آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش پروانه الجزایری
S3 : 01:14:06 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۵ اردیبهشت تا ۰۴ تیر ۱۳۹۸
۲۰:۳۰
۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
بها: ۴۰,۰۰۰ تومان
زندگی مث تئاتره. اینو همیشه بابام می گفت.

- برنده تندیس بهترین نمایشنامه از سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

گزارش تصویری تیوال از نمایش پروانه الجزایری / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› نمایشی برآمده از اجتماع یا روایتی گسسته از جهان خطی

›› تغییر ساعت اجرای نمایش «پروانه الجزایری" به مدت سه روز صورت می گیرد

›› سعید حسنلو با«پروانه الجزایری»می آید/ نمایشنامه برگزیده جشنواره تئاتر فجر در سالن هامون

ویدیوها

آواها

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
همه چی فوق العاده بود... فقط چیزی که هنوز نمی فهمم‌ برگشتن بابا بود‌!! اخه بابک که مرد ... پلیس و جسد و سرد خونه‌.. اینا همه به مرگ بابک اشاره میکرد‌.. آخرش با احساس غمی که داشتن شروع کردن به تکرار که نشونه غم و ناراحتی و پشیمونی همه کاراکترا بود ...! چی شد که بابا یدفعه برگشت درست اوج‌ نا امیدی داستان؟ من واقعا متوجه نمی شم با مغزم جور‌در‌نمیاد میشه کمکم‌ کنید و بهم‌بگین‌ قصد نویسنده چی‌ بوده؟
ممنون
ای کاش برچسب افشا رو میزدید
به نظر من نویسنده ی داخل کار، نهایتاً نمایشنامه ای رو نوشت که منطبق بر زندگی نباشه و تلخی زندگی رو نداشته باشه.
۰۵ تیر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان عزیز
امشب اجرای پایانی "پروانه الجزایری"در تئاتر هامون است
منتظرتون هستیم
مینا ۱۲& و Maryam Jozani این را خواندند
با عرض سلام و خسته نباشید امکان تمدید نیس؟ قوانین خلق الساعه طرح آلودگی هوا (طرح زوج و فرد سابق ) و طرح ترافیک امکان حضور در روزهای معمول هفته رو از آدم میگیره (البته میدونم یک ماه اجرا داشتید)
۰۴ تیر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام خدمت دوستان
خب من به نمایشنامه نویسش نمره متوسط می دهم...
آخرشو به نظرم خراب کرد.../// یعنی پایان بندی اشو در واقع....
برگشتن بابک به نظرم احمقانه بود....
من خیلی فلسفه نمی دونم و
ولی بهرحال آشنایی دارم.../// اما چند نکته به ذهنم آمد که بگویم در مورد روایت...
فیلم هایی نظیر درباره الی اصغر فرهادی و یاداوری کریستوفر نولان و تا جایی هم شهرام مکری
الهام بخش این نویسنده بودند ( البته از نظر من ایرادی ندارد) ولی در مورد این مدل نمایش ها
ضربات نهایی و پایان بندی کوبنده هماهنگ با داده ها و تکرارها ... دیدن ادامه ›› و صداهای خارج قاب یک اثر را سرپا
نگه می دارد.. که با پایان بندی ماست مالی به پایان می رسد حتی اگر در پایان بندی آن بازی انجام نمی شد
و از همه بدتر بابک بر نمی گشت و زندگی تلخ تر از تیاتر اتفاق می افتاد با یک اثر بهتری روبرو بودیم...
درست است که روایتش همانطور که گفتم تقلیدی ناشیانه از اثار سینمایی است...
ولی نوع روایتش جذاب است... و مخاطب را تا 5 دقیقه پایانی بروی صندلی ها نگه می دارد...
ولی خب نویسنده این قدر خلاقیت نداشته تا بتواند کار را تکمیل کند...// من نمی توانم این اثر را به خاطر
نوع خاص روایتش سورئال بنامم...
کارگردانی و طراحی صحنه:
با اینکه قصه در یک خانه یا ویلا باب اندرونی و بیرونی روایت می شود و با یک دکور ساده طراح صحنه و
البته کارگردان با خوش ذوقی فضایی دلنشین و باور پذیر بسازند.../// ایده درب و لولا و دو اتاقه کردن
صحنه اش فوق العاده و جذاب و دوست داشتنی و دلنشین بود...
میزانسن ها تا جایی که مربوط به استفاده از وسایل و دکور است خوب است اما وقتی به بازیگرها می رسد
خوب از کار در نمی آید ولی ضعف کارگردانی در هدایت بازیگرانش بیشتر تو ذوق می زند...
بازی ها:
در کارهایی شبیه این نوع کارها خیلی نمی توان در مورد بازیگری نظر داد چون همه قرار است روایتی از زندگی داشته باشند.. ولی خب رفتارها باور پذیر بود....
ولی من از بازی ها ناراضی نبودم...
و همانطور که گفتم پایان بندی اش فاجعه بود و لذت دیدن تئاتر رار از من گرفت...
من به حرفه ای ها توصیه نمی کنم ولی برای عوام غیر از نیم ساعت اولش ( نیم ساعت اول برای حرفه ای یها جذاب است) از دیدن تئاتر لذت می برند... ///
برای همین به تماشاچیان عام توصیه می کنم بروید و ببینید ولذت ببرید.
امیر مسعود، فرزاد جعفریان، حمیدرضا مرادی و M2727 این را خواندند
رعنا* این را دوست دارد
سپاس از حضورتون
و ممنون از نقدتون
۰۴ تیر ۱۳۹۸
سلام خانم مریم رودبارانی...
امیدوارم در کارهای بعدی تان نقد های دقیق و حرفه ای
را به کار ببندید...
۰۵ تیر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اول از همه یکم تو پیدا کردن سالن مشکل پیدا کردم که زود حل شد.
در مورد خود نمایش من اصولاً مخالف هرگونه شوخی جنسی هستم. اوایل کار این به شدت تو ذوقم زد.
نمایش رفته رفته جذاب‌تر شد برام و قسمت آخر نمایش رو خیلی دوست داشتم.
در کل طول تئاتر هم مرتب یاد درباره الی افتادم.
بازی‌ها همه عالی بود انصافا و دکور جالبی هم داشت.
بازی نقش مهرداد رو خیلی پسندیدم.
فرزاد جعفریان و امیر مسعود این را خواندند
حمیدرضا مرادی و مریم رودبارانی این را دوست دارند
محمد عزیز؛ سپاس از حضورتون
و ممنون از نقدتون
۰۴ تیر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان عزیز، تیوالی
به پاس حمایت شما
گروه اجرایی نمایش#پروانه _الجزایری
همزمان با بازشدن فروش روزهای پایانی
۳۰% تخفیف برای تماشاگران ایجاد کرد.
منتظر شما هستیم
زندگی مثل یه تاتره اینو بابام میگفت
اما به نظر من زندگی خیلی تلخ تر و گندتر از تاتره
پس من نمیخوام نمایشنامه ام مثل زندگی باشه
( و این دقیقا نکته مهمی هست که تاتر پرداختن به آنچه که هست، نیست ( این وظیفه رسانه است ) بلکه آنچه که میتونه باشه )

روایت یک زندگی ، خوانش یک نمایشنامه
بی شک یکی از بهترین و جذاب ترین طراحی صحنه و نوری بود که دیدم و استفاده حداکثری از یک دکور حداقلی (مخصوصا در و لولا ) کاملا تاتری و جذاب
نمایشنامه پازل چند تکه ای و روایتی جذاب ؛ روایت دایره ای و تکرار ، شروع از نقطه پایان و روشن شدن بخش دیگه ای از قصه.
بازی های خوب و روان و بدون زور ... دیدن ادامه ›› و غلو و تلاش برای ایجاد حس یا خنده یا هرچی و شکل گیری ارتباط درست بین نقش ها
اما اسیر قصه و تمام تلاش نویسنده فقط در جهت جذاب شدن قصه و روایت آن صورت میگیرد.
در این زندگی ما از همه چی ساده عبور کردیم و فقط روایت کردیم ، از کنار نقش ها گذر کردیم و فقط روایت کردیم که هرچه سریع تر به ایده ای که در ذهن داشتیم برسیم ایده جذابه اگه میتونستی یه نفر برگردونی چه کسیو برمیگردوندی ؟ ایده ی اینکه زندگی یعنی لحظه ها، دکمه عقب نداره ، نبودن های بودن ها و ...
در بعضی صحنه ها حرکات زیاد بود ( حرکات توی صحنه ) و میزانسن های بی دلیل و البته بعضی صحنه ها هم خیلی جذاب و دقیق و درست
در مجموع من این نمایش دوست داشتم و خیلی جاها لذت بردم
یکم حال و هوای درباره الی بود (اینجا درباره بابک )
اما به نظرم تاثیری که روی مخاطب میزاشت به همون سالن و پایان کار محدود میشد چون به نظرم خیلی اسیر قصه و رسیدن به ایده شد
و در پایان سالن هامون چه جذاب ، چه شیک ، چه رنگی ، چه بویی ، چه چیزی ، چه کردی هادی خان حجازی فر
هامونی ها و الجزایری ها همتون ❤️❤️❤️❤️
نمایشنامه واقعا عالی کنار بازی بسیار برجسته از تمام بازیگران که برای بار دوم خیلی بهتر متوجه میشوید. پایان اجرا خیلی قشنگ بود و فکر کنم کمتر کسی باشه که از این اجرا خوشش نیاد و بعد از پایانش حداقل نیم ساعت فکر نکنه راجع بهش. بیشتر از ۵ ستاره حق داره بگیره
سینا عزیز
ممنون که نمایش پروانه الجزایری رو به تماشا نشستید
و سپاس از درج نظرتون
۳۰ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کار رودوست داشتم گونه از از تئاتر مدرن بود که با صرف فعل ها، تکرار ها، ادغام ها و برش ها و پس و پیش ها به روایت داستانی با فکوس بخشی به جزییات میپرداخت. پایان بندی بسیار خلاقانه و دلنشین بود و زمان پرت نداشت که بخواهی به ساعت نگاه کنی. کارگردانی میزانس ها تعبیه درب به خصوصا استفاده حدکثری از حدقل فضا ...لذت بردم
مریم عزیز
ممنون که به تماشای پروانه الجزایری نشستید
و سپاس که نظرتونو به اشتراک گذاشتین
۲۸ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
متن خیلی قوی و حساب شده
بازی‌ها خیلی منسجم و تمرین شده
دکور و طراحی صحنه خوب و منطقی بود البته که ایده‌ی در عالی بود
نورپردازی خیلی کمک میکرد به درک حس گرما و سرمای فضای داستان
و در آخرم نریشنِ اجرا خیلی خیلی حس خوبی بهم داد چون دقیقا تو تاریکی تو ردیف آخر یه سالن تئاتر نشسته بودم، "تئاتری که عین خود زندگی بود"
محمدرضا عزیز
سپاس از حضورتون
خوشحالیم که نمایش و دوست داشتین
۲۸ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
توقعم از این نمایش بیشتر بود اما در مجموع اجرای قابل قبولی بود. ریتم خوبی وجد نداشت و تکرار های مکرر و زمینگیر شدن داستان در نیمه نمایش باعث جدایی من از این نمایش شد و دیگر رمقی برای دنبال کردن این داستان که اتفاقا نقطه عطفش یک سوم پایانی بود وجود نداشت. من رابطه یک نمایش با تماشاگر رو رابطه ای عاشقانه میبینم برای ادامه باید انگیزه داشت..... وقتی تماشاگر انگیزه ای برای دنبال کردن نداشته باشه قطعا اون نمایش موفق نخواهد بود که فکر میکنم تکرارهای مداوم و عدم پیشرفت داستان در نیمه ماجرا مسبب این مساله بود. بازیهای بازیگران تلاشی بود برای خلق ریالیسم اما همین تلاش بود که گاهی اونها رو از واقعیت دور میکرد و تماشاگر قطعا این مساله رو پس میزنه. طراحی صحنه بسیار کاربردی و خوب بود و من ازش آموختم. در مجموع به دوستان عزیزم خسته نباشید میگم به امید روزهای بهتر.
دوستان عزیز
امروز دوشنبه 27 خرداد
بعد از اجرای نمایش"پروانه های الجزایری"جلسه نقد و بررسی با حضور کانون ملی منتقدین برگزار میشه
من اتفاقا دوشنبه بودم ولی فرداش امتحان داشتم نشد ک بمونم. باز هم نقد و بررسی داره یا نه؟
۲۸ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بسی لــــذت بردیــــم
کاری عالی با بازی های خوب و متنی قوی
استفاده از تکنیک های سینمایی در کار تئاتر بسیار لذیذ تر است
فلاش بک های دوستانی جهت بازگرداندن دوستشان به زندگی
احسان عزیز
ممنون از حضورتون و سپاس که نظرتون و به اشتراک گذاشتین
۲۷ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عالی بود. بازی بازیگرها، دکور، موضوع نمایشنامه همه عالی بودن. بسیار لذت بردم.
لیلا عزیز
ممنون که "پروانه های الجزایری"رو برای تماشاانتخاب کردین
وسپاس از اشتراک نظرتون
۲۷ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرا رو دوست داشتم ولی نتونستم امتیاز 5/5 رو بدم. شاید احساس کردم بعضی تکرارها زیادیه. اما در کل این ایده تکرار رو با همه درگیری های ذهنی که ایجاد می کنه دوست دارم. نمونه اش رو تو "حریق" و "صددرصد" هم دیدیم. از همه بیشتر طراحی "در" رو دوست داشتم و اینکه دو تا لولا میتونه همه بار تغییر دکور بین پرده ها رو به دوش بکشه البته با یه کم تمرکز :)
عزیز
parisanovسپاس از حضورتون
و خوشحالیم که اجرارو دوست داشتین
۲۷ خرداد ۱۳۹۸
ایده در واقعاً عالی بود
۲۸ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
https://musicgeek.ir/eleni-karaindrou-the-weeping-meadow/
برای نمایش خوب پروانه الجزایری و شخصیت بابک.
شبنم بانوی عزیز
ممنون از حضورتون و انتخاب آهنگی برای شخصیت بابک
چه انتخاب درست و زیبایی
۲۷ خرداد ۱۳۹۸
نه. یه موسیقی بود که مال یه خواننده بود که خودکشی کرده بود فکر کنم. اسمش یادم نیست
۲۸ خرداد ۱۳۹۸
آره دقیقاً. منم همین یادمه، که جامعه گریز بود و چندتا آلبوم داده بود و بعد خودکشی کرده بود
۲۹ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فروش روزهای هفته جدید نمایش'پروانه الجزایری'در سایت تیوال آغاز شد
رضا غیوری، مینا و حمیدرضا مرادی این را خواندند
سلام خانم رودبارانی،
آیا برای روزهای باقیمانده تخفیف گذاشته میشود.؟به نظرم اومد جایی حرف از تخفیف زدید؟
۲۳ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نگاهی روایت‌شناسانه به سه نمایش «شهر ما»، «پروانه الجزایری» و «میدان نبرد، پیکر زن»

روایت‌های انتقادی در برابر تئاتر‌های خنثی

سید حسین رسولی

این روزها سه نمایش «شهر ما» به کارگردانی محمد حسن معجونی، «پروانه الجزایری» سعید حسنلو و «میدان نبرد، پیکر زن» الهام یوسفی به ترتیب در تماشاخانه ایرانشهر، تئاتر هامون و عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه هستند. این سه نمایش نسبت به بسیاری از اجراهای حاضر کیفیت بالاتری دارند و دو نمایش «شهر ما» و «پروانه الجزایری» تا این وقت از سال ۱۳۹۸ مورد توجه نگارنده قرار گرفتند و به راحتی می‌شود پشت این آثار ایستاد.
بازی با روایت

«پروانه الجزایری» به نویسندگی پیام لاریان و کارگردانی سعید حسنلو ... دیدن ادامه ›› به خوبی دغدغه روایت دارد. اما این روایت به قول لئون تروتسکی تبدیل به «ماشین توخالی» نشده است؛ بلکه به شکل اکملی به مسائل اجتماعی و سیاسی در دلالت‌های ضمنی می‌پردازد. لاریان نویسنده هوشمند و دغدغه‌مندی است که توانسته به خوبی فضای اجتماعی امروز ایران را در نمایشنامه‌ فرمالیستی خود جای دهد. این کار آسان و راحتی نیست. تجربه و زحمت می‌خواهد. شلومیت ریمون-کنان در کتاب «روایت داستانی: بوطیقای معاصر» به مسائل مهمی پرداخته است. او یکی از عناصر اساسی روایت را زمان می‌داند. البته زمان در کنار شخصیت‌پردازی و کانونگی‌شدگی به خوبی می‌تواند «روایتگری» را نمایش بدهد. سیمور چتمن می‌نویسد: «مولف مستتر»، بر خلاف راوی حرفی برای گفتن ندارد. از او یا بهتر است بگوییم آن، هیچ صدایی به گویش نمی‌رسد؛ در واقع، هیچ ابزار مستقیم ارتباطی در اختیار ندارد. در سکوت، از طریق طرحی کلی، با دهانی باز و با تمام قوایی که برای اطلاع‌رسانی به ما برگزیه، ما را هدایت می‌کند». ریمون-کنان هم می‌گوید: «به گفته چتمن، هر متن یک مولف و خواننده مستتر دارد. اما راوی ورایت‌شنو اختیاری است». سپس او نقد می‌کند و می‌نویسد: «اگر مولف مستتر فقط یک برساخت باشد...از او هیچ صدایی به گوش نمی‌رسد». در نمایش «پروانه الجزایری» شاهد روایت چند دوست و رفیق هستیم که در خانه‌ای دور هم جمع شده‌اند. حوادث این دورهمی به یکباره تکرار می‌شود. گویی همه چیز به اول بازمی‌گردد. راوی یک نویسنده است. او می‌گوید که می‌خواهد چه کاری انجام بدهد. داستان به جایی می‌رسد که «بابک» (شخصیت محوری) مانند یک پروانه الجزایری از گله خود جدا می‌شود و تن به آغوش مرگ می‌سپارد. راوی هم در پایان می‌گوید ای کاش جور دیگری می‌شد. سپس نمایش دوباره شروع می‌شود و این بار بابک زنده شده است. این کاری که لاریان می‌کند در روایت‌های سینمایی دیده می‌شود. در واقع، راوی لاریان به شدت منتقد شرایط موجود است. سعید حسنلو هم در کارگردانی توانسته به خوبی این شرایط را درک کند. باید شیوه کاری لاریان را به نوعی «بازی با روایت» بنامیم.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب به دیدن این نمایش رفتیم... خیلی عالی بود... بازی ها خیلیی طبیعی بود..یعنی حس میکردم قشنگ طرز برخورد و حرف زدن و ... مثل روابط عادی من و دوستام بود! نحوه اجرای نمایش هم جدید و جذاب بود... حتما پیشنهاد میکنم ببینید...
بسیار تیاتر زیبایی بود و من به شخصه خیلی لذت بردم هم از نمایشنامه و هم از بازیها. بسیار دیدنش رو پیشنهاد میکنم.
حمیدرضا مرادی این را خواند
گلبرگ کامروز(گافکا) و شبنم بانو این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای سانس‌های تازه این نمایش به کارگردانی سعید حسنلو و بازی امیراحمد قزوینی، گلنوش قهرمانی، مهسا ایرجپور، محمد علیمحمدی، فرانک کلانتر، افشین زمانی، مجتبی پیرزاده، در ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه بوده و همینک خرید بلیت روزهای چهارشنبه ۲۲ تا جمعه ۲۴ خردادماه در تیوال فعال شد.
گلبرگ کامروز(گافکا) این را دوست دارد
اجراى این نمایش تمدید شده؟
۲۲ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید