تیوال نمایش تروکاژ
S3 : 18:26:26
پرسه در دهه پنجاه با نخستین تیاتر دوبله در ایران
  ۰۳ مهر تا ۰۴ آبان ۱۳۹۷
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۵ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: محمدرضا قلی پور
: سوده ازقندی، فرشته فرشاد، محمد طیب طاهر، یوحنا حکیمی، حامد قریشی، معصومه عزیزمحمدی، علی ابراهیمی

: رویا افشار، محسن بهرامی، احمد لشینی، معصومه عزیزمحمدی، بیتا خارستانی
: محمدرضا قلی پور
: هوشنگ قلی پور
: محمدعلی ضرابی
: آزاده فروغی، لیلا اسفندانی، پروانه حقی
: پرستو نباتی
: فرناز یحیی پور
: محمدحسین داستان
: مهرشاد فردوسی
: محمد ابوطالبی
: حسین قلی پور
: نگین رضاپور
: پوریا پروین
: زهرا قاسمی و مریم آزادی
انتخاب موسیقی از آثار واروژان توسط بهزاد داداشی
آهنگ اول
: آرمان محمودی نیا
: مرضیه قلی پور
آهنگ دوم
: حسین جمالی
: ایمان میقانی و سروناز امینی
برگرفته از پوستر فیلم دختری در ماشین با عینک دودی و یک اسلحه
: مهدیه شاهمرادی
: نشر آواژ

- برگزیده ششمین جشنواره تیاترشهر
کسب اطلاعات و تهیه بلیت: ۰۹۳۰۴۹۶۱۹۵۱

اینان کیستند که اینگونه بر صحنه خاطره ساز می‌شوند؟ وقتِ دلدادگی فرا می‌رسد. انتقامی دیگر گون بر خط شک و تردید. اثری که مانند آن را تاکنون ندیده اید. «تروکاژ»، فصل نارو به رفاقت و جدال عشق و خیانت. وقتی دخترانه‌گی مردانه فریاد می‌کشد، مرگ را باور کن.

مکان

خیابان ولیعصر، چهارراه امام خمینی، تالار محراب
تلفن:  ۶۶۴۰۲۲۸۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش تروکاژ / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
پرونده نمایش؛ تروکاژ
در شماره ٦٧٣ همشهری جوان

گفت‌وگوی احمدرضا حجارزاده با فرشته فرشاد، بازیگر نقش «فروزنده» در نمایش «تروکاژ»
مخاطب عام و خاص غافل‌گیر می‌شوند!

فرشته فرشاد، مدرس دانشگاه و عضو کانون نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر، نویسنده نمایش‌های رادیویی و صحنه‌ای و فیلمنامه است. از او تاکنون چند کتاب و نمایشنامه چاپ شده، از جمله «سین مثل سینما» و «موج‌های رادیو اکتیو می‌شود» اما در میان آثارش، نمایشنامه «دور از دسترس اطفال نگهداری شود» از همه مشهورتر است. او همسر محمدرضا قلی‌پور ـ کارگردان نمایش تروکاژ ـ نیز هست و پیش از این در نمایش «کات کبود» به کارگردانی قلی‌پور بازی کرده که این متن به قلم فرشاد از برگزیدگان ششمین جشنواره تئاتر فجر بوده است. فرشاد در نمایش تروکاژ، ایفاگر نقش «فروزنده» است و خانم معصومه عزیزمحمدی، صدای او را دوبله کرده. با او درباره تجربه متفاوت بازی در یک نمایش دوبله‌شده حرف زدیم.
***
ابتدا از تجربه همکاری با پروژه «تروکاژ» و بازی در نقش «فروزنده» بگویید.
از آنجا که محمدرضا (قلی‌پور) همسر من است، از ابتدای شکل‌گیری طرح «تروکاژ» تا نوشتن نمایشنامه در جریان کار بودم. به نظرم نمایشنامه فوق‌العاده‌ای است. چون خودم هم نمایشنامه‌نویس هستم، همیشه می‌گویم نمایشنامه‌ها مثل بچه‌های آدم می‌مانند. فکر می‌کنم این خلف‌ترین و صالح‌ترین بچه محمدرضاست که جایزه بهترین نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر شهر را گرفت. وقتی قرار شد آن را اجرا بکند، ایده دوبله به ذهنش رسید که تجربه جدیدی بود، چون در عین حال که باید متن را حفظ باشید، تقلبی به شما می‌رساند که به عنوان بازیگر وقتی متن را می‌شنوید، تا پایان دیالوگ را لب می‌زنید و می‌روید. از طرفی هم بازیگر نباید دیالوگ بگوید و صدایی از او دربیاید.
شما که سابقه و تجربه نمایشنامه‌نویسی دارید، آیا در پروسه نگارش متن، ایده‌ای به آقای قلی‌پور می‌دادید یا با ایشان مشارکت می‌کردید؟
خب هر دوِ ما نویسنده‌ایم. قطعاً وقتی می‌نویسیم،گاهی من از ایشان کمک می‌گیرم و گاهی برعکس، ولی محمدرضا در نوشتنِ طرح فوق‌العاده است، چون رشته‌اش مهندسی مکانیک بوده، انگار متن را هم فرمولیزه می‌نویسد. هیچ‌کجای متن کم و زیاد ندارد. هر قسمت را بردارید، به یک جای دیگر لطمه می‌خورد. مثل دومینو می‌ماند. بنابراین باید بگویم بله، پیش آمده که من هم ایده‌ای داده باشم اما الان دقیقاً یادم نیست کجای متن ایده داده‌ام، ولی پروسه همکاری در همه کارهای ما همیشه هست.
در پروسه تمرین‌ها، با توجه به این‌که باید برای لب‌زدن دیالوگ‌ها تمرکز می‌کردید، با چه شیوه‌ای عمل کردید؟
کارگردان نمایش اول متن را با صداپیشه‌ها و دوبلورها تمرین و ضبط کردند، بعد با فایل خام صداها که هنوز صداگذاری نشده بود، ما شروع به تمرین و لب‌زدن کردیم و محمدرضا به ما میزانسن می‌داد،که البته هماهنگی حرکات ما با صدا خیلی کار سختی بود.
از نقش فروزنده بگویید. تحلیل‌تان از این شخصیت چه بود؟
نقش ... دیدن ادامه » فروزنده یک چریک است که رودست خورده و حالا خودش رودست می‌زند، چون باورش نمی‌شود از اعتمادِ او سؤاستفاده شده. به همین دلیل می‌خواهد انتقام بگیرد. در طول نمایش ما می‌بینیم که این چریک و هم‌دستش از یک «تشکیلات» حرف می‌زند، یعنی فرقه خاصی نیستند. نمی‌گوید مجاهدین یا توده‌ای‌ها و غیره. می‌گوید تشکیلات که شامل همه این‌ها می‌شود. برای بازی در این نقش،کمی تحقیق کردم که ببینم این افراد چه شکلی بودند.کتاب‌های مرحوم گل‌سرخی را خواندم و آن وصیتنامه معروف «اِنَّ الحیوه و العقیده و جهاد».
خودتان به سینمای پیش از انقلاب و فیلم‌های فارسی علاقه داشتید و آن سینما را دنبال می‌کردید؟ برای ساختن شخصیت فروزنده، از فیلمی تاثیر نگرفتید؟
بله. آن فیلم‌ها را دیده بودم. البته پیش از این‌که تروکاژ را کار بکنیم، بیش‌تر روی متنِ فیلم‌های قدیمی فوکوس می‌کردم. فیلمنامه‌های خیلی خوب همیشه مورد توجه من بودند. مثل فیلمنامه‌های زنده‌یاد فریدون گُله که خیلی برایم جذاب بود اما پس از تروکاژ کمی بیش‌تر روی آن فیلم‌ها زوم کردم. فیلم‌ها را دوباره دیدم و روی بازی خانم فروزان و گوگوش متمرکز شدم. چون این نمایش ادای دینی به سینمای پیش از انقلاب است، ما باید کمی اغراق‌شده بازی می‌کردیم، یعنی در بازیگری رئال و روان نیستیم. مثلاً حرکات دست اضافه داریم.
و این بازی‌های اغراق‌آمیز همراه با لب‌زدن دیالوگ‌ها کار شما را سخت‌تر کرده بود.
بله، خیلی سخت بود. برای بازی در این نقش، ابتدا فکر کردم باید حرکات رئال را بسازم که آن کاراکتر منطقاً باید چه کارهایی در آن موقعیت خاص انجام بدهد و بعد روی حرکات اغراق‌آمیز کار کردم. به هرحال کتاب‌هایی که خوانده بودم و آموخته‌های دانشگاهی‌ام خیلی کمکم کرد اما تجربه بازیگری هم در ساختن نقش فروزنده بی‌تاثیر نبود.
فکر می‌کنید تروکاژ چقدر برای مخاطبان امروز تئاتر جذاب بوده؟ آیا با این شیوه اجرایی، به مذاق تماشاگران عام و خاص خوش آمده است؟
برای خودم جالب است که برای نخستین‌بار نمایشی اجرا می‌کنیم که هر دو مخاطب عام و خاص یک واکنش مشترک نشان می‌دهند، یعنی هر دو قشر غافل‌گیر می‌شوند و از خودشان می‌پرسند تئاتر دوبله؟! فکر می‌کنم هر دو طیف تماشاگر از این اجرا راضی‌اند و آنهایی هم که هنوز نمایش را ندیده‌اند، وقتی می‌شنوند، مشتاق می‌شوند بیایند کار را ببینند.
اگر بخواهید علاقه‌مندانِ تئاتر را به تماشای تروکاژ دعوت بکنید، چه خواهید گفت؟
همیشه یک نمایشنامه خوب شاید بتواند یک کارگردان تازه‌کار را مطرح بکند اما یک نمایشنامه بد و ضعیف، ممکن است یک کارگردان خوب را خراب بکند. به نظرم تروکاژ نمایشنامه خوبی دارد و با جایزه‌ای که گرفته این را ثابت کرده و چون قصه دارد و مخاطب جامعه ما قصه‌پسند است، می‌تواند تماشاگران زیادی را جذب بکند، یعنی غیر از دوبله‌بودن نمایش، قصه‌داشتن آن باعث جذب مخاطب می‌شود.
مهدی (آرش) رزمجو، امیر و میترا این را خواندند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرونده نمایش؛ تروکاژ
در شماره ٦٧٣ همشهری جوان
معصومه عزیزمحمدی/ در نقش مادرِ فروزنده، دوبلورِ صدای فروزنده
اگر نقشم طولانی بود، قبول نمی‌کردم!

معصومه عزیزمحمدی با وجودی که در رشته ادبیات فارسی تحصیل کرده، از سال 72 و در دانشگاه آزاد اراک به فعالیت در عرصه تئاتر پرداخته و به صورت تجربی هنر نمایش را دنبال کرده و همچنین به تحصیل در رشته ادبیات نمایشی دانشکده هنر و معماری مشغول شده است. او که تا امروز 26 سال تجربه کار تئاتر دارد، در شبکه آفتاب رادیو و تلویزیون استان اراک هم کار کرده است. عزیزمحمدی اکنون بازیگر اداره کل هنرهای نمایشی رادیو و نویسنده نمایشنامه‌های رادیویی است و در زمینه دوبله نیز فعالیت دارد. او در نمایش تروکاژ، علاوه بر این‌که نقش کوتاه مادرِ فروزنده را بر عهده دارد، صداپیشه نقش فروزنده هم بوده است. حرف‌های او در مورد همکاری ... دیدن ادامه » با پروژه نمایش «تروکاژ» خواندنی است:
ـ آقای قلی‌پور و همسرشان خانم فرشته فرشاد، هم‌کلاسی‌های من در دوره ارشد بودند. چون می‌دانستند در رادیو کار می‌کنم، همکاری در «تروکاژ» را پیشنهاد کردند. ابتدا پیشنهادشان فقط برای صداپیشگی بود.گفتند ما می‌خواهیم این متن را به صورت نمایش رادیویی ضبط بکنیم. سه نفر دیگر از همکاران من هم بودند. در آغاز قرار بود من صدای دو نقش طلا و فروزنده را بگویم، منتها چون نمی‌شد تیپ بگیرم و اگر این اتفاق می‌افتاد، طنز می‌شد، در واقع باید خودم با خودم صحبت می‌کردم، بنا شد من فقط به جای فروزنده حرف بزنم و الان صدای من روی بازیِ خانم فرشاد است و ایشان به جای صدای من لب می‌زند. وقتی این ماجرا تمام شد، آقای قلی‌پور دوباره با من تماس گرفتند و پیشنهاد بازی در نمایش را دادند. من ابتدا گفتم نه، سخت است! چون من دوبله کار می‌کنم، ولی در دوبله شما فرصت اشتباه دارید. برداشت‌های مختلف تکرار می‌شود.گرچه پیش آمده کاری را هم تک‌برداشت ضبط کرده‌ام اما می‌توانیم در لب‌زدن اشتباه بکنیم، ولی در «تروکاژ» با این‌که تماشاگر کمی با صحنه فاصله دارد، امکان دارد فرم لب‌های بازیگر دیده بشود که خیلی لیپ‌سینک نیست. این‌جوری خیلی به دلِ خودِ آدم هم نمی‌نشیند. به هرحال کار خیلی سختی بود. وقتی پیشنهاد بازی هم به من دادند، پرسیدم کدام نقش؟ اگر بازی در نقش‌های بلند نمایش بود، قبول نمی‌کردم. الان بازیگران دیگر مثل آقای یوحنا حکیمی، خانم ازقندی و خانم فرشته فرشاد، نقش‌های طولانی را لب می‌زنند و این خیلی سخت است، چون اصلاً فرصت اشتباه ندارند. به همین خاطر، من کوچک‌ترین نقش را قبول کردم که به سن و سالم بیش‌تر می‌خورد و به جای خانم رویا افشار لب زدم که مادرِ فروزنده است.
ـ با این‌که نقش من کوتاه است اما خیلی خوب در یاد می‌ماند. هم به خاطر نوع شخصیت‌پردازی در نمایشنامه و هم صدای آشنای خانم افشار که به جای من صحبت کردند. دلیل مهم‌ترش اینست که نه به این خاطر که آقای قلی‌پور همکلاسی من بوده، به این علت که اگر منتقدانه به کار نگاه بکنم، بارها برای کارهای دیگر دعوت شدم، واقعاً با متن ارتباط برقرار نکردم. دیالوگ‌نویسی و ساختار درام اذیتم کرده اما در برخورد با «تروکاژ» همه کسانی که کار را دیده‌اند،گفته‌اند نمایشنامه‌اش خیلی قوی و اصولی نوشته شده. دیالوگ‌نویسی آن هم خیلی خوب است. حتا کارگردان‌های سینما داشتیم که به تماشای نمایش آمدند و گفتند کاش این متن را به ما می‌دادید تا نسخه سینمایی‌اش را کار می‌کردیم! صدای خانم افشار هم خیلی در دیده‌شدن نقش تاثیر داشت، چون یکی از بازیگران قوی هستند و خیلی با احساس دیالوگ‌ها را گفته‌اند و هم این‌که ما خاطرات خیلی خوبی از ایشان داریم در سریال‌های دهه شصت مثل «آینه» و تله‌تئاترهای خوبی که با حضور ایشان از شبکه دو و بعداً شبکه چهار پخش می‌شد.
ـ در صحنه پایانی نمایش،که با بازی من تمام می‌شود، یکی از بچه‌های پشت صحنه می‌گفت من دچار دوگانگی شدم.گفتم چرا؟ گفت چون خودت داری با خودت بازی می‌کنی! یعنی در حالی که صدای من در نقش فروزنده از تلفن پخش می‌شود، هم‌زمان با صدای خانم افشار با صدای خودم صحبت می‌کنم اما برای من چیز غریبی نیست. برای این‌که در رادیو خیلی از این کارها می‌کنیم. مثلاً نمایشی به نام «مسافران بهشت» در رادیو داشتیم که با محسن بهرامی ضبط می‌کردیم. ایشان در «تروکاژ» به جای سه شخصیت حرف می‌زنند! «مسافران بهشت» یک کار جنگی بود که خاطرات شهدا را بازخوانی می‌کردیم و هرچه نقش آقا و حاجی و سیّد و رزمنده بود، آقای بهرامی می‌گفت و من هم تمام نقش‌های فرزند شهید، دختر و پسر، همسر و مادر شهید، بی‌سیم‌چی و بسیجیِ نوجوان را می‌گفتم! به همین دلیل، این‌که خودم با خودم بازی بکنم، برایم عادی بود.
مهدی (آرش) رزمجو و میترا این را خواندند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرونده نمایش؛ تروکاژ
در شماره ٦٧٣ همشهری جوان
محمد طیب‌طاهر/ در نقش سرگُرد
سعی می‌کردم از بزرگان سینما تقلید بکنم!

محمد طیب‌طاهر متولد 1355، فارغ‌التحصیل مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد نمایش از دانشگاه هنر تهران و عضو هیات داوران نخستین جشنواره درام‌نویسی سروش بوده است. او که علاوه بر بازیگری تئاتر، به عنوان نقاش و مدرس دانشگاه نیز فعالیت دارد، پیش از این در نمایش‌هایی نظیر «خواب طولانی انارآباد»،«والس تصادفی»،«ولپن» و «ماتیک قرمز» به ایفای نقش پرداخته و چنان که خود می‌گوید، غالباً بازیگر نقش‌های کمدی بوده است. طیب‌طاهر در نمایش «تروکاژ» بازی در نقش سرگرد را بر عهده دارد که یکی از جدی‌ترین نقش‌های کارنامه اوست. توضیحات این بازیگر را درباره تجربه بازی در نمایش متفاوت «تروکاژ» بخوانید:
ـ من چند سالی است با آقای قلی‌پور دوست و همکار ... دیدن ادامه » هستم و زمانی که بازی در نمایش «تروکاژ» را پیشنهاد دادند، قلم‌شان را می‌شناختم. قبلاً متن‌های دیگرشان را خوانده بودم، یعنی طوری نبود که بخواهم برای بازی در این کار شک بکنم. می‌دانستم که متن را دوست خواهم داشت. آنچه مرا به بازی در نمایش جذب کرد، شیوه اجرایی آن بود. این‌که برای اولین‌بار تئاتری قرار است دوبله بشود، ریسک جالبی بود. البته این خطر هم وجود داشت که نتیجه کار خیلی بد از کار دربیاید. این نوع کارها یا معمولاً خیلی خوب خواهند شد یا زمین می‌خورند. حد وسط ندارد. در جریان تمرین‌ها سعی خودمان را کردیم که کار خوبی آماده بکنیم.
ـ روزهای اول تمرین، چیزی به نام حس‌وحال وجود نداشت. مدام فکر می‌کردم الان یک تکنسین هستم، چون باید خودمان را با صدا هماهنگ می‌کردیم، یعنی شخص دیگری با احساس و مدل دیگری حرف زده بود و حالا ما باید روی آن صدا سوار می‌شدیم. آرام‌آرام توانستیم با هم هماهنگ بشویم. شما اگر برای اجرای یک نقش صدای خودتان را هم تغییر بدهید و صداسازی بکنید، روی خیلی از چیزهای دیگر هم تاثیر می‌گذارد. بازی در تروکاژ هم به این صورت بود. من بیش‌تر تجربه بازی در نقش‌های کمدی داشتم تا جدی. اینجا نقش من بیش از اندازه جدی بود. صدای دوبلوری که به جای من حرف می‌زد، خیلی کمک کرد به این‌که وجه دیگری از شخصیت را بشناسم اما اینجا بیش از آن‌که حس‌وحال مطرح باشد، بیش‌تر آن تکنیک مطرح است و همان تکنیک بازیگر را ترغیب می‌کند که از خودش بپرسد وقتی فرد دیگری به جای من حرف می‌زند، ببینم چه کار می‌توانم بکنم. حس مالِ آدمی است که به جای نقش حرف زده و شما فقط باید سعی بکنید تا حد ممکن از او جا نمانید. از آنجا که گوینده‌های متن، دوستان دوبلور و صداپیشه بودند، صدای‌شان خیلی جلو است. بنابراین رسیدن بازی بدن به آن صدا کار مشکلی بود.
ـ در نخستین جلسه‌های تمرین،کار ما فقط گوش‌دادن و حفظ‌کردن متن بود. حالا لازم نبود کاملاً دقیق متن را حفظ بکنیم اما باید دست‌کم 85 درصد کلمه‌ها را سینک می‌گفتیم. وقتی جمله‌ای گفته می‌شد، اگر اول و آخرش سینک باشیم، وسطش اشکالی ندارد که اشتباهاتی صورت بگیرد. بازی در این نمایش بیش‌تر به تمرکز نیاز دارد تا تکنیک عجیب و غریبی! در این میان، تماشای فیلمفارسی‌های قدیمی هم خیلی کمک می‌کرد، چون آن بازیگران می‌دانستند چه کسی قرار است به جای آنها صحبت بکند. من همه‌جور فیلمی می‌بینم اما برای بازی در این نمایش، دوباره شروع کردم به تماشای آن فیلم‌ها و بازی یکسری بازیگرانی که دوبلورهای مختلف به جای آنها صحبت کردند. نوعی از اغراق در بازی‌های قدیمی وجود دارد که به دردِ این کار می‌خورد. خیلی سعی می‌کردم از آن بزرگان تقلید بکنم! این‌که چقدر موفق شده‌ام یا نه، باید تماشاگر نظر بدهد.
ـ اثری که مخاطب با عنوان «تروکاژ» می‌بیند، چون روی صحنه صورت می‌گیرد، تئاتر است. منتها این بار نگاه متفاوتی به آن داشته‌اند. ما هرچه جلوتر می‌رویم، یکسری مدیوم‌ها خودشان را وارد تئاتر می‌کنند، همان‌طور که تئاتر هم وارد مدیوم‌های دیگر می‌شود. مثلاً شما یک نمایشگاه نقاشی می‌بینید که در کنار آن یک گروهی، مشغول اجرای پرفورمنس و تکمیل‌کننده آن فضا هستند.«تروکاژ» هم به همان شکل است، یعنی دوبله آمده واردِ کار ما شده است.
ـ شخصیت سرگرد که نقش آن را بازی می‌کنم، همان کهن‌الگوی پلیسی است که برای تماشاگر جا افتاده، بخصوص که الگوی ما، فیلم‌های قدیمی بود. بخش دیگر شخصیت سرگرد نگاهی بود که با وجود زندگی در دوران پیش از انقلاب، خیلی کلیشه‌یی نبود. سرگرد آدمی است که کاملاً عاطفه دارد و انسان است. وقتی یک زندانی را می‌زنند، ناراحت می‌شود. در عین حال که وقتی خودش هم عصبانی می‌شود، واکنش تندی دارد. آدمی است با همه خطاها و خوبی‌هایش. نه آن‌قدر سیاه که در بسیاری از کارهای مشابه می‌بینیم، نه خیلی سفید و بی‌گناه.
مهدی (آرش) رزمجو و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌وگو با محمدرضا قلی‌پور، نویسنده و کارگردان نمایش «تروکاژ»؛ نخستین تئاتر دوبله‌شده ایران
سینمای کلاسیک وطنی روی صحنه تئاتر!
هنر دوبله و سینما روی صحنه
کیمیاییِ درون به روایتِ من!

احمدرضا حجارزاده

*چاپ شده در شماره ٦٧٣ همشهری جوان

«صدا، تصویر، حرکت». این عبارت آشنا را بیش‌تر در سینما به کار می‌برند و جایی در هنرهای نمایشی یا تئاتر ندارد اما این روزها اتفاق خارق‌العاده و جذابی در تئاتر شکل گرفته که چندان بی‌ربط به این فرمان سینمایی مشهور نیست. محمدرضا قلی‌پور، یک نویسنده و کارگردان جوان اما به شدت مستعد و خوش‌فکر، نمایشی را با عنوان «تروکاژ» در مجموعه تئاتر محراب روی صحنه برده که شیوه اجرایی آن حتماً غافلگیرتان خواهد کرد، زیرا تروکاژ نخستین نمایش دوبله‌شده ایران است که قلی‌پور در آن علاوه بر هنرِ دوبله، در جنس بازی‌ها و حتا روایت داستان و شیوه دیالوگ‌نویسی، ادای دِین درست و موفقی به سینمای پیش از انقلاب57 داشته و البته بد نیست بدانید نمایشنامه تروکاژ عنوان شایسته‌ترین پی‌یسِ فستیوال ششم تئاترِ شهر را کسب کرده است. قلی‌پور،که سابقه فیلم‌نامه‌نویسی هم دارد، در واقع مدیر گروه رشته فیلم‌نامه‌نویسی دانشگاه سروش و مدیر انتشارات آواژ است و سال‌هاست همراه با همسرش ـ فرشته فرشاد ـ در دفتر ادبیات نمایشی رادیو، نمایش‌های رادیویی می‌نویسند. آنها تا کنون حجم بالایی نمایش رادیویی نوشته‌اند که افرادی نظیر علی عمرانی، ژاله علو، میکاییل شهرستانی و فریدون محرابی آثارشان را ضبط و اجرا کرده‌اند. علاوه بر این، قلی‌پور تا کنون نمایش‌های فراوانی از جمله نمایش‌های صحنه‌ای «مخالف‌خوان»،«در انتظار خون»،«گربه‌ماهی»،«کات کبود» و «عروسی روی خرده‌شیشه‌ها» را روی صحنه برده و همچنین پرفورمنس‌های «نفت و خاک» و «حرف‌ها» را در تمام فرهنگسراهای تهران و برج میلاد اجرا کرده است. او که تجربه فیلم‌سازی هم دارد، فیلم‌های بلند «المیرا» و «لوباتری» را ساخته که بخش‌هایی از فیلم دوم، در یونان و بخشی از آن در آلمان فیلم‌برداری شده است. حالا تروکاژ ترکیبی از تمام هنرهایی است که او تا امروز آزموده؛ هنر دوبله، سینما، فیلمنامه‌نویسی و هنر نمایش. بسیاری از بازیگران و کارگردان سینما و تئاتر تا امروز به تماشای تروکاژ نشسته و آن را تحسین کرده‌اند. تماشای تروکاژ، لذت ناب و بی‌تکراری است که به شما پیشنهاد می‌کنیم. به این بهانه با محمدرضا قلی‌پور، خالق این اثر متفاوت گفت‌وگو کردیم.
***
ایده اولیه نمایش «تروکاژ» چه زمانی و چگونه به ذهن‌تان رسید؟
ایده ابتدایی ما از متن کلید خورد. در آغاز مدت‌ها روی ساختار متن «تروکاژ» کار کردم، بخصوص روی پلات آن که موازی باشد و در همان فضای موازی، جریان داستان فاصله زمانی دارد و ما گذشته را جلوتر از حال می‌بینیم، یعنی هر کدام از این 23 صحنه‌ای که می‌بینید، قصه جداگانه‌ای برای خودش دارد. اگر هر کدام از آنها را جدا بخوانید، یک ابتدا، میانه و پایان و مغناطیسی در همان یک‌بیست‌وسوم مشخص دارد. تلاش کردم 23 قصه را که هر کدام می‌تواند یک جریان کامل باشد، با پلات خاصی به هم متصل بکنم. جریان نمایش هم مدام به تماشاگر رودست می‌زند. قصه به تماشاگر داده‌هایی دارد که از آنها برداشت‌های دیگری می‌شود. برخی تماشاگران به من می‌گفتند در مدت 95 دقیقه اجرا، زمان را حس نمی‌کردیم. این برایم خوشحال‌کننده بود.
«تروکاژ» را از ابتدا برای صحنه نوشته بودید یا اجرای رادیویی؟
نه، از ابتدا این نمایشنامه را برای اجرا روی صحنه نوشته بودم. البته یکسری از کارگردانان و هنرمندانی سینمایی که متن را خواندند، به من گفتند این متن چقدر سینماست! علی ژکان که مشاور پروژه بودند هم درباره متن گفت چقدر سینماست و اگر ورژن سینمایی آن ساخته بشود، فیلم خوبی درمی‌آید! ولی به هرحال من این نمایشنامه را برای صحنه نوشته بودم.
خودتان ... دیدن ادامه » به این موضوع فکر کرده‌اید که متن‌تان را به یک فیلم سینمایی تبدیل بکنید؟
برای تبدیل نمایشنامه تروکاژ به فیلم، علاوه بر علی ژکان، آندرانیک خچومیان به عنوان یکی از داوران جشنواره وقتی متن را خواند به من گفت «بگذار نمایشنامه‌ات را بدهم به واروژ کریم‌مسیحی یا بهروز افخمی، چون این متن حال‌وهوای سینمایی دارد و آنها می‌توانند یک فیلم خوب از متن دربیاورند». حتا واروژ کریم‌مسیحی و افخمی متن را خوانده‌اند و منتظرم نظرشان را بشنوم که آیا می‌شود بر اساس این نمایشنامه، یک تولید سینمایی داشت اما در حال حاضر ما تولد صحنه‌ای متن را جشن گرفته‌ایم.
تا به حال شیوه اجرایی شما در تروکاژ، در تئاتر ایران یا جهان سابقه داشته؟ خودتان نمونه‌ای دیده بودید؟
این شیوه اجرایی را نه، نداشتیم. دست‌کم من در ایران سرچ کردم و نمونه‌ای پیدا نکردم. ایده‌ای که به ذهن من رسید کاملاً متناسب با متن است، چون نمایش در بازه زمانی سینمای فارسی و فیلم‌های دهه 40 و 50 است. سعی کردم نوستالژی آن دوره را در متن و شیوه اجرایی پیاده بکنم. خودِ کار هم به نوعی تروکاژ یا حقه سینمایی است و به دنیای سینما متصل می‌شود. مثلاً کاراکتر «افخم» یک بازیگر مشهور سینما در یش از انقلاب است که معادل آن را می‌توان افرادی مثل مرحوم «فردین» و «ناصر ملک‌مطیعی» یا یکی از ستارگان آن دوره سینما دید. همچنین ساختار دیالوگ‌نویسی متن که شبیه به دیالوگ‌های فیلم‌های آن دوران است. تماشاگر وقتی به دیالوگ‌ها گوش می‌دهد، می‌گوید چقدر شبیه به فیلم‌های مسعود کیمیایی یا فریدون گُله است. این ساختار زبانی در کارهای دیگر من هم وجود دارد، ولی چنین نمونه‌ای که تا این حد به دیالوگ‌های آن مقطع زمانی شباهت داشته باشد، بخشی از آن برمی‌گردد به همان بازه زمانی که داستان روایت می‌شود.
خودتان بر این شباهتِ دیالوگ‌نویسی‌ها تاکید و اصرار داشتید؟ می‌خواستید با این شکل نوشتار، فیلم‌های آن دوره را تداعی بکنید؟
ببینید، یک وقت می‌بینید چیزی در قلم کسی هست، و یک وقت هم نه،کسی می‌خواهد چیزی را به زور ایجاد بکند! خب این شیوه نگارشی در قلم من وجود دارد.کارهای دیگر من را هم که بخوانید، آن شیوه زبانی جزیی از تکنیک نوشتاری من است، ولی متناسب با بازه زمانی، این تکنیک تغییر می‌کند، یعنی وقتی می‌شود نمایشی مثل «زن‌ها و شوهرها»ی وودی آلن که من کار کردم، یا نمایشی که در زمان معاصر می‌گذرد مثل «مخالف‌خوان»، شکل زبان متعلق به من، ولی متفاوت است. در تروکاژ دایره واژگان مربوط می‌شود به دوره سینمای پیش از انقلاب. در واقع دیالوگ‌ها مالِ من است اما وقتی کسی آنها را می‌شنود، شاید یک کیمیاییِ درون یا یک فریدون گُله درون در آنها حس بکند! ولی باز هم کمی فرق دارد و شیوه نگارشی متن، برای محمدرضا قلی‌پور است.
خودتان در نوشتن تروکاژ چقدر متاثر از سینمای قبلِ انقلاب بودید؟ چقدر تعلق خاطر دارید به سینمای مسعود کیمیایی و فیلم‌های مشابه او؟
خب من از دوران نوجوانی و جوانی سینمای کیمیایی را دوست داشتم. حتا در فیلم‌های پس از انقلاب وقتی می‌دیدم کیمیایی کمی شکل کارش تغییر می‌کرد، من ناراحت می‌شدم! یعنی وقتی می‌خواستم «متروپل» و «قاتل اهلی» را ببینم، دوست داشتم کیمیاییِ من در ذهنم خراب نشود. ضمن این‌که هنوز هم وقتی کیمیایی فیلم تازه‌ای می‌سازد و مثل آثار گذشته‌اش نیست، من ایشان را به چشم دیگری نگاه می‌کنم. وقتی این فیلم‌ها را می‌بینم، اگر مشکلی در ساختار و پلات و دیگر اجزای آن باشد، حداقل می‌گردم چهار تا دیالوگ کیمیایی‌گونه در آن پیدا می‌کنم که خودم را قانع بکنم کیمیایی هنوز برای من اسطوره است، یا فریدون گُله را به شدت قبول دارم. او تحصیلکرده آن دوران است و فیلمنامه‌هایی که نوشته، یک سر و گردن بالاتر از فیلم‌های هم‌دوره خودش است. شاید اگر فرصتی برای فریدون گُله باقی می‌ماند، جایگاه و پایگاه‌ش در سینمای امروز ایران خیلی جدی‌تر و از خیلی‌ها جلوتر بود و حتا بخشی از تاریخ سینمای پس از انقلاب ما می‌شد. حالا من در مورد شخصیت آدم‌ها حرف نمی‌زنم، در مورد آثارشان صحبت می‌کنم. به نظرم آثار گُله و تعداد زیادی از آثار کیمیایی قابل احترام است. قاعدتاً وقتی شما از آدمی، سبکی و هنری خوش‌تان بیاید، در ناخودآگاه‌تان تاثیر می‌گذارد و اگر این تاثیر درون من شکل بگیرد، خوشحالم. اگر از من علیرضا نادری، بهرام بیضایی و علی حاتمی تاثیر گرفته باشم، انکارش نمی‌کنم و برایم خوشایند است وقتی که تماشاگری می‌گوید نوشتارت شبیه به یکی از این بزرگان است!
یک نکته قابل‌توجه و تحسین در تروکاژ، بازیِ بازیگران است. آنها بدون این‌که تعمدی در بد بازی‌کردن داشته باشند، به خوبی جنسی از بازی را ارائه می‌دهند که مربوط به زمانه ما نیست و انگار متعلق به دوره پیش از انقلاب است، یعنی ناخواسته درگیر تیپ‌های رفتاری در بازی‌شان هستند. دست‌ها و سر و بدن مدام تکان می‌خورد و اغراق بخشی از جنسِ بازی‌شان شده! این شکل از بازی‌ها چگونه ساخته شدند؟
ما در واقع سعی کردیم پَکیج کامل از تروکاژی را که روی صحنه ایجاد می‌کنیم، ارائه بدهیم، یعنی حتا وقتی به سمت دوبله می‌آییم، جنس دوبله مربوط به دوبله الان نیست. من نمونه‌های فایلی را برای بچه‌های دوبله ارسال می‌کردم و تلاش‌مان این بود فاصله زمانی را دربیاوریم. مثلاً آقای جلیلوند تکنیک دوبله‌ای که آن موقع روی کاراکترها ارائه می‌کرد، متفاوت است با تکنیک دوبله‌ای که الان ارائه می‌کند. منوچهر اسماعیلی همین‌طور. حسین عرفانی خدابیامرز یا مینو غزنوی و سایر دوستان دوبلور همین‌طور. حتا خود دوبلورهایی که به تماشای کار می‌آمدند، اذعان داشتند که شما کار را دوبلة قدیمی کردید! در شیوه بازیگری نیز به همین صورت بود. جنس بازیگری آن دوره با جنس بازی‌های الان کاملاً متفاوت بوده. نمی‌توانیم بگوییم ضعیف‌تر بوده یا بهتر، یا الان پیشرفت کرده‌ایم و آن موقع در پسرفت بودیم. جنس بازی‌های سینمای پیش از انقلاب چیز دیگری بوده و تماشاگران آن زمان هم با همان شکل بازیگری و گفتار و دوبله عجین شده بودند و می‌شناختند. حتا جلوه‌های ویژه هم متفاوت بوده. در بازی بازیگران از آنها خواستیم شکل بازی‌های آن موقع را اجرا کنند. مثل چاقوخوردن و گلوله‌خوردن، یا اسلحه‌کشیدن و حرف‌زدن‌های آن موقع که کمی فیلم‌تر و اغراق‌شده‌تر بودند.
برای اجرای این شیوه‌ها، از کسی مشاوره گرفتید یا الگوهای رفتاری داشتید؟
ببینید، بیشترین الگوهای رفتاری ما فیلم‌ها بودند. از بچه‌های بازیگر می‌خواستم فیلم‌های قدیمی را ببینند. برای آنها نمونه فیلم‌ها را می‌فرستادم، همان‌طور که برای بچه‌های دوبلور، نمونه صدا می‌فرستادم.گرچه خودِ بچه‌های بخش صدا هم بر کارشان احاطه داشتند. برای مثال، خانم عزیزمحمدی ده مدل تکنیک دوبله را اجرا می‌کرد و می‌گفت «فلان‌خانم در قدیم این‌طور می‌گفته اما خانم ایکس آن‌طور می‌گفته! تو دوبله این خانم را در فیلمِ فلان می‌خواهی یا دوبله آن خانم را در فیلم بهمان؟!»، یا محسن بهرامی که سه کاراکتر را در نمایش تروکاژ ساخت، به من می‌گفت «تو صدای حسین عرفانی را روی بیک‌ایمانوردی در فلان‌فیلم می‌خواهی یا صدای حسین عرفانی که به جای گروهبان گارسیا حرف می‌زد؟». حتا محسن سعی می‌کرد چاق و لاغری شخصیت‌‌ها را با صدا بسازد! بهرامی در صدای سرگرد، شیوه دوبله ایرج ناظریان را بازسازی کرده. روی صدای استوار، تکنیک دوبله حسین عرفانی و روی صدای هوشنگ، تکنیک چنگیز جلیلوند را اجرا کرد. جالب این‌که هر سه را هم جداگانه نمی‌گفت! نقش‌ها را با حنجره‌اش شیفت می‌داد. صحنه‌هایی هست که هر سه شخصیت روی صحنه‌اند و او از یک صدا به صدای دیگر شیفت می‌داد. ما مبهوت مانده بودیم در استودیو. همه این‌ها زمان بُرد.گاهی من نمایش‌هایی را می‌بینم که کارهای دوهفته‌ای یا یک‌ماه‌اند. درست است که بازیگر چهره دارد اما کارگردان توانسته آن بازیگر را ماکسیمم یک ماه در اختیار بگیرد و در نهایت می‌بینید کار، نه دکور و صحنه خاصی دارد و نه میزانسن حساب‌شده‌ای. بازیگر فقط آمده یک متن را حفظ کرده و پول‌هایی که در کار خرج شده، یعنی عمدتاً بزک کار مخاطب را فریب می‌دهد که «شما بیا فلان‌آقای بازیگر را در یک پیکج خوشگل ببین»! ما تعریف دیگری از تئاتر در این نوع کارها نداریم، ولی ما برای لحظه به لحظه تروکاژ تحقیق و پژوهش کردیم. فیلم استخراج کردیم. با بچه‌ها همه چیز را در میان گذاشتیم و سعی کردیم اتفاقی را شکل بدهیم که وقتی تماشاگر به دیدن اثر می‌آید، تجربه متفاوتی را داشته باشد. در کَستینگ اولیه تروکاژ، یکسری دوستان حضور داشتند که به لحاظ سینمایی چهره‌تر بودند و شاید با حضور آنها ما به فروش میلیونی می‌رسیدیم اما چون بازیگران سینما بودند، از نظر زمانی نمی‌توانستند خیلی زمان بگذارند برای پروژه‌ای که شش ماه تمرین دارد و آن هم نَه تمرین‌های شش ساعت در هفته، بلکه سی ساعت تمرین در هفته داشتیم.
برای تولید و اجرای تروکاژ چقدر تمرین کردید؟
بخشی از تمرین‌های ما روی دوبله بود که حدود سه تا چهار ماه روی لیپ‌سینک‌ها طول کشید و ما مجبور بودیم پلاتوهایی را اجاره بکنیم که بتوانند زمان‌های طولانی در اختیارمان بگذارند. همه این‌ها هزینه‌بَر بود. همچنین صداگذاری‌های کار. ما هر لحظه از صداها را روتوش می‌کردیم. امروز می‌آمدیم با یک فایل تمرین می‌کردیم، بعد می‌دیدیم یک جاهایی سکوتش کم یا زیاد است، یا افکت دیر یا زود است، یا یکی از صداها سینک نمی‌شود، یا صدای گلوله در شیشه سه تا بود، حالا باید بشود چهار تا. ریز به ریز صداها را تمرین می‌کردیم، بعد فایل اصلاحی را می‌فرستادیم برای تدوین‌گر و صداگذار و دوباره او به ما فایل جدید می‌داد. شاید ما از هر صحنه نمایش، فقط سی چهل تا خروجی صدا گرفتیم و «محمدحسین داستان» صداگذار ما واقعاً زحمت کشید بابت تک‌تک صداها و فایل‌ها. نتیجه نهایی کار در ظاهر ساده به نظر می‌آید اما پروسه تولید تروکاژ، خیلی سخت و سنگین بود.


مهدی (آرش) رزمجو و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جابر قاسمعلی:
«یادداشت پیش رو تجربه دیداری این نمایش از سوی جابر قاسمعلی رییس سابق کانون فیلم نامه نویسان خانه سینما و پیشکسوت نام آور عرصه فیلمنامه نویسی است.
تا پیش‌ازاین به‌کرات دیده‌ایم از نمایشی، تصویر گرفته و ماحصل را با تدوین و صداگذاری و احیاناً موسیقی، به‌عنوان فیلم و یا اصطلاحاً تله‌تئاتر به نمایش درآورده باشند. بااین‌همه نه‌فقط به علت محدودیت لوکیشن، بازیگران و آکسسوار، بلکه به‌واسطه میزانسن، به‌روشنی می‌توان دریافت که حاصل نهایی، نمایش است و نه فیلم.

اگر با اندکی تسامح (در لفظ و معنا) بپذیریم که سینما پلی‌بک و از همین منظر یک نمایش مُرده است و تئاتر به‌واسطه اجرای در لحظه، یک نمایش زنده است، محمدرضا قلی‌پور ـ که پیش‌تر کات‌کبود را از او دیده‌ایم ـ در رویکردی تجربه گرایانه، هوشمندانه و آشکارا پست‌مدرنیستی، می‌کوشد ... دیدن ادامه » این مفهوم را با نوعی مهندسی معکوس بازسازی کند. او در تئاتر تروکاژ، ـ و طبعاً در لحظه ـ مسیری را طراحی می‌کند تا «زنده» را به «مُرده» و به دیگر سخن «تئاتر» را به «فیلم» بدل کند. شاید بتوان این معنا را به این شکل نیز ترجمه کرد: قلی‌پور با امکانات تئاتر و اساساً با مدیوم آن و در محدوده یک سالن کوچک نمایش، یک فیلم ساخته است.

بازیگران تئاتر گذشته از بدن و حرکات موزون ـ که با عور و اطوارِ موقعیت داستانی همگون و یگانه باشد ـ، نیاز به صدایی شنیدنی و بیانی پیچیده در طیف‌های رنگی گونه‌گون دارند. بد یا خوب، تماشاگر تئاتر به‌رسم پیشین به تماشای نمایش می‌آید تا همان‌دم، سینه‌به‌سینه در برابر بازیگر بایستد و نفس به نفس، ـ و انحصاراً ـ صدای او را بشنود. تماشاگرِ آموخته تئاتر می‌داند یکی از وجوه اصلی در تعریف بازیگر تئاتر، صدای اوست. صدایی با هر جنس و قدرتی که الزاماً همچون صدای صداپیشگان شیک نیست. تروکاژ اما در روندی ساختار شکنانه، این امتیاز را از بازیگر خود می‌گیرد و صدای خوش‌آهنگ و خوش‌طنین صداپیشگان حرفه‌ای سینما و تلویزیون را جایگزین می‌کند تا معرکه در معرکه شود، معرکه‌ای آشکارا خارق عادت.

این تمهید نوآورانه در اجرای اثر، به‌مثابه یک حرکت فرمیک و ساختاری، البته از روایت جدا نمی‌ایستد، بلکه به‌روشنی در تعاملی ارگانیک با روایت، از دل متنی درمی‌آید که روای داستانی از وقایعِ تاریخِ دهه پنجاه ایران است. این شگرد نه‌تنها به کار میزانسن و فضاسازی می‌آید و به لحن اثر تشخص ویژه‌ای می‌بخشد که آشکارا ویژگی سبکی پیدا می‌کند و به‌مثابه نوعی تئاتر پست‌مدرن جلوه می‌کند. طبعاً در این مسیر، ابزارهایی همچون نور بک‌لایت و سایه‌بازی بازیگران برای نمایشِ برخی جزئیات صحنه‌ای و اطلاعات‌دهی داستانی در موقعیت‌های لایی و به عبارتی پاساژ در پس‌زمینه‌ی روایت داستان، شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌هایی ورزآمده و صنعتگرانه ـ که مجال بررسی آن در این مجمل نیست ـ، بیش‌ازپیش فضاسازی صحنه را عمیق‌تر و باورپذیرتر می‌کند.
میترا، محمد لهاک، رضا افشاری و شادی اسدپور این را خواندند
رضا غیوری و مسعود جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرویز پورحسینی میهمان ویژه جمعه ٢٧ مهر تروکاژ هستند.
نعیمه کاویانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام نمایش ترو گاز را دیشب دیدم بسیار عالی بود و واقعا بازیگران با بیش از یک ساعت و نیم در صحنه نقش خود را بسیار ایده آل برگزار کردند و و خسته نباشید و آفرین به گروه نمایشی و کارگردان می گویم
امیر و نعیمه کاویانی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عزت الله مهرآوران و اسماعیل فلاح پور میهمانان ویژه جمعه ٢٧ مهر تروکاژ هستند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره نمایش «تروکاژ»
از طهران؛ با عشق و نفرت
احمدرضا حجارزاده

*چاپ شده در روزنامه هفت صبح به تاریخ ٢٤مهر٩٧

چرا باید این نمایش را دید؟/ این روزها که نمایش خوب کیمیاست، مجموعه تئاتر محراب میزبان یکی از بهترین‌هاست. تازه‌ترین اثر نمایشی محمدرضا قلی‌پور با عنوان «تروکاژ»، تئاتری ارزشمند و شایسته است که با ایده اجرایی نو و خلاقانه کارگردانش توانسته مخاطبان هنرهای نمایشی را غافل‌گیر بکند. تروکاژ نخستین تئاتر دوبله‌شده ایران است! شاید باور نکنید اما این عین حقیقت است. هنر تئاتر که خود متکی به بازیگری و فن بیان است، حالا به دست هنرمندی جوان با هنرهایی مانند سینما و دوبله درآمیخته و اثری باورنکردنی و ستایش‌برانگیز پدید آمده. تروکاژ یک ادای دینِ تمام و کمال و بی‌نقص به سینمای کلاسیک و پیش از انقلاب ایران است؛ نمایشی سرراست و قصه‌گو با بازی‌ها، ... دیدن ادامه » دیالوگ‌ها و موسیقی‌های نوستالژیک که بی‌شک تا ابد در یاد دوست‌داران تئاتر و سینما باقی خواهد ماند. قلی‌پور با تاثیرپذیری از سینمای دهه چهل و پنجاه کشور و همچنین فیلم‌های شاخص مسعود کیمیایی موفق به نگارش نمایش‌نامه یا به قول خودش پی‌یِسِ فوق‌العاده‌ای شده که داستان جذاب و پُرافت و خیز آن هر بیننده‌ای را میخکوب می‌کند. ژانر داستانی تروکاژ یک درام پلیسی و خانوادگی است،گرچه این‌بار قهرمان قصه، یک زن است؛ زنی از طهران، پُر از عشق و نفرت.«فروزنده» ـ فرشته فرشاد ـ و «طلا» ـ سوده ازقندی ـ با هم‌دستی دوستان‌شان محمودرضا و هیمن دست به یک عملیات ترور در قالب تشکیلاتی مخوف می‌زنند. طلا حین عملیات تیر می‌خورد زخمی می‌شود اما همراه با فروزنده به باغی در حومه شهر می‌گریزند، در حالی‌که یک چمدان مسروقه را به دوش می‌کِشند. به موازات این داستان، ماجرای ورود پلیس به خانواده فروزنده را دنبال می‌کنید که به پدرش منوچهر افخم، یک ستاره مشهور سینما، خبر می‌دهد جسد سوزانده‌شده دخترش را در باغی پیدا کرده‌اند. بهتر است ادامه داستان مهیج تروکاژ را خودتان در تالار محراب دنبال بکنید. به هرحال، باید گفت تروکاژ تجربه‌ای دوست‌داشتنی و حرفه‌ای در تئاتر است. قلی‌پور تمام تلاش خود را به کار گرفته تا قواعد سینمای کلاسیک و فارسی را به درستی روی صحنه بیاورد. بازیگران با هنرنمایی بی‌نظیرشان کاملاً هماهنگ با صدای دوبلورها، دیالوگ‌ها را لب می‌زنند و همین‌طور بازی‌های اغراق‌آمیزشان به شدت جنس بازی بازیگران دهه پنجاه را تداعی می‌کند. یک‌دستی بازیِ بازیگران هم از نقاط قوت کار است اما در میان آنها بیش‌ترین لذت را از بازی خوب سوده ازقندی، فرشته فرشاد و محمد طیب‌طاهر خواهید برد.گویندگان نقش‌ها نیز با هنرِ دوبله خود سنگ تمام گذاشته‌اند و علاوه بر این‌که حسِ هر شخصیت را با صدای خود به خوبی اجرا کرده‌اند، تکنیک دوبله‌های خاطره‌انگیز فیلم‌های قدیمی سینمای ایران را این‌بار روی تصویر بازیگران زنده تئاتر به کار گرفته‌اند. بخصوص دقت بکنید به صدا و بیان رویا افشار (در نقش مادرِ فروزنده)، معصومه عزیزمحمدی (به جای فروزنده) و بیتا خارستانی (به جای طلا) و البته نباید از بیان و اجرای هنرمندانه محسن بهرامی با سه صدای متفاوت به جای سه شخصیت سرگرد، استوار و روزنامه‌فروش غافل شد. با این همه، مهم‌ترین امتیاز تروکاژ، نمایش‌نامه درخشان آنست که قواعد داستان‌گویی در سینمای بدنه را به خوبی رعایت کرده، در عین حال که سعی شده نیم‌نگاهی هم به سینمای آشنای کیمیایی و مرحوم فریدون گله داشته باشد تا نظر مخاطب خاص و سخت‌پسند را نیز جلب بکند. دیالوگ‌نویسی‌های قلی‌پور در تروکاژ،که به شدت یادآور دیالوگ‌های به‌یادماندنی فیلم‌های کیمیایی است، بی‌اغراق شاهکار است و فیلم‌هایی نظیر «رد پای گرگ»،«اعتراض»،«حکم» و «جرم» را در دل و ذهن تماشاگر زنده خواهد کرد. موسیقی‌های انتخابی قلی‌پور از میان آهنگ‌های ماندگار زنده‌یاد واروژان بسیار به تشدید حس‌وحال نمایش کمک کرده، تا جایی که مخاطب در تعویض صحنه‌ها و شنیدن آهنگ‌ها، بغض می‌کند و دل‌نگران قهرمان زنِ قصه می‌شود. ترانه‌های زیبای آغازین و پایانی نمایش هم تمهید ویژه‌ای در شباهت فضای کلی نمایش با آثار سینمای کلاسیک است و در نهایت پوستر نمایش، با این‌که الهام‌گرفته از پوستر فیلمِ دیگری است اما کاملاً در خدمت نمایش و ساختار آنست. تروکاژ جزو نمایش‌هایی است که باید قدر آن و خالقش را بیش‌تر دانست و با حمایت از این اثر هنری و گروه اجرایی به دیده‌شدن آن کمک کرد. تروکاژ آن‌قدر قَوی و خوب هست که اشاره به همه نکته‌های مثبت اجرا هم نمی‌تواند حق مطلب را درباره نمایش ادا بکند. در چنین شرایطی تنها کاری می‌توان کرد، تشویق دیگران به تماشای آنست. پس تا دیر نشده، از لذت تماشای تروکاژ بهره‌مند بشوید.

زهره مقدم این را خواند
مونا شمس و اقلیما این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرشید نوابی :
#تروکاژ اثری بسیار جذاب، لذت بخش و تجربه ی جدیدی است که میزانسن ها، ریتم، بازی ها و متن خیلی خوبی دارد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
اقلیما این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حامد رحیمی نصر :
نگرش و جسارت #تروکاژ به شدت جذاب است و دیالوگ نویسی منحصر به فردی دارد. از آن لذت بی رخوت بردم.
اقلیما این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آندرانیک خچومیان :
#تروکاژ متنی اصولی و مستحکم و اجرای خیلی خوبی دارد. حتما این اثر را ببینید.
اقلیما این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناصح کامگاری :
اتخاذ فرم های جدید در تئاتر همیشه جسارت می طلبد و #تروکاژ اثری فکر شده و تلاشی است برای ارائه تئاتر با فرم و قاعده ای نو تر.
اقلیما این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دانیال حکیمی
منوچهر والی زاده
محمد متوسلانی
ابوالحسن داوودی
بهروز بقایی
ناصر آقایی
منوچهر اکبرلو
مجید قناد
امیر محمد متقیان
معصومه آقاجانی
علی ژکان
اصغر هاشمی
امیر عابدی
محمدعلی آهنگران
صدرالدین زاهد
آندرانیک ... دیدن ادامه » خچومیان
ناصح کامگاری
حمیدرضا نعیمی
فرشید نوابی
نادر طریقت
هاله مشتاقی نیا
علی میلانی
امیر پارسی
عبدالعلی کمالی
محمد ساربان
مجید گیاهچی
اکبر طالبی نژاد
فریدون بیگدلی
حامد نصرآبادیان
حامد رحیمی نصر
اسماعیل پوررضا
شیوا خسرومهر
دکتر امیررضا داودی
علی فرقانی
محمدعلی مکرمی نژاد
سیامک اشعریون
بهروز چاهل
حسین جمالی
احمدرضا حجارزاده
منصور خلج
اکبر کرمی
بابک صفی خانی
میرنادر مظلومی
ابراهیم پشت کوهی
و سایر شما عزیزان هنرمند و تئاتر دوست 
سپاسگزاریم که به تماشای تروکاژ آمدید
متشکر از نظر لطفتان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیامک اشعریون :
خیلی خوشحالم از اینکه #تروکاژ مورد استقبال تماشاگران قرار گرفته است.
مهدی (آرش) رزمجو و اقلیما این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیتا خارستانی :
تروکاژ متنی قابل تامل، کاراکترهایی پخته، ریتمی خوب و ایده جالبی (دوبله تئاتر) دارد و حس نوستالژیک و خوشایندی برای تماشاگر بوجود می آورد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هاله مشتاقی نیا :
تروکاژ نمایشنامه ای دارد با ساختار و پرداختی درست و دیالوگ نویسی های خوب...
و ادای احترامی است به دوبله در بستر سال های دهه پنجاه.
اقلیما این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیوا خسرومهر :
تاکنون مانند تروکاژ را ندیده ام. آن را از دست ندهید.
اقلیما این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صدرالدین زاهد :
تروکاژ اثری غیر معمول و جذاب است. از تماشای آن بسیار لذت بردم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدعلی آهنگران :
#تروکاژ اثری شریف و سرشار از ابتکار است. امیدوارم فرصتهای موجود برای معرفی این نمایش به سمتی برود که افراد بیشتری بتوانند این خلاقیت ارزشمند را ببینند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید