تیوال نمایش سوراخ
S3 : 05:39:58
  ۱۷ فروردین تا ۱۲ خرداد ۱۳۹۵
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: جابر رمضانی
: محمد چرمشیر
: آتیلا پسیانی، هوتن شکیبا، داریوش موفق، وحید آقاپور، هانی عبدالمجید، روح اله حق گوی لسان
: مهرداد بهاالدینی، محمد قدس

: منوچهر شجاع
: مریم نورمحمدی
: سارا اسکندری
: پویا پور امین، نیما پور کریمی
: صبا کسمایی
: رها رضوی
: محسن مهر انوری
: احسان نقابت
: رها شیرازی
: علیرضا حسینی، فرید حسینی
: علیرضا حسینیکاری از گروه  "سوراخ تو دیوار"
شماره رزرو بلیت دانشجویی: ۰۹۲۱۱۲۴۰۲۷۶


| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از نمایش سوراخ / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سوراخ / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، ضلع شرقی چهار راه ولیعصر (تئاتر شهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زند وکیل پلاک ۵۰
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سوراخ چیز عجیب و پیچیده ای نیست.
دریچه ای است که کارت شناسایی ما از آن بیرون می آید. حفره ای است که هویت ما از آن بیرون میریزد. دریچه ای است که از آن کارت حافظه خودمان را پس می دهیم. سوراخ, نه معادله است نه معما. حفره ای است که همه جا وجود دارد.....
این همه مهاجر در نمایش سوراخ از کجا آمده اند؟ برای چه آمده اند؟ از چه چیزی هراسناکند؟ اصلا مگر اهمیتی دارد؟ مگر مهم است بدانیم مهاجر جوان به کجا می خواهد بگریزد؟ مگر مهم است بدانیم کارت
دوربین عکاس حاوی چه تصاویری بوده؟ اینها دیروزه عده ی بیشماری از انسانهای اطراف هستند و فردای ما. اکنون فقط این اهمیت دارد, اینکه در چگونه جهانی در حال نفس کشیدن هستیم......
سوراخ, خود ماییم. آدمی‌زاد, در جهان آفرینش یک سوراخ بزرگ است.....
نمایش سوراخ از قصه گویی عبور می کند و با توقف در یک وضعیت مضحک, آن را آنقدر کش می دهد تا تعفن ... دیدن ادامه » موجود در آن را آشکار کند....
مضحک بودن وضعیت را بیشتر نمایان می کند و اینجا کمدی زاده می شود اما اینبار کمدی برای خنداندن ما نمی آید. اینبار کمدی می آید تا به ما بخندد....

وقتی کمدی به ما می خندد
نگاهی به نمایش سوراخ به کارگردانی جابر رمضانی
امید طاهری
عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران
روزنامه شرق
سعیده شفیعی این را خواند
لعیا میری و بیتا نجاتی این را دوست دارند
خدمتان یک سوال داشتم چرا در جشن منتقدان تاتر رشته طراحی لباس جزو.کاندید ها نبود ؟
۱۶ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی کمدی به ما می خندد
نگاهی به نمایش سوراخ, به کارگردانی جابر رمضانی
امید طاهری
عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران
روزنامه شرق
آدمیزاد موجود شگفت انگیزی است. موجود غریبی که از بدو تولد, مرگ را با خود حمل می کند. این دو کلمه ی متضاد, در برگیرنده اصل و اساس زندگی ماست. زیستی که به تبعیت از همین تضاد بنیادین, از ابتدا تا انتهایش مملو از تضادهایی است که همه ی وجوه زندگی ما را شامل می شود.
دانش و جهل, مهرورزی و خشونت طلبی, عقلانیت و بی خردی, اشرفیت و بی صفتی, درک مندی و حماقت, پیشرفت و عقب گردی و ده ها تضاد دیگر همیشه همزمان در زندگی فردی و اجتماعی انسان وجود داشته و از تقابل همین کلمات متضاد است که تراژدی و کمدی زاده می شود.
به همین سبب تئاتر گاه می تواند عینا همان زیست بشری باشد. تئاتر می تواند از افلاطون و جهان سایه های او عبور کند و حقیقت و واقعیت زندگی باشد نه سایه ای از آن. نمایش کمدی سوراخ, دریچه ای است به جهان معاصر. جهانی پر از تضاد. پر از پارادوکس, پر از لحظات مضحکی که حاصل کنار هم قرار گرفتن خبرهای متناقض, رفتارهای متناقض و محصولات متناقض است. سوراخ را نمی توان معنی کرد. این اثر در اندامی ارایه می شود و چنان قرابتی با جهان عینی دارد که تنها باید به درک آن نایل شد. البته اگر قدرت درک وجود داشته باشد. تلاش برای معنی کردن این نمایش و هر اثر هنری دیگری تلاش بی ثمری است که ما را از درک اثر دور می کند. در روبرویی با این اثر, باید در افسون آن شناور شد. همان چیزی که نمایش از ما طلب می کند. موزیک بلند پیش از تابیده شدن نور فرصتی است برای همراهی و یکی شدن با اثر.
سوراخ را چگونه می توان معنی کرد؟ اصلا جهان امروز را چگونه می توان معنی کرد؟ داده های زندگی امروز بشر چگونه قابل معنی کردن است؟ این جهان در حال خودویرانگری است. در مورد یک خودویرانگر که انگشت روی ماشه انفجار گذاشته چه می توان گفت؟ شما چقدر در معنا کردن عمل مردی که از پل خود را حلق آویز کرد توانا هستید؟ چطور می توانید پیدا شدن یک گوسفند در وان حمام یک دیپلمات را معنی کنید؟ جهان در حال حماقت است, لطفا مزاحم نشوید. درست مانند دوران پیشاجنگ جهانی. گویا مفاهیم, دانش, علم, اخلاق, دین, همه و همه لباسهایی بر تن جهان بودند که اکنون همه را از تن به در کرده, زیر سرش گذاشته و به حماقت خود مشغول شده. این جهان پشت کرده به بیش از دو هزار سال تاریخ مکتوب اندیشیدن و افسار خویش را پاپیون زده, تزیین کرده و به دست حماقت سپرده. جهان امروز جهان حرکت موازی متناقض هاست. از یک سو عده ای می شوند داعشی. در موهای خون آلود سری از تن جدا چنگ زده و رو به دوربین شانزده مگاپیکسل لبخند می زنند. از سوی دیگر عده ای برای پای شکسته ی سگی زبان بسته روزها و هفته ها فعالیت مدنی می کنند. این جهان فرزند ماست. فرزند زیست انسان معاصر است. فرزند مخوفی که برای بلعیدن پدر و مادر خویش دهانش را باز کرده. در چنین جهانی, معانی را چگونه جستجو و دریافت کنیم؟ مهمتر اینکه معناگرایی در خصوص دیوانگی های جهان, خود در گسترش این جنون نقشمند می شود. معنا کردن لحظه های متعفن تاریخ بشری, خود عامل زایش اشتباهات بزرگتری بوده. بعد از هر معنا کردنی, تفسیر به رایی حاصل می شود و بعد از آن عملی سر می زند که حاصل تفسیر به رای است. این سیکل جنون آمیز همواره در تاریخ زیست ما وجود داشته. و هنر به همین دلیل در دوره های مختلف, گاهی از معنا شدن گریزان بوده و تلاش کرده اندام خود را چون معمایی وسوسه انگیز برای حل به نمایش نگذارد. هنر در اغلب موارد تلاش می کند به جای معنی شدن, واکنش انسانی تر و عمیقتری را از مخاطبش طلب کند. درک شدن. هنر نیازمند درک شدن است. تنها به این واسطه می توانیم قفلهای اثر را باز کنیم و به دنیای آن نفوذ کنیم. مخاطب امروز, مخاطب این جهانی که جهان فاصله ها و جهان عدم درک و عدم دیالوگ است, با تلاش برای درک اثر در واقع تمرین می کند برای بهتر زیستن. تمرین می کند برای انسان تر شدن. مخاطب امروز اگر یاد بگیرد پدیده های اطرافش را فقط درک کند, آنوقت دست از خودخواهی می کشد. آنوقت دست از قضاوت بر میدارد. که قضاوت خود منشا تمام حماقتهای بشری است. انسان درکمند, انسان چند وجهی و چند بعدی است. انسان درکمند, امکان ندارد گم اندیش شود. امکان ندارد تفسیر به رای کند. انسان درکمند واقعیت و حقیقت پدیده ها را بهتر و شفاف تر می بیند. انسان درکمند تامل می کند, صبر می کند, میپذیرد, یا در قهری ترین حالت, فاصله می گیرد. معنی کردن, مرگ اندیشه را در پی دارد. جهان امروز را چگونه معنی کنیم؟ این جهان از اساس تهی از معنا شده
چه بگوییم درباره آدم‌هایی که آدم‌های دیگر را در ظرف اسید حل می‌کنند؟ چه بگوییم درباره تجاوز به کودکی سه چهار ساله, حالا کمی بیشتر یا کمتر در حلقه معنی کننده ها بنشینید, ببینید چگونه در دود غلیظ سانتی مانتالیزم افراطی, در حالی که تکه های خون آلود استیک را به معده می فرستند, درباره پدیده های اطراف مزخرف گویی می کنند. شما یک جمله از دردتان برای آنها بگویید, هفتاد جمله اظهار نظر از آنها می شنوید. آنها عادت ندارد چیزی را درک کنند. عادت ندارند سکوت کنند و به شما گوش کنند. آنها هویت خود را در جنبیدن فکشان یافته اند, حالا چه برای بلعیدن و چه برای معنی کردن.
جهان نمایش سوراخ, جهان تکینه ای است. جهانی که نیازمند درک است. درک این جهان منجر به درک جهان پیرامون می شود. و یا شاید باید برعکس بگوییم که تنها کسی می تواند به درک جهان نمایش دست یابد که جهان پیرامونش را درک کرده باشد.
جهان امروز, جهان انسان مهاجر است. انسانی که از خودش فرار می کند. انسانی که دیگر نمی تواند از خودش فرار کند. جهان امروز گویا به دوران مهاجرت بزرگ بازگشته. به همان سی چهل هزار سال پیش. به همان مهاجرتی که روزگاری به اجبار طبیعت صورت گرفت و اکنون به اجبار انسان! اما فرار از انسان, قرار است ما را به کجا سوق دهد؟ چه آرمان‌شهری قرار است پیدا کنیم؟ کدام سرزمین سبز قرار است خالی از انسان باشد؟ این همه مهاجر در نمایش سوراخ از کجا آمده اند؟ برای چه آمده اند؟ از چه چیزی هراسناکند؟ اصلا مگر اهمیتی دارد؟ مگر مهم است بدانیم مهاجر جوان به کجا می خواهد بگریزد؟ مگر مهم است بدانیم کارت
دوربین عکاس حاوی چه تصاویری بوده؟ اینها دیروزه عده ی بیشماری از انسانهای اطراف هستند و فردای ما. اکنون فقط این اهمیت دارد, اینکه در چگونه جهانی در حال نفس کشیدن هستیم.
سوراخ چیز عجیب و پیچیده ای نیست. سوراخ, حفره ی بزرگی است روی تاریخ زیست بشری. تاریخ بیش از دوهزار ساله ی علم, فلسفه, هنر, دین و سیاست. حالا با این سوراخ عظیم, با این حفره ای که جنگ ها, انفجارها, نظم ها, سیاستمدارها, ادیان و ... بر پیکر زیست بشری به وجود آورده اند چه کنیم؟ چطور معنایش کنیم؟ چه باید بگوییم؟ سوراخ چیز عجیب و غریبی نیست. همه جا وجود دارد. هر پدیده ای یک سوراخ دارد. سوراخ سیاست, دیکتاتوری است. سوراخ دین, داعش و صهیونیسم است. سوراخ تفکر, گم اندیشی است. سوراخ نظم جهانی, مهاجرت است و سوراخ هنر, بدفهمی و معنازدگی است
. سوراخ چیز عجیب و پیچیده ای نیست. دریچه ای است که کارت شناسایی ما از آن بیرون می آید. حفره ای است که هویت ما از آن بیرون میریزد. دریچه ای است که از آن کارت حافظه خودمان را پس می دهیم. سوراخ, نه معادله است نه معما. حفره ای است که همه جا وجود دارد. در چشمان ما وقتی به پدیده ها می نگریم و بخش عظیمی از حقیقت آن را نمی بینیم. در مغزمان وقتی که نمی توانیم اندیشمند و دیالوگ محور باشیم. روی زبانمان وقتی که نمی توانیم درست حرف بزنیم. روی قلبمان, وقتی که نمی توانیم به درک متقابل برسیم و شروع می کنیم به بافتن و بافتن و پیرامون خود را با حفره ی بافته هایمان می بندیم. سوراخ, خود ماییم. آدمیزاد, در جهان آفرینش یک سوراخ بزرگ است, سوراخی که همه وجوه الهی و شیطانی از آن زاده می شود.
نمایش ... دیدن ادامه » سوراخ, با پنج دری که برابرمان قرار می دهد, به وسعت پنج قاره ی جهان حرف می زند. برای تمام بشریت. جابر رمضانی با درک تناقضهای جهان امروز توانسته نمایشی را تولید کند که در یک قاب عریض و ارایه ی یک وضعیت, کمیک بودن جهان را به نمایش بگذارد. وضعیتی که گذشته از پیوندهای محتوایی با اندام دنیای امروز, به لحاظ فرمی نیز اندام تکینه ی خودش را دارد.
نمایش سوراخ از قصه گویی عبور می کند و با توقف در یک وضعیت مضحک, آن را آنقدر کش می دهد تا تعفن موجود در آن را آشکار کند. و این کشداری, آنجا که سرعتش در صحنه ی تیراندازی به پایین ترین حد خود میرسد, به ناگهان در گروتسک زایمان گاو بزرگ در هم می آمیزد و مضحک بودن وضعیت را بیشتر نمایان می کند اینجا کمدی زاده می شود.
اما اینبار کمدی برای خنداندن ما نمی آید. اینبار کمدی می آید تا به ما بخندد
محمد شمالی و Parinaz Taleat این را خواندند
سید محمد عابدی نسب این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقط امــشــب و فـــردا شــــب
سوراخ
فقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــط تــا چهارشنبه / 12 خرداد


نویسنده و کارگردان: جابر رمضانی
دراماتورژ: محمد چرمشیر
بازیگران: آتیلا پسیانی، هوتن شکیبا، داریوش موفق، وحید آقاپور، هانی عبدالمجید، روح اله حق گوی لسان
تهیه کننده: مهرداد بهاالدینی، محمد قدس


طراح صحنه: منوچهر شجاع
طراح لباس: مریم نورمحمدی
طراح گریم: سارا اسکندری
طراح صدا و موسیقی: پویا پور امین، نیما پور کریمی
طراح ... دیدن ادامه » نور: صبا کسمایی
طراح ویدیو: رها رضوی
طراح گرافیک: محسن مهر انوری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"The Hole", directed excellently by Jaber Ramezzani, is a powerful and entertaining play about how fear of terrorism can lead to the loss of any sense of justice, how the sexual taboo inevitably gets channelled into violence and how a tiny spark of humanity can be found even in worst enemies when they are, although only momentarily, presented with a viable alternative. The play also reveals how the ongoing cruelty in our world causes us to either turn away from it, or find a valve for the built up tensions in comic relief. A rewarding theatrical experience high-lighting some of the darker aspects of human behavior and encouraging us to think about ourselves.
Hans Echnaton Schano.
مونا ب این را خواند
ابرشیر و شاهو منبری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‎داور اتریشی نوزدهمین جشنواره
‎ تئاتر دانشگاهی معتقد است:‌ نمایش «سوراخ» تجربه‌ی ارزنده‌ای است که ابعاد تاریکتری از رفتارهای انسان را برجسته می‌کند.

‎به گزارش خبرنگار تئاتر ایسنا، نمایش «سوراخ» به کارگردانی جابر رمضانی مدتی است که در تئاتر مستقل تهران اجرا می‌شود و "هانس اکنتن شانو" که برای داوری در جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر دانشگاهی به تهران سفر کرده بود به
‎در یادداشت هانس شانو آمده است: « "سوراخ" با کارگردانی بسیار خوب جابر رمضانی، نمایشی است به غایت قدرتمند و جذاب، درباره‌ی اینکه چگونه ترس از تروریسم می‌تواند توان قضاوت عادلانه را از افراد بگیرد؛ اینکه تابوهای جنسی در نهایت چگونه راهشان را به خشونت باز می‌کنند و اینکه چگونه بدترین دشمنان هم حتی اگر برای لحظه‌ای کوتاه در موقعیتی متفاوت قرار بگیرند، ممکن است بارقه‌هایی ... دیدن ادامه » از انسانیت در وجودشان دیده شود.

‎همچنین این نمایش مطرح می‌کند که چگونه میزان بالای بیداد در دنیای امروز باعث می‌شود که هرچه بیشتر از آن روی برگردانیم یا از طریق طنز، دریچه‌ای برای رهایی از آماس این تنش پیدا کنیم؛ تجربه‌ای ارزنده، که ابعاد تاریکتری از رفتارهای انسان را برجسته می‌کند و همه‌ی ما را به تفکر بیشتر راجع به خودمان وا می‌دارد.»

‎آتیلا پسیانی، هوتن شکیبا، داریوش موفق، وحید آقاپور، هانی عبدالمجید و روح‌اله‌حقگوی لسان در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.
این نمایش تا چهار شنبه ١٢ خرداد در ساعت ٢١ روی صحنه می رود

"The Hole", directed excellently by Jaber Ramezzani, is a powerful and entertaining play about how fear of terrorism can lead to the loss of any sense of justice, how the sexual taboo inevitably gets channelled into violence and how a tiny spark of humanity can be found even in worst enemies when they are, although only momentarily, presented with a viable alternative. The play also reveals how the ongoing cruelty in our world causes us to either turn away from it, or find a valve for the built up tensions in comic relief. A rewarding theatrical experience high-lighting some of the darker aspects of human behavior and encouraging us to think about ourselves.
Hans Echnaton Schano.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نمایشنامه و اجرا لذت بردم اما مشکل صدا و میکروفون ( آقای پسیانی مخصوصا) و هوای بسیار بسته و نفس گیر سالن آزاردهنده بود. ای کاش حالا که تاتر مستقل جانی برای عرض اندام پیدا کرده و این همه استقبال میشه، مشکلات اینچنینی هم به مرور زمان و امیدوارم به زودی برطرف بشه. دست همه هنرمندان این نمایش را می بوسم.
سعید زادمهر این را خواند
پری رخ منوچهری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"سوراخ" حکایت دو کارآگاه پلیس در طبقه ى پنجم یک هتل نیست.
"سوراخ" درباره ى مهاجران همیشه مظنون در غرب جهان نیست.
"سوراخ" حتى درباره ى پایمال شدن کرامت انسانى در جهان معاصر نیست.
"سوراخ" درباره ى هیچ چیز نیست.
"سوراخ" بازنمود وضعیتى مشخص است؛
وضعیتى موجود که انسان معاصر طى زندگى اش هر لحظه آن را تجربه مى کند.

مگر مى شود بازوان قوه ى قهریه، به شکلى فراقانونى اعمال خشونت کنند و در عین حال با رضایت خاطر، همراه مفعول خشونت عکس یادگارى بگیرند؟ (مى شود؛ نگاه کنید به مجموعه عکس هاى زندان گوانتانامو.) مگر مى شود به صرف مهاجر بودن، انسانى با انسان دیگر چنین کند؟ (مى شود؛ نگاه کنید به رفتار پلیس فرانسه در بند کاله در قبال مهاجران.) مگر مى شود کسى گاوى را به طبقه ى پنجم هتل ببرد؟ (مى شود؛ نگاه کنید به خبر یافتن گوسفند در وان حمام ... دیدن ادامه » اتاق هتل یک دیپلمات.) مگر مى شود...

یادداشت علی اتحاد با عنوان " سوراخ حقایقى درباره ى جهان ما"
یادداشتى درباره ى نمایش سوراخ به نویسندگى و کارگردانى جابر رمضانى، روى صحنه ى تئاتر مستقل تهران
نیلوفر ثانی، مینا و علی صمیمی این را خواندند
شاهین نصیری و سعیده شفیعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حقایقى درباره ى جهان ما
یادداشتى درباره ى نمایش سوراخ به نویسندگى و کارگردانى جابر رمضانى، روى صحنه ى تئاتر مستقل تهران

على اتحاد



"سوراخ" حکایت دو کارآگاه پلیس در طبقه ى پنجم یک هتل نیست. "سوراخ" درباره ى مهاجران همیشه مظنون در غرب جهان نیست. "سوراخ" حتى درباره ى پایمال شدن کرامت انسانى در جهان معاصر نیست. حتى با کمى اعتماد به نفس مى توان ادعا کرد که نمایش "سوراخ" درباره ى هیچ چیز نیست. "سوراخ" بازنمود وضعیتى مشخص است؛ وضعیتى موجود که انسان معاصر طى زندگى اش هر لحظه آن را تجربه مى کند. هر چند، چند و چون این تجربه به فراخور موقعیت اجتماعى هر شهروند متفاوت است. "سوراخ" بازنمود زیستن در جهان هر روزه ى ماست؛ جایى که قدرت همه ى ارکان جامعه و در پایان حتى خود را تحقیر مى کند. قدرت براى بقاء خود در جستجوى حاکمیت نظم است ... دیدن ادامه » و دستیابى به این نظم، اندک اندک آن چنان قواعد پیچیده اى مى یابد که دیگر هر جنبشى به واسطه ى قاعده اى مستقل تحلیل مى شود و این تکثر قاعده مندى سر آغاز هرج و مرج خواهد شد. حاکمیتِ نظم به عنوان یکى از انگاره هاى اصلى زیست مدرن یک به یک مرزهاى کرامت انسانى را زیر پا مى گذارد و پیش مى آید و این چنین است که روزى فرا مى رسد که قدرت نه تنها شهروندان بلکه اعضاء قوه ى قهریه ى خود را هم به حال خود وانخواهد گذاشت.
این طور است که وقتى کارت حافظه ى دوربین عکاس ناپدید مى شود کارآگاهان یکدیگر را تفتیش بدنى مى کنند و این کنش همان قدر تحقیر آمیز اجرا مى شود که کارآگاهان بر "غیر" اعمال مى کردند. این "همگانى سازى تحقیر" نه از برابرى همگان در برابر دستگاه حاکمیتِ نظم، که از سرِ هراسِ از کف دادن محوریت قدرت صورت مى بندد. کارآگاه هم باید پاها را به عرض شانه باز کند و دست ها را بالا نگه دارد و جزء جزء بدنش وارسى شود. در کشاکش جستجوى کارآگاهان درست همین کارت حافظه ى دوربین (سى. اف) است که مجهول معادله نیست. یعنى مخاطبان از ابتدا تا انتهاى نمایش نمى دانند بیرون هتل چه رخ داده، نمى دانند کارآگاهان به دنبال چه هستند و نمى دانند هر یک از ساکنین اتاق ها چه پیشینه اى دارند و احیانا در موضوع مجهول و مورد تحقیق کارآگاهان نقشى دارند یا نه! و در میان این همه مجهولِ معادله، تنها و تنها همین سى.اف است که وضعیتى نسبتا مشخص دارد و البته باز هم مخاطب نمى داند که محتویات سى.اف به چه کار مى آیند و چه نقشى در تعیین وضعیتِ مجهول اصلى مورد تحقیق دارد. و البته دقیقا همین عنصر نیمه-شناخته در میانه ى کار ناپدید مى شود و خشونت نسبى رفتارها از پس همین فقدان به اوج مى رسد.
"سوراخ" یک گروتسک تمام و کمال است. حتى اگر گروتسک را نه از منظر زیباشناسى تئاتر معاصر، که از منظرى سنتى تر و با مختصاتى دانشنامه اى بشناسیم؛ باز هم "سوراخ" یکسره در آن مى گنجد. زیر عنوان گروتسک همواره با چنین عباراتى مواجه بوده ایم: اغراق، نابهنجارى، هراس و مضحکه و در آمیختگى. و این ها یک به یک ویژگى هاى نمایش سوراخ اند. با این همه "سوراخ" از عناصر نمایش ابزرد هم بى نصیب نمانده است.

سوراخ بازنمود جهانى است که در آن زیست مى کنیم. عناصر این جهان این بار کلاژ شده اند. یک به یک این خارق العاده ها در زمانى حقیقى realtime چیده شده اند و همین چیدمان فشرده است که در داورى اولیه، نمایش را به اثرى گروتسک نزدیک مى کند. اما بگذارید آن چه نوشتم را دوباره مرور کنیم: مگر نه آن که گروتسک زاده ى اغراق و در هم ریختگى و ترکیب دراماتیک هراس و مضحکه است؟ و از سوى دیگر مگر نه آن که گفتیم یک به یک آن چه در نمایش "سوراخ" مى گذرد بازنمود زیستن در جهان ماست با این تفاوت که در بازه ى زمانى محدودى گرد آمده است؟ حال چگونه مى توان این دو سویه ى به ظاهر نامتجانس را گرد آورد؟
مگر مى شود بازوان قوه ى قهریه، به شکلى فراقانونى اعمال خشونت کنند و در عین حال با رضایت خاطر، همراه مفعول خشونت عکس یادگارى بگیرند؟ (مى شود؛ نگاه کنید به مجموعه عکس هاى زندان گوانتانامو.) مگر مى شود به صرف مهاجر بودن، انسانى با انسان دیگر چنین کند؟ (مى شود؛ نگاه کنید به رفتار پلیس فرانسه در بند کاله در قبال مهاجران.) مگر مى شود کسى گاوى را به طبقه ى پنجم هتل ببرد؟ (مى شود؛ نگاه کنید به خبر یافتن گوسفند در وان حمام اتاق هتل یک دیپلمات.) مگر مى شود...
این پرسش ها را مى توان به ازاء تک تک عناصر درام جابر رمضانى تکرار کرد و هر بار با جستجویى ساده در اخبار شاهد مثالى مشابه یافت. با این همه آیا مى توان گفت نمایش "سوراخ" حقیقى است؟ و یا مى توان گفت که این اثر گروتسک نیست؟ یک به یک این پرسش ها و پاسخ هایى که نوشته شد ما را به یک نتیجه ى واحد اما هراسناک مى رساند: هژمونى قدرت، و میل به حاکمیتِ نظم، جهان ما را یکسره بدل به گروتسکى بیرون پرده ى نمایش کرده است و ما حیرت زده و ناچار ساکنان این سرزمین هراسناکیم!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمزمه دعوت «سوراخ»برای فستیوال فرانسه و تمدید نهایی نمایش
نمایش «سوراخ» به کارگردانی جابر رمضانی تا 12 خرداد ماه تمدید شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،این نمایش که از 17 فروردین در سالن تاتر مستقل تهران به روی صحنه رفت و به دلیل استقبال تماشاگران برای دومین بار تمدید شد و تا 12 خرداد در سالن تاتر مستقل به روی صحنه می‌رود .

چندی پیش ژان پیتر تیبودات، منتقد و رییس فستیوال معتبر نانسی فرانسه و تیم سه نفره همراهش به تماشای این نمایش نشستند. ژان پیتر تیبودات از بزرگ‌ترین منتقدان تاتر اروپا است و پنج سال است که ریاست فستیوال نانسی فرانسه را برعهده دارد، فستیوالی که همتراز با فستیوال آوینیون فرانسه است و هنرمندانی چون یرژی گرتوفسکی و تادئوش کانتور در آن به اجرای نمایش پرداخته‌اند. تیبودات و تیم همراهش بعد از دیدن نمایش «سوراخ» در دو جلسه درباره ... دیدن ادامه » جذابیت‌های اجرای این نمایش در فستیوال نانسی برای سال آینده با جابر رمضانی، کارگردان به گفت و گو نشستند.

آتیلا پسیانی، هوتن شکیبا، داریوش موفق، وحید آقا پور و هانی عبدالمجید، روح اله حق گوی لسان در این نمایش به ایفای نقش می پردازند.
در خلاصه ی داشتان این نمایش این گونه آمده است : دو بازرس وارد راهروی یک هتل می شوند؛همه باید تفتیش شوند ، همه ی سوراخ ها را باید گشت.
فرهاد مهندس پور، امیررضا کوهستانی، رضا کیانیان، حسن معجونی، بهروز افخمی، مرجان شیرمحمدی، حسین سناپور، رامبد جوان، نگار جواهریان، امیرعلی نبویان، تورج اصلانی، آنا نعمتی، نگار آذربایجانی، مازیار اسلامی، حمید جبلی، علی اصغر دشتی، حمیدپورآذری، رضا گوران، پانته آپناهی ها، صابر ابر، پانته آ بهرام، آروند دشت آرای، امید روحانی، دکتر مسعود دلخواه، سعید چنگیزیان، الهام کردا، امیر حسین چهلتن، نوید محمدزاده، آزاده صمدی، طناز طباطبایی، رضا درمشیان، مهین صدری، آتوسا قلم فرسایی، فاطمه نقوی، ستاره پسیانی، ناهید مسلمی، شهرام کرمی، ناصح کامگاری و ... از این نمایش دیدن کرده اند.

نمایش «سوراخ» تا 12 خرداد، هر شب ساعت 21 در تماشاخانه مستقل تهران به روی صحنه میَ رود.
عالیست اگر این اتفاق بیوفته
۰۳ خرداد ۱۳۹۵
تیاتر بی چیز
ما برای معرفی خودمون نیاز به عنوان کردن اسم و قراردادن عکس هامون نداریم مواجهه ی ما با پدیده های اطرافمون و نگاهمون به مسایل، به خوبی بیان کننده ی هویت ما خواهد بود.
امیدوارم با همین اسم تیاتر بی چیز باز هم از شما مطالبی بخونم و یاد بگیرم ... دیدن ادامه » بیشتر اشنا شم.
۱۰ خرداد ۱۳۹۵
البته که از شما اساتید بزرگوار قطعا می آموزم
اما منظور من از تئاتر بی چیز به آن بزرگواری که این نظریه را مطرح کرده ربطی ندارد
نظر من درست بر عکس آن ماجراست
منظور تئاتری است که واقعا بی چیز شده
چیزی ندارد برای عرض اندام
چرا که همه از این بدن نحیف بخصوص ... دیدن ادامه » در دوران معاصر می کنند و می برند چه مسئولان و چه روشنفکر نماها.

باز هم می گویم ای کاش من و شما نقاب از چهره بر می داشتیم و در فضایی دوستانه و بر پایه دانش آکادمیک گفتگو می کردیم.
بله منظورم دوستانی بود که نام مستعار دارند.
۱۱ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر نمی کنم خبری باشه تو این طبقه.


ســـــــــــــــــــــــــــــوراخ
دراماتورژ: محمد چرم شیر
نویسنده و کارگردان : جابر رمضانی

بازی: آتیلا پسیانی ، هوتن شکیبا، داریوش موفق، وحید آقاپور، هانی عبدالمجید ، روح اله حق گوی لسان

فقط چهار روز تا پــــــــــــــایــــــــــــــــان
کیان و سپهر امیدوار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیزتو گم کردی گاوتو گم نکردی؟




ســـــــــــــــــــــــــــــــوراخ
جابر رمضانی
فقط پنج اجرا تا پایان

محمد رحمانی، سپهر امیدوار و کیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امـــروز

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو ر اخ

ساعــــــــــــــــــــــــــــت 18/30
برای آنهایی که ساعت 21 باید خانه باشند.

شنبه 25 اردی بهشت / ساعت 18/30 / تئاتر مستقل تهران

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت علی نصیری
منتشر شده در سایت بردار

وقتی از سوراخ حرف می‌زنیم، ازچه حرف می‌زنیم؟ دوست دارم یادداشتم را با این جمله آغاز کنم: سوراخ، به طور قطع یکی از مهم‌ترین اجراهای سال نود و پنج است. درواقع سوراخ اصلی، سوراخ گاو است که گوساله‌ای از آن بیرون می‌آید. گوساله‌ای، در اوج یک درگیری احمقانه‌ی پلیس با آدم‌های هتلی که گویی همه مهاجرند و گاوی که گوساله از سوراخش بیرون می‌آید، گاو یکی از مهاجرین. سوراخ، پنج دقیقه تاریکی ابتدایی دارد و تنها موسیقی الکترونیکی با ریتم ثابت این پنج دقیقه را پر می‌کند. موسیقی که از دنیای بیرون سوراخ خبر می‌دهد. درواقع همه چیز همین است. ما به همراه گوساله‌ای از گاو یک مهاجر، در سوراخ گاوی هستیم که مجرمی بیرون‌مان می‌آورد. مجرمی که تمام طول مدت سوراخ را گویی در تاریکی گذرانده‌، تاریکی که ما آن را در ابتدا دریافته‌ایم. ... دیدن ادامه » مجرم، پلیس احمقی را زخمی می‌کند و از پلیس احمقی دیگر می‌خواهد که به او فرصت دهد که گوساله، ما و خودش را از یک روشنایی کوتاه بعد از تاریکی، به درآورد و دوباره در تاریکی پایان سوراخ ، در سوراخی پنهان کند. اما اهمیّت سوراخ، اهمیت اصلی سوراخ نه در نشانه‌ها و تعابیری که از سوراخ می‌توان آورد که در فرمی است که سوراخ ارائه می‌دهد. آدم‌هایی که ما به عنوان مخاطب هم، بخش مهمی از این آدم‌هاییم با ترتیبی خاص از سوراخ خود بیرون می‌آیند. سوراخ‌های خود را به آرامی باز می‌کنند. سوراخ تا مدتی باز است و هر سوراخ جایش را در میان سوراخ دیگر باز می‌کند، تا زمانی که آدم‌های نمایش و ما به سوراخ ابتدایی‌مان باز می‌گردیم. سوراخ، خارج از تمام معناهایی که می‌شود که به آن داد یا از آن صلب کرد، شوخی بامزه‌ای با ما و خودش می‌کند که اگر عصبانیت بی‌حد و حصرمان از تاتر این روزها را با خود به سالن نبریم و به بعضی ایده‌های تکامل نیافته‌اش مته به خشخاش نگذاریم. حداقل چیزی که برای‌مان دارد، یک لذت مقعدی فرویدیست که در زمانه‌ی ما چیز کمی هم نیست. سوراخ جای تنفسی است که ما آن را از یاد برده‌ایم.

http://bordartheater.com/85-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AE
شهین غمگسار این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش سوراخ اثر جابر رمضانی؛
همیشه نباید همه¬چیز را فهمید!
پویان باقرزاده

در اتاقت را می¬زنند، تو را بیرون می¬کشند و ناگهان تو در میان یک پروسه تحقیرِ وقیحانه قرار می¬گیری. چرا؟ دقیقا نمی¬فهمی و جرات هم نداری که بپرسی!
" تحقیر" و "پروسه تحقیر" از نظر نگارنده اساس مسئله نمایش "سوراخ" آخرین اثر "جابر رمضانی" است. در این اثر "تحقیر" تا آنجا پیش می¬رود که تفاوت تحقیر شونده و تحقیر کننده کم¬کم از بین می¬رود و هر دو در یک نقطه می¬ایستند و... شاید کسی متوجه نیست که آنکه تحقیر می کند خود نیز تحقیر و کوچک می-شود.
"جابر رمضانی" در آخرین تجربه خود تماشاگر را دعوت به تماشای "تحقیر" می کند. تماشاچی در جایگاه می نشیند و پرده ای در عمق چند متری صحنه کنار می رود، گویی که پرده¬ی پنجره¬ی یک اتاق کشیده می شود و تماشاگر ... دیدن ادامه » می¬تواند هر آنچه در آن سو اتفاق می افتد را ببیند، شاهد باشد و حتی جاسوسی کند! آن هم در یک قاب مستطیل شکل و در حالی که صحنه با تماشاچی چندین متر فاصله دارد. جلوی صحنه پارچه ای شفاف ارتباط بازیگران را با تو قطع کرده است. و طراحی آن به گونه ای است که انگار بازیگران در یک قاب قرار گرفته اند. پرده مانعی برای دید تماشاچی نیست اما بازیگران به نوعی ارتباطشان با تماشاگر مخدوش است. اتفاقا ابزار لازم هم وجود دارد، بازیگران با "هاش اف" حرف می زنند تا تماشاگر صدایشان را واضح بشنود. و هر گاه به مرز جنون و اعتراض نزدیک می¬شوند، کارکاتر تحقیر کننده با بازی آتیلا پسیانی (که ما هیچوقت نمی¬فهمیم آیا او واقعا پلیس یا یک مامور امنیتی است یا نه؟!) دستور می دهد که صدای آن¬ها قطع شود. به همه این ها صداهایی که مدام به صورت ممتد در گوش تماشاگر وجود دارد را هم اضافه کنید.( از صدای پنکه سقفی گرفته تا صداهایی که برای فضا سازی به کار گرفته شده است) مسلما چنین فضایی می تواند خوشایند بسیاری از تماشاگران تئاتر این روزهای کشور که به شوخی های دم دستی و ساده دیدن عادت کرده اند واقع نشود. و یا حتی از تماشای این اثر عذاب بکشند (که شاید اساس ایده این نمایش هم همین باشد) آن هم زمانی که احتمالا هیچ¬چیز فهمیده نمی شود(اینجا کجاست؟ اینها که هستند؟ این گاو وسط صحنه چه می¬کند؟!)اما احتمالا چه تماشاچی از اجرا خوشش بیاید و چه از این اثر متنفر شود، یک چیز را نمی¬تواند کتمان کند و آن دیدن تصاویر و صحنه¬ای تمیز، دقیق و سنجیده است که احتمالا تا مدت¬ها اثرش در ذهن بیننده باقی خواهد ماند. اجرا مدام تماشاگر خود را شگفت¬زده می¬کند اما نسبت تو با این اثر هرچه باشد، یک مسئله کتمان ناپذیر است و آن این که دیدن این نمایش سلیقه بصری تماشاگر را چه در خود¬آگاهش و چه در ناخود¬آگاهش بهبود می¬بخشد. آن هم تماشاگری که در بسیاری از موارد عادت به شلختگی کرده است. (صحنه شلخته ، بازی شلخته، میزانسن های شلخته و ...) و راهی برای تماشاگر کنجکاو باز می¬کند که دست به کشف بزند. اما الزما هر چیزی برای کشف نیست و همه چیز برای فهیده شدن نیست. و یا حتی از فهم هر چیز ضرورتا نباید مطمئن شویم که فهممان درست است. گاهی باید رها شوی و از هیچ چیز مطمئن نباشی و از این سیالیت لذت ببری. و اجازه بدهی که تمام نشانه ها و تصاویر در ذهنت یک حس ، یک حال ، و حتی یک تصویر ایجاد کند. حتما مسئله تحقیر ، هویت، تردید و جنون درکنار هم که به زایمان یک گاو در صحنه منجر می شود نباید در اثر نمایش به وحدت روایی تبدیل شود. بلکه گاهی باید تماشاگر نفهمد و اجازه دهد که ذهن و احساسش با هم کار کنند و "وحدت" و "منطق" در درون ذهن بیننده شکل گیرد. گاهی منطق از دل تناقض بیرون می یابد!
در حین نوشتن این یادداشت خبری روی خروجی خبرگزاری¬ها قرار می¬گیرد. مرد میانسالی به خاطر درد شکم به بیمارستان میلاد مراجعه می¬کند و به خاطر نداشتن 300 هزار تومان پول، در بیمارستان دست به خودکشی می¬زند و به کما می¬رود. همان روز مرد 60 ساله¬ای در خیابان میرداماد خود را از بالای یک پل عابر پیاده خود را حلقه آویز می¬کند. با خودم فکر می¬کنم که همه چیز به هم ربط دارد یا این ذهن من است که همه چیز را به هم ربط می¬دهد. دوباره به یاد تصاویر نمایش "سوراخ" میافتم.
-گاومون زایید .
گاو زاییدن ... زاییدن گاو (گوساله) ...
گاو که به‌زاید چه تماشاگرِ زاییدن‌ش باشی ، چه گاو را ‌زایمان کنی به این شدت به این اتفاق فکر نه‌می‌کنی تا زمانی که زیر نور موبایل یک پلیس به‌خواهی گاوی را ‌زایمان کنی یا تماشاگر زاییدن‌ش باشی ؛ سوراخ سفیدی که از ماتحت یک گاو (ماتحت ماکت یک گاو) باز می‌شود و گوساله‌یی (عروسک گوساله‌یی) بیرون کشیده می‌شود توسط یک تروریست ، زمانی که کل جهان در ترس از ترور و تروریست و خبر یک حمله‌ی تروریستی دیگر در التهاب است .
گاوی را جابر رمضانی در این نمایش (سوراخ) پس از آن سکوت (نمایش صدای آهسته‌ی برف) می‌زاید که صدای‌ش (از هاش اف بازی‌گرها و از فریاد بازی‌گرها و از درد بازی‌گرها) قرار اول این تئاتر است ؛ موسیقی تیتراژ اول ، هنگامی که مانند تئاتر‌‌های کلاسیک پرده باز می‌شود و سپس صدای آسانسوری که خراب ... دیدن ادامه » است و سپس صدای دو مامور پلیس که داخل آسانسوری که نرسیده به طبقه درش باز شده ، گیر افتاده‌ند و بعد از آن صداهایی که زنده‌گی را می‌آفرینند ، بعکس از تئاتر پیشین این کارگردان که سکوت زنده‌گی را می‌آفرید و کوچک‌ترین صدا زنده‌گی را نابود می‌کرد در این جا سکوت است که زنده‌گی را به پایان می‌رساند ؛ با نمای سینمای‌ش طنزی را به ما می‌دهد که اگر پی گیر موضوع و جریانات این تئاتر بوده باشید شاید یاد فیلم پالپ فیکشن بی‌افتید ، بدی و زشتی‌یی که در این همهمه برای‌تان خوب و زیبا جلوه می‌کند .
گاوی را آتیلا پسیانی ، هوتن شکیبا ، هانی عبدالمجید ، وحید آقاپور ، داریوش موفق ، روح‌الله حق گوی لسان می‌زایند که با ریزه‌کاری‌های کارگردانی‌ش و بازی‌گری‌ش ذهن تماشاگر را درگیر می‌کنند تا اگر بعد از نمایش چه به‌خواهد با دلیل به‌گوید خوب و چه به‌خواهد با دلیل به‌گوید بد گاوش زاییده است ؛ گاوی که دی‌شب من آن همه خشن و زیبا دیدم‌ش سوال‌های زیادی را در ذهن‌م ایجاد کرد که باید جوابی برای‌ش وجود داشته باشد و کسی باید باشد ، جواب‌گو (اشاره به یادداشت آقای امیررضا کوهستانی عزیز) ؛ چرا در این برهه‌ی زمانی این نمایش به اجرا در آمده است ؟ و چه نیازی در وجود ما ست برای حتمن دیدن این اثر وقتی که چند ماه بیش‌تر نیست که از وقایع بیروت و پاریس و بروکسل گذشته است ؟ چرا این نمایش هتلی در مکانی نامشخص را روایت می‌کند ، وقتی بیش‌ترین دفعات هجوم تروریستی به هتل‌های جهان بوده است ؟ (اشاره به بازار و مسجد تصوری از مکان هتل را می‌هد که گویا باید در کشورهای خاورمیانه باشد اما حضور فردی به اسم سام دُلان در کنار بازار و مسجد تصوری از آمریکایی جنوبی ایجاد می‌کند .) چرا خشونت پلیس جوان نسبت به پسر تیره پوست بیشتر از باقی افراد است ؟ چرا یک تروریست هنگام زاییدن گاو آن قدر حس آدمیت نشان می‌دهد نسبت به پلیسی که تا آن لحظه فرد مثبت نمایش است ؟ چرا پلیس رفتاری غیر واقعی دارد با یک تروریست و به او اجازه می‌دهد یک گوساله را به دنیا بی‌‌آورد ؟
گاوم زایید و ذهن‌م درگیر اجرایی شد که وقت‌ش بود تا فکر کنم وقتی در سِن تئاتری (تئاتر پالیمرا در سوریه کنونی ، رم باستان) سر انسان‌های بی‌گناه را می‌برند می‌شود نمایشی را دید که ذهن بشر بریند (از دیالوگ‌های نمایش برای گرفتن سی اف دوربین مُخبِر) و جای آن آدمیت را رشد کند ؛ با دراماتوژی محمد چرم‌شیر و تصاویری نو از گروه سوراخ تو دیوار .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فقط تراوشات ذهن یک اقتصاد بیمار است و بس ...
گاو همیشه برای من سمبل سرمایه و زایش آن تبلور افزایش سرمایه بوده و برخلاف دیگران حضورش در بازار این نمایش و طبقه پنجم هتل اصلا رشک برانگیز نبود.
حتی نیم نگاهم به گوساله به دنیا آمده مثل یک بسته پیشنهادی ای بود که هر از گاهی هر چند کوتاه مانع جنگ و کاهش ارز می‌شود... فقط همین
ابرشیر، ناهید حدادی، معین، سحر عبداله زاده و علی صمیمی این را خواندند
فاضله علیشاه این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت دکتر سعید بهنام (کارگردان، بازیگر و مدرس تئاتر)

"اثر هنری فراگیر" بعنوان یک اصطلاح زیبایی شناسی به آثاری اشاره می کند که با استفاده ی همزمان از مدیوم ها و دیسیپلین های هنریِ متفاوت خلق شده اند.
زمانی که ریچارد واگنر در سال ١٨٤٩ از این اصطلاح در مقالاتش استفاده می کرد به خوبی می دانست که مخاطب تئاتر معاصر دیگر به دنبال دریافتی کلاسیک از هنر تئاتر نیست و به دلیل پیچیدگی های زندگی معاصر تبدیل به مخاطبی "سختگیر" شده است. باید دید تجسمی، گوش موسیقایی و ذهن تکنولوژی زده اش را تحت تاثیر قرار داد و برای بدست آوردن سلیقه اش تلاش بسیاری نمود.

مروری بر آثار جابر رمضانی نشان می دهد که او بدنبال خلق "اثر هنری فراگیر" است و در روند این خلق ابزار خوبی نیز در اختیار دارد. ادبیات نمایشی را از استاد چرمشیر و اصول کارگردانی را از استاد مهندس ... دیدن ادامه » پور آموخته است.

تجربه گراست و جسارتش در خلق آثار متفاوت را میتوان به خوبی در شیوه های اجرایی که انتخاب می کند مشاهده نمود. تکنولوژی صحنه را به خوبی می شناسد و به درستی بکار می گیرد. بواسطه تجربه ی اجراهای بین المللی در خلق آثارش به موضوعاتی فارغ از مرزهای جغرافیایی می اندیشد و در نهایت اینکه آثارش توانایی ایجاد گفتمان دارد، چیزی که تئاتر امروز ما به آن نیاز دارد.
من دیدن نمایش سوراخ را به دلایلی چون شیوه ی اجرایی خلاقانه، بازی منسجم گروه بازیگران، طراحی صحنه ی تحسین برانگیز و طراحی صدا و موسیقی تاثیر گذار به مخاطبان سختگیر تئاتری پیشنهاد می کنم.
سعید روستایی کارگردان فیلم ابد و یک روز در صفحه ی شخصی خود در اینستاگرام نوشت :
به شدت پیشنهاد مى شود.
نمایش "سوراخ" کارى درجه یک از جابر رمضانى. با بازى درخشان رفقاى بى نظیر هوتن شکیبا، داریوش موفق، وحید اقاپور و اقاى پسیانى.
این نمایش هرشب به جز شنبه ها ساعت ٩ شب در سالن تئاتر مستقل تهران واقع در خیابان رازى اجرا مى شود.
این تئاترو از دست ندین.
https://www.instagram.com/saeedroustaee/
مینا، معین و سحر عبداله زاده این را خواندند
شیرین، بوتیا درخشان و سمانه حاجی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت امیررضا کوهستانی درباره ی نمایش "سوراخ"
روزنامه شرق/چهارشنبه 8 اردیبهشت



http://www.sharghdaily.ir/News/91382/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85

روزنامه شرق
جواب‌ها را من نمی‌دانم
امیررضا کوهستانی
ای کاش آقای کوهستانی در گوشه ای از یادداشتشان نیز اشاره ا ی به دریافت و ترجمه ی غلط از فرمالیسم در هنر و به ویژه تیاتر معاصر در ایران می کردند.ای کاش وقتی به راحتی برخورد تماشاگر با این نمایش را با واکنش هایی که به اثار هنرمندانی چون مالویچ و ..شده مقایسه ... دیدن ادامه » کردند،به نقد تخصصی این نمایش از دیدگاه فرمالیسم هم می پرداختند و با نسبت دادن عباراتی چون "که چی" به مخاطبی که کار را نمی پسندد کار خود را راحت نمی کردند و به شعور من خواننده که به دنبال خواندن نقدی تخصصی درباره ی این نمایش بودم،توهین نمی کردند
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید