تیوال نمایش سردار
S3 : 18:12:53
امکان خرید پایان یافته
  ۰۴ مهر تا ۲۰ آبان ۱۳۹۵
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰، ۲۴,۰۰۰ و ۲۰,۰۰۰ تومان

: نادر برهانی مرند
: فرهاد امینی
: (به ترتیب ورود) هدایت هاشمی، نسیم ادبی و کمند امیرسلیمانی (به صورت یک شب در میان)، احمد کاوری، نداکوهی، سید علی صالحی، فریدون محرابی، حسین پاکدل، ناهید مسلمی، میرطاهر مظلومی
: نادر برهانی مرند، هادی عامل

: فرهاد امینی
: سعید حسنلو
: ابراهیم اثباتی
: فرزانه عاقلی
: هادی عامل
: امین رهبر
: وحید لک، حجت علیخانی
: حسن عابدی
: فرهاد امینی
: امین رهبر
: فرشته قاسم پور
: محمد صمدی،
: مونا عباسی
: وحید میثاقی
: ماریا حاجیها
: بابک شاه علیزادگان
: مارال دوستی، محمدرضا ایمانیان (پرانتز باز)
: امیر خدامی، مهدیه خالقیان، محمدرضا کریمی
: نیما اقلیما
: فرشته قاسم پور

همکف، باکس های وسط: ۳۰.۰۰۰ تومان
همکف، باکس های کناری: ۲۴.۰۰۰ تومان
بالکن: ۲۰.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش سردار / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش سردار / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» صبوری زنانی از جنس خانم گل مثال زدنی است

» حضورکمند امیرسلیمانی و نسیم ادبی در «سردار» ادامه خواهد داشت

» هرشب اجرا مثل یک منتقد نمایش را نگاه می کنم

» در زمان جنگ دوسال در هلال احمر خدمت کردم

» تلفیقی دراماتیک از رئالیست جادویی و سیال ذهن

» کارگردان «سردار» سکوتش را در حضور فرزندان سرداران شهید شکست

» به دنبال خنده حساب شده تماشاگر بودم

» از سالهای نه چندان دور تا همین حوالی

» آغاز فروش بلیت نمایش سردار

» حسین پاکدل به نمایش «سردار» اثر جدید نادر برهانی مرند پیوست و قرار است در این نمایش ایفای نقش کند.

» بازگشت حسین پاکدل به بازیگری تئاتر

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

 
گفتگوی تیوال با حسین پاکدل
در عالم واقع کمتر شخصیتی پیدا میشود که تخت و بدون فراز و فرود باشد
 
گفتگوی تیوال با میرطاهر مظلومی
نمایش سردار، جمع بندی کارهای قبلی نادر برهانی مرند است

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هفته پایانی نمایش سردار
تخفیف دانشجویی ادامه دارد

نمایش سردار جدیدترین اثر گروه تئاتر معاصر که از 4 مهرماه اجرای خود را در مجموعه تئاتر شهر آغاز کرده بعد از بیش از یک ماه، این هفته به اجرای خود پایان خواهد داد و فقط تا 21 آبان ماه پذیرای حضور مخاطبین خواهد بود.

در این اثر به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی مرند هنرمندان مطرحی از جمله هدایت هاشمی، نسیم ادبی / کمند امیرسلیمانی، احمد کاوری، نداکوهی، سید علی صالحی، فریدون محرابی، حسین پاکدل، ناهید مسلمی، میرطاهر مظلومی ایفای نقش می کنند.

فروش بلیت هفته پایانی این نمایش همراه با 50% تخفیف ویزه برای دانشجویان و هنرجویان آموزشگاه های آزاد هنری(به صورت حضوری) در حال حاضر از طریق سامانه های فروش بلیت iranconcert.com و tik8.com آغاز شده است.

نمایش سردار هر شب ساعت 19:30 در سالن اصلی تئاتر بروی صحنه می رود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش" سردار" با ایران کنسرت و تیک 8 ادامه مسیر می دهد

نمایش سردار به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی مرند به تازگی و از تاریخ 29 مهرماه در دو سامانه فروش تیک 8 و ایران کنسرت اقدام به فروش ایترنتی بلیت کرده است.

علاقه مندان می توانند با مراجعه به آدرس iranconcert.com و tik8.com یا تماس با شماره 09193952723 بلیت این نمایش را خریداری کنند.

سردار با بازی هدایت هاشمی، نسیم ادبی/کمند امیرسلیمانی، احمد کاوری، نداکوهی، سید علی صالحی، فریدون محرابی، حسین پاکدل، ناهید مسلمی، میرطاهر مظلومی (به تریتب ورود) هر شب ساعت ١٩:٣٠ در سالن اصلی تئاتر شهر بروی صحنه می رود
نماینده گروه اجرایی دیگر هنرمندانی که تشریف آورده بودند برای اجرت نمایش تان در هفته های قبل وصورتکه میدانید ازفبل در روزهای اخر هفته چه هنرمندان تشریف بیارید اعلام کنید درهمین صفحه تان در تیوال‌‌تشکر.
۱۰ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سه روز در هفته در نظر گرفته شد
پنجاه درصد تخفیف نمایش سردار برای دانشجویان و هنرجویان آموزشگاه ها

نمایش سردار جدیدترین اثر گروه تئاتر معاصر که نیمه پایانی اجراهای خود را سپری می کند، برای رفاه بیشتر دانشجویان و هنرجویان آموزشگاه های آزاد هنری تخفیف ویژه ۵۰% در نظر گرفته است.

دانشجویان تمامی رشته های دانشگاهی و هنرجویان آموزشگاه های آزاد هنری می توانند در سه روز ابتدایی هر هفته (یکشنبه،دوشنبه،سه شنبه) با مراجعه حضوری به گیشه مجموعه تئاتر شهر و ارائه کارت معتبر دانشجویی یا معرفی نامه از آموزشگاه هنری خود از ۵۰% تخفیف ویزه برای تهیه بلیت نمایش سردار بهرمند شوند.

نمایش سردار تا ۲۰ آبان ماه هر شب ساعت ۱۹:۳۰ در سالن اصلی تئاترشهر بروی صحنه رفته و علاقمندان برای تهیه بلیت این اثر می توانند به سامانه iranconcert.com و tik8.com مراجعه کنند و یا با شماره ... دیدن ادامه » تلفن 09193952723 تماس بگیرند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت یغما گلرویی شاعر و ترانه سرای مطرح بعد از دیدن نمایش سردار

"نمایش «سردار» به نوعی دارد همان حرفی را می زند که «کوروساوا» در یکی از بخشهای فیلم اپیزودیکش «رؤیاها» سعی در واگویی آن داشت. بخشی که فرمانده ای از جنگ برگشته را نشان می داد که به سربازی به نام «نوگوچی» که صورتی سفید و غیرمتعارف داشت و در یک تونل به او برمی خورد می گفت در جنگ کشته شده و در دستهای خود او جان داده است اما آن سرباز مرگ خود را باور نداشت و مدام تکرار می کرد: «پدر و مادرم در انتظارم هستند.» نمایش «سردار» هم به شکلی خوابگردانه حکایت بازماندگان و شاهدان جنگ ایران عراق را بیان می کند که بسیاریشان هنوز و همچنان با عواقب و مالیخولیای پس از آن جنگ دست به گریبانند. بازی به یادماندنی «حسین پاکدل» گرامی و سایر بازیگران نمایش و فضاسازی و صحنه آرایی خوب آن، تماشاگران را با خود ... دیدن ادامه » همراه می کند. دیدن نمایش «سردار» را به شما عزیزان پیشنهاد می کنم."

نمایش سردار که 12 اجرای پایانی خود را پیش رو دارد هر شب در سالن اصلی تئاترشهر با بازی هدایت هاشمی، نسیم ادبی/کمند امیر سلیمانی، احمد کاوری، نداکوهی، سید علی صالحی، فریدون محرابی، حسین پاکدل، ناهید مسلمی، میرطاهر مظلومی (به ترتیب ورود) ساعت 19:30 بروی صحنه می رود.

علاقمندان برای تهیه بلیت این اثر می توانند به سامانه iranconcert.com و tik8.com مراجعه کنند و یا با شماره تلفن 09193952723 تماس بگیرند.
farhad riazi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در روزنامه شرق 4 آبان ماه منتشر شد

درباره «سردار» نادر برهانی‌مرند
خاطرات خون و خمپاره...
مانی درزی

حدود بیست‌وچند سال از قطع‌نامه ٥٩٨ می‌گذرد، اما هنوز قصه‌هایش روایت می‌شود چراکه هشت سال پی‌درپی خون و خمپاره،‌ هزاران قصه برای گفتن و شنیدن در دل دارد و چنان این پدیده با تمام ترس‌ها و اضطراب‌های همراهش در ناخودآگاه جمعی مردمان این سرزمین نقش بسته است که شاید بتوان گفت‌ هزاران قصه نگفته، جا مانده هنوز که باید شنید و باید خواند و باید دید... .قصه مردان جنگ و خانواده‌هایشان و قصه دیگرانی که شامل تمام مردم این خاک است؛ از رزمنده جوانی که چشم در چشم بعث، خط مقدم را در می‌نوردید بی‌هراس خون و مرگ، تا مادری در تهران که با شنیدن آژیر قرمز ترس در شیره جانش رسوخ می‌کرد و تلخ می‌شد کام فرزند شیرخواره‌اش... . فرزندانی که با این اضطراب مداوم رشد ... دیدن ادامه » کرده‌اند، امروز هم هستند و هنوز هم روز خوش به چشم نمی‌بینند که تمام خاطراتشان ترس است و خمپاره....

نمایش «سردار» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی‌مرند، کارگردان باسابقه تئاتر ایران، با قصه‌ای برگرفته از سال‌های جنگ در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا می‌شود. نویسنده با ساختار روایتی مدرن و استفاده از شکست‌های زمانی قصه فرمانی را روایت می‌کند که صدورش ماجراهایی را به همراه دارد که تا امروز ادامه یافته، قصه بی‌تابی و بی‌خوابی و درماندگی، قصه وجدان و دِین و برزخ. سوژه‌ای که از همان لحظه اول تماشاگر را متوجه نگاه جسور و ویژه نویسنده می‌کند. کاراکترهای خاکستری نمایش و امتناع نویسنده و کارگردان از تیپ‌سازی به‌ویژه در سه کاراکتر اصلی مرد قصه باعث می‌شود در طول نمایش شاهد لحظات تأثیرگذار و غافلگیرکننده‌ای از هر کدام از شخصیت‌ها باشیم. پرداخت درست کاراکترها در متن و کارگردانی، روانی قصه و بازی‌های رئالیستی بی‌اغراق و به دور از خودنمایی، فضایی صمیمی را روی صحنه می‌آفریند و همین صمیمیت بستری می‌شود برای اینکه اثر بتواند پیامش را به‌خوبی به مخاطب منتقل کند و از سوی دیگر قراردادی که در ابتدای نمایش با تماشاچی بسته می‌شود، بسیار درست و بجاست. سردارِ در کما فقط زمانی می‌تواند با همسرش ارتباط برقرار کند که او هم خواب باشد. به جز اینکه همین ترفند به‌خوبی تا پایان نمایش تمامی گره‌ها را باز می‌کند و در پیشبرد قصه مؤثر است، استفاده از تشابه عالم خیال، خواب، کما و رؤیا که به‌نوعی با ناخودأگاه جمعی مخاطب در ارتباط است، می‌تواند اشاره‌ای تلویحی باشد به تداوم جنگ در روح و روان جامعه ما پس از بیست‌وچند سال و تأثیر انکارناشدنی این کابوس بر امروز... .

گرچه در صحنه پایانی نمایش و در بعضی از دیالوگ‌ها کمی شعارزدگی به چشم می‌خورد اما در کلیت تماشاگر با اثری روبه‌روست خوش‌ریتم، دارای یک قصه روان منسجم و بازی‌های خوب و لحظات طنز که چاشنی بسیار مناسبی برای روایت یک قصه تلخ است. قصه تلخ جنگی که قربانی‌های بسیاری دارد، آیا جنگ پایان یافته؟ این سؤال را برهانی‌مرند در نمایش هم مطرح می‌کند و پاسخ شاید این است که آیا جنگ جهانی دوم پایان یافته؟ یا بسیاری دیگر از جنگ‌های چندین‌و‌چندساله در یک قرن اخیر؟ آیا جنگ به این سادگی پایان می‌یابد؟ شاید با توجه به تمام آسیب‌های روحی و روانی با اطمینان باید گفت در سرزمینی که آتش جنگ برافروخته شود، تا نسل‌ها و نسل‌های بعد همچنان جنگ در خاطرات بازماندگان و همچنین در روح و روان جامعه ادامه دارد... و مرهم این آسیب، گفتن قصه‌هایی است که از دل جنگ می‌آیند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حضورکمند امیرسلیمانی و نسیم ادبی در «سردار» ادامه خواهد داشت

نادر برهانی‌مرند ضمن اعلام کرد که نسیم ادبی و کمند امیرسلیمانی هردو به تناوب ایفای نقش در نمایش «سردار» را بر عهده می‌گیرند.

چندی پیش و به‌دلیل سفری از پیش تعیین شده که برای نسیم ادبی، یکی از بازیگران نمایش «سردار» پیش آمده بود، برهانی‌مرند؛ کارگردان این اثر کمند امیرسلیمانی را جایگزین او کرده بود و قرار بود پس از بازگشتن نسیم ادبی از مسافرت، کمند امیرسلیمانی جای خود را دوباره به نسیم ادبی دهد.

نادر برهانی‌مرند؛ نویسنده و کارگردان «سردار» در گفت و گو با ایران تئاتر اعلام کرده بود با بازگشت نسیم ادبی از سفر، کمند امیرسلیمانی جمعه، ۳۰ مهرماه برای آخرین‌بار روی صحنه می‌رود و از یک‌شنبه، دوم آبان‌ماه، نسیم ادبی دوباره به گروه بازیگران بازمی‌گردد.

برهانی‌مرند امروز ... دیدن ادامه » از تصمیم‌گیری جدیدی به ایران تئاتر خبر داد و گفت: طی صحبت‌هایی که با کمند امیرسلیمانی و نسیم ادبی داشتم و با توجه به این‌که امیرسلیمانی در این مدت کنار گروه بود و برای نمایش زحمت کشیده است، از کمند امیرسلیمانی درخواست کردم که در گروه باقی بماند و او نیز پذیرفت.

کارگردان «سردار» درباره تقسیم‌بندی روزهای حضور کمند امیرسلیمانی و نسیم ادبی در این نمایش گفت: بر همین اساس قرار شد هر دو بازیگر در گروه «سردار» باقی بمانند و به‌صورت یک شب در میان این دو بازیگر روی صحنه روند. البته این‌که کدام‌یک از این دو بازیگر فردا؛ یک‌شنبه دوم آبان‌ماه روی صحنه می‌روند و برنامه اجراها به چه صورت خواهد شد را بر عهده دو بازیگر گذاشتم و قرار است خودشان در این زمینه تصمیم‌گیری کنند.

مریم خیابانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حضور چهره های فرهنگی و ورزشی در سالن اصلی تئاترشهر

نمایش " سردار " جدیدترین اثر گروه تئاتر معاصر در هجدهمین شب اجرا پذیرای حضور چهره های مختلف فرهنگی و ورزشی بود.

این اثر نمایشی به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی مرند جمعه شب و در هجدهمین اجرای خود پذیرای حضور هنرمندان مختلفی از جمله میترا حجار ،هانا کامکار ، هومن برق نورد ، سعید و سپند امیر سلیمانی ، سینا رازانی، احسان کرمى، عاطفه رضوی،مژده لواسانی، رضا پاپی، سروین رفیعیان، سهراب سلیمى، مهسان خداکرمی، شقایق عزیزخانی، کتی جهانگیری و فرهاد ظریف عضو تیم ملی والیبال ایران بود.

نمایش سردار که از 4 مهرماه اجرای خود را در سالن اصلی تئاتر شهر آغاز کرده است تا به حال میزبان تعداد بسیاری از چهره های مختلف فرهنگی، سیاسی و همچنین فرزندان فرماندهان و سرداران شهید جنگ تحمیلی بوده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سفر به سوی حقیقت
به بهانه ی اجرای نمایش «سردار» در سالن اصلی تئاتر شهر
نوشته ی فرهاد امینی

سردار به گمان مولفین آن نمایشی است تفسیر پذیر که میتوان آن را در لایه های متفاوت تحلیلی بررسی نمود. در این مجال به بررسی یکی از لایه های ساختاری یعنی کهن الگوی سفر خواهیم پرداخت و در مجالهای آتی سایر شقوق تحلیلی اثر را بررسی خواهیم نمود.

سردار حکایت یک سفر است، سفری برای یافتن حقیقت. این نمایشنامه داستان مردی به نام ابراهیم باقری را روایت می¬کند که دینی بر دوشش سنگینی می¬کند، او در حالت کما فرو رفته و تنها راه نجات از دین دیرین خود را به خواب فرو رفتن دوست دیرینه اش دکتر مردانی می¬داند. خواسته¬ی ابراهیم از سوی زنی لاهوتی و آسمانی به دکتر می¬رسد و دکترکه خود دوسال است به بیماری بیخوابی مطلق مبتلا شده (و خواب با دارو و به صورت مصنوعی برایش حکم مرگ دارد) تصمیم می-گیرد که به خواست رفیق قدیمی اش عمل کند. در این کلیت ساختاری وبرای پیش برد قصه، «سردار» چهار الگوی سفر را به کار گرفته و در هم تنیده است.

نخستین الگوی سفر، سفر سه گانه ای است که ابراهیم باقری، فرمانده ی قدیمی جنگ و مسئول تفحص فعلی آن را پیموده است: مرحله ی اول، سفر از شهر به مناطق تفحص (ابراهیم: اگه میخواستم خودمو با این چیزا درگیر کنم که یک عمری نمیرفتم تو بیابون دنبال تفحص...اینا نمیدونن که حقیقت جای دیگه است، چیز دیگه است) دوم، سفر خودخواسته ی ابراهیم در حالت کما از مناطق تحت تفحص به مشهد مقدس ( ابراهیم: به یوسف گفتم اگه این دوتا بچه رو پیدا کردیم که فبها، اگر نه مجاور میشم تا ابد) و سوم ، سفر ابراهیم از کما به عالم مردگان (ابراهیم: ده ثانیه دیگه من میرم، راهم نمیدن کامران، دین به گرنمه، برم میگردونن، که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی) این سفر سه گانه ی ابراهیم در هر مرحله مبدا، مقصد و علتی متفات دارد. از شهر(محل تمدن و عقل مادی) به بیابان برای یافتن حقیقت، از بیابان (محلی که در آن سردرگم شده و حقیقت را نیافته) به مجاورت امام هشتم برای برداشته شدن دین، و از مجاورت حضرت به عالم مردگان با امید رهایی از دین و رسیدن به آرامش.
ابراهیم آرامش خود را در یافتن دو سربازی میداند که – به گمان خودش- مسئول مفقود شدن آن دو است، در واقع در مرحله ی اول سفر حقیقت برای ابراهیم به برداشته شدن دین تغییر شکل داده است، اما در انتهای این الگوی سفر و در لحظه ی مرگ ابراهیم خواهیم دید که این تغییر شکل به حالت اول برمی¬گردد و دوباره حقیقت فارغ از دین و عهدی که به گردن ابراهیم است خودنمایی می¬کند.

دومین الگوی سفر، سفر سه گانه ی دکتر کامران مردانی - رییس سابق بیمارستان شکاری دزفول در زمان جنگ ایران و عراق و رییس فعلی بیمارستان ثامن مشهد - است، گام اول دکتر مردانی سفری است از دزفول در زمان جنگ تحمیلی به بیمارستان ثامن مشهد (مریم: چه راهی رو با هم طی کردیم کامران، از بیمارستان شکاری دزفول تا اینجا، بیمارستان ثامن مشهد) . گام دوم، سفر از خواب و کابوس، به عالم بیداری و بیخوابی مطلق ( 1- مردانی: نه ...ابراهیم باقری حالیش نیست که اون معجون لعنتی دوساله کار خودش رو کرده و من شدم به خواب گرد همیشه بیدار. 2- مردانی: دو سالی بود راحت بودم از اون خواب و اون کابوس .....) . گام سوم، سفر از بیداری مطلق به عالم خوابی که برای او معنای مرگ دارد (مردانی: اگه بخوابم ممکنه هیچ موقع بیدار نشم) . مبدا سفر مردانی در مرحله ی اول مناطق جنگی است و مقصد او بیمارستان ثامن مشهد ، هرچند هیچ کجای دیالوگها به این مسئله اشاره ای نشده که دکتر مردانی تهرانی و غیر مشهدی در این شهر چه میکند، اما این مسئله را میتوان نوعی مجاور شدن خودخواسته در نظر گرفت که محتملا علت آن یافتن آرامش است . مرحله ی دوم و سوم سفر مردانی مراحلی متفاوت است، مبدا مرحله ی دوم سفر مردانی عالم خواب و کابوس است، عذابی غیر ارادی که آرامشی در آن نیست. اما مقصد این سفر ناخواسته، دو تفسیر متفاوت را در خود دارد. بی¬خوابی برای دکتر مردانی یا آرامش است (آنطور که خودش به طعنه میگوید : دوساله که راحتم) یا عدم آرامشی است بدتر از خوابیدن و کابوس دیدن (مردانی خطاب به ملیحه:برای خواب اگه دارویی بلد بودن که خوب میشد) اما علت این سفر چیست؟ علت این سفر استفاده¬ی دکتر از مواد مخدر در زمان جنگ برای بیدار ماندن است، این مواد است که باعث بیخوابی دوساله ی دکتر شده اند. بدیهی است که استفاده از مواد مخدر امری مذموم است، پس اگر از این زاویه نگاه کنیم، بیخوابی دوساله ی مردانی عذابی است ناشی از گناه.

اما دکتر به خاطر خودش این کار را نکرده، او در واقع با مسئولیت پذیری غیرمعمولی خود را فدای هدفی بزرگتر کرده است ( قاسمی : اما کامران تو داشتی خودتو قربانی میکردی که دیگران قربانی نشن) ازاین منظر دوم بیخوابی مردانی درواقع عطیه ای است برای او تا کابوس¬ها را از دکتر دور کند و تا رسیدن زمان موعود او را در آرامشی نسبی نگاه دارد. مرحله ی سوم سفر مردانی ، با فرا رسیدن زمان موعود آغاز می¬شود (در واقع با شروع نمایش سردار ما در آغاز این زمان موعود قرار داریم) : پیغامی از طرف زنی آگاه و لاهوتی به او میرسد تا خود را به عالم خواب بسپارد، دکتر در شک نسبت به این عمل به سرمی¬برد: همسرش حامله است و خوابیدن دکتر ممکن است به مرگ بی انجامد و اگر چنین کند تکلیف همسرش چه خواهد شد؟ در این مرحله دوباره زن لاهوتی (حاج خانم) به کمک می آید و دکتر را به یقین میرساند. حاج خانم با گفتن یک جمله (شک نکنین خیرتی در کاره) دکتر و همسرش را از انجام چنین عمل خطرناکی مطمئن می¬کند. اما دکتر دلیل دیگری نیز برای آغاز این سفر دارد: یافتن حقیقت! حقیقتی که به سرنوشت ابراهیم گره خورده است. دکتر وقتی با حاج خانم روبرو می¬شود محکم و مصمم تصمیم خود را اعلام میکند (مردانی: حاج خانم، پیغام شما به من رسید، من میرم پشت اون خط...)

نکته ... دیدن ادامه » ی دیگری که در این سفرها وجود دارد، یک زنگ تلفن است، تلفن عاملی است که مدام مرحله ی آخر سفر ابراهیم(رفتن به دیار باقی) را متوقف می¬کند. ابراهیم تصور می کند که اگر مردانی در خواب پشت آن خط تلفن بیاید و سربازها در خیال ابراهیم تلفن را جواب بدهند، او از این مرحله خواهد گذشت. تلفن در ساختار روایی سفر ابراهیم برای مردانی هم اهمیت می یابد، او هم میخوابد تا پشت آن خط برود و به قول خودش تکلیف تلفن را روشن کند. در واقع تلفن عاملی است که دو الگوی سفر مختلف در متن را به لحاظ ساختاری به هم گره می زند.

سومین الگوی سفر هرچند تفاوتی ماهوی با دو الگوی قبلی دارد اما به لحاظ ساختاری به دو الگوی قبل پیوند خورده است . این ساختار سوم ، سفر ملکوتی¬ها ( حاج آقا و حاج خانم ) از خوی به مشهد است . آنها پدر و مادر یاشار، سرباز مفقود شده هستند که به دلیلی متفاوت به مشهد آمده¬اند . حاج خانم زن آگاه لاهوتی نه به جستجوی حقیقت آمده است و نه برای یافتن فرزندش . او با یقین کامل نسبت به حقیقت غایی به مشهد آمده است .

از طرف دیگر پدر ( حاج آقای ملکوتی ) نیز با یقین نسبت به حقیقتی که همسرش می¬داند به مشهد آمده است و در واقع علت سفر هر دو نفر رها کردن ابراهیم از تصوری¬ست که سالهاست ذهن او را مشغول کرده . ابراهیم حقیقت را با تصور دینی که به گردن دارد یکی انگاشته است . از آنجایی که این دین در ذهن ابراهیم پیوندی ناگسستنی با آن تماس تلفنی دارد ، تلفن بدل به عامل سبب¬ساز دراماتیکی می¬شود که سفر حاج خانم را به سفر مردانی و ابراهیم پیوند می¬زند . ( حاج خانم : به دکتر مردانی بگید بیاد پشت خط و به رفیق¬اش کمک کنه . ) در واقع در این میان سفر ملکوتی¬ها حامل یک پیام بنیادین است . پیامی برای آغاز مرحله¬ی سوم سفر مردانی و همین طور مرحله سوم سفر ابراهیم . نقطه ی پایان این سفر درست مانند دو الگوی سفر قبلی روشن شدن تکلیف تلفن است .هرچند سفر ملکوتی ها با یقین نسبت به کل مسئله انجام شده است و مادر گویی در یک آگاهی تام و تمام به سر می¬برد اما او نیز در طول سفر به یقینی متقن تر دست می یابد . مادر و پدر به تدریج درک بیشتری از فضای ذهنی ابراهیم و فضای قدسی یاشار، پسر شهیدشان بدست می آورند و در روز پایانی ( انتهای پرده سوم ) پدر برای ابراهیم تعریف می¬کند که حاج خانم در تمام صحن امام هشتم برای یاشار فاتحه خوانده است و به دریافتی عینی از محل مزار فرزندش رسیده است .

الگوی چهارم هرچند در کل نمایشنامه به صورت پیش¬کنش عمل می¬کند اما الگویی است که به لحاظ ساختاری پیوندی ناگسستنی با سه الگوی قبل دارد . این الگو، سفر یاشار ملکوتی و آرمین ریحانی از بهداری صحرایی به سوی شهادت یا به قول آرمین و به شیوه¬ای استعاری به سوی خاک است . ( آرمین : بذار ما خاک باشیم.....بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم . ) سفر جاودانی این دو ، همان دینی است که بر گردن ابراهیم مانده است . همان کابوسی¬ ست که مردانی را بیخواب کرده . و همان علتی است که ملکوتی¬ها را به مشهد کشانده است اما غیر از این پیوند محتوایی میان سفر دوسرباز و سه سفر دیگر، تلفن به عنوان یک عامل دراماتیک سبب ساز این خطوط را به هم وصل می-کند . تلفن در واقع مسبب سفر سربازهاست و نقطه¬ی آغاز آن و در عین حال مسبب سه سفر دیگر است و نقطه پایان آنها . بدین ترتیب تمام الگوهای سفر به یک تلفن وابسته می¬شوند و تلفن بدل به گره¬ی اصلی ساختاری می¬گردد ، اما رویکرد مدرن ساختاری متن جایی اتفاق می¬افتد که گره¬گشایی به شیوه¬ای نامعمول شکل می¬گیرد . در نمایش سردار آن تلفن هرگز پاسخ داده نمی¬شود بلکه این ساختار دراماتیک به سمتی پیش می¬رود تا مسئله¬ی تلفن را منتفی اعلام کند. و گره¬ی ساختاری نه در سطح معمول قصه بلکه در یک ساختار بسیار کلی تر گشوده شود . ساختاری که ابراهیم گویی نادانسته آن را پیش¬گویی کرده است . ( ابراهیم : حقیقت یه چیز دیگه¬ست یه جای دیگه¬ست . )

همانگونه که گفته شد الگوی سفر یکی از کلان الگو های نمایش سردار است که تمام ساختار آن را در بر گرفته ، هرچند الگوهای دیگری نیز در این متن موجود اند که می¬توان آنها را بررسی کرد اما درک الگوی سفر و واکاوی آن محتملا به فهم بهتر مخاطب از این نمایش کمک خواهد کرد .


ح.جوانمرد این را خواند
reza heidari و مریم خیابانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت وگو با فرهاد امینی دراماتورژ نمایش سردار
هرشب اجرا مثل یک منتقد نمایش را نگاه می کنم


اغلب مخاطب دراماتورژی را در قبال متن های خارجی به یاد دارند. دراماتورژی یک متن ایرانی چه ویژگی هایی دارد؟

سین سوال ، سوالی خیلی از دوستان هم هست و معمولا در فضای اقتباس و یا آداپته کردن دراماتورژی تعریف شده است. اما دراماتورژی حضور گسترده تری از این دارد وهنوز به مفهوم رایجش وارد تئاتر ایران نشده است وبه طور حتم تا سال های آتی به دلیل روالی که در تئاتر اروپا و امریکای شمالی طی می شود، اگر به آن توجهی نداشته باشیم جای خالیش را در تئاتر ایران احساس خواهیم کرد. از ده سال پیش دراماتورژی به عنوان یک فرایند در تئاتر و به عنوان یک کرسی در دانشگاههای اروپایی تدریس می شود و دراماتورژی یکی از مشاغل شناخته شده کمپانی های تئاتری است و به همین دلیل دراماتورژی به معانی تبدیل کردن یک نمایش نامه نوشته ویا کم و زیاد کردنش برای اجرا نیست. در این حوزه کتاب های زیادی هم در ایران به چاپ رسیده است.

در نمایش سردار در بحث دراماتورژی چگونه عمل کردید؟

نمایش سردار دومین تجربه من به عنوان دراماتورژ است و اولین تجربه ام نمایش درخواب دیگران بود .فرایندی که من و نادر برهانی مرند طی می کنیم به شیوه علمی است .این کار با همراهی من در حین نوشتن آغاز می شود. درپروسه نوشتن موقعی که ایده ای در ذهن نادر برهانی مرندشکل می گیرد ، با من به مشاوره قرار می دهند تا بتوانیم نظام و وحدت رویه متن را حفظ شود . در این وضعیت من پیشنهاداتم را مطرح می کنم . درنهایت ایشان نویسنده هستند و تصمیم نهایی را می گیرند .نوشتن یک نمایش نامه کار هنرمندانه و آرستیتکی است . کاری که من به عنوان یک شاگرد در کنار نادر برهانی مرند توانسته ام انجام بدهم این است که ذهن آرستیتک ایشان را کمک کنم. به طور مثال ما قرار این متن را برای اجرا در فلان سالن آماده کنیم و من متذکر می شوم فلان بخش نمایش نامه ممکن است در این سالن جواب ندهد و یا در این موقعیت زمانی کار می کنیم ودرسال ۹۵ یک سری رویدادها را پشت سر گذاشته ای مو یک سری رویداد را پیش رو داریم و چیزهایی از این جنس . معتقدم فرایند دراماتورژی همیشه می تواند کمک کند به یک نویسنده تا کارش را مناسب ترعرصه کند.

این حضور دراماتورژ آیا در بحث اجرا هم ادامه دارد؟

بله، دراماتورژ همچنان حضور دارد و سعی می کند اگر تحلیلی قبلا وجود داشته است به نویسنده و کارگردان گوشزد کند و همچنان نقش مشاوره را حفظ می کند . که البته این مشاوره یک جور دستیار هم محسوب می شود .

آیا ... دیدن ادامه » درشب هایی که از اجرا گذشته است .بر اساس واکنش های مخاطبان تغییراتی در نمایش انجام شده است؟

اصولا دراماتورژ وظیفه یک منتقد همزمان اجرا را دارد .کسی که درون گروه است و نقدش را به کارگردان منتقل می کند و یک معتمد کارگردان در این فرآیند است که واکنش های تماشاگران را درست به کارگردان منتقل می کند.هر اثر هنری سوای مباحث زیبا شناسانه اش یک کالای فرهنگی است و این کالای فرهنگی گفتمان ها ، تفاسیر و نقدهای مختلف را باخودش دارد و می تواند باعث جهت دهی هایی بشود. یکی از کارهایی که دراماتورژ می تواند انجام بدهد این است که همزمان این مسائل را رصد و واکاوی کند و به کارگردان گوشزد کند اگر به فلان مسیر برود ، این معنی از کارش متبادر خواهد شد.

نحو واکنش مخاطب را به شیوه روایی سیالیت در ساختار نمایش را چگونه دیدید؟

من هر شب اجرا در بین تماشاگران اجرا را می بینم . یکی از مسائلی که در سردار وجود دارد و من آن را دوست دارم ، استفاده هنرمندانه از سیالیت در زمان و مکان است وکارگردان فقط از آن به عنوان ابزار کشف و یا ایده استفاده نکرده است. زیرا آن مفهوم و فرم را در پیچ وتاب قصه ارائه می کند. مفتقدم قصه سردار به جز این فضای سیالیت زمانی به شیوه دیگری قابل اجرا نبود و گفتمان واقعی اثر در این پروسه خودش را نشان می دهد . در طراحی نور هم شاهد قاعده و اسلوب هدفمندی هستیم. از شب سوم اجرای نمایش کارگردان طراحی نور را در صحنه پایانی تغییراتی داد و نور براساس این ایده تغییر پیدا کرد که مخاطب شاهد آتمسفر یک مکانی باشد که تقریبا اهمیتش را از دست داده است و بدل به جایی شده است که دیگر موقعیتش اهمیتی ندارد. بنابراین در یک ساحت قدسی قرار گرفته است و از حالت زمینی فاصله گرفته است. کارگردان در سرتاسر اثر نشانه گذاری هایی انجام داده که مثلا اینجا شهر مشهد است و این آدم ، آدم مذهبی و معتدی است و غیره .

آیا در نمایش نشانه هایی از رئالیست جادویی قابل بازخوانی است؟

اگر منظور استفاده از عناصررئالیستیک مادی در یک یک فضای غیر مادی و پیوند خورده با ناخوآدگاه ذهن مخاطب است و آن کاری که در شکل کامل ترش در امریکای جنوبی رخ می دهد و مارکز به وجودش آورده است.یک جورهایی در نمایش سردار ساختار رئالیسم جادویی وجود دارد . تاکید می کنم یک سری از سبک ها و شیوه ها ی نوشتاری وجود دارد که مال بوم و منطقه خاصی است و قفارغ از آن منطقه باید در باز تعریفش کار کنیم واول بازتعریف بومی از آن ارائه کنیم.اصلا خود مارکز هم اذعان دارد رئالیست جادویی را از آثار ایرانی وام گرفته است.

گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روزهای تازه این نمایش روز شنبه ۲۴ مهرماه ساعت ۱۴ فعال خواهد شد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تلفیقی دراماتیک از رئالیست جادویی و سیال ذهن
نقد نمایش سردار با نویسندگی و کارگردانی نادربرهانی مرند تلفیقی دراماتیک از رئالیست جادویی و سیال ذهن

سیدعلی تدین صدوقی: نمایش سردار موضوعی را مطرح می‌کند که شاید در خصوص رزمندگان دفاع مقدس کمتر مطرح‌شده باشد وان بیماری است که دکتر کامران که نقش آن را حسن پاک‌دل بازی می‌کند براثر جنگ و تبعات ناشی از آن گرفتارش شده است.

یعنی بی‌خوابی مزمنی که دچارش شده و حداقل دو سال است که نتوانسته بخوابد . افراد به لحاظ موقعیت‌های کاری و یا موقعیت‌های خطرناکی که برایشان اتفاق می‌افتد و یا ترس و شوک‌هایی که براثر هیجانات و مسائل مختلف برایشان پیش می‌آید ،همچنین استرس و استفاده از داروها و موادی که برای بیدار ماندن از آن‌ها استفاده می‌شود ، نوشیدنی‌هایی که دارای کافئین هستند مانند چای،قهوه و...، نوشیدنی‌های الکلی،دخانیات،مواد و داروهای محرک، مواد مخدر سنتی و حتی داروهای خواب‌آور و... در درازمدت دچار بی‌خوابی مزمن می‌گردند .

برهانی مرند با طرح واقعیاتی چون این بیماری و تبعات ناشی از آن ما را به دنیای افرادی که دچار این بیماری هستند و تألمات روحی و جسمی ناشی از آن و مسائلی که دچارش می‌شوند می‌برد . داستان به مجروحی برمی‌گردد بنام ابراهیم و دستوری که در زمان جنگ داده او در حال حاضر درجه سرداری دارد و اکنون در کماست .

ابراهیم علیرغم خواست خودش نمی‌تواند "برود" یعنی به دلیل کار ناتمامی که دارد و عذاب وجدانی که براثر دستوری که در زمان جنگ داده و دو نفر به آن دلیل شهید و مفقودالاثر شده‌اند نمی‌تواند و یا نمی‌خواهد تا پیدا شدن حداقل جسد این دو نفر جان به جان‌آفرین تسلیم نماید .توگویی جسم و روحش به‌نوعی در عذابی خودخواسته گرفتار آمده است.دوست و هم‌رزم او دکتر کامران در حال حاضر رئیس بیمارستان ثامن مشهد است .

دکتر کامران ابراهیم را در بهترین اتاق بیمارستان بستری می‌کند این در صورتی است که علیرغم درخواستش مبنی بر بستری کردن ابراهیم در بیمارستان هنوز از مقامات بالا جوابی نگرفته است . رئیس حراست بیمارستان یوسف که هم‌رزم ابراهیم و دکتر بوده نیز تا آخرش پای بستری کردن ابراهیم ایستاده است او شخصیتی مانند حاج کاظم آژانس شیشه‌ای دارد و ابراهیم نیز شخصیت مقابل اوست که درنهایت در این نمایش شهید می‌شود . ابراهیم به خاطر همه مسائلی که دارد و وجود اعتقادات شخصی‌اش و خودخواسته هیچ‌گاه از هیچ امتیازی برخوردار نبوده و استفاده نکرده است او نخواسته که چون دیگران وارد این مسائل بشود علیرغم اینکه سردار است و می‌توانسته کارهای زیادی را در دست گرفته و انجام دهد و از موقعیتی که دارد استفاده و بهره مادی و... کامل و کافی را ببرد اما این‌گونه نخواسته و نکرده است او برای عقیده‌اش ، برای وطنش برای ایمان و اعتقاداتش و...رفته و جنگ کرده برای دفاع از هر آنچه برایش اهمیت داشته و حالا نمی‌خواهد از امتیازهایی که دیگران استفاده می‌کنند بهره‌مند شود

او نمی‌خواهد خود را آلوده مسائل سیاسی و اقتصادی و خواسته‌های دنیایی کند .معامله نکرده است که چیزی بدهد و در مقابلش چیزهایی دیگر بگیرد. زندگی بسیار معمولی و ساده‌ای دارد . حتی پسرش هم از هیچ امتیازی برای تحصیل استفاده نکرده و حالا که دکتر شده نخواسته علیرغم اینکه حق او بوده در مشهد طرحش را بگذراند او دارد طرحش را درجاهای دور افتاده و محروم کشور می‌گذراند.

... دیدن ادامه » ابراهیم نمونه همه آن دلاور مردانی هستند که بدون کوچک‌ترین چشم‌داشتی و با جان‌ودل برای دفاع از کیان و آزادی و تمامیت ارضی و اعتقادات و ناموس این کشور به جنگ رفته‌اند وبر هیچ‌کسی هیچ منتی نگذاشته و نمی‌گذارند و فقط خدا را در نظر دارند و دیگر هیچ ، دکتر کامران دوست و هم‌رزم او به‌نوعی آزاداندیش است و خیامی به جهان می‌نگرد وجهان بینی خیام گونه دارد او نیز خود را فدای کشور کرده و تمام مدت جنگ را در جبهه گذرانده اکنون دچار بیماری ایست که ناشی از تبعات جنگ است "شاید نتوان دیگر بدین سادگی نمونه این افراد را یافت و صد حیف که رفتند ." ابراهیم پس از جنگ نیز برای پیدا کردن پیکر شهدا تمام‌وقت خود را در مناطق جنگی سپری کرده است اما نتوانسته پیکر دو شهیدی را که به دنبالشان بوده بیابد .

یکی دکتر وظیفه آرمین ریحانی برادرزن دوست هم‌رزمش دکتر کامران که اکنون رئیس بیمارستان ثامن است وان دیگری سرباز وظیفه یاشار ملکوتی که راننده آمبولانس بوده و بهیار، این دو نفر یک گروه پزشکی را در تشکیل داده بودند.ابراهیم همیشه خود را جهت شهادت و مفقودالاثر شدن این دو مقصر می‌دانسته چون علیرغم اینکه دردید دشمن وزیر آتش دشمن بوده‌اند به دوستش دکتر کامران دستور داده که آن‌ها را هرچه سریع‌تر به منطقه اعزام کند .

دکتر کامران نیز یا تلفن به دکتر وظیفه آرمین ریحانی و راننده آمبولانس دستور می‌دهد که به خط بروند.چون آن‌ها مجروح و شهید زیاد داده‌اند و نیاز به کمک فوری پزشکی دارند اما این دو هرگز بازنگشتند و شهید شدند و پیکرشان هم هیچ‌گاه پیدا نشد. ابراهیم خود را در این خصوص مقصر می‌داند و آن‌ها را مدام در خواب و روی‌هایش دیده و می‌بیند. اینکه آن‌ها چگونه شهید شده‌اند و پیکرشان کجاست و.... او هر بار به‌گونه‌ای این دو را تصور می‌کند همین‌گونه است دکتر کامران او نیز خود را به‌گونه‌ای در خصوص شهادت برادرزنش و راننده آمبولانس مقصر می‌داند . ابراهیم مدام صدای زنگ تلفنی را می‌شنیده که توسط آن دستور اعزام این دو نفر به خط را داده است .دکتر نیز به‌گونه‌ای مانند او .در این میان راننده آمبولانس یاشار ملکوتی به خواب مادرش می‌آید مادر و پدرش براثر این خواب به مشهد می‌آیند تا با ابراهیم ملاقات کنند و به او بگویند که مقصر نیست اما او را در کما می‌بینند از طرفی دکتر می‌خواهد توسط دارو بخواب برود تا از این طریق بتواند به خواب ابراهیم واردشده و با او ارتباط بگیرد تا به ابراهیم بگوید که مقصر نیست و این او بوده که به دکتر آرمین ریحانی " برادرزنش " و راننده آمبولانس تلفن کرده و دستور اعزام به خط را داده و حداقل در این ماجرا با او شریک است .

تمام این ماجراها به شکل دراماتیکی به هم گره می‌خورند . درواقع برهانی مرند فضای رئال را با سورئال تلفیق می‌کند که موجب خلق رئالیست جادویی در قالب درام می‌شود که ابن به‌نوبه خود با نوعی سیال ذهن هم همراه است . او در مقام کارگردان و نویسنده فضاها را به‌خوبی و نرم باهم تلفیق کرده است .

رفت آمد از حال به گذشته و بالعکس با همان قرارداد اولی که با تماشاکنان می‌گذارد به‌خوبی و بدون استفاده از عناصر کمکی جانبی که دیگر تکراری نیز شده‌اند مانند نور ، موسیقی و.... صورت می‌پذیرد و این تسلط او را بر کاری که می‌کند و شیوه‌ای که در پیش‌گرفته می‌رساند . ما این برگشت به حال و گذشته را از نگاه ابراهیم می‌بینیم درواقع شاهد خواب و رؤیای ابراهیم هستیم . اما در انتها زمانی که دکتر نیز بخواب می‌رود و وارد خواب ابراهیم می‌شود او نیز برادرزنش و راننده آمبولانس را می‌بیند و حالا ما با دکتر و ابراهیم هر دو همراه هستیم . آن دو درنهایت از ابراهیم می‌خواهند که دیگر به دنبال جسد آن‌ها نگردد چراکه آن‌ها باید این‌گونه باشند و این چیزی است که خدا برای آن‌ها خواسته اینکه کجا دفن شده‌اند اصلاً مهم نیست .مهم این است که باهم‌اند و در همه‌جا ، به یک همه‌زمانی و همه مکانی رسیده‌اند و این برای آن‌ها بهترین چیزی است که می‌توانسته برایشان اتفاق بیفتد این‌گونه آن‌ها راحت هستند و رها و آزاد که به هرکجا می‌خواهند بروند چون همه ایران مدفن آنان است و شاید این‌یکی از پیام‌های نمایش باشد .

زمانی که ابراهیم با حضور دکتر که حلقه اتصال این دودنیاست آن‌ها را با نگاه واقعی‌تری می‌بیند آنگاه متوجه می‌شود که خیلی از چیزها در خصوص آن دو تن را او در ذهن خودساخته و پرداخته کرده وگرنه واقعیت آن‌گونه نیست مثلاً اینکه راننده آمبولانس یاشار ملکوتی لهجه شیرین آذری دارد ونمی تواند بدون لهجه صحبت کند ابراهیم در کمال تعجب می‌بیند که او دارد بدون لهجه صحبت می‌کند راننده می‌گوید من می‌توانم بدون لهجه حرف بزنم شما مرا این‌گونه تصور می‌کردید فرمانده ،یعنی خیلی از چیزها در خصوص افراد و یا شهدا و..ساخته‌وپرداخته ذهن ماست و حال‌آنکه در عالم واقع شاید متفاوت باشد و واقعیات دیگری نیز در کار باشد که ما از آن‌ها بی‌خبریم .

برهانی مرند سعی کرده که طنز خاص خود را نیز بر متن هموار سازد تا علاوه بر محل تنفسی برای تماشاکنان تنوعی را نیز به وجود آورد .مانند لهجه آذری پدر راننده آمبولانس حاج‌آقا ملکوتی که نقش آن را میر طاهر مظلومی به شیرینی ایفا می‌کند .

میر طاهر طنز و ایجاد به‌موقع لحظه‌های ناب طنز را به‌خوبی می‌شناسد به‌ویژه در این نمایش که شخصیتی دیگرگونه دارد و ازاین‌رو غم و حسرت درونی‌ای را با طنزش می‌آمیزد و آن را به‌سوی طنزی تراژیک می‌برد .و این حاکی از درک شخصیت توسط اوست شاید درجاهایی می‌توان از شدت طنزی که نشانمان می‌دهد کاست تا این "سوگ طنز" تأثیر هرچه بیشترش را بگذارد چراکه بعضاً درجاهایی زیاده می‌نماید و رو به‌نوعی تکرار می‌رود .چون باید با پردازش شخصیت او و آن لحظات دراماتیکی که با دکتر درد دل می‌کند جور دربیاید .همین‌گونه است بازی حسین پاک‌دل که علاوه بر لحظات ناب و دراماتیکی که خلق می‌کند درجاهایی مونوتون می‌شود تو احساس می‌کند که در حال سخنرانی یا خطابه کردن است و این از منظر پرداخت‌های موضوعی و موضعی به لحاظ حس و حال و تحول و تغییر در بازی و ایضاً اکسان گذاری‌های بدنی وبیانی و ... جور درنیامده و طبیعی به نظر نمی‌رسد .

شاید این به خاطر آن باشد که حسین پاک‌دل پس از دو سه اجرای اول به گروه پیوسته و هنوز به‌اصطلاح زمان می‌برد تا با نقش همسو شود و حضور صحنه‌ای خویش را پیدا کند . ما درواقع شاهد یک ملودرام هستیم که به‌خوبی با شیوه‌هایی که گفته شد تلفیق گردیده است و از این دیدگاه بازی‌ها روان ، دراماتیزه وب خوبی صورت پذیرفته است که این خود به هدایت صحیح کارگردان برمی‌گردد . مانند بازی نسیم ادبی در نقش مریم ، فریدون محرابی در نقش دکتر ریحانی و هدایت هاشمی در نقش ابراهیم و ایضاً دیگر بازیگران .که با درک شخصیت ،فضا و موقعیت همراه بود . البته شاید بتوان گفت هرچند که به لحاظ لهجه مشهدی و زیارت امام رضا و... نمایش به ثامن‌الحجج به‌نوعی ربط پیدا می‌کند اما هنوز این ارتباط ذاتی و ماهوی نیست و مثلاً چنانچه مکان از مشهد به قم یا هر شهر زیارتی دیگر تغییر پیدا کند در اصل درام هیچ اتفاقی نمی‌افتد و نقصی ایجاد نمی‌شود این می‌تواند حسن کار هم باشد اما زمانی که از امام رضا (ع) صحبت به میان می‌آوریم و بخشی از پایه‌های درام را در ارتباط با قصه و اتفاقات آن بر امام رضا(ع) استوار می‌کنیم پس باید رد پای آن در ماجراها بیش از این باشد.تا این‌گونه بتوان یک ارتباط ماهوی ،ذاتی،و دراماتیک به لحاظ مکانی و شخصیتی و مفاهیم متنی وزیر متنی و ایضاً اجرایی پیدا کرد و به وجود آورد .

از سویی شاید بتوان با حذف بعضی از اطلاعات اضافه و یا بعضاً تکراری که درجای جای نمایش به مخاطب داده می‌شود و یا مکرراتی که در بخش‌های طنز و شوخی‌ها اتفاق می‌افتد به ریتم مطلوب‌تری دست‌یافت توجه به بعضی از جزئیات اجرایی هم می‌تواند به طبیعی بودن کار کمک کند مثلاً در مواقعی که ابراهیم در کماست عینک به چشم دارد .حال‌آنکه طبیعی نیست کسی که در کماست عینک به چشم داشته باشد حتی اگر بخواهیم عینک را به‌عنوان وسیله ارتباط زمانی در نظر بگیریم پس باید قاعدتاً در زمان کما عینک برداشته شود .بخصوص از منظر شخصیت همسر او که کاراکتر خاص خود را دارد و مثلاً حواسش به ابراهیم هست و مدام او را تر و خشک می‌کند . یا همین‌گونه است حرف زدن با تلفن . زمانی که با تلفن صحبت می‌کنیم باید بدانیم چه کسی آن‌سوی خط است ، چه شخصیتی دارد ، چه می‌گوید ،چه می‌خواهد و.... نه اینکه مدام حرف بزنیم و به کسی که آن‌سوی خط است مجال حرف زدن ندهیم از سویی ابتدا به یاد حرف او را بشنویم سپس جواب بگوییم در غیر این صورت مشخص است که ما داریم دیالوگ‌هایی که حفظ کرده‌ایم را می‌گوییم و اصلاً به حرف کسی که پشت خط است گوش نمی‌دهیم این طبیعی و واقعی به نظر نمی‌رسد . البته با تلفن حرف زدن یکی از معضلات بازیگری ما در تئاتر و سینماست . که اتفاقاً خیلی هم مهم است و باید به لحاظ تکنیک‌ها و شیوه‌های بازیگری به آن توجه کافی و لازم بشود .

درنهایت گذشته از همه موارد جزئی که گفته شد شاهد تئاتری حرفه‌ای بودیم که به لحاظ موضوع بکر بود و تازگی داشت .چه ازنظر تلفیق سبک نوشتاری که بامهارت صورت گرفته بود چه کارگردانی که با میزان و حرکاتی که همسو باشخصیت پردازی‌ها بودند هوشمندانه بود و چه طراحی صحنه دراماتیک و کاربردی که ای‌کاش کلاً مقداری جلوتر می‌آمد تا کل کار می‌توانست ارتباط نزدیک‌تر و پویاتری را با مخاطبان برقرار نماید چون این‌گونه بازیگران به تماشاکنان نزدیک‌تر می‌شدند و علاوه بر ارتباطی نزدیک ردیف‌های انتهایی هم بهتر می‌توانستند ببینند و بشنوند و ارتباط بهتری باکار برقرار نمایند . فضای جلوصحنه بدون دلیل بلااستفاده مانده بود و جا داشت که کل دکور و بازی‌ها جلوتر کشیده شود .

درهرحال با نمایشی روبرو بودیم که ما را با خودش همراه می‌کرد و می‌برد و به ما گوشزد می‌کرد که چه کسانی و چه انسان‌های نازنینی چه جان‌فشانی‌هایی کردند تا ما همه کیانمان و همه غرور ملی و دینی امان حفظ شود تا بتوانیم این‌گونه در آرامش زندگی کنیم و خانواده و فرزندانمان را به سامان برسانیم پس تا انتهای دنیا مدیون آن‌ها هستیم و خواهیم بود به نادر برهانی مرند و گروهش خسته نباشید می‌گویم .
حدیثی و شکوفه این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نسیم ادبی فعلا از «سردار» می‌رود
کمند امیرسلیمانی بازیگر نمایش «سردار» می‌شود

نسیم ادبی در گفت‌وگویی با ایسنا، با تایید این مطلب اظهار کرد: از آنجا که قرار است برای شرکت در جشنواره "پرتقال طلایی" به عنوان بازیگر فیلم «چهارشنبه» به آنتالیا بروم، مدتی امکان حضور در نمایش «سردار» به کارگردانی نادر برهانی مرند را ندارم و قرار است کمند امیرسلیمانی ایفاگر نقشی باشد که در نمایش دارم.

او با اشاره به این‌که حضورش در این جشنواره سینمایی پیش از شروع نمایش «سردار» به اطلاع نادر برهانی مرند رسیده بود، ادامه داد: آقای برهانی مرند در جریان این موضوع بود و قرار بود نمایش زودتر به صحنه برود، اما به‌دلیل این‌که این اتفاق رخ نداد مجبور به جایگزینی هستیم.

ادبی گفت: من تا 27 مهرماه در نمایش «سردار» بازی می‌کنم و پس از آن، کمند امیرسلیمانی حضور خواهد ... دیدن ادامه » داشت و احتمالا بقیه اجراها با بازی ایشان انجام می‌شود، چون وقتی کمند امیرسلیمانی زحمت می‌کشد و برای بازی در این نمایش آماده می‌شود، خیلی درست نیست که فقط یک هفته حضور داشته باشد و از آنجا که من نیمی از روزهای نمایش را بازی کرده‌ام، بهتر است 15 شب باقی‌مانده هم با حضور ایشان باشد، ولی من حتما برای همراهی گروه در پشت صحنه حاضر خواهم شد.

این بازیگر که پیش از این در نمایش «مرگ فروشنده» نادر برهانی‌ مرند هم بازی کرده است، با اشاره به همدلی و همراهی خوب اعضای گروه نمایش «سردار» بیان کرد: در این مدتی که نمایش در سالن اصلی تئاترشهر روی صحنه بوده، بازخوردهای خوبی دریافت کرده‌ایم و اگرچه ممکن است عده‌ای تصور دیگری از نمایشی در موضوع دفاع مقدس داشته باشند، اما این اثر به دور از شعارزدگی، مفهوم و داستان خاصی را روایت می‌کند و حتی آدم‌های آن دوران را مبرا از اشکال نشان نمی‌دهد.

او با اظهار ناراحتی از این‌که امکان همراهی با گروه را ندارد، افزود: گاهی نمایش‌هایی در این حوزه، آنقدر شعارزده هستند که مخاطب آن‌ها را پس می‌زند، اما اطمینان دارم که مردم با دیدن این نمایش احساس خوبی خواهند داشت، بخصوص این‌که من خودم شخصا چنین فضایی را از جنگ که متمرکز بر عوارض پس از جنگ است، می‌پسندم و معتقدم ما به تمام افرادی که جان خود را برای دفاع از میهن و ملت فدا کردند یا الان با آسیب‌هایی روبه‌رو شده‌اند، مدیون هستیم.

به گزارش ایسنا، در نمایش «سردار» که داستانی از رزمندگان دفاع مقدس را روایت می‌کند، هدایت هاشمی، نسیم ادبی، احمد کاوری، ندا کوهی، سیدعلی صالحی، فریدون محرابی، حسین پاکدل، ناهید مسلمی و میرطاهر مظلومی (به ترتیب ورود به صحنه) ایفای نقش می‌کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش سانس هاى بعد از تعطیلات
نمایش " سردار" آغاز شد

امکان خرید سانس هاى یکشنبه ٢٥ تا چهارشنبه ۲۸ مهر در tiwall.com فعال شده است
(همراه با تخفیف های ویژه وفاداری برای مخاطبین نمایش های مرگ فروشنده، پائیز، افسانه ببر)

.
این نمایش از ۱۷- ٢۴ مهر اجرا نخواهد داشت
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

کارگردان «سردار» سکوتش را در حضور فرزندان سرداران شهید شکست

نویسنده وکارگردان نمایش «سردار» در نهمین شب از اجرای این اثر نمایشی که با حضور فرزندان سرداران نام آور هشت سال دفاع مقدس روی صحنه رفت، بعد از چند روز سکوت از انگیزه ها و دلایل خود برای اجرای نمایش «سردار» گفت.

به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، نادر برهانی مرند نویسنده و کارگردان نمایش « سردار » بعد از پایان نهمین اجرای این اثر نمایشی خطاب به تماشاگران گفت : وقتی که نمایش «سردار» روی صحنه رفت خبرنگاران و اهالی رسانه یا با حسن نیت ، یا با شیطنت از من سوالی می کردند که تا به امشب تلاش داشتم از پاسخ رسانه ای آن فرار کنم . اما امشب عزیزانی کنار ما هستند که دوست دارم در حضورشان خالصانه وخاشعانه بگویم که چرا «سردار» را روی صحنه بردم؟

وی ادامه داد: چند سال پیش که به بهانه شرکت در جشنواره ای به کشور بلاروس سفر کرده بودیم ، همه گروه های نمایشی شرکت کننده در جشنواره را ابتدا به مقبره سربازان گمنام می بردند، مقبره ای که شکوه و عظمت آن به قدری بود که توصیف آن میسر نیست. می گفتند در این شهر هشت فرمانده و سرباز به مدت ده روز شهر را از سقوط حتمی نجات داده اند. در این فضا مقبره ای قرار داشت که توسط چهار نوجوان پاسداری میشد ،نوجوانانی محصل که به نشانه ی احترام به صورت داوطلبانه از این مقبره محافظت میکردند. وهمه محصلین در طول تحصیل خود اقبال این را پیدا می کردند که دو یا سه بار کنار این مقبره باشند.

برهانی مرند بیان کرد:خاطره ی این پاسداشت باشکوه با من بود تا وقتی به ایران بازگشتیم . اتفاقا آن ایام مصادف با روزهایی بود که توسط برخی ها توهین هایی به همسران محترم شهیدان همت و باکری می شد ،بغضی در من از آن روزها برجا ماند،به خود می گفتم در کشوری مانند بلاروس برای کسانی که فقط هشت روز از یک شهر نگهداری و پاسداری کردند اینچنین باشکوه مراسم برگزار می کنند اما ما در کشور عزیزمان سرداران و فرماندهانی داریم که هشت سال تمام برای پاسداری از خاک میهنمان ایستادگی کردند، اما ما نه تنها چنین نمی کنیم که هیچ بلکه در یک بازی سیاسی حریمشان را به راحتی میشکنیم.

نویسنده و کارگردان نمایش «سردار» در بخش دیگری از صحبت های خود تصریح کرد: بغض آن روزها باعث شد با خودم عهد کنم هر وقت فرصتی بود برای سرداران وقهرمانان جنگ بنویسم، نمایشنامه ی «سردار» محصول چنین درنگی است که امیدوارم مورد قبول شما عزیزان قرار بگیرد. لغت سردار در این نمایش به هیچ وجه یک لقب نظامی نیست،صفتی است شایسته که ما ایرانیان از دیرباز به پاکباختگان راه دفاع از ملت داده ایم و در این نمایش این صفت توسط دو سرباز شهید مفقود به شخصیت اصلی یعنی فرمانده شان داده میشود، به هر ترتیب حالا که اینجا در کنار شما بزرگواران حضور دارم از مهدی عباسی دوست هنرمندم که خود فرزند شهید است می خواهم روی صحنه بیاید و مهمانان ارزشمند نهمین اجرای نمایش « سردار» را معرفی کند. البته از شما تماشاگران عزیز نیز می خواهم همگی با قرائت نام این بزرگواران به احترام انها بایستیم و آنها را به پاس حضورشان تشویق کنیم.

مهدی همت فرزند شهید محمد ابراهیم همت، داود کریمی فرزند شهید عباس کریمی، مهدی دستواره فرزند شهید رضا دستواره، علی کشوری فرزند شهید احمد کشوری ، ابوذر شیرودی فرزند شهید علی اکبر شیرودی از جمله مهمانانی بودند که مهدی عباسی با ذکر نام و دعوت ا آنها روی صحنه از حضورشان در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر تقدیر کرد.

نمایش ... دیدن ادامه » «سردار» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی مرند هر روز ساعت 19:30 با بازی (به ترتیب ورود) هدایت هاشمی، نسیم ادبی، احمد کاوری، نداکوهی، سید علی صالحی، فریدون محرابی، حسین پاکدل، ناهید مسلمی، میرطاهر مظلومی در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می رود.

ثمانه چمنی و شهرزاد طباطبائی این را خواندند
مهدی مادرید و محمدرضا دانش این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیزر جدید نمایش سردار در برگه این نمایش در سایت تیوال منتشر شد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قابل توجه مخاطبین گرامی
" این مطلب کاملا شخصی است و ربطی به مسئولیت من در گروه اجرایی نمایش ندارد "

حکایت همان حکایت همیشگی است

یک طرف که اصولا با مقوله تئاتر مشکل دارد و به نوعی تئاتر را مساوی با نفوذ و رسوخ فساد در جامعه قلمداد می کند و به طور کلی هر صد سال یک بار آن هم به قصد مچ گیری قدم در سالن های نمایش می گذارد و در مقابل جریان فکری دیگری هم تا یک اثر به پدیده هایی مانند جنگ و تاریخ اسلام و موضوعات از این دست می پردازد، سریع برچسب سفارشی بودن به آن می زنند. در این میان گروه اجرایی می ماند که چگونه به هر دو جریان فکری بفهماند نه قصدش شیوع فساد در جامعه است و نه از نهاد یا ارگانی حمایت های آن چنانی می شود.

نمایش سردار تا به امروز از هیچ ارگان و سازمانی حمایت مادی دریافت نکرده است. سردار حدیث نفس برخورد نسلی زخم خورده و رنج دیده با جامعه امروز ... دیدن ادامه » است. از روی نام یا موضوع سریع شروع به برچسب زدن های معمول نکنیم
شاید با ارائه دادن تصویرى جدید از جنگ و آدمهاش( مثلاً فیلم ملکه و یا تئاتر پچپچه هاى پشت خط نبرد) ، نه اون تصویر ماورائى که هر روز داریم در تله فیلم هاى تلویزیونى میبینیم !
۱۳ مهر ۱۳۹۵
حرف شما از خیلی جنبه ها صحیح هست ولی وقتی می بینیم که ارگانهای مختلف خودشان دعوت به دیدن این نمایش بصورت رایگان میکنند شک میکنیم که شاید واقعا کار سفارشی باشه. به شخصه با دیدن این تعداد بازیگر که سابقه کار در تلویزیون را دارند ابتدا مشکوک شدم که شاید واقعا ... دیدن ادامه » قضیه ای دارد.

به هر شکل، از ابتدا قرار بود این نمایش را ببینم و هنوز هم قصدم همان است. همانطور که گفتید نمیتوان بدون دیدن نمایش نظر داد و من هم میگذارم نظرم را وقتی نمایش را دیدم می دهم.
۱۵ مهر ۱۳۹۵
دوست گرامی

گروه اجرایی هیچ نهاد و ارگانی برای دیدن رایگان نمایش دعوت نکرده و تنها تسهیلات به مانند تخفیف برای ایشان در نظر گرفته که برای سایر مخاطبین که بلیت در تعداد بالا خریداری کنند هم در نظر گرفته.

در مورد حضور و سابقه بازیگران هم که فکر می کنم ... دیدن ادامه » عزیزانی مانند حسین پاکدل، ناهید مسلمی، نسیم ادبی، فریدون محرابی سابقه طولانی در تئاتر دارند باقی عزیزان هم تجربه هر چند کوتاه تر در تئاتر داشته باشند اما در عرصه بازیگری کم تجربه نیستند.

در خدمتم شما هستیم
۱۵ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این مطالب رو در زیر نظرتان دوستان زیادی نوشتم ولی این جا جمع بندی می کنم با پوزش از همه دوستان
.
شخصیت سردار نادر برهانی مرند از جنس مردمه که برای همنوعش ایثار کرده و جامعه مدیون خون شهدای 8 سال دفاع مقدسه
حال این گروه نمایشی متشکل از افراد بلندآوازه تئاتر ایران کنار هم جمع شدند و به مدیریت نادر برهانی مرند داستانی ملموس از جامعه ،از رشادتها و شهادت گفتند
هی بگید سفارشیه
بله سفارش دل مردمیه که 8 سال با صدای آژیر زندگی کردند . سفارش خانواده هایی که جوان و نوجوان از دست دادند . سفارش چشمان گریان مادریه که به خبر رسیدن ی پلاک و ی مشت خاک دلخوش کرده
کمی خوش بین باشید به گروه نمایش سردار
.
نمایش سردار حدودا 7 تا اجرا داشته فقط ی اجرا جناب پاکدل دیر کردن .تماشاگران عزیز 27 جا در تیوال شکایت کردن از این تاخیر . نماینده گروه اجرایی هم که معذرت خواهی ... دیدن ادامه » میکنه
ی ذره سعه صدر... ی ذره گذشت....
ایران هزاران سال قدمت دارد
اگر شما ایران را در هشت سال خلاصه می کنید
واقعا ! برای شما متاسفم

۲۵ مهر ۱۳۹۵
دلیل پر رنگ تر بودنش این هست که نزدیک تر هست، هنوز در شهرهای ما میشه اثار بمباران و موشک باران ها رو دید ،هنوز مادران زیادی برای نوجوانان و جوانان از دست رفته خودشون میگریند....حماسه بزرگی که ایرانیها در جنگ نابرابر هشت ساله افریدند متعلق به همه مردم ایران ... دیدن ادامه » هست این که بعدها گروهی از جنگ و شهدا برای رسیدن به اهداف سیاسیشون سواستفاده کردند و میکنند و خواهند کرد، تغیبری در عظمت انچه رخ داد و دلاوری جوانان این سرزمین نمیده....متاسفانه بدلیل این که عده ای که عقاید و اصولشون با سلیقه اکثریت مردم تفاوت داره ، میخوان صرفا روایت دلخواه خوودشون رو تعریف کنن ،این امکان فراهم نشده تا هنرمندان صاحب سبک انچنان که باید در مورد قهرمانی و سرافرازی مردم ما در اون جنگ و نیز سخنی ها و مصیبت ها و دردهاش فیلم و نمایش بسازن
۱۱ آبان ۱۳۹۵
جناب دانش خدا خیرت بده
۱۱ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تئاتر حال خوب کن.
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوست دارم نظر اون عزیزانی که اعلام کردن نمایش رو دوست نداشتن رو هم بدونم (که تعدادشون کم هم نیست)
نمایشنامه خیلی خوب ، کارگردانی عالی ، بازی بازیگران بی نقص ، طراحی صحنه و ... همگی عالی بود
واقعن پیشنهاد میشه دیدنش
و مثل همیشه لذت میبرم از کارهای آقای برهانی مرند
تنها در مورد بازی آقای حسین پاکدل با شما موافقم
۱۰ مهر ۱۳۹۵
نمایش نه به آن بدی بود که آقای بامداد گفتند نه به آن خوبی که آقای مادرید! من ترک زبان نیستم، اما بازی آقای مظلومی و بازیگر نقش یاشار خوب و قابل درک بودند. با عرض معذرت از بزرگترها، بازی آقای مهدی پاکدل از برادرشان ملموس تر است. نظر من به عنوان بیننده دایمی ... دیدن ادامه » کارهای آقای برهانی مرند، که هیچ علاقه ای به نگاه جزمی و عزل و نصب کسی ولو از منظر شخصی ندارم، این است که چنانچه دغدغه ایشان همچنان جبهه و مسایل اجتماعی با تم همیشگی رویا پردازی و حسرت و معرفت و... است، هیچ اشکالی نیست، ولی بهتر است تغییراتی در نحوه داستانگویی و روایت و اجرا ایجاد کنند، که بیش از این در ورطه تکرار از اهمیت دغدغه هنرمندانه ایشان کاسته نشود.
۱۰ مهر ۱۳۹۵
متاسفانه هر جا سخنی از سردار هست متن طولانی فرهاد بامداد لوث و بی مفهموم جلوه میکنه که دوستانی هم تذکر دادند
در مورد سردار حرفی نمیزنم ولی حسین پاکدل نسبت به مهدی پاکدل بازیگزترند
۱۱ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

برهانی‌مرند: «سردار» نمایشی برای تمام جامعه است


نادر برهانی مرند گفت: خوشحالم با اجرای نمایش «سردار» کاری را انجام دادیم که بدون سفارشی بودن، سرداران فرهنگ و جنگ را کنار هم به تماشای این اثر بنشاند.

کارگردان«سردار» که جدیدترین نمایش خود را به تازگی در تالار اصلی تئاترشهر روی صحنه برده است، در گفت‌وگویی با ایسنا بیان کرد: در این نمایش تلاش کردیم داستان را به نوعی روایت کنیم که هم مخاطب خاص و هم عام و نیز آن‌هایی که به طور ویژه برای اجرای این نمایش می‌آیند از آن لذت ببرند و جذب شوند. اگرچه ممکن است به نظر برسد این نمایش مورد توجه و علاقه بخش خاصی از مخاطبان جامعه است.

او با اشاره به اینکه مطمئن هستم تماشاگر راضی از اجرای نمایش سالن را ترک می‌کند، گفت:‌ حدود سه، چهار سال بود که درگیر نوشتن نمایش «سردار» بودم و فرصت نمی‌کردم طرح ابتدایی‌ام ... دیدن ادامه » را به صورت نمایشنامه بنویسم. در واقع چیزهای ناقصی را مکتوب کرده بودم، اما کامل نبود تا اینکه پس از فراغت از کار در رادیو این فرصت فراهم شد تا نمایشنامه‌هایی را که ناقص در دست داشتم تکمیل کنم.

برهانی مرند افزود: یکی از این نمایشنامه‌ها «سردار» بود که از فروردین امسال روی آن کار کردم و البته دراماتورژی فرهاد امینی در تکمیل شدن آن نقش بسیار مهمی داشت.

او که مدتی قبل ابتدا این نمایش را در جشنواره تئاتر رضوی اجرا کرده بود، گفت: در آنجا نمایش را در یک سالن بلک باکس اجرا کردم و با توجه به اینکه برای اجرای عمومی به سالن اصلی تئاترشهر آمده‌ایم یکسری ناهماهنگی در شب‌های ابتدایی وجود داشت که قطعا در اجراهای آینده برطرف خواهد شد، هر چند ترجیح می‌دادم باز هم در سالن بلک‌باکس اجرا کنم.

وی درباره تغییر مدت زمان اجرای نمایش که احتمال داده می‌شد تغییر کند هم افزود: تایم واقعی این نمایش 110 دقیقه است، گرچه شاید با توجه به بازخورد مخاطب تغییراتی در اجرا داشته باشیم. خاصیت تئاتر همین زنده و پویا بودن است که هر شب رشت و تکامل پیدا می کند.
پرندیس این را خواند
رضا تهوری و سپیده seyedan این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید