تیوال نمایش فرجام سفر طولانی طوبی
S3 : 10:14:32
  ۰۹ شهریور تا ۱۸ مهر ۱۳۹۳
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: علیرضا نادری
: محسن حسن زاده
: (به ترتیب حروف الفبا) محسن آقا حسنی،‌ زینب آهنگ، حسن اردستانی،‌ زکیه بهبهانی،‌ محمد جواد پیروزی،‌ مهدی جوانمرد،‌ مصطفی چالوک،‌ سید محسن حسن زاده،‌ فایزه حسینی،‌ الهام سادات رسولی، سمیه زینلی، احمد سلیمانی،‌ زینب طاهری،‌ محمد کربلایی،‌ سید حمید لاجوردی،‌ صدیقه مشایخی،‌ مهدی نیک روش،‌ سید جواد هاشمی نژاد،‌ آزاده سلمانی، نرگس نایینی

: گروه تیاتر ایده
: محمد قدس
: سعید برجعلی
: سعید حسنلو
: محمد رضا آزاد
: مهدی نیک روش
: محسن آقاحسنی
: بهمن صنیعی
: مهدی آشنا
: زینب عسگری
: شقایق فرشته
: امیر قالیچیدریافت دیپلم افتخار و تندیس کارگردانی از سی و دومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
دریافت دیپلم افتخار و تندیس طراحی صحنه از سی و دومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
دریافت لوح تقدیر نمایشنامه نویسی از سی و دومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
دریافت لوح تقدیر بازیگری مرد از سی و دومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
کاندیدای بازیگری زن از سی و دومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

اخبار وابسته

» تمدید « فرجام سفر طولانی طوبی» تا 18 مهر

» نمایشی پر از صحنه های بدیع و نو

» یادداشت نادری به بهانه اجرای «فرجام...»

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به احترام همه کسانی که در اجرای این اثر نقشی داشتند تمام قد بلند می‌شم. حقیقتاً کارگردانی، بازی، نور، طراحی صحنه و... بسیار عالی روی متن زیبای علیرضا نادری نشسته بود. اثری نمادگرایانه که نمادهاش بدرستی به سرچشمه‌هاش در واقعیت متصل بود. در واقع یک نماد برای اینکه حقیقتاً کارکرد نمادین داشته باشه، می‌باید به یک چیزی در واقعیت متصل باشه و اگر نه تبدیل به یک نوع فرمالیسم انتزاعی بی‌هویت می‌شه،‌ یک جور مجموعه تصاویر بی بنیان (بجای یک اثر واحد) که نمونه‌هاش هم فراوونه.
دیگه اینکه در این نمایش بیش از همه طراحی نور برام جذاب بود که بخوبی فضاهای مختلف رو القا می‌کرد و ثابت بودن دکور به این صورت جبران می‌شد (جالبه که گویا امشب مسؤول نور تئاتر شهر هم ترک پست کرده بوده...)؛ بازیها هم حقیقتاً بی‌نقص بود. در یک کلام اینکه تمام اجزای این کار یک کل واحد رو ... دیدن ادامه » تشکیل می‌ده، اتفاقی که کمتر پیش میاد و کارهای زیادی رو می‌بینیم که بعضی (یا همهٔ) اجزاش، هر کدوم ساز خودشون رو می‌زنند.
امیدوارم دوستان تیوالی تماشای آخرین اجراهای باقیمونده این کار رو از دست ندن، البته مشروط به اینکه سعی کنند برای ادراک این اثر نه به تجربیات شهری خودشون، بلکه به ناخودآگاه جمعیشون رجوع کنند؛ کلید فهم جزئیات این اثر رو نباید در خاطرات شخصی خودمون جستجو کنیم بلکه باید در حافظه تاریخیمون بجوییم...

نکتهٔ سلیقه‌ای: نتونستم با نوازنده‌ای که رئیس پاسگاه ژاندارمری و پادوی خان و مطرب ده و... هست ارتباط برقرار کنم (تأکید می‌کنم که من نتونستم)، بهانه‌های بهتری می‌شه برای اجرای موسیقی زنده در تئاتر یافت، و یا اصلاً مگه در این مورد نیازی هم به بهانه هست؟

نکته آخر: اگر بخواهیم این نمایشنامه رو بخاطر اینکه دورهٔ خان و خانبازی گذشته کهنه بدونیم (دوره‌ای که هنوز نیم قرن هم از اون نگذشته، البته اگه واقعاً این دوره سپری شده باشه!...)، پس راجع به سوفکل و هومر چی باید بگیم یا شکسپیر؟! دیگه قضاوت با خودتون...
سپاس از محبت شما جناب سلیمان زاده...
خوشحالم جمله ای را می خوانم که نقطه امیدِ برای من و گروهم... با احترام به همه دوستان تیوال و نظراتشون، این جمله شما جناب سلیمان زاده: "البته مشروط به اینکه سعی کنند برای ادراک این اثر نه به تجربیات شهری خودشون، بلکه ... دیدن ادامه » به ناخودآگاه جمعیشون رجوع کنند؛ کلید فهم جزئیات این اثر رو نباید در خاطرات شخصی خودمون جستجو کنیم بلکه باید در حافظه تاریخیمون بجوییم..." در حافظه تاریخی ما هم می ماند... جملاتی که در سایت تیوال منعکس شد!
۱۴ مهر ۱۳۹۳
سپاس از لطفتون،
به شما و گروه محترم فرجام سفر طولانی طوبی خسته نباشید می‌گم و بی‌صبرانه منتظر کارهای آینده شما خواهم بود که امیدوارم به همین قوت (و یا بیشتر) باشه.
۱۴ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوشنبه هفتم مهر ماه
جلسه نقد و بررسی نمایش «فرجام سفر طولانی طوبی» برگزار می شود


جلسه نقد و بررسی نمایش « فرجام سفر طولانی طوبی» دوشنبه هفتم مهر ماه به همت کانون ملی منتقدان تئاتر ایران در تالار چهارسوی مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود.

به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، در ادامه¬ برنامه¬ دوشنبه¬ های نقد تئاتر، کانون ملی منتقدان تئاتر ایران دوشنبه هفتم مهر نشست نقد و بررسی نمایش «فرجام سفر طولانی طوبی» به نویسندگی علیرضا نادری و کارگردانی محسن حسن¬ زاده را برگزار می¬ کند.

کانون ملی منتقدان تئاتر ایران در نظر دارد تا در راستای گسترش کمی و کیفی نقد حضوری تئاتر کشور و با یک برنامه¬ ریزی منظم و دقیق، در قالب برنامه¬ «دوشنبه¬ های نقد تئاتر» هر هفته با حضور منتقدان عضو این کانون و عوامل اجرایی نمایش¬ ها به نقد و بررسی یکی از نمایش¬ های روی ... دیدن ادامه » صحنه بپردازد.

نشست نقد و بررسی نمایش «فرجام سفر طولانی طوبی» پس از اجرای این نمایش در تالار چهارسوی مجموعه¬ تئاترشهر و با حضور مهرداد رایانی مخصوص، مهدی یاورمنش و عرفان پهلوانی انجام خواهد شد.
manimoon و سامان حقیقت این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزنامه شرق. 1/7/93

چون متن اصلی ارسالی برای چاپ مورد تجاوز قرار گرفته متن اصلی اینجا در پی می آید:
فرجام سفر طولانی طوبا
تئاتر و جعل تئاتر!
فرجام با «چوب به دستها...» پیوند دارد. پس یاد ساعدی می‌افتم که در بیمارستان پاریس بستری است و هی بهانۀ طوبایش؛ فریده را می‌گیرد؛ دو سه روز مانده تا جهیدن به گورستان پرلاشز. لج کرده که پزشکش خواسته تا دردهایش را به فرانسه توضیح دهد. چون این دردها را نمی‌توان از جغرافیایشان جدا کرد. غلامحسین خودش پزشک است و این چیزها را می‌فهمد. به پزشک پاریسی بدوبیراه می‌گوید که چرا او به زبان مادری بیمارانش، و چرا به پارسی، سخن نمی‌گوید. بعد یاد جواد مجابی می‌افتم که شناختنامۀ ساعدی‌اش کم‌یاب شده. بعد نامۀ نادری به محسن را می‌خوانم. ساعدی جلوی چشمم سیاهی می‌رود وقتی بالای پشت‌بام در گونی زغال پنهان می‌شود؛ دو سه روز ... دیدن ادامه » پیش از جهیدن از سرزمین مادری. و صحنه رسیده به آنجا که مسیح دو تکه زغال می‌خواهد برای بزمش با صمد در پشت‌بام. آتراکسیون شد؛ یعنی پس از سال 32 صلاح بر آن شد تا بساط تئاتر به منوال گذشته برچیده شود. لاله‌زار پر از کاباره شود تا صدای تئاتر به گوش کسی نرسد و تئاتر جعل شد. جاعل تئاتر، جای کارگردان و دست‌اندرکار تئاتر نشست! دکور کشور، مثل دکور تماشاخانه‌ها به سرعت در حال تغییر بود و با اینحال تماشاگران بایست احساس در خانۀ خود بودن را از دست نمی‌دادند. جای عبدالحسین نوشین و صادق شباویز و نصرت کریمی بنا شده بود آفت و مهوش و کلاه‌مخملی‌ها سفرۀ تئاتر و سینما را به آبگوشت بیارایند. اتفاقن در همین بین سرکیسیان برآمد، رادی متولد شد و نمایشنامه‌های ساعدی و بیضایی به صحنه رفت.
تئاتر ققنوس است. یعنی در همان حال که در طبقۀ بالا می‌سوزد و مزقانچی‌ها و مطربها در کلیتی دروغین و شلخته تماشاگران را به مصرف پاپ‌کورن و تئاتر، توأمان، دعوت و اغوا می‌کنند در طبقۀ زیرین و در چهارسو چیز دیگری متولد می‌شود. بیست نفر که هر روز با می‌نی‌بوس از قم به چهارسو سرازیر می‌شوند بی‌آنکه مُدل باشند یا از دورهمی‌های مانکنی و معصومانۀ جلف جعلِ شکسپیر آمده باشند. آتراکسیون با "بزن بریم آمریکا" به لاله‌زار آمد؛ با حضور مه‌پیکران نیمه‌برهنه ترکیه‌ای برای مصرف فرودستان جنسی وطنی. وقتی یک تئاتر بتواند از لای شوره‌زارهای قم چنین بروید و برگ و بار دهد پس قوام و دوامش بیش از اینها خواهد بود. ادبیات و فرهنگ ریشۀ خودش را می‌زند چنانکه "سعادت لرزان مردان تیره‌روز" نیز با "روزگار سپری شده مردم سالخورده". چنانکه نادری علیه دروغ و جعل دروغ‌ می‌نویسد و ترنمی بر خشکسالی صحنه‌ها می‌وزد این گروه لاغراندام و بی بیلبورد، با ایمان و پرشور بر ستون‌های اصلی تئاترشهر یورش برده‌اند. در زمانه‌ای که هنرمندانش مدام در پی ساختارشکنی و ضدتئاتر و از سقف آویزان کردن بازیگر و چهارقفل کردن تماشاگر و کوزه تُرشی نواختن مرد ریش‌درازی با نام پرفرمنس هستند اجرای اثری با رعایت هنجارها و بافت ساختارمند، خودش آوانگارد محسوب می‌شود. برخلاف نمایشهایی که اغلب با مارک جشنواره، مسموم و غیرقابل تماشا می‌شوند باید اذعان داشت جشنواره تئاتر فجر، سال گذشته، با برگزیده شمردن این اثر، برای خودش آبرو کسب کرده و گویا در جهتی گام برداشته که خواسته اشتباهات پیشین را جبران کند.


لینک خبر : http://sharghdaily.ir/?News_Id=44391
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به بهانه اجرای نمایش «فرجام سفر طولانی طوبی»
نمایشی که نقطه ای ندارد!
محسن حسن زاده *

«فرجام سفر طولانی طوبی» نقطه ندارد. شب است در پی روز. شبی با چراغی زنبوری، ماهِ روی پشه بند افتاده، بوی کاه گل و صدای ناله دورِ سگ و گرازی گرسنه. روز است با آفتابِ بی سایه، زمینی تشنه که حرف نمی زند، مدام و فقط لَه لَه می زند. روز است تنها با گاهی عبور عابری، شی ای، حاملی که دور است و هیچ گاه نزدیک نمی شود!
«فرجام سفر طولانی طوبی» نقطه ندارد. آواست. شنیده می شود. هنوز شنیده می شود. من از غصه هرروزه مادرم آن را شنیدم. از سکوتِ مردانی کنج دیوار نشسته که فقط پاکت پاکت فروردین و 57 دود می کردند و همه در حال با گذشته زندگی می کردند. شاید از صبح تا غروب و اینها همه برای زمانی بود که بودند . 9 ماه تمام هم نبودند!

«فرجام سفر طولانی طوبی» نقطه ندارد. تصویر است. تصویر همان شب و ... دیدن ادامه » روز. همان آوا. شبِ مردانی که دنبال راهی بودند... هستند برای فراموشی! عیشی مرهم غم. و زنانی که به نغمه ای بند می شدند... می شوند به دارِ قالی. روزی است اما به هیأت جماعتی که دنبال می کنند جنازه ای را به نغمه ای که مدام گواه شان می دهد. آگاه شان می کند. در همان آفتاب بی سایه. من هم یا به دور از چشم مادرم یا بندِ به او با دستی به چادر قفل شده در شب های جمعه وادی الاسلام و قبرستانِ نو (نامی در برابر انبوهی گورستان کهنه) این تصاویر را فهمیدم!
«فرجام سفر طولانی طوبی» نقطه ندارد. برای من از شب شروع شد. شبی که تا صبح زندگانم را دیدم. مردگانم را با اشک روی سطرِ سطرِ کاغذ پیدا کردم. کاغذهایی که در ظاهر همان تکس بود، نمایشنامه، اما من زندگی را دیدم در آن. چیزی که در کمتر تکس های که ایرانی نام داشتند دیده بودم!... و بعدها که من و تویی نبود. مایی بودیم برای نشان دادن مردگان و زندگان مان. به روز دیدیم. سعی کردیم در همان آفتابِ بی سایه ببینیم که درست دیده باشیم. مبادا حالا که بعد از 20 سال قرار است ما جان بدهیم به زندگان و مردگان مان نقطه ای در آن ناگفته بماند.
قصه است این فرجام سفر زنی که من می گویم پایانی ندارد؟ قصه است این پایان زندگی این زن که من می گویم به نقطه نمی رسد؟ اگر قصه ام هم باشد که ما آن را به نام طوبی روایت کردیم و شما در پهنای همین سرزمین به نامی دیگر در آوایی مادرانه یا نقلی از موی سپیدی بارها شنیده اید که اگر قصه باشد تمامی ندارد. ظلمی در کنار ظالمی، ظالمی در مقابل مظلومی. قدرتی جا پای قدرتی. رفت قدرتی و ...
برای ما اما طوبی... قصه طوبی بهانه است. برای همین هم نقطه ندارد. من آن شب یا ما آن روز قسمتی از حقیقت مان را روی کاغذ دیدم. به همین خاطر هم برافروختیم. آرام شدیم. جنگیدم. فکر کردیم. به خودمان فکر کردیم. به واقعیت مان یا به حقیت مان . به آوایی، گویشی، لهجه ای که صبح به شب، شب به صبح با آن همدیگر را خطاب کرده ایم و خوانده ایم اما هیچگاه به بودنش. به شکلش. به نمکش و به نوع نگاهش به هستی فکر نکرده بودیم. فقط می دانستیم که این زبان ما آفتاب دیده و اعصاب ندارد!
ما راوی مردانی هستیم که هنوز هم آب ندارند و مدام تشنه گرما هستند ولی باد و باران هم خصم آنهایند زیرا که از سرزمین خشک شان فرار می کنند به جایی که کارشان می طلبد باد و بارانی نباشد و همان جا اسیر باد و بارانند. از زن هایی می گوییم که 9 ماه چشم به راه مردان شان می مانند و همان شب اول خسته می شنود از حضور آنها!
طوبا روای قسمتی از حقیقت ماست. حقیقتی که وجود دارد و به قصه گفته می شود تا بشنویدش، ببیندیش. حقیقتی در گوشه ای از این سرزمین که به جایی که ما نمایشش کرده ایم بسیار نزدیک است!
کاش می شد. کاش زمان بود. کاش این قدر فرصت برای ما بود که می دیدم روزی را که نویسنده اثرمان (برای من نادره ای به نام علیرضا) نوید آن را می دهد. کاش در همان روز هم، هنوز روی صحنه بودیم و «فرجام سفر طولانی طوبی» را روایت می کردیم، اما امروز همه ما ایمان داریم که حقیقتی از خودمان را روایت می کنیم. حقیقتی که خود ماییم، بی بهانه!
* کارگردان نمایش فرجام سفر طولانی طوبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
** فراخوان نقد تیوال + تخفیف ویژه 33% **

همه علاقه مندان عزیز از سوی گروه محترم این نمایش و تیوال دعوت هستند به تماشا و نوشتن نظر و نقد آن در برگه تیوال این نمایش. بر اساس نقد و نظر تماشاگران محترم گفتگوی ویژه ای از سوی تیم رادیو اینترنتی آوای تیوال با کارگردان محترم انجام خواهد شد.

همچنین برای تسهیل تماشای کاربران عزیز، نخستین اجرای دور تازه این نمایش، روز دوشنبه 31 شهریورماه با 33% تخفیف خریداری می شود:
http://www.tiwall.com/store/safartolani
درود بر شما
پوزش برای ابهام در نوشته گروه که همینک ویرایش شد. منظور نقد روی تیوال بوده است و نه حضوری.
۲۵ شهریور ۱۳۹۳

من اشتباهی سوال و پاک کردم در هر حال ممنونم از پاسخگویتان:)
۲۵ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدتی به تیوال برگشتم و داشتم مطالب رو مرور می کردم ... تعجب کردم در مورد نمایشی که من خیلی به اون علاقه داشتم در نوشته های آخر مطلب کمی دیدم... نمایشی که باعث شد من عضو تیوال بشم و نظر بدم.
صفحه نمایش رو باز کردم دیدم نظرات متنوعی وجود داره. سرچ کردم در اینترنت که آیا نقدی اصولی راجع به نمایش پیدا میشه که ظاهرن به دلیل مدت کمی که از نمایش گذشته هنوز نقد مبسوطی راجع به کار منعکس نشده بود مگر نقد آقایی به نام مجید موثقی که نگاه ایشون به این نمایش برای من جالب بود.
در ادامه نقد ایشون رو برای مطالعه می آورم با این افسوس که کاش من هم سواد و تخصص کافی داشتم تا تنها به یک اظهار نظر کوتاه بسنده نمی کردم و می توانسم به صورت اصولی تر دلایل خودم رو سوای از اینکه از فلان موضوع خوشم اومد یا نیومد یا فلان موضوع رو نفهمیدم، سوای از همه اینها با دلیل و برهان ادله ... دیدن ادامه » خودم را بیان می کردم!

نگاهی به نمایش فرجام سفر طولانی طوبا نوشته علیرضا نادری و کارگردانی‌ محسن حسن‌زاده
یک پدیده اجتماعی که در آن نفس می کشیم
نویسنده : مجید موثقی
تئاتر بازتاب جامعه‌ای است که در آن نفس می‌کشیم و زندگی می‌کنیم.اگر آلودگی هوا، نفس کشیدن و زندگی انسان را مختل کند، تنها با تحقیق و مشاهده درست درباره علل آن می‌توانیم از عامل آلاینده جلوگیری نماییم.به عنوان مثال با به روی صحنه بردن یک نمایش که دیدگاه انتقادی نسبت به آلودگی دارد، مخاطب نسبت به این معضل جامعه به طور ناخودآگاه و غیرارادی حساس می‌شود و در این چارچوب نمایش با تلنگرزدن همزمان به اجتماع و سیاست، بیننده را بیدارمی‌کند و «تئاتر اجتماعی» شکل می‌گیرد. درواقع هنرمندان تئاتر نیز در سرنوشت مردم و جامعه ای که در آن قرار دارند سهیم می‌شوند. نمایشنامه «در انتظار لفتی» نوشته «کلیفورد اودتس» از لحاظ اجتماعی‌عامل یک دیدگاه انتقادی از بحران اقتصادی آمریکا در سال 1934 بود .نمایش اعتصاب تاکسی داران نیویورکی را نشان می‌دهد که رهبر آنها به خاطر گرفتن حقوق از دست رفته آنها، کشته می‌شود و مردم زمانی که این اجرا را تماشا می‌کنند، متاثر از این واقعیت همزمان، دیگر نمایش را فراموش می‌کنند و همراه با آنها در اعتصاب شرکت می‌کنند. البته سعی در درک «تئاتر اجتماعی» به معنای تفکیک این تئاتر از نوع‌های دیگر آن نیست، تئاتر اصولا یک پدیده اجتماعی است که علت حضور و تاثیرش تا به امروز در بیان دردهای جامعه بوده است. در نمایشنامه نویسی «علیرضا نادری» با نوشتن نمایشنامه‌های «پچپچه‌های پشت خط نبرد» و نیز «سعادت لرزان مردم تیره روز» در اوایل دهه هفتاد به یک نویسنده خلاق و کاربلدی تبدیل شد که به مسائل و معضلات اجتماعی جنگ در جامعه بی‌تفاوت نبود. توجه و تیزبینی او به قشر بی‌دفاع زاغه نشین که دور از اجتماع خشمگین شهری در حال نابودی هستند، توانست یک چراغ خطر در برابر نظام مدنیت قرار دهد. تلاش او در زمینه‌های متفاوت حتی در نشان دادن تنش‌ها و مشکلات زنان زواردر نمایش «کوکوی کبوتران حرم» بی‌نظیر و چشمگیر است. او حالا تبدیل به وزنه سنگینی در نمایشنامه‌نویسی و کارگردانی تئاتر اجتماعی ایران شده است. هر ساله خیل بی شماری از جشنواره‌ها،دانشجویان، کارگردانان، نویسندگان، و منتقدین درگیر با نمایشنامه‌های او در سراسر کشور می‌شوند. یکی از نمایشنامه‌های او که در اویل دهه هفتاد نوشته شده بود «فرجام سفر طولانی طوبی» نام دارد که هیچ گاه انتشار و چاپ نشد و برای اولین در سی و دومین جشنواره بین‌المللی فجر به کارگردانی «سید‌محسن حسن‌زاده» به روی صحنه رفت. در تحلیل متن این نمایش ما با اثری مواجه می‌شویم که دیدگاهی قوم نگار و مردم شناسانه دارد. گونه‌ای از یک نمایش ایرانی است که از غالب سنتی نمایش‌های رایج بیرون آمده و از یک دیدگاه تفکری مدرن در یکی از شهرهای مرزی و کویری ایران برخوردار است. نادری در این نمایشنامه به جای نشان دادن هپنینگ‌های خوش تئاتری از عنصر تفکر و اندیشه بهره گرفته است و با توجه و برجسته نمودن انسان‌های که در نقاط مختلف شرایط محیطی و جغرافیایی این کشور تک افتاده‌اند و از تجدد و روشنفکر نمایی نیز بهره مند نیستند، نمایش مربوط به سال‌های نزدیک به انقلاب است و بررسی معضلات زندگی روستایی تنش و برابر قرار گرفتن نیرویی خیر‌و‌شر در برابر هم و استقلال زنی به نام طوبی در برابر اربابی که مردم روستا و حتی نظامیان را به برد‌گی گرفته است و در پایان عشق ناکام چوپان و طوبی منجر به خون ریختن می‌شود. نادری یک جهان نمایشی بکر و پراز انتقاد را در برابر نظام شهری ترسیم کرده است. این نمایش مملو از شخصیت‌های باور پذیر، زنده و پویایی هست که ریشه در زندگی و واقعیت‌های جامعه روستایی دارد. نمایشنامه‌نویس در برابر نظام روشنفکری آیینه‌ای تمام قد قرار می‌دهد تا واقعیت‌های جامعه را فقط در یک دنیای ایده‌ال مشاهده نکند بلکه واقعیت را می‌توان در یک روستای کویری نیز جستجو کرد که یک انسان از داشتن یک قرص نان نیز محروم است و این همان واقعگرایی و مشاهده درست او به جامعه ای است که در آن زندگی می‌کند و نفس می‌کشد. «فرجام سفر طولانی طوبی» با درخشش بازیگران تئاتر قم که همگی در ایفای نقش‌ها یشان سربلند در آمده‌اند، تبدیل به یک نمایش یکدست و هماهنگ شده است که با فرمی‌که در کار توسط کارگردان اعمال شده است، قوام پیدا می‌کند او ظرفیت مخاطب ایرانی را شناخته و محتوا و زیر متن نمایشنامه را به نحو قابل قبولی توسط میزانسن‌های خلاق که با چاشنی طنز نیز همراه است به بیننده ابلاغ می‌کند. فقط یکی از مشکلات کار بیش‌از حد طنازی بازیگران برای خنداندن تماشاچی هست که تصور می‌رود هدف نویسنده این کار تنها بر روی این عوامل متمرکر نبوده است. یکی از نکات برجسته متن تحقیق درست نادری از شناخت این قوم و انتخاب درست دیالوگ‌ها برای هر شخصیت می‌باشد. بازیگران هنگامی‌که حرف می‌زنند حملات را تنها بیان نمی‌کنند بلکه به طور موثری آنها را اجرا می‌کنند و این باعث بوجود آمدن ریتم مناسب، زنده و پویایی در کار شده است. دیالوگ‌ها بسیار شمرده و درست روی زبان آنها می‌چرخد و مشخص است که تمرینات مستمر و منظمی‌در جهت این آمادگی و بوجود آمدن لحن‌های متفاوت برای شخصیت‌های متفاوت نمایشی صورت گرفته است. صحنه نیز یک فضای گرد است که در مرکز آن قرار دارد و بهانه‌ای برای ورود و خروج شخصیت‌های نمایش و رسیدن به شرایط محیطی مختلف در کار می‌شود. حتی در قسمتی از نمایش که طوبی می‌میرد از همان در به عنوان تابوت در صحنه استفاده می‌شود. مشخص است که کارگردان با سازماندهی و انتخاب درست بازیگران و سایر عناصر نمایش چون گریم و لباس توانسته است به یک اجرای دلنشین دست یابد.موسیقی هم در کار حضور زنده ای دارد و ما می‌بینیم که از ویولن و نی توسط شخصی نظامی‌کار نواخته می‌شود جذابیت تئاتر اجتماعی- سیاسی «آگوستو دوبوآل» کارگردان برزیلی در اعتراض به فقر نیست بلکه مبارزه علمی‌با فقر است.
سلام و عرض ادب به همه دوستان عضو تیوال...

مدتی بود که قصد کرده بودم جملاتی را از سر برقراری یک دیالوگ دوستانه (که آگاهم همه شما اهل منطق و گفت و گو در چنین فضایی هستید)با شما در میان بگذارم اما قبل از شکل گیری چنین فضایی، علاقه دارم صحبت های من در برنامه مجله تئاتر را بشنوید و ببینید که امروز ساعت 15:30 از شبکه چهار بازپخش می شود شاید همین صحبت ها زمینه مناسبی را برای برقراری چنین فضایی فراهم کرد.. برقرار باشید و یا حق...
دوستان هم اکنون شروع شد :)
۲۲ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد و بررسی نمایش "فرجام سفر طولانی طوبی" در برنامه زنده تلویزیونی "مجله تئاتر"، امشب ساعت 10/45 از شبکه 4 سیما با حضور محسن حسن‌زاده کارگردان این نمایش.
زهرا شمال این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت نادری به بهانه اجرای «فرجام سفر طولانی طوبی»
روزی به این گذشته افتخار خواهید کرد/ می‌ایستیم به افتخار شما
علیرضا نادری نویسنده نمایشنامه «فرجام سفر طولانی طوبا»، که بعد از 14 سال از زمان نگارش به تازگی بر صحنه سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر به اجرا رسیده، طی یادداشتی همت و تلاش محسن حسن‌زاده کارگردان اثر و گروه‌اش را در به فرجام رسیدن این نمایشنامه، ستوده است.
به گزارش خبرنگار مهر، نادری در این یادداشت خطاب به حسن زاده می نویسد:
«طوبا» تو با که ای؟!
نامه ای به محسن حسن زاده‌ی عزیز، همت، استعداد و گروه با روحش که با طوبا به تئاترشهر فرجام دیدند.
...
محسن، روزگاری - همان سالها - در هنرهای زیبا «فرجام سفر طولانی طوبا» را به چند دوست و رفیق دادم که بخوانند. روی صفحه اولش با جمله‌ای از مسیح -درود خدا بر او - درباره مرگ، گناه و فراگیری مرگ آغاز می‌شد که دوست داشتم و دارم که حتمن روی پوستر و بروشور دیده شود. اغلب انگار «تورانی» دیدند، «ایرانی»وار، نگاه عاقل اندر (نه عاقل تر) سفیه انداخته و دیدم طوبا به کتشان نمی‌رود. آنها «طورِ» پینتر، یونسکو و بکت را چنان غلط فهمیده بودند که بماند برای بعد. من آن سالها یک دستاویز مهم (و نه فقط همین یکی) را داشتم از نویسنده‌ای ایرانی که می‌گفت نویسنده باید برای نوشتن از پشت میزش منتقل بشود، جابجا بشود، «پا» بشود!

رفتن به «گِمبا» و یا «کِن-با» برای فهم مسیری که به غلط آمده ایم، ضروری است...

محسن، برای من که هیچ وقت «هی جان» حرفه ای‌ها را نخواسته و نشنیده‌ام و همواره افتخارم آماتور -دانشجویی- بودن بوده و هست، طوبا یک حرفِ اول از یک دانشجو به یک دانشجوی دیگر است و کاملن آماتور اما «طور» ی دیگر.

هرگز اول و آخر را شروع و پایان ندان اما بدان قرن هر آدمی از وقتی آمده آغاز و وقتی از این گهواره به گور می‌رود پایان می‌یابد. من همیشه آموخته‌ام نه با دو زانوی لرزان در محضر استادانی که اغلب نه ایستاده بل از این کلاس به آن کلاس می‌دوند در هر جا -جامعه ای- که در آن مجال نفس کشیدن داشتم بر یک پا ایستاده، تماشا کنم. «رو - س تا - یش» کن روستاهایمان را به گذشته، حال و آینده، از آغاز قرن خودت که دیده‌ای، چه دیده‌‌ای؟ «گذشته - حال - آینده».

من ... دیدن ادامه » مادربزرگی که با مارِ چنبره‌زده روی کیسه آردش سخن می‌گفت. مادروار، مهرمیتراوار، کدخدای ناخوانده روستایی صد مرده بود و نه صد مردِ مرده، همه زنده و سرحال و قبراق اما در مهاجرت برای کار و آنها که مانده یا درمانده یا تک و یا تّکه اما اخته. مهاجرت مردان برای کار یا جاب «عجب کار» که فقط جیب را پر کنند از مشتی سکه و اسکناس که اگر نشد تیله و پشکل و سرگین که پیشِ برنده‌ها سرافکنده نباشند. زنان و دخترانی، ماه و قمر یا در عقرب یا به نیش اَقربا مدهوش و مسموم، پشت دار قالی با انگشتانی که به تخم چشمانی دوخته به دور فرو کرده و کور می‌شدند و امید که حالاها اینطور نباشد.

«س- تایش» کن روستاهایمان را به نهال، حال و آینده. چه می بینی؟ نهالها تنومند شده اند؟ درخت‌ها سایه ساران گسترده‌اند اکنون؟ روستاهای زیبا، زیباتر شده اند؟ ماهی های چشمه های قنات ها اکنون آمده و این قنات ها رگ و رگه های ناپیدای هستی ایرانی (حالا که آینده ماضی هاست) آب را به رو آورده‌اند؟ بالا آورده‌اند؟

«س - تایش» کن روستاهایمان را به تولد، جوانی و میانسالی. اکنون روستاهای این سرزمین نو شده‌اند؟ تازه شده‌اند؟ نویسنده باید از پشت میزها جابجا بشود. پا بشود.

نادر برهانی مهربان وقتی متن را گرفت سبک و سنگین اش نکرد. یکسره بردش برای برپا کردن اما نادر «طورکی» خوانده بود و باید برایش روشن شدنی شود «طور»کی خودش کلید است و این لهجه قمی بود که قلف است و هنوز که هنوز است قلف است و در «طور» نادر و بقیه آتاراپاتکان‌ها هم قفل و هم کلید چیزهای دیگرگونه‌اند و شاید نه «آنتی گونه»

امیر مکاری هم تکلیفش با خود و «طور»ش نامعلوم بود. میفهمم «نمی‌توانست نفهمد»، آدمی از بیهق که بی حق و حقیقت نمی‌تواند باشد. مگر اگر و مگر کند که او با من بد نبود. طوبا کار او و دانشجویان امیرکبیر نبود.

عباس اقسامی خوب فهمیده بود و من هم به او امید بسته بودم اما دستش کوتاه بود و خلاصه سرو کله تو پیدا شد، گفتم: طوبا به فرجام می‌رسد. مطمئن بود که تو هم می‌فهمی و هم میتوانی و هم آماتوری، همانطور که من آماتور بوده و هستم. دو سال زحمت تو و گروه درجه یکت را قدر می‌دانم و اگر بدانیم و بفهمیم باید برای رفتن به «طور» اول باید «جور» کرد. لهجه یک «جور» است و هم «ور» دارد. با این «ور» می‌شود جمع کرد. «جمع کردن» و چه خوب که ناگهان یک روز نویسنده‌های جوان راه گفتند و اول جور خودشان را پیدا کنند.

«تورک ها»، «کردها» ابتدا افسانه های مادرانشان را نخست در «ور» خود رو کنند و دو زانو در محضر جاجامعه ای که دارد نابود می‌شود بپرسند. بسیاری از این پیرمردان و پیرزنان مثل درخت ها کهن گنده شده و در شهرهایی که نو شده اند دارند می‌پوسند اما ساعتی در محضرشان بنشینید، می‌آسایید.

محسن، دانستن و فهم مشارکت در معرفت کل است. لهجه های ما «جور» و به این «جور»‌ها «س تم» شده است. «جُور» شده است. به مادران ما، به فولکلورها، به روستاها - طوبا...

باز می گردیم به اول، به اول قرن خود، هر کس شروع قرن خود را بجورد اما «طور»ی که در معرفت کل را بجوید. دیگران حرفه با صرفه‌ای دارند. ما از آنها می‌گذریم. او که می‌رود، می‌گوید و می‌رود. آنان که مانده‌اند در حرفه خویش، می‌گویند و می‌گویند. و باز می‌گویند به هم و وای بر وقت و وقتی که می‌گندد.

امیدوارم کوشش دو ساله تو گروهت را بتوانم نشسته ببینم. می‌ایستم به احترام شما و گروهتان و امیدوارم هر نمایشی را و هر یک از خود را «س- تایش» کنیم. گذشته، حال و آینده. تو و گروهت روزی به این گذشته افتخار خواهید کرد چون از اول آغاز کرده‌اید.»
http://mehrnews.com/detail/News/2364305
فرجام طوبی


اگر گونه ادبی نمایش " فرجام سفر طولانی طوبی" را تراژدی قلمداد کنیم، آیا احساس و عواطف تماشاگر در انتهای اجرا با مشخص شدن سرنوست قهرمان نمایش درگیر تمامی ابعاد یک اثر تراژیک یعنی هراس آوری، ستایشگری، ترحم و تالم انگیزی خواهد شد؟ شخصیت پردازی طوبی در نمایشنامه اگرچه مدام در موقعیت های تقابل با تضادها و تعصبات اجتماعی خود قرار میگیرد، ولی هیچگاه قهرمانی یگانه نمیشود و این شاید بر میگردد به تقدیر وی که حتی نگون بختی اش پیام آور دانایی نیست. فرجام او حتی با از سر راه برداشتن موانع باعت تعالی او نمیشود. نمایشنامه با توجه به پردازش شرایط زندگی در یک جغرافیائی خاص نوآور میباشد ولی برای اوائل دهه هفتاد و قصه نمایش حتی در نقطه اوج و گره گشایش ( مرگ ) نه اوج میگیرد و نه میتواند با حربه غافلگیری، مجذوب و متاثر کننده باشد. کارگردان توانسته ... دیدن ادامه » است بن اندیشه نمایشنامه را به تماشاگر انتقال دهد ولی با ضرباهنگ کند.
کارکتر طوبی با ایفای نقش زکیه بهبهانی شاید به دلیل عدم ارتباط صحیح وی با موضوع و شخصیت نمایش در هر بار پا به صحنه گذاشتنش چه به صورت رئالیستی و چه به صورت نمادین، متعالی و پربار نمیشود. برعکس میتوان به بازی انرژیک الهام سادات رسولی در نقش سکینه اشاره داشت که بسیار پرانرژیک ظاهر میگردد و تماشاگر از دیدن بازیگری مغناطیس گونه او محظوظ میشود. اما نکته عطف نمایشنامه که اجرا میخواهد به آن ببالد، شناساندن و معرفی فرهنگ اهالی یک روستا با استفاده از لهجه آن منطقه است که لحظاتی ممکن است نقطه ضعف و انحطاط نمایش شود. بیان های تمامی بازیگران نقش روستایی در ادای لحن و لهجه و حتی در زمان های مختلف یکدست نمیباشد. بعضی از کارکترها در لحظاتی صدایشان کنترل شده نیست و بعضی دیگر رسا. تماشاگر تمامی سعی خود را میکند که سختی دیالوگ های لهجه نزدیک قمی بازیگران را بشنود و بفهمد، ولی به دلیل عدم شمردگی و وضوح در بیان بازیگران از اجرا عقب می افتد و بعضی از جملات به دلیل همین نقصیه درک نمیشود.
فضا و اتمسفر روستایی نور ملایم میطلبد که این موضوع بیش از اندازه در اجرا رعایت شده است و تابش این نور عمومی مدام تماشاگر را در حالت دیدن کلیت صحنه هایی مینماید که باعث از دست رفتن غنای تصویری طراحی صحنه و میزانسن های یکنواخت شده است. میشد که دقایقی از نمایش را با به کار بستن نور موضعی و نه نور رنگی ( صحنه مستی ارباب، صحنه نماز خواندن عباس و ... ) از حالت تداعی گری به حالت تاکید بخشی مبدل کرد و کاش به جای استفاده چند باره از حجاب چادر مشکی زنان آبادی برای خلق میزانس های مختلف که به تکرار می افتد و زیبایی بصری خود را از دست میدهد از طراحی نور کمک گرفته میشد. قاب تصویری ارائه شده در زمان تشییع جنازه که با حرکت آهسته بازیگران و به نوعی اسلو موشن همراه است، ارائه گر تابلو نقاشی های بینظری در ترسیم سوگواری است.
میتوان یک ایراد از دریافت کننده دیپلم افتخار و تندیس طراحی صحنه سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر گرفت و آن جبر دکوری است که بواسطه آن باعث عدم در نظر گرفتن مساله اشراف تماشاگر بر وقایع رخداده بخش جلویی صحنه یا همان آوانسن ( به عنوان مثال مکالمه طوبی با دایی های خود ) میشود، که در طول اجرا برای تماشاگران ردیف های چهار به بعد سالن چهارسو دیدن و شنیدن آنچه برای صحنه میگذرد با اشکال و زحمت همراه میباشد. استفاده استعاره گونه از درپوش مستطیلی شکل، هم به عنوان درب خانه کارکتر نابینای نمایش و هم به عنوان سنگ قبر بسیار پرمفهوم و زیباشناسانه جلوه میکند. زن چراغ خانه است!
خسته نباشید به گروه محترم و زحمتشان در به جان خریدن ریسک یک نمایشنامه محدود به دوره و بومیت خاص.
" چه عاقل زنی هست طوبی، که زندگی اش رو توی یک لال فرو کرد."

به نظر من این عنوان برای نمایش بهتر بود:

"سفر طولانی نافرجام طوبی"
۱۵ شهریور ۱۳۹۳
خواهش میکنم آقای آریو ، همچنین بنده ممنونم از همراهی شما:)

به نظر من متاسفانه شخصیت طوبی توانمند در ارائه ی معنای متن نبود!
۱۶ شهریور ۱۳۹۳
سپاس از شما :)
۱۷ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید






یادداشتی بر نمایش« فرجام سفر طولانی طوبی» نوشته « علیرضا نادری» و کارگردانی« محسن حسن زاده »
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=108





برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر یک نمایشنامه میتونه داغوووون و تاریخ مصرف گذشته و بی محتوا بااااشه..!!!! واقعن اگر این نمایشنامه کاندید شده من از الان ادعا میکنم میتونم به جای داوران جشنواره فجر بشینم و خیلی بهتر درباره نمایش ها نظر بدم..
اقا دوره خان و خانی گذشت هنوز ما تو گیر دوره خان ها هستیم .. توهین به فرهنگ و شعور مردم ساده اهل دهات ها و شهر های کوچیک..!!! جالب که در یک جای نمایش سر سفره داره نام میبره کیا سر سفره اش نشستن.. از دزد تا متجاوز همه سر سفره شام نشستن و سالم ترین ادم اونجا فقط یک نفر اونم عاشقه شکست خورده...!!!! اقا نویسنده محترم شما که ادعای فرهنگ دارید چرا به زنان توهین میکنین؟؟ دیالوگ جمع کلاغ ها که درباره زنان چادری که در مراسم روضه شرکت کردن یعنی چی؟؟؟ این همه دری وری که تو نمایش رد و بدل میشه یعنی چی؟؟؟!!! واقعن فرهنگ ادم های شهرستانی اینطوریه؟؟ زناشونو با فحش ... دیدن ادامه » صدا میزنن؟؟؟ این لحجه که از اول نمایش تا اخر کلی عوض میشه چیه؟؟؟ اول نمایش کلی به خودم فشار میاوردم که ای خدا چرا این حرفاشونو نمی فهمم چرا اینقدر غلیظ حرف میزنن بعد کم کم لحجه در بعضی بازیگرا از بین میره یا بعضی ها اصلن لهجه ندارن که اخه میشه مگه یه سری لهجه داشته باشن یه سری نداشته باشن..!!! اخر این 2 مرد که نشون میدید کی به کیه؟؟!! چرا اون اگه اشتباه نکنم داداش خان یک شب فقط شوهر طوبا بوده؟؟معنی اینکه پلیس شهر از اول تا اخر تنها کارش نواختن چیه؟؟!!!
چرا ریتم داستان اینقدر کند و کند و کندتر میشه و هیچ اوج و فرودی نداره!!! چطوریه که من تو صحنه اگر اشتباه نکنم طوبا رو مست میبینم و دختری که دیر میاد خونهو... چطور که روح طوبا رو اینقدر پس خوب میبینیم یا در اصل پاک .. وقتی هنوز نمرده روح طوبا تو خونه پدر چطور دیده میشه؟؟البته که روح نمیتونه برای کسی اب بریزه تا وضو بگیره .. در ضمن از مواردی که در وضو گرفتن باید رعایت بشه اینکه کسی نباید برات اب بریزه تا وضو بگیری و اینطوری وضو باطله و باید خودت اب رو حالا به هر روشی بریزی رو دستت و وضو بگیری..!!!
یا وقتی به دیدن زن دایی اش میره من تو اون قسمت همه اش داشتم میگفتم الان که زن بفهمه خواب بوده و داشته روح طوبا رو میدیده اما اینطور نمیشه طوبا میاد حرف میزنه و میره بعدم زن دایی خیلی ساد نگاه میکنه بعدم که رفت بساطشو جمع میکنه و میره..!!! زن جونی تو دهات به خاطر یه اتفاقی خیلی ساده میره از شوهرش طلاق میگیره اونم تو دوره ای که هنوز خان و خان زاده گی هست واقعن چقدر احتمال یه همچین اتفاقی رو میتونین بدین؟؟؟؟ اخر من نفهمیدم پول که باهاش اوون هم زمیین خریده بود مادر طوبا از کجا اورده بود..!!انقدر اخر نمایش سریع پیش میره که کلن تمام نمایش رو برات یه سوال میکنه .. الان اخرش چی شد..؟؟ تصویری که از زنان این جامعه میبینم چیه؟؟ زنان ضعیف و ذلیل و دنبال حرف دیگران و ... این دختر چطور حاضر شده برای دزدی تنها شب به خانه ارباب بره؟؟
متن به شدت کسل کننده این نمایش یه طرف تماشاچی بی فرهنگ و دارای شعور پایین یه طرف..!! نمایش شروع شده طرف داره حرف میزنه یکی تیکه میندازه یکی بلند میخنده.. یکی وسط اجرا داد میزنه یکم بلندتر حرف بزن صدات نمیاد..!!! یکی داره با تلفنش حرف میزنه..یکی عکس میندازه یکی اس ام اس چک میکنه و....
اخ چقدر این فامیل دوووور جملات عمیقی داره و با یک جمله همه چیز رو کامل به طرفش انتقال میده .."من دیگه حرفی ندارم..." عاشق این جمله فامیل دورم که خودش یه دنیاس...
چند بازی خوب که به نظرم امد بازی خان و مادر طوبی و پدر طوبا بود و طراحی صحنه خوب
اینقد همه تعریف کردن فکر کردم فقط منم که از این نمایش بدم اومده
۱۲ شهریور ۱۳۹۳
خانم نیاکان ممنون که وقت گذاشتین و نظر منو خوندین . اون حرفم با همیاری بود که متاسفانه به این صفحه دقت نکرده بود و تازه امروز متوجه شدن و نظرم رو تو قسمت برجسته گذاشتن و به خاطر دیر متوجه شدن عذرخواهی کردن. اما درباره داغون من اقای نادری رو نمی شناسم و کلن ... دیدن ادامه » اولین متنی هست که ازشون دیدم و به نظرم داغون بود چون نقطه ضعف های زیادی داشت و به خیلی ها توهین کرده بود و به علت هایی که توضیح دادم و لازم به دوباره گویی نیست. این متن اینقدر به زندگی مردمان عادی روستاها سیاه نگاه کرده بود و در بعضی مواقع توهین که اولین لغتی که اون روز به ذهنم رسید این بود شاید اگه الان بنویسم لغت لطیف تری انتخاب کنم اما حال من بعد دیدن این نمایش اینقدر بد بود که این لغت برای تعریف نمایشی که دیدم به زبانم امد.
یک نکته ای هم ذکر کنم من کسی نیستم که نقد بنویسه یا نظر تخصصی بده . اصلن منظورم از اینکه چرا تو برجسته قرار نگرفته به خاطر مهم بودن حرف هایی که زدم نبود. بیشتر از این ناراحت بودم که چرا با اینکه چند نظر منفی از جمله نظر خودم گفته شده تا امروز هیچکدوم در قسمت برجسته قرار نگرفته بود و فقط اعتراضم به این دلیل بود.
۱۵ شهریور ۱۳۹۳
من این کارو ندیدم و صحبتم کلی هست...اگه تو یه نمایش یا فیلم یا کتاب به زنان یا مردان یا گروههای خاصی از مردم از زبون بعضی از کاراکترها بی احترامی صورت بگیره بیانگر دیدگاه کارگردان یا نویسنده راجع به اون افراد نیست و معمولا مربوط به الزامات قصه یا ویژگیهای ... دیدن ادامه » شخصیت های داستانه بر فرض اگه نمایش یا فیلمی قرار باشه بطور واقع گرایانه داستان جوونای امروز مثلا کشورمون رو بیان کنه،کاراکترهاش قطعا باید به روش توهین آمیزی به زنان اشاره کنن،بد دهن و بی فکر و دزدصفت و تنبل و... باشن و اگه قهرمان داستان با صفات زشتی زنان رو خطاب قرار نده اونوقت اون نمایش دیگه نه واقع گراست و نه صادق و فقط داره مثل بعضی از سریالای سیما حقیقت رو از مسیر مطلوب عبور میده..پس نویسنده و کارگردان حتی ممکنه فیمینیست افراطی هم باشن و مضمون کلی نمایش بطور غیر آشکار البته رفتار و گفتار قهرمانان خودش رو نقض و تقبیح کنه اما در زبان قهرمانانشون دست نمیبرن...مثال جهانیش که فراووونه در روزهایی که هالیوود شدیدا و بیش از حد لازم نظرات فعالان زنان رو منعکس میکنه(و نتیجش این شده که از بعضی لحاظ با فیلمای دهه نود قابل قیاس نیست و خود سانسوری صورت میگیره) اما در خیلی از فیلمها ، تقریبا همشون! واژه هایی بکار میره که شدیدا جنسیتی و توهین آمیز هست اما تحمل میشه چون براشون پیام کلی و تاثیر دراز مدتی که بر ذهن مخاطب میزاره براشون مهم هست
۱۵ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه،طراحی صحنه و بازی ها خیلی خوب بودند.
کلا کار کم نقصی بود. جزئیات هم خیلی خوب اجرا شده بود. با توجه به این که داستان در زمان گذشته و در یک مکان خاص که شاید در حال حاضر واسه کمتر کسی ملموس باشه میگذشت، به خوبی شخصیت ها پیاده سازی شده بود؛ به عنوان مثال لهجه قمی بازیگرا که خیلی خوب تمرین و اجرا شده بود.
ممکنه محتوای نمایش و شخصیت ها برای خیلی ها به خصوص نسل جدید جذاب نباشه ولی کار قوی ای بود. دیدنش توصیه میشه.
نظر شما دقیق و جالب توجه است ولی با بخش آخر صبحتتون مخالفم چون فکر می کنم برای من به عنوان یک دهه هفتادی خیلی جذاب و گیرا بود... مخصوصن شخصیت ها...
۱۱ شهریور ۱۳۹۳
علیرضا نادری نمی نویسد ،جادو میکند.
ا
۱۱ شهریور ۱۳۹۳
من خودم هم از نسل جدید هستم و برایم جذاب بود. گفتم "ممکنه" جذاب نباشه به این دلیل که ذائقه ها کمی عوض شده.ارزش کار به قوت خودش باقیه.
۱۱ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تالار چهارسو میزبان نمایش موفق جشنواره فجر می‌شود / آغاز اجرای عمومی ˝فرجام سفر طولانی طوبا˝


نمایش ˝فرجام سفر طولانی طوبا˝ به عنوان یکی از موفق‌ترین آثار اجرا شده در سی‌ و دومین جشنواره تئاتر فجر از 9 شهریورماه در تالار چهارسو مجموعه تئاتر به مدت یک ماه روی صحنه می‌رود.
سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش "فرجام سفر طولانی طوبا" کاری از گروه تئاتر ایده نوشته علیرضا نادری با کارگردانی محسن حسن‌زاده پس از موفقیت در سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فجر و دریافت دیپلم افتخار و تندیس کارگردانی، دریافت دیپلم افتخار و تندیس طراحی صحنه، دریافت لوح تقدیر نمایشنامه‌نویسی، دریافت لوح تقدیر بازیگری مرد (برای مجید امیری) و کاندیدای بازیگری زن، از 9 شهریور اجرا عمومی خود را در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر آغاز می‌کند.
حسن‌زاده که با اجرای نمایش ... دیدن ادامه » ˝فرجام سفر طولانی طوبا˝ در بخش چشم انداز تئاتر ایران سی‌ودومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، یکی از پر بازیگرترین آثار این دوره را روی صحنه ‌برده بود، در گفت‌گو با هنرآنلاین و در پاسخ به این سوال که آیا اجرای عمومی کار نسبت به اجرای جشنواره ای آن تغییرات عمده‌ای داشته یا نه، گفت: بجز اینکه از نظر زمانی مقداری کار کوتاه‌تر شده و یکی از بازیگران اصلی ما نیز به دلیل همز‌مان شدن با یک نمایش دیگر نتوانست ما را در اجرای عمومی همراهی کند، تغییر عمده‌ای در کار ایجاد نکردیم. چرا که با تمرینات فشرده‌ای که در زمان جشنواره داشتیم سعی کردیم کار به نحوی آماده کنیم که کیفیت مطلوب را داشته باشد، چون همانطور که می‌دانید این نمایشنامه به دلیل ویژگی‌های خاصی که دارد از جمله اتکا به یک لهجه و آوای بومی که مربوط به روستاهای اطراف قم است، این متن را با بچه‌های حرفه‌ای تئاتر قم کار کردم. در واقع با توجه من به ریتم و ضرباهنگ ایده‌آل در طول اجرای یک نمایش اعتقاد زیادی دارم در این اجرا فقط سعی کردیم در این زمینه بیشتر تمرکز کنیم تا در اجرای عمومی به ریتم خاص خود اثر برسانیم.
این کارگردان تئاتر در ادامه با اشاره به وجود نشانه‌ها و شاخصه‌هایی که از آن با عناوین نمایش‌های ملی یاد می‌شود، درباره ویژگی‌های نمایشنامه "فرجام سفر طولانی طوبا" اظهار داشت: فضای متن از نظر پرداختن به جغرافیای محیطی و شکل ارتباطی آنها با یکدیگر به گونه‌ای است که شاید تا به حال هیچ نمایشنامه‌نویسی به آن نگاه نکرده باشد.
او با بیان اینکه شناساندن یک فرهنگ، شناساندن یک نوع ارتباط و حتی شناساندن یک نوه گویش و لهجه در این نمایشنامه بسیار حائز اهمیت است و می‌توانم بگویم که این کار ما را به فضاهایی از جنس فضاهای غلامحسین ساعدی نزدیک می‌کند، درباه خط داستانی این نمایش گفت: نمایشنامه " فرجام سفر طولانی طوبا" درباره اهالی یکی از روستاهای شهری کویری است که روابط آدم‌های این روستا در بستر عشق نافرجام چوپان ارباب ده به زنی با نام طوبا مورد توجه قرار می‌گیرد.
حسن‌زاده که پیش از این نمایشنامه "فرجام سفر طولانی طوبا" را در پانزدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی نیز نمایشنامه‌خوانی کرده، درباره نحوه انتخاب بازیگران این اثر و تمرینات این نمایش توضیح داد: با توجه شرایط ویژه متن و فضای حاکم آن می‌دانستم که تمرینات این اثر در تهران به نتیجه نمی‌رسد، به همین دلیل تصمیم گرفتم که تمرینات این کار را که از حدود دو ماه پیش آغاز کردیم در قم و بازیگران تئاتر این شهر انجام بدهم و به نظرم بازیگرانی که در این نمایش حضور دارند بهترین انتخابی بود که می‌توانستم انجام بدهم.
او همچنین درباره شیوه اجرایی این اثر با بیان اینکه؛ ارتباط بین شخصیت‌ها در متن کاملا ناتورالیستی است، توضیح داد: در شیوه اجرایی این اثر سعی کردم به شیوه‌ای که متن در اجرا به من دیکته می‌کرد تکیه کنم و از سویی دیگر نیز در این راستا قدم برداشتم که بتوانم فضایی را برای قابلیت طراحی و خلاقیت برای خودم بوجود بیاورم. ضمن اینکه جریان سیال ذهن موجود در اثر به من کمک کرد تا نگاه وسیع‌تری نسبت به آن چیزی که متن به من القا می‌کند پیدا کنم.
در نمایش "فرجام سفر طولانی طوبا" محسن آقا حسنی،‌ زینب آهنگ، حسن اردستانی،‌ زکیه بهبهانی،‌ محمد جواد پیروزی،‌ مهدی جوانمرد،‌ مصطفی چالوک،‌ سید محسن حسن زاده،‌ فائزه حسینی،‌ الهام سادات رسولی، احمد سلیمانی،‌ زینب طاهری،‌ محمد کربلایی،‌ سید حمید لاجوردی،‌ صدیقه مشایخی،‌ مهدی نیک روش،‌ سید جواد هاشمی نژاد،‌ آزاده سلمانی و نرگس نایینی به عنوان بازیگر ایفای نقش می‌کنند.
این اثر نمایشی از 9 شهریور تا 9 مهر هر روز به جز شنبه‌ها ساعت 19:30 به مدت 90 دقیقه در تالار چهارسو اجرا می‌شود.
http://www.honaronline.ir/Pages/News-47868.aspx
رسول حسینی، mohijib25، Alpacino، هانیه خدابخش و سامان حقیقت این را خواندند
حسن اردستانی و Farzaneh این را دوست دارند
دوستان عزیزم اصلاح میکنم که نمایش تا 15 مهر اجرا میره
۱۱ شهریور ۱۳۹۳
من این نمایش رو دیدم خیلی عالی بود لذت بردم از بازی بازیگران
۱۲ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

کارگردان «فرجام طولانی سفر طوبی» مطرح کرد:

بحران تئاتر را رد کردیم و به فاجعه رسیدیم

محسن حسن‌زاده که نمایش «فرجام طولانی سفر طوبی» نوشته علیرضا نادری را به صحنه‌ می‌برد،گفت:مدیران وزارت ارشاد و معاونت هنری اختلاف نظرها میان هنرمندان را بهانه‌ای برای کم‌کاری‌هایشان قرار داده‌اند.

این کارگردان در گفت‌وگویی با خبرنگار تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، درباره این اثر نمایشی یادآور شد: این نمایشنامه 20 سال پیش توسط علیرضا نادری نوشته شده و یکی از معدود آثار اوست که پیش از این اجرا نشده است.

به اعتقاد او؛ این نمایشنامه در زمان خودش، نمایشنامه‌ای پیشرو بوده است که در آن زمان برای نمایشنامه‌نویسان ما آزموده نشده است.

وی افزود: نادری در این نمایشنامه به صورت کامل به یک فرهنگ و زیرساخت اجتماعی می‌پردازد و آدم‌هایی را تصویر می‌کند که سابق بر این و حتی تا به امروز در آثار نمایشی وجود نداشته‌اند. نمایشنامه‌ای که به صورت جامع به یک فرهنگ و ساخت زندگی، گویش و بافت زندگی آدم‌ها اشاره دارد.

این کارگردان با اشاره به اهمیت نمایشنامه «فرجام سفر طولانی طوبی» تصریح کرد: به اعتقاد من این متن هم از نظر محتوا و هم از نظر ساختار یک نمایشنامه ملی به حساب می‌آید که علاوه بر وجود یک قصه که تماشاگر می‌تواند آن را دنبال کند با یک اقلیم و شکل اجتماعی رفتاری و فرهنگ آدم‌ها آشنا می‌شود.

او ... دیدن ادامه » خاطرنشان کرد: البته قبل از علیرضا نادری اساتیدی مثل اکبر رادی و بهرام بیضایی چنین تجربه‌هایی را داشته‌اند.

حسن‌زاده با بیان اینکه در زمان نگارش این نمایشنامه توسط علیرضا نادری امکان اینکه درباره چنین آدم‌هایی صحبت بشود وجود نداشته است، گفت: بعضی‌ها معتقد بودند این افراد پتانسیل حضور در درام را ندارند اما با شناخت درستی که علیرضا نادری از درام دارد این آد‌م‌ها را در بستری مناسب وارد قصه و درام می‌کند.

این کارگردان با اشاره به برخی چالش‌های کارگردانی این نمایشنامه توضیح داد: ‌برای اینکه این نمایشنامه به خوبی روی صحنه آورده شود نیاز است که فهم درستی از زیست بوم مطرح شده در این کار اتفاق بیافتد. چالش بعدی برای من این بود که به همان تکنیک بکار رفته توسط علیرضا نادری متکی باشم اما آن چیزی که می‌تواند خلاقیت من در این کار باشد و آن چه سعی کرده‌ام در اجرا جاری و ساری کنم این بود که به زبان تصویری نمایش تأکید کنم. به طوری که اگر تماشاگری غیرایرانی به دیدن کار بیاید از زبان تصویری نمایش ارضا بشود و با بازخوردهایی که بعد از اجرا در جشنواره فجر گرفتیم دیدیم که خیلی‌ها عنوان کردند که زبان تصویری نمایش جاذبه و خلاقیت ویژه‌ای دارد و این برای من حس دلگرمی بود.

او با بیان اینکه نوعی تجاری سازی در برخی نمایش‌ها پیش آمده است، ادامه داد: من به تمامی‌هنرمندان احترام می‌گذارم،اما به دلیل اینکه امروز هنرمندان مجبورند هزینه‌هایشان را از طریق خود نمایش تأمین کنند به سمت یکسری تجاری‌سازی در نمایش‌ها رفته‌ایم. البته این موضوع در ذات خود ایرادی ندارد به شرط اینکه تئاتر حرفه‌ای ما را تحت تئاثیر قرار ندهد و فضا به شکلی فراهم شود که هم نمایش‌های تجاری باشند و هم نمایش‌هایی که متکی به فضای دانشگاهی باشد.

حسن‌زاده همچنین با اشاره به اجرایش در تالار «چهارسو» مجموعه تئاتر شهر عنوان کرد: این نمایش به غیر از سالن چهارسو با توجه به دکور و امکانات صحنه، امکان اجرا در سال دیگری را نداشت. طبق صحبت‌هایی که با مدیریت قبلی داشتیم به دلیل اینکه من اولین کار حرفه‌ای‌ام را در تئاتر شهر به صحنه می‌آورم قرار بر 18 اجرا بود اما به دلیل تغییر برخی برنامه‌ها و صحبت‌هایی که انجام شد تعداد اجرایمان به 24 افزایش یافت که در صورت استقبال از نمایش امکان تمدید آن به 30 اجرا هم وجود دارد.

این کارگردان با اشاره به برخی انتقاداتی که نسبت به اجرای هنرمندان جوان در تئاتر شهر مطرح می‌شود، تصریح کرد: مسئله تجربه هنرمندان می‌تواند اولویت درستی برای اجرا باشد، اما مهم‌تر از آن، خود یک اثر نمایشی است که می‌تواند گویای حقایق باشد. اگر اثری متکی بر خلاقیت باشد چه توسط من و چه توسط فرد دیگری باید امکان اجرا داشته باشد و فرصت بازخورد تماشاگر به آن داده شود. به هر حال فضای حرفه‌ای تئاتر ما دچار محدودیت است و به نوعی همه هنرمندان حق دارند و در عین حال همه هنرمندان می‌توانند مقصر باشند چرا که روز به روز شاهد اختلافات بین هنرمندان و اساتید محترم و بزرگوارمان هستیم که همگی حرمتی دارند.

او افزود: امروز به راحتی این اساتید روبروی هم قرار می‌گیرند و حرمت هم را به شکل علنی زیر سوال می‌برند اما وقتی انتهای موضوع را نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که حرف دو طرف این رویارویی، نارضایتی از وضعیت تئاتر حرفه‌ای است و می‌بینیم که هر دو این اساتید اعتقاد دارند که ما به سمتی در تئاترمان رفته‌ایم که فراتر از ناکجا آباد است. تئاتر حرفه‌ای امروز ما در حال رسیدن به نقطه‌ نابودی است، رسیدن به مرحله‌ای که دیگر هیچ‌کاری نمی‌توان انجام داد. امروز دیگر از بحران رد شده‌ایم و به یک فاجعه در تئاترمان رسیده‌ایم،راهکارهایی را هم که معمولا برای حل این بحران انتخاب کرده‌ایم مبتنی بر احساس بوده‌اند.

حسن‌زاده ادامه داد: البته در خانه تئاتر هیأت مدیره جدید اتفاقات نویی را رقم زده است و سعی کرده است در جهت حل مسائل گام بردارد اما تا وقتی حضور یک هنرمندی را مانع حضور هنرمند دیگر می‌بینیم روز به روز بر کینه و حسادت افزوده شود و این در حالی است که مسلما اگر چنین رویارویی از طرف هنرمندان کنار گذاشته شود و هنرمندان با تمام اختلاف نظرها و سلیقه‌هایی که دارند منافع جمعی‌شان را در نظر بگیرند آن زمان دستگاه دولتی به نقطه‌ای می‌رسد که باید خودش را اصلاح کند.

وی اضافه کرد: درحال حاضر مدیران وزارت ارشاد و معاونت هنری این اختلاف نظرها میان هنرمندان را بهانه‌ای برای کم‌کاری‌هایشان قرار داده‌اند. البته خود مدیران هم به نوعی حق دارند چون در زمینه اختلاف نظرها نمی‌توانند به یک رأی مشخص برسند که تمامی خواسته‌های جامعه تئاتر را تأمین کنند.

به گزارش ایسنا، نمایش «فرجام طولانی سفر طوبی» از 9 شهریور، ساعت 19:30 در تالار چهارسو تئاتر شهر به صحنه می‌رود.

در این نمایش بازیگرانی چون محسن آقا حسینی، زینب آهنگ، حسن اردستانی، زکیه بهبهانی، محمدجواد پیروزی، مهدی جوانمرد، مصطفی چالوک، سیدمحسن حسن‌زاده، فائزه حسینی، الهام سادات رسولی، احمد سلیمانی، زینب طاهری، محمد کربلایی، سیدحمید لاجوردی، صدیقه مشایخی، مهدی نیک‌روش، سیدجواد هاشمی، آزاده سلمانی، نرگس آئینی حضور دارند.

همچنین‌ سعید ‌برجعلی(دستیار کارگردان و برنامه‌ریز)،سعید حسنلو(طراح صحنه)،محمدرضا آزاد(طراح نور)،مهدی نیک‌فروش(طراح لباس)،محسن‌آقا حسنی(مدیر اجرا)، با این نمایش همکاری دارند.

نمایش «فرجام سفر طولانی طوبی» در سی و دومین جشنواره تئاتر فجر موفق به دریافت دیپلم افتخار و تندیس کارگردانی،دیپلم افتخار و تندیس طراحی صحنه، دریافت لوح تقدیر نمایشنامه نویسی، دریافت لوح تقدیر بازیگری مرد و کاندیدای بازیگری زن شده است.
حضور شما هنرمند گرامی در میان مخاطبانتان در تیوال را ارج می نهیم.
۰۲ شهریور ۱۳۹۳
حرف دل همه رو زدی آقای حسن زاده
۰۵ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایشنامه روایتگر زندگی خاص اهالی یک روستای کویری در قم است
و در کنار آن داستان عشق نافرجام یک چوپان به دختری به نام طوبی روایت می‌شود.




برگرفته از مصاحبه کارگردان با ایسنا