تیوال نمایش پروانه الجزایری
S3 : 15:48:09
اگه فرصت داشته باشین یکیو برگردونین به دنیا، کیو بر می گردونین؟
خرید بلیت
۴۰,۰۰۰ تومان
۱۰,۰۰۰ تومان تخفیف
  ۲۵ اردیبهشت تا ۲۵ خرداد
  ۲۱:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: پیام لاریان
: سعید حسنلو
: (به ترتیب ورود) امیراحمد قزوینی، گلنوش قهرمانی، مهسا ایرجپور، محمد علیمحمدی، فرانک کلانتر، افشین زمانی، مجتبی پیرزاده
: هادی حجازی فر

: آناهیتا افشار
: سعید حسنلو
: سمانه احمدی مطلق
: آزاده بخشی
: علی مست علی
: مریم برادران
: آرمین فرقانی
: محمدرضا جعفری
: علی زندیه، محمد نوحی، محمدرضا جعفری
: امیر قالیچی
: مهدی خان احمدی
: مریم رودبارانی

- برنده تندیس بهترین نمایشنامه از سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

زندگی مث تئاتره. اینو همیشه بابام می گفت.
شهر:
تهران

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵

گزارش تصویری تیوال از نمایش پروانه الجزایری / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» سعید حسنلو با«پروانه الجزایری»می آید/ نمایشنامه برگزیده جشنواره تئاتر فجر در سالن هامون

ویدیوهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ایستاده بر آستانه ها
به بهانه اجرای نمایش «پروانه الجزایری »درسالن هامون
روزنامه شرق-محمد حسن خدایی

این البته از طنز ماجراست که آدمهای نمایش »پروانه
الجزایری« در مقابل صدای راوی یا همان نمایشنامهنویس
که در جایگاه تماشاگران نشسته، در تمنا و تقالی ساختن
فیلمی باشند به نام «پروانه الجزایری» و تک گویی های
بیانیه وار جناب نویسنده یا راوی را در باب رابطه همیشه
مساله دار «زندگی و تئاتر» از اولویت بیندازند. آنان تکنیک
تکرار یا همان راکورد گرفتن که از سینما می آید را همچون
امکانی الهیاتی به کار میبندند تا بشود صحنه ها را از نو
تمرین و تصحیح و کاستیها را برطرف کرد. از این باب
روایت پیام لاریان در مقام
نمایشنامه نویس و سعید
حسنلو ... دیدن ادامه » در جایگاه کارگردان،
اشاره بر مهابت زندگی واقعی
نسبت با تئاتر دارد. تئاتر به
مثابه بازنمایی زندگی و از
قضا امکان تکرار و از نو روایت
کردن گذشته است. اجرا
تذکار میدهد که چگونه روایت و بازنمایی زندگی روزمره،
توان آن را دارد که از نو «امر برگشتناپذیر»را با تکنیک
تکرار، بار دیگر بازسازی کرده و پایانی خوش رقم زند. ظاهر
شدن بابک در انتهای روایت، جایی که نورپردازی، صحنه را
به تمامی روشن میکند و بر تئاتربوده گی اجرا تاکید، آن هم
بعد از مرگی نابهنگام، همان رقم زدن پایان خوش است و
ترس از مواجهه با امر واقعی.
از یک منظر طبقاتی، میتوان آدمهایی را به تماشا نشست
که در دور شدن از هیاهوی تهران بزرگ، در میانه زمستان
سخت «جیرود»، به آن به اصطالح طبیعت بکر، پناه برده
و در تالش هستند تا با شب نشینی و مهمانی خداحافظی،
همچون فیگوری مرکزنشین و البته سرخوش طبقه
متوسطی، رنج زمانه را تاب آورند و جدا شدنها و مهاجرت
کردن هایشان را امری عادی جلوه دهند. حتی توافق
جمعی در کنار آمدن با حاملگی غیرواقعی شخصیت نرگس
با بازی مهسا ایرج پور، نشان از منفعت جمعی و البته دروغین
در حفظ این فضای گمراه کننده است. اما تا ابد نمیتوان با
دروغ مصلحتی روزگار گذراند و بلاخره سروکله واقعیت
ویرانگر پیدا خواهد شد: مرگ بابک و متهم شدن نینا در
ماجراجویی مشکلساز در بلوار میرداماد به سال هشتاد و
هشت را به یاد آوریم. از این باب با اجرایی طرف هستیم که
با وجدان معذب بر این نکته اعتراف میکند که توان روبهرو
شدن با مصیبت زمانه را ندارد و ترجیح میدهد از زندگی
واقعی، بار دیگر به دنیای تئاتر
پناه برده و گذشته را از نو
روایت کند.
صحنه چنان طراحی شده که
همه چیز در مقابل دیدگان
تماشاگران اتفاق بیفتد. دری
که در میانه، همچون فضای
آستانهای درون و بیرون را از
هم جدا کرده و مدام باز و بسته میشود. پروانه الجزایری را
میتوان پرتکرارترین نمایش این سالها دانست در ورود و
خروج شخصیتها. نکتهای که به هر حال میتواند تداوم
حسانی تماشاگران را مخدوش کرده و تنش هر دم فزاینده
اجرا را انتقال دهد. در ابتدا دیالوگها همچون همهمه ای
ادا میشود تا چندان شنیده نشود. یک هیاهوی جمعی که
نشان از خوشباشی کمابیش غیرواقعی آدمها و تمهیدی
زیباشناسانه در فضاسازی فریبنده آغازین دارد که در ادامه به
نوعی از خشونت جمعی و کرخت شدن در مواجهه با فاجعه
منتهی خواهد شد. اجرای ایستاده بر فضای آستانهها و با
قرائت مانیفستی در باب رابطه تئاتر و زندگی، تالش دارد
قدم گذاشتن بر دوزخ را به تعویق اندازد. چه خیال عبثی!
فرزاد جعفریان، بهروز جباری و ابرشیر این را خواندند
lida.kh این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که درخواست ساعت زودتر در اجرا رو داشتن ؛ ما روز جمعه ۰۳ خرداد ساعت ۱۹:۰۰ - سانس ویژه خواهیم داشت
فروش هم از امروز در تیوال آغاز شده است
ماندانا انصاریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
butterflies are graceful, varied and enchanting. Butterflies lead you to the sunny side of life. And everyone deserves a little sunshine

جزو نمایشهایی بود که دیدنشو فراموش نمیکنم. منو تحت تاثیر قرار داد. خواستم چند نکته از احساسم بنویسم.
اول در مورد بازیگران نمایش. بازیها در بعضی جاها به قدری خوب بود که تصور اینو که داریم نمایش می بینیم نمیشد کرد. اگرچه بعضی جاها سکوت ها زیاد میشد. اما به ویژه در صحنه دوم جاهایی بود که میشد باهاشون اشک ریخت.
دوم درباره کارگردانی. در کل کار پیچیده ای بود. یک جاهایی میشد کوتاه تر باشه. اما در آوردن این متن کار سختی بود به نظرم. با اینکه مشکل نوری سالن اذیت کرد. اما اجرا اونقدر منظم بود که میشد به نور بی توجه باشی. مشخصه که تسلط در بازیها وجود داشت. ولی پیشنهاد من به کارگردان این نمایش اجرا در سالن بزرگتریه. خیلی از میزانسنها حیف شدند.
سوم درباره متن. متن خیلی خیلی پیچیده ای بود. ... دیدن ادامه » خیلی خوب ماجراهای چند نفر رو با هم پیش برد و در این پیچیدگی تونست تمام قصه ها رو درست هدایت کنه. شوخی های خیلی ظریفی داشت که باعث میشد تماشاگر با غم ماجرا اذیت نشه. دیالوگ ها خیلی خوب بود. و از همه مهمتر آخر نمایش بود که منو هیجان زده کرد. یه کم منو یاد فیلم میرکریمی انداخت. یه حبه قند. که یک بخش شاد بود و یک بخش غمگین. ولی به قدری موقعیت رو پیچیده کرد که یک جاهایی باید واقعا تمرکز میکردی که ماجرا از دستت در نیاد.
چهارم طراحی صحنه و نور. این نکته منفی من درباره این نمایش بود. چون به نظرم میتونست جذاب تر باشه. نور هم که متاسفانه دچار اشکالات زیادی بود.
در نهایت باید خسته نباشید گفت به این گروه. این جزو بهترین کارهایی نبوده که من در زندگی دیدم. اما قطعا جزو معدود کارهااییه که مدت ها بهش فکر میکنم و یادم نمیره.
سلام وقت شما بخیر سوالم شاید کمی بی ربط به متن تون باشه اما میخواستم بپرسم از اونجایی که سالن هامون به تازگی شروع بکار کرده آیا جای پارک خودرو در اون محدوده پیدا میشه یا خیر؟؟ با تشکر
دیروز
مگه هامون همون باران سابق نیست؟ بیخیال جناب جباری 10 دقیقه هم پیاده روی ش نمیشه :))) من همیشه همون حدودای بزرگمهر پارک میکنم شبنم خانم ریسک نکردم برم پایین تر، دو قدم پیاده س دیگه می‌ارزه به بازی مخوف جای پارک :)))
۲۲ ساعت پیش
شبنم عزیز
سپاس از حضورتان
و ممنون که نظرتونو با ما به اشتراک گذاشتین
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش رو بگم من با دیدن اسم "محمد علیمحمدی" تصمیم به دیدن این کار گرفتم و بعد متوجه شدم نمایشنامه کار هم جایزه گرفته:)
این سبک روایت داستان رو قبلا در فیلمنامه چند فیلم دیده بودم و چیز جدیدی نبود، با این حال نوشتنش و اجراش واقعا کار آسونی نیست به نظرم، فقط می تونست شاید زمانش کمتر باشه!
بازیهای اکثر بازیگران رو دوست داشتم و همینطور کارگردانی کار رو به طوری که حتی مشکل ایجاد شده در نور هم نتونست خللی در لذت بردنم از کار ایجاد کنه!, به خصوص با برخورد حرفه ای و درست آقای حجازی فر در ابتدا و انتهای نمایش.

به آگاهی می‌رسد اجرای روز جمعه ۳ خردادماه این نمایش در سانس ویژه ۱۹ خواهد بود.
رضا غیوری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اجرای امشب یه مشکلی در نور سالن ایجاد شده بود که باعث شد اجرا بیست دقیقه تاخیر داشته باشه و در نهایت هم درست نشد!
ولی نکته این بود که هم آقای حجازی فر و هم گروه، بارها بابت این موضوع عذرخواهی کردن، از اون عذرخواهی های از ته دل که آدم حسابی باورش میشه!
در نهایت هم آقای حجازی فر از همه خواستن اسم و شماره تماس شونو بنویسند تا برای اجرای بعدی به کارگردانی خودشون، بعنوان مهمان اجرا رو ببینند.
همه اینها رو گفتم که خدارو شکر کنم بابت این که هنوزم افرادی پیدا میشن که حقوق اولیه تماشاگر براشون مهم باشه!
وقتی مسئولین بعضی سالنها مهمان عزیز کرده شونو روی صندلی خریداری شده دیگران می نشانند یا بابت کلی معطلی هیچ‌عذرخواهی نمیکنند، چنین مواردی باعث امیدواریه
امیدوارم بیشتر شاهد احساس مسئولیت و همچنین حفظ شأن و احترام تماشاگر در تمام سالنها باشیم
آقای حجازی فر دعوت کردن من هم با خودتون ببرین :))
دیروز
"مارال عظیمی" :
ممنون از توجه شما. علاقه مند شدم به دیدن کار
۱۰ ساعت پیش
مریم عزیز
سپاس ازحضورتان و عذرخواهی مجدد بابت تاخیر
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میگن یه پروانه هست به اسم پروانه الجزایری
اگر دست بهش بزنی تموم دستت رنگی میشه
این وقتی بخواد بمیره میره یه گوشه دور از گله اش روی یک دیوار و ثابت می مونه و میمیره اونوقت تو وقتی نگاش کنی نمیفهمی مرده یا زنده....
نمایش را در شب دوم ، دیدیم و برای من هم یاداور جای خالی سلوچ بود از دولت ابادی هم شخصیت بابک از لحظه ای که اومد بسیار بسیار عمیق بود. بازیها اینقدر یه جاهایی رئال بود انگار که نمایش نبود... دوست دارم باز گار رو ببینم و از بازی درخشان اقای محمد علی و بقیه عزیزان لذت ببرم کاری که از ثانیه های اولش درگیر میشی و طنز بجا رو بازیگرای خوبش با بازی خوب دراوردند.
تکرارهایی که میشه در انتقال مفهوم و جذابیت نقش داشت.

توهم بارداری رو چقدر زیبا نشون داده بود ... چیزی که من تا حالا تو هیچ داستان، فیلم یا نمایشی ندیده بودم. یکی از دوستان خودم این مشکل را داشت و خیلی اطرافیانش درگیر بودند
سالن باران رو هم از اون حالت دخمه که توهین بود به مخاطب دراوردند و لذت دیدن رو دوچندان کرده.
حیف که صحنه کوچک بود
کاش در سالنی مثل ناظر زاده بازی می شد و اون حالت دو اتاق در می اومد
یک ... دیدن ادامه » جای کار هم اول گفتند چه شب سردی! بعد در صحنه بعد مهرداد گفت داره شب میشه! کاش اصلاح کنند
صدای سالن هم کیفیت خوبی نداشت
الهه عزیز
سپاس از حضورتان
و ممنون از این دقت تان در تماشای پروانه های الجزایری
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استاد!! این خاله ی شما با این کمالاتی که داره، بین اینهمه کشور اروپایی چرا رفته آلبانی؟
میدونی چرا؟ به دلیل اینکه احتمالا خاله ی ایشون مذهبیه و آلبانی هم توی اروپا همون وظیفه ای رو بر عهده داره که قم، تو ایران داره
من هم عاشق این دیالوگش شدم
۲ روز پیش، یکشنبه
زندگی مثه تئاتر میمونه (یا برعکس) اینو همیشه بابام میگفت..
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عجب متنی. و چه اجرای تمیزی. یه کم یادآور درباره الی بود. اما خیلی زود جدا شد و استقلال پیدا کرد. اما پیچیدگی درست درام با کارگردانی و بازیهای نسبتا درست همراه شد. میگم نسبتا درست چون علیرغم توانایی بسیار زیاد بازیگران به نظرم هنوز یکدست نیست. اما خوبی اجرا در کارگردانی بود. چیزی که باعث میشد خیلی زمان رو حس نکنی. ویژگی کار از نظر من در درک درست نقشها از سوی بازیگران بود. این مهمه که به تماشاگر همونقدر اهمیت بدی که به یک دیوار. دیوار چهارم. با این همه کاش در سالنی اجرا میشد که ابعاد بزرگتری داشت. به نظرم بعضی از جاها احتیاج داشت که در عرض و عمق بزرگتری میزانسنه جریان پیدا کنه. من به این کار از پنج چهار میدم.
احسان عزیز
سپاس از حضورتون
و خوشحالیم که نمایش و دوست داشتین و نظرتونو به اشتراک گذاشتین
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبیه.کار اصلا از ریتم نمیفته و تا آخرش مخاطب رو درگیر نگه میداره. خلاقیتی هم که انجام دادن خیلی به نمایش کمک کرده و جذاب تر کرده کار رو(نمیگم خودتون ببینید) در کل نمایش جذابی بود و به جز یکم ایراد تو بعضی بازی های بازیگر ها به نظر من ایراد دیگه ای نداشت. خسته نباشید همگی
عرفان عزیز
سپاس از حضورتون و درج نظرتون
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشو تو شب اول دیدم و خیلی خیلی دوست داشتم. گرچه ناهماهنگیایی بود که امیدوارم برطرف بشه. در ضمن سالن هامون هم خیلی بهتر از باران شده. واقعا سالن قبلی دخمه بود. ممنون از گروه خوب اجرا.
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی پیام لاریان، کارگردانی سعید حسنلو و با بازی امیراحمد قزوینی، گلنوش قهرمانی، مهسا ایرجپور و ... با تخفیف روزهای نخست، امروز (یکشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
امیرحسین بامداد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید