تیوال نمایش سوختن
S3 : 00:48:29
خرید بلیت
۴۵,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان
از ٪۲۰ تا ٪۴۰ تخفیف
٪۳۰ تخفیف
  ۲۶ آبان تا ۲۶ آذر
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان

: مهرداد کوروش نیا
: علیرضا آرا، علیرضا اولیایی
: (به ترتیب ورود به صحنه) مجتبی پیرزاده، سوگل خلیق، میثاق زارع، مصطفی پروین
: شبنم مقدمی (موسسه فرهنگی هنری “افرا کلک آسمان”)

: نورالدین حیدری ماهر
: آریا افشار، الهه اذکاری، روژینا ابراهیمی
: علیرضا صالحی‌نژاد
: سوده شرحی
: لعیا خرامان
: رضا خضرایی
: محمد صادق زرجویان
: محمد صادق زرجویان، علی غیاثوند
: مصطفی پروین
: نیکان خبازی
: افسانه خلفی
: مریم عطایی نژاد
: زهرا بهرامی، فریبا بهرامی

با نگاهی به رمان «مفتش و راهبه» نوشته کالین فالکنر و به ترجمه جواد سید اشرف


از ردیف‌ ۱ تا ۷: ۴۵،۰۰۰ تومان
از ردیف‌ ۸ تا ۱۱: ۴۰،۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت (صندلی پلاستیکی): ۳۵،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

اخبار وابسته

» ایرانشهر به استقبال «سوختن» می رود

» شبنم مقدمی تهیه‌کننده نمایش «سوختن» شد

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به نظرم نمایش سوختن با داستان و پرداخت خوبی تماشاگر رو با خودش همراه میکنه ، دکور بدنه کلیسا و اون رنگ قرمز اصلیش جلوه ی باشکوهی به کار میده نوع طراحی لباس شاید خیلی روتین نباشه ولی میتونه تعابیر مختلفی برای مخاطبش بوجود بیاره ، به شخصه ترجیح میدادم با استفاده از نور یا طراحی صحنه ی کاملتر صحنه های غیر کلیسائی تفکیک کاملتری داشته باشن ولی همین ساختار هم در درک کلی مخاطب خللی ایجاد نمیکنه ، بازی های فکر شده و خوبی رو هم شاهد هستیم و معلومه براش زحمت کشیده شده ، موسیقی کار بسیار شنیدنی و در راستای نمایشه ، ایده ی پایان نمایش هم به نظرم بسیار جذابه فقط شاید بهتر باشه جلوه ی بصری بیشتری هم داشته باشه
برآیند کلی نمایش به قول *مریم* خانم عزیز اجرایی دلنشین و آرامش بخشه و به مدح واژه ای پرداخته که شاید این روزها بیش از گذشته به شنیدن و دیدنش نیاز باشه.
عرض ... دیدن ادامه » درود و خسته نباشید دارم خدمت جناب اولیایی و آرا ی عزیز و گروه نمایشی محترم شون و ممنون از وقتی که بخاطر گپ و گفت به ما دادن
این روزا بیشتر تاتر ببینیم

#من_یک_تماشاگرم
بازی سرکار خانم خلیق خیلی خوب بود
بازی جناب پیرزاد و جناب پروین رو دوست داشتم
با نقش جناب زارع نتونستم ارتباط برقرار کنم
دکور و طراحی صحنه رو دوست نداشتم
طراحی لباس نقش مری و پدرش خوب بود و مناسب نقششون ولی طراحی لباسهای نقش پدران روحانیو دوست نداشتم
موزیک کار خیلی خوب بود.
روند داستان ساده و خطی و با کمترین چالش ممکنی طی شد، به احتمال زیاد این اتفاق دلایل موجه زیادی داره، ولی من انقدر سادگی و رو بودنو برای این نمایش دوست نداشتم. کاش نویسنده و کارگردان این امکانو داشتند که متن دلخواهشونو اجرا کنند
2.5 از پنج.
تیوال نیم نداره چرا ؟ :(

از عوامل اجرایی کار صمیمانه تشکر میکنم که بعد از نمایش هم ساعتها با گشاده رویی پذیرای گروه من یک تماشاگرم بودند.برای شخص من که این وقت گذاشتن گروههای نمایشی، به اندازه دیدن بهترین تئاترهای دنیا ارزشمند و لذت ... دیدن ادامه » بخشه.

# من یک تماشاگرم
آقا سید جان قدر همینم بدون :)
اصلا یه زمانی تیوال حکومت نظامی شده بود
ما چند سال پیش با کلی دعوا و قهر و خواهش از تیوال موفق شدیم کاری کنیم ستاره دار کنن سیستم امتیاز دهی رو قبلا فقط دوست دارم و دوست ندارم داشت بعد خودمون امتیاز میدادیم که فلان کار 3/25 مثلا
سر ... دیدن ادامه » همین هم بچه ها شاکی شدن و تیوال هم حرص گرفتش کلا یه کاری کرد نتونن پیام بزارن و اونا هم قهر کردن و رفتن
قبلا چپ و راست تیوال مینوشت به دلیل فلان چیز برخی نظرات از پای فلان نوشته پنهان شد:)
یکی از اونا که خیلی فعال هم بود و حذف شد فرزانه محمدی بود که به تنهایی قد تمام بچه های تیوال مطلب مینوشت
اون موقع که اعضای تیوال حدودا بیست هزار نفر بودن
ولی خب حدودا هزار نفر فعال داشت.فعال ها
دیگه مدت هاست نمیبینم همیاری تذکر بده الان یهو دیدی اومد گفت به دلیل باز آوری خاطرات برخی نظرات از پای این نوشته پنهان شد :)
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


::::::::: اماره .vs لوامه ::::::::::

خواستم این‌جوری شروع کنم که "شب لذت‌بخشی بود برام، نمایش دلنشینی بود برام و..." بعد فکر کردم بهتره این مسیر رو نرم.

بذارید این یکی رو آزمایش کنم:

"مفتش و راهبه" رو چند سال پیش خونده بودم. تا جایی که یادمه اطناب ملال‌انگیزی داشت و کالین‌ گرامی تا جای ممکن آب بسته بود بهش البته تصفیه‌شده و بادقت.
از چند شاخه اصلی کتاب اتفاقا فرازهایی برای اجرا انتخاب‌شده که همراهی‌برانگیزتر و جذاب‌تره: کشیش جوان و دختر در روایت کوروش‌نیا بولد شده.
روایت بدون لکنت اجرا رو پیش برد. در طول مسیر همراه کار بودم. بازی‌ها """برای من""" دلچسب بود هرچند باوجود توضیحات گروه، این لجاجت پلید باهام هست که اگه سن مفتش/میثاق زارع با ترفندهایی بالاتر گرفته می‌شد؛ کنتراست دنیای او با دنیای کشیش جوان و دختر نمود بهتری داشت.
بـازی دو غنچه نشکفته داستان و به‌طبع اون شیمی بین‌شون ""برای من"" بسیار گیرا بود. فضای پر از مهر و تمنا بین‌شون خوب ساخته شد. تشکیک‌مندی! کشیش جوان هم قشنگ ملموس بود.
اگه لباس‌‌ها هم باب‌دلم بودند و دکور هم ساخت باحوصله‌تر و دیتیل‌مند‌تر و اصولا بلندپروازانه‌تری داشت بعید نبود به داخل دنیای نمایش بلعیده بشم.
محدودیت‌های زمانی و سالنی گروه رو درک کردم ولی خب هوس بلعیده شدن داخل نمایش به این سادگی‌ها دست از سر آدم برنمی‌داره.

قسمت ... دیدن ادامه » عمده‌ای از لذت "تـماشـا" بستگی به تعداد نفوس حاضر در سالن داره. سالن نیمه‌خالی انرژی ارسالی و دریافتی رو کاهش می‌ده.
امیدوارم بار دوم که برای تماشای کار می‌رم دی‌اکسیدکربن سالن، آخرسر بر اکسیژنش بچربه.
نفس اماره‌ عنودم هم از خدا می‌خواد اون روز لباس مری ساعاتی قبل از اجرا زیر صاعقه‌ای پودر بشه و خاکسترش رو توی لباس کشیش جوان بپیچن و رد کنن بره.
به هر تماشاگری که خبر بیاره لباس‌ها عوض شده، بلیت رایگان کل نمایش‌های سالن ناظرزاده تا پایان قرن شمسی فعلی اهدا می‌شه. [با یک همراه حتی]
بعد از شونصد بار فشردن دکمه نگارش، بالاخره نگارید.
۲ روز پیش، چهارشنبه
اقا رضا دیگه مجبورم کردی برم لباساشونو اتیش بزنم دیگه چاره ای برام نزاشتی
۲ روز پیش، چهارشنبه
به نظر من لباس‌ها عالی بود
۱۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی از آثار هستند که اکثر کاراکترهای آنها سفید و سیاه و خط کشی شده اند و مخاطب از همان ابتدای مواجهه با اثر میداند که با چه شخصیت و احیانا چه عواقبی مواجه خواهند بود.
ولی در این اجرا همه عوامل از کارگردان تا بازیگران و سایرین تمام تلاش خود را کردند که فارغ از ارائه هرگونه اطلاعات کلیشه ای و بدون پیش فرض، مخاطب را با شخصیتها مواجه کنند.
البته این احتمال وجود دارد که این نوع شخصیت پردازی برای برخی مخاطبین نامآنوس باشد، ولی چنین روشی برای همذات پنداری با کاراکترها، روشی جذاب و متفاوت محسوب می شود.
همچنین طراحی لباس و گریم ها نیز در خدمت این تفکر و پیش برنده ی اهداف کارگردان برای هرگونه آشنایی زدایی با کلیشه های معمول به نظر می رسد.
توقع این بود که از طراحی نور در تفکیک صحنه ها استفاده مناسب تری میشد، هرچند در برخی صحنه های خیال انگیز مانند شعرخوانی ... دیدن ادامه » پدر و دختر، استفاده از نور به شکل چشم نوازی صورت گرفت.
و البته موسیقی و سازهای انتخاب شده به تاثیرگذاری این اثر در ذهن مخاطب کمک شایانی کرد.
در مجموع این نمایش برای من اجرایی دلنشین و آرامش بخش بود که بدون هیچ چالشی، ابتدایی ترین روابط انسانی را روی صحنه نمایان کرد
برای کلیه اعضای محترم این گروه آرزوی موفقیت دارم و بابت جلسه گفتگوی پس از اجرا بسیار سپاسگزارم
امید که در این ایام، از تمام نمایش های روی صحنه در کنار یکدیگر حمایت کنیم
#من یک تماشاگرم
با این تفاسیر، موندم "خواندم" رو بزنم یا "دوست دارم" رو!
۲ روز پیش، چهارشنبه
درود
کاملن موافقم ، بیش از چکاندن یک لایک خالی :)
دیروز
بانو مریم بزرگوارید؛

محمد جواد جان کم سعادتی از من بوده و من در جریان جلسه درون گروهی شما نبودم و جداگانه و اتفاقی بلیط خریدم و به تماشا نشستم.
۱۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه شنبه 28 آبان ماه 98 به همراه تعداد زیادی از اعضای پویش #من یک تماشاگرم، به تماشای نمایش سوختن نشستیم.
علیرغم بارندگی و همچنین مسائلی که این روزها باعث سختی در تردد می شود، نمایش راس ساعت ساعت آغاز شد.
نکته حائز اهمیت در این اجرا، حضور کارگردان در لابی تماشاخانه و تاکید بر خاموش کردن تلفن های همراه، پیش از ورود به سالن اجرا بود.
تذکری به جا و به موقع که خوشبختانه با همکاری اغلب تماشاگران، باعث شد اجرایی آرام و بدون مزاحمت را تجربه کنیم.
عدم حضور عکاس در سالن نیز از نکات مثبت این اجرا محسوب میشد.
مطابق روال قرارهای گروهی، پس از تماشای نمایش، با گروه اجرایی به گفتگو نشستیم. در این جلسه صمیمانه که در حدود 3 ساعت به طول انجامید، ابتدا کارگردانان محترم در خصوص دلیل انتخاب متن، شخصیت پردازی برای کاراکترها و جلسات تمرین تا رسیدن به مرحله اجرا، طراحی ... دیدن ادامه » نور، صحنه و لباس، توضیحاتی بیان کردند و در ادامه بازیگران کار توضیحاتی در خصوص نقش خود ارائه دادند.
همچنین جناب صالحی نژاد، آهنگساز این نمایش، در مورد ملودی کار و سازهای مورد استفاده توضیحاتی بیان کردند.
در خلال این گفتگو، تمامی اعضای گروه اجرایی، با صبر و شکیبایی تمامی پرسش های مطرح شده از سوی تماشاگران را شنیده و به تک تک آنها پاسخ دادند که باعث شد جلسه ای پویا و پرانرژی داشته باشیم
تاکید و توجه تمامی اعضای گروه اجرایی بر حقوق تماشاگران، در تمام طول اجرا و همچنین در جلسه گفتگو، آشکارا دیده می شد و این نوید را به تماشاگران میداد که با گروهی فهیم و حمایتگر روبرو هستیم
برای این گروه محترم آرزوی پیروزی داریم و بابت جلسه گفتگو سپاسگزاریم.
امید که در این ایام، همه تماشاگران حرفه ای تاتر، از اجراهای روی صحنه حمایت کنند
آلاله زارِ یخ زده ..
مزرعه ی ملخ زده ..
خاکِ سرخ بوی سُرب میدهد
و صدای تقلای غریقی دست بسته به گوش میرسد ..
بادِ بی رحم پاییز ، برگ میریزاند از باغ خزان زده مان
و شباهنگام ماه با صورت وَق زده وقیحانه تن عریان زمین را نظاره میکند ..
به گرمای خورشید اُردی بهشت نا امیدم ...
سوز سرد زمستان در پیش است
گدا کُش تر از همیشه ..
و میسوزاندمان از بُن ..
فریادمان محبوس در هزار توی این تاریخ سیاه ..
و تنها سهم ما از این جغرافیای ماتم زده خون بود ..
از ریاضیات مردودیم
و در ادبیات محزون ...
یا دهر اُفٍ لَک ...
.
.
شما ... دیدن ادامه » جوانید و خام ...
.
با تقدیم احترام خدمت اعضای محترم گروه کارگردانی و اجرایی و سپاس برای نشست و گفتگوی صمیمانه با اعضای گروه پویش من یک تماشاگرم
من_یک_تماشاگرم
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۳ تا سه شنبه ۵ آذر، به کارگردانی علیرضا آرا، علیرضا اولیایی و با بازی مجتبی پیرزاده، سوگل خلیق، میثاق زارع، مصطفی پروین امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی لباس هیچ ربطی به موضوع نمایش نداشت. دکور جالب بود. بازیها پایین تر از انتظار بود به جز سوگل خلیق و مصطفی پروین که بازی قابل قبولتری داشتند. میثاق زارع اصلا انتظار منو برآورده نکرد. بازی ایشون در پابرهنه لخت ... منو شگفت زده کرده بود ولی در این نمایش متاسفانه بازیش رو دوست نداشتم. موضوع و متن نمایش خوب بود ولی بازیها باعث شده بود با نمایش ارتباط برقرار نکنم و آن لذتی که باید ببرم رو نبرم. شاید در اجرای روزهای بعد بازیها جا بیوفته و نمایش جذابتر بشه .
با عرض تشکر و خسته نباشد به عوامل اجرا خصوصا علیرضا آرای عزیز که دیشب با سعه ی صدر صحبتهای دوستانمون رو گوش کردند و پاسخ دادند.
با اکثر نوشته ی شما موافقم خانم مظاهری
و اینکه موسیقی هم به نطرم‌ مناسب بود و روی کار نشسته بود
۲ روز پیش، چهارشنبه
همینطوره مرتضی جان. من هم موسیقی رو دوست داشتم.
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد، اجرای این نمایش در روزهای چهارشنبه ۲۹ و پنجشنبه ۳۰ آبان‌ماه لغو شده است. خریداران محترم جهت جابجایی بلیت یا دریافت وجه لطفا با پشتیبانی تیوال تیوال به شماره ۶۶۱۷۶۶۳۷ حاصل نمایند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پدر سرورمون مسیح مرده ها رو زنده می کرد
چطور کلیسا امروز در پیروی از ایشون، زنده ها رو به کام مرگ می فرسته!
نمایشی متفاوت با انچه از صفحه ی تیوال دستگیرم شد. پوستر و ویدیوها برای من نمایشی تاریک، تلخ، خشونت بار(کلامی) و تهی رو نوید می داد ولی با نمایشی دیگر روبرو شدم.
داستانی میان دو عشق
کشمکشی میان زیست و زهد
زندگی و مرگ
میل به تعالی و بقا
سرشاری از زندگی و مرگ میان احکام
ترس و خواست
لطافت و بی رحمی
قربانی... قربانی... قربانی...
قربانی برای “من”
قربانی برای انچه “من” می خواهد
قربانی برای انچه “من” می پسندد
قربانی برای هرچه “من” می پسندم
من... من... من... نفرین به این “من” که برای انتفاع خود، زیست را و تجربه ی زیست را و خواستِ تجربه ی زیست را از همه دریغ می کند، نفرین.

___________

بسیاری ... دیدن ادامه » چه دیر می میرند و اندکی چه زود! اما “به هنگام بمیر!” آموزه ایست هنوز با طنینی ناآشنا.
به راستی، آن که به هنگام نمی زید، چگونه به هنگام تواند مرد؟ کاش هرگز از مادر نمی زادید!

چنین گفت زرتشت
فردیش نیچه
ترجمه داریوش آشوری

___________

احتمال لو دادن یا کاهش جذابیت!
چه به هنگام زیست دختر و چه به هنگام مرد دختر...
و باقی؟ کاش هرگز از مادر نمی زادید...
آقا پوریا جان شما هم خوب نظر میدین و هم خوب می نویسین، دمتون گرم، تئاتر دیدن کنار دوستان همچون شما افتخاریست
۲ روز پیش، چهارشنبه
صد البته که خودتون اشراف کامل به فحوای کلام دارید جناب صادقی و من فقط می آموزم در کنار شما عزیزان
دنیای بعد از " موتوا " در این جمله بینهایت جذابه و نهایت زندگی و آزادگیه ...

به لحاظ معنایی فارسیش شاید بشه
.
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ ... دیدن ادامه » تعلق پذیرد آزاد است ...
۲ روز پیش، چهارشنبه
شما عزیزی میثم جان،
البته اشاره ی من و به نظرم فردریش، احترام به زندگی ساده و طبیعی به دور از سلوک و تعالیه. احترام به خواست طبیعی زندگی. چیزی که کمتر بهش احترام می ذاریم. حتی در فضاهای کلیسایی!، نفی و کتمان شده.
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و ارادت خدمت دوستان خوب تیوالی
بیش از ۳ماه برای تولید نمایش “سوختن” وقت و انرژی صرف شد، با وسواس و تمرینات فشرده تلاش کردیم کاری را آماده ی اجرا کنیم که برای شما ارزش صرف وقت و هزینه را داشته باشد. به احترام شعور خودمان و مخاطب مان از ابزارهای مختلف “مشتری جذب کن” و فریب دهنده که با ذات نمایش و تئاتر در تضاد و تناقض است، دوری کردیم و شرافت کاری مان را به ریال نفروختیم.
اینکه خروجی کار چقدر موفق و مقبول باشد،داوری اش با شماست و نظر شما هرچه باشد قابل احترام است برایمان.
اما حالا که نمایش به صحنه رسیده است از همین ابتدا طوفان حوادث مترقبه و غیر مترقبه آنچنان که می دانید در گرفته است. نه جایی برای تبلیغ مانده، نه برای اطلاع رسانی. پس از این دریچه‌ی کوچک باقیمانده که آن سویش خانواده ای بزرگ از حرفه ای ترین مخاطبان تئاتر حضور دارند شما را صدا ... دیدن ادامه » می زنیم و به دیدن نمایش سوختن دعوت می کنیم. قدم تان به روی چشم ما.

با احترام/علیرضا آرا ، علیرضا اولیایی
سوختن. چه اسم زیبایی برای این نمایش.
کار تمیز و زیبایی بود. قصه ای از سال ها قبل که با هنرمندی "لباس امروزی"بهش پوشونده شده بود.
سوگل خلیق چه قدر اندازه بود. بازی گران همگی به خوبی انتخاب شده بودند.
البته جا داشت میثاق زارع کمی مسن تر، بد خلق تر و منفور تر باشه و بازیش کمی از خشکی در بیاد. گرچه بیانش رو با نوع ادای بازیش به خوبی همسو کرده بود.
سرفه ها درست بودن اما به کلیت آدمی که اون قدر کم سن و سال به نظر می رسید نمی‌خورد و کم بود..
عالی بود خسته نباشید.
خب مجددا خانم مقدم..
با سلام
می خواستم بلیت بخرم...
دو عامل باعث شد که نخرم..
یکی تعریف شما از کار بود..
یکی ام حضور میثاق زارع..
به طرز عجیبی حس می کنم
نگاهی طلبکارانه به تماشاچی
دارد ...
نمی ... دیدن ادامه » دانم چرا؟
نوع نگارشش با تماشاچی در
مورد کد ۱۳ هم همین بود..
۴شنبه هم نمی روم کد ۱۳
۳ روز پیش، سه‌شنبه
من با کمال میل در خدمتم قربان :)
۳ روز پیش، سه‌شنبه
@ میثاق زارع
با درود مجدد
سپاس.. لطف دارید..
در اولین فرصت حتما
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۲۹ آبان تا جمعه ۱ آذر، به کارگردانی علیرضا آرا، علیرضا اولیایی و با بازی مجتبی پیرزاده، سوگل خلیق، میثاق زارع، مصطفی پروین امروز (شنبه) ساعت ۱۶ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی علیرضا آرا، علیرضا اولیایی و با بازی مجتبی پیرزاده، سوگل خلیق، میثاق زارع، مصطفی پروین، یکشنبه (۱۹ آبان) ساعت ۱۲:۰۰ با تخفیف روزهای نخست آغاز خواهد شد.
فرشته و ماندانا مطاعی این را خواندند
بهار گراوندی و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
میثاق زارع! واجب شد ببینمش⭐️
۱۶ آبان
خیلی ممنون از لطفتون خانوم گراوندی و جناب لهاک نازنین
۱۹ آبان
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید