تیوال نمایش هفت دقیقه
S2 : 06:39:23
  ۲۲ فروردین تا ۲۰ اردیبهشت
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: استفانو ماسینی
: نیایش بهمنیه
: آرش عباسی
: (به ترتیب حروف الفبا) الهام احمدی، زهرا اکبری، نرگس پویا، حمیده جعفری، نرگس هزاره، هانیه هاشمی، سمیه علیزاده، نسرین حیدری، حوا خلیلی
: آرش عباسی

: مسعود روستا
: مونا جعفری
: منالیزا شهرام نیا
: مجتبی شجاعی، امیر حسین اصفهانی
: مونا افکار
: محمد شمس
: مریم شریعتی
: گروه هنری پژواک

گزارش تصویری تیوال از نمایش هفت دقیقه / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ بیست و سوم اردیبهشت نود و هشت

به یغما بردن آن هفت دقیقه که سهم ما از راحتی این جهان بود!
نوشته محمدحسن خدایی

همچنان بازنمایی کارگران، مقاومت و به انقیاد کشیده‌ شدن‌شان در فرآیند تولید، توزیع و مصرف امری مهم و مسئله‌ساز است برای تئاتر ما. نمایش «هفت دقیقه» به نویسندگی استفانو ماسینی و کارگردانی آرش عباسی را هم می‌توان ذیل همین اهمیت به تماشا نشست. روایتی در حال و هوای نقد اقتصاد سیاسی این روزهای سرمایه‌داری نئولیبرال و تمنای بازنمایی سیمای سیاسی کارگران در مواجهه با دستورالعمل‌های سودمحورانه کارفرمایان. شوربختانه این روزها «کارفرمایان» را «کارآفرین» خطاب می‌کنند تا یادآور آنچه که بر کارگران در این سال‌ها گذشت نباشد. بنابراین در این فضای رکورد تورمی و تفوق منطق سرمایه‌داری نئولیبرال وطنی، اجرائی ... دیدن ادامه » چون «هفت دقیقه» اهمیت دوچندان می‌یابد و روشنگر وضعیت پرمهابت فضاهای کارگری است. داستان از این قرار است که در «هفت دقیقه» کارگران مجبور شده‌اند مابین اخراج و یا تمکین از کارفرما، یکی را انتخاب کنند: کاستن هفت دقیقه‌ای از زمان استراحت کارگران و مشارکت بیشتر در تولید مادی برای عبور از بحران. گویا استدلال کارفرمایان برای مقابله با بحران فراگیر اقتصادی، همان فرمول همیشگی است در ارزان‌سازی نیروی کار و انتظار کار بیشتر. بی‌آنکه صاحبان سرمایه، خود نیز قدمی به پیش گذاشته و ریاضتی را متقبل شوند. راه‌حل آنان همان دستورالعمل‌ اقتصاد نئولیبرالیستی است در ارزان‌سازی نیروی کار و بستن قراردادهای موقت و تهدید کارگران به اخراج و صد البته استخدام نیروهای مازاد بازار.
استفانو ماسینی روایت خود را در هنگام فراغت کارگران از کار روزانه به پیش می‌برد و به نوعی تضادها و امکان‌های حوزه عمومی را در مواجهه با مباحث کارگری، برمی‌سازد. به میانجی گفتگوهاست که بار دیگر می‌توان به ساختار دموکراسی در حل و فصل بحران‌ها اندیشید. «هفت دقیقه» چنان تدارک دیده شده که آن اطمینان اولیه در تن سپردن به پیشنهاد کارفرما، بتدریج رنگ باخته و ذیلِ استدلال‌ورزی‌ مداوم، به فضایی تازه در تصمیم‌گیری و اراده‌ورزی منتهی می‌شود. نزدیکی تعداد موافقان و مخالفان طرح پیشنهادی، بر یک نکته مهم اشاره دارد که چگونه سرمایه‌داری توانسته با بحران‌سازی دائمی، آگاهی طبقاتی کارگران را مخدوش کند تا کارگران نتوانند بر سر حقوق اولیه خود به توافق برسند و مقاومتی جمعی را شکل دهند. از این باب می‌توان «هفت دقیقه» را همچون تذکاری دانست بر آینده جنبش‌های کارگری و فرجام آگاهی طبقاتی کارگری.
استراتژی اجرائی آرش عباسی در استفاده از بازیگران افغانستانی، قابل ستایش است. اینکه با اعتماد و شجاعت توانسته بازیگرانی جوان، باانگیزه و مشتاق را به تئاتر این روزهای ما معرفی کند، نوعی مقاومت و حتی انتخابی سیاسی است. ارجاعاتی که اجرای «هفت دقیقه» به وضعیت اینجا و اکنون دارد، نشان از دراماتورژی متن و اجراست از برای بازنمایی شباهت‌هایی که میان اغلب فضاهای کارگری در جهان امروز مشاهده می‌شود. لباس‌های متحدالشکل زنان نمایش یادآور فضاهای کنترلی سرمایه‌داری‌ست در به انقیاد کشیدن کارگران، همچنان‌که پدیدار شدن ائتلاف و اختلاف، نشان از مقاومت و یا سازش سو‌ژه‌های کارگری. «هفت دقیقه» نقدی است به نظام‌های لیبرال دموکراسی که این روزها بیش از پیش گرفتار بحران‌های ذاتی سرمایه‌داری شده‌اند و حتی دموکراسی هم گره‌گشای وضعیت بغرنج‌شان نیست. در همان موسم به یغما بردن هفت دقیقه از حق و حقوق کارگران از نفس افتاده‌ای که فاقد آگاهی طبقاتی شده‌اند.
امیر مسعود این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک) و میرقاسمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در آخرین شب نمایش موفق به دیدن کار شدم و به شدت به دلم نشست. تم اثر یادآوری بخش ١٢ مرد خشمگین سیدنی لومت بود که البته مضمون متفاوت و بسیار به روزی رو سعی داشت بیان کنه. ای کاش روزی بیاد که هیچ کدوم از ما در برابر ظلمهای هرچند کوچکی که به ما میشه کوتاه نیایم و جلوی کراواتی ‌های! حروم زاده ایستادگی کنیم...
نقدی بر نمایش هفت دقیقه به کارگردانی آرش عباسی
در آستانۀ یک جهان شگفتی ساز یا تاثیری آنی


ایران تئاتر- رضا آشفته:هفت دقیقه فقط یک نمایش کارگری نیست بلکه در آن وضعیت دموکراتیک – رای دادن- برای استقرار مسائل برابرخواهانه را به چالش می کشد.

هفت دقیقه به اهمیت درک مسائل اجتماعی اهمیت قایل می شود و نمی خواهد باری به هر جهت باشد بلکه آدمها را دعوت می کند که مثل حل یک مسالۀ پیچیدۀ ریاضی ساعتها وقت و بگومگو داشته باشند تا بهترین راه حل را پیش رویشان داشته باشند. آرش عباسی هم کوشیده با گروهی از بازیگران ناشناختۀ افغانستانی شرایط کاری و حساسیت موضوع برانگیخته شده را فراهم کند.

متن متفکر
متن متفکر هست که اجرا را متفکر می کند و این خود زمینه ساز یک ساختار بهتر و مطلوب تر هم خواهد بود و به عبارت بهتر ظرف و مظروف در این تفکر بنیادین شکل خواهد گرفت.
هفت دقیقه در نگاه اول یک متن در خور تامل و انتقادی دارد و این خود شاید مهمترین نکته برای دیدنش باشد؛ به ویژه برای آنان که کارگران را دوست دارند و فرقی نمی کند که کارگر ساختمانی، یا کارخانه، یا شرکت یا کشاورزی و یا پادو و باربر باشد. اینها اغلب در اکثر کشورهای دنیا در سطح پایین اقتصادی نگه اشته می شوند و در بسیاری موارد نیز کارگران تحت ستم و چپاولگری و استثمار هستند اما با نوشتن و اجرای تئاتر می شود جامعه را نسبت به شرایط سخت کاری و زندگی کارگران آشنا کرد که وضع قوانین و اجرای آن به نفع کارگران تمام شود. در این متن ایتالیایی هم، یک وضعیت به ظاهر ساده و به اشتباه پیش پا افتاده به چالش می کشد.
هفت دقیقه پیکره ای انتقادی دارد از وضعیت کارگرانی که هنوز هم در بیشتر نقاط دنیا تحت استثمار هستند و هر جا به گونه ای به دنبال بهره وری از این آدمهایی هستند که هم باید کارشان را به درستی بکنند و هم تضمین گر تولید باشند و در مقابل هیچ نفعی از سودهای کلان کارخانه و کارفرما ندارند. در این نمایش نیز کارفرما دارد کارگران را به چالشی عجیب می خواند. او برای آنکه بتواند میزان تولید را بالا ببرد از همه آنان خواسته که هر روز به جای پانزده دقیقه، هشت دقیقه استراحت کنند و هر کارگر در روز فقط هفت دقیقه ناقابلش را در اختیار کارخانه بگذارد. شاید در ظاهر امر هفت دقیقه نیز زمان چمشگیری نباشد اما با یک حساب سرانگشتی وقتی این زمان را برای 200 کارگر این کارخانه در نظر می گیریم می شود 1400 دقیقه که با ضرب روزها، هفته ها، ماهها و سال در می یابیم که چپاول بزرگی برای سرکیسه شدن این کارگردان نگونبخت در نظر گرفته شده است.

تکرار مردان خشمگین
ساختار متن وابستگی شدیدی به ساختار درام دوازده مرد خشمگین" اثر "رجینالد رز" دارد. یک نمایشنامه تلویزیونی که در زمان خود بلافاصله فیلم هم شده است.
«12 ... دیدن ادامه » مرد خشمگین» فیلمی آمریکایی است که در سال 1957 به نویسندگی و تهیه کنندگی «رجینالد رز» و کارگردانی «سیدنی لومت» ساخته شده است. این فیلم برگرفته از یک نمایش تلویزیونی است که در سپتامبر 1954 در تلویزیون سی بی اس آمریکا به نمایش در آمد.
داستان فیلم درباره کشمکش و هرج و مرج های میان اعضای یک هیئت منصفه است که برای اعلان رای نهایی درباره یک پرونده قتل در جلسه ای دور هم جمع شده اند. با یک نگاه کلی می توان اینگونه تعریف کرد که فیلم به تدریج از فضایی آرام و کسل کننده به فضایی متشنج تبدیل می شود. موضوع پرونده درباره جوان 18 ساله ای است که پدر خود را با چاقو به قتل رسانده است. تمامی شواهد و قرائن که در جلسات متوالی دادگاه به آنها اشاره شده است علیه پسر جوان است. به همین خاطر 11 نفر از اعضای هیئت منصفه در همان ابتدا بر گناهکار بودن متهم رای دادند در حالی که یک نفر از آنها (هنری فوندا) با شکی معقول، به گناهکار بودن او مطمئن نیست و اصرار بر بحث و گفتگو بین اعضا دارد. قوانین دادگاه های آمریکا به اینگونه است که باید همه ی اعضای هیئت منصفه روی یک رای اتفاق نظر داشته باشند (دوازده به صفر)؛ به این ترتیب اعضا مجبور به بازگو کردن داستان قتل و چگونگی انجام آن می شوند.
به مرور بر تعداد آرای بیگناهی افزوده می شود و در عین حال می توان در هم ریختگی و آشفتگی روحی و تاثیر عقده های شخصی افراد بر آرای آنها را به وضوح دید. دلایل و توجیهات شخصیت اصلی فیلم آنقدر منطقی هستند که بلاخره در پایان فیلم اعضای هیئت منصفه متهم را بیگناه اعلام می کنند. در واقع این فیلم به بررسی مجموعه تکنیک های اجماع سازی و مشکلات به وجود آمده در این روند، میان اعضای یک هیات منصفه می پردازد که البته با شدت و درگیری میان اعضا همراه است.
در هفت دقیقه یک زن که سخنگوی کارگران هست از جلسه ای می آید که به او این هفت دقیقه ناچیز را تحمیل کرده اند که به گونه کارگران زن کارخانه باید به آن رای بدهند که جلوی بسته شدن کارخانه را بگیرند... در ابتدا 8 نفر از نمایندگان دسته های مختلف کارگری با این هفت دقیقه موافقت می کنند اما تنها مخالف همانا همین سخنگو هست که دلایل بسیاری دارد که نباید کورکورانه به این قضیه رای مثبت داد و حتی چنین نمونه ای در دیگر کارخانه ها موجودیت ندارد و اینان با کم کردن از میزان ساعت استراحت می توانند دیگر کارخانه ها را هم به گونه ای تحت الشعاع قرار دهند.
بنابراین با شتاب تن به این بازی بی قاعده ندهند و خودشان را دچار بدبختی دیگری نکنند. هوشیاری زن سخنگو یکی یکی آنها را به بیداری می کشاند و تعداد مخالفان و موافقان از هر گروه به چهار نفر می رسد و حالا رای نفر نهم است که می تواند یکی از این دو گروه را پیروز کارگزار انتخاباتی گرداند. او یکی از جوانترین کارگران زن هست که به گونه ای سرنوشت نسل تازه کارگران را رقم خواهد زد و حالا در اوج بیداری بی آنکه رای نهایی اعلام شود، نمایش با پایانی باز خاتمه می یابد. انگار همه چیز به مخاطب واگذار می شود که برای این موقعیت سخت و پیچیده تعیین و تکلیف کند و آن گونه که دلش می خواهد یا تفکری را در پیش گرفته است نسبت به حل بحران و پایان بندی نمایش هفت دقیقه اظهار نظر کند.

پایان باز
به هر روی، پایان نمایش هفت دقیقه باز هست به این معنا که دقیقا معلوم نیست این کارگران زن چه سرنوشتی را می یابند اما مهمتر اینکه این پایان همراه با پرسش هست که می تواند مبنای بیداری و هوشیاری بسیاری از اشخاص باشد که نسبت به آنچه با آن درگیر هستند، واکنش در خوری را نشان دهند. یا اینکه زمانی که مساله ای ایجاد می شود هول هولکی نسبت به آن کنش آنی نگیرند بلکه آنقدر و همه جانبه فکر کنند که دقیقا معلوم باشد که نسبت به چه چیزی دارند وارد عمل می شوند چون پس از قانونی شدن دیگر راه بازگشتی برای آن میسر نیست مگر باز هم با کلی درگیری بشود آن مساله را جبران کرد. شاید در سطح کلان بشود از برگزیت در انگلستان مثال زد با آنکه مردم به خروج از اتحادیه اروپا رای داده اند اما در عمل چنین چیزی یا میسر نیست و یا به سادگی میسر نیست و اگر هم میسر باشد ضرر و زیان هایش جبران ناپذیر خواهد بود... به همین دلیل دولت و مجلس درگیرند و مردم هم بلاتکلیف مانده اند... در این نمایش هم انگار دارند در این فضای خالی درست می اندیشند که درستر وارد یک عمل خاص شوند که در آن کارگران آسیبی نبینند.
اتفاقا همین پایان باز هست که هم معنای هفت دقیقه را گسترده می کند و هم ضمن سهم خواهی مخاطبان، آنها را وارد یک کنش نمایشی نیز خواهد کرد که مساله خود را در قیاس با این وضعیت بازآفرینی کنند و این خود یک مدل چاره جویانه برای حل بسیاری از مسائل مشابه خواهد شد چنانچه این نویسنده ایتالیایی از آن مساله حقوقی در 12 مرد خشمگین، به این مسالۀ مرتبط با کارگران در یک کارخانه رسیده و این گونه دارد مساله را به چالش می کشد که اگر در متن رجینالد رز همه چیز در پایان به نفع پسری خواهد شد که دیگر نباید اعدام شود اما در اینجا هیچی معلوم نیست چون کارگران و یا مردم در مسائل مشترک باید با برقراری بحث و گفتگو بتوانند شرایط بهتری را برای تدوام زندگی شان در نظر بگیرند. یعنی پایان باز و فراگیر وجه تمایز ساختاری متن هفت دقیقه با 12 مرد خشمگین خواهد بود که دامنۀ چالش را نیز افزونتر می کند.

درباره یک اجرا
آرش عباسی دارد در اجرای هفت دقیقه، ساده ترین راه را در پیش می گیرد:
1. شاید توان بازیگران افغانستانی می طلبد که با کمترین حس و چالش ممکن رودررویی خود نسبت به این مساله حاد را نشان دهند. البته این می تواند یک بدگمانی باشد چون ما غیر از این نوع بازی را هنوز ندیده ایم.
2. شاید کارگران زن هستند و فضای زنانه نسبت به فضای مردانه کم تنش تر باشد و چه بهتر که هیاهویی هم زیاد تر از حد تصور به نمایش در نیاید.
3. شاید هدف کارگردان به جای درگیری، ایجاد گفتگو و تعامل با تاکید بر واژگانی است که نویسنده ایتالیایی نوشته اما کارگردان ایرانی روش مندی خود را به چالش درمی آورد که با دوز پایین حسی هم می شود این موقعیت را به نمایش گذاشت.
4. سبک نمایشی که به گونه ای با تاکید بر مینی مالیسم دارد شکل می گیرد فقط اتکایش به کمترین چیدمان صحنه نیست بلکه از بازیگران هم می خواهد هر چه کم مایه تر حس های خود را بروز دهند و فقط نسبت به کنش ها اشاره های خود را بازی کنند و زیاد در ویران کردن هم نکوشند. در حالیکه متن می طلبد که اینها همدیگر را ویران کنند و گویا در اجرای ایتالیا و فیلمی که بر اساس این نمایشنامه نیز ساخته شده، بر این عصبانیت و تند خویی و دعوا و درگیری ها تاکید شده است اما در اجرای آرش عباسی همه چیز به طور خلاصه تر و در حد اشاره برگزار می شود. شاید همین خود دلیلی باشد که ما فضای کارگری را کمی متمدنانه تر از حد انتظار بشناسیم و در ایران ما برخی با این نوع برخورد چندان موافق نباشند برای اینکه همه چیز به دلخواه کارگردان دارد شکل می گیرد تا اینکه ما به ازاهای بیرونی بخواهند ماجراها و آدمها را سمت و سو دهند. به هر روی عباسی کار خودش را کرده و اهدافی برای کرده اش دارد و البته منطقا مخاطب اینجایی هم در نگاه اول به دنبال تطبیق هاست که اگر ما به ازاها را نیابد شاید آن را مرتبط به جایی دور از اینجا بداند و یا در کل با چنین رویکردی مخالفت کند.
5. این نگاه مینی مالیستی به لباس، صحنه، نور و گریم هم سرایت کرده است. همه بازیگران لباس فرم پوشیده اند و این خود گویای اشتراک آنان در محیط کارگری است و البته در صحنه هم به اختصار چند دوک ریسندگی در مقابل دیدگان مخاطب آویز شده و حالا همه چیز در پیچ و تاب بازی ها نمود می یابد. نور هم بیشتر حالت تخت و عمومی دارد مگر برای دقایقی که از این حالت در می آید و یا اینکه رنگ عوض می کند اما آنقدری نیست که بشود تصوری دربارۀ نورپردازی ویژه کرد. گریم هم مختصر و مفید است و بقیه چیزها خود بازیگران اند که برخی توانسته اند و برخی هم دارند تلاش می کنند از پسش برآیند...
6. این اجرا موثر است و در نهایت گویای آن چیزی است که در دل متن موج می زند. شاید همه چیز به تنهایی از یک خوانش روان به ذهن خطور می کند و مناسبتهای متن با جهان واقع هست که نسبت ها به درست ترین شکل ممکن برای ایجاد تفکر ممکن می سازد. پس هنوز سهم بازیگران نامعلوم هست چون جاهای خالی نیز در این خوانش محسوس است که شاید کارگردان نخواسته تاکیدی بر آنها داشته باشد. بنابراین باید بازیگران را در این داوری حذف کنیم چون با تمام کمبودها و نارسایی های شخصی همچنان در تمهیدات و خواست های اجرایی وارد عمل شده اند و نه فراتر و نه کمتر...
7. اجرای آرش عباسی خیلی می تواند پر مایه تر بشود؛ یعنی هنوز در جاهایی چالش های پیش رو می تواند پر رنگ به نظر برسد. باید به بازیگران اجازه داد بنابر واقعیت جاری و ساری که هر انسانی تصمیم می گیرد که در موقعیت چگونه باشد در اینجا نیز باید چالش پیش رو به گونه ای حل و فصل شود. بنابراین پذیرندگی هفت دقیقه در حد تبادل تفکر هست که اگر وجوه حسی تر و عاطفی تر نیز زمینه ساز این القاگری شوند آنگاه ما با یک اجرای زیبا و با دوام در اذهان مخاطبان همراه خواهیم شد. شاید این رودررویی در آستانه یک شگفتی متوقف شده و بهتر است آرش عباسی با سعه راه ورود به این جهان شگفتی ساز را ممکن سازد.
علی جباری و شبنم یگانه این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک) و سیاوش این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازتاب نظرات کاربران تیوال درباره نمایش هفت دقیقه در بی بی سی فارسی:



آمده ام تا فریاد کنم
آرش عباسی که تاکنون ۲۵ نمایش خود نوشته را به روی صحنه برده است، این بار تصمیم گرفت تا نمایشنامه هفت دقیقه اثر نویسنده ایتالیایی استفانو ماسینی را به اجرا بسپارد. سنگینی بار این نمایش اصالتا در جست و جوی عدالت و بازگوی رنج های سلطه و تبعیض و دنیای منفعت طلب، با انتخاب هنرپیشگان توسط کارگردان، چند برابر شد. دختران افغانستانی وقتی کارگران نمایشنامه ماسینی شدند، ناگهان تماشاگران تالار حافظ با پیامی چند برابر روبرو شدند.
طراح و کارگردان و هم تهیه کننده نمایش آرش عباسی بود و بازیگرانش الهام احمدی، زهرا اکبری، نرگس پویا، حمیده جعفری، نرگس هزاره، هانیه هاشمی، سمیه علیزاده، نسرین حیدری، حوا خلیلی.
علی جعفری فوتمی منتقد تئاتر ایران نوشت: "حالا دیگر می ... دیدن ادامه » توان با خیال راحت درباره تیزهوشی آرش عباسی حرف زد. وقتی یک کارگردان دست به انتخاب "به موقع" یک نمایشنامه می زند ؛ یعنی به این واقف است که حداکثر تاثیر گذاری حرف درست؛ وقتی است که در زمان درستی گفته شود".
خانمی با نام مینا در دیوار تیوال نوشت: "به نظرم این کار، فریاد آرش عباسی بر سرمان بود ...او با جسارتی که در همه ابعاد این نمایش به خرج داد، هرچه فریاد داشت به سرما (اعم از دولت و شهروند و...) کشید... کاش اون پنبه های لعنتی را از گوش در بیاریم ..".
نیلوفر ثانی در روزنامه آرمان نوشت: "این خطرپذیری که آرش عباسی متنی از استفانو ماسینی ایتالیایی را بر صحنه آورد که بی مناسبت با شرایط کاری و کارگری پرمسئله ی فعلی بخشی از افراد جامعه و مهاجران افغان‌ نیست، درکنار موضوعیتی به روز و دغدغه‌مند، نگاه مخاطبان را به برابری حق شهروندی چه مهاجر وچه بومی جلب می کند. این یعنی فاصله گرفتن از نگاه سلطه جویانه و تبعیض‌مند و منفعت‌طلبانه‌ی قشری. تا حقیقت هنر را بی هیچ مرز و محدوده‌ی جغرافیایی، دریافت کنند. و تلاشی را بر صحنه ببینند که تنها یک اجرای تئاتری با جنبه های خاصش نیست، بلکه اتفاقی‌ست از "انتخاب" در ابعادی به وسعتِ تاریخ و رنج آدمی، برای رسیدن به حق واقعی، و آمال و آرزویی، دست یافتنی".
آرش عباسی در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: "افتخار می‌کنم در روزگار شوخی های سخیف شعار بدهم".
وی با اشاره به آن چه هر روزه در اطرافمان می‌گذرد گفت: "در چنین شرایطی من چطور می‌توانم به این فکر کنم که زیبایی شناسی کارم را رعایت کنم. یا درگیر شعار زدگی نشوم؟ در روزگاری که ظلم به بهترین شکل تصویر و به رساترین صدا شنیده می شود من چطور روی صحنه فریاد نزنم؟ به همین دلیل حتی اگر شعار داده باشم با افتخار می گویم بله شعار داده‌ام. اصلا فریاد زده‌ام. فراموش نکنید ما نمایشی با محوریت مسائل کارگری روی صحنه آورده ایم که ضعیف ترین قشر این جامعه محسوب می شوند و کافی است ذره ای به وضعیت کارگران در همین جامعه کنونی خودمان توجه کنید. به وضعیت همین شش ماه و یک سال قبل کارگران در نقاط مختلف ایران که چه مصیبت ها و رنج هایی متحمل شده اند".
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی بی سی از اجرای هفت دقیقه به عنوان مهمترین اتفاق فرهنگ و هنر ایران در هفته گذشته نام برد:
روز کارگر رسید، کارگردانی به هنرمندی، برقع از روی معنا برداشت، نمایشی را با دختران جوان افغان به صحنه برد، در فریاد از ظلمی که بر زحمتکشان می رود. این شد بزرگ ترین حادثه هنری و فرهنگی هفته.
آمده ام تا فریاد کنم
آرش عباسی که تاکنون ۲۵ نمایش خود نوشته را به روی صحنه برده است، این بار تصمیم گرفت تا نمایشنامه هفت دقیقه اثر نویسنده ایتالیایی استفانو ماسینی را به اجرا بسپارد. سنگینی بار این نمایش اصالتا در جست و جوی عدالت و بازگوی رنج های سلطه و تبعیض و دنیای منفعت طلب، با انتخاب هنرپیشگان توسط کارگردان، چند برابر شد. دختران افغانستانی وقتی کارگران نمایشنامه ماسینی شدند، ناگهان تماشاگران تالار حافظ با پیامی چند برابر روبرو شدند.

http://www.bbc.com/persian/arts-48167774
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط ای کاش دست ها رو هم گریم می کردن. به خصوص اونهایی که نقش مسن ترها رو بازی می کنن. دست ها برای یه کارگر خیلی لطیف بود.
celine این را خواند
گروه نمایش موج، پارسا یزدی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی کار رو دوست داشتم. چه بازی های خوبی. دم همه شون گرم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اقتصادمان نمی‌تواند خصوصی باشد چون دولت می‌خواهد از هر نمدی برای خود کلاهی ببافد

تئاتری که دولت بر صفر تا صدش نظارت دارد، نمی‌تواند خصوصی باشد
سندیکا نمی‌تواند به تصمیمات غلط اعتراض کند چون نانش وابسته به دولت است

ما با یک ساختار معیوب و بیمارگونه روبروییم؛ به هیچ‌وجه نمی‌توانیم در جامعه‌‌مان سایه سیاست‌های غلط دولت‌ را منکر شویم. شاید دولت‌ شعار خصوصی‌سازی بدهند اما هیچ‌وقت نشان نداده‌اند که ذره‌ای از سود و منفعت خود را کم می‌کنند تا مثلا خصوصی‌سازی بال و پر بگیرد.

گفتگوی آرش عباسی به مناسبت روز کارگر ،درباره هفت دقیقه را در خبرگزاری ایلنا بخوانید
https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/757358-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AF-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%B4%D8%A8-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF
حنیف سلطانی سروستانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

⁣درباره نمایش "هفت دقیقه" به کارگردانی آرش عباسی - تالار حافظ
علی جعفری فوتمی - عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران
حالا دیگر می توان با خیال راحت درباره تیزهوشی آرش عباسی حرف زد. وقتی یک کارگردان دست به انتخاب "به موقع" یک نمایشنامه می زند ؛ یعنی به این واقف است که حداکثر تاثیر گذاری حرف درست؛ وقتی است که در زمان درستی گفته شود و همین البته انقدر مهم است که روی برخی ضعف ها سرپوش بگذارد. چیزی به انتهای اجرای نمایش "هفت دقیقه" نمانده است. دو یا سه اجرا نهایتا . و اگر چه امیدوارم بعد از اجرای نمایش "زیرزمین" ؛ آرش عباسی در یک سالن دیگر ( ونه حافظ که نه دل خوشی از صندلی های آزاردهنده اش دارم و نه کسی حال وانگیزه برطرف کردن ایرادات فنی سالن اش را دارد) باز هم "هفت دقیقه" را روی صحنه ببرد امااگر تا الان نمایش را ندیده اید همین فرصت ... دیدن ادامه » دوسه اجرای باقیمانده را جدی بگیرید.پیداست که آرش عباسی اجرای نمایش را خیلی پیچیده نکرده است. بازیگر ها روی صحنه قصه را از ابتدا تا انتها روایت می کنند.اگر در فرم و شکل اجرا دنبال نگاه خلاقانه می گردید و به نظرتان روایت نمایش هرچه بیچیده تر جذاب تر؛ هفت دقیقه نا امیدتان می کند.اگر دنبال بازی های فوق العاده بازیگران نمایش هستید هفت دقیقه به کارتان نخواهد آمد. اما اگر می خواهید از این که حرف دلتان را در نمایشی بزنند کیف کنید دیدن هفت دقیقه انتخاب صددرصد درستی است.دو موضوع دیگر هم در نمایش هست که باید درباره اش حتما حرف بزنم.اول درباره استفاده از بازیگران افغانستانی در نمایش .این بازیگران پیش از این و اولین بار در نمایش "ویولون تایتانیک" با آرش عباسی همکاری کرده بودند و به تعبیری شاگردان عباسی محسوب می شوند.اما نکته مهم اینجاست که این نمایش ؛ پروژه پایانی یک کارگاه آموزش تئاتر عباسی نیست.(چیزی که این روزها خیلی مد شده و آدم معروف ها کارگاه آموزش تئاتر برگزار می کنند و از همان ابتدا به شرکت کننده ها وعده اجرای عمومی یک اثر در پایان دوره می دهند.وعده ای که آنها برای جذب هنرجو می دهند و اغلب اوقات تاوانش را ما تماشاگران بخت برگشته باید بدهیم).حضور این بازیگران در نمایش محصول استراتژی ،بینش وفلسفه کارگردان برای انتخاب و چینش بازیگران است.بنابراین می توان بازی بازیگران نمایش را مثل هرنمایش معمول دیگری بررسی کرد و نکات مثبت و منفی اش را برشمرد.این به این معناست که عباسی در مقام کارگردان باید مسئولیت همه ضعف های بازیگرانش روی صحنه را بپذیرد و درتجربه های بعدی آنها را اصلاح کند.بازی های اغراق شده و گاه بسیار تعصنعی بازیگران، فریاد کشیدن ها و رفتارهای تهاجمی ناشیانه بازیگران در بعضی لحظه ها نمونه هایی ازاین ایراد ها هستند اما از سوی دیگر باید پذیرفت این فرصت بسیار خوبی برای بازیگران نمایش است تا دیده شوند و مثل هر بازیگری توسط کارگردانی برای ایفای نقش در تئاتر ؛ تلویزیون یا سینما انتخاب شوند بدون آنکه دلیل انتخاب شدن یا نشدنشان قومیت یا ملیتشان باشد.
مورد دوم ترانه انتهایی نمایش است.به نظرم اگر قرار باشد هر نمایش یک جایی بالاخره اصطلاحا تیر خلاص را بزند در "هفت دقیقه" تیر خلاص همین ترانه پایانی است.ترانه ی ایتالیایی vasco rossi که طبیعتا چون اغلب ماها به این زبان تسلط نداریم ؛ ترجمه اش در بروشور آمده است.دقیقا نمی دانم چه تعداد از آنها که به دیدن نمایش آمده اند به خودشان زحمت دقت در ترجمه این ترانه را داده اند. اگر دقت نکرده اید همینحا برایتان تصویرش را گذاشته ام که حظش را ببرید.این نمونه جذابیست از آنچه که گاه می تواند به عنوان فرامتن حتی بیش از متن مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهد و البته که این موضوع نه تنها ضعف کارگردان محسوب نمی شود که نشانه ی دیگری از تیزهوشی اوست.
جمله آخر: آیا با همه اینها که گفتم باید به دیدن "هفت دقیقه" رفت؟ پاسخ بی شک مثبت است.

پی نوشت:شنیدم که اجرای نمایش تمدید شده است. اگر اینطور باشد فرصت را از دست ندهید.
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را خواند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمدید شد
زهره مقدم و مینا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم این کار فریاد آرش عباسی بر سرمون بود ...
آرش عباسی با جسارتی که در همه ابعاد این نمایش به خرج داد، هرچه فریاد داشت به سرمون (اعم از دولت و شهروند و...) زد... فقط کاش اون پنبه های لعنتی رو از گوشمون در بیاریم...

تا همیشه قابل احترام و حمایت می مانی...
از صفحه آرش عباسی

نمایش ٧ دقیقه تمدید شد
بر خلاف خبرهای تمدید نمایش ها ،نه به دلیل استقبال بی نظیر تماشاگران بلکه به این دلیل که فکر می کنم آدم های زیادی هستند که باید این کار رو ببینند،نه به دلیل اینکه کار منه و نه به دلیل اینکه کار عجیب و غریبیه بلکه به این دلیل که از بدیهیات حرف می زنه و ما اگر بدیهیات رو جدی گرفته بودیم الان جایگاه دیگری داشتیم.من به سهم خودم همه توان مادی و معنویم رو می ذارم که آدم های بیشتری این کار رو ببینن.
شبنم یگانه این را خواند
مینا، کاوه علیزاده، امیر مسعود، حمیدرضا مرادی، Someone و شیرین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفت دقیقه و تنها هفت دقیقه
متن بشدت جذاب و گیرا بود و کشش و تعلیق خوبی داشت
چقدر رفتار اون کارگرها و حرفهایشون شبیه خود خود ما بود
دیالوگ ؛ ما همش فکر می‌کنیم که ما چقدر به اونا نیاز داریم اما واقعیت اینه که اونا به ما نیاز دارند، اون کراواتی هایی لعنتی. و چقدر این جمله و این فکر در مورد من صدق میکرد.
( فقط بعضی جاهای متن یکم شعارزده میشد )
شهامت و جسارت کارگردان در استفاده از بازیگران هم بسیار ستودنی بود ، بازیگرانی با استعداد و پر تلاش و توانا و به نظرم باید و باید و باید حمایت کنیم از این مرام و مسلک و فرصت انتخاب کردن و دیده شدن بدیم.
بازیگر نقش اصلی ( اگه اشتباه نکنم بلانچ ) خیلی خوب و درست و باورپذیر بود
در مجموع دم ارش عباسی گرم و دم گروه خوب و جوان و با انگیزه هم خیلی گرم ❤️❤️❤️
با عمده نظرتون موافقم :)
۰۹ اردیبهشت
واقعا کنار اسم شما جز استاد میتونه کلمه ای حق معنا رو ادا کنه استاد عبدللهی ❤️
همشهری رویا :)))
گروه موج ممنونم ار شما و گروه خوبتون ❤️
۰۹ اردیبهشت
ای خدا :))))
از همین قلبا :)
۱۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از صفحه اینستاگرام آرش عباسی


تا چند روز دیگه بهش عادت می کنیم .شاید یه روزی یادمون بیاد یه وقت استراحت کوفتی پونزده دقیقه ای داشتیم ولی چه اهمیتی داره؟

این دیالوگ نمایش هفت دقیقه دلیل خوبیه که در هر اجرا ناخودآگاه برم به سال هفتاد و دو و تصویر اولین پراید نقره ای رنگی که اومد ملایر رو ببینم. مال صاحب داروخونه ای بود در اول خیابان سعدی.
پراید ، اون سال تکنولوژی عجیبی بود که در سیل پیکان های شهر مثه ستاره ای می درخشید.ستاره ای با قیمت دو سه میلیون تومن که طی یکی دو سال ، ذره ای گرون تر شد اما به چشم نمی اومد . بیست و شش سال گذشته و اون پراید کره ای پنجاه میلیون گرون تر شده و البته ایرانی شده و محصول سایپا. اما ما هر سال به گرون شدنش عادت کردیم و حتا یادمون نمی یاد یه روز قیمتش اون بوده و امروز قیمتش اینه. پراید یکی از هزاران هزار چیزیه که ما بهش عادت ... دیدن ادامه » می کنیم.هر روز با هر اجرای هفت دقیقه فکر می کنم که ما چقدر عادت پذیریم . ما عادت پذیر ترین انسان های زمین که نه عادت پذیر ترین موجودات روی زمینیم هیچ جانداری از انسان و حیوان و چرنده و پرنده و خزنده عادت پذیر تر از ما نبوده و نیست.من هر روز جایی از نمایش هفت دقیقه که شخصیت خارجی میگه من روزی که اومدم یورو به پول کشورم نه هزارتا بود و امروز شده صدو پنجاه هزارتا به خودم فکر می کنم که فاصله بین نه هزار تا صدو پنجاه هزار تا رو چطور طی کردم و عادت کردم. جوری هم عادت کردم که الان صدتا تک تومن پائین اومدنش خوشحالم می کنه.من به این خوشحالی ها هم عادت کردم و همینه که از خودم،از این خاک و از هر موجودی که هم نژاد منه ناامیدم
"ما عادت پذیر ترین انسان های زمین که نه عادت پذیر ترین موجودات روی زمینیم هیچ جانداری از انسان و حیوان و چرنده و پرنده و خزنده عادت پذیر تر از ما نبوده و نیست"

هرروز میخوام این مطلب رو فریاد بزنم
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«ضرورتِ انتخاب»

هفت دقیقه نمایشی جسورانه در وجه‌ “انتخاب” است و تلنگری برای آگاهی از مسیرِ مدنیّت و تمرینِ احترام و رعایت حقوق انسانی؛ در جامعه‌ی پرتنش فعلی‌ که در تمام ابعاد، شرایط ناهنجاری حاکم‌ست، اینکه کارگردانی در یکی از مهمترین سالن‌های تئاتر، نمایشی را اجرا می‌کند که بازیگرانش دختران جوان مهاجر افغان هستند انتخابی‌ست که شجاعت ویژه‌ای می‌خواهد و کار هر هنرمندی نیست.

این ریسک که متنی از استفانو ماسینی ایتالیایی را بر صحنه آورد که بی مناسبت به شرایط کاری و کارگری پرمسئله ی فعلی بخشی از افرادجامعه و مهاجران افغان‌ نیست درکنار موضوعیتی به روز و دغدغه‌مند، نگاه مخاطبان را به برابری حق شهروندی چه مهاجر وچه بومی جلب می کند که از نگاه سلطه جویانه و تبعیض‌مند و منفعت‌طلبانه‌ی قشری،فاصله گرفته، و حقیقت هنر را بی هیچ مرز و محدوده‌ی ... دیدن ادامه » جغرافیایی، دریافت کنند. و تلاشی را بر صحنه ببینند که تنها یک اجرای تئاتریکالیته با جنبه های خاصش نیست، بلکه اتفاقی‌ست از “انتخاب” در ابعادی به وسعتِ تاریخ و رنج آدمی، برای رسیدن به حق واقعی، و آمال و آرزویی، دست یافتنی.
چه انتخاب بر آنچه حق آنان حتی به اندازه ی ۷ دقیقه‌ست و چه انتخاب بر هنری که پل ارتباطیِ بی واسطه‌ با سیالیت ذهن و اندیشه و برداشت زنده‌ی بیننده ای دارد که این نمایش را انتخاب کرده است.

دختران افغانی که از شرایط رفاهی ومعمول بسیاری محرومند امروز بر صحنه‌ی تئاتر، جایی که بزرگان این سرزمین نقش آفرینی کرده‌اند،ماندگار شده‌اند و میراثی غنی باقی گذارده‌اند، قدم گذاشته‌اند و با تلاش و ازجان مایه گذاشتن، رسالتی را آغاز کرده‌اند که به تمام انسان‌ها و به ذات هنر مرتبط‌ست.نه نژاد، زبان، سطح اجتماعی و نه هیچ خط جداکننده ی دیگری دراین عرصه اهمیت ندارد. آنچه مهم‌ست فرصتی‌ست که یک کارگردانی ایرانی،که خودسالها طعم سکونت و تجربه‌ی حضور و اجرای تئاتر را در خارج از ایران دارد، دراختیار این جوانان مستعد وهنرمند قرار داده تا دیده شوند، تا معنای واقعی از تاثیرگذاری همگرایِ هنرهای نمایشی، و ضرورت نیاز به تئاتر از یک سطح معمول و تماشای حرکات بدن و دیالوگ های جاری، فراتر رود و به اشتراکی برسد که تئاتر، خودفرهنگ ساز امری انسانی، و زبان یگانه ی بنی آدم باشد. جایی که خشونت، سلطه جویی، تبعیض، ترحم، تحقیر، و به حاشیه راندن، جایش را به درخشش و همجواریِ نقطه اشتراکی بدهد که شاید یکی از کارآمدترین اهداف تولید واجرای تئاتر در شرایط کنونی ست.

اجرای پیشین آرش عباسی نیز با گروهی از جوانان افغان مقیم درایران اجرا شد که استعدادهای بسیارخوبی از میان آنها درصحنه درخشیدند و امروز نیز با طی همان مسیر، روزنه‌های امیدبخشی از حضور این نسلِ مهاجران افغان، درپیوند با صحنه ی تئاتر به چشم می آید.
استفاده از این پتانسیلی انباشته برای به جریان انداختن و به میدان آمدن نیرویی‌ست که برای رشد وترقی جامعه و این سرزمین بدون شک، تاثیرات پرثمری دارد.

نیلوفرثانی

شناسه خبر : 48052 | تاریخ انتشار : ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۵:۲۴ | ارسال توسط : پایگاه خبری تاتر
درج در روزنامه ی آرمان 8 اردیبهشت 98
خانم ثانی نازنین درود ⁦❤️⁩
۰۷ اردیبهشت
@گروه نمایش موج ممنون از توجهتون ، موفق باشید
۰۸ اردیبهشت
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦
۲۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای دیشب ای نمایش رو دیدم زحمت زیادی کشیده بودند تمرین زیاد کرده بودند ،کار تمیز بود ولی کشدار و طولانی ،حدود ۱۵ دقیقه برای بیان یه مطلب که اصل داستان بود وقت هدر شد که کمی خسته کننده بود و بدون کش دادن هم میشد کار رو تموم کرد ولی در مجموع موضوع تامل بر انگیزی بود ،همه چیز از کمترین ها که به چشم نمیاد شروع میشه ،به قول بلانش داستان، چیزی رو که تو نامه نوشته نخونید چیزی رو بخونید که نوشته نشده .از یه طرف هم به مدیریت کاملا سیاستمدارانه کرواتی ها ایمان اوردم پیشنهادشون خیلی هوشمندانه بود:)
سپاس از زحمات همه گروه ،خسته نباشید منتظر کارهای بعدی هستم.
سپاس از همراهی و نظرتون
۰۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Statistics Dont Lie.

House m.d

اولین چیزیکه با دیدن این نمایش به ذهنم رسید این جمله بازیگر نابغه هیو لری بود و بعد بازی بحث و استدلال فیلم دوازده مرد خشمیگن.
به جرات این سریال و این فیلم در لیست مورد علاقه‌های من اول هستند، حالا تصور کنید خوشحالی و شعف من رو هنگام دیدن این نمایش..

دلم می‌خواست تک تکتون رو بغل کنم. دست دونه دونه تون رو فشار بدم. هزار بار تشکر کنم.
دختران هم وطن و هم خاک من. چه قدر شبیه هم هستیم. مثل خواهرم عاشقانه دوستتون دارم. مرسی از تلنگری که به همسایه حواس پرت و قانع همیشگی تون زدید.
آقای عباسی تبریک به خاطر در آوردن این دکور و متن و نمایش و این بازی های عالی. واقعا عالی.

چقدر جای یک بلانش بین ما خالی‌ست..
و چه سوفی هایی که زیر همهمه جمعیت بی سر
و کور
و پاگنده ما له شدند..

عاشقتونممممممممممم
عالی ... دیدن ادامه » بودددددید
خسته نباشید.
با افتخار ۴ از ۵ به خاطر بازی های از ته دل تک تکتون.
ممنون از همراهی و محبت تون خانم مقدم
۰۵ اردیبهشت
هیو لری... دکتر هاوس
باز ترغیب شدم بشینم ببینمش
آخ که چه قدر کاراکتر گریگوری هاوس جذابه
۰۶ اردیبهشت
به عنوان کسی که هفت بار این سریال رو دیده و رکورد فرندز خودشم زیر پا گذاشته میگم . هنوز هم جا داره برای دیدن...
۰۷ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو طرف من نیستی ، طرف هیچکس نیستی ، تو انتخاب خودتو می کنی ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزهایی رو بخون که نوشته نشده ولی انگار نوشته شدن !!
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از پنجشنبه ۵ تا یکشنبه ۸ اردیبهشت، به نویسندگی استفانو ماسینی، کارگردانی آرش عباسی و با بازی الهام احمدی، زهرا اکبری، نرگس پویا و ... امروز (سه شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
گروه نمایش موج این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید