آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش پروانه و یوغ
S3 : 06:52:09 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۸ فروردین تا ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
۲۱:۱۵
۱ ساعت و ۲۵ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان
این نمایش دغدغه‌ها، ذهنیات، کابوس‌ها و رویاهای (ونسان ونگوگ) نقاش شوریده ی هلندی، را دست مایه خود قرار داده و سعی در به تصویر کشیدن ذهن پر تلاطم او در طول زندگی پر فراز و نشیب و غم‌انگیز او را دارد.

- بازخوانی نامه‌های ونسان ونگوگ


شماره تماس جهت هماهنگی: ۰۹۳۵۵۶۲۹۸۲۲

نکته مهم: تماشاگران محترم دقت نمایند به دلیل تعمیرات در خیابان شهریار، امکان استفاده از پارکینگ مجموعه بنیاد رودکی و محدوده خیابان شهریار به عنوان پارکینگ فعلا وجود ندارد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش پروانه و یوغ / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› راز ماندگاری «ونسان ونگوک» در یک نمایش فاش می‌شود

›› «پروانه و یوغ»، پیام انسانیت را ابلاغ می کند

›› روایت جواد محمدپور از نمایش "پروانه و یوغ"

›› نمایش پروانه و یوغ روی صحنه تالار حافظ

آواها

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
از این تئاتر بسیار لذت بردم. افکار درون و هجمه کابوسهای ونگوگ به خوبی به نمایش درآمده بود.و میتوان حال بد او از توهمات زجر آورش رو با تمام وجود حس کرد به قدری که حتی وقتی گوشش رو با چاقو میبردبه نظر خیلی عجیب و بیمارگونه نمیاد.
درد و هنر در هم تنیده.، درک عمیق ونگوگ از عناصر طبیعت و تلفیق تمام احساسات بشری درست به این میماند که کسی کل هستی را به درون بلیعده باشد، ارتباط عمیق او‌ با مذهب و ماورا، و اینکه چطور آثار یک نقاش جایگاهی ابدی می یابد، همه ریشه در عمق حضور او در دل هنر دارد.انگار هنر در درون او دم کشیده باشد.
بازیهای درخشان به ویژه نقش افرینی بینهایت برجسته حمید رحیمی،توانایی کارگردان در نمایش ذهن و واقعیت بیرونی ونگوگ در کنار هم، متن غنی و دیالوگ‌هایی که هر جمله اش ارزش بارها شنیدن رو دارند، روند نمایش،طراحی صحنه خوب که بسیار به درک بیشتر نمایش کمک میکرد، و شروع و پایان هوشمندانه نمایش که ازدستهای عاشق ونگوگ آغاز و به همان دستها ختم می‌شوند که در واقع خالق آثار او هستند، همه و همه از نقاط تحسن برانگیز نمایش بودند. واقعا خسته نباشید میگویم به همه عوامل گروه. عالی بود.
هرچند وضعیت بسیار نامساعد و فضای تنگ صندلیهای تالار حافظ لذت بردن از این نمایش بی نظیر رو سخت میکرد.
امیدوارم همیشه موفق و خلاق باشید.
یک تئاتر واقعی، یک تراپی واقعی. بازی‌ها عالی. حمید رحیمی واقعا عالی بودی. صحنه عالی، نور عالی، موسیقی عالی. و مهمتر از همه، نمایشنامه با اون دیالوگ‌ها و مونولوگ‌هاش فوق‌العاده بود. بعد از مدتها حسابی کیف کردم از دیدن یک اثر. هرچند حالم خیلی بد شد، چون درِ ناخودآگاه تماشاگر هم مثل ونسان باز میشد و بوی تعفنش در کنار رنج محتوم بشری میخورد توی صورت آدم.
چطور میشه به صورت خلاصه گفت که خیلی عالی بود و به شدت برای دیدن توصیه می شود؟
چون حسی که از دیدن این اجرا داشتم در هیچ نمایش دیگه ای تا الان برام پیش نیومده بود. چقدر همه چیز خوب بود.
از اینکه در زمان تغییر دکور هیچ کدام از بازیگران از نقش خود خارج نمیشدن، واقعا جالب بود و قابل تحسین
دکور جابجا میشد ولی بازیگر ونگوگ در قالب نقش خود، آهسته به حرکت خودش ادامه میداد و حتی ثانیه از قالب ونگوگ خارج نشد
سلام خسته نباشید کارتون عالی بود مخصوصا طراحی صحنه و شروع نمایشتون و و و انتخاب شخصیت آقای ونگوگ فقط من دوتا سوال دارم که ممنون میشم جواب بدید اول اینکه چرا نقش خدارو به یه خانوم دادید در حالی که پیرمرد تو نظرتون بود؟ و چرا اسم نمایشتون پروانه و یوغه
دلخورم ؛ از همه چیز دلخورم ... بیشتر از همه از خودم دلخورم ، از این تن دادن هر روزه به همه چیز .
از اینکه همه چیز رو آروم و بی صدا توی زندگیم قبول کردم ...
بعضی وقتها آدم توی شلوغی بیشتر می تونه تنها بشه ...
من پشت کلمات اون نامه ها پنهون نیستم ،
من پشت اون نقاشی هایی که یه روز عاقبت می کشموشون پنهون نیستم ،
من پشت خودم پنهونم !!
__ باید تفش می کردی بیرون
__ نمی خواستم . آخه من تا حالا آسمون تلخ نخورده بودم !
__ آسمون تلخم مثل بقیه چیزهای تلخ دیگه ست
__ نیست ، تلخیش مثل هیچ تلخی دیگه ای نیست ...
من امروز اون درخت رو خوردم ! هم اون درخت و هم اون تیکه از آسمون که پیچیده بود به شاخه هاش ! طعم گسی داشت ، آسمونش اما تلخ بود !!
پیشنهاد می کنم ، نمایشنامه را از نشر نی بخرید
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میون بارون و بادم ؛ یه جایی که هیچ جایی نیست . جایی که فقط می شه گریه کرد ...
__ دوست داشتن کار بدیه آقای ونگوک ؟
__ وقتی دستهات انقدر سیاهن ، آره !
__ اگه من یه روز عاشق بشم ، میذارم همه دستهامو ببین !
ونسان ما از خودمون هیچی نمیدونیم و این دردناک ترین موضوع روزگار ماست...
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱.بررسی زندگی شخصیت های برجسته از دیدگاه هنرهای نمایشی در سراسر دنیا مخاطبان خاص خود رادارد.تئاتر ما نیز از این قاعده مستثنی نیست.سال گذشته قطب الدین صادقی و مهران رنجبر نمایشهایی از شخصیتهایی مانند کافکا و استیو جابز رابه صحنه بردند که با استقبال بالایی از سوی مخاطبان تئاتر پایتخت مواجه شد.اما این بار جواد محمدپور با متنی از محمدچرمشیر زندگی "ونسان ونگوگ" تحت تاثیر نامه هایش را در قالب فرمالیستی به صحنه آورده است.
۲.نمایش در فضای مه آلود آغاز می شود در حالی که ونگوگ در ارتفاع قراردارد- پیوند این شخصیت با ماورا و الهام پذیری او-و این فضا تا آخر نمایش ادامه پیدا می کند.فضایی پر از رنج که نه مذهب می تواند مصایب دنیوی ونگوگ راالتیام بخشد ونه نقاشی.فقط جداشدن روح از جسم اوست که به پالایش روانش می انجامد و این صحنه در پایان نمایش به زیبایی به تصویر کشیده می شود. دراوایل نمایش وی با ندای درون خود- با بازی کودک خردسال-مواجه میشود ودختر از او میخواهد سیاهی دستانش راپاک کند-استنباطم بر بزرگترین دلیل سیاهی، دلالی ونگوگ در آثار هنری است- و او در لحظه ی عروج نیز مشغول پاک کردن است و مرگ آنرا پاک میکند....
۳. ایمان ونگوگ به فضای ذهنی آشفته و خلاق خود باعث میگردد که او آثار منحصر به فرد خودرا طی ۱۰سال آخر عمر خودخلق کند وبا همین ایمان هر لحظه بیشتر به این نتیجه می رسد که تنها راه رهایی مرگ است در واقع او امیدوارانه به این قضیه نگاه میکند ودر میل به خودکشی او هرگز ردپایی از پست رفتن مشاهده نمی شود حتی عشق کریستین،درمانهای دکتر گاشه-که خودنیز به زعم ونگوگ روان پریش است- و دلسوزیهای برادرو یاور همیشه مومن اش تئو مانع وصال او با دنیای خارج ازجسم نمی شود واو ایمان به مرگ‌ورهایی دارد.
۴.محمدپور در صحنه آرایی با استفاده از سازه های شیب دار فضایی مفهومی در میزانسن های خود -ماننداتاق زیر شیروانی محل قتل ونگوگ- ایجاد کرده؛درتغییر حالتهایی که در سازه ها ایجاد می کند می توان موجهای سینوسی زندگی را لمس کرد.شکل مثلث گونه سازه ها می تواند تعبیری از انتخابهای ونگوگ باشد که یک راس آن خودش است؛ انتخاب بین عشق ... دیدن ادامه ›› کریستین و نقاشی، بین زیستن یا مرگ، بین آسوده زیستن یا بارنج زیستن که همیشه ونگوگ با قرار گرفتن درشیب سازه ها، راه همراه با مصایب را انتخاب می کند تا به رهایی برسد.
۵. حمید رحیمی بازیگر نقش ونگوگ که پیش از این بازیهای درخشان اورا اغلب درآثار رئالیستی می دیدیم این بار با بازی متفاوت از سوی او روبه رو میشویم که به نظر میرسد به سبک و سیاق شیوه بازیگری مکتب مورد علاقه او -میخائیل چخوف- نزدیک باشد.تطابق درون وبیرون، تسلط بر بدن و بیان او علیرغم سبک نمایش، باعث شده کاراکتر باور پذیری ببینیم.ردپای وی در بازیگردانی این اثر به چشم میخورد به طوری که بازیگران مکملش مانند او علاوه بر حفظ فرم خاص بدن،نحوه بیان نمایشنامه خارجی را رعایت می کنند.
۶.خط داستانی مانند فضای ذهنی ونگوگ به شدت آشفته به نظر می رسد چنانچه شاید تقدم وتاخر در وقایع زندگی ونگوگ رعایت میشد قطعا اثر فاخرتری بوجود می آمد-خواه ازسمت نویسنده خواه کارگردان- تا مخاطب پازل مفهومی خود را بهتر بچنید.چنانچه ارتباط کلامی و روانی بهتری بین بازیگران صورت بگیرد شاهد درخشش این اثر در جشنواره های پیش رو خواهیم بود.
امان از تخته های سیهْ چرمْ پوشِ حافظ...

نمایشی کار شده، کار تیمی عالی، متنی سرشار از شناخت و پر از ظرافت، نورپردازی پر از بازی با نور و سایه، دکور مختصر اما منحصر به فرد و پر کاربرد، صداگذاری هم وزن کار، گریم و طراحی لباس در خور، بازی های جوندار و مطمئنا در پس همه اینها یک کارگردانی خوب... دست مریزاد

کار به زیبایی تلاطم های فردی که همه چیز رو پای هدفش میذاره و هدفش رو زندگی می کنه و هدفش رو می میره و به تبع اون در درازای زمان باقی میمونه رو به خوبی نمایش میده. در اینجا "ون گوگ" ولی می تونه هر فرد دیگری باشه که هدف درونی خودش رو با روزمرگی‌ها و ارزش‌های رایج معاوضه نمیکنه...

امان از تخته های سیه چرم پوش حافظ...
شما وقتی پا به سالن حافظ میگذارید، نه تنها یک نمایش در انتظارتونه بلکه تجربه ای گرانبها از حضور در سیاهچال های قرون ... دیدن ادامه ›› وسطی و آلامی که بر زندانیان می گذشته رو هم به تمامی از سر خواهید گذراند...
نیمکت ها!!!

این نمایش ارزش دوباره و چندباره دیده شدن رو داره...
اگر درد نشیمنگاه در حین و بعد از نمایش نبود، دست افشان و پای کوبان از سالن خارج می شدم، از لذت نمایشی که دیده بودم
ولی امان از تخته های سیه چرم پوش حافظ...
همراه داشتن یک تشکچه نرم برای سالن حافظ از اهم واجبات است.کاش گوشه ای از هزینه هایی که برای صد ها همایش و کنفرانس های غیر ضروری در طول سال انجام میشود صرف ترمیم اماکن فرهنگی و حتی ورزشی میشد.
۲۷ فروردین ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من دنبال دیده شدنم
تنبیه شدن رو دوست دارم ، فهمیدم کسایی که منو تنبیه میکنند بیشتر دوستم دارند
از ایمان با من حرف نزن، ما چیزی از ایمان نمیدونیم، از ترس برامون حرف بزن که همه خوب میشناسیمش
آنقدر دنبال خدا رفتیم که بشناسیم کیه ،خودمون رو گم کردیم و نشناختیم
من خودم رو از خودم پنهان میکنم
من خدا رو با وحشت و ترس و درد و رنج شناختم، چطور میتونم با خدا حرف بزنم
من روی این صندلی نشستم نمیدونم چرا فقط نشستم ، خدا هم دقیقا جز همین بدیهی ها هست فقط میدونم هست همین، بریم دنبال شیطان
من بیشتر از همه به دستهام نگاه میکنم، غریبن این دست ها، دست ها اول از همه لو میدن ، پیری اول از دست ها معلوم میشه ، رنج و درد هم همینطور، ترس روی دست ... دیدن ادامه ›› ها میشینه، وقتی عاشق میشی دست هات اول از همه عاشق میشن ، پس وقتی عاشق شدی دست هاتو قایم کن.
من پشت خودم پنهان میشم.
من وقتی ازت میپرسم چطور شروع کنیم بدین معنا نیست که نمیدونم چطور شروع کنیم، فقط اینکه شروع کردن سخت ترین کار جهانه.

واقعن شروع کردن سخت ترین کار جهان
۲۷ فروردین ۱۳۹۸
یاد نمایش اسب افتادم
هیچ چیزی سخت تر از شروع کردن نیست
با اینکه همه چی از هیچ شروع میشه...
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
جناب لهاک ❤️❤️❤️❤️
خانم جعفریان دقیقا
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پروانه و یوغ ، خداشناسی در سطح شیبدار با حفر آبریزگاه رویااااا در حفره شکمی واقعیت عینیست
هرس گوش اضافه درخت گس ایمان پیچیده به هیاهوی آسمان تلخ حیات زردآبیست
کِشت دست های رسوای غریب اَطوار در باغچه انکار آفتابگردان است
و رنج ، بهای مقطوع شهود انفاس است
به گزارش روابط عمومی نمایش پروانه و یوغ، دانشجویان می توانند تا پایان هفته با ارائه کارت دانشجویی به گیشه ی تالار حافظ بلیت باکس های جانبی را با ۳٠٪؜ تخفیف خریدارى کنند.
‏‎
امیر و آتوسا زرین پور این را خواندند
azi rezaei، Mirmohammad_63 و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
امکان اجرا در ساعتی زودتر فراهم شد؟
۲۶ فروردین ۱۳۹۸
زمانی بهتر لطفا اجرای ویژه
۲۶ فروردین ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در شبی بیاد ماندنی به اتفاق دوستان از تماشای این نمایش بسیار لذت بردیم. اجرای بی نظیر بازیگر نقش ونگوگ جناب حمید رحیمی و صدای گیرا و جذاب شخصیت کشیش و اجرای زیبای بازیگر خردسال با آن معصومیت کودکانه‌اش مارا مجذوب این نمایش فوق العاده کرد
هرچه از خوبیهای این نمایش و گروه بازیگران توانمندش بگوییم کم است...
*** منتهی باید اذعان داشت صندلیهای بسیار سفت و سخت سالن حافظ خسته کننده بود و از مدیریت بسیار ضعیف مسئولین که با توجه به شماره گذاری بلیت و ردیف صندلی بدون توجه و ملاحظه افراد مورد دلخواه خود( دعوت شدگان توسط عوامل ) را در جایگاه خریداری شده توسط دیگران رهنمود میکردن خاطرمان را خدشه دار کرد با اینکه بنده یه شخصه 2 بار تذکر دادم بدون توجه به خواسته بنده مجددا تاکید به نشستن در جایگاه خریداری شده توسط ما مبادرت نمودند!! و جالبتر از همه باتوجه به ممنوعیت ورود کودکان زیر12 سال همان خانواده که در جایگاه غصبی (که متاسفانه توسط همان شخص دست اندر کار دعوت شده بودند) تمام تمرکزمان به آن کودک بود که از تاریکی و نقش شیطان و کلاغ ترسیده بود و مادرش در حال آرام کردن او بود حالمان را دگرگون کرد!

بطور کلی نمایش و بازی بسیار قدرتمند بازیگران فوق العاده و زیبا بود و به عزیزان که عاشق سبک سورئال و تراژدی هستن پیشنهاد میشه این تئاتر #پروانه_و_یوغ رو از دست ندن بسیار عااااااااااالی است.
یک نمایش عالی و درجه ی یک بهترین عبارتیه که میتونم در خصوص "پروانه و یوغ" بیان کنم؛ هر چند کلیشه ای...
اجرای بی نظیر بازیگر نقش ونسان ونگوگ "آقای حمید رحیمی" و تأثیر گذاری مستقیمش روی من به عنوان تماشگر، باعث شد خیلی راحت خودم رو جزئی از نمایش (واقعی) احساس کنم...
به نظرم بعد از ایشون بازیگر نقش "دکتر" فوق العاده اجرا کردن...
هماهنگی نورپردازی و دکور و همچنین تغییر دکورهای جذاب و دقیقش باعث شد شدیدا از این کار خوشم بیاد...
و همچنین اصلا و ابدا فکر نمی کردم این نمایشنامه (نوشته ی آقای محمد چرمشیر) اینهمه پربار و عمیق و مفهومی باشه...
امیدوارم در آینده هم این افتخار رو داشته باشم که از این گروه تئاتر کارهای دیگه ای رو هم ببینم.
پیشنهاد می کنم این نمایش رو از دست ندین...
"اصلا و ابدا" فکر نمیکردین نمایشنامه ای که آقای چرم شیر نوشتن اینهمه پربار و عمیق و مفهومی باشه!؟! :|
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید