تیوال نمایش رولور
S3 : 06:07:39
  ۰۸ شهریور تا ۰۶ مهر ۱۳۹۶
  ۱۸:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: پوریا کاکاوند
: علی باقری، فربد فرهنگ
: گروه سوراخ تو دیوار

: صبا کسمایی
: سمانه احمدی‌مطلق
: مهدی دوایی
: علی کیانی امین
: حسین شاهیوند، امیر نجفی
: ایپک قشقایی، شیوا خدابخش
: هادی شیخ الاسلامی
: محمد قدس
شهر:
تهران

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

گزارش تصویری تیوال از نمایش رولور / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» ویدیویی دیگر از نمایش "رولور"

» وقتی دو رفیق پس از چهل سال در «رولور» به هم می‌رسند

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یک اجرای فوق العاده حرفه ای و عالی
پر از دیالوگ های حسی و بازی های محشر
بیشتر از همه متن نمایش فکرمو مشغول کرد که در عین سادگی چقدر خلاقانه بود و کارگردانی درست کار خیلی خوب بود
روزهای آخر اجرا رو از دست ندید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رولور دارای یک استوانه در مرکز ، برای گذاشتن شش فشنگ داخل آن است ؛ اما اگر فقط یک فشنگ داخل آن گذاشته و استوانه بچرخد ، آن وقت معلوم نیست آن تیر سهم چه کسی شود ؛ درست مثل یک زندگی در بحبوحه‌ی یک انقلاب و اگر این اسلحه بین سه رفیق ، سه هم‌رزم چرخیده باشد و تیر نصیب یکی از آن‌ها شده باشد ، آن دو دیگری چه خواهند شد ؟
رولور می‌چرخد حالا بین دو رفیق قدیمی که از چهل سال قبل دشمن شده‌ند ، بین دو هم‌رزم که از چهل سال قبل در پی هم گشته‌ند و گریز کرده‌ند ، اسلحه دست یکی ست و روی به دیگری و قرار گذاشته می‌شود فشنگ هنگامی شلیک شود که تیرآهنی می‌افتد تا صدای شلیک و صدای آهن‌ها در هم بپیچد تا کسی متوجه نشود که کسی کشته شده است .
چه کسی کشته می‌شود ؟ آن کسی که چهل سال پیش به خاطر عشق رفیق‌هایش را لو داده یا آن کسی که از چهل سال پیش در پی رفیق‌ش گشته تا به او بگوید ... دیدن ادامه » فهمیده است اشتباه کرده و دیگر رفیق‌شان را اشتباه کشته .
تبادل حرف‌ها در محوریت یک داستان بین دو کس که یکی طرفی از صحنه ایستاده و یکی طرفی دیگر ، بدون هیچ آکساسویاری جز یک رولور ... تبادل حرف‌ها در محوریت یک داستان با بازی‌هایی که در بدن‌های طراحی شده‌ی دو بازی‌گر نمایشی متفاوت را می‌سازد ... تبادل حرف‌ها در محوریت یک داستان با فن بیان‌های قدرت‌مندی که در صدای فربد فرهنگ و علی باقری شخصیت سازی نو را ایجاد می‌کند ... تبادل حرف‌ها در محوریت یک داستان با حاشیه‌هایی که به تماشاگر (که حضور ندارد) قضاوت‌های متفاوت می‌دهد ... تبادل حرف‌ها در یک استوانه به اسم زمان که حاکی از نویسنده‌گی نویسنده‌یی خوش ایده و کارگردانیِ کارگردانی خوش ذهن است که نوشته‌ را در فضای طراحی‌ش ساخته.
تنها آکساسویار این نمایش یک اسباب‌بازی ست ، یک تفنگ پلاستیکی ، یک شی بچه‌گانه که به نظر یک موضوع را مطرح می‌کند . چیدمان دو بازی‌گر در صحنه و خالی بودن بین‌شان (که فضای یک طبقه از یک ساختمان نیمه کاره را القا می‌کند) و نیز استفاده از دو ردیف جایگاه تماشاگران (که حضور ندارند) به نظر یک موضوع را ایجاد می‌کند . صداهایی که با مهندسی صدا به‌وجود آمده است از بیان بازی‌گر گرفته تا افکت‌هایی که پخش می‌شود ( و حتا شاید نویزی که هنگام نشستن تماشاگرها به ناگاه همه را می‌پراند) به نظر یک موضوع را نمایان می‌کند . این نمایش نیاز به فکر کردن بسیار دارد ، حتا اگر موضوعی ساده و داستانی پیشه پا افتاده (مسعود کیمیایی وار) داشته باشد ...
دو نمایش از گروه سوراخ تو دیوار که پشت سر هم دیدم ... اشتباه کردم ... فضای کنونی روزهای‌م را درگیر خود کرده و سوراخ کرده دیوار کشیده به دور افکارم را ؛ تماشا کنید .
صدف اسمعیل پور، Leon S. Kennedy و Captain این را خواندند
سپهر امیدوار، زهره مقدم و رضا بهکام این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه، از روز یکشنبه ۲ تا سه شنبه ۴ مهرماه امروز ساعت ۱۰ آغاز خواهد شد.
۰۱ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای یک شنبه تا سه شنبه ۲۶ تا ۲۸ شهریورماه از روز پنج شنبه ساعت ۱۰ آغاز خواهد شد.
سلام
من عضو تیوال هستم. امروز دو تا بلیط به ارزش 60هزار تومن خریدم که تیوال مبلغ 48هزار تومن رو با توجه به تخفیف تیوال، زد اما در نهایت همون 60هزار تومن حساب کرد! من متوجه نمی شم این روش فریبنده چه معنی داره! من که با همون مبلغ می خریدم چرا الکی وعده تخفیف ... دیدن ادامه » می دین!
۲۸ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"رولور ، اعتراض به خشونت جهان امروز "

از آنجا که بسیاری از اجراها ، وابسته به طراحی صحنه و اکسسوار کاربردی در آن ست، نمایش هایی ، در وجه مقابل ، تمام نقطه ی عطف خود را تنها معطوف به دیالوگها و حس و کنش بازیگری متمرکز می دارد تا براستی تعامل بی مرزی ِ مخاطب / بازیگر ، به حداکثرخود با درک و انتقال حس ِبلافصل ، ممکن شود .
وتماشاگر بی انکه درگیر فضای صحنه در حضور اشیاء و یا تبادل نقش ها آنها شود ، بازیگر را به مثابه ی بخشی از خویش بر صحنه ببیند .رویارویی انسان با انسان ، تن با تن ...چشم با چشم ...
رولور داستان ِانسان معاصر ست ، انسانی تحت سیطره ی قدرت ، و برده ی بی چون وچرای ایدئولوژی های نافرجام و زد و بندهای سیاسی که در نهایت قربانی این سیستم ، قشر ِپیرو و توده ای ست که با هیجانات ِهدفدار ، بسمت نیل به مقاصد سردمداران هدایت می شوند ، و آنچه برجای می ماند زندگی تباه شده ای ست که دیگر به حال طبیعی خود باز نمی گردد ..
ارعاب ،شکنجه ، فشارهای روحی روانی ،اگرچه ابزارهای کنترل مبارزان سیاسی ست اما وجود اسلحه نیز خود توجیه موجهی برای این سرکوب و مقابله ی بی پایان ست ..
" اسلحه" نماد فالیکی ست که حتی در راه آرمان خواهی و عدالت، خود ابزاری برای تحکم قدرتمداری و مردسالاری می شود آنچنان که دیگر عدالت در دو سو ،خود مجرم ست .
پوریا کاکاوند بدرستی ، با یک داستان ِتسویه حساب قدیمیِ دوستانه با محوریت روابط یک تیم سه نفره ی فعال سیاسی، موضع اصلی نمایش را بر "اسلحه" که نام نمایش نیز از آن وام گرفته شده ، قرار میدهد ... و خود زبانی میشود برای اعتراض به خشونت های ِمرگبار ... که دیگر نه دوست می شناسد نه دشمن ... نه گناهکار نه بی گناه
و هرزمانی که در دست ِ"کسی" باشد ،او هم قاضی ست هم جلاد وهم قربانی ،...
و عذاب آدمی از این خشونت ِجامعه ی متمدن ، هرروز بیشتر می شود ...همان خشونتی که خود برای بقا ، درچرخه ی بازتولید ، حتی صاحب اسلحه را نیز نابود میکند ...
متن اگرچه داستانی ساده و حتی تا حدودی کلیشه و قابل پیش بینی ست اما بارزترین وجه ستاینده اش ، بازی های قوی در خدمت جو ِجاری ست ... فربد فرهنگ ، یکی از بهترین های بازی خود را به نمایش می گذارد و آنقدر درنقش خود جاافتاده که مخاطب ، در تمام لحظه های تصمیم گیری و یا صدای افتادن تیر آهن ها ، همگام با او ست ... یک متن و اجرای خوب ، تاثیرش آنجاست که بتواند مخاطب را در لحظه لحظه اش، حتی در مکث ها و دیالوگ ها، باخود چنان همراه کند ،که تاثیر نهایی از روند جاری به ذهن و احساس او ، بی تکلف ، منتقل شود
افکت های صوتی ، نور و میزانس نشان از کارگردانی ِقابل قبولی ست که هر چیزی بجا و اندازه به نظر می رسد ... اجرایی ، نه پر زرق و برق و نه معناگرا ، اما با قدرت ِدهشتبار خود ، خشونت انسان معاصر را در نابودگری و ویرانی اش ،تا آنجا پیش می برد که حتی قادر به نجات خود نیست ، و اسلحه همان تیر خلاصی ست که آینده ی بشریت را در سیاست و تسلط سرمایه داری ، به انقراض کامل می کشاند ...
رولور جدای از داستان انسانهایی تباه شده ، وخیانت دیده ، داستان پیروزی شی و خشونت بر انسان و آینده ی پیش روی جهان ست ..
اعتراضی ست به دنیایی که خیر و شر چنان در آن تنیده شده که راه رهایی از آن ، بن بست ست ...

با ... دیدن ادامه » آرزوی موفقیت برای گروه اجرایی و کارگردان محترم
نیلوفرثانی
9 شهریور 96
اسلحه" نماد فالیکی ست که حتی در راه آرمان خواهی و عدالت، خود ابزاری برای تحکم قدرتمداری و مردسالاری می شود آنچنان که دیگر عدالت در دو سو ،خود مجرم ست.

دوست فکورم از خواندن متن ات لذت بردم.
فالوسنتریسم (نرینه محوری) که در مورد استفاده از اسلحه در این ... دیدن ادامه » نمایش به هوشمندی اشاره داشتی به طور ساختاری در برخی از کارهای کاکاوند قابل ردیابی است که البته وقتی به یک منش و جهانبینی برای خلق اثر هنری و مناسبات شخصیت ها بدل می شود قابل نقد است.
درود بر قلم آگاه و خواندنی ات
۲۲ شهریور ۱۳۹۶
بسیار ممنونم از محبتتون.
کم سعادت بودم که نتونستم ببینمتون. اما خوشحالم که نمایش مورد پسندتون قرار گرفت و با کار همراه بودین.
امیدوارم به دیدارهای آینده...
اگه احیانن مایل به تماشای مجدد بودین، حتمن از همین طریق من رو در جریان بذارین که بتونم در خدمتتون ... دیدن ادامه » باشم.

شاد باشین و سلامت.
۰۴ مهر ۱۳۹۶
سپاس بسیار دارم حتماو باکمال میل و درود بر احترام و توجه شما به مخاطبان تئاتر ...
۰۴ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن رولور برای من مث قدم زدن کنار دریای شمال تو آبان ماهه. وقتی هیچ کسی نیست. وقتی تنهایی. یه سیگار می چاقی و آروم تو مه با خودت و دریا حال میکنی. نه اضافه ای. نه ادایی. نه اطواری. خودتی و جلوی کسی هم سعی نمی کنی شکمتو بدی تو، یا عینک ریبون بزنی. صاف و صادقی با خودت. جدا از قصه گویی که شده فقر تئاتر و اینجا گدایی نمی کنه، جدا از بازیای درجه یک دو تا بازیگر خوب، جدا از یه متن قرص و یه روایت شفاف، رولور درست عین کارگردانشه. رفیق. صمیمی. سمپات. جاری. آروم و باهوش. از دست ندین. پیشنهاد میشه. خیلی.
جناب لاریان با پرسه های موازی تان پرسه ها زدم در دیار خیال و خاطره و پرس و جویی درگرفت در سرای ذهن. خوشحالم که تیوالنویس اید.
۲۰ شهریور ۱۳۹۶
سپاس کیان نازنین. قدیمی ام. روزگار نمی ذاره فعال باشم.
۰۳ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نه به مثابه ی تغییر فرم:
زمانی که جکسون پولاک تابلوهایش را بر جهانیان رونمایی کرد، کاملا شوخی می آمد. موج انتقاد به نبود هیچ عنصر زیباشناسی نقاشی بر او سرازیر شد. ولی آنان نمی دانستند پولاک همین را می خواست. نابودی، فرم، معنا و رنگ. پولاک ستون های عظیم قرن ها نقاشی را ویران ساخت تا ذهن مغلوب بر عصرش را آماده ی جهانی تازه کند. رولور یعنی بازگشت. کاکاوند، جسورتر از همیشه در کمترین امکان اجرایی درام را به بدوی ترین شکل ممکن، لخت و عریان بر ما عیان ساخت. این شرم مخاطب نیست که او را آشفته می کند، ساخت کلیشه ای ذهن مخاطب لوس و تنبل، او را کلافه می سازد. اگر انتظار نور، دکور، میزانسن های کلیشه ای و قابل پیش بینی، دیالوگ های شبهه سیاسی و مبتذل با لبخندهای ریز را دارید، اگر می خواهید شاهد ریزترین کنش ها، تعلیق های نو، درامی لخت و نبود کارگردان در عین شهامت ... دیدن ادامه » باشید. اگر می خواهید بازیگران را نفس به نفس باور کنید و روح تنبل مدرن وجودتان را آزار دهید تا به مرارت های تئاتر بی چیز پی ببرید، وارد سالن لخت اجرای رولور شوید و گرنه بروید یک اسلحه ی پلاستیکی آب پاش بخرید و در پارک هنرمندان به مردم آب بپاشید تا مفهوم لذت را با جان و دل و فحش درک کنید.

میثم فرهمندیان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روولور پوریا کاکاوند
نه وجد دارد نه هیجان زده مى کند . این اجرا شما را آرام آرام به کالبد ِ یکى از اشخاص بازى مى برد ؛ شخصى که در انتها و در پایان یک گفت و گوى طولانى جان مى سپارد. چکیده اینکه در پایان اثر جان مى سپارید .
کلمات این تئاتر حکم ویروس کشنده اى را دارد که آرام آرام از گوش شما به بافت و نسوج حیاتى شما رسیده و شما را از پاى در مى آورد. طاعون ِ کلامى نه میراث آرتو است نه تابع ِ تئاترهایى که پیش از این تجربه کرده ایم .
روولور ، روولور است یک آلت قتاله که مى کشد ؛ اولى در یک دم مى کشد و دومى در طول ِ زمان یک تئاتر. واژگانى که همچون ذرات ِ سمى عمل مى کنند. و چیزى که این ذرات سمى را پراکنده مى کند نبش ِ قبرِ یک رابطه ى قدیمى است . رابطه اى که از برادرى به برادر کشى مى رسد.
پوریا کاکاوند با جسارت از جنبه ى ویترینى کارگردانى چشم پوشى مى کند . به جاى اِعمال ... دیدن ادامه » حرکت و تعیین حدود براى بازیگران به حواس ِ صحنه مى پردازد و نقش کارگردان را به عنوان یک عاملِ طراح نادیده مى گیرد و ضابط کیفیت لحظات دراماتیک اثر مى شود.
بازى ِ على باقرى در جایگاه روبروى تیر، تکان دهنده و ترسناک است. جایگاه ِ یک انسان پس از خیانت و تسلیم شده در برابر لحظه ى محتوم ِ مکافات . همه ى التهاب ِ این مواجهه در نگاه و بدن ِ بى حرکت او در جریان است. .
بازیگران با جایگاهشان تعریف مى شوند . آنکه انگشت به ماشه دارد و انکه از روبرو چشم به لحظه ى شلیک .
فربد فرهنگ بازیگرى است به غایت مسلط و بُرنده. افسار نقش را با یک دست مى گیرد ، و با دستِ دیگر گلوى مخاطب را مى فشارد .

امیراحمد قزوینی
Leon S. Kennedy این را خواند
نیلوفر و سپهر امیدوار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه، از روز چهارشنبه ۱۵ تا جمعه ۱۷ شهریورماه امروز ساعت ۱۶ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به قول رضا گوران:این نمایش را ببینید از تیاتری که هویت خودش را به قهقهه و فریب مخاطب نمیفروشد..
به نظر من هم در این دوره ای که نمایش ها برای فروش به هر روشی متکی مبشوند،از تبلیغات آنچنانی تا آوردن بازیگران جنجالی یا متن هایی سراسر الفاظ رکیک جنسی،این نمایش حداقل "برای من " بسیار بسیار محترم بود..امیدوارم دیده بشه،چرا که دیده شدن این قبیل نمایشها،محکوم نمایش های فاقد ارزش است..
بازی‌های عالی، درام درست، کارگردانی خوب. قصه‌ش اگه پیچیدگی بیش‌تری داشت به‌تر بود.
محسن:خسته ای؟؟؟؟؟
رضا:نه خسته نیستم!!!!!!
صدف اسمعیل پور این را دوست دارد
انصافا این دیالوگ خیلی ماندگاره!!!
۱۰ شهریور ۱۳۹۶
دیالوگ ماندگار باید بدون تماشای اثر هم جذاب و تاثیر گذار باشه وگرنه به این دیالوگ دقت کنید:

-سلام، خوبی؟
-مرسی!

توی یه فیلم روسی که شما ندیدین خیلی جذاب و ماندگار بود.
۱۵ شهریور ۱۳۹۶
با سلام خدمت خانم ضمیری
دیالوگ ماندگار می تواند برای دیگران هم جذاب باشد اما مطلقا نمی تواند اینگونه باشد.شما الان اشاره به این کردین که هر فردی بدون دیدن اثر باید دیالوگ ماندگار را بپسندد.اما کسی که مخاطب تئاتر نیست و علاقه به هنر ندارد و فروشنده مارکت ... دیدن ادامه » محلمان است،هم باید با این دیالوگ ارتباط برقرار کند.
در ضمن دوست خوبم غافل نشوید که اینجا دیوار نوشته معتبر ترین سایت تئاتر شناسی کشور یعنی ((تیوال)) است.من با تمام احترام برای مخاطب عام تئاتر،این مطلب را برای مخاطبانی نوشتم که به تماشای ((تئاتر رولور)) رفته اند.که فقط سن نمایش را برایشان تداعی کنم.
نکته اخر این است که این اثر به تلاش جناب کاکاوند عزیز نوشته شده و مانند اثر های جاودان دنیای نمایش مثل هملت و ... در دسترس نبوده که بنده ذکر کنم.
در اخر اینگونه مطرح کنم که من خودم دیالوگی برایم ماندگار است که در پایان نمایش و اثر بر ذهنم نقش بسته است.
۰۶ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست دارم نظر بقیه دوستان رو هم بدونم..اما به شخصه خیلی کار رو دوست داشتم..نمایشنامه عجیب و غریبی نداشت اما کار قوی ای بود..از همه مهمتر بازیها!!من خیلی از بازی و همچنین فرم اجرا لذت بردم..ساده اما دیدنی..اقای فرهنگ شما خیلی خوب هستید،خیلی..اقای باقری هم خیلی خوب بودند..
اما فکر می‌کنم صندلیهای عقب برای این نمایش مناسب تر باشند..
دقیقا نمایش خوبی بود.بازی جناب فرهنگ عزیز که تماشایی و ستودنی بود.
اما چیزی که کمی من رو اذیت کرد،سکوت های مکرر بود،ای کاش کمی کمتر بود،که گهگاه کسل کننده نمیشود.
۰۹ شهریور ۱۳۹۶
دقیقا نمایش خوبی بود.بازی جناب فرهنگ عزیز که تماشایی و ستودنی بود.
اما چیزی که کمی من رو اذیت کرد،سکوت های مکرر بود،ای کاش کمی کمتر بود،که گهگاه کسل کننده نمیشود.
۰۹ شهریور ۱۳۹۶
با سلام به نظر من بی محتوا بود فقط سعی بر این بود که با بازیگران مطرح و دیالوگهای سخیف قدیمی زمانی سپری بشه و همچنین با اتمام گنگ برنامه سعی در پر محتوا نشان دادن تاتر بود در مجموع ارزش یک بار دیدن هم ندارد
۰۲ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت با ۵۰٪ تخفیف روز نخست امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
مینا سمیع زادگان این را خواند
سکوت سن را فراگرفته است که ناگهان.............
چشمان منتظر همانند پاندول ساعت دوان دوان به راست و چپ میروند.
خیانت نقطه اتصال دوستان قدیمی میشود،خیانت به عشق،خیانت به دوستی و خیانت به خود.
فربد فرهنگ دوستی پررنگ تر با بازی مشهودتر و تسلطی قابل قبول.
شیرین ... دیدن ادامه » که در پی فرهاد کوه افکن است و غافل از اینکه عشق اش به تاراج می رود.
۰۹ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید