تیوال نمایش یافت آباد
S2 : 19:19:27
  ۲۶ فروردین تا ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: سید محمد مساوات
: احسان بهلولی، نوشین کریمی، محمد علی محمدی، رومینا مومنی، تینو صالحی، لیندا کیانی، حمیدرضا محمدی، پوریا رحیمی سام

: مسعود الله دادی
: یاور دره زمی
: سمانه احمدی مطلق
: حمید مرادی
: حمیدرضا محمدی
: حامد حبیب زاده
: علی محمودی، یاور دره زمی، سمانه حجاران
: کاوه مرحمتیتبلیغات مجازی: گروه جارچی

شماره رزرو:
۰۹۱۲۴۷۸۹۷۷۳

گزارش تصویری تیوال از نمایش یافت آباد (سری دوم) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش یافت آباد (سری نخست) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش یافت آباد / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش یافت آباد | عکس نمایش یافت آباد | عکس نمایش یافت آباد | عکس

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نگاهی به تاتر یافت آباد
کارگردان : سید محمد مساوات
زیست کردن بدون نگاه به دیگری
داود رضایی فرد
امروزه تکنولوژی بسیار در زندگی ما تاثیر فراوان گذاشته است به طوری که کلیه ارتباطات زندگی ما بدون اینترنت و.... بدون معنی هست.
در فیلم بردمن وقتی قهرمان داستان به دخترش گفت من دیگر محبوبیت خود را از دست داده ام و زندگی برایم معنایی ندارد دخترش با عصبانیت گفت برای این که تو مرده ای بیش نیستی نه فیس بوک داری ، نه توئیتر و نه چیزهای دیگر...
بعد از این دیالوگ و در صحنه ای از فیلم وقتی قهرمان داستان لخت در خیابان قدم میزد و مردم او را میدیدند و فیلم اندام برهنه او در کمتر از یک ربع پنجاه هزار تماشاگر در یوتیوب داشت و در همان لحظه دختر قهرمان فیلم به پدرش گفت این یعنی قدرت ، محبوبیت و...
امروزه مناسبات اجتماعی و زیست کردن در دنیای امروز وابسته به همین تکنولوژی می باشد ، تکنولوژی که حتی بدون این که با حرکات دست و چشم بخواهی دیگران متوجه بشنوند منظورت را برسانی در کمتر از کسری از زمان به راحتی هدف خودت را میرسانی و به هدف نزدیک میشویم .
تاتر یافت آباد دقیقا نشان دادن همان زیست کردن در دنیای امروزه تکنولوژیک می باشد که تمام زندگی را به حاشیه رانده است .
دنیایی که نشان میدهد قدرت در لایک و عکس های سلفی می باشد و به راحتی اصل زندگی به حاشیه رانده شده است ، زندگی که هپروتی بودن و لودگی جایگاه عظیمی را به خود زندگی داده و خود اصل زندگی بر مبنای همین زیست کردن به روش کول بودن شده است .
این نوع زندگی تا به آنجا پیش میرود که دیگری در نگاه تو محو میشود و چیزی جز نابودی انسانها و زندگی برایمان باقی نمی ماند و طبعاً جامعه ای که بخشی از کارکردها و کنش آن چنین زیانبار باشد امکان چندانی برای زندگی پیدا نخواهد شد .
از لحاظ بنده نمایش کاملا باورپذیر هست و زندگی انسانهایی را در صحنه تاتر نشان میدهید که برای زیست کردن خود و فرار از منطق زندگی دچار بی منطقی شده اند و این عدم فقدان ابژه تا جایی پیش میرود که سوبژه تمام کنش خود را ازدست میدهد و شاید پر بیراه نگفته باشیم که لویناس عصر جدید را عصر عدم اخلاق میداند و سوبژه به ظاهر فکر میکند دچار نوعی اخلاق شده است در حالی که فاقد اخلاق می باشد.
نویسنده به خوبی در مورد اتفاقی که در حال افتادن هست دست به قلم برده است که به صورت ذیل می باشد :
اول : عدم فکر در زندگی روزمره
دوم : نادیده گرفتن دیگری در اطراف
سوم ... دیدن ادامه » :تحت سلطه محیط همه چیز به نابودی کشیده شده
یافت آباد همان نقطه عطفی هست که نشان میدهد که چگونه با فلاکت گذران زندگی میکنیم ، با قرار گرفتن در محیط پیرامون خود و عدم روشنگری ، عدم نگاه به متن و رانده شدن به حاشیه که این رانده شدن باعث مرگ و فلاکت دیگران میشود در واقع، بسیارى از مشکلات در عصر مدرن از این مسئله ناشى مى شود، سودگرایى، ابزارگرایى، مصرف گرایی دیوانه وار ، عدم تفکر در زنان و مردان ، سلطه بر زمین و غیره همه از فقدان امر متعالى ناشى مى شود. هنوز اندیشه نمى کنیم و هنوز هم نمى اندیشیم گرچه وضعیت جهان و دنیاوهمین شده و وضع بشر امروز چنان شده که مى خواهد حتى گریز از تفکر را انکار کند غافل از این که این فقط مربوط به تفکر محاسبه سود و منفعت است که مدام احتمالات اقتصادى و مادى را محاسبه مى کند و از تفکر معنوى بیشتر و پیش تر غافل میشه و چنین غفلتى عواقب وحشت باری براى جهان به ارمغان می آورد .
نگاه کارگردان به تاتر دقیقا یک نگاه متفکرانه بود و استفاده از المانهای حاکم در صحنه به خوبی به کمک ارتباط با تماشاچی آمده بود فضایی به شدت تنگ برای اجرای نمایش که نشان از نوع محدود بودن فضای ارتباطی ما در زندگی می باشد فضایی که خود به نوعی یک ترس ارتباط با دیگری در دل خود دارد .
کارگردان یک نکته را بسیار زیبا به اجرا گذاشته تباهی و فروپاشی و روایتی که پلشتی و پوچی را برای تماشاچی به صحنه برده است که مادیات سرنوشت همه را دچار بی اخلاقی کرده است. در مجموع باید گفت کارگردان با استفاده از المانهای خوب استیصال و پلشتی ها را خوب نشان داده و تمام تلاش خود را با نشان دادن لج بازی های بازیگران و گرفتن انتقام به خوبی بیان نموده است.
آنچه که در پس این نمایش و روابط آدم‌ها و دغدغه‌هایشان، در پس زندگی مخفی که خیلی زود بیان میشود آشفتگی‌های آنان می باشد که با یک ریتم خوبی اجرا میگردد و معنایی و انتقادی اثر بدل می‌شود تنزل وراحت محو شدن فلسفه زندگی در زندگی روزمره می باشد . یک نوع نهیلیسم و پوچی که در نمایش یافت اباد به شکل نمادین از حیث ساختار و منظر جامعه‌شناختی و عناصر اجتماعی‌اش می‌توان در لایه‌های درونی این نمایش توجه کرد .
یک‌نوع کرختی و منگ بودن که با استفاده از کاناپه به خوبی نشان داده است که نشانه‌ آن را می‌توان در یک بازنمایی دوقطبی که به راحتی قابل تغییر می باشد درک کرد.
این دو قطبی بودن را میتوان در تمام صحنه های نمایش به تماشا نشست در پیچیدگی روابط در لحظات ، نگرش ، رفتار و... که این نمایش برای من جمله معروف ویلیام فاکنر می باشد :
زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست .
کیان و زهرا سوهانی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
اول از همه به دوستانی که در روزهای اول این کار رو دیدن پیشنهاد میکنم که در صورت امکان دوباره به دیدنش بروند.چون گویا کار تغییراتی داشته است.

بسیار کار رو دوست داشتم...حتی شاید به اندازه ی خانه.وا.ده

به عنوان کسی که به نوعی کار هنری انجام میده و همیشه با خلاقیت درگیره...باید بگم که خلاقیت ها و به نوعی قالب شکنی ها و علی الخصوص تغییرات در طول اجراهای آقای مساوات همیشه برام مسرت بخش و هیجان انگیز بوده و هست.(هیجان به معنای واقعی کلمه)

و فکر میکنم بهترین استفاده از مدیایی بود که تاحالا دیده بودم.


در پایان باید بگم خیلی خوشحالم از اینکه تعداد دوست نداشتم های تیوال باعث نشد روند دنبال کردن همه ی کارهای آقای مساوات شکسته بشه.

همگی موفق باشید:)
امیدوارم دوشنبه شب بعد از دیدن این نمایش با شما-و نه با صاحبان دوست نداشتم‌های تیوال-هم‌رأی باشم!چون من هم به خاطر همین دوست نداشتن‌ها اقدامی برای دیدن این نمایش نکرده بودم اما نوشته‌ی شما من رو به اقدام واداشت!
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
خانم احمد خانی عزیز: رئال یا فرمال بودن نمایش برای شخص بنده اهمت چندانی ندارد . و به نظر بنده یافت آباد یک اثر متوسط نبود.و فاصله ی چندانی با خانه وا ده نداشت.گرچه معتقدم خانه وا‌ ده هنوز برتر است.
در آخر تصور میکنم سلیقه و تاریخ تماشای اثر دو عامل اختلاف ... دیدن ادامه » نظرم ما هستند.
موفق باشید:)


جناب فدائی گرامی: خوشحالم که کار رو دوست داشنید.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
خانم نوری عزیز ممنون که با نوشتتون باعث شدید به دیدن این نمایش زیبا برم.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب برای اولین بار کاری از آقای مساوات دیدیم و واقعا لذت بردیم، افسوس برای از دست دادن کارهای قبلی ایشان و تصمیم برای از دست ندادن کارهای آینده، خسته نباشید به تمامی عزیزان...

پ.ن: کارهای زیادی رو در سالنهای ایرانشهر به تماشا نشستیم اما شب گذشته امکان ورود تماشاگران تا نیم ساعت پس از شروع اجرا و هیاهوی بسیار در سالن بی سابقه بود. حفظ تمرکز بازیگران در این شرایط جای تحسین دارد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد ...
یافت آباد نماینگر مکانی است که در آن چیزی یا کسی قرار نیست یافت شود، چون روز به روز بر ویرانه های آن آبادی اضافه میگردد. محمد مساوت نویسنده و کارگردان "یافت آباد" در روایت داستان نمایش بیشتر از آنکه به دنبال گره گشایی برای تماشاگران باشد، پیاپی مخاطب را با گره افکنی مواجه میکند. محتوای نمایش یافت آباد که حوادث آن بر مبنای روابط علی و معلولی مدام در حال قطع یکدیگر میباشند، میخواهد ساختار پیچیده ساده خود را حفظ کند. ساختاری که آنچنان داستان های فرعی و اصلی را درهم تنیده است، که علت کلاهبرداری را، معلول همه علیل های واقع شده در پیرنگ داستانی می نمایاند.
اما به نظر میرسد که قصه گویی در این نمایش که حل آن برای مخاطب همچون مکعب جورچین است، اولویت دوم نویسنده است و این فضاسازی متاثر از شیوه اجرای نمایش است ... دیدن ادامه » که روایت داستان نمایش و ساختار محتوائی آن را در قالب خود شکل میدهد و متن را منطبق با خود میکند. حاکمیت فضاسازی در این نمایش به قدری است که همه عناصر نمایش را از جمله تم، شخصیت پردازی و ارتباطات پرسوناژها را مقهور و محصور خود میکند. کارکتر های این نمایش بیشتر از آنکه به عنوان یک هویت مستقل، حاضر در مکان رخداد نمایش باشند، همچون تلنباری از کارتن های درهم و برهم از موضوعیت به شیئیت مبدل میشوند. آن چیزی که شاید اگر به تنهایی به عهده داستان سرایی شخصیت ها با کمک دیالوگ های مبادله شده بین آنها اتفاق می افتاد، رویدادی رمز گونه در یک فضای واقع گرا جلوه مینمود.
بازیگران همانند کارتن های انباشته شده به مرور زمان با افشا کردن خود ( باز کردن کارتن ها )، دلالت گر بر تهی بودنشان می شوند. این تهی بودن از هر گونه انسانیت همسو با تک فضایی نمایش، ترکیب و کنتراستی تشدید شونده همراه با آشفتگی کارتن های بهم ریخته پدید می آورد. کارتن های خالی در اثبات پوچ و خالی بودن کارکترها، موجودیت بیشتری نسبت به آنها پیدا میکند و رفته رفته فضای دیداری نمایش را به نفع اتمسفر خود میکنند. کارتن ها بخشی از دکور نمایشی میشوند که همانند اغلب شخصیت ها از جمله سعید ( با بازی تینو صالحی ) ابتدا به ساکن شعاع حرکتی کمی دارند و به مرور زمان صحنه نمایش را نسبت به موقعیت و معنای خویش، به معنای جدیدتری می رسانند.
فضای نمایش به قدری دارای چارچوب روانی است که در شکل دهی میزانسن هایش برای جایگاه های پرسوناژها و مانور حرکتی آنها با نورپردازی مرز بندی ( حصار کشی ) کرده است، آنجا که میخواهد هستی مجازیشان را از هستی واپس زده حقیقی شان جدا کند. به کارگیری مالتی مدیا و تکنینک ویدیو پروجکشن به شکلی زیباشناسانه، به موازات آنچه که طراحی صحنه را با پرسپکتیو دو نقطه ای حادث شده اش در یک تنگنا به نقطه سرویس بهداشتی ختم میکند، امکان الگوی بصری دیگری را برای تماشاگر فراهم میکند. این ترسیم گری فضای مجازی ( گروه های تلگرام و ویدیو کلیپ ها و اینترنت ) که به شکل حقیقی در مجاز نمایش روی میدهد، جلوه ای دیگر از بی قاعدگی روابط ظاهری شخصیت ها دارد که نیرومند تر از اتفاقات رخ داده در آن سوی مرز های خود عرصه را بر صاحبان خود تنگ تر و تنگ تر میکند. فضای مجازی این عامل کنش زای نمایش با روندی ادامه دار، اراده وافری برای جای دهی پرسوناژها در هندسه کم عرضه و کم پهنا از خود نشان میدهد و مقدم بر کارتن ها ارتباطات تک تک عناصر صحنه از جمله بازیگران را تعیین تکلیف میکند. بازیگران فاقد استقلال که اندک اندک با فرض شدن به شئی بی ارزش روانه کارتن خوابی به شکل تمثیلی میشوند. دسترسی به این فضای مجازی جا خودش کرده در مکانی امن به صورت دورادور است که بی واسطه ذهنیت ها را عینی و مستندات نمایش را قرینه سازی هجو آمیزی میکند و چه بسا یک گوشی موبایل است که صاحبان خواهان کشف حقیقت را با ظاهر سازی در پرده برداری از دروغ مثل بازی زیگزاگ به بازی گرفته است.
نمایش یافت آباد شوخی شوخی جدی میشود جائیکه میخواهد بر دانسته هایش از جامعه و خوراک های ذهنی مردم از مقوله ی فضای مجازی و کارکردهایش را بازخوردی آسیب شناسانه داشته باشد. رفتارهایی که در پس این فضاسازی مجازی و حقیقی به چهره شناسی بهتر کارکتر ها از یکدیگر سوق میدهد و شاید سه فرزند خردسال رامین ( البته سومی در راه است ) که مشتاق استفاده رندانه از موبایل هستند، تشکیل دهنده مثلثی نوین از خواهران و برداران همانند نازی، امیر حسین و محبوب باشند. گروه های فامیلی که در باغ انگورهای نارس، همدیگر را دعوت به صبر دروغین برای ساختن حلوا از غوره میکنند و قولنامه های خود را برای یکدیگر نامه نمیکنند.

http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/150958/%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF!

http://www.armandaily.ir/fa/Main/Page/1168/16/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1
"در باغ انگورهای نارس، همدیگر را دعوت به صبر دروغین برای ساختن حلوا از غوره میکنند"

سپاسگزارم جناب راقب کیانی.
نگاه شما بر اثر و تعابیر جالبی که بکار بستید باعث شد خاطره ای که از این نمایش دارم معتدل شود و نگرشم را تغییر دهم.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
کیان بزرگوار دیدار و گپ حضوری با شما دوست عزیزم افتخاری است ... بی شک حضور تان در تیوال مغتنم و ارزشمند است . از تو بسیار می آموزم و نوشته هایت مثل بقیه دوستان خوشفکر و خوش قلم در تیوال ، تعالی بخش است
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
@کیان : من هم از شما سپاسگزارم کیان بزرگوار. به نظر من محمد مساوات با این نمایش چالش دیگر را برای خود رقم زده است و اینبار هم سراغ عنصر نمایشی متمایز نسبت به دفعات قبل ( با پرداخت بیشتر و پر رنگ تر ) رفته است. برای من بسیار ارزشمند است که تعابیر به کار رفته ... دیدن ادامه » در این نوشتار را که لزوما منطبق بر واقعیت نمایش نیستند را از دیده گذراندید.

@ابرشیر : اردشیر نازنین، ناخودآگاه یاد گپ و گفت های پس از نمایش گردش عادی خون و برف با شما و محمد رحمانی عزیز درباره نمایش یافت آباد افتادم :))
برای من این نمایش از جنبه نمایش دادن المان هایی که کمتر در تئاتر دیده میشود ( در هم تنیدگی میزانسنیک و روایت داستان از نگاه جهان موازی دیگر و تاثیر گذاری دنیای استاتیک بر دنیای دینامیک ) حائز اهمیت و درخور توجه بود. دو خط آخر نگاشته سبزت را هم چه بگویم دوست نازنین؛ تشکر و قدردانی و درود های فراوان بر حضور عالمانه ات
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش «یافت‌آباد»
درد فضول بودن

«یافت‌آباد» علی الظاهر «قصه ظهر جمعه» است؛ اما این ظاهر امر است. شاید طرح همیشگی مساوات که آرامش با فاجعه پایان می‌یابد، بار دیگر تکرار می‌شود؛ اما این بار خبری از رئالیسم اجتماعی نیست.

1- خانواده‌ای در آستانه مراسم ازدواج خواهر کوچک است. پدر در بستر بیماری است؛ اما فضا شاد و منسجم است. ناگهان اختلافات آغاز می‌شود. عشق خواهر به داماد تازه وارد زیر سؤال می‌رود. برادر بزرگ یک کلاهبردار است و پدر فوت می‌کند.

2- یک خانواده در جهانی ساختگی در کنار یکدیگر به خوشی زندگی می‌کنند. خانواده از یک قانون تبعیت می‌کند تا اینکه پسر کوچک‌تر قانون را زیر پا می‌گذارد. رفتار او دیگر اعضا را نیز به شورش دعوت می‌کند تا در نهایت مشروعیت خانواده از بین می‌رود و خانواده مضمحل گشته و اعضا یکدیگر را نفی می‌کنند.

3- سه پرده از شاهنامه مبتنی بر رابطه فرزند و پادشاه. سیاوش و کیکاووس از یک رابطه عاطفی به سمت اضمحلال رابطه پیش می‌روند. رستم در نخایت سهراب را به قتل خواهد رساند.

4- خانواده‌ای در آستانه یک مشارکت، در یک اسباب‌کشی شرکت می‌کنند. رابطه گرم خانواده با شوخ‌طبعی بدون مرزی همراه است. ناگهان اعضای خانواده متوجه می‌شوند پول خرید زمینی مشارکتی گمشده است. افراد یکدیگر را متهم به دزدی می‌کنند. روابط در تمام سطوح از هم متلاشی می‌شود.

***
این چهار خلاصه، مختصرترین شکل از چهار کار اخیر محمد مساوات است. کارگردان جوانی که پس از گذشت یک سال باز به ایرانشهر آمده است و دوباره در سالن سمندریان، نمایشی در فضای خانواده روی صحنه برد. نمایش «یافت‌آباد» تازه‌ترین اثر مساوات بازگشت به شیوه نمایشی «قصه ظهر جمعه» است. پس تجربه فضاهای انتزاعی در «بیضایی» و «خانه‌واده»، دستمایه قرار دادن اثری با وجوه رئالیسم اجتماعی، می‌تواند علی الظاهر هواداران «قصه ظهر جمعه» را امیدوار کند؛ اما این تنها در ظاهر است.

چهار ... دیدن ادامه » اثر نمایشی اخیر محمد مساوات با آنکه از منظر شیوه اجرا متفاوت - حتی میان «قصه ظهر جمعه» و «یافت‌آباد» - در یک چیز مشترکند: روش طرح‌ریزی داستان یا بهتر است بگوییم طرح داستانی. در هر چهار مورد ذکر شده همه چیز از یک فضای آرام آغاز می‌شود، از یک ظاهر منسجم در مهمترین رکن اجتماعی بشر. مخاطب در حال مزه مزه کردن گرمی خانواده است و تاکید نگارنده نیز بر مفهوم خانواده است. ناگهان یک فاجعه رخ می‌دهد. فاجعه نخست حل نشده فاجعه بعدی رخ می‌دهد. همه چیز شبیه صحنه نهایی آثار آگاتا کریستی می‌شود، منهای هرکول پوآرو. حال مخاطب متوجه می‌شود گرمی لحظه نخست، همانند گرمی پس از زخمی شدن است. همه چیز از نوعی ناآگاهی نشأت گرفته است و وقتی می‌فهمی دردت می‌گیرد.

محمد مساوات در نوشتن یک نمایشنامه از یک ابزار ثابت استفاده می‌کند. این یک کلید برای رسیدن به درک بهتر از آثار این هنرمند جوان است. آنچه آثار مساوات را از هم تمیز می‌دارد، فضاسازی یا در شکل کلی‌تر شیوه کارگردانی است. در «قصه ظهر جمعه» مساوات برای روایت داستانش به شکلی از شخصیت‌پردازی رو آورد که در آن تمایلی به خلق پرسوناژ نیست؛ بلکه به سراغ تیپ‌هایی می‌رود که برای مخاطب آشناست. دهه شصت و ژست‌هایش و همین نکته نمایش را جذاب می‌کند.

در عوض، «یافت‌آباد» شق دیگری را دنبال می‌کند. اینجا دهه شصت کوپنی نیست. «یافت‌آباد» اکنون است و تیپ‌سازی ممکن است کار را به سمت لودگی ببرد. پس مساوات یک راه‌حل پیدا می‌کند و آن هم موبایل است. موبایل‌ها قرار است در نمایش نقش‌آفرینی کنند. برای برجسته شدنشان به یک پرده و پروژکتور پناه می‌برد. پس دیگر با نمایشی رئالیستی مواجه نیستم؛ حداقل در اجرا. اینجا موبایل‌ها خود تبدیل به شخصیت می‌شوند. همه چیز برای شخصیت‌پردازی آماده است، از مدل موبایل گرفته تا تصویر پیش‌زمینه که می‌تواند به وجوه روانشناسانه شخصیت‌ها کمک کند.

این تمام ماجرا نیست. آنچه بر صفحه نمایان می‌شود تناقض‌آمیز است و گام دیگری است برای دور شدن از رئالیسم. چیزی شبیه کارهای امیررضا کوهستانی که انگار همه چیز واقعی است؛ ولی نیست. البته این تناقضات برخی مشخصاً تعمدی است. همانند تماس تلفنی سعید، شماره‌‌ای از غرب کشور و در ادامه شماره پشت یک نیسان آبی رنگ باز از غرب کشور. این دو را باید کنار اتهام به سرقت گذاشت.

تناقض گاهی گیج کننده است در قضاوت که آیا مساوات فکورانه همه چیز را چیده است؟ برای مثال ساعت هیچ یک از موبایل‌ها مشترک نیست. می‌شود استنباط کرد که این رابطه دوستانه پیش از فاجعه، توخالی و پوشالی است. یا اینکه زمانی که رامین با دیدن کله پاچه لودگی می‌کند، برخلاف کلیپ ویدئویی، زیر قابلمه روزنامه نیست. موارد زیاد است. همه چیز در یک دوگانگی به سر می‌برد و همه چیز به خوانش مخاطب بازمی‌گردد تا انگیزه مساوات.

تناقض دیگر نردبان است. در جهان واقعی نردبان نمی‌تواند بلندتر از دیوار داخلی باشد؛ ولی در «یافت‌آباد» نردبان از دیوار راهرو بلندتر است. یعنی از سقف عبور کرده است؛ پس ما دیگر با یک نمایش رئالیستی روبرو نیستیم. آیا این انتخاب آگاهانه بوده است؟ جواب این سؤال نیز تناقض‌آمیز است.

با این حال مساوات در «یافت‌آباد» در پی بر هم زدن تمرکز مخاطب است. تمام آنچه گفته شد به این تمرکززدایی کمک می‌کند. شیوه دیالوگ‌گویی درهم‌وبرهم یا افتراق در میزانسن. جایی که چند شخصیت در حال جدال هستند، فرد دیگر مشغول کار با موبایل است. تصویر روی پرده و مخاطب قصد دارد هر دو را دنبال کند؛ ولی چشم تنها یک قوس 120 درجه را پوشش می‌دهد و مخاطب نمی‌تواند. حس فضولیش آزارش خواهد داد. این داستان فضولی است در نمایشی مخصوص فضولی.
احسان عزیز یافت آباد رضایت مرا جلب نکرد اما مطلب شما را دوست دارم. اشاره به نردبان جالب بود. روزنامه در اجرایی که 27 فروردین شاهدش بودم زیر قابلمه پهن شد (اگر اشتباه می کنم دوستان دیگری که در آن روز اثر را تماشا کرده اند لطفا یادآوری و اصلاح نمایند). اختلاف ساعت ... دیدن ادامه » گوشی ها را مطمئن نیستم انتخاب آگاهانه کارگردان باشد. شما به یاد دارید هرکدام چه ساعتی را نمایش می داد؟ از این حیث که آیا ممکن است گذشت زمان چند ساعته طی بازۀ نمایش را برداشت نمود؟ و یا خیر ترتیب ساعت ها هم آشفته و پس و پیش بود؟
تعبیر فضولی که از نمایش داشتید نیز قابل تأمل است و ممنونم.
در مورد نقش آفرینی ها نقدی بر اثر وارد می دانید؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
از نقد های نامفهوم سردبیر روز نامه گاردین.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
سپاس از پاسخ شما دوست عزیز
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در جستجوی چیستی پدید آورنده ی وضعیت
سکونت در یافت آباد ،سکونت در خانه ای است با تسلط دنیای مجازی که به مثابه ی منبع قدرت و کنترل کننده ی مناسبات افراد عمل کرده و جهانی را شکل خواهد داد.
منبع قدرت و یا علت وضعیت ابتدا افراد را در کنار هم قرار داده آن ها را به هم نزدیک میکند زمینه ساز خنده و سرگمی اهالی خود میشود و سپس چهره ی دیگری بروز می دهد و این بار بسیار خطرناک خواهد بود .به آن ها دروغ می گوید از آن ها مخفی می کند.رازها را افشا می کند و آن ها را نابود می سازد .
آن چه در مناسبات میان این سه خانواده رقم می خورد در واقع امکاناتی است که سکونت در دنیای مجازی برایشان 1-فراهم کرده 2- شکل داده 3- ابزار اجرای آن در اختیار داده است.
اجرای نمایش یافت آباد بدون شک رئالیستی نیست و از منطق دیگری پیروی می کند منطقی خارج از دنیای واقعی،منطقی از جنس فضای مجازی چرا که ... دیدن ادامه » می تواند با پحش کلیپ از تصادف شخصیت نمایش را نابود کند و از داستان حذف کند و با شوخی احمقانه به بهانه ی ساخت کلیپ سرگرمی شخصیت دیگر را نیز به قتل برساند.
پدید اورنده ی بحران ،عنصرذ مسلط خانه است: فضای مجازی
علی جان تفسیر بسیار قابل تاملی از این نمایش به دست دادی... بسیار دوستش دارم
به نظر من یافت آباد البته واجد المان هایی هست که آنرا به یک بازی پیچیده و خطرناک امر واقعی و مجازی بدل نماید اما شخصا در مواجه با نمایش، آن را ناتوان از انتقال چنین رویکردی لایه ... دیدن ادامه » بندی شده و باروپذیری فکورانه دریافت کردم....
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
بسیار مختصر و دقیق و زیبا نوشتید جناب افشار...درود بر شما
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
سپاس فراوان بابت لطفتون خانوم آذرنوش .ممنون که خوندین.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
گروه همیاری
درود
چرا تخفیف وفاداری هنگام خرید اعمال نمی شود؟
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
درود بر شما
جهت استحضار عرض می کنم تخفیف 25% وفاداری که اس ام اس شده معادل 22500 تومان است ولی بهای بلیط با اعمال تخفیف مذکور 25000 تومان است.
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
درود بر شما
با پوزش از سرکار، درصد نوشته شده در پیامک اشتباه بوده و میزان تخفیف درست همان ۵.۰۰۰ تومان است.
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام...بنظرم سال خوبی رو تئاتر پیش رو خواهد داشت...


دیدن "یافت آباد" به همه ی عزیزان پیش نهاد میشه...
رفقای جان،خسته نباشید و بدرخشید
درود بر گروه همیاری عزیز،

امیدوارم تخفیف وفاداری برای تماشاگرانی که نمایشهای سابق آقای مساوات رو دیدند بزودی اعمال شود.

سپاس فراوان :))
سلام

متن قرص و محکم و کارگردانی مسلط و نوآورانه، نمایش ارزشمندی را در سبک رئال و ژانر اجتماعی معمایی خلق میکند. بازی تینو صالحی قابل توجه بود. تماشای نمایش را به علاقه مندان این سبک که فرصتش را بیابند، پیشنهاد میکنم.

پ. ن. شروع اجرا رأس ساعت ۱۹:۳۰ بسیار لذت بخش و توأم با حس های خوب بود. در ضمن گویا نمایش هیچ آیین افتتاحی نداشت که در نوع خود جالب بود و در کل حس و انرژی خوبی پیش از شروع اجرا برایم حاصل شد.
کارگردانی مسلط و نوآورانه رو قبول ولی متن قرص و محکم رو نمی دونم!
۳۰ فروردین ۱۳۹۵
من مشکلی تو متن ندیدم عباس جان، به نظرم چفت و بستش خوب جور شده بود. البته قبول دارم جای بهبود پیدا کردن داره.
۳۰ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سورپرایزی جدید در راه است؟
بی شک مساوات بهترین کارگردان حال حاضر تیاتر است.

۲۱ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید