تیوال نمایش تن تن و راز قصر مونداس
S2 : 00:28:35
  ۰۵ بهمن تا ۲۴ اسفند ۱۳۹۱
  ۱۹:۳۰


:   آروند دشت‌آرای
: محمد چرم‌شیر
: حسن معجونی، سعید چنگیزیان، محسن حسینی، طناز طباطبایی، سحر دولتشاهی، شبنم فرشادجو، الهام کردا، کاظم سیاحی، اشکان صادقی، اشکان جنابی، مهدی بجستانی، حمید فلاحی، داریوش فایزی، هومن کیایی، امیرحسین طاهری، آرزو عالی، امیر رجبی، شهریار فرد، امین موحدی‌پور و شقایق کفیلی
: آتوسا قلمفرسایی
: آروند دشت‌آرای
: ساسان پیروز
: حمید خرم‌طوسی
: سرویس خبری پی‌آرت و نازنین قنبری
: رضا قاضیانی
: رضا اسلام پناه
: بهراد جوانبخت

«تن تن و راز قصر مونداس» برای اولین‌ بار در خاورمیانه بر اساس تن تن، داستان مصور مشهور بلژیکی، به روی صحنه می‌رود. دشت‌آرای به عنوان کارگردان از عناصر جدید و ویژه‌ای برای اجرایی کردن این نمایشنامه بهره گرفته است.

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

https://www.aparat.com/v/RApBM/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AA%D9%86_%D8%AA%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D8%B5%D8%B1_%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B3

در زمان اجرای این تئاتر بخاطر اینکه فکر میکردم امکان اجراش با امکانات و خلاقیت کارگردانهای ایرانی غیر ممکنه و چون میترسیدم خاطرات کودکیم با یک اجرای بد لکه دار بشه (چون من تقریبا قبل از مدرسه رفتن شروع به لذت بردن از تن تن کردم و تا سالها بهترین لحظات کودکیم در دنیای تن تن میگذشت) با یک لجبازی کودکانه قید دیدن این نمایش رو زدم ولی انگار خیلی به خودم بد کردم خیلی زیاد چون دیروز توی سایت تماشا این شاهکار خلاقیت رو دیدم و سخت از اینکه نتونستم توی سالن نمایشش و بصورت زنده ببینمش پشیمان شدم . درسته داستان خیلی چنگی به دل نمیزنه اما اجرا بینظیره و من هنوز باورم نمیشه که چطور چنین چیزی ممکن شده. به دوستانی که این اجرا رو ندیدن پیشنهاد میکنم از لینک بالا استفاده ... دیدن ادامه » کنن و حداقل در حسرت من شریک بشن
*مریم* و لیلا مظاهری این را خواندند
فرزاد جعفریان، Marillion و محمد لهاک این را دوست دارند
ما را در حسرت خود ، شریک بدانید
۰۵ آذر ۱۳۹۷
کاملا باهاتون موافقم کلا بازار کتاب ایران هیچ وقت روی خوشی به کمیک نشون نداده و بعد از انقلاب هم یا همه جمع اوری شدند و یا در باز نشر بشدت سانسور و بی ارزش اما به نظرم یک انتشاراتی باهوش میتونه از این خلا استفاده کنه و با فروش کمیک های خوب و مطرح دنیا قدم ... دیدن ادامه » فرهنگی بزرگی برداره و سود خوبی هم ببره
۰۵ آذر ۱۳۹۷
اطلاع زیادی از بازار کتاب ایران ندارم .. اما فکر میکنم در کشور علاقمندان کمیک کم نباشند و درست میفرمایید اگر مجوز برای اینکار صادر و انجام بپذیره خیلی حرکت مثبتیه ..
۰۵ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیشتر پارودی از تن تن بود. کند می گذشت.
هر چند که از کارهای چرمشیر خوشم نمی آد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لعنت بر دلِ سیاه شیطون!!
کاپیتان هادوک
کاش دوباره تمدید میشد...عالی بود.
مخصوصا طناز طباطبایی عزیزم
حمید خورشیدی و علی اژدری این را خواندند
نازنین شریعتی، پوپک شغفی و آرتا خسروی این را دوست دارند
یعنی از اسفند تا حالا تمدید می شد دوست ِ عزیز ؟؟؟
۱۷ تیر ۱۳۹۲
لیست تئاترهایی که در مرکز موسیقی بتهوون به فروش میرسه شامل تن تن و هملت و آنتیگونه هم هست سپهر جان
اینم کاتالوگش :
http://www.irfreeup.com/uploads/944445-330492263751307-1827987195-n.jpg
البته کپی رایت عکس از آن برادر سید علیرضاخان معصومی هست که من این رو از فیسش کش رفتم :)
۱۸ تیر ۱۳۹۲
ممنون.تاریخش هنوز معلوم نیست...متاسفانه
۱۹ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
namayesh tamdid nashode ahyanan? akhe too site Iranshahr ta 24 esfand rezerve interneti daran :|
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مصاحبه با آروند دشت آرای و محمد حسن معجونی در مجله تئاتر شبکه 4:

"برای اونایی که ندیدن و دوست داشتن ببینن"

http://www.facebook.com/pages/Tintin-and-the-secret-of-Mondas-Castle/409931549074949

لینک مستقیم یو تیوب :http://www.youtube.com/watch?v=eJsL1GNG0po

مرسی نسیم جان. چقد دلم واسه حسن معجونی تنگ شد...
۱۲ اسفند ۱۳۹۱
کاپیتان هادوک یه دونه باشه :)
۱۲ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من پنج شنبه 10 ، این تئاتر رو دیدم . طبق نظراتی که اینجا راجع بهش خوندم از خرید بلیطش پشیمون شده بودم اما وقتی دیدمش هم خودم هم دوستانم بسیار از دیدنش لذت بردیم و اصلا از رفتن پشیمون نیستم.بازی خانم طباطبایی عالیییییییییییییییی بود . نقش طوطی رو هم د.ست داشتم به نظرم خیلی جالب بود.از کاراکتر خانم سحر دولتشاهی بی نهایت خوشم اومد.داستان ،موسیقی و طراحی صحنه هم خوب بود.
چه خوب
۱۱ اسفند ۱۳۹۱
وافعا چه خوب!
۱۲ اسفند ۱۳۹۱
خانم طباطبایی همیشه بینظیر هستند
۱۷ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بر انگیختن حس نوستالژی برای تن تن خونهای قدیمی جمله ای که می تونم درباره این نمایش و هدف از اجرای آن بگم. چیزی که در بورشور نمایش توسط کارگردان به نحوی به آن اشاره شده بود. کارگردان و عوامل اجرایی نمایش تمام سعی خودشان را برای جان دادن به تن تن داخل صفحات کتاب و انیمیشنهای قدیمی و جدید آن کرده بودند و انصافا از عهده آن خوب برآمده بودند. گریم و طراحی صحنه عالی و بازیگرانی که به بهترین نحو ممکن گفتار و حرکاتشان را به شخصیتهای داخل کتاب نزدیک کرده بودن یک شب خاطره انگیز برای منی ساخت که در کودکی شاید 100 بار هرکدام از کتابهای تن تن را خوانده بودم. بازی بسیار زیبای طناز طباطبایی در نقش میلو را هم نمی شود به راحتی از کنارش گذشت. در آخر در پاسخ به انتقادات بعضی دوستان باید بگم که در آوردن یک درام قوی از یک کمیک استریپ کودکانه غیر ممکن هست و اصلا هدف از اجرای ... دیدن ادامه » این نمایش رسیدن به این مقصود نبوده است.
من عاشق تن تنم،هنوزم کتاباشو میخونم...:)
۰۵ اسفند ۱۳۹۱
راضی به زحمت نیستیم خانم جمالی...:)
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
:)))
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها چیزی خوب توی این تاتر بازی خانم طباطبایی بود. خیلی خسته کننده و یکنواخت بود
سید ضیا الدین صفویان و shalan این را خواندند
الهام حصاری این را دوست دارد
در مورد طراحی صحنه نظرتون چی بود؟
۰۲ اسفند ۱۳۹۱
ممنونم از نظرتون آقای دانش
دوست داشتم نظر ایشون رو هم بدونم چون از نظر من نمایش ها اگه خوب نباشن اما طراحی صحنه خوبی داشته باشه باز دلیلیه واسه دوست داشتن اون نمایش... یا حداقل قابل تحمل بودن
۰۲ اسفند ۱۳۹۱
من فقط به خاطر خانم طباطبایی رفتم...
البته کارهای اقای دشت ارای هم دوست دارم
۱۷ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای جذابی بود از داستانهای مصور تن تن... طراحی صحنه و لباس و گریم خیلی خوبی داشت که کاملاً منطبق بر فضای اریژینال داستانهای تن تن بود... استفاده از باکس های جداجدا در کنار یا روی هم که با پرده های سیاه و لامپهای نورانی زرد از هم جدا می شدند باعث می شد تماشاگر درست همون حس خوندن کمیک استریپ رو داشته باشه... یه جور بازنمایی دوبعدی از شخصیتها که تا وقتی توی این باکس ها بودند فقط به چپ و راست می تونستند حرکت داشته باشند اما هر از گاهی انگار از توی صفحه های کتاب پرت بشن بیرون و انگار که سه بعدی شده باشند می اومدند روی صحنه و هر چه بیشتر به تماشاگر نزدیک می شدند و اجازه می دادند تماشاگر حسابی از دیدن این کاراکتر های جذاب دوران کودکی و نوجوانی ش لذت ببره... طراحی گریم و لباسِ خیلی خوبِ کار به هر چه بیشتر باورپذیری کاراکتر ها کمک می کرد... بازی ها جذاب بود, بخصوص ... دیدن ادامه » طناز طباطبایی در نقش میلو و حسن معجونی در نقش کاپتان هادوک و امیرحسین طاهری در نقش نستور و اون دوتا درختچه که به شیرین تر شدن فضا کمک می کردند... به خصوص تیکه پرانی های کاپتان هادوک که با خونسردی و عصبیت خاصی همراه بود... شخصیت های منفی کار اما اونقدرها پرداخت نشده بودند تا پیروزی همیشگی تن تن در برابرشون به چشم بیاد و نکته ی دیگه اینکه حضور خود تن تن روی صحنه اونقدرها نبود که حضور کاراکتر های دیگه و این باعث می شد اونقدرها روی تیز و فرزی و باهوشی تن تن تاکید نشه... بازی سحر دولتشاهی هم در نقش کاستافیوره شیرین بود و در مورد طوطی هم باید بگم با توجه به اون صدای ظریف و دوست داشتنی خانوم کردا مشخص بود که روی صداسازی طوطی و در آوردن اون لحن و صدای زمخت از ته گلو زحمت کشیده شده... به نظر من که اونقدرها که دوستان اشاره کردند اعصاب حردکن نبود... نمی دونم از یه طوطی لمپن دزد پررو چه انتظار دیگه ای می شد داشت!!!:)) طناز طباطبایی هم تونسته بود یه سگ دوست داشتنی خلق کنه با صدا و حرکات و خلقیات مخصوص به خودش.. این سومین باری بود که طناز رو روی صحنه می دیدم و می تونم بگم هر بار با نقش های متفاوت از قبلش و با خلاقیتی که در اجرای اونها از خودش نشون می ده تماشاگر رو شگفت زده می کنه...
من کار قبلی آروند دشت آرای (کمی بالاتر) رو اصلاً دوست نداشتم چرا که فکر می کردم متنی که این نمایش از روش برداشت شده بود (مهمانسرای دو دنیا) به خودی خود خیلی بیشتر از اون چیزی که روی صحنه دیدم جذاب بود و پر از لحظه های میخکوب کننده که مختص کارهای اشمیت هم هست اما اون چیزی که اجرا شد اجرای بی رمقی بود با طراحی صحنه ای که همه ی ذهن کارگردان رو معطوف خودش کرده بود و باعث شده بود اونقدر که باید به شخصیت ها پرداخته نشه و همه بازیگرها بیشتر درگیر گیره های ایمنی باشند که بهشون وصل بود تا بازیهاشون... تنها نکته ی مثبت و قابل دیدن اون نمایش بازی خیره کننده ی طناز طباطبایی در نقش یک دختر افغان بود... این بار اما آقای کارگردان در اندازه های نمایش سعی کرده روی طراحی صحنه و بازیها یکسان متمرکز بشه و همین باعث شده این کار نسبت به کار قبلی ش پیشرفت محسوسی داشته باشه.
چرمشیر هم با اینکه همیشه افتباس های موفقی نداشته مثل همین نامه هایی به تب و هملتِ چند وقت پیش, اما این کار جزو اقتباس های نه عالی که خوبِ او قرار می گیرد, در کنار کارهای موفقی مثل ریچارد سوم و آنا کارنینا.
چیزی که باید در تماشای این تاتر بهش توجه کرد اینه که تن تن اصولاً مجموعه داستانهای مصوری ست که برای گروه سنی کودک و نوجوان نوشته شده که اساس این نوع نوشته ها بر سرگرمی بنا شده... خصوصیت بارز کاراکتر های اینگونه داستانها اینه که همگی چه خوب چه بد فلَت و استیک هستند یعنی اصولاً هم ابعاد شخصیتی گوناگونی ندارن و تک بعدی ان و هم در طول داستان دچار تغییر و تحولی اساسی نمی شن و همچنین خوبی یا بدی اونها باید از خصوصیات ظاهریشان پیدا باشه... اینها معیارهای جهانی این گونه آثاره و همه جا به عنوان کانوِنشِن یا یک نوع قاعده آن را می پذیرند... پس اگر نمایشی برمبنای این داستانها ساخته می شه, دقیقاً باید خصوصیاتی که به اون اشاره شد را دارا باشه... که در مورد این نمایش به نظرم دقیقاً همینطوره و اصولاً نمی توان توقع دیگه ای داشت... مثل اینه که کسی نوجوان 12 ساله اش را ببره هملت ببینه و بعد بیاد بگه چرا گروه اجرایی اعلام نکرده بودند این تاتر مناسب این گروه سنی نیست!!! بعضی چیزها در ذاتشون مشخصه که برای چه هدفی تولید و ارائه می شن... فکر می کنم برای دیدن این نمایش باید کودک درون سرخوش و منعطفی داشت که همچنان بتونه از سرگرمی های کوچک اطرافش لذت ببره... اگر فکر می کنید اینطوره, دیدن این نمایش حتماً توصیه می شه!:))
مرسی ازت عاطفه جان. من که شخصا آدم چرمشیر گریزی هستم و حتی حضور وجود دوستداشتنی حسن معجونی هم نمیتونه منو به دیدن کار ترغیب کنه. ولی مرسی از تو و از نوشته ات.
البته به نظرم انتظار اینکه یه کارگردان از دل یه متن کودکانه با خلاقیت خودش بتونه نمایشی رو در ... دیدن ادامه » بیاره که برای آدم بزرگا (!) هم حرف تازه ای واسه گفتن داشته باشه خیلی انتظار غریبی نیست و فک میکنم باقی بچه ها هم از همین برآورده نشدن انتظارشون دلخور بودن. به هر حال وقتی توی پوستر کار اسم هایی مثل چرمشیر، معجونی، دشت آرای، کردا و غیره رو میبینی که هیچکدومشون بطور تخصصی کار کودک نمیکنن انتظارتم از نمایش تغییر میکنه.
شاد باشی
۲۸ بهمن ۱۳۹۱
مرسی رعنا جان. امیدوارم هر چه زودتر بری ببینی کارو و نظرت رو مفصل بنویسی واسه مون و ما هم کلی لذت ببریم از خوندنش مثل همیشه:)
۲۹ بهمن ۱۳۹۱
مرسی از لطفت عاطفه ی عزیز.:) چَشم. ایشالله حتماً بزودی میرم میبینم. ;)
۲۹ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اولین اجرای این کار را در روز رو نمایی دیدم ، واقعا نمایش جذاب و شادیه با دکور زیبا ...
مهناز توسلی این را خواند
الهام حصاری، رعنا جمالی و نیکا پاکی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده زیبا بود...برگردان خلاقانه ای بود و با هوشمندی تونسته بودن این کاراکترای تک بعدی داخل کتابای مصور رو روی صحنه خلق کنن...بازی طناز طباطبایی و بقیه هم عالی بود و فضای شاد کارای تن تن هم حفظ شده بود...هر چند که متاسفانه کارگردان و نمایشنامه نویس موفق نشده بودند به همه سولات فلسفی بشر معاصر پاسخ درخور بدن..!! و ازین بابت درخور سرزنشن!
یعنی در یک کار 2 ساعته باید کارگردان و نویسنده یه همه‌ی سوالات فلسفی بشر معاصر پاسخ در خور بدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۲۴ بهمن ۱۳۹۱
منم خیلی دو دل هستم که برم یا نه! تصمیم گرفتم که با پسر عموهای کلاس سومیم برم که اگه به قول دوستان، با یه تأتر کودک متوسط روبرو شدم، به خودم بگم اشکال نداره عوصش اینا رو آوردی یه دو ساعت شاد باشن:)
۲۶ بهمن ۱۳۹۱
خانم طباطبایی بینظیره در همه ی عرصه ها.چه سینما و چه تئاتر
۱۷ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه تاتر کودک متوسط.تنها نکته مثبت اجرا بازی خانوم طباطبایی بود
کودک نبود ولی طناز عزیز محشر بود
۱۷ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاری بسیار زیبا و قوی...
بی نتهایت لذت بردم از این کار...
بلی واقعا زیبا بود. به شما هم پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
۲۰ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شایدم کار درستی نباشه اما همین که ببینم اسم محمد چرمشیر و بازخوانی‌هاش وسطه، دلیل کافی بهم میده که از دیدن نمایش صرف‌نظر کنم... حالا کارگردان پسیانی باشه، مرادی باشه، گوران باشه و دشت‌آرای و ...
محسن سرابی، محمد رضا ف، فرناز نوروزی و Rasoul_J این را خواندند
حسین کریمی و شایسته داربی این را دوست دارند
کار درست همینه شـــــــک نکنید !
۱۶ بهمن ۱۳۹۱
ولی اسم نمایشا و بازیگرا ادمو قلقلک میده
۱۷ بهمن ۱۳۹۱
واقعا باشما موافقم منم وقتی اسم چرمشیرو میبینم از کنارنمایشم رد نمیشم :)
۰۱ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردان آن قدر مجذوبِ ادا اطوار ها و شیرین کاری های کاراکتر های تن تن شده، که نمایش را به اجرای شیرین کاری های آن ها اختصاص داده و از داستان گویی و روایت یک قصه ی تن تنیِ جذاب و نفس گیر غافل مونده. ریتم کار با توجه به سبک نمایش بسیار کنده و همچنین به جای اینکه ما شخصیت های اصلی مثل تن تن و هادوک رو بیشتر ببینینم، وقت زیادی از نمایش به کاراکتر های فرعی اختصاص داده شده، به خصوص طوطی که با بازی نه چندان مطبوعِ الهام کردا قسمت آزار دهنده ی نمایش بود. اما جان گرفتن این شخصیت ها در مقابل چشم، به خصوص در 15 دقیقه ی اول برای من واقعا هیجان انگیز بود. بازی ها اما در کل به نظرم خیلی خوب بود.
به نظرم عجیب میاد که همه انتظار یه چیز جدید و عجیب غریب رو داشتن!! جایی گفته نشده بود که داستان بازخوانی شده یا چیزی تو این مایه ها!! می شه فهمید که فقط یه نمایشه که آدما جای شخصیتای کارتونی رو گرفتن!! به نظرم انتظار زیادیه که از نمایش تن تن چیز جدید یا متاثر کننده ای بخوایم!
من هنوز ندیدم نمایشو ولی فکر می کنم همین که طراحی لباسا و بازی بازیگران خوب باشه، واسه همچین نمایشی کافیه!
سلام. راستش یه سوالی برام پیش اومده، چرا به نظرتون عجیب اومده که تماشاگرها انتظار یک چیز جدید رو داشتند؟ یا اینکه مثلن چرا فکر می کنید که انتظار زیادیه که از نمایش تن تن چیز جدید یا متأثر کننده ای بخواهیم؟ واقعیتش من این طور فکر می کنم که اتفاقن ما "باید" ... دیدن ادامه » انتظار چیز جدید و متأثر کننده ای داشته باشیم. حدس می زنم خیلی از ما تو بچگی هامون کتاب تن تن به دست می رفتیم تو تخت خواب و با تن تن و میلو و کاپتان هادوک و پروفسور تورنسل و اون دو تا پلیس دو قلو و خانوم کاستافیورا و ....غرق رویا میشدیم و از این باکس به اون باکس می پردیم و دیالوگ ها رو نخونده فقط به عشق اینکه بفهمیم آخرش چی میشه ازش رد میشدیم، یا با دستمون جلوی موهامون رو هی خیس می کردیم و میدادیم بالا و اصلن یادمون می رفت که بابا جون این تن تن مدل موهاش رو نقاش براش اینقدر شق و رق کشیده و عمرن مال ما اون جوری نمیشه، تو ذهن ما داستان های تن تن خیلی جاندار و شفاف ساخته میشد، چند وقت بعدش که انیمیشن های تن تن هم از تلوزیون خودمون پخش شد، سال پیش هم که استاد اسپیلبرگ زحمت ساخت سه بعدیش رو کشیدن. خلاصه اینکه همون فرم ثابت و البته دوست داشتنی تن تن همیشه با ما بوده و هست. چه اشکالی داره که این بار روی صحنه ی نمایش، نویسنده و کارگردان عنصر آفرینندگی هم به کارشون اضافه کنند و دست به خلق یه فضای جدید بزنند، مگه هنر اساسن آفرینش نیست؟ به ویژه تئاتر، صحنه ای که شما میتونید دست به خلق بزنید و شاهد پرورش افکارتون در برابر چشم بیننده ها باشید و لذت ببرید که چه طور نسبت به موجود دست پرورده ی شما واکنش نشون میدهند. (حالا البته بماند که آقای چرمشیر استاد ایجاد این تغییر و تحولات نسبت به متن اصلی هستند و ندیده میشه حدس زد که به نسبت داستان اصلی فرق های قابل توجهی داره این تن تن). خلاصه این همه پرحرفی کردم که بگم، به نظر من انتظار زیادی نیست که اتفاقن تماشاچی بیاد و با داستان متحول شده ای مواجه بشه، که علاوه بر غافلگیری و .... ته ته ذهنش یه خورده هم درگیر بشه که عجب... راستی تن تن هم یه آدم جوون بودها..شاید اون هم یه روز و روزگاری دلش لرزیده، شاید اون هم یه وقتایی مجبور شده برای اینکه وجهه ی خودش رو حفظ کرده باشه یه زد و بندهایی انجام داده باشه و.... اونم یکی بود مثه همه ی ما، قهرمان کودکی ما که حالا تو بزرگی مثلن داریم ابعاد تازه ای ازش رو رصد می کنیم:)
۱۴ بهمن ۱۳۹۱
@شادان: بله، الان بهتر متوجه منظورتون شدم. البته منم دقیقن نمی خواستم از کلمه ی "بازنویسی" استفاده کنم. بیشتر منظورم این بود که میشه با اضافه کردن یکسری جزئیات خلاقانه، بُعد تأثیر گذاری نمایش رو بیشتر کرد. طروات داد به کار. شاید مقایسه ی خیلی جالبی نباشه ... دیدن ادامه » اما همین نمایش برهان، با اینکه نمایشنامه ی معروف و شناخته شده ای هستش، اما محمد یعقوبی با ریزه کاری هایی که به شخصیت ها اضافه کرده(به طور ویژه پروفسور و کتایون) تونسته ارتباط خیلی قوی با مخاطبش برقرار کنه، امیدوارم الان تونسته باشم منظورم بهتر برسونم
۱۶ بهمن ۱۳۹۱
بله. آقای سرابی حق با شماست. حتما می شد این نمایشو خلاقانه تر هم اجرا کرد و شاید اونجوری یه نمایش ماندگار می شد تو ذهن همه. اگه همه این حرفا به شکل یه نقد نوشته می شد خیلی هم قابل درک بود. ولی اینکه بعضی از دوستان عصبانی اند و انگار کسی سرشون کلاه گذاشته واسه ... دیدن ادامه » م عجیب بود. و اینکه می گن باید گفته میشد که نمایش کودک و نوجوانه، خیلی عجیب تره! اصولا نمایش تن تن و داستانش، داستان کودک و نوجوانه مگر اینکه خلافش توی توضیحات نمایش گفته شده باشه!!!
۱۷ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
من کار رو همین امشب دیدم و به عنوان کسی که در کودکی با داستان های تن تن بزرگ شده از شخصیت پردازی، بازی های خوب و ظریف و کار زیبای خانم قلم فرسایی در طراحی لباس لذت بردم. البته قبول دارم که داستان درگیر کننده ای نداشت. صرف دیدن اون شخصیت های دوست داشتنی شادم کرد.
همینطور کار گروه موسیقی واقعا عالی بود. متاسفانه اطلاعاتشون توی بروشورها هم موجود نبود. ممنون میشم اگه اطلاعاتی دارید در اختیارمون بذارید.
اگر چندتا عکس هم از اجراها بذارید عالی میشه.
سلام . من دو تا بلیط برای امشب دارم ولی خیلی مریضم و نمی تونم برم . دو تا بلیط رو با تخفیف خریدم . هر کسی خواست همین جا پیغام بذاره لطفن . جای صندلی ها هم خوبه .ردیف 5
لیلا کوهستانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش تن تن داخل همون صفحات غبار گرفته میموند
نمایشی که امشب دیدم ....
کارگردانی و هدایت بازیگران در سطح پایین
طنزمایه نمایش بسیار تکراری طوری که بارها در نمایش های دیگر دیده ایم و از سر اجبار لبخند زده بودیم
میزانسن و نور نمایش بی ربط به شیوه نمایش و داستان
بگذریم..
دوستان قبل از اینکه بخواهید کار را ببینید باید بگویم که من مثل شما فکر میکردم
اما تصوراتم اشتباه بود



در پایان

"دشت‌آرای به عنوان کارگردان از عناصر جدید و ویژه‌ای برای اجرایی کردن این نمایشنامه بهره گرفته است.

یا ... دیدن ادامه » خدا
این عناصر جدید کجا بود که من ندیدم یکی به من این عناصر جدید را نشان بدهد!
من فقط برداشتمو گفتم

دوستان از دستم ناراحت نشوید یک وقت
۰۶ بهمن ۱۳۹۱
من به این نتیجه رسیدم که قوی ترین متن های ادبیات داستانی و یا نمایشی رو برای بازخوانی به این نویسنده عزیز بدهند ، او قادر است به نحو احسن تمام حس و شور کار رو از کالبدش بکشه بیرون و یه نمایشنامه بی روح رو ارائه بده.
۰۶ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید