تیوال نمایش سماعی زاده
S3 : 01:57:24
  ۱۷ اردیبهشت تا ۰۴ تیر ۱۳۹۶
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: رضا بهاروند
: علی شادمان، باران وقار کاشانی، شیدا خلیق، احمد کاوری، تینو صالحی، فرانک کلانتر، سالار کریم‌خانی، مهدی زندیه و توران کیایی

: احمد سلگی
: سعید حسنلو
: علی کجباف
: آزاده قوام
: مونا جعفری
: مبین بهاروند
: وحید میثاقی

: حسین ایرجی
: حسین شاهیوند
: غزاله الکایی
: امید جمشید پور
: علی ژیان (جارچی)
: مریم رودبارانی
: آریان امیرخان (فیلم نیوز)
: شهاب نجفی
: اشکان مستی
: سجاد ایرانمش، اشکان مستی

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش سماعی زاده / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سماعی زاده (سری دوم) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سماعی زاده (سری نخست) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
زبونم بند اومد، بریده شد افکارم

خوش آمدی به قلب من خوش آمدی

همه چیز با تغییر یک اسم آغاز می‌شود تا شما را ترغیب به دیدن یک نمایش کند. یک شین به یک سین مبدل شد تا رضا بهداروند در دومین تلاش حرفه‌ای خود شاید با مخاطب بیشتری روبه‌رو شود. اگر استقبال کنونی را در نظر بگیریم، «وقت ناهار» که در سال 94 در ایرانشهر روی صحنه رفت یک شکست محض به حساب می‌آید. از آن تیم هم بهاروند تینو صالحی و محمد قدس را به عنوان پایه‌های ممکن فروش به همراه خود آورد. از آن تیم دانشجویی که در جشنواره هجدهم تمام نامزدی‌ها را به حریفانش باخته بود، چیزی به همراه خود نیاورد؛ به جز چند نام خاص: وحید میثاقی طراح پوستر و حسین شاهیوند دستیار کارگردان و برنامه‌ریز. ولی این نام‌ها تنها برای گروه اجرای اهمیت دارد تا مخاطب.

با این حال، آنچه بهاروند از «وقت ناهار» با خود به «سماعی‌زاده» چیز دیگری بود که می‌توان آن را تلاش شکست‌خورده یک کارگردان جوان نامید. تلاشی برای نشان دادن باهوش بودن و در عوض بی‌هوش بودن و تلوتلو خوردن‌های بیهوده.

اومدنت دیره، دلم یه جایی گیره

«سماعی‌زاده» داستان پسر دانشجویی است که موفق به اجاره‌ خانه‌ای مملو از مشکلات شده است. از ابتدا مستراح به سبب گرفتگی بوی بدی از خود متصاعد می‌کند. در سوی دیگر همسایه‌ها از حضور پسر استقبال نمی‌کنند و در یک ماراتن 80 دقیقه‌ای او را مدام زجر می‌دهند تا در نهایت دریابیم ساکن سابق خانه، زنی به نام کبری با مردان خانه رابطه داشته است و هم‌اکنون در منزل یکی از مردها ساکن است. کبری دخترش را با قساوت کشته و او را در توالت فرنگی خانه مخفی کرده است. روح دختر با پسر روبه‌رو می‌شود و از او کمک می‌خواهد تا او را مخفی کند و این درک روح‌بودگی نیز در پایان رخ می‌دهد. پایانی که با جمله آغازین مرتبط است، اینکه مکان مستراح بوی پدر پسر را می‌دهد.

آنچه بهاروند روی صحنه برده است، نسخه‌ای ضعیف و تکراری نسل پیشین دانشگاهیش است که در ابتدای دهه 90 با ساختن نمایش رئالیسم اجتماعی آغاز کرده بودند. نمایش‌هایی که به درون بافتار خانواده‌ها سرکش می‌کشیدند و آنها را در موقعیت عمدتاً مالی گیر می‌انداختند تا به اضمحلال رسند. گل سرسبد این نمایش‌ها نیز «قصه ظهر جمعه» محمد مساوات بود که توانست او را مشهور کند و باعث شود مساوات دیگر هیچگاه در چهار تجربه‌ بعدی خود چنین فضایی را تجربه نکند. در عوض مساوات و هم‌نسلانش به سراغ یک امر خارق‌العاده یا عنصری رفتند که این رئالیسم‌زدگی را بزداید و شروع این ماجرا نیز با مساوات دنبال شد؛ چرا که پیروان این مسیر دیگر فرصتی برای عرض‌اندام نداشتند. پوریا کاکاوند مدت‌هاست کارگردانی نکرده است، رشادت به سراغ متن «دوازده مرد خشمگین» رفت و نیما نادری در غبار به سر می‌برد، کاهانی به تکرار مکررات رو آورده است تا بیشتر درگیر فروش باشد و ... . در این میان مساوات با «یافت‌آباد» سعی کرد با نشان دادن صفحه موبایل روی دیوار و آنچه در برابر چشمان بازیگران رخ می‌دهد از این فضا واقع‌نما فاصله بگیرد. نتیجه یک شکست بود.

بهاروند نیز به دنبال همین رویه است. او نیز می‌خواهد مثلاً رئالیسم اجتماعی را به رئالیسم جادویی بدل کند؛ بدون آنکه برای آن علمی و آگاهی داشته باشد. او ساختار روایی مضمحلی را برای بیان ایده‌هایش انتخاب می‌کند. ابتدا یک پسر را با خاطره‌ای از پدرش به میانه صحنه پرتاب می‌کند. او از نقش موسیقیایی پدرش می‌گوید و اینکه چگونه بعد انقلاب ثروت برآمده از موسیقیش را می‌بازد و در نهایت به چه نحوی کشته می‌شود. البته بماند که کشته شدن پدر اثبات‌پذیر نیست؛ چراکه هیچگاه جنازه‌اش را نمی‌یابند. این اثبات‌ناپذیری همانند سردردی مزمن تمام وجود روایت را فرامی‌گیرد. بعد می‌فهمیم که او در خانه یک موزیسین پیش از انقلابی ساکن شده است که از قضا گیتارش را با خودش برده است. پس به نوعی بهاروند می‌خواهد موقعیت پدر را به شرایط خانه ربط دهد؛ ولی به چه کاری می‌آید؟ هیچ کار.

سپس ... دیدن ادامه » نوبت به سارا می‌رسد. او بدون هیچ منطقی وارد خانه پسر می‌شود. بهانه هم این است که اگر او را بیرون خانه ببینند، تنبیه خواهند کرد؛ اما همین مسئله نیز در میانه رها می‌شود. اصلاً مهم نیست کسی دختر را ببیند. چرا؟

تو وقتی پرزدی، دل با تو پر پر زد

عمده مشکل نمایش بهاروند در روایت خلاصه می‌شود. او تعدادی شخصیت خلق می‌کند تا آنان را در گوشه گوشه نمایشش جای دهد. این گلیم چلواری را قرار است هر یک از شخصیت‌ها به گوشه‌اش بچسبد تا کار سر و شکل پیدا کند. نتیجه کار چیست؟

شخصیت‌ها مدام دعوا می‌کنند، فحش می‌دهند، جنجال به پا می‌کنند و در نهایت هیچ. هر داستانی در دل خود یک مسیر روایی مشخص دارد که هنرمند آن را دنبال می‌کند. راوی خوب، راوی است که عناصر گره‌گشایی نهایی را در گوشه گوشه اثرش پنهان کند تا در نهایت مخاطب با پایان اثر به هوشمندی آنچه دیده یا خوانده دست یابد. در مورد «سماعی‌زاده» شما با چنین چیزی مواجه نیستید. هر آنچه رخ می‌دهد تا چند دقیقه بعد در دل داستان دفن می‌شود و با سیالیت اثر در انتها به یک پایان آبرومندانه ختم نمی‌شود. تنها چیزی که می‌ماند بوی پدر و مستراح است.

مشکل روایی را زمانی حاد می‌شود که به طرفه‌العینی می‌فهمیم کبری کیست و بلافاصله درمی‌یابیم کبری در خانه یکی از همسایه‌هاست و از قضا همان لحظه است که شما می‌فهمید که کبری با مرد دیگری در آن آپارتمان در ارتباط بوده است و بدتر آنکه برادرزن این مرد نیز از این رابطه آگاه بود و پادویی آنها را می‌کرده است. در این فضای شبه‌جنایی که مزین به یک قتل نیز هست، خبری از چینش سرنخ‌ها نیست. همه چیز با یک باز بودن در لو می‌رود. این بوی سطحی بودن روایت‌پردازی اثر بهاروند است که خود را غرق در دیالوگ‌های شبه‌واقعی و کف‌جامعه‌ای کرده است، بدون آنکه به داستان کمکی کند. صرفاً مخاطب را می‌خنداند که آن هم معضلی است لاینحل.

زبونم بند اومد، بریده شد افکارم

اما بهاروند در نمایش واقع‌گرا خود دست به حرکت‌های سوررئالیستی هم زده است. برای مخاطب معمولی که او را نمی‌شناسد و به واسطه موقعیت مکانی و البته دیالوگ‌های تند نمایش و حساسیت نام خواننده - موزیسنی روی عنوان نمایش، این نمایش را برگزیده است، آنچه به عنوان یک کنش در نمایش گنجانده شده است، قابل‌درک نیست.

باید به نمایش «وقت ناهار» بازگشت. جایی که خانواده غرق در فضای مجازی در هر صحنه، غذای دست نخورده را رها می‌کنند، سفره را گسترده‌تر می‌کنند و به سمت عمق صحنه پیش می‌روند تا جایی که به دیوار تالار سمندریان برسند. بهاروند در آن نمایش دور باطلی که خانواده در آن اسیر شده‌اند را به طولانی شدن سفره نشان می‌دهد.

در «سماعی‌زاده» قصه به نحو دیگری است. چیزی به اسم دور باطل وجود ندارد. یک جنایت رخ داده است و ساکنان به واسطه گناهی که مرتکب شده‌اند بایستی اکنون تاوان پس دهند. در این میان روح دختر کبری، سارا مشغول بزرگ کرده مستراح است. او دیوارها را جابه‌جا می‌کند و مشغول چیدن کاشی‌ها آن می‌شود. این در حالی است که شخصیت لوله‌کش این کار سارا را عادی می‌پندارد و به محض آنکه می‌فهمد او روح است، غش می‌کند یا شاید می‌میرد.

پرسش اینجاست که این رویه سوررئال به چه کاری می‌آید؟ اگر نمادی از تنگ شدن عرصه بر گناهکاران است؛ چرا این تغییر فیزیکی در کنشگری شخصیت‌ها اثر نمی‌گذارد؟ چرا برای مثال همانند فشار قبر عمل نمی‌کند؟ اگر این کار خرق عادت است؛ چرا شخصیت‌ها نسبت به آن واکنش نشان نمی‌دهند؟ اگر برخلاف این دیدگاه یک رویه سوررئال، با چاشنی عادی بودن چنین حرکتی است؛ چرا چیزهای دیگر عادی نمی‌شوند؟ اگر هم یک کار پست‌مدرن باشد حاوی چه پیامی است؟ چطور می‌شود انبساط صحنه از یک نمایشنامه ایتالیایی به یک نمایشنامه ایرانی انتقال یابد؟

پاسخ یک چیز است، آن هم امضای بهاروند روی کارهایش. کاری که شاید در کار سوم و چهارم و الی آخر ادامه پیدا کند و نتیجه آنکه کسی چیزی از آن نمی‌فهمد و تنها آقای کارگردان اقناع شود. همان‌طور که در «سماعی‌زاده» همه چیز فدای رسیدن به این انبساط می‌رسد، انبساطی که همانند یکی از ترانه‌های بامزه همان خواننده کذایی باید به طنز گفت «زبونم بند اومد، بریده شد افکارم»
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش از روز پنج شنبه ۱۸ خردادماه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"سماعی زاده" به دلیل استقبال پرشور تماشاگران تا پایان خردادماه تمدید شد.
پیش فروش بلیت از فردا شنبه(١٣خرداد)ساعت ١٢ظهر آغاز می شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت چهار اجرای پایانی نمایش "سماعی زاده"
هم اکنون در سایت تیوال


» پنج‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۰
پنج‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۰۰ - سانس ویژه
» جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۰
جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۰۰ - سانس ویژه


منتظر دیدار گرم و صمیمانه شما عزیزان هستیم.
سلام ببخشید واسه روز سه شنبه بیلیت خارج از ظرفیت ندارین؟
۰۸ خرداد ۱۳۹۶
امکان خرید بلیت خارج از ظریفیت برقرار شد....درود بر شما
۰۸ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت ۲روز پایانی این نمایش از دوشنبه ۸ خرداد ماه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها ده اجرای دیگر باقی مانده....

مسعود کرامتی ، سام قریبیان ، ناهید مسلمی‌ ، مائده طهماسبی ، مهیار علیزاده ، جواد عزتی ، مه لقا باقری ، خاطره حاتمی ، علی صالحی ،‌ هدایت هاشمی ، امیررضا دلاوری‌ ، رضا ثروتی ، خسرو احمدی ، علی احمدی ، محسن افشانی ، به آفرید غفاریان ، عطا عمرانی ، امیر سرافرازیان ، مسعود موسوی هنرمندانی بودند که تاکنون به تماشای نمایش «سماعی زاده» نشسته اند....

گفتنی ست «سماعی زاده» تا دوازدهم خردادماه هر شب ساعت نوزده در تماشاخانه باران به روی صحنه خواهد رفت.
مینا &۱۲ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(((نفرین ابدی شماعی زاده در خواب دختربچه ی مقتول !)))
شماعی زاده،داستان خواب زده و منحوس جنایت و خیانت است.طراحی نمایش فرمگرا و فرا واقعی است اما منطق روایی بخش عمده ای از نمایشنامه به منوال نمایش های اجتماعی رئالیستی است که البته نوع نگاه و شخصیت پردازی زرد و کم عمقی دارد. در اواخر اجرا منطق نمایشنامه دگرگون شده و تغییر رویه می دهد بدین ترتیب که مخاطب متوجه می شود ماجراهای روی صحنه نه در زمان خطی اتفاق افتاده، که همگی در خواب دختربچه ی به قتل رسیده ای، رخ داده است.دخترک در این کابوس از سنی که در آن کشته شده بزرگتر شده است.او می گوید در خوابش بزرگ شده چون خودش اینطور می خواسته.. این وهم،در صدد برملا کردن اتفاقات واقعی جنایتکارانه و هولناکی است که در گذشته این خانه و آدم هایش اتفاق افتاده است..
ماجرای شماعی زاده در آپارتمانی مصادره شده ی خواننده قبل ... دیدن ادامه » از انقلابی در جریان است. رامین دانشجویی شهرستانی است که واحد کوچکی ، از کریمی، همسایه کلاش طبقه پایینی اجاره می کند. واحدی که قبل از آن خانواده ای با دختر خردسالشان در آنجا زندگی می کردند. لوله توالت خانه گرفته و بوی تعفن در فضا پراکنده است. توالت به عنوان نقطه کانونی کشف جنایت در انتهای نمایش با چیدن و گسترش کاشی های خون آلود در طراحی صحنه برجسته می شود. گویی آه و نارضایتی صاحب اصلی این خانه آن را نفرین شده ،منحوس و متعفن کرده است.
رامین در نریشن ابتدایی نمایش از پدرش می گوید که کمانچه می نواخته و قبل از انقلاب در گروه نوازندگان خواننده ای معروف،در کاباره های تهران ساز می نواخته است. بعد از انقلاب، خواننده به خارج از کشور مهاجرت می کند اموالش مصادره می شود و پدر به روستایش برمی گردد، ازدواج می کند و روزی توسط غریبه هایی،دوره می شود که سازش را می شکنند ،خودش را با چاقو تکه تکه و سپس روی تپه ای دفن می کنند.
جدای از تمهید چرخش از فضای واقعی به ذهنی در نمایش که با طراحی صحنه تطبیق عینی و زیبایی شناسانه پیدا می کند،شماعی زاده اما واجد چه نکات دیگری است؟ آیا در اعتراض به مصادره ها و سلب مالکیت اشخاص حقیقی در برهه های مختلف تاریخی سخن می گوید ؟ آیا به طور نمادین نحسی و کراهت را در ناراضی بودن صاحبان و مالکان اصلی ملکی تسخیرشده می داند که دامنه آن از گستره ی یک خانه فراتر می رود؟ آیا قاتل شدن مادری را به دلیل خیانتکار بودنش می انگارد؟ در مورد پدران و مردان خیانتکار پنهان کار چه موضعی دارد؟ آیا شکستن ساز را به مثابه قتل و جنایت می پندارد ؟ نسبتش با موسیقی خالتوری که نام نمایش احتمالا با الهام از بخشی از آثار پدیدآورنده اش در خاطره جمعی بخشی از ایرانیان شکل داده،چیست؟
به نظر می رسد این نمایش دغدغه چندانی برای تامل و تعمق در مسایل طرح شده ندارد و بیشتر به مقصود غافلگیری و البته جلب رضایت بخشی از مخاطبان و خنداندن آنان ،خرده موقعیت ها و تیپ سازی هایی از آدم¬ها و شرایط ارایه می دهد، تیپ های مثل سرباز معتاد، لوله کش، شوهر با غیرت یا طرح مباحثی مثل انتخابات در قالب انتخاب مدیرساختمان و بحث مشارکت زنان که به شکل لوده و سطحی آن را طرح می کند. اساسا محمل دورهم جمع شدن این آدم ها که نهایتا برای افشای راز( ضربه) نهایی و رو شدن دست مردان همدست این ساختمان در پنهان کردن و سوء استفاده از مادر قاتل، انجام می شود، از ذهن دور است و باورپذیر نیست .جمع شدن در آپارتمان به هم ریخته رامین که درست همان روز، اسباب کشی کرده، به منظور انتخاب مدیر برای ساختمان فکسنی و کم خانواری که جنایت و رازی در آن پنهان است !! بیشتر از رازآلودگی ماجراها به مضحکه ای می نماید.
گره افکنی کور و گنگ در نمایشنامه آن را تفسیرپذیر و مرموز نمی کند .. مانند القاء شباهت موقعیت شهرنوش،دخترکوچک اعظم و ایرج با سارا،دختر کبری و ناصر که سال های قبل در واحد رامین زندگی می کردند. یا اینکه چرا دختربچه ای که با ضربات چاقوی مادرش کشته شده باید همان پدر هرگز نادیده رامین باشد ؟ چون پدر رامین هم توسط گروهی با ضربات چاقو به قتل رسیده؟ و اساسا چرا پدر رامین باید به قتل می رسیده ؟ به نظر می رسد طرح این مسایل در نمایش صرفا با قصد پیچیده نمایی صورت گرفته تا اینکه واقعا از ذهنیت لایه لایه متن برآمده باشد یا مضمونی را مثل تسلسل کور مرگ و شقاوت یا هر چیز دیگری بازنمایی کند.
به نظر نمی رسد ایده و اجرای خلاقانه در طراحی پیش رونده و هماهنگ با منش متن و غافلگیرکردن احتمالی مخاطب در این روند به تنهایی، در ماندگاری و تامل پذیری نمایش شماعی زاده کافی باشد.
عدم تجانس دو بخش نمایش و عدم موفقیت کارگردان برای شیفت درست از قسمت اول به دوم از بزرگترین مشکلات نمایش بود....ضمنا لزوم شرح طولانی و با جزییات خشن حنایت رو درم نکردم و همانطور که گفتین پر از رمز و رازهایی بود که بیربط بودند
۰۱ خرداد ۱۳۹۶
البته نامتناجس بودن و تغییر رویه در نمایش ظاهرا از دغدغه های فکری و اجرایی کارگردان است این شیوه ی را (راه رفتن بر لبه ی نازک واقع گرایی و فراواقعگرایی) در وقت ناهار هم به کار برده بود...
توجه صرف به فرم و شیوه های تکنیکی در نوشتار و اجرا بدون توجه جدی ... دیدن ادامه » به مفاهیم و مضامین طرح شده و بسط و تعمیق آن در کلیت اجرا به آن ضربه جدی می زند.
۰۱ خرداد ۱۳۹۶
علی ابراهیم گرانقدر ممنون از لطف تان و زمانی که برای خواندن گذاشتید.
۰۱ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه نمایش خوبی بود
چه علی شادمانی
چه تینو صالحی یی
چه شیدا خلیقــــــــــــــی، واقعا عالی بود، عین "نگاه مان می کنند"
خسته نباشید میگم به همه گروه
به همه دوستان هم پیشنهاد می کنم
ماهرو رستمی، بابک و محمد لهاک این را خواندند
علی ابراهیم، Unforgiven(Farhad) و حسین ایرجی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش از پنج‌شنبه ۲۸ اردیبهشت‌ماه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت روزهای تازه، در روز یکشنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ساعت ۱۲ ظهر فراهم می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا قشنگ بووووددددد ، داستان جالب و بازی فوق العاده علی شادمان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«خانۀ شیطان»
(به چاپ رسیده در روزنامۀ آفتاب 96/2/30 شمارۀ 4897)

نمایش «شماعی زاده» که گویا به دلیل ایرادی که شورای نظارت اِعمال کرده به «سماعی زاده» تغییر نام یافته روزهای ابتدایی اجرای خود را در سالن باران طی می کند. چیزی که قبل از هر چیز ذکر آن لازم به نظر می رسد همین اِعمال برخی نظارت های غیر ضروری بر نمایش هاست که به راستی دیگر وقت آن فرا رسیده تا قدری این حساسیت های بی فایده توسط مراجع ذیصلاح مورد بررسی بیشتری قرار گیرند و پی آمد آن، به نتیجۀ اِعمال این قبیل محدودیت ها نگاهی بلندنظرانه و ژرف اندیشانه تر حاصل گردد و برخوردی معقولانه با این قبیل موارد صورت گیرد. آنچه مسلّم است باید پذیرفت که دوران برخی از پوشاندن ها، پنهان کردن ها و حذف کردن ها گذشته. ایران ما در برهه ای قرار دارد که به دلیل وسعت امکانات اطلاع رسانی در انواع و اقسام فضاهای مجازی، ... دیدن ادامه » حقیقی، رسانه ها، کتاب ها، سرعت انتقال داده ها و ... حوزۀ دید مردم روشن تر شده و این قِسم قایم کردن ها نه تنها نتیجۀ مثبتی در پی ندارد بلکه بی شک موجب برانگیختن استهزاء عمومی و نقش بستن پوزخندی نیمه تلخ بر لبان مخاطبان خواهد گردید. این موضوعات سالیان بسیاری است که توسط هنرمندان مطرح شده و می شوند و امید است هر چه زودتر گشایشی در این امور حاصل آید. بهتر این است که به همین اندک قناعت کرده و به نقد نمایش بپردازم.
پسری 19 ساله آپارتمان کوچکی را در ساختمانی تقریباً قدیمی که هیچ شناختی از سایر ساکنین آن مکان یا کسانی که قبلاً در آنجا زندگی می کرده اند ندارد اجاره می کند. در بدو ورود با دختری جوان مواجه می شود که همراه با دختر خردسال یکی از همسایه ها از او برای طبخ غذا پیاز می خواهد. در همین بین، درب خانۀ دختر که در طبقۀ بالا قرار دارد بسته می شود و او به دلایلی که در ظاهر مربوط به حساسیت های بالای پدرش می شود مجبور می گردد که چند ساعتی را در آپارتمان پسر جوان به سر برد تا مشکل خاصی پیش نیاید. از سوی دیگر صاحبخانه به سراغ پسر جوان می آید تا با او دربارۀ تعمیر لوله کشی آپارتمان و جلسه ای که قرار است برای انتخاب مدیر جدید ساختمان برگزار شود صحبت کند و در نتیجه پسر مجبور می شود دختر را در دستشویی خانه پنهان کند. پس از آن سر و کلۀ زن و شوهر طبقۀ بالایی، لوله کش و سربازی که برادر زن همسایه است پیدا می شود و جوان مستأجر تازه وارد در موقعیتی دشوار قرار می گیرد. نوع کمدی این نمایش نیز از همین مفهوم شکل گرفته و از جنس کمدی موقعیت است.
«سماعی زاده» نمایشی است در ژانر تراژدی – کمدی که از رئالیسم، طلوع و در سورئالیسم غروب می کند. این صیرورت و دگرگونی مکتب اگرچه سیر کندی دارد اما هر چه نمایش به پیش می رود اندک اندک چهره می نماید و در بطن متن و اجرا بروز می کند. نمایشنامه از ساختار محکمی برخوردار است. آغاز، گره افکنی، اوج، گره گشایی و پایان همگی در جای خود قرار گرفته اند، اما ابهامی که در متن به نظر می آید به نام گذاری آن و ارتباط یا عدم ارتباط با کلیت نمایش بر می گردد. اصلاً اینکه در چنین داستانی بخواهد نام یک آهنگساز برجستۀ ایرانی که خواننده ای متوسط و معمولی نیز هست گنجانده شود چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ آیا صرفاً فقط برای ایجاد کنجکاوی در تماشاگر و به دنبال آن جذب او به سالن تئاتر است؟ آیا تنها به این دلیل که در نریشن ابتدایی نمایش از قول پسر جوان به کمانچه کشی پدرش اشاره شده و اینکه او از پدر و خانواده ای اهل موسیقی است می تواند این انتخاب نام را کفایت کند؟ داستان این است که فلان خواننده پس از انقلاب به خاطر شرایط جدید خانۀ خود را رها کرده، ترک وطن کرده و به خارج از کشور کوچ نموده و حال آپارتمان سابق اوست که محفل اتفاقات این نمایش است؛ اما اگر بناست که چنین نامی برای نمایش انتخاب شود و فرض را بر این بگذاریم که تنها به دلایل تبلیغاتی و ایجاد جو و فضای داغ برای جذب مخاطب نیست، دستکم لازم است تا عناصر و خرده داستان های دیگری نیز در متن وجود می داشت تا این انتخاب را توجیه کند، مثلاً آکسان هایی بر مبحث موسیقی در اثر که این نمایش از پایه هیچ ربطی به موسیقی پیدا نمی کند. این عدم تجانس هم در نام گذاری نمایش و هم در آن موسیقی شاد آغازین که هنگام ورود تماشاگر به سالن پخش می شود به چشم می آید و دلیلی کافی و منطقی برای آن نمی توان یافت.
هنر تئاتر را همواره می توان به سه مفهوم پروتکل، مورالیتی و سرمونی وابسته دانست که در ساختار اجرایی این نمایش پروتکل (قرارداد و معاهده) از جایگاه ویژه و پر رنگ تری برخوردار است. دستگیرۀ درها بر سطحی افقی قرار دارد و با تماشاگر قرار گذاشته می شود که آن را به صورت عمودی و در حالت عادی خود بپذیرد. این یکی از امکانات دوست داشتنی تئاتر است که تماشاگر این بازی قرارداد را همواره می پذیرد و حتی از آن لذت می برد، همانطور که در تعزیه یک تشت آب را به جای یک رود خروشان (فرات) قبول می کند. صحنۀ این نمایش از آغاز تا پایان همواره به دو قسمت با مرزبندی نامرئی تقسیم شده و تا پایان نیز به همین صورت باقی می ماند. اتفاق ها در دو سو ضمن اینکه به هم مربوطند از نظر مکانی از یکدیگر تفکیک می شوند. در طراحی صحنه بسط فضای چپ در تمامیت صحنه برنامه ریزی شده و فضای دستشویی اندک اندک با چیدن کاشی ها در کف خانه به تمامیت فضای صحنه تسرّی می یابد تا در پایان همۀ فضای خانه را اشغال کرده و به دستشویی تبدیل کند. دقیقاً مثل این که فضا کش بیاید و به مرور بزرگ شود که این طراحی یکی از نکات قوت این نمایش به شمار می رود.
از دیگر محاسن قابل اشاره در این اثر، رعایت و پیاده کردن دقیق ریتم است. ریتم در این اجرا جایگاه خود را به خوبی بازیافته و به گونه ای رعایت می شود که تماشاگر هرگز امکان انقطاع از صحنه را نمی یابد و چشمانش بر وقایعی که پی در پی همچون ضرباتی مستمر وارد می شوند، تا به پایان خیره باقی می ماند. نویسنده شیرینی و تلخی را همچون شرنگ و شکر در هم می آمیزد و همانند نقاشی پر حوصلۀ تابلوی خود را به تدریج تکمیل می کند. این ایدۀ نمایشنامه در اجرا نیز به خوبی پیاده شده و صورت بیرونی می یابد به نحوی که طرح و ظاهر صحنه از ابتدا تا انتها در حال تکمیل است و در پایان گویا نقاش که همان کارگردان است تابلوی خود را به پایان رسانده و زیر آن را امضا می کند.
انتخاب بازیگران بسیار درست و بر گرفته از شناخت صحیح کارگردان انجام یافته است. شخصیت ها در وجود بازیگران رسوب کرده اند. بازی ها همگی قابل قبولند و خلأیی در این بخش به چشم نمی آید. همگی با رعایت ریزه کاری های لازم، شیرینی خود را داشته و پذیرفتی اند. حتی از بازیگر کودک نیز به واسطۀ بازی گرفتن مناسب و برنامه ریزی شدۀ کارگردان یک بازی در حد کفایت را مشاهده می کنیم که لطمه ای به کار وارد نکرده و حتی در مواردی احساسات جمعی تماشاگران را برانگیخته و با خود همراه می سازد.
در بخش نورپردازی کاستی هایی به چشم می آید. نوری که از فیلتر قرمز در بخش پایانی نمایش استفاده شده به قدری ضعیف است که با نور سفید صحنه درآمیخته و در آن محو می شود. لازم است که برای داشتن نور قرمز که از مفهوم های ویژۀ خود از لحاظ روانشناسی رنگ ها برخوردار است از فیلترهایی مناسب تر یا منابع نوری قوی تری بهره برده می شد تا بتواند در صحنه ظهور کافی بیابد، لیکن هم اکنون به گونه ای است که بود و نبود آن تفاوتی ندارد و گویا شاهد نور سفید تخت اولیه ای هستیم که از ابتدای نمایش بر صحنه می تابد. با توجه به اینکه از ابتدا تا انتهای نمایش هیچ تاریکی دادنی وجود ندارد و این نمایش تک پرده ای حتی در تعویض صحنه ها و بیرون رفتن و ورود بازیگر نیز همواره بر نور ثابت می چرخد، لازم بود در طراحی نور تمهیدات ویژه تری تدارک دیده می شد که برای مثال به همین نور قرمز پایانی بسنده می کنم که ضعیف استفاده شده است.
در بخش موسیقی نیز مانند نور در حد کفایت عمل نشده است. اخیراً شاهدیم که برخی از کارگردانان به دلیل تأکید گذاری بر اجرای صرف، موسیقی را به طور عامدانه استفاده نمی کنند یا بسیار اندک از این عنصر تأثیر گذار بهره می گیرند در حالی که در اجرایی همانند «سماعی زاده» با این همه انگیزش احساسی این عنصر مهم می توانست با یک طراحی ویژه و پر قدرت، نمایشی بسیار تأثیر گذارتر را رقم بزند که چنین اتفاقی نمی افتد و همان اندک موسیقی ای نیز که در نمایش وجود دارد، هنوز یک ساعت از اجرا نگذشته از ذهن تماشاگر پاک می شود و نمی تواند چیزی از آن را به خاطر بیاورد. این یعنی موسیقی از جایگاه لازم در این نمایش برخوردار نبوده است. تمرکز کارگردان بر سایر زمینه های نمایش از قبیل متن، طراحی صحنه، حفظ ریتم و بازی ها که همگی موفقیت آمیز از آب در آمده اند موجب شده که قدری از مقوله های نور و موسیقی غافل شود.
کارگردان ضمن اینکه نویسندۀ متن نمایش نیز هست توانسته است با یک طرح داستانی غیر قابل پیش بینی تماشاگر خود را سوپرایز کند. اطلاعات به تدریج و با تمهیداتی فنی با رعایت اصول صحیح نمایشنامه نویسی به مخاطب داده می شوند. نویسنده سکه های کیسۀ داستانش را ممسکانه خرج می کند و اینچنین همواره تماشاگرش را تشنه و دنبال کنندۀ ماجرا نگاه می دارد، هر بار نظر او را دربارۀ اتفاق بعدی عوض می کند اما معمولاً پیش بینی ها باز هم غلط از آب در می آیند و حقیقت تازه ای برملا می شود که ذهن و احساسات مخاطب را به بازی می گیرد. متن و کارگردانی هر دو از قوّت کافی برخوردارند و تأثیر آن در واکنش ها و برانگیختگی های حسی و ذهنی تماشاگران هویداست.
از سویی دیگر ضرورت های وقایع اجتماعی – سیاسی وقت جامعه نظیر انتخابات ریاست جمهوری پیش رو نیز به نحوی در نمایش گنجانده شده که نه تنها شعاری و مستقیم به نظر نمی رسد بلکه به گونه ای در ذات داستان و در قالب انتخاب مدیر ساختمان حل شده که به طرزی غیر مستقیم و ظریفانه به حقایقی از این واقعۀ سیاسی که پررنگ ترین تم فضای کنونی جامعه است می پردازد و در جای خود به نحوی مؤثر و کارآمد عمل می کند.
اجرا و عینی کردن مایه های سورئالیسم در تئاتر یکی از مشکل ترین کارهای نمایشی است. این مکتب در نمایش قدری دیریاب و بیرونی کردن آن تا حدود زیادی دشوار و به مثابۀ راهی سنگلاخی است. کارگردان در این نمایش با ترفندهایی نظیر شکستن و نامرئی کردن دیوارهای خانه برای دو دختر، تعیین مرز دو فضا توسط بازیگر، بسط یک فضا در دیگری و تدارک نوعی دیزالو بسیار کند سینمایی بر صحنه و ... تا حد قابل قبولی توانسته از این وادی پر مشقت جان به سلامت برده و از آزمون دشواری هایش موفق بیرون بیاید. در پایان از طراحی خلاقانۀ پوستر و بروشور نیز نباید گذشت و در این زمینه قابل اشاره است؛ زیرا توانسته فرم و محتوای متن و اجرا را به طور توأمان با یک کار گرافیکی قابل توجه در خود انعکاس دهد.

منتقد: وحید عمرانی (عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران)
بسیار عالی نوشتید جناب عمرانی بهره بردیم
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
جناب عمرانى معمولا قبل از تماشاى فیلم و یا نمایشى که قصد دیدیش رو دارم نقدى رو نمیخونم.... به هیچ عنوان... اما چون قصد دیدن این نمایش رو نداشتم...نقد شما رو خوندم.. به حدى جامع و مختصر و البته جالب به تمام زوایاى نمایش پرداختید(کاستى ها و محاسن و وجه تسمیه نام ... دیدن ادامه » نمایش) که تصمیم گرفتم اگر فرصت شد نمایش رو ببینم....هرچند ممکنه با پیش زمینه ى ذهنى حاصل شده از نوشته ى شما با نمایش روبرو بشم... که البته بزرگ ترین نکته ش اینه که جزئیات رو با دقت بیشترى ببینم..
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
خوشحالم خانم مریدی اگر باعث شده باشم که به تماشای تئاتری بنشینید. بله ممکن است که به دلیل خواندن نقد پیش از دیدن اثر اجرایی با پیش داوری هایی به دیدن نمایش بنشینید اما در پایان با عبور دادن از فیلتر شخصیتی و وجودی خودتان بیشک قادر خواهید بود که به برداشت ... دیدن ادامه » های ویژۀ شخصی خود نیز دست یابید و لذتی توأمان ببرید.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش از روز سه شنبه ساعت ۱۲ ظهر فراهم می‌شود.
هادی مقدس این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روزهای تازه این نمایش از امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
حسین ایرجی این را دوست دارد
سلام عذر میخوام شما از زمان آغاز پیش فروش اجرای پنجشنبه ۲٨ اردیبهشت اطلاع دارید؟
ممنون میشم اگر اطلاع دارید پاسخ بدید
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آغاز پیش فروش بلیت های سه روز نخست نمایش "شماعی زاده"

به گزارش روابط عمومی گروه نمایش پودس ، پیش فروش بلیت های سه روز نخست نمایش "شماعی زاده" به نویسندگی و کارگردانی رضا بهاروند ، روز چهارشنبه ششم اردیبهشت ماه ساعت ۱۲ ظهر در سایت تیوال آغاز خواهد شد.

علی شادمان، باران وقار کاشانی، شیدا خلیق، احمد کاوری، تینو صالحی، فرانک کلانتر، سالار کریم‌خانی، مهدی زندیه و توران کیایی بازیگران نمایش شماعی زاده هستند.

همچنین احمد سلگی مشاور هنری، سعید حسنلو طراح صحنه، آزاده قوام طراح لباس، مونا جعفری طراح گریم، مبین بهاروند آهنگساز‌، وحید میثاقی طراح گرافیک، حسین ایرجی مدیر تولید، حسین شاهی وند دستیار کارگردان و برنامه ریز، علی ژیان مدیر روابط عمومی و تبلیغات، مریم رودبارانی مشاور رسانه ای، آریان امیرخان(فیلم نیوز)‌ تبلیغات مجازی، شهاب ... دیدن ادامه » نجفی ساخت تیزر هنری واشکان مستی ساخت تیزر تبلیغاتی و عکاس سایر عوامل اجرایی این نمایش هستند.

گفتنی است نمایش "شماعی زاده" از ۱۷ اردیبهشت ماه تا ۱۹ خرداد ماه ۱۳۹۶ در تماشاخانه باران واقع در خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲ به روی صحنه خواهد رفت.

علاقه مندان می توانند با مراجعه به سایت www.tiwall.com بلیت این نمایش را تهیه نمایند.
حسین ایرجی این را خواند
محسن فرامرزی و علی ژیان این را دوست دارند
کاش در حد چند واژه در مورد فضای کار توضیح داده میشد
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
با پوزش گروه.اجرایی اگر پیغام رویت شود فقط بفرمائید که کدامیک از هنرمندان گرامی تشریف برای دیدن اجرا تان.
۰۲ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیگران نمایش «شماعی زاده» معرفی شدند.

بازیگران (به ترتیب ورود) :
علی شادمان، باران وقارکاشانی، شیدا خلیق، احمد کاوری، تینو صالحی، فرانک کلانتر، سالار کریمخانی، مهدی زندیه.

نمایش شماعی زاده به نویسند‌گی و کارگردانی رضا بهاروند و طراحی صحنه سعید حسنلو از اواسط اردیبهشت ماه سال جاری در تماشاخانه باران به روی صحنه می رود.

پیش فروش نمایش به زودی در سایت تیوال آغاز می شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش شماعی زاده

علی شادمان بازیگر نمایش " شماعی زاده " شد.
علی شادمان در نمایش " شماعی زاده " به کارگردانی و نویسندگی رضا بهاروند که اردیبهشت ماه در تئاتر باران به روی صحنه میرود،ایفای نقش میکند !

به زودی اطلاعات تکمیلی اعلام خواهد شد.
https://www.tiwall.com/theater/shamaeizadeh
حسین ایرجی این را خواند
سلام عذر میخوام شما از زمان آغاز پیش فروش اجرای پنجشنبه ۲٨ اردیبهشت اطلاع دارید؟
ممنون میشم اگر اطلاع دارید پاسخ بدید
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید