تیوال نمایش پسران تاریخ
S3 : 21:50:01
  ۰۵ مرداد تا ۰۸ شهریور ۱۳۹۶
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: اَلِن بِنِت
: اشکان خیل‌نژاد
: (به ترتیب الفبا) محسن ابوالحسنی، مجید آقاکریمی، مهرداد بابایی، سینا بالاهنگ، محمد برهمنی، سجاد حمیدیان، حامد رسولی، حمید رحیمی، مهدی شاهدی، مریم نورمحمدی، امیرمسعود واعظ‌تهرانی

: محسن ابو‌الحسنی

: یوسف باپیری و مجتبا کریمی
: اشکان خیل‌نژاد
: محمد موسوی
: سید محمد مساوات
: محمد پناهی
: علی‌رضا پناهی، سیامک قره‌داغی و سید میلاد دریاباری
: مریم نورمحمدی
: ذبیح‌اله گورانی، حسن حسینی و زهرا بهرامی
: محمد رسولی
: بهروز سیفی، حمید روحی و رضا رسولی
: مهدی دوایی PLAY + PAUSE STUDIO
: سارا اسکندری
: امیرعباس حاتمی
: مهرداد متجلی
: مهرداد بابایی

گروه تولید و کارگردانی
: مهرداد بها‌ءالدینی
: شیما اسماعیل‌زاده
: محمدرضا رشیدی
: شهرزاد رحمانی
: شجاع گیاهی
: نفیسه حاجی‌زاده و پویا حسنی
: گروه تیاتر تازه
: ساخت و تدوین تیز‌رهای تبلیغاتی: مریم دیهول
: عسل عباسیان
: امیر قالیچی (تیاتر بازها)
با هم‌راهیِ تهران تیاتر (tehrantheatre)
: تیوال
مدرسه... همه‌اش همین بود... تا جایی که به من مربوط می‌شد، برمی‌گردم مدرسه!

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش پسران تاریخ / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گفتگوى اشکان خیل نژاد با روزنامه اعتماد (بابک احمدى)
"تجربه اندیشیدن با فرم اجرا"
با یادداشتى از سیاوش قائدى
"پسران تاریخ کجا ایستاده اند."
دوشنبه، ١٣ شهریور ١٣٩٦

http://www.etemadnewspaper.ir/1396/06/13/Main/PDF/13960613-3897-9-69.pdf
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روز پایانی این نمایش، هشتم شهریورماه از امروز یک شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
تمام روزها پر شده ... امیدوارم اجرا تمدید شود.
۰۵ شهریور ۱۳۹۶
آرش
من یه بلیط برای امروز ۵ شهریور دارم اگه خواستین پیام بدین ۰۹۳۵۹۹۷۷۰۴۸
۰۵ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
٤٠ عدد بلیت با تخفیف ٥٠٪‏ هر روز خارج از ظرفیت به فروش مى رسد.
دوستانى که تمایل دارند مى توانند هر روز ساعت ١٦ تا ٢٠ براى تهیه ى این بلیت ها به گیشه ى تاترشهر مراجعه نمایند.
عاطفه شکری این را خواند
ابرشیر، محمد رحمانی، نسترن کمالی و رضا طلاکوب این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت و گوى روزنامه ى ایران با اشکان خیل نژاد کارگردان نمایش پسران تاریخ با عنوان:
"فرم، یک شیوه اندیشیدن است."

به همراه یادداشت احسان زیورعالم با عنوان:
"قدرت و تاریخ، یک جدال بی پایان"
http://www.iran-newspaper.com/newspaper/PagePDF/47505
عاطفه شکری این را خواند
مریم خیابانی این را دوست دارد
جناب خیل نژاد چند تا کامنت پائینتر گذاشته ام خدمتا ن درمورد ساعت اجرا سوال داشتم که منتظر پاسخ تان هستم
۰۳ شهریور ۱۳۹۶
سوال تان چی بوووود؟
۰۳ شهریور ۱۳۹۶
آقا تمدید کنید خواهشا
۰۵ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"کالاشدگی ِ زمان"

ایروین در خودگویی هایش معترف است و خوب هم می داند که این آزادگی است که برای دست یافتن به آزادی قربانی می شود، این نگاه شاید پی رنگ ِ همه ی اثر باشد. به صحنه نگاه می کنم، در نگاه اول تابلوی دیوار سمت راست مخاطب را به یاد شام آخر می اندازد، اما هر چه دقت می کنی چهره ها مغشوش اند، دقیق هم معلوم نیست مقابلشان میزی هست یا نه، تقدس واضحی هم نیست، همه چیز مبهم و مخدوش است حتی در چهره ی فرشتگان دیوار روبرو، هیچ قطعیتی نیست!
فضای آموزش این مدرسه نیز بی شباهت به کلیسا نیست و آموزگاری چون هکتور، یاداور کشیشان شاعر مسلکی است که حواسشان، لطافت روحشان، باورشان و در کل"همه ی غرایزشان" در خدمت خلق است! اما این ها در طبقه بندی فرموله شده ی مدیر نمی گنجد، شاعرانگی های هکتور قابل طبقه بندی نیست اما فسادش چرا، اینگونه است که پسران در همراهی ... دیدن ادامه » وی، ادبیات را بازی می کنند، انقدر غرق در این بازی هستند که اعتراف می کنند نمی دانند زمانی که با هکتور هستند چه می کنند.
پس پذیرش در دانشگاه چه می شود؟ نظام ِ موفقیت گرای آموزش، جایی است که در پایان هر ذکر به جای تثلیث، لغات مقدس ِ آکسفورد، کمبریج ادا می شود، خدایگان ِ نظام آموزش نوین چنین اند. بیهوده نیست که مدیر به دنبال کارامدترین روش ها و مقبول ترینشان برای رسیدن به نتیجه است. دعوا بر سر قدرت همیشه بین اصناف رایج بوده، صنف معلمان، صنف مدرسه داران و صنف مبلغان مذهبی، وقتی نزاع صنفی است، دعوا بر سر قدرت ِ برتر برای بقای آن الزامی می شود.
اینجاست که فرق است بین این دو معلم از دو نگاه و دو صنف، دوگانه ی عقل و احساس، پسرانی که در ابتدا هر یک تکه ای از هکتور را گرفته بر تن می کنند و می خواهند چون اویی شوند، کمی بعد شیفته ی ایروین هستند. کسی که برای هیچ چیزی اصالتی قائل نیست،کارکردگرایی را خوب آموخته، همه چیز را به دید کاربرد آن می نگرد. او می داند تکه پارچه ای که حضور محقری در توالت یک خدمتکار قرون وسطایی داشه، اینک بدل به عتیقه ای در پس ِ ویترین های گران قیمت ِ موزه ها است. اینجا اتصال ِ تاریخ است به بازار، جایی که با کالا شدگی همه چیز مواجه ایم. جایی که چیزها بیش از انسان ها حائز اهمیت اند. بله انباشت ِ زمان (به تعبیر فوکویی آن)، کالاشدگی تاریخ را نیز میسر کرده!
حال سوال اینجاست، اصلا می توان مرز قاطعی بین حقیقت و غیر آن کشید؟ وقتی شی ای در موزه ای مجلل، کالایی است گران قیمت، اصلا چه تفاوتی دارد در ابتدا کجا از آن استفاده می شده؟! ایروین آداب ِ موفقیت در دنیای ارزش های نوین و رقابت ها را خوب می داند، لذا آموزشش را اینگونه آغاز می کند، جایی که قدرت تخیل و دروغ به حد اعلایش می رسد، پسران در پی توپ خیالی می دوند و باورش به قدری پذیرفتنی است که از ضربه ی این شیء خیالی، آسیب هم میبینند! در این بین سرگردانند، هر جا که می خواهند شجاعتی کنند، عمیقا موجوداتی مضطرب اند. در طراحی لباس هم قطعیتی، جامعیتی در کار نیست، حتی یک شلوار کامل نمی بینید! یکی مثل دیکن راسخ تر با آستین های کامل مصمم است جا پای ایروین بگذارد، یکی مثل اسکریپس در این میان مانده، تک آستین، در مانده، می خواهد در دوستی یکطرفه اش با خدا تجدید نظر کند. در این میان راج است که رهاست از این آستینک های محصوریت، همان که از ابتدا جواب سوالی را می داند و در آخر به بهانه ی یک تیم ورزشی از طریقی به ظاهر غیر متعارف در اکسفورد پذیرفته می شود. پازنر اما جوانک موفقی است، هولوکاست در حافظه اش نزدیک است و قدرت ثبت شدن در تاریخ را بسیار می فهمد، همه چیز را از آغاز ضبط می کند، از لحظه ای که هکتور گیومه را باز میکند، پازنر دهان بازکرده کلمات را می بلعد، او خوب می داند با محصول آمیختگی این کلمات چه کند!
در نهایت ایروین، این آموزگار ویژه در بند ِِ کارکردگرایی، که به جز لحظه ای، راه رفتن فرموله اش را فراموش نکرده به روال عادی حرکت نمی کند، انقدر تلاشش این است که متفاوت باشد، که جایی که در پیچ جاده همه به جلو خم می شوند و تکیه بر سکان دار می کنند، وی به عقب خم شده و تعادل وسیله را بر هم می زند، اقدامی که منجر به مرگ است و معلولیت و سقوط!
و درخشان تر اینکه بار ِ اتصال دردناک سقوط ها و پاره های صحنه های این تراژدی را "موسیقی" به دوش می کشد، که اول گویی حاشیه است اما در انتها به متن بدل می شود. هر بار که نوازنده از در وارد می شود، با خستگی نگاهی به صحنه می کند، گویا رسالتش ترمیم این زخم هاست، میاید و این وصله های ناجور زمان را با صدای پیانو به هم می دوزد و در آخر نوایی سر می دهد از جنس آواها و نت ها، حقیقتی که هیچگاه تاریخ را با نوای آن نمی خوانند
.............................................................................
سپاسگزارم از جناب خیل نژاد و گروه عزیز و حرفه ای شان که پس از مدت ها هیجان نابی در من ِ مخاطب ایجاد کردند که به دنبال گزینه ی بسیار مشعوف شدم ذیل گزینه های تیوال بودم : ) و تشکر فراوان بابت اجرای این متن ِ سرشار
و شاید این حجم از هوشمندی ناگزیر نباشد زمانی که نگارنده ی اثر فردی است انگلیسی که شکسپیر، تاریخ، آکسفورد، پسران و حتی کلیسا را خوب می شناسد!
...........................................................................
پی نوشت1: الن بنِت ، نویسنده ی انگلیسی این متن در دوران نوجوانی در مدارس مذهبی تحصیل کرده، دانش آموخته ی رشته ی تاریخ از دانشگاه آکسفورد است و بر موضوع تاریخ قرون وسطی کار کرده
پی نوشت 2: بخش زنانه ی اثر قدرت و وزن باقی بخش ها را نداشت، اطلاعی ندارم که در نمایشنامه ی اصلی چقدر این مهم مقصود بوده ولی برای من ِ مخاطب به قوت ِ باقی بخش ها به چشم نیامد، به نظر میاید رویکرد انتقادی در نگرش به زنان(خصوصا با اجراهایی از شکسپیر) هم بخشی از دغدغه ی این اثر باشد ولی با چند پله اختلاف پایین تر از باقی موارد در این اجرا در ذهن مخاطب می نشیند، انگار کمی در سنگینی بار ِ باقی داستان گم شده باشد! هر چند، این اثر را دوباره باید دید
مریم ارجمند و خردمند لذت بردم از نوشته فهیمتان ...
عنوان درخشانی را برای نوشتارتان انتخاب کردید..
کالاشدگی تمامی عرصه ها در دوران نولیبرالیسم و سرمایه داری هار.... کالاشدگی همه چیز....انباشت زمان و اتصال حتی تاریخ به بازار... بازتعریف تاریخ برای فروش....دنیا ... دیدن ادامه » برای فروش.. کارکردگرایی اروین بر این دیدگاه دلالت دارد..
درود بر آقای خیل نژاد عزیز که با پسران تاریخ باعث شده حس مشترک‌شعف و خوشحالی ناشی از یک تاتر ناب را همراه با دیگر دوستان فرهیخته ام‌در تیوال تجربه کنیم.
خوشحالم بعد از مدتها دوباره قلم زیبا و پربارتان را خواندم مریم گرانمایه
۰۱ شهریور ۱۳۹۶
"هیچ قطعیتی نیست"
به به ،لذت بردم از این تحلیل و بررسی زیبا ، چقدر خوشحالم از این لذت مشترک با شما و دیگر دوستان عزیز
و من علی رغم شیطنت و شرارت ظاهری،شیفته شخصیت ایروین با بازی تحسین برانگیز حامد رسولی شدم، ایروین ذات تاریخ ،زندگی و دنیا را خوب ... دیدن ادامه » می شناسد
ممنون مریم ارجمند
۰۵ شهریور ۱۳۹۶
درود بر پرندیس جان، با نظرت در مورد شخصیت اروین موافقم، دارای تحلیل های عمیقی است و حقایقی را می داند و از سوی دیگر آگاهانه برای رسیدن به اهدافش آن ها را طور دیگه نشان میدهد، کارکرد برایش مهم هست به بهای قربانی شدن حقیقت، لذا در فرمولی که از این دنیا فهمیده ... دیدن ادامه » و پایند به آن هست، این قربانی شدن اهمیتی نخواهد داشت
۰۷ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه این نمایش روز شنبه چهارم شهریورماه ساعت ۱۸ همینک در تیوال آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید یکم تا هفتم شهریورماه (هفته پایانی) این نمایش همینک آغاز شد.
چهارشنبه هشتم اجرا نیست؟
۰۴ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سازوبرگ‌های ایدئولوژیکِ دولت و آپاراتوسِ ادبیات/نگاهی به نمایش «پسران تاریخ» نوشته ى عرفان خلاقی در سایت درامانقد
پیش از این نیز آثاری که به موضوعِ ادبیات و نظام آموزش آن پرداخته‌اند نمونه‌هایی معروف و تاثیرگذار بوده‌اند: می‌توان به رمان/فیلم انجمن شاعران مرده (اچ. کلاین بام/ پیتر ویر) یا نمایشنامه‌ی تعلیمِ ریتا (ویلی راسل) و یا حتی اولئانا (دیوید ممت) اشاره کرد. آثاری که گویی در آن‌ها هنر (ادبیات) دست به بازنمایی و فلسفیدن در بابِ خود می‌زند؛ نوعی فرا ادبیات، یا خوانش و نقدی درون‌ماندگار از خویشتن.
تری ایگلتون کتاب ارزشمندِ خود درآمدی بر نظریه‌ی ادبی را با کوششی برای صورت‌بندی و تعریفِ ادبیات از منظرهای گوناگون می‌آغازد. او با برشمردن تلقی‌های رایج در باب چیستیِ ادبیات، آن‌ها را یک‌به‌یک با ارائه‌ی دلایلی مختلف مردود یا نابسنده شمرده و در انتها این بحث را با اعلام این نکته پایان می‌دهد که: ادبیات امری است از جنس–یا درونِ- ایدئولوژی و معطوف به انتقال و ترسیمِ ارزش‌ها – چه درونی (سوبژکتیو) و چه بیرونی (ابژکتیو)-و داوری‌های بالطبع ارزش‌گذارانه به مخاطب خود؛ ارزش‌هایی که هرچند پایدار و مستمر در زمینه‌ها و زمانه‌های (Context) مختلف نیستند، اما این کارکرد غایی خود را همچنان حفظ می‌کنند: «ساختارِ عمدتاً نهانی ارزش‌ها که زیربنای نظرات واقعی ما را تشکیل می‌دهد و آن را القاء می‌کند، بخشی از آن چیزی است که ایدئولوژی نامیده می‌شود…شیوه‌های پیوند گفته‌ها و عقایدمان با ساخت و مناسبات قدرت در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم…بیشتر آن شیوه‌هایی از احساس، ارزش‌گذاری، دریافت و اعتقاد که به نحوی با بقا و استمرار قدرت اجتماعی رابطه داشته باشد»(ایگلتون،ص22)

حال اگر این تفسیرِ ایگلتون از ادبیات را در کنار تلقی مارکس از ایدئولوژی به‌مثابه‌ی دستگاه باژگونه‌ساز آگاهی (تولید آگاهی کاذب) بگذاریم، لاجرم باید سری هم به دیگر میراث‌دار مارکس، لویی آلتوسر، بزنیم که میانجیِ اِعمال ایدئولوژی بر جامعه از سوی نهاد قدرت را در آن چیزهایی در روبنای آن می‌داند که آلتوسر آن‌ها را سازوبرگ‌های ایدئولوژیک دولت می‌خواند؛ عناصری همچون قانون، کلیسا (نهاد دین)، نهادهای آموزشی (مدرسه، دانشگاه) و غیره؛ و این آخری، نهاد و نظام ِ آموزشی، درست همان‌جایی است که الن بنِت ساختمانِ عظیمِ «پسران تاریخ» خود را بنا می‌کند: سازوکاری که در آن زبانِ والا (ادبیات) واسطه‌ای می‌شود برای تبیین و پذیرش گفتمان قدرت در میدان عام جامعه و در زیرمیدانِ خاصِ نظام آموزش – چنان که مثلاً پی‌یر بوردیو نیز از بازتولید قدرت در نظام آموزش عالی به میانجی عنصر زبان صحبت می‌کند.

الن بنِت در این متن با مواد و مصالحِ همیشه معزز و پرافتخار ادبیات انگلیسی، همان‌ها‌که لقب گنجینه ادبیات بریتانیا را بر آن نهاده‌اند، به سراغ نقد بی‌رحمانه‌ی جامعه‌ی بریتانیایی نیمه‌ی دوم قرن بیستم به این‌سو می‌رود؛ تاختن به ارزش‌های تاریخی، هویتی، آموزشی، اجتماعی، جنسی و سیاسی این جامعه همان چیزهایی است که متن لحظه‌ای برای برکشیدن و تجسم بخشیدن به آن‌ها پا پس نمی‌کشد. در این مسیر، الن بنِت ارجاعاتی از ادبیات گوتیک گرفته تا شکسپیر، از الیوت گرفته تا هوسمان، از فیلم‌های کالت این جامعه تا سایر عناصر فرهنگ روزمره را در متن خود انباشته می‌کند. انباشتنی که هرلحظه یادآوری می‌کند که چگونه نسلی از نوجوانان این جامعه می‌تواند زیر آوار این کلمات مطنطن، ذره‌ذره و گام‌به‌گام با برجسته ساختنِ ویژگی‌های قومی، زبانی و هویتی خود در جهانی که در حالِ از دست دادنِ ساختار سنتی دولت-ملت خود است، ارزش‌های نوین خود را بر این ذخایر ادبی بنا سازد. بنِت خود در مقدمه‌ی نمایشنامه شرحی از تجربه‌ی زیسته‌ی خود در چنین موقعیتی ارائه می‌دهد: یک مرکز پیش‌دانشگاهی که می‌خواهد نوجوانانِ خود را برای ورود به آنچه آکسبریج – لغتی جعلی از ترکیب دو واژه‌ی آکسفورد و کمبریج- می‌نامد آماده سازد.

در متن، هکتور، معلمی که آموزش ادبیات را به دانش آموزان به عهده دارد، از نظر مدیر این مرکز فاقد کارآمدی لازم برای آماده‌سازی دانش‌آموزان به امتحان ورودی است. او نماینده‌ی نظرگاهی به ادبیات است که لذت‌بردن از آن را مهم‌ترین هدفِ مواجهه با ادبیات می‌داند. لذتی که گویی خود را در ساحتی اروتیک نیز در شخصیت بازیگوشِ هکتور بازنمایی می‌کند. در مقابل، معلم تازه‌وارد و عصاقورت‌داده، ایروین، مأموریت دارد دانش آموزان را با تکنیک‌های سودگرایانه در باب نوشتن مقالات تاریخی آشنا سازد. آشنایی‌ای که نه‌فقط معطوف به هدف ورود به آکسفورد یا کمبریج، بلکه همان سازوبرگِ ایدئولوژیک پیش‌گفته است برای آنچه جامعه‌ی رسمی در قالب نهاد آموزش عالی می‌پسندد، و تصادفی نیست که او هر بار هر کنشِ مربوط به لذت‌جویی را به تعویق می‌اندازد و گفتارش بیشترین شباهت را به ژورنالیسم مرسوم و هوچی‌گر رسانه‌ای شباهت پیدا می‌کند. او در کارِ جاانداختنِ صُوَر ایدئولوژیکی است که هرگونه تمایز هویتی را نادیده می‌انگارد. هکتور و ایروین نماینده‌ی همان اقطاب همیشگیِ جهانِ هنر و ادبیات هستند، دوگانه‌هایی همچون: آپولون و دیونیزوس، هنر (ادبیات) و فلسفه، تاریخ و تخیل، حقیقت و واقعیت. درعین‌حال این دو قطبِ ناهمساز، همچون همه‌ی دوگانه‌های فوق، در لحظاتی به یکدیگر نزدیک نیز می‌شوند؛ اگر هکتور خواستار حقیقت‌‌جویی است از دانش‌آموزان، در مقابل ایروین آن‌ها را به بازنمایی حقیقتی وارونه دعوت می‌کند: «یک قضیه رو پیدا کن، وارونه‌اش کن، حالا برو دنبال اثبات‌کردنش»- به یاد بیاوریم انگاره‌ی آگاهی کاذب (باژگونه) مارکس را از کارکردِ ایدئولوژی. این نزدیک شدنِ دو قطب ناهمساز نیز لامحاله نتیجه‌ای جز فاجعه در بر ندارد: مرگ هکتور و معلولیت ایروین.

نمایشنامه‌ی الن بنِت با ظرافت هرچه‌تمام‌تر با کنارهم‌نهیِ تعاطی و تضارب این دو رویکرد به مقوله‌ی آموزشِ ادبیات و تاریخ به میانجی ارجاعات متعدد هنری، فلسفی، ادبی و تاریخی و احضار بی‌واسطه‌ی آن‌ها بر صحنه و بازنمایی چگونگیِ تأثیر آپاراتوس‌های آموزش و ادبیات بر نسلِ نوِ شهروندان بریتانیایی، می‌کوشد تجربه‌ای گسترده از نقش انقیادآور این نظاماتِ مسلط را به مخاطب خود ارائه کند. تجربه‌ای که باوجود تعدد سرگیجه‌آور و غرابت ارجاعات بینامتنی‌اش برای مخاطب ایرانی، اما همچنان لذت‌بخش و درعین‌حال هول‌آور باقی می‌ماند.

در کنار این‌ها، اجرای اشکان خیل‌نژاد نیز توانسته از پسِ بداعت‌ها و غرابت‌های این متن برآید. طراحی دقیق حرکات و تفسیر روان‌تنی جذاب از شخصیت‌ها در کنارِ گرافیکِ و صدای صحنه، چشم، گوش و ذهن مخاطب را در اختیار خود می‌گیرد-صحنه‌ای که همچون انگاره‌های صلب آموزشی جاری بر بستر آن، نمور و خاکستری و خنثی است در تضاد با رنگارنگی و جنب و جوش بی‌امان شخصیت‌های هستنده بر آن و در اجرایی که نشان از روند تمرینِ طولانی در حوزه‌های مختلف موسیقی، حرکت و بیان برای بازیگرانش دارد. خیل‌نژاد کوشیده با واردکردن عناصری که در متن اصلی وجود ندارد، اما حضورش مخل جریان درام نیست، پیچیدگی‌های معنایی و فرمال موجود در متن را برای مخاطب تسهیل کند. عناصری همچون ساختن شوخی‌های کلامی، بدنی و حرکتی بین شخصیت‌ها، میان‌صحنه‌های موزیکال یا از همه مهم‌تر ایجاد بینامتنیتی جذاب با نمایشنامه‌ی لیرشاه که در متن بنِت وجود ندارد اما در اجرای خیل‌نژاد توانسته حس تردید و لرزان دانش‌آموزان را در میانه‌ی این دو معلم/منظر نشان دهد. از یاد نبریم تفسیر درخشان استنلی کاول در مقاله‌ی معروف خود با نام «بازداری از عشق: خوانشی از شاه لیر» را که چگونه در آن وجوه شک‌انگارانه‌ی شاه لیر را برمی‌شمرد و مدعی می‌شود یکی از مضامین اصلیِ این نمایشنامه این است که «ما ناگزیریم از دانش چشم بپوشیم.» احتمالاً همان‌طور که نظام مرسوم آموزش ادبیاتِ موردنظر بنِت نیز چشم‌پوشی از حقیقت (دانش حقیقی) را تبلیغ می‌کند و عنصر عشقِ نامتعارف نیز این بیان را تشدید می‌کند. خیل‌نژاد در یکی دو مورد حتی از متن نیز پیشی می‌گیرد؛ به‌عنوان‌مثال آنجا که ایروین را ،برخلاف پیشنهاد توضیح صحنه متن، بدون صندلی چرخ‌دار به صحنه می‌فرستد تا در انتها لایه‌ی معنایی مازادی برای او ایجاد کند.

بااین‌همه شور و شر حضور این شخصیت‌ها و جذابیت‌های موسیقایی – چه موسیقیِ زبان و چه موسیقی نت‌ها- نباید چشم‌ها و گوش‌های ما را نسبت به ضعف‌های معدود اجرا ببندد: اینکه در بسیاری از موارد کارگردان با پریدن از ارجاعت بینامتنیِ نمایشنامه و پوشاندنش در تمهیداتِ جذاب پیش‌گفته، خود و مخاطبش را از رویارویی‌ای بی‌واسطه و البته سخت‌خوان با آن‌ها محروم می‌کند؛ معضلی که با کمی تأمل بیشتر بر وجوه دراماتورژیک اثر می‌توانست رخ ندهد. یا جزییات طراحی‌شده برای شخصیت‌ها، فارغ از آن‌هایی که در متن لحاظ شده، گاه ناکافی و شبیه به یکدیگر از آب درمی‌آیند، یا در طول اجرا بازیگران جوانش از حفظ و استمرار این جزییات بازمی‌مانند. در حوزه ترجمه نیز می‌توان با نگاهی دوباره به متنِ در حال اجرا، این تضاد تندوتیز بینِ فرهنگ‌عامه و فرهنگِ والای ادبی را هرچه بیشتر برجسته کرد؛ به‌ویژه در ترجمه‌ی حاضر بر صحنه، این بازنگری در آنجاهایی که این دو ساحت زبانی یکدیگر را قطع و نفی می‌کنند تا به سنتزِ زبانی‌ای مهارناشدنی و بی‌رحم بدل شوند، الزامی و اضطراری به نظر می‌رسد.

درنهایت ... دیدن ادامه » اما متن-اجرای پسران تاریخ واجد پیشنهاد‌های بی‌بدیلی است برای تآتر ایران. از نحوه‌ی مواجهه‌اش با متون و گنجینه‌های ادبی، تا چگونگی از ریخت انداختن و معاصر کردنشان در جهتِ تیز کردن لبه‌های آخته‌ی نقدِ جامعه‌ی پیرامونی. از تأیید دوباره‌ی معجزه‌ی تمرین و تمرین و تمرین، تا بی‌نیازی صحنه‌ها از حضور چهره‌های «سلبریتی» و غیره.

پسران تاریخ اثری است که در هنگامه‌ی محصولات بنجل و بی‌اثرِ این روزها، هوای تازه‌ای است برای مخاطبان کم‌رمق‌ِ و تآترِ کم‌رمق‌ترش. آن را ببینید و تماشا کنید.

دوستان نمایش پسران تاریخ در روز دوشنبه ٣٠ مردادماه ساعت ١٨ روى صحنه مى رود، قابل توجه دوستانى که ساعت ٢٠ مقدارى براى رفت و آمدشان نامناسب بود.
با سپاس

لیلى شجاعى این را خواند
پرندیس، PouyaR و مریم خیابانی این را دوست دارند
بسیار عالی، برای دیدن مجدد این نمایش بی نظیر خدمت میرسیم.
۲۷ مرداد ۱۳۹۶
جناب خیل نژاد گرامی درمورد احزای دیگران که در تماشاخانه شهرزاد است چرا آنقدر دیر ساعت اجرا؟ ساعت ده نیم شب؟!باور کنید یک نمونه در تماشاخانه پایتخت ساعت اجرا درست ده نیم شب.جناب خیل نژاد چگونه میشود برگشت چون اژانس اگر قبول کنند کلی غر هم.میزنند.چون برای ... دیدن ادامه » خودم.پیش امد متاسفانه بخاطر همین ساعت دیر وقت از دست دادم.
۲۹ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای ۲۹ تا ۳۱ مردادماه این نمایش همینک در آغاز شد، لازم به ذکر است روز دو شنبه ۳۰ مردادماه این نمایش ساعت ۱۸ به روی صحنه خواهد رفت.
نیلوفر ثانی و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اداى دِینى به تاریخ هنر از دریچه شاعرانگى
گفت و گوى رضا گوران و اشکان خیل نژاد پیرامون پسران تاریخ
به همراه یادداشت هایى از امین عظیمى و اشا صدراشکورى
http://sharghdaily.ir/1396/05/24/Main/PDF/13960524-2937-9-28.pdf
روزنامه شرق، سه شنبه ٢٤ مرداد ماه، صفحه ٩
درود... از خواندن این گفتگو بسیار استفاده کردم .... و خوشحالم هنوز در بین کارگردانان ما هستند آنانی که بجای پرداختن و اصرار به ساده گویی ِکه اغلب به پیش پا افتادگی منجر میشود و بجای سویه ی نگاه معامله گرانه به هنر بخصوص در مدیوم تاتر و سینما با هایلایت کردن ... دیدن ادامه » وجه سرگرمی مخاطب بجای اندیشه ، به پیچیدگی ِملزومی از تفکر میپردازند که مخاطب علاقمند خود را دارد ... و چه بسا در حضور رقابت تفکرات معاصر در جهان امروز ، نیازمندی بیشتری به آن ...
صمیمانه آرزو میکنم بیش از پیش بااین نگاه در تاتر مواجه شویم و آثاری متمرکز تر دراین حیطه شاهد باشیم ....
با قدردانی و سپاس بسیار
۲۴ مرداد ۱۳۹۶
جناب خیل نژاد هنرمند عزیز با احترام
بعنوان یک پیشنهاد عارضم حال که در راستآزمایی ِ اثر بحث مخاطب شناسی و تفکیک تماشاگر را با دوست و همکار ارجمند پیش برده اید، فکر می کنم برای سنجش میزان توفیق نمایش در جانبخشی محتوا و تجسم مفاهیم و انتقال مضامین ِ متن، ... دیدن ادامه » بهتر می بود به جای تعقیب عدهٔ قلیل ناراضی، از خیل تماشاگرانی که در رورانس با حرارت به تشویق می پرداختند و مشعوف از سالن خارج می شدند نیز استعلام معنایی می فرمودید و فارق از تعارفات رایج فاصلهٔ نظرات مثبتی که پیرامون نمایش گرد آمده را با آنچه منجر به تحسینِ مواضع متن اصلی بوده است به بوتهٔ آزمون بگذارید.
۲۴ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درنگى بر نظام آموزشى دوشقه شده
یادداشت عبدالرحمن نجل رحیم (عصب پژوه) براى نمایش پسران تاریخ
چاپ شده به تاریخ یکشنبه ٢٢ مردادماه ١٣٩٦/ روزنامه شرق

http://sharghdaily.ir/1396/05/22/Main/PDF/13960522-2935-9-202.pdf
یک تحلیل درخشان ، جامع و کامل .... سپاس
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
ممنون تحلیل لذتبخش و بسیار مفیدی بود ...
با وجود اینکه در این تحلیل به نکاتی بسیار حایز اهمیتی اشاره شده بود که در نمایش به آن پرداخته پررنگی نشده بود (مواردی از جمله نقش مدیر مدرسه یا نقش خانم لینتوت و نقطه نظر فمنیستی تاریخی اش و تضاد آموزشی و نئولیبرالیسم ... دیدن ادامه » و اثراتش بر نظام دانش ....)، .... اما همچنان نمایش خیل نژاد به دلیل پرداخت زیبایی شناسانه و تاتریکال و طراحی بی نظیرش بسیار جذاب و فهیم و تاثیرگذار است
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدون چرا موقع دیدن نمایش پسران تاریخ اولین چیزی که به ذهنم اومد ، نمایش آنتیگنه بود چون اونم یه کار متفاوت بود و اینم مثل همون، موضوع نمایش بسیار متفاوت و حرکات فیزیکی بدن حرف اول تو نقش آفرینی می کرد.متن نمایش می خواست فساد اخلاقی رو نشون بده ولی چیزی که واسم خیلی جالب بو بحثهای صورت گرفته این نوع آدمها بود که نشات گرفته از یه فلسفه عمیق داشت .
به امید کارهای بهتر برای تمامیه عوامل نمایش پسران تاریخ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روز های چهارشنبه تا جمعه (۲۵ تا ۲۷ مردادماه) از امروز (شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
با درود

بنده نمایش‌های کامنت و بالاخره این زنده‌گی مال کیه؟ را به تماشا نشسته‌ام ولی تخفیف در زمان خرید محاسبه نمی‌شود. خواهشمندم بررسی بفرمایید

با سپاس
۲۱ مرداد ۱۳۹۶
درود بر شما
در میان خریدهای متصل به حساب کاربری شما این دو نمایش را نیافتیم. لطفا ایمیلی شامل کدهای پیگیری این دو خرید و توضیح مشکل و شماره تماس خود را برای ما به نشانی support@tiwall.com ایمیل کنید.
۲۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه، از روز یکشنبه ۲۲ تا سه شنبه ۲۴ مردادماه امروز چهارشنبه ساعت ۱۲ ظهر آغاز خواهد شد.
هدی مودب این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعر یافته های خود را نگه نمی دارد
همین که آنها را به دست کاغذ می سپارد ،
از دستشان می دهد .
تازگی ، بیکرانی
و خطر او همین است .
تعریفتون از تاریخ چیه آقای راج ؟
راج :
می تونم راحت صحبت کنم خانم بدون اینکه کتک بخورم ؟
خانم لینتات :
من ازت حمایت می کنم .
راج :
تاریخ یعنی اتفاق های شخمی یکی پس از دیگری..
-How do you define history?
-It's just one fucking thing after another.

(The history boys)
دیالوگ فیلم
۱۶ مرداد ۱۳۹۶
آنکه از دشمن حرف می زند، خود دشمن است.
۲۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
تو تمام مدت نمایش میخکوب بودم. خیلی هیجان انگیز و هماهنگ بود... واقعا دوستش داشتم.
متن سنگین بود، اما به طرز عجیبی ملموس و قابل درک...

جذاب ترین قسمتش کاراکتری بود که همیشه سعی می کرد متفاوت و خاص باشه و همه چیز رو نقض کنه و برعکسش رو اثبات کنه. اما درنهایت خودش نقض شد!!
و شخصیتی که بهش تلنگر وارد کرد:
لازم نیست همیشه خاص باشی...

بهتون تبریک میگم و خوشحالم از این که این نمایش رو دیدم.
ممنون از دقت نظرتون
۱۷ مرداد ۱۳۹۶
اون کاراکتر ایروین (حامد رسولی) عالی بود.. نوع سخنرانیهاش و متن سخنانش خیلی خوب بود.. خصوصا همون حرفهایی ک راجه به راهب و تقدیس شدنشون از طرف عوام
۱۹ مرداد ۱۳۹۶
آره شخصیت خیلی جالبی داشت و فوق العاده هم اجراش کرد
۲۴ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. دوستانی که نمایش رو دیده اند آیا می توانند سوال من را جواب بدهند؟
طرز راه رفتن پسرها در طول نمایش دلیل خاصی داشت؟ شبیه اروین راه می رفتند. آیا به دلیل تقلید از اروین بود؟ اگر بله حالا چرا خود اروین آن طور راه می رفت؟ از نظر سیر وقایع اروین در پایان ماجراها تصادف می کند. بنابراین طبیعی نیست که در طول نمایش آن طور عجیب و غریب راه برود و طبیعی نیست که پسرها آن طور عجیب غریب راه بروند... آیا دلیل علت و معلولی داشته یا فقط سلیقه ی کارگردانی بوده؟
شادی بهرامی و حافظ این را خواندند
اشکان خیل‌نژاد این را دوست دارد
شیوه راه رفتن و صحبت کردنشون به این دلیل بود که اصرار داشتند آدم های خاصی به نظر بیان، اگر به خاطر داشته باشید زمانیکه از ایروین خواستند راحت باشه و به اصطلاح "لبی تر کنه" عینکش رو برداشت و برای لحظاتی عادی راه رفت و عادی صحبت کرد، در واقع منظور این ... دیدن ادامه » بود که همه ما در مدارس و دانشگاهها از یک الگو تبعیت میکنیم و قرار هست به یک شکل دربیاییم، اون هم توسط معلمین و مدیرانی که اونها هم در گذشته همین مسیر رو طی کردند.
۱۵ مرداد ۱۳۹۶
چرا حذف؟ قابلیت اصلاح جمله بندی ها و توضیحات بیشتر نداشت؟
۱۷ مرداد ۱۳۹۶
سلام. طرز راه رفتنشون نمادی بود از خاص بودن. متفاوت بودن. و خب ایروین چون میخواست همه چیز رو متفاوت تر جلوه بده این قضیه توش شدید تر بود.
۱۸ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش (چهارشنبه تا جمعه) همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید