آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش سیمین و فرزان
S3 : 07:05:29 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۸ فروردین تا ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸
۲۰:۰۰
۴۰ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان
سیمین، در شب عروس‌اش با فرزان، گم می‌شود و فرزان راهی پر فراز و نشیب برای یافتن او آغاز می‌کند.

- بر اساس منظومه‌ی «روسلان و لیودمیلا» نوشته‌ی آلکساندر پوشکین

دسته‌بندی
روایی

گزارش تصویری تیوال از نمایش سیمین و فرزان / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› گفتگو درباره یک نمایش شاخص فرهنگی

›› نمایش «سیمین و فرزان» نقد و بررسی می شود

›› جادویی از جنس عروسک ها

›› مرضیه برومند نمایش "سیمین و فرزان" را افتتاح می کند

آواها

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
حول حالنا الی احسنِ الحال ِ احسن الحال که حالا نه ( چون اون یه چیزیه که به اندازه ی سن مون دستمون زیر چونه مون بوده سر سفره هفت سین که دیگه امسال بشه ! )
ولی انصافا روشنمون کردید بابا !
اول از همه بگم به عوامل سازنده ی این کار حسودیم شد ، آدم باید خیلی روحش لطیف باشه همچین کاری بسازه .
چقدر همه چی عالی بود چقدر لطیف ، چقدر خوشمزه ، چقدر خوشگل خودشو تو بغل آدم جا میداد ، چقدر لبخندایی که میشوند رو صورت آدم واقعی بود . کیف کردیم آقا کیف کردیم .
کاش بچگیمون بودید شما ، کاش بچه میشدیم باز
خیلی خوشحالم که این نمایش رو دیدم و مطمئنا پیگیر گروهتون خواهم بود و امیدوارم زود به زود کارهای جدید بسازید و قصه های جدید تعریف کنید برامون .

پ . ن : خیلی ممنونم از حمایت های معنوی علی جان عبدالهی که مثل یه مربی کار کشته از کنار گود تیوال کُچَم کرد و باعث شد در واپسین لحظات راهی بشم و اجرای ... دیدن ادامه ›› پایانی رو از دست ندم ، البته که امیدوارم تمدید بشه .

پ . ن . پ . ن : اون خانوم ردیف دوم اگه هی با موبایلشون از اجرا عکس نمی گرفتن بهتر بود و به صواب نزدیک تر ولی عیب نداره چون کیفور بودیم فدای سر سیمین خانوم :)
خیلی خیلی خیلی خوشحالم که دوسش داشتی و لذت بردی..اینطوری می‌گی شرمنده می‌کنی منو، خودت استادی :)
و دقیقا اون لبخند که گفتی برای ما هم بود..لبخند شیرین و واقعی
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸
اختیار دارین جناب هنزکی، نفرمائید، افتخار بنده شاگردیِ معلمی چون شماست :)
یکم هوا که گرم میشه اینجوری میشم :))
ولی الان بهترم، یه قوری دمنوش اسطوخودوس و بابونه و گل گاوزبون و به لیمو و .... مخلوط کردم، الان بهترم :)))
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸
:)))))
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی دوست داشتم این نمایش رو و خوشحالم از دیدنش.
سبک اجرا، طراحی و ساخت عروسک و دکور خیلی دوست داشتنی بود به نظرم. امیدوارم دوباره این کار اجرا بشه. یا از این گروه اجراهای خوب دیگه ای ببینم.

تنها موردی که من رو کمی اذیت کرد، این بود که چیدمان صندلی تماشاگران برای دکورِ این نمایش خیلی مناسب نبود. صحنه‌های اول نمایش (دیباچه) که در پایین‌ترین قسمت از صحنه اجرا میشد، دید خوبی نداشت و اغلب تماشاگران مرتب سر خود رو حرکت میدادن تا بتونن درست صحنه رو ببینن. و متاسفانه جلوی من شخص قدبلندی نشسته بود، که دید من رو گرفته بود و صحنه‌های اول رو خیلی سخت دیدم.
شاید سالنی با عمق کمتر از قشقایی، ولی با ردیف صندلی‌های بلندتر، مناسب این دکور باشه. یا اینکه صحنه باید کمی بالاتر بیاد (اگه قرار به اجرای مجدد باشه البته)


یک جمله هم از بغلدستی خودم شنیدم که نمیدونم خنده داره یا تاسف!
اول نمایش که گروه تذکر دادن گوشیها رو خاموش کنیم، بغلدستی من، گفتن که "آره، بدم نمیگه!!! حالا خاموش کنیم، شاید حواسشون پرت شه بنده های خدا!"
:|
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امروز فهمیدم وقتی تمام وجودت پر شده از استرس زندگی و جنگ و اقتصاد فلج کشورت،میتونی دهنه ی اسب رو بکشی سمت تئاتر شهر و یه بلیط تئاتر عروسکی بگیری.

نور که انداخته شد تو صورتت،صوت زیبای زن عروسک گردان شبیه صدای مامان بزرگ بشه،تو کودک بشی و سرت رو بذاری روی پای آراسته بی بی.دلت ضعف بره برای بوی چادرش و تنگ بشه برای عطر دستش،آخ که چقدر دلم برای نوازش های بی هوای تو تنگ شده.کودک شدم امشب و راوی افسانه ی سیمین و فرزان را گفت،کودک شدم و تو افسانه ی سارای و خان چوپان را گفتی.

چقدر دلم قصه میخواد،توی تخت خواب بخوابم و یکی برام قصه بگه،افسانه بگه،یکی بگه تموم میشه روزهای بد،تموم میشه اینهمه غم،یکی بگه یه روز خوب میاد،یه روز که هیچ بچه ای تنها نباشه،یه روز که هیچ پدر کارگری شرمنده ی زن و بچه ش نباشه،یه روز که تن هیچ مادری از فرداها نلرزه،یه روز خوب میاد،یه روز خوب که دیگه تموم نمیشه و مثل آخر قصه های قدیمی یکی میگه... و سرانجام آن دو به خیر و خوشی تا پایان عمر باهم زندگی کردند...

ممنون بابت هدیه دادن این حس خوب...
تا جمعه که آخرین قصه شو برام تعریف کنه ...
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
گوارای وجودتون این حس خوب :)
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
آره علی آقا ممکن بود بترسه،خوب شد نبردم

ممنون محمد جواد عزیز
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!
اکسیر من! نه این که مرا شعرِ تازه نیست
من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعرِ من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیهِ غزل‌های من شود
چیزی شبیه عطر حضورِ شما کم است
گاهی تو را کنارِ خود احساس می‌کنم
اما چقدر دل‌خوشی خواب‌ها کم است
خونِ هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است!

محمدعلی بهمنی
---------------------------
لذتِ از شما نوشتن، در کلام نیاید
الان یه لحظه دلم خواست مادر یه دختر نوجوان بودم و میبردمش ببینه این کارو اما خب نه مادرم نه دختر دارم:))))
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
مراتب در اسرع وقت به اطلاع عزیز دل خواهد رسید :چشمک
۰۸ خرداد ۱۳۹۸
ویتینگ فور یو ... آیم ویتینگ فور یو ❤
۰۸ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تلاش عاشق برای رسیدن به معشوقش
چقدر همه چی زنده و جاری بود ( با غم فرزان غمگین شدیم و با پیروزیش خوشحال)
چقدر صحنه و عروسک ها واقعی بودند
همه چی در بهترین نوعش اتفاق افتاد ( توجه دقیق به جزییات چه در حرکت و چه در نور و بیان و صحنه و موسیقی )
پر از خلاقیت و ایده
نسبت به اجرای جشنواره هم کمی طنز ماجرا بیشتر شده بوده
چیزی که همیشه تو اجراهای عروسکی برام جذابه دلایل و گره گشایی های خیلی ساده است که بشدت هم باورپذیره
چه سنتی رو داریم کم کم از دست میدیم ( قصه گویی که کم کم داره به میراث هنریمون تبدیل میشه )
دم همتون گرم ❤️❤️❤️❤️
نکنه دیشب بودی شما؟؟
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
جناب جعفریان عرق شرم و حیا و خجالت بر جبینم نشسته
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
نگو برادر ، ایموجی قلب و ماچ و بوسه و اینها
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با وجود اینکه داستان خیلی تکراری و مشخص بود ولی نحوه اجرا واقعا جذاب و دلنشین بود. تشکر میکنم که چنین تجربه دلنشینی رو باعث شدین.
یکی از قشنگ ترین اجراهای عروسکی بود ، خیلی لذت بخش و شیرین یه شاهکار ادبی رو تو فضای ایرانی ترجمه و اجرا کردین ، مترجم و نویسنده و کارگردان و طراحان و بازی‌گردان‌ها و نوازنده ها و ... همه چی عاااالی
احتمالا بازم بخوام ببینمش
موفق باشید
مرسی
سایه بازی عاشقانه کودکانه کاغذی ماست که از آتش نمرودی حسرت و زیر موشک باران مصائب صدام روزگار به الطاف تار لطفی و تنبک مانا و نوای دلکش فهیمه و صادق از گلستان ابراهیم به مجلس عروسی سیمین و فرزان می رسد

از این مرهم ها برای کودکانه های سوخته بیشتر بسازید
⁦❤️⁩⁦❤️⁩این مرهم را برای کودکان سوخته بیشتر بسازید
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۸
درووووووووود پیشکش سپااااااااااااااااااااااااس از جهد متعهدانه و مسئولانه شما در ارض التیوال است
جهدتان مظفر و منتج به تامین نظر
۱۳ خرداد ۱۳۹۸
:)))))))))))
۱۳ خرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نوع اجرای صمیمی و بی غل غش این نمایش به همراه موزیک سنتی ایرانی با تمپک و تار و آوازخونی و نقالی توامان و زمان معقول کمتر از یکساعت، داستان شیرین و کلاسیکش رو به عمق جان بیننده میفرسته و بیاد موندنیش میکنه.
جذابیت اجرا و عروسک هایی که با سایه بازی و صحنه خوانی تو دل برو تر میشند هم از عکس ها میتونید ببینید.
مناسب برای آدم های اهل دل. از سه سال تا نود و سه سال.
اصالت و ریشه چیزی نیست که به راحتی به دست فراموشی سپرده شود.
ریشه که داشته باشی، کافیست دستی از سر مهر بر ساقه وجودیت کشیده شود.
آن وقت است که سر بلند میکنی و قد راست میکنی و غرق لذت میشوی.

""سیمین و فرزان"" کار عروسکی زیباییست که به همت ذهن و قلم و دستان خلاق و هنرمند فهیمه عابدینی ؛ ریشه و اصالت وجودیم را برایم یادآور شد و غرق لذتم کرد.
فضای کار یک روایت اسطوره ای است از یک دلدادگی، که به کمک طراحی مینیاتوری زیبای صحنه و خلق عروسکهای کاغذی_ چوبی دو بعدی برای مخاطب لذت خوانش یک کتاب کهن پارسی را تداعی میکند.
فهیمه عابدینی، با استفاده از شیوه روایتگری با دو راوی عروسک گردان، پرده خوانی و موسیقی زنده تار و تنبک فضای آیینی و سنتی نمایش ایرانی را بیشتر و بهتر ... دیدن ادامه ›› به تصویر میکشد.
عروسکها بر خلاف کاغذی بودن و اجرای رومیزی، به واسطه صداسازی و اجرای راویان، آنقدر تشخص و حضور دارند که آنها را واقعی میپنداریم.
یکی از مهمترین وجوه نمایش، کوتاه بودن زمان اجرای آن است که در کنار سایر عناصر، نمایش را جذاب و دیدنی و دوست داشتنی میکند.

برای فهیمه عابدینی نازنین و گروه هنرمندش، آرزوی موفقیتهای بیشتر میکنم.

پ.ن: متذکر میشوم که پسندیدن یا نپسندیدن یک اثر هنری, کاملا سلیقه ای است.


ــ پرند محمدی ــ
من که لحظه شماری میکنم برای دیدنش مرسی از توضیحات
۲۵ فروردین ۱۳۹۸
دیشب کار و دیدم و خیلی دوست داشتم..
۲۶ فروردین ۱۳۹۸
گل گفتی خانم محمدی
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی فهیمه عابدینی و با بازی‌سازی فهیمه عابدینی، صادق صادقی‌پور، شنبه (۱۰ فروردین) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
شیرین پناهی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید