تیوال نمایش مثل شلوار جین آبی
S2 : 07:08:10
  ۱۵ فروردین تا ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
  ۱۸:۳۰
  ۴۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: احسان گودرزی
: احسان گودرزی
: رامبد جوان

: مهدی شاه‌حسینی
: شهرزاد نیک‌مرام
: احسان صفرزاده
: نگار نعمتی
: احسان گودرزی
: امیر صداقتی
: مانی لطفی زاده
: آیناز تیمورینمایش برگزیده چهارمین فستیوال مونولیو ۱۳۹۲

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش مثل شلوار جین آبی / عکاس: گلشن قربانیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مثل شلوار جین آبی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش مثل شلوار جین آبی / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» آخرین تمدید

آواهای وابسته

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه وقتایی دلیلی نداره چراغ که سبز میشه حرکت کنی، چون همه ی دنیات کنارته!...
زیبا، روان و جذاب ..

داستانی تأمل برانگیز و پر از نشانه، تصویر جالبی از زندگی چند نسل را با فن بیانی ستودنی روایت می‌کند..
متن را می‌توان بارها خواند و هر بار لذت برد و با هیجان در انتظار کشف سخنی تازه بود..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر دوستان
در حد انتظار بود و قابل تحسین بویژه متن پر از تعلیق نمایشنامه...ولی اگه بخوام اونو با آخرین مونولوگی که دیدم( نمایش فصل شکار بادبادک ها، متن و کارگردانی جلال تهرانی، با بازی بهنوش طباطبایی) مقایسه کنم قطعا اون کار از نظر بازی و کارگردانی نمره بیشتری می گیره..کاش از اون نمایش هم در حد شایستگیش استقبال می شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه خیلی عالی بود، دوست دارم متنشو داشته باشم و بارها بخونم. بازی هم خوب بود ولی میشد بهتر باشه. در کل خسته نباشید میگم به کل گروه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتری است مبتنی بر اکثر آموزه های گروتوفسکی؛ تئاتر بی چیز به تمام معنا. نه دکور، نه طراحی لباس خاص، نه آکساسوار، نه طراحی نور و نه حتی موسیقی. متن این نمایش در فضای جریان سیال ذهن شکل می گیرد و قلم رها می شود تا سرکشی های دیوانه وار خود را تا جایی که می تواند و جای جولان است ادامه دهد. داستان هایی خلق می کند که همگی همدیگر را قطع می کنند و کاراکتر نمایش، خود به تنهایی در مرکز تمامی داستان های متقاطع نمایشنامه قرار می گیرد. داستان، یک بازی تودرتوی شگفت را به روایت و نمایش می کشاند که بارها تماشاگر را میخکوب و محظوظ می کند. از بیشتر عواملی که باعث جذب حواس و تمرکز تماشاگر می شود در کار کمک گرفته می شود. سکوت مطلقی که بر سالن حکم فرماست دلیلی بر موفقیت به کار بردن این تکنیک هاست. در برخی جاها صدای بازیگر پایین برده شده و زمزمه وار می شود و توجه تماشاگر ... دیدن ادامه » را برای شنیدن و ادراک حرف ها متمرکز می کند. به موقع ریتم گفتار را کند و به موقع تند می کند و به تناسب مفاهیم برای مخاطب تنوع ایجاد می کند و با این ترفند مانع بریدن او از صحنه و ماجرای آن می گردد. «مثل شلوار جین آبی» ثابت می کند که تئاتر می تواند بدون هر چیزی جز یک بازیگر وجود خارجی پیدا کند و حیات داشته باشد، در عین حال نام تئاتر بر خود بگیرد و عناصر دراماتیک را به طرزی پر رنگ و قابل توجه با خود همراه داشته باشد. تئاتری که حدود چهل دقیقه تماشاگر را به درون حفرۀ خود می کشد و تا پایان به او اجازۀ رهایی از فضایی که بازیگر می سازد را نمی دهد. به احسان گودرزی که در اوج دوران جوانی است، برای نوشتن، کارگردانی و بازی در این تئاتر تبریک می گویم و او را بازیگری خوش آتیه در عرصۀ تئاتر کشور می دانم.

منتقد: وحید عمرانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"مثل شلوار جین آبی" رو دوست داشتم
مثل دفعه قبلی که دیدم
متن خیلی خوب و پیچیده‌گیای فوق‌العاده
بازی خیلی خوب احسان گودرزی که به نظر نسبت به قبل پخته‌تر شده بود
و ریتم خیلی خوب هم توی متن و هم بازی احسان گودرزی

manimoon..
این مطلبیه که 15 اردی‌بهشت 93
بعد از اولین باری که "مثل شلوار جین آبی" رو دیده بودم
نوشته بودم
واقعن 2 سال و 1 هفته گذشت؟!؟!؟!؟!؟!؟!

"مثل شلوار جین آبی" رو دوست داشتم
خیلی خیلی زیاد
با دوستم حرف بود که چند وقتیه یه نمایش خیلی خوب ندیدیم
بعد از نمایش گفت این همون نمایش خیلی خوبی بود که چند وقت بود ندیده بودیم
چه ... دیدن ادامه » قدرم درست گفت
بازی خیلی خوب و روون احسان گودرزی
تو یه فضای خالی
عالی بود
ولی به نظر من نقطه قوت کار متن خیلی خوبش بود
با پیچش هایی که بارها و بارها میخ کوبت می کردن
از بس درست و به جا بودن
حتمن حتمن حتمن برید و ببینید
نه یک بار
که بارها
مطمئناً ندیدنش یکی از حسرت هاتون می شه
خوشحالم شبی کارو دیدم که بهاران بنی احمدی و مهدی کوشکی هم اون جا بودن.

manimoon..
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی واقعا لذت بردم.
کاش بعد از پایان دوره اجرا، متن نمایشنامه رو چاپ کنید ، یه کتابجه آدم بتونه داشته باشدش، دوباره بخوندش ، لذ ببره
خداییش 40 دقیقه مونولوگ گفتن کار هرکسی نیست! من دوستش داشتم. شکل روایت داستان خیلی خوب بود. مثل این بود که آدم نشسته باشه یه فیلم ببینه. خوبیش این بود که نصف کار گردن بیننده بود. از یه جایی به بعد مدام حواست رو باید جمع بکنی و تیکه تیکه یه پازل رو بچینی کنار همدیگه که آخر نمایش همه ی تصویر رو با هم داشته باشی.
من فقط قضیه تخم گذاشتن رو نفهمیدم :(
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود
به دوستان عزیز پیشنهاد می کنم و به عوامل هم خسته نباشید میگم
الهام دیانتی این را خواند
نفیسه نوری و ماه منیر تقوی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دلم میخواد با زنم حرف بزنم
من دلم میخواد با دخترم حرف بزنم
کو؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکسه همه چیز داشت، عکسه همه چیز بود...
محمد لهاک این را خواند
علی سیمایی، ماه منیر تقوی، ریحان، ستار میم و Someone این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وسط زرزرای استاد یهو یه دختره در کلاس رو باز کرد اومد تو.‌.
تا چشاش افتاد تو چشام بلند گفتم برپا، همه بلند شدن، حتی استاد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تصور کن داری از این زاویه زنتو میبینی...
.
.
.
بعد پری افتاد
پری دوباره افتاد
پری هنوز داره می افته
پری همیشه داره می افته
.
.
.
بعد خیلی زشته که اشکات بچکه رو دست یه حرومزاده
خیلی زشته که اشکات بچکه رو دست یه حرومزاده
.
.
.
چه جمله ای
عالی بود
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرسی و خسته نباشید بسیار
برای اولین بار به همراه دوستانم به تماشای مونولوگ نشستیم و واقعا لذت بردیم . مرسی احسان عزیز برای هنرت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ی آینه ها رو جوری تنظیم کرده بودم که صندلی بغل رو نشون بده... اجسام واقعا از آنچه در آینه است به شما نزدیکترن...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن عالی و بازی درجه یک احسان گودرزی عزیز ...
نمایشی دوست داشتنی و لذت بخش ...
اگرچه قبل از دیدن نمایش حس میکردم زمان نمایش کمه اما همه چیز به اندازه بود و به قدری با متن همراه شدم که لحظه لحظه روایت برام جذاب بود و به نظرم همه چیز از جمله زمان ، شوخی ها و ... نمایش درست و به اندازه بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود...
با این متن فوق العاده خوب، آقای گودرزی شما رو مجبور می کنه فقط و فقط حواستون به ایشون باشه و حتی یه لحظه هم پرت نشه....
متن این نمایش، جابه جایی داستان و اینکه هر لحظه مخاطبو به یه طرف پرت می کنه واقعا تحسین برانگیز بود...
البته اینو هم باید بگم که به خوبی اجرا شد ... واقعا عالی و هنرمندانه...
لذت بردم ...

به تمام گروه خسته نباشید می گم ... یک تبریک ویژه هم برای تئاتر مستقل تهران
صحنه تاریک و بدون دکور
سکوت مطلق طولانی
مردی با لباس ساده و کتانی های خوش رنگ،مونولوگی شرح حالْ گونه رو به طور جدی و در عین حال با طنز شیرینی بازگو میکنه،بازیگر با مهارتِ تمام با ادای مونوگِ مُورس وار و سرعتی، و گاهی با مکث،و جلو عقب رفتن های به جا ،به کمک نور پردازی فوق العاده در صحنه ای تاریک ،و در واقع در قالب یک میزانسن ساده مخاطب رو لحظه به لحظه همراهِ خود تا انتهای داستان میبره و سعی میکنه این موقعیت های حساس،کُمیک یا حتی غمگینِ داستان به خوُردت بره 
،داستانی چندبعدی و کنجکاوی برانگیز! که چندین بار در یک صحنه قرار میگیری ،با تکرارهای اغراق آمیزِ جملات هربار چیز جدیدی از ماجرا دستگیرت میشه،یه موقعیت جدید،یه نگاه جدید..
تو رو غرق در طنز و جد ّ و وِخامتِ داستان میکنه،گاهی با متکلّم همذات پنداری میکنی،،با او موافقی
گاهی به او میخندی و گاهی حرص میخوری!گاهی دلت میسوزه و ...
،حق رو به راوی میدی،دفعه بعد به سوم شخص(ها) ..
یک جرقه،یک عقیده و یک دل مشغولی...
و هر بار استدلالی جدید برای این تخم ها!

و نور از بازیگر برداشته میشه
و دوباره تاریکی مطلق...
و تمام.

پایان این 30،40دقیقه ی هیجان انگیز در سالن تازه تاسیس تئاتر مستقل تهران

http://Telegram.me/tehraantimes