تیوال نمایش رهایی از شائولین
S3 : 19:11:30
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ تا ۳۰ دی
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: متین اوجانی
: متین اوجانی، بهروز قدرتی، نوشین مینایی فرد، امیررضا مرشد زاده، محمدرضا پورقلی، مهدی حسن خانی، فرشاد کنعانی سادات، فروغ فرزین فر، آوا موسوی، سمیره ترابی
: متین اوجانی، بهروز قدرتی

: روناک برخوردار
: میلاد ایمانی
: زهرا ابدوست
: علی ساسانی نژاد
: نیلوفر مرسل وند
طراح پوستر نیما عاشوری
: مهدیه حسنی
: آرزو سپاسی
در افسانه ها چنین امده است که سلطان کئوک وهمسرش شمشیری جادویی را از استاد کوندور پذیرفتند و ان را ذوب کردند و در قالبهای جدید ریختند یکی را اژدها کش و دیگری را ستاره گیر نامیدند .هرکه مالک هردو شود بر دنیای هنرهای رزمی فرمان می راند .البته همگان هر دو شمشیر را با هم میخواستند و اینگونه شد که نبردهایی میان فرقه های مختلف شکل گرفت و..

گزارش تصویری تیوال از نمایش رهایی از شائولین / عکاس:‌ سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» خرس در معابد شائولین!

آواهای وابسته

مکان

میدان فلسطین، خیابان طالقانی، بین خیابان سرپرست و فریمان، پلاک ۵۴۴
تلفن:  ۶۶۹۶۸۴۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
رهایی از شائوین یک ساعت حال خوب به ما هدیه داد. نمایشی که علیرغم تم کمدی خودش، حرف هایی خیلی جدی واسه زدن داشت.
حکایت آشنای اینکه امور را شخصی بی کفایت در دست میگیرد. یک سری قانونی که خودش هم از چرایی اعمال اونها خبر نداره تصویب میکنن. و بدتر از همه عده ای بی چون و چرا از اون شخص امر میبرند و میپرستنش. واسه من که خیلی آشناست.
یا داستان شخصی که با سیاست و خیلی محو منتظر میمونه تا قدرت رو به دست بگیره در حالی که نه تنها شایسته آن نیست بلکه نمیدونه چگونه این قدرت رو به کار بگیره. و خیلی چیزهای دیگه.
ارزشمند ترین بخش رهایی از شائولین واسه من همین بود که نه تنها یک ساعت شما رو بدون حرکتی اضافی و جلف می خنداند بلکه زیر جلد کمدی خودش داستانی تلخ روایت میکنه.
دکور رو دوست داشتم. حس خوبی بهم میداد. نورپردازی رو دوست داشتم. موسیقی همونی بود که باید میبود.
بازی ... دیدن ادامه » هارو دوست داشتم مخصوصا چند تا بازی که تو سطح بهتری هم بود.
تنها بخش آزاردهنده، تماشاگران بودند که خیلی راحت تا آخر دست زدند. از چند نفر شروع شد تا اینکه انتهای کار بیشتر سالن دست میزدند. این اتفاق روز به روز داره بیشتر میشه و از این بابت متاسفم. از عکاس هم دیگه اصلا دستم نمیره بگم. همون همیشگی.
در نهایت دیشب تجربه ی خیلی خوبی داشتم. ممنون از تیوال و گروه اجرایی بابت دعوت به این نمایش.
به امید پیشرفت و موفقیت روز افزون.
شوخی ها و طنزش خیلی ابتدایی بود فقط خداروشکر جلف و جنسی نبود، با ارفاق میتونم بگم یک تاتر آزاد بود
۲۸ دی
تشکر و سپاس فراوان از کاربر عزیز اشکان حامدقلام شاهی ممنون که وقت گذاشتی و نظرتو نوشتی.
(متین اوجانی)
۲۹ دی
جناب کارآمد نمیدونم واقعا چی شد که این طوری شد :((((
کم شانس و کم سعادت شدم متاسفانه :((((((((
۲۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه تئاتر جذابی داریم. اکثر نمایش ها ما رو با یک دنیای جدید مواجه می کنند. دنیایی خلق شده، متفاوت از سایر جهان ها. دم کارگردان ها و عوامل گرم و ازتون ممنونم.

یک کمدی با دست مایه های فلسفی و اجتماعی.
چه خوب سیستم های استاد-شاگردی عموما معیوب رو به نمایش گذاشت.
فرقه هایی که بی هیچ پشتوانه ی معنوی یا فلسفی، عوامی را فریب می دهند. فرقه هایی که خودِ استادنماهایش هم سر از گفته هایشان و قوانینشان در نمی آورند. و به آنها عمل نمی کنند و حتی اعتقادی هم به آنها ندارند.

قسمت جالب این کمدی این بود که در قسمتهای مختلف اجرا، قسمت های مختلفی از سالن را می خنداند. گویا همه ی سلیقه ها را در نظر گرفته بود و گه گاهی کل سالن را.
همینطور خنده هایی که سنین مختلف می گرفت. ۸ ساله ها تا ۸۰ ساله ها را جدا جدا خنداند. دست مریزاد

بازی استاد چه ریتم خوبی داشت. چه در حرکت ها و چه در نوایی که نواخت و آوایی که ساخت. به گوش من درست روی ریتم شرق دور.

و‌ تمرین زیاد بازیگران بسیار نمایش رو دلچسب کرده بود.

اوایل نمایش خطر یک‌طنز سخیف را به رخ کشید ولی خیلی زود عمق خودش رو نشان داد.
در مجموع یک کمدی خوب با طعنه هایی به قسمت های مختلف اجتماع که تماشاچی رو با حال خوب از سالن بدرقه می کند.

دمتون ... دیدن ادامه » گرم
تشکر و سپاس فراوان از کاربر پوریا صادقی ممنون که وقت گذاشتید و تئاتر و دیدید و نظر پر از انرژی و دقیقتون را برای من و گروه عزیزتر از جانم نوشتید.
(متین اوجانی)
۲۹ دی
من از شما ممنونم اقای اوجانی.
البته تیاتر به ما میگه مخاطب یا تماشاچی یا تماشاگر. کاربر چیزیه که ما برای تیوال هستیم. :))
بعد باید ممنوم باشم از شما که کار نمایش می کنید تو این روزها. دل ما به شما گرمه.
نمایش لذت بخشی بود. هماهنگ کردن اون تعداد بازیگر در ... دیدن ادامه » صحنه ی دیوارچهارم کار دشواریه.
دمتون گرم و امیدوارم با تلاش و اراده، یکی یکی اهدافتون رو به واقعیت تبدیل کنید.
۰۱ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دعوت تیوال عزیز اجرا رو تماشا کردم.
در این وانفسای طنز و با این حال بد ملت، می شه گفت یک نقیضه ی جمع و جور و سبک و حال خوب کن بود!
شوخی ها بعضی جاها کمی خنک و تین ایجری بودند ولی خیلی جاها هم از جمع خنده گرفتند. بعد از تماشا با خودم فکر کردم اگر همه به یک اندازه بلدِ کار بودند شاید اجرا بامزه تر هم از آب در می اومد. بازی ها یک دست نبودند. من بیان و بازی فروغ فرزین فر و متین اوجانی رو پسندیدم ولی بقیه خیلی جای کار دارند.
به گمانم میزانسن به قدر کفایت (برای یک کار طنز ساده) خوب بود.
اتنخاب موسیقی خیلی خوب بود و به حفظ ضرباهنگ اجرا به شکل متناسبی کمک کرد، ولی لطفاً فکری به حال قطع و وصل شدن ناگهانی قطعات موزیک بکنید.
در نهایت به گمان من، به مخاطبین عام و دوست داران طنز که زیاد سخت گیر نباشند قابل توصیه است.
خسته هم نباشید :)
به نظرم گریم و طراحی لباس عالی شون هم جای تقدیر داره :)
۲۶ دی
تشکر و سپاس برای اینکه تئاتر رهایی رو تماشا کردید و نظر خودتونو نوشتید.
(متین اوجانی)
۲۶ دی
سپاس از شما آقای اوجانی که حال ما رو دقایقی خوب کردید
۲۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و عرض خسته نباشید
به نظر من تم و ساختاری که برای انتقال پیام داستان انتخاب شده بود بسیار عالی بود چرا که به هر حال مکان های مذهبی مثل حالا در اینجا معبد شائولین نماد تغییر ناپذیری و خشکی و قانون های سفت و سخت است و امکان بسیاری ایجاد میکنند تا در قالب طنزهای بسیار بامزه منظور و پیام داستان منتقل شود ولی به نظر من ازین فضا و تم خوب به کفایت استفاده نشده و طنزها گاهاا بسیار بی مزه هستند و یا اینکه پیام داستان فدای این طنزهای بی مزه شده در نهاییت کاش کار بیشتری صورت میگرفت و کار عمق بیشتری داشت.
۱۴ نفر این را خواندند
رویا این را دوست دارد
تشکر و سپاس برای اینکه وقت گذاشتید و نظر دادید
(متین اوجانی)
۲۶ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ابتدا باید خسته نباشید عرض کنم خدمت گروه
ما با تئاتری که سعی در گفتن حرفایی در پس ژانری که دارد و آن طنز است روبه رو هستیم. از جمله ویژگی های خوب ولی نه عالی این تئاتر کم کردن فضای اروتیک و شوخی های جنسی بود و استفاده کردن از طنز های بجا و درست بجای آن ، گروه حرکت و شاگردان معبد تلاش بسیاری کرده بودن ولی لازم بود که کمی بیشتر با یکدیگر هماهنگ شوند و در میان اعضای گروه دو هنرمندی که کچل بودند به نوعی هماهنگ تر بودن با فضای کلی معبد و داستان و حتی بازی هاشون قابل قبولتر بود. استفاده از دو بازیگر خانم در کنار دیگران تصمیم درست و بجایی بود ولی متاسفانه نقش کمرنگی داشتند. بازیگر نقش اصلی خانم ضعیف ظاهر شدند بیشتر هم از ضعف از سمت نوع بیان ایشان بود که در هنگام گفتن دیالوگ ها نفس گیریشون به مشکل میخورد و برای تماشاگر ممکن بود آزاردهنده باشد. طراحی صحنه ... دیدن ادامه » و موسیقی قابل قبول بود . کارگردانی به نظر من یک مقدار بخاطر اینکه خود آقای اوجانی در کار حضور داشتند یک جاهایی ولی کوچک دچار ضعف بود ولی در کل اکثر تایم نمایش با خنده تماشاگر همراه بود و با موفقیت همراه بود و در اخر بازم خسته نباشید به کل گروه و آقای اوجانی
۱۰ نفر این را خواندند
رویا این را دوست دارد
درود و سپاس از کاربر عزیز مهرداد
ممنون از اینکه وقت گذاشتید و تئاتر رهایی از شائولین را تماشا کردید و همچنین درباره آن نوشتید.
امروزه جمع کردن یک گروه هم دل و بدون حاشیه واقعا کار سختی است من بعنوان کارگردان در اولین کار صحنه ایم مسئولیت تمامی کمی و ... دیدن ادامه » کاستی ها را بعهده می گیرم و تمام تلاشم را می کنم که انشالله در کارهای بعدی بی نقص تر و دقیق تر انجام شود.
(متین اوجانی)
۱۹ دی
سپاس از همت و تلاش شما
۲۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تن دادن به قوانین نانوشته پدیده ای است که کم و بیش هر شخصی در هر اجتماعی با آن رو به رو شده.عرف و عادتهایی که در طول زندگی با آنها زندگی میکنیم و عمدتا هیچ اطلاعی از ریشه وجودیشان،هیچ منطقی برای ادامه پذیرش آنها و هیچ میل و اراده ای برای تغییرشان نداریم در صورتیکه بعضا واقفیم با حذف و کنار گذاشتنشان از کیفیت بالاتری در زندگی بر خوردار میشویم یا حداقل زحمتی برای تحملشان متحمل نمیشویم.معمولا این عرف و باورها با ورود نوع جدیدی از نگرش یا فرهنگ به محاق رفته و جای خود را به مجموعه عادات دیگری می دهند که پیش از آن دست نیافتنی و دور از ذهن به نظر میرسید.این دست فعل و انفعالات در گذشته به سبب سطح تماس و درگیری فرهنگی پایین در میان جوامع معمولا در بازه زمانی بلندمدتی شکل میگرفت ولی با مهیا شدن اسباب تبادل اطلاعات میان جوامع و در دسترس قرار گرفتن امکان انتقال ... دیدن ادامه » و ارتباط در مقیاس فرد با فرد سرعت این جایگزینی تا حدی بالا رفته که شخص در زمان حیات خود چندین بار دستخوش این دگرگونی اعتقادی و ارزشی میگردد.شاید کم رنگ شدن ارزشها و بی اعتباری آن در نگاه بشر مدرن نیز به واسطه همین عدم ثبات در معرفی و پذیرش ارزشهای اصیل باشد.

جانمایه نمایش رهایی از شائولین را باید مبتنی بر همین نظر دانست.در محیطی بسته و محدود،با حداقل میزان ارتباط با دنیای پیرامونی ، مجموعه ای از شاگردان تحت تاثیر افسانه هایی خود ساخته که هر روز در میانشان دهان به دهان میچرخد(میگن استاد با یه پارچه یه اسب از وسط دو نیم کرده و ....)از او شخصیتی شبه خدایی آفریده اند،او را به نوعی میپرستند و همیشه در ترسند که مبادا به سبب خطایی گرفتار آتش خشم استاد گردند.این تقلید و پیروی کورکورانه به حدی است که مجموعه ای از قوانین بی سر و ته را که هیچ معنایی ندارد کلمه به کلمه حفظ کرده اند و هر روز برای استاد در حرکتی ماشین وار و مکانیکی تکرار میکنند.این رخوت و جمود فکری چنان فضای معبد را دلزده کرده که حتی استاد نیز به نوعی طالب تغییر در نگرش و روش شاگردان و مسلک معبد است و گویی خود استاد نیز به نوعی قربانی خواسته و انتظاریست که جامعه از او دارد.بی حوصلگی استاد در شنیدن تکرار قوانین توسط شاگردان تا حدی که خودش از شدت کسالت شماره قوانین را جابجا میشمرد و یا اعترافش به مادر شاگرد لی در زمان مبارزه مبنی به ناچار بودنش به عمل به قوانین چرا که شاگردان از او اینچنین میطلبند ، نشانه هایی از علاقه مندی استاد به تغییر اوضاع است.بنابراین ورود یک نگرش جدید که در نمایش با حضور مادر شاگرد لی در فضای معبد دمیده میشود علی رغم مقاومتهای ظاهری اولیه در خفا و خلوت اعضا مورد استقبال حتی خود شخص استاد قرار میگیرد.

سعی کارگردان در طول نمایش،نشان دادن این موضوع است که نگرش نوین با ورود بخشی از جامعه که پیش از آن کنار گذاشته شده بودند یعنی زنان به کالبد معبد دمیده میشود تا بستر برای تغییرات و دگرگونی های بعدی آماده گردد.با احترام به نظر کارگردان به نظر میرسد حذف دو شاگرد دختر معبد و ساخت فضای مرد سالارانه تر برای جامعه در حال متلاشی شدن کمک بیشتری برای قوام یافتن موضوع مد نظر کارگردان میکرد و در عوض میشد این دو شاگرد دختر را به همراه ندیمه مادر شاگرد لی به عنوان همراهان مادر شاگرد لی وارد فضای داستانی کرد تا این تقابل با شدت بیشتری در نظر مخاطب جا بیفتد.(مثلا دو دختر شاگردهای مادر بودند که در مبارزات شاگردان پسر استاد را از پای در می اوردند یا از این دست داستانها....)

شیوه بازگویی داستان در ابتدا و انتها نمایش به مدد فایلی صوتی(که در اجرا شبیه به فیلم آخر هومن سیدی والبته نمونه قدیمیتر آن دارو دسته نیویورکی اسکورسیزی است) سبب میشود تا کارگردان هر آنچه را لازم بوده در همان دو سه دقیقه ابتدایی نمایش بیان کند .این سرعت در خرج کردن اطلاعات و داشته های داستانی عملا دست کارگردان را برای روایت و قصه گویی خالی میکند و در باقی نمایش تنها ما با پند و اندرزهای استاد به شاگردان و یا جدل استاد با مادر شاگرد مواجهیم که کمکی به پیشرفت درام نمایش نمیکند.

در نمایشهایی که ضعف در شیوه روایت محسوس است میتوان با فرم اجرایی کم نقص و هماهنگ به نوعی ظهور ضعف داستانپردازی را کم رنگتر جلوه داد اما متاسفانه در اجرا شلختگی هایی به چشم می آمد و علی رغم تلاش بیش از حد بازیگران ، به نظر هنوز موفق به ترسیم جغرافیای درستی از محیط اجرایی صحنه در ذهنشان نشده اند وبا یکدیگر ، وسایل صحنه و حتی با ستون بی جا صحنه اجرا نمایش سالن دیوار چهارم برخوردهای مکرری داشتند.این برخوردها و اشتباهات در نمایشی که اصل اساسی آن بر پایه حرکات هماهنگ بازیگرانش شکل گرفته و با توجه به اینکه در اتمسفر معبد که فضای آن باید آکنده از نظم باشد، با سختگیری بیشتری توسط بیننده دنبال میشود بنابراین باید تلاش شود که به حداقل برسند تا اجرایی چشمنوازتر حاصل آید.همچنین دیکته شدن عملهایی که هر یک از بازیگران در هر پاره ای از نمایش باید ایفا کند و کمتر باز گذاشتن دست بازیگران به گرفتن تصمیمهای خلق الساعه میتواند راهگشا برای هماهنگی بیشتر اعضا باشد(خصوصا در صحنه مبارزه اول که همه مشغول زد و خورد هستند بعضی جاها مبارزین کاملا به میل شخصی اعمالی انجام میدهند که سبب ایجاد دردسر برای گرفتن پاسخ مناسب از طرف بازیگر نقش مقابلشان میشد).همچنین تمهیدی برای جملات طولانی که بازیگر نقش اول زن نمایش ادا میکرد باید اندیشیده میشد چرا که به نظر میرسید در بیان این جملات از نظر نفسگیری با مشکل روبه رو میشدند و البته چند جایی هم روی کنترل خنده ناموفق عمل کردند.

موارد کوچک دیگری مثل بهره از سطل چوبی به جای سطل پلاستیکی و یا استفاده از دستمالی سفید ومرتب و مستطیل شده که با دودست معمولا برای تمیز کردن کف معابد استفاده میشود به جای دستمالی مچاله شده که سرسری کف معبد کشیده میشد،تصویری نقاشی شده از زنی شرقی به جای تصویر چاپ شده همسر مرحوم استاد،استفاده نکردن از لاک ناخن های رنگارنگ توسط خانمها بازیگر و تراشیدن سر آقایان بازیگر کمک بیشتری برای درک بهتر فضای اثر توسط حاضرین در نمایش چه در مقام اجرا و چه در مقام تماشا میکرد.

در نهایت باید تشکر کرد از عوامل اجرا که بسیار بی ادعا و خونگرم سعی در ایجاد تعامل با بینندگان داشتند ،هم در طول اجرا و هم در پایان که حس مثبتی رو به حاضرین در سالن منتقل میکرد.
سلام و درود بر کاربر عزیز dreamer.
بسیار سپاس گزارم از اینکه نمایش بنده رو تماشا کردید و همچنین وقتی که گذاشتید و نقدی بر اثر این بنده حقیر نوشتید .
با تمام صحبتهای شما موافقم و حتما در اجراهای آینده سعی بر مرتفع کردن آنها خواهم داشت ولی در جایی از نقد موشکافانه ... دیدن ادامه » شما اشاره شده که " در نمایشهایی که ضعف در شیوه روایت محسوس است میتوان با فرم اجرایی کم نقص و هماهنگ به نوعی ظهور ضعف داستانپردازی را کم رنگتر جلوه داد " ... می خواهم کمی این جمله را باز کنیم . در نگاه اول صورت کلی جمله بسیار درست ولی جای گیری این جمله بعد از چند پاراگراف تعریفی و همچنین مقایسه آن با جمله پایانی نقد شما دوست عزیزم کمی تناقض وجود دارد ... یک حس خوب، زمانی به هر مخاطبی انتقال داده می شود که روایت داستانی خوبی دیده یا شنیده باشد، امکان ندارد روایت یک قصه ضعف داشته باشد ولی وقتی مخاطب از سالن بیرون می آید گذر زمان را نفهمیده باشد و حس خوبی داشته باشد... البته این نظر بنده حقیر است و هیچ گونه ادعایی در این زمینه ندارم ولی متاسفانه امروزه طیفی از همکاران روایت خوب داستان را در پیچیدگی مبهم گونه می بینند، تصور می کنند که هر چه تماشاگر در گیجی و منگی بیشتری از سالن خارج شود روایت داستان درست بوده است البته ناگقته نباشد بعضی از سبک ها اینگونه روایت داستانی را ایجاب می کنند و باید همین طور باشند ولی در نمایش "رهایی از شائولین" پایه و اساس نمایشنامه و شیوه اجرای صحنه ای بر سادگی است... سادگی که در راه برگشت به منزل گوشه ای از فکر مخاطب را درگیر کند بدون اینکه احساس نفهمیدن داشته باشد.
ولی در کل اینجانب بعنوان نویسنده و کارگردان اثر بسیار از شما دوست عزیز که با نام (مستعار) نقدی بر نمایش " رهایی از شائولین " نوشتید، ممنون و سپاسگزارم و امیدوارم همین قدر که این اثر فکر شما را درگیر کرده بر بقیه دوستان و مخاطبان هم تاثیر بگذارد .
(متین اوجانی)
۱۱ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر تغییر درونی نیاز به یک عامل بیرونی داره!!!

کار متفاوت و نویی بود
بعد از دریم لند دومین کاریه
که خیلی برام جذاب بوده

یه چیز خیلی خوب که من دیدم
این بود که حتی موقع خاموشی
از حس نقش ها خارج نمیشدن
بخصوص شاگرد لی

صحنه ی آماده شدن برای مبارزه حسابی خندیدیم
صحنه ی اوج نمایش که واقعا خوب دراومده بود
شاگرد لی عالی بود آقای اوجانی هم همینطور
و اینکه واقعا ارزش دیدن داشت
من خستگی ذهنیم برطرف شد
هر تغییر درونی نیاز به یک عامل بیرونی داره!!!
یعنی می فرمایید که شالوده و لب مطلب این کار همین جمله هست؟
چون یک عمره روان شناسان دارن می گن هر تغییر بیرونی نیاز به یک عامل درونی داره.
خیلی خیلی برام مهمه که بدونم آیا قراره که تمام تصورات ما (با توجه به ... دیدن ادامه » دیدگاه رون شناسان) به هم بریزه؟ یا این که اولش این طور پیش می ره ولی در آخر می رسه به همون نظر روان شناسان که تغییر بیرونی نیاز به عامل درونی داره؟
۰۷ دی
الهه جان باید بگم این قضیه بستگی داره در کدوم مکتب روانشناسی بهش بپردازی مثلا اگه از نگاه اگزیستانسیالیسم ببینی حرف شما درسته اگه از نگاه رفتارگراها نگاه کنی حرف اقای اوجانی
۰۷ دی
ممنون سحر عزیز و آقای اوجانی بزرگوار :)
۰۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رهایی از شائولین یک نمایش طنز در سبک پارودی هست که اصلا به بیراهه نمایش های کمدی نمیرود و خیلی هوشمندانه داستانش را روایت میکند و تماشاگر را از خنده روده بر میکند
به هیچ وجه انتظار همچین نمایش خوبی رو نداشتم. خیلی وقت بود که از دیدن یک تئاتر اینقدر نخندیده بودم. یک نمایش کمدی شیک و خلاقانه
صحنه های شروع و پایان و اون صحنه فست فوروارد به شدت خوب و جذاب بودن در حدی از شدت خنده اشکم درومد
یه جاهایی وسط کار انگاری که کمدی کار افت میکرد که خب واقعا نمیشه انتظار داشت یه نمایش طنز تو کل کار تخت گاز پیش بره
حتی طراحی نور و صحنه و لباس هم خوب و کاملا در راستای کار بودند
فقط دو نقد کوچیک داشتم که دو بازیگر دختر که توی گروه شاگردهای معبد بودن نمیتونستن هم پای بازیگرهای پسر پیش برن و یه جاهایی فقط صحنه پر کن بودن و اینکه چرا در قسمت سبک زده شده روانشناسانه ... دیدن ادامه » و رئال و کمدی رو نذاشتید؟
در کل تبریک به متین اوجانی بابت این متن و کارگردانی خلاقانه
پی نوشت: انتخاب آهنگ راکی فوق العاده بود
سلام به مخاطب عزیز فرشید حاجیان
اول از اینکه وقت گذاشتید و درباره کار نظرتو نوشتی بسیار سپاس گزارم؛ جناب حاجیان برای تعاریفی که از فضای کار کردید و حس خوبی که به بنده انتقال دادید ممنونم در جواب نقد اول شما باید بگم که شاید از دور به نظر برسه که دو دختر ... دیدن ادامه » داخل کار خیلی درگیر اتفاقات صحنه ای نباشن ولی حذف و نبود جنس مخالف در کار پایه های فلسفی متن رو دچار تزلزل می کرد و من شخصا دوست داشتم توازن حضور زن و مرد در کار حفظ بشه و در جواب نقد دوم جایگزینی شخصی جدید برای از بین بردن یاد و خاطره عشق قدیمی یک مسئله روانشناسانه محسوب می شود که استاد درگیرش می شود ولی شاید چون زیاد پرداخته نشده بود و سریع از روی موضوع عبور کردیم خیلی به چشم نیامده و در ادامه فکر کنم کلمه فانتزی برای این اتمسفر بعلت صحنه هایی که شما هم به بعضی از آنها به نیکی اشاره کردید و بنده رو شرمنده کردید بهتر از کلمه کمدی باشه در مسئله رئال هم که بحثی نیست.
در کل از اینکه شما نمایش بنده رو تماشا کردید بسیار خوشحالم و بهترین ها رو برای شما از خدا آرزو دارم.
(متین اوجانی)
۰۵ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی متین اوجانی و بازی متین اوجانی، بهروز قدرتی، نوشین مینایی فر، امیررضا مرشد زاده، محمدرضا پورقلی، مهدی حسن خانی، فرشاد کنعانی سادات، فروغ فرزین فر، آوا موسوی، سمیره ترابی از چهارشنبه ۲۷ آذر ساعت ۱۲ با تخففیف روزهای نخست فعال خواهد شد.
فاطمه فتحی، فروغ و محمد استاد این را خواندند
amirali kashani این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید