص یک تاتر واقعی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب موفق به دیدن اپرا شدم
نخست خسته نباشید فراوان خدمت همه گروه آران..

در مجموع نمایش عروسکی بی نظیری ارائه شد عروسک گردانی و هماهنگی حرکات با موسیقی و شعر و حالات صحنه ها،نورپردازی بسیار زیبا،عروسکهایی که واقعا گویا و کامل ساخته شده با طراحی لباس و رنگبندی عالی که نسبت به نمایشهای قبل پیشرفت فراوان داشت.تغییر فضای موسیقی در سفرهای سعدی و بخصوص پردازش سفر سعدی با موسیقی انتخاب شعر و فضای زیبا از نقاط برجسته نمایش بود.انتخاب شعرها و ارتباط معانی در صحنه های مختلف نمایش ستودنی بود.
در زمینه موسیقی که تخصص بنده ست باید بگم به نظر من در مجموع کار قوی بود و رنگبندی موسیقی و تنوع گوشه ها و انتخاب مناسب اشعار برای گوشه های دستگاهها ستودنی بود و بویژه تنوع لحن موسیقی در سفرهای سعدی ..تنها نقد بنده صدای آقای معتمدی ست که شعر سعدی را در بیشتر صحنه ها گنگ و ناگویا ادا می کردند.

اما بنده بعنوان کسی که سالهاست با سعدی الفت دارم یک نقد بزرگ دارم و ان اینکه اگر آثار سعدی را بدقت مطالعه کرده باشیم متوجه خواهیم شد که سعدی با دو مقوله اساسی خود را معرفی می کند نخست عشق و سپس پند و اندرز و بارها و بارها در جای جای آثارش در کنار تخلصش این دو مقوله اساسی را بکار برده است و وزن عشق بسیار سنگینتر و پر رنگتر در کنار نام سعدی در آثارش بکار ر فته است. تا آنجا که علاوه بر حدود 700 غزل عاشقانه بابی از گلستان و بوستان را نیز به عشق اختصاص داده و حتی در دیگر بابهای بوستان و گلستان هم رد پای عشق پر رنگ است و می توان گفت سعدی نگاه عاشقانه متقاوت و عمیقی دارد که سیاق اوست ولی در اپرا بسیار کمرنگ بود و بدان اشاره اندکی شد و به نظر بنده کوچکترین خصیصه برجسته ای از سعدی کمرنگ شد که می توانست بجای برخی از صحنه های تکراری مانند دلقک سیاه باز و نقش پر رنگ پادشاهان گنجانده شود.عشق اساس و کلید اندیشه سعدی ست و واژه عشق در آثار سعدی از واژه های پر رنگ و فراوان است که در اپرا بسیار کمرنگ بود:

کافر و کفر و مسلمان و نماز و من و عشق
هرکسی را که تو بینی به سر خود دینی ست
*
مستی خمرش نکند آرزو
هرکه چو سعدی شود از عشق مست
*
برو ای فقیه دانا به خدای بخش مارا
تو ... دیدن ادامه » و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
*
سعدی از این پس نه عاقل است نه هشیار
عشق بچربید بر فنون فضائل
*
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت
*
مرا و عشق تو گیتی به یک شکم زاده ست
دو روح در بدنی دو مغز در یک پوست
*
آتشکده ست باطن سعدی ز سوز عش
سوزی که در دل است در اشعار بنگرید
*
عشق تو گفته بود هان سعدی و آرزوی من
بس نکند ز عاشقی تا ز جهان جهانمش
*
ز خاک سعدی بیچاره بوی عشق می آید
هزار سال پس از مرگش ار بینبویی
درود، کاملا بانظر شما موافقم ..واحساس من بعداز دیدن اپرا دقیقن همینی بود که شما فرمودید ... امیدوارم بدلایل خاصی مجبور به حذف این قسمت مهم از زندگی شاعرانه و بینش سعدی نشده باشند ...
۰۴ خرداد ۱۳۹۴
خانم محمدی من بلیط هاتون رو به هر قیمتی که بفرمایید خریدارم.09137000622.
۰۶ خرداد ۱۳۹۴
دوستان عزیز و گرامی

به آگاهی می‌رسد امکان خرید روزهای تازه‌ی اپرای سعدی از امروز ۳۱ شهریورماه ساعت ۱۴ فعال گردیده است.
با سپاس

http://www.tiwall.com/theater/opera-saadi2
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه مقدار کسل کننده بود
من حافظ و سعدی و مولانا رو دیده ام از این گروه، مولانا قابل مقایسه با هیچ کدومشون نبود.
باز به گروه خسته نباشید میگم
هانی حسینی این را خواند
علی عبدالرحیم و راضیه عبدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین بار بود اپرای عروسکی می دیدم. صدای زندوکیلی و یکی از خانم ها خیلی دلنشین بود. طراحی صحنه چشم نواز بود و عروسک گردانی ها جذاب بود. هر چه بیشتر با شعر و شاعری کسی آشنا تر باشد بیشتر لذت می برد. برای من که حرفه ای شعر نخوانده و نگفتم و بیشتر به متن و نثر علاقه دارم کمی آخر کار احساس کردم اجرا طولانی شده است. در ضمن آوا ها بعضی اوقات به گنگی پخش می شد.
شکیبا و هانی حسینی این را خواندند
مرتضا، علی عبدالرحیم و سمیرا جعفرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای بابا من بلیط برای آخر هفته می خواستم. نیست چرا؟ اعلام کنید اگر بلیت خالی شد. برای ما شهرستانی ها کم موقعیت این فضا پیش میاد
شکیبا این را دوست دارد
تا پایان اجرا گاهی به همین صفحه سر بزنید.
گاهی دوستان به علتی از رفتن اجرا باز می مانند، برای واگذاری بلیطشان ، اینجا اعلام میکنند.
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
سرکار خانم میرخانی عطف به توضیحات جناب غریب پور در بروشور ،
" همزاد" چراغ راه اوست و همه نهیب های خطاب به خودش ، در بوستان و گلستان و غزلیاتش را مجسم میکند"

پس همزاد کاراکتری فرضی از جانب نویسنده اثر است که خلوتهای روحانی یا اخلاقی که با خود داشته ... دیدن ادامه » و خود را خطاب قرار میداده را با ترسیم آن در قالب یک نقش ، شکل واقعی داده است .
تفاوت دو سبک موسیقی ما بین همزاد و سعدی در جای خود قابل توجه هست .
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
.
.
.
بروشور و ترتیب صحنه های اپرا سعدی در قالب PDF

لینک دانلود:
http://tinyurl.com/o2ah6qp
.
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عاااااااااااااالی بود ، اولین اثر اپرای عروسکی بود که دیدم حیف که قبلی ها رو ندیدم
انقدر مسخ سخنان سعدی و عروسک گردانی و صدای بی بدیل آقای معتمدی و زندوکیلی شدم که آرامش وجودم سرریز شد.


قاضی : هر که حقش را خواست باید کشته شود

هر که می گوید حقم ،بایست کشت
چون که بر احکام حق کرده ست پشت
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
مررررررررسی آقای شکیبا ، احسنت بر این حافظه ، من فقط همینش یادم بود
۰۳ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

درود
تا پیش از دیدن این اثر جاودان، شادمان بودم که سعادت خواندن بوستان و گلستان شیخ اجل را داشته ام. اما پس از این اجرا تصمیم دارم یکبار دیگر هر دو را بخوانم و این بار جستاری داشته باشم از همان زاویه ای که استاد غریب پور نگاه کرده اند.
نگاه ایشان بسیار متفاوت است و من در کنار لذت بردن از کل اجرا بسیار آموختم. به نظر من سعدی از معدود بزرگان ادبیات ماست که همچون آرامگاهش در کناره مانده و تفکرات او برای بسیاری ناشناخته است و نیز آنچنان که در خور اوست، در سرزمین خودش مورد تجمدید و تقدیر قرار نگرفته است مگر اینکه عاشقان وی از سر ارادت در زمینه بزرگداشت او اهتمام ورزیده اند و نام او را پاس داشته اند. اما استاد غریب پور و هنرمندان گرانقدر این اپرا این دین را به خوبی ادا کردند و هرآنکه عاشق سعدی است، از صمیم قلب سپاسگذار این کار تاثیر گذار و اجرای باشکوه ... دیدن ادامه » ایشان است.
این اجرا برای من که به تازگی از سفر شیراز بازگشته ام و هنوز هوای آرامگاه شیخ اجل در سر دارم، حال و هوای بسیار ویژه ای داشت.
آرزو می کنم همه سعدی دوستانی که فرصت دیدار این اپرا نصیبشان نشده، شانس آن را داشته باشند که در تمدید اجراهای بعد حتمن آن را به نظاره بنشینند.
سپاس بابت این همه زحمت
سپاس بواسطه این اجرای بی نظیر
سپاس بابت همه آنچه که من در حین تماشای این اثر آموختم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان
یکی از تماشاگران اعلام کرده اند 4عدد بلیت برای امروز موجود دارند. البته زمان بسیار کم است، ولی با این حال شاید عده ای از دوستان بتوانتد از آن بهره‌مند شوند.
چنانچه تمایل دارید با این شماره تماس بگیرید.
09190256128
hengameh sazesh این را دوست دارد
درود آقای حسینی
آیا احتمال تمدید نمایش هست ؟
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
اگه خواهش کنم چی ؟ :D
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
دوستان عزیز و گرامی

به آگاهی می‌رسد امکان خرید روزهای تازه‌ی اپرای سعدی از امروز ۳۱ شهریورماه ساعت ۱۴ فعال گردیده است.
با سپاس

http://www.tiwall.com/theater/opera-saadi2
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سعدی:
بتی دیدم
بتی دیدم از عاج در سو منات
مرصع چو در جاهلیت منات
.
فرو ماندم از کشف آن ما جرا
که حی ، جمادی پرستند چرا؟
.
.
سعدی در معبد سومنات : برگرفته از باب هشتم بوستان در شکر عافیت. بسیاری شک کرده اند که سعدی چنین سفر و تجربه ای را کرده باشد . اما بدلیل اینکه هیچ یک از پژوهشگران در حوزه ی تئاتر عروسکی تسلطی نداشته اند از این حقیقت آگاه نبوده اند که در مصر و هند بازی دادن بتها رواج داشته است. هرودت در قرن پنجم قبل از میلاد به بتی از ازیریس * خدای مرگ مصریان باستان اشاره می کند که برای زنده وانمود کردن او با رسنهایی او را بازی می داده اند. همچنین باز مانده های کنار رود نیل در "آنتی نو" نشان دهنده ی آنست که کاهنان بتهای مفصل دار از جنس عاج را از اتاقکی بازی می داده اند ، اما هیچ کس در اعصار گذشته ، به روشنی و دقت سعدی از این روش مردم فریبی و توسل به روشهای مکانیکی بازی دادن بتها برای ارایه ی مجعزات بتها و حیه ی کاهنان پرده بر نداشته است ، هر چند نتیجه ایی که سعدی می گیرد بسیار فراتر از این اینهاست.
(برشور اپرای سعدی)
لینک دانلود:
http://tinyurl.com/o2ah6qp
.
.
حکایت ... دیدن ادامه » سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان(باب هشتم بوستان)

بتی دیدم از عاج در سومنات
مرصع چو در جاهلیت منات
چنان صورتش بسته تمثالگر
که صورت نبندد از آن خوبتر
ز هر ناحیت کاروانها روان
به دیدار آن صورت بی روان
طمع کردن رایان چین و چگل
چو سعدی وفا زان بت سخت دل
زبان آوران رفته از هر مکان
تضرع کنان پیش آن بی زبان
فرو ماندم از کشف آن ماجرا
که حیی جمادی پرستد چرا؟
مغی را که با من سر و کار بود
نکو گوی و هم حجره و یار بود
به نرمی بپرسیدم ای برهمن
عجب دارم از کار این بقعه من
که مدهوش این ناتوان پیکرند
مقید به چاه ظلال اندرند
نه نیروی دستش، نه رفتار پای
ورش بفگنی بر نخیرد ز جای
نبینی که چشمانش از کهرباست؟
وفا جستن از سنگ چشمان خطاست
بر این گفتم آن دوست دشمن گرفت
چو آتش شد از خشم و در من گرفت
مغان را خبر کرد و پیران دیر
ندیدم در آن انجمن روی خیر
فتادند گبران پازند خوان
چو سگ در من از بهر آن استخوان
چو آن را کژ پیششان راست بود
ره راست در چشمشان کژ نمود
که مرد ار چه دانا و صاحبدل است
به نزدیک بی دانشان جاهل است
فرو ماندم از چاره همچون غریق
برون از مدارا ندیدم طریق
چو بینی که جاهل به کین اندرست
سلامت به تسلیم و لین اندرست
مهین برهمن را ستودم بلند
که ای پیر تفسیر استا و زند
مرا نیز با نقش این بت خوش است
که شکلی خوش و قامتی دلکش است
بدیع آیدم صورتش در نظر
ولیکن ز معنی ندارم خبر
که سالوک این منزلم عن قریب
بد از نیک کمتر شناسد غریب
تو دانی که فرزین این رقعه ای
نصیحتگر شاه این بقعه ای
چه معنی است در صورت این صنم
که اول پرستندگانش منم
عبادت به تقلید گمراهی است
خنک رهروی را که آگاهی است
برهمن ز شادی برافروخت روی
پسندید و گفت ای پسندیده گوی
سوالت صواب است و فعلت جمیل
به منزل رسد هر که جوید دلیل
بسی چون تو گردیدم اندر سفر
بتان دیدم از خویشتن بی خبر
جز این بت که هر صبح از این جا که هست
برآرد به یزدان دادار دست
وگر خواهی امشب همین جا بباش
که فردا شود سر این بر تو فاش
شب آن جا ببودم به فرمان پیر
چو بیژن به چاه بلا در اسیر
شبی همچو روز قیامت دراز
مغان گرد من بی وضو در نماز
کشیشان هرگز نیازرده آب
بغلها چو مردار در آفتاب
مگر کرده بودم گناهی عظیم
که بردم در آن شب عذابی الیم
همه شب در این قید غم مبتلا
یکم دست بر دل، یکی بر دعا
که ناگه دهل زن فرو کوفت کوس
بخواند از فضای برهمن خروس
خطیب سیه پوش شب بی خلاف
بر آهخت شمشیر روز از غلاف
فتاد آتش صبح در سوخته
به یک دم جهانی شد افروخته
تو گفتی که در خطه زنگبار
ز یک گوشه ناگه در آمد تتار
مغان تبه رای ناشسته روی
به دیر آمدند از در و دشت و کوی
کس از مرد در شهر و از زن نماند
در آن بتکده جای در زن نماند
من از غصه رنجور و از خواب مست
که ناگاه تمثال برداشت دست
به یک بار از اینها برآمد خروش
تو گفتی که دریا برآمد به جوش
چو بتخانه خالی شد از انجمن
برهمن نگه کرد خندان به من
که دانم تو را بیش مشکل نماند
حقیقت عیان گشت و باطل نماند
چو دیدم که جهل اندر او محکم است
خیال محال اندر او مدغم است
نیارستم از حق دگر هیچ گفت
که حق ز اهل باطل بباید نهفت
چو بینی زبر دست را زور دست
نه مردی بود پنجه خود شکست
زمانی به سالوس گریان شدم
که من زانچه گفتم پشیمان شدم
به گریه دل کافران کرد میل
غجب نیست سنگ ار بگردد به سیل
دویدند خدمت کنان سوی من
به عزت گرفتند بازوی من
شدم عذر گویان بر شخص عاج
به کرسی زر کوفت بر تخت ساج
بتک را یکی بوسه دادم به دست
که لعنت بر او باد و بر بت پرست
به تقلید کافر شدم روز چند
برهمن شدم در مقالات زند
چو دیدم که در دیر گشتم امین
نگنجیدم از خرمی در زمین
در دیر محکم ببستم شبی
دویدم چپ و راست چون عقربی
نگه کردم از زیر تخت و زبر
یکی پرده دیدم مکلل به زر
پس پرده مطرانی آذرپرست
مجاور سر ریسمانی به دست
به فورم در آن حل معلوم شد
چو داود کاهن بر او موم شد
که ناچار چون در کشد ریسمان
بر آرد صنم دست، فریاد خوان
برهمن شد از روی من شرمسار
که شنعت بود بخیه بر روی کار
بتازید ومن در پیش تاختم
نگونش به چاهی در انداختم
که دانستم ار زنده آن برهمن
بماند، کند سعی در خون من
پسندد که از من برآید دمار
مبادا که سرش کنم آشکار
چو از کار مفسد خبر یافتی
ز دستش برآور چو دریافتی
که گر زنده اش مانی، آن بی هنر
نخواهد تو را زندگانی دگر
وگر سر به خدمت نهد بر درت
اگر دست یابد ببرد سرت
فریبنده را پای در پی منه
چو رفتی و دیدی امانش مده
تمامش بکشتم به سنگ آن خبیث
که از مرده دیگر نیاید حدیث
چو دیدم که غوغایی انگیختم
رها کردم آن بوم و بگریختم
چو اندر نیستانی آتش زدی
ز شیران بپرهیز اگر بخردی
مکش بچه مار مردم گزای
چو کشتی در آن خانه دیگر مپای
چو زنبور خانه بیاشوفتی
گریز از محلت که گرم اوفتی
به چاپک تر از خود مینداز تیر
چو افتاد، دامن به دندان بگیر
در اوراق سعدی چنین پند نیست
که چون پای دیوار کندی مایست
به هند آمدم بعد از آن رستخیز
وزان جا به راه یمن تا حجیز
از آن جمله سختی که بر من گذشت
دهانم جز امروز شیرین نگشت
در اقبال و تأیید بوبکر سعد
که مادر نزاید چنو قبل و بعد
ز جور فلک دادخواه آمدم
در این سایه گسترپناه آمدم
دعاگوی این دولتم بنده وار
خدایا تو این سایه پاینده دار
که مرهم نهادم نه در خورد ریش
که در خورد انعام و اکرام خویش
کی این شکر نعمت به جای آورم
وگر پای گردد به خدمت سرم؟
فرج یافتم بعد از آن بندها
هنوزم به گوش است از آن پندها
یکی آن که هرگه که دست نیاز
برآرم به درگاه دانای راز
بیاد آید آن لعبت چینیم
کند خاک در چشم خود بینیم
بدانم که دستی که برداشتم
به نیروی خود بر نیفراشتم
نه صاحبدلان دست برمی کشند
که سر رشته از غیب درمی کشند
در خیر بازست و طاعت ولیک
نه هر کس تواناست بر فعل نیک
همین است مانع که در بارگاه
نشاید شدن جز به فرمان شاه
کلید قدر نیست در دست کس
توانای مطلق خدای است و بس
پس ای مرد پوینده بر راه راست
تو را نیست منت، خداوند راست
چو در غیب نیکو نهادت سرشت
نیاید ز خوی تو کردار زشت
ز زنبور کرد این حلاوت پدید
همان کس که در مار زهر آفرید
چو خواهد که ملک تو ویران کند
نخست از تو خلقی پریشان کند
وگر باشدش بر تو بخشایشی
رساند به خلق از تو آسایشی
تکبر مکن بر ره راستی
که دستت گرفتند و برخاستی
سخن سودمندست اگر بشنوی
به مردان رسی گر طریقت روی
مقامی بیابی گرت ره دهند
که بر خوان عزت سماطت نهند
ولیکن نباید که تنها خوری
ز درویش درمنده یاد آوری
فرستی مگر رحمتی در پیم
که بر کرده خویش واثق نیم


* ازیریس ایزد جهان زیرزمینی و زندگی پس از مرگ در اساطیر مصر باستان بود. او فرزند گب (زمین) و نوت (آسمان) بود. با خواهرش ایزیس ازدواج کرد و صاحب حوروس شد. برادرش ست (شب) او را کشت. اما زنده شد و خدای اموات گشت. ارواح قبل از اینکه بتوانند در جهان دیگر زندگی کنند، باید از برابر ازیریس بگذرند و تنها او بود که می‌توانست جاودانگی ببخشد.
هرچند مصریان می‌پنداشتند ازیریس نخستین کسی بود که تاج فراعنه را بر سر گزاشت، کیش او ظاهراً از قدیم در اعصار پیش سلسله فرمانروایان مصر وجود داشت، به ویژه با شهر عبیدوس در بخش علیای رود نیل مربوط بود. بعدها هویت او با ایزد خورشید، رع آمیخته شد و به شخصیتی به نام آمون-رع آوازه یافت.
بسیاری از اسطوره‌های مربوط به شخص ازیریس، ایزد شهریار همیشگی مرگ و باززایی، می‌توانند به عنوان واسطه‌ای جمعی پنج هزارهٔ تاریخ مصر و دورهٔ ما قبل تاریخ در مضمون تداوم از راه تغییر و به عنوان الگوهای فراگیر چرخش در هستی انسان و کیهان پنداشته شوند. برجسته‌ترین این چرخه‌ها عبارت است از حرکت روزانه خورشید در آسمان، ناپدیداری شگرفش در شامگاه و بازپیدایی دوباره‌اش در سپیده‌دمان که به همان اندازه شگرف است. این تسلسل روزانهٔ رویدادها در اندیشه اسطوره‌ای مصری‌ها، به صورت زایش همیشه مکرر، میانسالی (نقطهٔ اوج او در ظهر) و مرگ نهایی ایزد خورشید بازتاب یافت. رع برای نایل شدن به زایش مجدد در آغاز روز بعد، از جهان دیگر عبور می‌کرد، جایی که ازیریس خود را به عنوان دادور و شهریار تثبیت کرده بود.
زمانی که ارواح مردگان به جهان دیگر می‌رسیدند، با مراسم سخت قضاوت در تالار ازیریس مواجه می‌شدند. خدای قضاوت‌کننده توث بود. اگر قلب شخص مرده کمتر از یک پر وزن داشت، توث به ازیریس گزارش می‌داد که مقدس و راستکار بوده و شایستهٔ جایی در سرزمبن آرامش یا بهشت ازیریس است. اگر قلب سنگین‌تر از پر بود، روح متوفا به دست غولی به نام آمه‌مت (خورنده مردگان) که می‌گفتند پشت توث ایستاده، نابود می‌شد. گفته می‌شد که روح شایسته در آنجا از زندگی آسوده‌ای بهره‌مند است، جامهٔ کتانی سپید می‌پوشد و صندل‌های سپید به پا می‌کند و خانه شخصی و قلمرو ویژهٔ خودش را دارد.
(کتاب اساطیر جهان، سرویراستار: ویلیام داتی)


در اسطوره‌ها آمده که ازیریس در پی نیرنگ برادرش، ست، درون تابوتی دراز کشید که بلافاصله توسط ست و ملازمانش بسته و لاک‌ومهر شد و به رود نیل انداخته شد و درانتها به دریا رهسپار گردید. ایزیس غرقه در اندوه همه جا به جستجوی همسر خویش پرداخت تا سرانجام جسدش را که در بندر بیبلوس واقع در لبنان به ساحل رسیده بود و در بین درختی بزرگ گیر کرده بود، را یافت. آنگاه ست، در نبود ایزیس، که حتی قتل برادر سیرابش نکرده بود، جسد وی را به ۱۴ تکه بخش نمود و در سراسر سرزمین مصر پراکنده ساخت. پس از این واقعه ایزیس و ایزدان دیگر همچون نفتیس و آنوبیس، تصمیم گرفتند که از نو ازیریس را بازسازی کنند. ایزیس و نفتیس تمام قطعات بدن او، به غیر از نراندامه را جمع‌آوری کردند و پیروزمندانه او را به نیکی بازگرداندند. ازیریس بی‌درنگ شروع کرد به خوردن و آشامیدن، جامه تمیز پوشید و خود را با جواهر آراست و به زودی فرزندش حوروس را در تن ایزیس پدید آورد. اما او اجازه نداشت بر روی جهان زندگان بماند و برای همیشه به جهان زیرزمین فرستاده شد تا آنگاه او مقامش را به عنوان خداوندگار جهان پس از مرگ به دست آورد.
(ازیریس نوشته کاترین فیچر)
.
.
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
دوسالی میشود که هر ماه به سایت تیوال سر زده تا شاید بلیطی پیدا کنم . خیلی وقتها نصیبم نمیشود . اما با دعا و نذر توانستم این بار هم به دیدار سعدی بیایم و بشناسم . من از کودکی با اثار اقای غریب پور در کانون پرورش کودکان بزرگ شده ام و به کارهای ایشان علاقه خاصی دارم . سعدی بسیار با اپراهای دیگر متفاوت بود و این کاملا مشخص بود . پختگی سعدی و روح والای او متمایز از روح مولانای عارف بود . پسر 12 ساله ام نیز با اینکه نمیتوانست شعرها را دنبال کند اما با تعریف من درگوشش موضوع را دنبال میکرد و از صحنه ها و نمایش بسیار لذت برد . حال قرار است عاشورا را نیز بیاید . از لیلی و مجنون هم با اینکه ترکی نمیدانستیم اما لذت بردیم . صحنه و بازیگران مارا میخکوب کرده بودند بدون فهمیدن اشک میریختم .
از اقای غریب پور و گروه اران صمیمانه برای این تلاش چندساله که ما ساعتی ... دیدن ادامه » ان را میبینیم تشکر میکنم و باز هم عاشقانه سر میزنم تاباز بلیطی پیدا کنم و بیایم .
راستی اقای غریب پور پسر از اون مردگان مومیای بسیار لذت برد میگفت زامبیا امدن .
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
عرض ادب
دقیقا همین تفاسیر است که من تماشاگر حظ مضاعف میبرم از دیدن و دیدن اپرای جناب غریب پور.
همین احترام و لطف و حوصله هست که جدای از شهرت ایشان ،انسانیت را برای من از جانب استاد غریب پور یاد آور است.

چقدر زیباست، بزرگترهای ما نقاط مجهول ذهن جوانی را با اشتراک کشف الرمزها در مطالعات و تجربیات و هنر خودشان معلوم و روشن و جهت درست میدهند.


بی نهایت سپاس.

سرکار ... دیدن ادامه » خانم سازش،مهربان، لطف شما را قدر دانم.


(دوستان در زیر یکی از پست ها سوالی در چرایی استفاده نمادین از کارکتراهایی در اپرا از ایشان پرسیدم ، نوشته لطف ایشان در توضیح چرایی آن است)
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
دوستان عزیز و گرامی

به آگاهی می‌رسد امکان خرید روزهای تازه‌ی اپرای سعدی از امروز ۳۱ شهریورماه ساعت ۱۴ فعال گردیده است.
با سپاس

http://www.tiwall.com/theater/opera-saadi2
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اپرای عروسکی سعدی اثری قابل تحسین است. طراحی صحنه، عروسک گردانی، موسیقی، نورپردازی و در کل فضاسازی کار عالی‌ست.
انتخاب خوب روایات، شخصیت پردازی قوی و زحمت فراوانی که برای اجرای این اثر کشیده شده است، آن را در زمره آثار برجسته و به یادماندنی قرار می‌دهد.
این اولین باری بود که به تماشای اپرای عروسکی می‌نشستم، و از داشتن تجربه‌ای اینچنین خوشحالم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من رفتم و دیدم و اولین باری بود که به دیدن اینجور نمایش ها میرفتم جلوه های بصریش عاااااالی بود واقعا لذت بردم ولی ! صدای بلند گو ها خیلی زیاد بود گوشام درد گرفت! یکیم یه بچه اورده بود اینقدر این بچه حرف زد که تمرکزم بهم میخورد واقعا مسئولا باید فکری به حال این قضیه بکنن یه نکته جالب هم این بود که به نظرم این تئاتر تصویری عرفانی از سعدی نمایش داد درصورتی که ذهنیت خیلی از ماها در باره ی سعدی کاملا در تضاد با رتار های عارف معابانست که البته این نگاه برام جالب بود
منتظر نمایشای بعدی گروهم تا تماشا کنم :)
مهدی حسین مردی، شکیبا، هانی حسینی و عاطفه جنابی این را خواندند
علی عبدالرحیم و ف کیوان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
==============================
شنیدن دو آوای تیوال اپرای سعدی را لازم و جذاب برای شنیدن میدانم
==============================


گفتگوی تیوال با بهروز غریب پور (بخش نخست)

http://tinyurl.com/pe6bqn5
.
.
گفتگوی تیوال با بهروز غریب پور (بخش دوم)

http://tinyurl.com/n42ckf2
.
.
.
.
هانی حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نبود عروسکهای "اسب" در اپرای سعدی ،
تماشاگر را تا انتهای اپرا با توجه به تصمیم کارگردان در نبودن این عروسکها ، مشغول باقی کاراکترهای(عروسکی) جدید میکند.
اسبهایی که(در اپراهای دیگر آران) برای حرکت های بی نظیر ِ مفاصل ِ این اثرهای منحصر به فرد ، گردانندگانی متبحر تلاش میکردند.
بی قراری اسبها ، تاخت آنها ، حتی گاهی با صدا ،شما نفس اسب را حس میکردید.
یار و یاور بودن آنها ، غم و نا امیدی صاحب و حرکتی در خور گوینده اشعار، همه و همه نشان از نقش موثر این عروسکها دارد.
در واقع "اسب" موجودی که نه تنها موجودیتش بیانگر فضای خشم یا کرنش یا آرامش است ، وجودش در بیان دورانی که حضورش به عنوان یک مرکب استفاده میشده ، در این اپرا با روند پیشبرد کنونی لازم نبود؟
در اپراهایی که اسب در آن از کارزار چه حق باشد چه باطل فرار نمیکند ، گاه تا پای جان مقاومت میکند (اپرای عاشورا) ، در اپرای سعدی جایی نداشت؟
(مفاهیم نمادین اسب در کنار ادبیات حماسی که نشان غیرت و شجاعت است در عرفان نیز نشان وصال تقرب و سلوک است.
در بحث نماد شناسی اسب در اشعار و نمایش حتما دوستان مطالعه ایی داشند و یا خواهند داشت.)
قدری که در اپرای سعدی جلو میرویم ، نگاه نویسنده اثر در تصویر سازی خشونت در این اپرا دیگربه شدت ظلمی فیزیکال به مانند اپراهای دیگر نیست ،خبری از خشونت هایی که دیده و دل را میخراشد در یکه تازی شاهان و کشتار جمعی نیست.
اگر هست با زبان تند یا انتقادی یا نغز شاعر فضای ذهن تماشاگر را به سمت و سوی ظلم و مظلومیت میکشاند.
شما تنها صحنه ایی که یادآور ظلم فیزیکی در آن میباشید ، آریای "تقلید" است .
باقی یا نمادین در تازیانه زدن(که جالب توجه بود) است ، یا مستتر در اشعار.
گرچه "حلاج" را جدای از زمان سعدی ، ولی زبان حال سعدی میدانم.
(که به نظر بنده یکی از بهترین ترکیبات انسان واقعی و عروسک در اپراهای آران، لحظه مرگ حلاج است، البته ما این ترکیبب را در مرگ شاهان در اپرای قبلی دیده بودیم ، اما این بار پخته تر و کوبنده تر ظاهر میشود)

به ... دیدن ادامه » نظر بنده حضور اسب ها در اپراهای آران یکی از نقاط قوت تحرک در صحنه برای عروسکها بوده و خواهد بود.

.
.
.

.
.
.
.
.
.
بروشور و ترتیب صحنه های اپرا سعدی در قالب PDF

لینک دانلود:
http://tinyurl.com/o2ah6qp
.
وحید هوبخت و امید توکلی این را خواندند
کیان، محمد رحمانی، حسن گرشاسبی و hengameh sazesh این را دوست دارند
درست است حضور اسبها یکی از شاخصه های اجرا های ماست اما من سعی کرده ام که از تکرار هر ابزار یا عروسک دیگری که ممکنه بوده پرهیز بکنم. اما توصیف شما از حضور اسبها هیجان انگیز است. بهروزغریب پور
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
بی شک حضور اسب و تاخت و تاز آنها و صدا(حتی اگر افکت بود)ی برخورد سم با زمین در صحنه ، برای بنده قابل توجه بود است.
شاید بی ربط نباشد اگر بگویم صدای سم اسبان در اپراها برای من، هم بیانگر ریشه خود کلمه که به تعبیری تندرو معنا شده می بود و هم یادآور همان مقام ... دیدن ادامه » معروف -آت چاپان- بود که نوازنده های ترکمن با ضرب انگشتان بر روی دو تار ،صدای سم اسب را بازسازی میکنند.
برای من اسب های اپرا فقط عروسک نبودند.
ترکیبی از زیرکی طراحان ، تبجر گردانندگان و هماهنگی نقششان در صحنه با سوار یا همراهشان بود.
به کار گیری عروسکهایی از قبیل ارواح، مردگان و در کل حضور نمادین مجسمه های متحرک بزرگتر از عروسکها و تغییر در ساختار ترکیبی نمایش با نمایشهای دیگر حتی دقت در اجزای صورت عروسک زن ،بیان گر اجتناب شما از تکرار بوده و کاملا مشهود است.
سپاس از توجه شما جناب غریب پور بزرگوار.
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
================================
جدال با سعدی در عصر تجدد/ چرا سعدی‌ستیزی باب شد؟
================================

در نشست بررسی کتاب «جدال با سعدی در عصر تجدد»، با انتقاد از متجددانی که برای مقابله با سنت، سعدی را قربانی می‌کنند، گفته شد، سعدی هم برای ما کلنگی شد.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، در نشست بررسی کتاب «جدال با سعدی در عصر تجدد» نوشته کامیار عابدی که در شهر کتاب (سال 91)برگزار شد، کوروش کمالی سروستانی که در نبود علی‌اصغر محمدخانی اجرای نشست را برعهده داشت، دربارهٔ آغاز ستیز‌ها با سعدی گفت: گلستان به کتاب آموزشی مکتب‌خانه‌های ایران تبدیل می‌شود و سال‌ها در کنار قرآن کریم در مکتب‌خانه‌ها تدریس می‌شود. تحولات اجتماعی دوران قاجار در ایران و شکل‌گیری انقلاب مشروطه و تحولات پس از آن به دلایل مختلفی سعدی‌ستیزی را در آثار کسانی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا آقاخان کرمانی، احمد کسروی، علی دشتی، تقی رفعت و نیز شاعرانی چون نیما، احمد شاملو و جامعه‌شناسانی همچون دکتر علی شریعتی و برخی از تئوری‌پردازان مارکسیست به ویژه با تأکید بر آموزه‌های گلستان رواج می‌دهد.

مدیر مرکز سعدی‌شناسی و ناشر کتاب «جدال با سعدی در عصر تجدد» ادامه داد: کتاب «جدال با سعدی در عصر تجدد» نگاهی گسترده به همین موضوع دارد. از آن‌ زمان که دیدگاه تجددگرایانه در پیش از مشروطه نطفه می‌بندد تا زمان انقلاب مشروطه و تا سقوط پهلوی، میرزا فتحعلی آخوندزاده معتقد است که «دوره گلستان گذشته است.» میرزا آقاخان کرمانی از استیلای هفتصد ساله گلستان بر ادبیات فارسی و تقلید از آن ناخرسند است، اگرچه خود نیز کتاب «رضوان» را به سیاق گلستان نگاشته است.

کمالی همچنین بیان کرد: سال‌ها بعد در چالش‌ سیاسی و بینش علی‌اصغر طالقانی در روزنامه «زبان آزاد» کلیات سعدی را تنزل‌بخش می‌خواند و می‌نویسد که: «این کلیات چیست که بت مسجود ملل فارسی‌زبان شده است». احمد کسروی او را همراهی می‌کند و بر جبرگری سعدی می‌تازد. علی دشتی، گلستان سعدی را یکی از آثار مکتب ماکیاولی می‌داند. نیما یوشیج، پدر شعر نو اشتباهات لغوی سعدی را مورد حمله قرار می‌دهد و بر معشوقه چادر پوشیده و به کنجی نشستهٔ او می‌تازد. به دنبالش احمد شاملو، شاعر توانای معاصر، سعدی را ناظم می‌خواند و نه شاعر. نصرت رحمانی، اسماعیل خویی و به اشاره‌های کوتاه دکتر شریعتی و جلال آل‌‌احمد هر یک به گونه‌ای به سعدی می‌تازند. اگرچه بیشتر حملات متوجه گلستان است و از میان چند حکایت بر سعدی می‌تازند.

او در ادامه این سوال را مطرح کرد که به راستی چرا سعدی؟ چرا سعدی این‌گونه مورد حمله و تحریم و تخطئه قرار می‌گیرد؟ و عنوان کرد: شاید به این دلیل که به باوری «در آن زمان ـ حتی می‌توان گفت تا دهه ۱۳۳۰ ـ قهرمان بلامنازع شعر فارسی، سعدی بود. حافظ عزیز بود و «خواجه» و «لسان‌الغیب»، مولوی هم «مولای روم» بود. فردوسی در زمان آخوندزاده مقام این‌ها را در میان ادبا نداشت و خیام را که تقریباً نمی‌شناختند، اما «شیخ اجل» مقام دیگری داشت.» به گونه‌ای که جیمز موریه در داستان‌ «حاجی بابای اصفهانی» او را «شاعر ملی ایران» می‌خواند. از سوی دیگر سعدی تنها غزل و قصیده‌سرا نبود. گلستان او جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ عمومی داشت. در کنار قرآن در مکتب‌خانه‌ها تدریس می‌شد. بیش از ۷۰ گلستانواره به تقلید از آن نگاشته شده است و به باور یوسفی ۴۰۰ ضرب‌المثل از عبارات و ابیات گلستان در بین مردم ایران رایج است و همهٔ این نکات نشان‌دهندهٔ آن است که تجددخواهان ذوق ‌زده که مقهور لعاب تمدن غرب شده بودند، برای «انقلاب ادبی» باید «استاد سخن» را نشانه‌ می‌رفتند که در صورت پیروزی، تکلیف دیگران روشن بود. در واقع آنان سعدی را نماد سنتی مذهب می‌دیدند و چاره تجدد را رهایی از اندیشه‌های او.

این ... دیدن ادامه » سعدی‌پژوه افزود: نکته قابل تأمل در بررسی روند تاریخ سعدی‌ستیزی و سعدی‌گریزی، نگاه مشترک ملی‌گرایان، چپ‌گرایان و چپ‌های مذهبی بود که برخی از روشنفکران و اندیشمندان و شاعران هر سه گروه به سعدی تاختند و یا از او گریزان شدند. اگرچه در همه این دوران روشنفکران و اندیشمندانی بودند که از سعدی و آثار و تأثیر او سخن می‌گفتند و چاپ و تصحیح آثار سعدی ادامه داشت، اما روند سعدی‌ستیزی و سعدی‌گریزی نیز در میان برخی از روشنفکران و شاعران و ناقدان ادامه داشت.

کمالی با اشاره به تاثیر انقلاب بر ادبیات بیان کرد: انقلاب اسلامی ایران تأثیرهای قابل تأملی بر تاریخ و فرهنگ و ادب ایران‌زمین داشت. دوران گذار تا تثبیت و حوادث مختلف سیاسی به ویژه در دهه ۶۰، گفتمان‌های تازه‌ای را در ایران به وجود آورد. مطالعات سعدی‌شناسی نشان می‌دهد که به ویژه از سال ۱۳۷۰ تاکنون سعدی‌شناسی دیگر تنها عرصه فعالیت ادیبان و مصححان و شارحان نیست؛ بلکه مورخان، جامعه‌شناسان، نویسندگان، مترجمان و اهل فلسفه نیز به سعدی می‌پردازند. در این دوران، سعدی و به ویژه گلستان او که آماج حمله تجددخواهان نسل اول بود، نه تنها مانع تجدد نیست که به روایتی می‌تواند یکی از عوامل تجدد باشد و چهره‌های فراوانی به نوشتن دربارهٔ سعدی پرداختند.

کمالی گفت: بی‌تردید دو دهه گذشته برای ایرانیان فرصت مناسبی در بازخوانی هویت ملی، دینی و فرهنگی خود بوده است؛ بازخوانی‌ای که در پرسش‌های تازه و البته نگاه علمی و دقیق ریشه داشته است. اگر نسل اول تجددخواه، مقهور و ذوق‌زده غرب بود و نسل دوم مقهور نگاه چپ، برخی از روشنفکران امروز خردگرایانه و منصفانه، بدون غرب‌زدگی و غرب‌ستیزی و با تکیه بر داشته‌های گذشته و کنونی به تبیین جایگاه ایران و سعدی پرداخته‌اند. اندیشمندان و فرهنگوران ایرانی امروز واقع‌بینانه‌تر و دقیق‌تر و مطمئن‌تر از گذشته با سنت‌ها و ارزش‌ها و آثار ادبی و هنری خود روبه‌رو می‌شوند. آن‌ها با آشنایی با اندیشه‌های اصیل تحولات اجتماعی در غرب، و جهان و نیز تئوری‌های نوین نقد ادبی و جامعه‌شناسی به سعدی و دیگر مفاخر ادبی و هنری می‌پردازند و به این دلیل سعدی‌گرایی در دوران ما یکی از نشان‌های بازگشت خردگرایی است؛ بازگشتی که ریشه در نگاه عمیق به پدیده‌ها دارد، نگاهی که نتایج دقیق‌تری را برای فرهنگ و ادب و فردای ایران‌زمین به ارمغان خواهد آورد.

در ادامه این نشست، اصغر دادبه با اشاره به کتاب «جدال با سعدی در عصر تجدد» گفت: حداقل فایده این کتاب این است که مجموع حرکت ۱۰۰ سال اخیر تجدد در برابر سعدی را منعکس کرده است. این کتاب با مقاله‌ای که عابدی در شیراز خواند، شروع شد که در این کتاب گسترش یافته است.

این استاد دانشگاه با اشاره به فارسی‌ستیزی در دهه‌های اخیر گفت: در کشورهای همسایه که فارسی درشان زنده بود‌، در این سال‌ها همه تلاششان را برای فارسی‌ستیزی به کار گرفتند. آخرین مدرسه فارسی در بخارا را از بین برده‌اند و نسل جدید را دارند طوری تربیت می‌کنند که با ادبیات فارسی آشنا نباشد.

او ادامه داد: همین گلستان نقش فراوانی در زبان‌آموزی در شبه قاره داشته و جزو کتاب‌های آموزشی بوده است. هندی‌ها و در قلمرو عثمانی، فارسی را با این کتاب شروع می‌کردند و برای همین بر ضد این کتاب حرکت کردند. دشمنی که سلاح نداشته باشد، ترس ندارد. از زبان بیابانی که پشتوانه‌ای ندارد، کسی نمی‌ترسد. اما زبان فارسی زبانی است که وقتی انگلس به نامه‌ای از نامه‌های مارکس جواب می‌دهد، می‌گوید «تو که می‌خواهی نظام جدیدی را بنیان بگذاری، به یک زبان انسانی هم نیاز داری و آن زبان سعدی و حافظ، یعنی زبان فارسی است». این زبان با قابلیت‌هایش توانسته خودش را حفظ کند.

دادبه با اشاره به انجمن‌های ادبی در کشورهای علاقه‌مند به زبان فارسی گفت: در بوسنی و هرزگوین انجمن‌های ادبی مردمی بودند که ۱۵ سال طول می‌کشید تا یک دوره متون فارسی را بخوانند و تا پیش از جنگ داخلی بوسنی، یکی از این انجمن‌ها هنوز پا برجا بود که یک نظامی آن را تاسیس کرده بود. در این انجمن همه باید به فارسی صحبت می‌کردند و اگر فارسی حرف نمی‌زدند، جریمه می‌شدند.

این سعدی‌پژوه ادامه داد: وقتی انگلیس وارد هندوستان شد، تلاش کرد تا زبان انگلیسی نقش زبان فارسی را بگیرد. بنابراین با برنامه‌های حساب‌ شده و با بی‌لطفی‌هایی که خودمانی‌ها کردند، دوست نادان و دشمن دانا دست به دست هم دادند.

او ادامه داد: ما در درون هم ویژگی‌هایی داریم که عصر خداحافظی ما با فکر فلسفی است؛ فکر فلسفی که با تسلط ایدئولوژی از بین می‌رود. یکی از ویژگی‌های این بی‌خردی توجیه است. ما عقب مانده‌ایم، تنبل بوده‌ایم، گول خورده‌ایم و کاری را که باید، انجام نداده‌ایم. حالا باید این را به گردن کسی بیاندازیم. چه کسی مناسب‌تر است؟‌‌ همان که برای فرهنگ بیشتر زحمت کشیده است.

اصغر دادبه همچنین تاکید کرد:‌ ادوارد براون که به ایران می‌آید، در یزد در جواب آیت‌اللهی که از او می‌پرسد از کجا می‌آیی و به کجا می‌روی، با یک حدیث پاسخ می‌دهد. او تریاکی می‌شود تا روابطش را گسترش دهد و همین ادوارد براون در سه شخصیتی شبهه ایجاد می‌کند که کسی درباره آن‌ها شبهه ندارد؛ فردوسی‌، خیام و سعدی.

این پژوهشگر گفت: به ما یاد داده‌اند خانه‌ای را که عمرش بیشتر از ۳۰ سال شد، خراب کنیم. حالا کجای دنیا مردم با بنای قدیمی این کار را می‌کنند؟ کلنگ را دادند دستمان تا به ریشه معماری خودمان بزنیم. ساختمان عینی است؛ اما سعدی هم کلنگی شد.

این سعدی‌پژوه اظهار کرد: آخوند‌زاده درباره غزل سعدی می‌گوید، غزل سعدی کریتیکال نیست. کدام غزلی از غزل سعدی شعر‌تر است؟ کریتیکال‌تر است؟ انتقاد‌ها به سعدی یا از سر غرض است و یا از سر نادانی.

دادبه یکی دیگر از ویژگی‌های بی‌خردی یا خرد دربند را تقلید نامید و گفت: ما تقلید می‌کنیم و پای روشنفکری می‌نشینیم و حرف‌های او را تکرار می‌کنیم و حتما باید پای علم یک روشنفکر سینه بزنیم تا به حساب بیاییم. اگر کتاب همین آقای عابدی در گروه کسی بگنجد، کتاب است؛ وگرنه متاب است.

او ادامه داد: از ۱۰۰ سال به این‌سو آموزش سعدی و گلستان از آموزش همگانی خارج می‌شود. اما بعد فکر می‌کنیم که به سنت بازگردیم. البته نه به سنت محض بازگشتن درست است و نه تجدد کامل. در این سال‌ها جوانان زیادی به خوشنویسی روی آوردند که همین نتیجه بازگشت به سنت است. توجه به سعدی هم نتیجه بازگشت به سنت است و این از سال ۶۵ شروع شد.

دادبه همچنین عنوان کرد: باب شده است که فردوسی و سعدی ضدزن هستند. یکی از بزرگان در جمعی این بیت را از فردوسی می‌خواند «زن و اژد‌ها هر دو در خاک به». این بیت متعلق به فردوسی نیست. اما حتی اگر این بیت در شاهنامه هم آمده باشد، در داستان سیاوش آمده و باید مقام بحث را دید و این بیت نازل بر ناجوانمردی سودابه است. اگرچه این بیت از فردوسی نیست. سعدی و فردوسی را این ‌گونه کنار گذاشته‌اند. حافظ هم اگر اوضاع بهتری دارد، به خاطر این است که با حافظ کاری می‌شود کرد که با سعدی نمی‌شود.

او افزود: یکی دیگر از ویژگی‌های خرد دربند افراط و تفریط است و ما این‌ گونه هستیم و وقتی چیزی مد می‌شود، به دنبالش می‌رویم و به آن می‌پیوندیم. با تاختن به سعدی کلاه گشادی روی سرمان گذاشتند که اگر به خودمان نیاییم، روی چشمانمان را هم می‌گیرد.

در ادامه سخنان دادبه که با تشویق مخاطبان این نشست همراه بود، کامیار عابدی ـ نویسنده کتاب «سعدی در جدال با تجدد» ـ با اشاره به تاختن‌ها به سعدی گفت: سعدی در جهان کهن به تدریج نماد ادبیات و فکر ایرانی و قلمرو زبان فارسی شده بود؛ بنابراین وقتی ما با تجدد آشنا شدیم، یکی از اولین و مهم‌ترین شخصیت‌های ادبی کهن ما که در این میان قربانی شد، سعدی بود. سعدی با گلستان خودش در مکتب‌خانه‌ها حضور داشت، در فرهنگ ایرانی، و انگار نماد ادبیات بود و به لحاظ محتوایی نماد ادبیات سیاسی و فرهنگ و ادبیات ما هم بود. بخش زیادی از انتقاد‌ها به گلستان سعدی است.

او افزود: اینجا ما باید توجه کنیم که پس از سعدی که حداقل دو یا سه بار سبک و مکتب ادبی عوض شد، اما سعدی نفوذ و تاثیرش را حفظ کرد. ولی بعد سعدی نماد سنت شد و متجددان می‌خواستند او را خط بزنند.

کامیار عابدی در ادامه بیان کرد: روند به حاشیه رفتن سعدی همزمان شد با تغییر ذائقه ادبی مردم ایران که بخشی از آن به دلیل دیدگاه‌های تجددگرایانه است و در نتیجه حافظ جانشین سعدی برای بسیاری از مردم شد.





Narges Ghaffari و elmira67 این را خواندند
مجتبی سلیمان زاده، hengameh sazesh و ناهید حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید