تیوال نمایش سوختن
S3 : 02:45:24
امکان خرید پایان یافته
  ۲۶ آبان تا ۰۶ دی
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان

: مهرداد کوروش نیا
: علیرضا آرا، علیرضا اولیایی
: (به ترتیب ورود به صحنه) مجتبی پیرزاده، سوگل خلیق، میثاق زارع، مصطفی پروین
: شبنم مقدمی (موسسه فرهنگی هنری “افرا کلک آسمان”)

: نورالدین حیدری ماهر
: آریا افشار، الهه اذکاری، روژینا ابراهیمی
: علیرضا صالحی‌نژاد
: سوده شرحی
: لعیا خرامان
: رضا خضرایی
: محمد صادق زرجویان
: محمد صادق زرجویان، علی غیاثوند
: مصطفی پروین
: نیکان خبازی
: افسانه خلفی
: مریم عطایی نژاد
: زهرا بهرامی، فریبا بهرامی

با نگاهی به رمان «مفتش و راهبه» نوشته کالین فالکنر و به ترجمه جواد سید اشرف


از ردیف‌ ۱ تا ۷: ۴۵،۰۰۰ تومان
از ردیف‌ ۸ تا ۱۱: ۴۰،۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت (صندلی پلاستیکی): ۳۵،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش سوختن / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» ایرانشهر به استقبال «سوختن» می رود

» شبنم مقدمی تهیه‌کننده نمایش «سوختن» شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به آگاهی می رسد، اجرای روزهای سه شنبه ۳ و چهارشنبه ۴ دی این نمایش لغو شد. بلیت خریداران محترم با حفظ همان صندلی و کد پیگیری به ترتیب به روزهای پنجشنبه ۵ و جمعه ۶ دی منتقل شد.
خریداران محترم در صورت نیاز به جابجایی یا لغو بلیت خود، لطفا تا ساعت ۱۷ روز چهارشنبه ۴ دی با پشتیبانی تیوال به شماره ۰۲۱۶۶۱۷۶۶۳۷ تماس حاصل نمایند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منتشر شده در تاریخ اول دی ماه و نود و هشت در روزنامه شرق


میان عشق و ایمان

نوشته محمدحسن خدایی

اجرایی چون نمایش «سوختن» یادآور یک جهان برساخت و غیرتاریخی است. مهرداد کوروش‌نیا در مقام نویسنده، با تاریخ‌زدایی از رمان «کالین فالکنر» نمایشنامه‌ای بیرون از تاریخ رمان نوشته که معلوم نمی‌شود شخصیت‌ها در کجا و چه زمان زندگی می‌کنند و ذیل چه گرایشی از مسیحیت، مشغول عبادت پروردگار و یا تخطی از او هستند. البته که اشاراتی مبهم به شهر تولوز یا حتی فرقه دومنیک قدیس شده، اما در نهایت برای مخاطب ناآشنا با مناسبات مسیحیت و فرقه‌های مختلف آن، این ارجاعات ناقص است و مسیحیانی نامتعین از منظر تاریخی می‌سازد. اصولا این شکل از مواجهه با یک رمان اگر تلاش نکند معاصر عصری باشد که در رمان روایت شده، جهانی انتزاعی برمی‌سازد که معلوم نیست مناسبات افراد مبتنی ... دیدن ادامه » بر چه نظم سیاسی و الهیاتی است. بنابراین به مانند اکثر آثاری که این سال‌ها از جهان مسیحیت در فضای تئاتر ایران بازنمایی شده، اجرای سوختن هم بی‌اعتنا با امر تاریخی و لاجرم مختصات جغرافیایی یک دوران، در باب یک مسیحیت بدون تاریخ است. الگویی تکرارشونده که می‌توان با استفاده از آن، انبوهی نمایشنامه نوشت و اجرا رفت. از پس این مکانیسم با بدن‌هایی تاریخ‌زدایی‌شده روبرو هستیم که در قبال اقتدار کلیسا، تبعیت یا مقاومت‌شان چندان نمی‌تواند واجد ارزش باشد. اگر بپذیریم که مسیحیت، تاریخی دارد و فراز و فرودهایی، اجرای سوختن امر تاریخی را به محاق برده و به سیاست‌زدایی از بدن، کلیسا و مسیحیت دامن زده است. حتی کنش بازیگران، ژست‌ و اطورشان، کمابیش یادآور همان فرم‌های آشناست که این سال‌ها از مسیحیت غیرتاریخی در تئاتر و سینمای ما ارائه شده. اجرای سوختن مبتنی است بر همان جهان اسطوره‌ای و تقابل خیر و شرّ. اگر در رمان یک واقعه از چشم‌انداز شخصیت‌های مختلف روایت می‌شود، اجرا تکثر را کنار زده و سرراست قصه‌اش را بیان می‌کند تا امر نامنتظر کنار گذاشته شده تا روایت با یک رویکرد تقدیرباورانه به مرگ مادلن منتهی شود. مادلن همان دختری است که ادعا دارد با عالم غیب در ارتباط بوده و می‌تواند بیماران صعب‌العلاج را درمان کند. مدعای مادلن اقتدار کلیسا را به چالش کشیده و مستوجب تکفیر و سوختن در آتش است. روایت سرراست به همین نتیجه می‌رسد تا مخاطب با جهانی پیچیده مواجه نشود. این یک انتخاب ایدئولوژیک و زیباشناسانه است تا محتوایی هولناک را با رئالیسمی کمابیش خام بیان کند.
مهرداد کوروش‌نیا با آنکه تاریخ‌زدایی کرده اما نمایشنامه‌ای مبتنی بر تعلیق آفریده که مخاطبان را جذب می‌کند. شکلی از ملودرام که تنش مابین عشق و ایمان را بازتاب دهد و سازوکار یک کلیسای اقتدارگرا را آشکار کند. به لحاظ اجرایی صحنه چنان طراحی شده که جایگاه کشیش به مثابه مرجع اقتدار نمایان شود. یک صندلی مجلل با رنگ قرمز که در انتهای صحنه، یادآور جایگاه نمادین کلیساست. صلیبی که بر فراز صندلی نصب شده تا همه را زیر نظر بگیرد و تبرک ‌کند. پایین صحنه اما مربوط است به زندگی روزمره مومنان. فضایی که از نظارت کلیسا اندکی رهایی یافته و امکانی است برای کسب و کار و پرداختن به علایق شخصی. تضاد این دو فضا مبتنی است بر همان تنش همیشگی مابین عشق زمینی و ایمان الهی. سوختن روایت همین سرگردانی‌هاست: زمین و آسمان، عشق و ایمان، خیر و شرّ. این فضای الهیاتی لاجرم کلیت اجرای علیرضا آرا و علیرضا اولیایی را در مقام کارگردان به سمت ساختاری دوگانه به پیش می‌برد که در آن همچنان ایمان بر پرسش برتری دارد و بجای تردید بهتر است اعتراف و توبه باشد.
بازی‌ها در خدمت ایدئولوژی اجرا یا همان برساختن تمایزات دوگانه است. سوگل خلیق در نقش مادلن، تلاش دارد ترکیبی باشد از یک شخصیت سرکوب‌شده که هم تمنای اتصال به امر والا را دارد و هم شور و شوق زنانه. ژست‌ها و حرکات خلیق، از بدن بحرانی‌شده مادلن فاصله دارد. مجتبی پیرزاده ایفاگر نقش برنار، گویی همچنان از آن پیچیدگی شخصیت رمان دور افتاده و بازی‌اش فراز و فرود لازم را ندارد، این نه از کیفیت بازی او که مربوط است به شخصیتی که در نمایشنامه آورده شده. میثاق زارع کمابیش یادآور یک خلیفه یا کشیش اقتدارگراست که مدام به فلسفه و کتاب مقدس استناد کرده و به راحتی حکم تکفیر می‌دهد . او بازیگر توانایی‌ست اما کشیشی که بازنمایی می‌شود چندان در ذهن ما باقی نخواهد ماند. مصطفی پروین در نقش پدر مادلن، یک صنعت‌کار است. مومنی وفادار به اقتدار کلیسا که دخترش را هم دوست می‌دارد و اغلب در حاشیه و آرام است.
سوختن تلاش دارد از ماجراجویی دوری گزیند تا گرفتار «سوختن» نشود. اما دریغا که این محافظه‌کاری چیزی را هم بحرانی نمی‌کند، نه بدن مومنان را، نه نهاد کلیسا و خود اجرای سوختن را.
مضمون نمایش رو بطور کلی به دو بخش میشه تقسیم کرد:
عشق بین مری و کشیش که یه عشق ممنوعه س و همه ویژگیهای شناخته شده عشقهای ممنوعه رو شامل میشه..
فریب و دروغ و ریا و تزویر سیاستمدارها برای مصلحت و بقای خودشون.. در اینجا کلیسا بیشتر بعد سیاسی داشت تا مذهبی..
دکور صحنه زیبا بود و بازیها هم مناسب بودن..
در مجموع نمایش مطلوب و خوبی بود.. ولی نمیتونم ادعا کنم یکی از بهترین نمایشهایی بود که دیدم..
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از چهارشنبه ۲۷ تا جمعه ۲۹ آذر، به کارگردانی علیرضا آرا، علیرضا اولیایی و بازی میثاق زارع،سوگل خلیق، مجتبی پیرزاده و مصطفی پروین آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نکات مثبت: بازی عالی کاراکتر زن
تسلط بازیگران به بازی و تپق نزدن
طراحی صحنه خوب
طراحی حرکات عالی
نورپردازی خوب
نکات غیر مثبت: طراحی لباس ضعیف
شروع قوی و ادامه کسالت بار
طولانی بودن نمایش

پ ن :
هنوز هم تیوال بشدت نیازمند نظرات مخاطبان قدیمی و حرفه ای اش است. میدانم نظر دادن آزاد است ولی ایکاش نظرات آنها یکجوری بولدتر میشد تا باز من بخیال نظرات مخاطبینی که نمی شناسم، نمایشی را انتخاب نکنم.
امیرمسعود فدائی، شاهین ه و میثاق زارع این را خواندند
امیر عسگرزاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‫سوختن‬
‫رضا آشفته *(منتقد)‬

‫اگر به رمان های کلاسیک و اقتباس از آنها علاقه دارید حتما به دیدن نمایش سوختن بروید که مهرداد کورش نیا یک برداشت مستقل و در عین حال حائز اهمیت را از  رمان "مفتش و راهبه" نوشته کالین فالکنر با ترجمه جواد سید اشرف کرده است. ‬
‫«سوختن » را یکی از دغدغه های مهم انسانی بدانید و در آن متن، عشق و هماهنگی با طبیعت و درک بهتر گیاهان و احترام به حیوانات و مسائلی انسانی و در عین حال فراطبیعی را در یک موقعیت بستۀ قرون وسطایی به چالش می کشد. بنابراین مخاطبان تئاترهای معناگرا در سوختن به رمزگشایی از امور ذهنی و روانی خواهند پرداخت که درک حقیقی انسان در آن دستگاه بزرگ کژاندیشانۀ مسلط بر غرب زمینه ساز چه بدبختی های نازل و پستی بوده است.‬
‫کلیسا نمای کلی و بزرگ صحنه است و در فضایی سیال روابط یک کشیش و دختر جوان که منجر به ... دیدن ادامه » عشق زمینی نیز خواهد شد در اینجا مورد بررسی قرار گرفته است که درواقع دردسرهای نهایی از آن دختر جوان خواهد شد. او به دلیل دیدن مسیح در کنار رودخانه اسباب زحمت خود را فراهم می سازد و محکوم به جادوگری و شیطان صفتی خواهد شد. ‬
‫بازیگران همگی درست بازی می کنند، بازی برجسته ای در اجرا دیده نمی شود و این به اقتدار متن و شاید هم کارگردانی و در واقع خلاقیت مکاشفه جویانه بازیگران برمی گردد.
در اینجا به همان داده پردازی های عادی برای رسیدن به نقش بسنده شده و ما دیگر شاهد کشفی بزرگ برای اقتدار نقش و بازی ها نیستیم در حالیکه فضا و نقش ها از چنین امکانی برخوردارند. ‬
‫به هر روی اجرا گیرایی و جذابیت لازم را دارد که ما را پای کار بنشاند و  از دیدنش ما را دچار لذت آنی گرداند.‬

‫طراحی صحنه و لباس و نور از مهمترین امتیازات و ویژگی های اجراست که اتفاقا آن خطوط در هم تنیده و پیچدگی های میزانسن های سیال را به درستی در هم می تند و ما را دچار شگفتی می سازد.‬
‫و البته همین میزانس ها تا حدی جلوی پیش روندگی بازی ها را گرفته که شاید گذر از آن در تداوم اجرا اتفاق بیفتد چون میثاق زارع، مجتبی پیرزاده و سوگل خلیق زمینه های این پیشرفت در بازی ها و تبلور بهتر نقش ها را دارند که اگر چنین شود عیار کار بالاتر خواهد بود‬
«سوختن» از هر نظر شما را غافلگیر می‌کند. از همان ابتدا که شمایل یک #کلیسا را روی صحنه می‌بینی، تا می‌خواهی حدس بزنی با چه فضای سنگین و کلاسیکی روبه رو هستی، مری با لباس‌های مدرن امروزی‌اش (که در کوچه و خیابان هم زیاد دیده‌ایم) ظاهر می‌شود و در ادامه تا می‌خواهی ایراد بگیری که این برگ‌های سبز بافته شده روی پاپوش و کلاه دخترک به چه معناست، می‌فهمی که فضا خیلی اندیشمندانه‌تر از این گیر دادن‌های سطحی‌ست و عنصر به عنصر این اجرا، دلیل دارد و بهانه‌ای.
قصه قصه‌ی عشق است! همینقدر تکراری، همینقدر بدیع، همانقدر لذت‌بخش. مگر می‌شود نشان دادن دلدادگی یک دخترک پزشک تجربی آشنا به خاصیت گیاهان کوهی، به یک پدر جوان کلیسا خالی از خلاقیت باشد؟ جای‌تان خالی، ما روی صحنه ناظرزاده‌ی ایرانشهر، هم آغوش را دیدیم و هم بوسه را، بدون اینکه ذره‌ای از مقررات ... دیدن ادامه » جمهوری اسلامی ایران تخطی صورت گرفته باشد؛ تئاتر مگر چیزی غیر از خلاقیت در اوج محدودیت است؟
و اما اندیشه‌ورزی حاکم بر کل نمایش! این محتوا به قدری در تاریخ و ادبیات ملل مختلف ریشه دارد که برای مرور آن به سختی زیادی نمی‌افتی. مگر کدام سرزمین است که از خودخداپنداری‌های سران قدرت، قربانی نشده باشد؟ هرچند که قدمت آنچه متن، در پی گفتن آن است به صدها سال قبل می‌رسد اما رنج جاری در آن را تا همین چند روز قبل هم به خصمانه‌ترین شکل‌ها در همین کشور شاهد بودیم.
مخلص کلام آن که تا فرصت هست، این #تماشا را از دست ندهید.
#نمایش_سوختن
سلام و عرض ادب
صادقانه اینجانب غافلگیر نشدم که هیچ، از تکرار ملالت بار هزار بار شنیده ها خسته شدم.
مری هر پوششی که داشته باشد، هیچ تاثیری در پیش برد داستان ندارد. روایت قصه ی عشق هم با تکرار خالی از خلاقیت، نه به هنر می افزاید نه از آن می کاهد.
راجع به ... دیدن ادامه » بخش پایانی مطلب تان، کاملا موافقم و حدس می زنم اندیشه هنرمندان این نمایش نیز همان باشد.
۲۳ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای این تئاتر نشستم خیلی خوب بود خسته نباشید میگم به آقای آرای عزیز آقای مجتبی پیرزاده آقای میثاق زارع و همه عزیزان و دست اندرکارانی که در ساخت این تئاتر
فوق‌العاده سهیم بودند امیدوارم همیشه همین گونه که هستید بدرخشید
انتخاب متنی هوشمندانه؛ پر از نقاط پیدا و پنهان؛ که با در نظر داشتن آثار تولید شده‌ی پیشین این گروه و توجه‌شان به نیاز مخاطبان و جامعه در هر برهه‌ی زمانی، جز این نیز نمی‌شود توقع داشت. ... و باز ادای دینی با زبان هنر؛ کارگردانی دقیق و پر از وسواس و کاملاً هم‌راستا با متن، و همین‌طور نوع طراحی صحنه. پس و پیش شدن زمان و اختلاط فضاها با شیوه‌هایی چشم‌نواز و در عین حال با قرارداهایی به‌جا. بازی‌ها به اندازه و کنترل شده.
و به حتم، هیچ کاری خالی از نقص نیست، اما در «سوختن»، بار مثبت‌ها بسیار بیشتر است، و این خود برای دیدن و لذت بردن از این اثر کافی‌ست، آن هم در زمانه‌ای که برای انتخاب متون و به اجرا رساندن‌ش، این‌قدر با دقت و وسواس اقدام نمی‌شود.
دیدن «سوختن» رو به تمام دوستانی که علاقه به درام‌های عمیق و درست دارند پیشنهاد می‌کنم.
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از چهارشنبه ۲۰ تا جمعه ۲۲ آذر، به کارگردانی علیرضا آرا، علیرضا اولیایی و با بازی مجتبی پیرزاده، سوگل خلیق، میثاق زارع، مصطفی پروین آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی با نمایشنامه‌ی جذاب، اجرایی که در آن مدام با هر واژه‌ای پرت می‌شویم به زمان و مخاطبی دیگر در دیالوگها که اینکار را برای زبانشناسان جالب و حائز اهمیت و قابل بررسی می‌کند. بازی متفاوت میثاق زارع از نظر سبک و شیوه‌ی اجرایی هم بسیار جذاب بود. خسته‌نباشید به همه‌ی این گروه دوست‌داشتنی!
نمایش خوبی بود و به واقع دیدنی و جذاب،دکور و موسیقی عالی بود و بازی تک تک بازیگرها هم باور پذیر و زیبا..
خسته نباشید به همه‌ی عوامل این نمایش...برقرار باشید...

روشن کردن

جهان نمایش "سوختن" با طراحی و کارگردانی مشترک علیرضا آرا و علیرضا اولیایی را میتوان جهانی کوچک شده قلمداد کرد که مدل مینیاتوری از جهانی فراگیر است که با واسطه در تلاش برای نمایاندن مداخله‌ی ایدئولوژی جهت برقراری اتوپیای نمادین می‌باشد. در نمایش "سوختن" که برداشتی از رمان "مفتش و راهبه" کالین فالکنر است، وجه اشتراک آمیز"وحشت از زن" را می‌توان به عنوان سرمشق مدرنیستی فرض نمود که تصویر جهنم محقق شده را با جلوه آمیزی بهشت ممکن در هم می‌آمیزد. رمان قرون وسطایی نمایش "سوختن" تنها کلیسا را مجاز به تفکر می‌داند و اومانیسم خود را بر اساس این پیش فرض تعریف می‌کند.
نمایش "سوختن" جامعه آماری خود را به شکل مردانه غالب و قالب معرفی می‌کند که در آن پدر تندیس گر و برنارد کشیش و اسقف اعظم هر کدام به نوعی دچار جزم ... دیدن ادامه » اندیشی مسیحیت شده اند که احوالات روانی شان را متاثر از این موضوع کرده است. در این نمایش تحجرکه به شکل ایجابی باعث تفسیر به رای اسقف اعظم شده است سویه ای از نمایش را در بر می‌گیرد و نو اندیشی که منجر به شفای عالمانه همان می‌گردد سمت دیگر این دگم اندیشی حرکت می‌کند. این‌ها گزاره هایی می‌شوند که نمایش را از تزئینی شدن های کلیشه ای سوا می‌کنند و به خودی خود به مساله بشری مبدل می‌گردند.
نمایش "سوختن" چندین بار زمان حال خود را باطل می‌کند و فعل زمان حال، به گذشته و یا آینده ارجاع می‌دهد. این سیالیت فعل برای شخصیت کشیش در مواجهه با دیگر کارکترها که یک همزمانی (synchronicity) را پدید می‌آورد، روابط ایجاد شده چند وجهی را که در ظاهر بی علت و معلول می‌نمایند به شکل معنادار با یکدیگر تطابق می‌دهد و دیالکتیک های درونی شکل گرفته بین افراد را تله پاتی وار بیرونی می‌کند. برای رز ماری (سوگل خلیق) دنیوی کردن جهان‌بینی‌اش که می‌خواهد که خاصیتش را به مفهوم علمی عرضه کند، در برابر عوامیت‌گرایی اسقف اعظم که معرفتش محدود به شناخت لایعقلانه‌ست این تصادف زمان از پیش شکست خورده بوده و در نتیجه توان این را ندارد تا دنیای نامرئی خود را بطور بالقوه برای برنارد بسازد. طبیعتا در چنین بازاری گفتمانی، علم گرایی رزماری از رونق می‌افتد.
نمایش "سوختن" با سوزاندن رزماری به رنسانس خودش می‌رسد و حقیقت را روشن می‌کند. اینکه در این نمایش انسان هایی یافت می‌شوند که اینگونه در جهل نسبت به خدا محوری، به طور کل انسان محور شده اند و آگاهانه به خویشتن آسیب می‌رسانند (ریاضت و خودزنی)، نشانه هایی هستند که ناآگاهی را به صورت سلسله مراتب از قدرت بالاسر تا زیر دست سمپاشی می‌کنند. به تبع آن، انسان گرایی در چنین فضایی که تفتیش عقاید رکن ماندگاری انسان خدامحور یا خود محور است، حیات خود را در انکار حقیقت می‌یابد، ولیکن هیچگاه نور عاشقانه های ریشه دوانده یک زن را نمی‌تواند بسوزاند. حتی اگر حوا را، برای آدم در حجابی از مومیایی کردن پنهان کند.
سپاسگزارم بابت وقتی که گذاشتید و برای دقت نظر شما ممنونم.
خوشحالم که هستند هنوز کسانی که فکر می کنند و پیش و بیش از آنکه برون را بنگرند،به درون نظر می افکنند. ارادت فراوان.
۱۲ آذر
سلام و درود فراوان
من و ما تشنه خواندن مطالب شما هستیم.
مستدام باشید و پرفروغ
۳۰ آذر
@امیر عسگرزاده : لطف و مهر دارید و بزرگوارید ... برقرار باشید و در پناه حق
۳۰ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باری دیگر نمایشی که دوستش داشتم.
نمایشنامه عزازیل را قبل از این خوانده بودم. نمایشنامه ای متفاوت در بین آثار مهرداد کورش نیا که بیشتر آثارش درباره جنگ است. اما رگه های سیاسی و اجتماعی این متن بوی نوشته های او را میداد؛ اما در فضای متفاوت. نمایشنامه را به دلیل مینی مال بودن و فرم جریان سیال ذهنش دوست داشتم و بعد از شنیدن اجرای آن به سراغش رفتم. تنها چیزی که از ذهنیت من دور بود دکور و لباس های غیر متعارف با متن بود. دکور و پله های رفیع آن یادآور جایگاه سخنوران دینی را القا میکرد و مفهوم و فضای بصری اش برایم قابل هضم بود و البته چشم نواز... اما لباس ها با آنکه می دانستم طراح برای این همانی کردن گذشته و حال دست به این طراحی زده (استفاده از لباسهای انسانهای معاصر) که برایم جذاب نبود چون خود متن و اجرا، این همانی یا تشابه وقایع را در دل مفاهیم خود دارد و اشارات ... دیدن ادامه » عینی و بصری مستقیم کم لطفی به هوش مخاطب و کم کردن امکان تاویل و تحلیل اثر است... موسیقی مناسب با آن فضا و میزانسن های متنوع و بازی های خوب بخصوص بازی مصطفی پروین و میثاق زارع (با آنکه ذهنیت من از کاراکتر "برانژه" اسقفی پیر و فرتوت بود اما او با تداعی اسقفی میانسال چیزی از جذابیت های کاراکتر "برانژه" برایم کم نکرد) همه چیز برایم اجرای گرم دلنشینی به همراه داشت و به جرات می توان گفت اجرایی دیدم که برایم خاطره ساز و ماندگار شد... به گروه اجرایی بخصوص کارگردانان این اثر تبریک می گویم. و صد البته به کسانی که این کار را ندیده اند توصیه می کنم این اثر را ببینند اثری که تاکیدات و گوشزدهای مهمی از فضای سیاسی اجتماعی دوران ما دارد.
ممنون که دیدید و خوشحالم که دوست داشتید
۱۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، چهارشنبه ۱۳ و پنجشنبه ۱۴ آذر، به کارگردانی علیرضا آرا، علیرضا اولیایی و با بازی مجتبی پیرزاده، سوگل خلیق، میثاق زارع، مصطفی پروین آغاز شد.
آیا میشه از تخفیف وفاداری درصورتی که هنگام خرید بلیت نمایش های پیشین وارد حساب کاربری نشده بودم استفاده کرد؟
۱۰ آذر
اجرا رو زدید 26 آبان تا 26 آذر، پس چرا بلیط روز پنجشنبه رو زدید اجراهای پایانی؟ مگه تا 26 آذر اجرا نمیرن؟
۱۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوختن، من را به دورانِ سیاهِ کلیساهایی بُرد که امروز به لطفِ ضعفِ حافظه‌ی جمعیِ جهان، روسفید شده‌اند. هنگامِ سوختن، رعیتِ عاشق‌پیشه‌ی آن دوران با عین‌القضات‌همدانی فرقی ندارد. تمام عاشقانِ جهان، عین‌القضاتند و عین‌القضات‌ها، همیشه‌ی تاریخ در حال سوختنند. یک روز در آتش، یک روز با رد گرمِ طناب دور گلو و روز دیگر با داغِ گلوله. ما از هزاران سال پیش، نظاره‌گر سوختنیم. سوختنِ نگاهی که هرگز در قالبِ زمان خود نخواهد گنجید و از این رو، آین آتش تمامی ندارد.
سوختن را ببینیم ...
سپاس و درود
۰۹ آذر
درود بر شما و ممنون از همگی عوامل این اثر. در باب فرم و اجرا اکثر دوستان گفتنی‌ها رو فرمودن و باید گفت که کار به لحاظ فرمی و همچنین بصری عالی بود. کاری با اتکا به حداقل‌گرایی و سادگی و در عین حال کاملا زیباشناسانه که به نظرم این بُعدِ اثر باید جداگانه تحلیل ... دیدن ادامه » بشه.
۱۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای این کار نشستم
نمایش خوبی بود. دوستش داشتم.
بازی خانم خلیق خوب بود
بازی اقای پیرزاده هم مثل همیشه استاندارد
طراحی صحنه هم به نظزم خوب بود و بدون تکلف
اما طراحی لباس رو نه به خصوص در مورد کشیش جوان
درکل دیدن این نمایش پیشنهاد میشه
خسته نباشید و خدا قوت به همه عوامل این نمایش
ممنونم از شما دوست گرامی .خوشحالیم که نمایش مورد توجه شما بوده.
۰۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشای نمایش سوختن رفتم با پیش فرضی که با خواندن نظرات ببندگان قبلی برام ایجاد شده بود.باکمال ناباوری شگفت زده شدم از تماشای این کار.با وجود اینکه کتابش هرگز جذبم نکرد در این نمایش غرق در شخصیت مری شدم وانقدر همزادپنداری باهاش داشتم وتک تک کارکترها رو در پیرامون امروز خودم دیدم که اشکم ناگزیر سرازیر شده بود.بازیها عالی بود .ابهت ورذالت بزرگان که سوار جهل و ساده دلی وزود باوری عوامند .مهر پدری در بازی آقای پروین بسیار باورپذیر و قوی بود معصومیت در بازی وچهره خانم خلیق ،هوس وعشق زمینی در نگاه آقای پیرزاده وابهت ستمکارانه دربازی آقای میثاق زارع به جان مینشست. موسیقی ونورپردازی خیلی خوب بود.انتخاب لباس انقدر زیرکانه بود که با وجود یک داستان قرون وسطایی میفهمیدی که داستان زندگی تکرار میشود وفقط لباسها ورنگ لعاب آدمهاست که تغییر میکند.سپاسگذارم ... دیدن ادامه » از همه عوامل این نمایش برای ساعت خوبی که برای شخص من رقم خورد.کاش شرایط این روزها باعث نشه خیلی ها این تاتر ارزشمند رواز دست بدهند.درخشان بودید ممنونم❤
بسیار ممنون از انرژی خوبتون
۰۷ آذر
سپاسگزارم خانم شفاعت.خوشحالم که نمایش رو دوست داشتید
۰۷ آذر
جناب تهوری گرامی ممنونم از لطف و محبت شما. بزرگوارید
۰۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشى خوش ساختار با بازى هاى درخشان ♥
خسته نباشید میگم به همه عوامل
بسیار از تماشاى نمایش سوختن لذت بردم و دلم مى خواست بیشتر ادامه داشت و دیرتر تموم مى شد
داستان این نمایش که برگرفته از رمان مفتش و راهبه کالین فالکنر هست, خیلى زیاد منو به یاد The Scarlet Letter نوشته ناتانیل هاثورن انداخت
تماشاى این نمایش رو اصلا از دست ندید
ممنون که تشریف آوردین و خوشحالم که دوست داشتین
۰۶ آذر
سپاسگزارم خانم .
۰۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی میرسد خرید بلیت سانس تازه این نمایش روز چهارشنبه ۶ آذرماه امروز ساعت ۱۲ آغاز و امکان خرید با تخفیف دانشجویی برابر با ۲۰،۰۰۰ تومان برای روزهای یکشنبه ۳ تا چهارشنبه ۶ آذرماه فراهم شده است.
پیمان لسان این را خواند
گویا مشکلی در تخفیف دانشجویی وجود داره.... قیمت بلیت رو 2.000تومن میزنه!....سوختن رو بیش از این نسوزونید :)
۰۳ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید