تیوال نمایش شهر ما
S2 : 15:26:48
  از اردیبهشت ۱۳۹۸
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: تورنتون وایلدر
: زهرا طولابی
: محمدحسن معجونی
: کیارش دادگر، حسین امیدی، سوگل کلابی، مرسده ایزددوست، سما رجبی، آوا شریفی، مهدی ابوحمزه، عباس صابری، امیرحسین گمنام، افشین وزیرزاده، مهشید آقاخانی، هاله پورقدیمی، لیلا اکبری، داران آرمان، پریسا طهماسب، یاسمن دهقانی، ملینا جوهری، مهدی باقرکنی، مریم زارعی، رضا سامانی، بهشاد رسولی، سپهر جاویدان، سحر علیرضایی، هدی بهمن‌اف، فرزین مقدسی، علی قانعی، سیاوش البخشی نائینی، افشین تمدن، مریم محمودی منش، علی بیک‌زاده، شیما بهرمن، علی شهدادی، پردیس رضاپوری، صبا پویشمن، بهار شعربافی

: رضا سامانی
: رها شیرازی
: کیارش دادگر، ارسلان انکشافی، ملینا جوهری، کوروش خلیلی
: شایلان عشایری
: محمدحسن معجونی
: شهاب اشتری
: صبا کسمایی
: فریبرز دارایی
: البرز تیمورزاده
شهر ما داستان زندگی روزمره ی مردم گروورز کورنرز هست که مقاطع مختلف زمانی در سه پرده به نمایش در می آید.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نگاهی به نمایش «شهر ما» به کارگردانی حسن معجونی
بازگشت امر سیاسی در تئاتر
سید حسین رسولی

حسن معجونی از چارچوب مفهومی این نمایشنامه به جامعه معاصر ایران پل می‌زند. او با هوشمندی، به همراه دراماتورژی جالب توجه مهدى چاکرى، موقعیت‌ها، دیالوگ‌ها، شخصیت‌ها و کنایه‌هایی را بیان می‌کند که به طور مستقیم به تماشاگر ایرانی مربوط می‌شود.

پایگاه خبری تئاتر: ارنستو لاکلائو و شانتال موف به موضوع بسیار مهم «بازگشت امر سیاسی» پرداخته‌اند. موف در کتاب «پارادوکس دموکراتیک» اشاره می‌کند که نظریه عدالت رالز بر بنیاد یک کل عقلانی به مثابه فلسفه سیاسی بدون سیاست استوار است بنابراین دچار فقر امر سیاسی است. سپس او راهکار را بیان می‌کند: «ساخت‌شکنی یا ساخت‌گشایی کلیت عقلانی و ظهور تفاسیر متعدد در یک جامعه دموکراتیک». این حرکت راه را برای امر سیاسی باز می‌کند. موف سیاست را آوردگاه تعارض میان «گفتمان حاکم» و «غیریت‌‌ها» درون یک فضای واحد می‌داند. هدف غایی هم تلطیف فضای تخاصم‌آلود گفتمان حاکم و غیریت‌هاست؛ از این رو، «سیاست» به مثابه «محل تعارض‌ها و تقابل‌های اساسی» به سوی «امر سیاسی» به منزله «تلطیف‌سازی مرزهای سیاسی» می‌رود. تئاتر ایرانی هم از سیاست خالی شده است. بیشتر هنرمندان هم تبدیل به «سلبریتی» شده‌اند.

منظور آنانی است که به دنبال پول و ظاهرپرستی و حفظ وضعیت موجود هستند. در واقع، در حال مشاهده همان «جامعه نمایشی» هستیم که گی دوبور بیان می‌کند. بنابراین، گفتمان حاکم تئاتر ایران، «تئاترهای بدون مساله» شده است. این تئاترها فرادست هستند. تئاترهای مساله‌دار هم در میدان غیریت‌ها قرار می‌گیرند. این تئاترها فرودست هستند. این روزها نمایش «شهر ما» به نویسندگی تورنتون وایلدر و کارگردانی محمدحسن معجونی در ایرانشهر روی صحنه است؛ نمایشنامه‌ای که هیچ ربطی به فرهنگ ایرانی ندارد اما حسن معجونی از چارچوب مفهومی این نمایشنامه به جامعه معاصر ایران پل می‌زند. او با هوشمندی، به همراه دراماتورژی جالب توجه مهدى چاکرى، موقعیت‌ها، دیالوگ‌ها، شخصیت‌ها و کنایه‌هایی را بیان می‌کند که به طور مستقیم به تماشاگر ایرانی مربوط می‌شود. وایلدر در این نمایشنامه به انتقاد از جامعه امریکایی دهه ۱۹۳۰ (زمان نگارش نمایشنامه) می‌پردازد. او اتفاقاتی بین سال‌های ۱۹۰۱ تا ۱۹۱۳ را بیان می‌کند. معجونی هم به خوبی این اتفاقات را با کنایه‌های گوناگون به جامعه معاصر ایرانی پیوند می‌زند. این همان «بخیه‌زدن» است. در واقع، امر سیاسی به خوبی در کارگردانی معجونی هویداست. همان اکسیری که می‌تواند تئاترهای روی صحنه را نجات بدهد. پرده آخر به مرگ و ابدیت می‌پردازد. معجونی هم درست در این پرده، فضایی موزیکال را شکل می‌دهد؛ فضایی که نمایش را با ریتم مناسب پیش می‌برد و تماشاگر را کنجکاوتر می‌کند. قبرها تبدیل به تخت آفتاب‌گیری لب ساحل شده‌اند.

مردگان عینک دودی زده‌اند و گویا در حال خوشگذرانی هستند. پرده دوم هم به عشق و ازدواج می‌پردازد. معجونی صحنه مهم عروسی را مانند عروسی‌های شهر تهران می‌کند. نورپردازی هم مانند پارتی‌های جوانان ایرانی می‌شود. موقعیت‌های کمیک به خوبی طراحی شده‌اند. حتی پیش از مراسم ازدواج، شاهد بارانی تند هستیم و این باران هم تبدیل به موقعیت کمیک می‌شود. معجونی از نابازیگران یا بازیگران گمنام استفاده کرده است. او هیچ «سلبریتی» در کار ندارد ولی تماشاگران را تکان می‌دهد و به آنان تلنگر می‌زند. تئاتر باید چنین باشد.

نویسنده : سید حسین رسولی
منبع خبر : روزنامه اعتماد و سایت تئاتر
https://teater.ir/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%83%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%ac%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%b1-%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a6%d8%a7%d8%aa%d8%b1/

جناب رسولی عنایت کنین مطالبتون رو با فاصله زمانی ارسال کنین،شما مطلبی رو که منتشر میکنین علاوه بر صفحه شخصی خودتون در تیوال،در دیوار تیوال هم که مطالب تمامی نمایش ها هست هم منتشر میشه،ارسال یکباره حجم زیاد مطالب،کار کاربران را به جهت دسترسی به دیگر ... دیدن ادامه » مطالب سخت میکنه،ممنون از توجهتون
۲۵ تیر
ممنون از تذکر. چون واقعا وقت نمی‌کنم به اینجا سر بزنم همه مطالب را برای آرشیو شدن به یک باره گذاشتم. از شما و دیگر دوستان معذرت می‌خواهم. فکر کردم ساعت ۲ صبح همه خواب هستند ولی...
۲۵ تیر
❤️❤️❤️❤️❤️
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش «شهر ما» به کارگردانی حسن معجونی
روایت‌های انتقادی در برابر تئاتر‌های خنثی

سید حسین رسولی
...

در جستجوی نظریه کلان روایت‌ها

برای وارد شدن به بحث روایت‌شناسی این سه نمایشنامه ابتدا باید به نکته بسیار مهمی از منظر نظری به رابطه تئاتر و جامعه و سیاست داشته باشیم. بر خلاف بسیاری از تحلیل‌ها در ایران امروز با طبقه بورژوا به معنای واقعی کلمه روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با طبقه نوظهوری مواجه هستیم که «تورستین وبلن»-جامعه‌شناس و اقتصاددان- آن‌ را «طبقه تن‌آسا» می‌نامد. این طبقه در ایران با ظهور «بچه‌ پولدارهای تهران» در فضای مجازی به اوج خود رسیده است؛ طبقه‌ای نوکیسه با ویژگی «مصرف تظاهری». این طبقه‌ از یک طرف به واسطه فعالیت‌هایش در «بازارهای پرسود مالی و بانکی» نیازی به کار کردن ندارد و از این حیث غیرمولد است. از سوی دیگر، نشانه کلیدی این طبقه «فراغت» و دوری از «کار کردن» است. هنر هم مانند دیگر عناصر زندگی اجتماعی برای آنان تبدیل به وسیله‌ای برای پز دادن زندگی پر زرق و برق شده است. بسیاری از تئاترها، فیلم‌ها، آثار تجسمی، شعرهای ساده بازاری، کتاب‌ها و حتی آلبوم‌های موسیقی برای آنان وسیله‌ای برای تبلیغ و نمایش و پز دادن است. در واقع، مصرف کالای فرهنگی برای طبقه تن‌آسا نمودی از مصرف تظاهری دارد. وبلن بحث طبقه تن‌آسا را از درون سنت نهادگرایی در اقتصاد که خود یکی از پیشروان‌ آن بود و در نقد «جامعه مصرف‌گرای آمریکای اواخر قرن نوزدهم» طرح کرد. با کمی مداقه و با بررسی شرایط حاضر متوجه می‌شویم این نظریه به خوبی نمادهای زندگی روزمره معاصر ما را معرفی می‌کند. از سوی دیگر نباید از نظریه «صنعت فرهنگ» تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر، «جامعه نمایش» گی دوبور و «تمایز» پیر بوردیو غافل شد. این چهار نظریه به خوبی می‌تواند وضعیت فعلی را به خوبی تحلیل کند. تئاترهای جریان اصلی ایران که به نوعی گفتمان حاکم هستند به شدت خنثی و بی خاصیت هستند. آنها نه جامعه را «انعکاس» می‌دهند و نه «شکل‌دهی». وضعیت بغرنجی با «هنر طبقه تن‌آسا» شکل گرفته است. نظریات ساختارگرایانه و نشانه‌شناسانه که از دهه ۱۹۶۰ مورد توجه منتقدان و نویسندگان دانشگاهی برای تحلیل آثار هنری قرار گرفتتند از توجه به چنین «وضعیت پروبلماتیک» سهناکی غافل هستند.

دراماتورژی انتقادی

نمایش «شهر ما» به کارگردانی محمد حسن معجونی نگاه رادیکالی به متن و دراماتورژی دارد. مهم‌ترین نکته در اجرای «شهر ما» توجه به زندگی روزمره و جامعه ایرانی از طریق یک متن غربی است. در واقع، کارگردان متنی را برای اجرا انتخاب کرده است که به هیچ عنوان برای اجرا در ایران و مناسبات فرهنگی بومی ما مناسب نیست. با اینحال، حسن معجونی به همراه دراماتورژی جالب توجه مهدی چاکری توانسته اجرایی با کیفیت و موشکافانه را روی صحنه ببرد. در واقع، یک کارگردان برای رسیدن به چنین رویه و دیدگاهی باید تجربه و دانش فراوانی از تئاتر و جامعه خود داشته باشد. بسیاری از کارگردانان از این امر غافل هستند. این غفلت که شبیه خواب خرگوشی است منجر به فاجعه روی صحنه می‌شود. مثلا اجرایی از دیوید ممت-نویسنده آمریکایی- را می‌بینیم که هیچ دغدغه‌ای در آن هویدا نیست. کارگردان به مثابه یک انسان ناآگاه دست به تولید ساختمان اثری زده است که مهمل محض است. گئورگ لوکاچ در کتاب «گفت‌وگوهایی با لوکاچ» می‌گوید: «اگر بکوشیم تا کاراکترهای هومر را در مقام انسان‌های معاصر بفهمیم، صرفا مهمل محض تولید خواهیم کرد؛ بر عکس، ما هومر یا دیگر شاعران باستان را به مثابه گذشته خودمان تجربه می‌کنیم. ما فقط از طریق رسانه هنر است که می‌توانیم به نحوی در خور به گذشته بشریت تقریب یابیم؛ واقعیت‌های بزرگ تاریخ به تنهایی صرفا واریانس یا دگرگونی از ساختارهای متفاوت به دست‌مان می‌دهند. این دقیقا ماموریت هنر است که نشان دهد در درون این دگرگونی‌ها، نوعی پیوستگی رفتار بشری نسبت به جامعه و طبیعت وجود داشته است». حسن معجونی با همین رویکرد نایشنامه تورنتون وایلدر را نزدیک به جامعه ایران می‌کند. آنچه در روایت او از زندگی روزمره ما «کانونی» شده است؛ رفتارهای طبقه «تن‌آسا» و نوکیسه‌های عاشق زندگی لاکچری است. او حتی به دیدن تئاتر در هتل‌های لاکچری شهر تهران اشاره می‌کند. صحنه عروسی را مانند عروسی‌های شهر تهران شکل می‌دهد. حتی باران سیل‌آسایی که در نمایش جاری است و کسی به آن توجه ندارد و تبدیل به موقعیت کمیک شده است، اشاره به باران‌های فراوان چند ماه گذشته ایران دارد. معجونی روایت خود را ساختاری نمی‌سازد بلکه آن را انتقادی می‌کند. یک روایت هنرمندانه تئاتری باید چنین باشد. تئاترهای برتولت برشت هم چنین بود. مثلا والتر بنیامین درباره تئاتر برتولت برشت می‌نویسد: «ایفای ژست‌های قابل نقل» مهم‌ترین دستاورد بازیگر [برشتی] است». شیوه اجرای معجونی را هم باید «دراماتورژی انتقادی» نام بگذاریم.

عنوان اصلی نقد: ( نگاهی روایت‌شناسانه به سه نمایش «شهر ما»، «پروانه الجزایری» و «میدان نبرد، پیکر زن»
روایت‌های ... دیدن ادامه » انتقادی در برابر تئاتر‌های خنثی) چاپ شده در روزنامه توسعه ایرانی

شماره روزنامه: ۲۶۳
تاریخ چاپ: ۱۳۹۸/۰۳/۲۲
شماره خبر: ۹۰۸۴
https://www.toseeirani.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-14/9084-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%86%D8%AB%DB%8C
دوست گرامی این کامنت های شما چیه الان ناغافل ؟ اونهم برای نمایش های پایان یافته ؟؟
۲۵ تیر
دوست عزیزم. معذرت می‌خواهم. برای آرشیو به یک باره اینجا گذاشتم. باور کنید اصلا وقت نمی‌کنم به ینجا سر بزنم. امشب مجالی پیش آمد و این کار را کردم. فکر کردم همه خواب هستند؛ ولی نبودند. ارادت دارم. البته به این فضا هم نابلد هستم. باز هم اگر ناراحت شدید پوزش ... دیدن ادامه » می‌خواهم.
۲۵ تیر
آقا درود فراوان ، چون کامنت های شما برای هر کار در اصل یکجا و پشت سر هم قرار میگیره برای همین کامنت های جدید باقی دوستان رو به قسمت های انتهایی میبره و برای همین مرسومه کامنت اینجوری و پشت هم نمیدارن
آقا پاینده باشی اختیار داری ، درود بر شما
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از سه پرده نمایش به ترتیب سوم، دوم، اول رو دوست داشتم

از کودکی همیشه مرگ رو اتفاقی سیاه توصیف و تصویر کردند و ناخودآگاه اکثر ما ایرانی ها تصور ترسناکی از مرگ داریم.
در پرده سوم نمایش طراحی صحنه سفید پس از مرگ همراه دیالوگ های پیوسته با آواز ، حس آرامش و فراموشی رو بهت القا می کرد این حس و دید رو دوست داشتم.

به نظر من این نمایش برای کسانی که در ماه چند نمایش می بینند متوسط روبه خوب حساب می شد اما برای کسی که کم تئاتر میبینه توصیه نمیشه چون قطعا انتظار داره یه نمایش خیلی خوب ببینه و با برآورده نشدن انتظارش ناراضی بیرون میاد.

اتفاقا من برعکس شما فکر می‌کنم برای مخاطب حرفه‌ای تئاتر، این اجرا توهین به شعور مخاطب بود. شوخی‌ها و اکت‌های سخیف جنسی که به شدت باب شده این روزها در تئاتر، از آقای معجوبی بعید بود. مثال؟ راوی بطری آب رو بذاره بین پاهاش و و فشار بده و آب بپاشه که کاراکتر ... دیدن ادامه » خانمی که از روبرو داره میاد و کل سالن؟ طبعا غش خنده، به نظر من بسیار حجای تاسف داره این سیر نزولی تولید‌های تیاتر . به خصوص که اسم آدم‌های صاحب سبک و نامی رو داشته‌باشه .
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی گرفتن از از بازیگران نه چندان باتجربه،اونهم به تعداد زیاد که هر کدام یک کارکتر مستقل داشته باشند،کار ساده ای نیست که به نظر من جناب معجونی از پس این کار به خوبی برآمده است.
جناب معجونی با برداشتی نزدیک به نمایشنامه اصلی ،ما رو درگیر شهر واقعی خودمون میکنه،شهری که برای ما آشناست.
این نمایشنامه یک اثر انتزاعی و مینیمالیستی ست،به طوری که کالبد شهر از آن گرفته شده و تجسم آن به مخاطب واگذار شده.تنها نشانه هاست که با مخاطب ارتباط برقرار میکند.به نظرم ظرافت جناب معجونی بابت انتخاب این نمایشنامه جهت اجرا هم جای تقدیر داره.
من پیشنهاد میدم به دوستان دیدن این نمایش رو.
راستش متن اصلی نمایشنامه رو نخوندم ولی حدس میزنم که این متن ایرانیزه زیادی شده بود باوجود این شاید از معدود دفعاتی بود که از این موضوع کلافه نشدم.
طراحی و کارگردانی خوب حسن معجونی ،نمایشی دیدنی و جذاب رو به وجود آورده بود، فقط شاید اگر زمان پرده آخر کوتاهتر می بود، بهتر میشد.
نمایشی ساده و روان و شاد برای بیان مفاهیمی ساده و روشن، در عین حال اساسی، بدون استفاده از واژگان و عبارات سنگین!

بازی های راوی، سخنگوی شورای شهر و مادر جوان امیلی رو خیلی دوست داشتم.
لحظه دویدن راهبه هم که عااالی بود:))
در کل کار رو خیلی دوست داشتم و دیدنش رو پیشنهاد می کنم.

گالنای عزیز عرض ادب
متن ایرانیزه شده و من متأسفانه همیشه با این قضیه مشکل دارم،اما خب نمیشه از دیدن نمایشی که اسم حسن معجونی رو یدک میکشه گذشت...
خوشحالم که از کلیت کار خوشت اومده و راضی بودی
۲۱ خرداد
ممنون ازت دایه جان،
پس حدسم درست بود:)
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع کلیشه ای و سطحی و اجرای ضعیف تا نیم ساعت اول هاج و واج و منتظر بودم بالاخره یه اتفاقی بیفته و منو درگیر کنه، باید ذکر میشد که کار دانشجوییه تا تماشاچیان خاص خودش رو جذب کنه، تو اوضاع این روزا ما گلچین میکنیم کارها رو با توجه به بودجه مالی و زمانی مون ، و درین مورد اسم آقای معجونی مارو کشوند به دیدن این نمایش واقعا پشیمون شدیم
به نظر من هم این کار فاجعه بود.
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر زیبایی بود. از خلاقیت و دید متفاوت آقای معجونی برای پردازش این تئاتر خوشم اومد. کار گروه موسیقی که داشتن اجرا میکردن جالب بود. به نظرم اگه نوازنده آکاردئون یه نوازنده حرفه ای تری بود می تونست تاثیر مثبت زیادی رو نمایش بزاره. در کل راضی بودم از نمایش و دیدنش رو به همه توصیه می کنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوانش متن نوشتۀ تورنتون وایلدر و قیاس آن با خوانش اجرا از این متن می تواند برای بیننده کمک کننده باشد از این نظر که اجرا فضایی کمیک دارد و برای خوانندۀ متن، ممکن است عجیب باشد که رویدادهایی که در متن، جدی و دراماتیک به نظر می آیند، با لحن و زبانی کمیک اجرا شوند. من گمان می کنم این زبان و لحن کمیک به برجسته شدن ماجرا و مسئلۀ اصلی کار کمک نکرده است. اما صحنۀ نمایش با ماکت هایی که چندین نقش را در صحنه ایفا می کند، و صحنه ای که هم معرفی و هم شکل و کارکردش بسیار دوست داشتنی است، و شخصیت ها و موقعیت های کمیک که به جای خود پر انرژی و جذاب هم هستند، از این نظر که فضایی برای بیننده ایجاد می کنند تا به سادگی به این شهرِ خیالی جهش کند، در جای خود ستودنی اند. هر چند همچنان می توان از این مسئله پرسید که معیار وفاداری اجرا به لحن، زبان و ایده های متن اصلی آن، چیست. این ... دیدن ادامه » مسئله ای مهم است و یکی از خوبی های این اجرا این است که می تواند ما را وادار کند که به این پرسش اهمیت بدهیم.
کار رو دوست داشتم.اما پرده سوم خیلى برام جالب نبود به نظرم دو پرده قبلى گیراتر بود. خیلى خیلى از اون خواهرى که قد بلند داشت خوشم اومد با اینکه اصلا هیچ دیالوگى نداشت اما کاراکترش تو جامعه ما کم نیست......
راه نجات این نمایش کوتاه کردن پرده سومه. شاهد بودم که افرادی که سالن رو ترک کردند همه در پرده سوم این کارو کردند. و موضوع دیگه اینکه چه لزومی داشت بازیگران پدر و مادر در پرده دوم عوض بشند؟ برای بازی دادن به بازیگران بیشتر؟ نه اینکه بازیگران بعدی بد بازی کرده باشن خیلی هم خوب بودن ولی عوض شدن بازیگران تمرکز و باور اجرا رو به هم می زنه. آوا شریفی در نقش مادر امیلی خیلی داشت خوب پیش می رفت که یه دفعه دیدم در پرده دوم نقشش عوض شد.خیلی تعجب کردم.موضوع دیگه اجرای مفیستو دکتر مسعود دلخواه هم بدون سلبریتی بود.سه ساعت تمام نشستیم و محو اون نمایش شدیم بدون خستگی. هیچ کس برای سلبریتی به اون اجرا نرفت.اما نه خود دکتر دلخواه مدام از اینکه کارشون سلبریتی نداره صحبت کردند و نه در خود نمایش به این موضوع اشاره کردند.به نظرم کاری که خوب باشه مخاطب خودش رو خواهد داشت.حالا ... دیدن ادامه » با سلبریتی یا بدون سلبریتی.بگذریم از یه سری نمایش هایی که با قیمت های نجومی و فقط به خاطر داشتن سلبریتی سالنشون رو پر می کنند و کیفیتی هم ندارند.اگه اونا رو کنار بذاریم کارهای خوبی هم داشتیم مثل مفیستو و یا همین سه خواهر خود آقای معجونی که بدون سلبریتی فروش بالایی داشتند.پس نیازی به تأکید مداوم نداشتن سلبریتی نیست.من خیلی خوشم نیومد که مدام در طول نمایش راوی به این موضوع اشاره می کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی سه پرده‌ای که در هر پرده نسبت به پرده قبل سقوط آزادی را تجربه می‌کرد و به همراه خودش تماشاچی رو هم به همراه می‌برد.
یک بلاتکلیفی و عدم تناسب تمام عیار که مشخصاً از رودربایستی معجونی در استفاده از برخی افراد میاد.
معجونی باید قبول کنه که ایرانشهر، خندوانه نیست و تئاترِ حرفه‌ای که مردم به‌خاطرش پول میدن تلوزیون نیست که بشه با چندتا کارآمور، آزمون و خطا کرد.
درکل اما جرقه‌هایی فرح بخش و قابل دیدن و دیگر هیچ
راه نجات: اجرای نقش راوی/مجری توسط معجونی و استفاده از "بازیگر" به جای ادای پز روشنفکری و تیکه انداختن به دیگر تئاتر ها.
اجرایی بینظیر فوق العاده جذاب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

نمایش سه پرده ست. اجرای پرده ی اول از هر نظر عالیست. آنقدر خوب که دوست داری زمان کش بیاید تا بیشتر فرصت داشته باشی ازش لذت ببری. به نظرم آمد دارم یکی از بهترین نمایش هایی که تا به حال دیده ام را تماشا می‌کنم. اما متأسفانه از پرده ی دوم هر چه پیش می‌رود نمایش افت می‌کند. انگار کمتر به نمایش دل داده و سرسری از آن عبور کرده باشند. بنابراین حس و حال و فضای متن به درستی درنیامده و اجرا نمی‌تواند تأثیرگذاری متن را داشته باشد به طوری که حتی در نظر مخاطب متن بی مایه جلوه می‌کند حال آنکه مشکل از اجرای سطحی متن هست.

به هر حال اینطور به نظرم می‌آید که مناسبات و الزاماتی وجود داشته که دست کارگردان را بسته وگرنه مطمئنم حسن معجونی هوشمند تر ازین هست که اجازه دهد کار به این صورت پیش رود.

اگر همان اواسط اجرا اعلام می‌کردند بقیه داستان را خودتان بروید ... دیدن ادامه » از روی نمایشنامه بخوانید من کاملن از نمایش راضی بودم.

پ. ن. این یادداشت از صفحه اینستاگرام zoghejari به فرموده رضا بولو ی عزیز بازنشر شد.
عرض کردم، فرموده چیه؟ :))))
۰۹ خرداد
ذوق زده جان خوش برگشتی خیلی وقته غیبت داشتی :)
۲۴ خرداد
ممنون مینا جان
چه مهربونین شما
راستش درین حد رو قبلنم حضور دااشته ام
۲۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی...به معنای واقعی کلمه لذت بردم. اینکه به شکلی مدرن و جدید عمیق ترین مفاهیم فلسفه، جامعه شناسی، دین، فرهنگ، اقتصاد، رو منتقل کنی بسیار کار شگرفی است. توصیه میکنم حتما این کارو ببینید. واقعا دستمریزاد به اقای معجونی.امیدوارم بتونم یه روزی توی کارشون بازی کنم. بروید و از یه اجرای مفرح و نکته دار لذت ببرید
همان قدر که سلبریتی داشتن یک اثر نمایشی، هیچ ارزشی بدان اضافه نمی کند، به همان نسبت سلبریتی نداشتن یک ارزش نیست که بخواهیم آن را در بوق و کرنا کنیم و در وب سایت های مختلف خبری با تمام وجود خود فریاد بزنیم که به به چه قدر هنرمندم، کار من سلبریتی ندارد. این ها چیزی جز جوهای تبلیغاتی برای بازی های احساسی بازاریابی و تبلیغات برای فروش بیشتر نیست. (تبلیغات چی به بهانه حمایت از یک کار دانشجو و بی سلبریتی، مشتریان را ترغیب به خرید می کند؛ یک تکنیک قدیمی بازاریابی)
ایده یک هنرمند است که در یک اثر نمایشی معیار ارزش شناسی است. در این اثر در روح نمایشنامه وایلدر ایده حضور دارد اما معجونی در اجرایی کردن ایده ناتوان بوده و به همین ترتیب بازیگران نیز هم. البته قضیه اینجا ختم نشده و معجونی با چپاندن مسائل تهران و ایران قصد دارد فریاد بزند که «شهر ما» همان تهران ... دیدن ادامه » و ایران ما است! این در طول نمایش به شدت آزار دهنده است که معجونی بیننده را چنان بی خرد در نظر گرفته که خود توانایی درک این موضوع را نداشته و نخواهد داشت و کار را تا جایی پیش می برد که مدیر صحنه در انتهای نمایش می گوید ساعت به وقت گراورز کرنرز فلان دقیقه است و به وقت تهران 11:10!
من هنوز مزه "آشپزخانه" معجونی زیر زبونمه ! دلم تکرار اون حس یا حتی بالاتر از اونو میخواد !
دوستان ، کجا بهتره دیدش ؟! باکس های وسط ردیف های اول ؟!
من قبلا اینجا یک نمایش دیدم که ردیف اول دید مناسبی نداشته اتفاقا ، راهنمایی کنن دوستانی که رفتند ممنون میشم :)))))))))))
باکس B و E.
به نظر من ردیف دوم و سوم دید بهتری داره نسبت به ردیف اول.
چون گاهی در دو طرف صحنه اتفاقات همزمانی میفته که در ردیف اول باید مرتب سرتون رو بچرخونین. اما ردیف‌های بالاتر تسلط بیشتری به هر دو طرف صحنه دارن.
۰۳ خرداد
ممنونم خانم صالحیان :))))
۰۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش دوست داشتنی.مخصوصا فضاسازی صحنه اش عالی بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای دیشب (30 اردیبهشت) رو دیدم و بسیااار لذت بردم. سبک اجرا، صحنه، داستان، موسیقی و بازی‎ها همه در نگاه اول ساده به نظر میان، اما همین سادگی ، اجرا رو مثل یه قصه شیرین کرده بود. برای من از اون اجراهای حال خوب کُنی بود که اصلاً متوجه گذر زمان نشدم و از اول تا آخر با لبخند دنبالش کردم و هنوزم حالم خوبه باهاش. سعی می‌کنم دوباره هم برم ببینمش :) راوی و داییِ صحنه آخر رو خیلی دوست داشتم و بقیه بازیگران هم به نظر من خوب بودن.
اگه دوست دارین حالتون برای چند ساعت خوب بشه، برید ببینیدش.

- بروشور کاغذی نداشت این کار (برای حفظ طبیعت) و به جاش کد QR بود که باید اسکن می‌شد. من اسکن کردم ولی بروشور برام باز نشد. اگه کسی اطلاعی داره در این مورد راهنماییم کنه. ممنون میشم.
- سالن متاسفانه تا حدی خالی بود دیشب - نمی‌دونم به خاطر ماه رمضان و ساعت دیر اجرا بود، یا به خاطر ... دیدن ادامه » بازی فوتبال دیشب، یا به خاطر نبودن بازیگرهای معروف (یا همه موارد) - به هر حال امیدوارم شب‌های بعدی سالن پر باشه. :)
و یا بخاطر نبود تیزر مناسب...که اگه بود همه نبودن های دیگه رو جبران میکرد
۱۱ خرداد
بله جناب دانش، تیزرشون هم اصلاً گویا نیست.
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلیط 40 هزار تومانی برای تماشاخانه ایرانهشر برای اینکه یه کار کاملا دانشجویی کاملا متوسط ببینیم !!! ما همچین انتظاری نداشتیم . دانشجویانی که حتی در حد خودشون هم خیلی خوب نبودند و نمایش های دانشجویی ارزون تر و باکیفیت تری در تالار مولوی و حافظ و... هست که نیاز به دیده شده دارند .
در شبی که اجرا را تماشا کردم، بازیگر نقش بزرگسالی فرزند دکتر که داماد می‌شود متاسفانه حالش بد شده و به بیمارستان منتقل شده بود. اما خوشبختانه خود حسن معجونی به جای وی بازی کرد که واقعا روحی دیگر به نمایش بخشیده بود و این اتفاق ناگوار شانس عجیبی برای ما ایجاد کرده بود.
نمایش در سه پرده به نمایش جریان زندگی در یک شهر آمریکایی می‌پردازد. پرداخت و نیش زدن به اتفاقات و دردهای مشترک کنونی در جامعه خودمان با شهر داستان و نیز اشاراتی به فضای نمایشی کشور، انتقادات مطرح شده و پیامهای نمایش را برایم ملموس و جذاب کرده بود. نمایش طراحی صحنه خاصی ندارد و این موضوع در متن نمایش توسط راوی نمایش در قالب طنز مورد اشاره قرار می‌گیرد که صحنه نمایش الزاما نباید دارای چینش خاصی باشد و اگر نمایشی چنین انتخابی داشت، نقیصه محسوب نمی‌شود. اما این طرح صحنه ساده در پرده ... دیدن ادامه » سوم نمایش به خوبی جبران شده و صحنه روحی دیگر می‌گیرد.
بازیهای عالی بازیگران و موسیقی خیلی خوب آن و البته متن گیرای نمایش که اشتراکات فرهنگی و سیاسی جامعه ما را با داستان نمایش به خوبی به تصویر کشیده بود، از عواملی هستند که فکر می‌کنم این نمایش واقعا ارزش تماشا دارد. من از تماشای این نمایش شدیدا راضی هستم و لذت بردم.
و اما نکته‌ای مهم: من تا به حال چند نمایش از حسن معجونی تماشا کرده‌ام که همگی به موقع اجرا رفتند و هیچ کدام تاخیر نداشتند و این نشان می‌دهد که این هنرمند چقدر حرفه‌ای است و چقدر به مخاطبش احترام می‌گذارد. از این بابت به ایشان تبریک می‌گویم.