کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش ظفر، خیابان ناجی، بلوار مینا
S3 : 12:23:49 | com/org
  
  ۲۹ شهریور تا ۰۵ مهر ۱۳۹۲
  ۱۸:۰۰ و ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان

و با حضور مجازی : محمد چرمشیر، محمد حسن معجونی، علی اصغر دشتی، نگار عابدی، اندیشه فولادوند، امیر اسمی، لیلی رشیدی، رامونا شاه ، هدایت هاشمی

سایت فروش اینترنتی: http://evento.ir/!/zafar
شماره رزرو تلفنی: 09366362899

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سلام.
آیا امکانش هست که عکس هایی از این نمایش گذاشته شود؟
به صفحه ی فیس بوک آقای حمید خوانین مراجعه کنید
۲۷ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار بسیار خلاقانه بود و از این بعدِ کار لذت بردم. البته به دوستانم پیشنهاد می‌کنم برای دیدن آثاری که این چنین نوآورانه هستند مهمون با خودتون نبرید. این هم از تجربه‌ی شخصی من در این کار.
بازیگران به‌درستی سعی می‌کردند که تماشاگری تنها و بلاتکلیف نمونده‌باشه؛ ولی چون داستانی که هر بازیگر برای شما روایت می‌کنه و همچنین نحوه‌ی روایت بازیگران (یا بازیگرانی که ما همراهشون شدیم) چندان گیرا و پرکشش نبود که تماشاگر رو تا پایان یا تا دریافت درکی واحد از ماجرای خود، نگه‌ داره؛ تماشاگران بعد چندی پرسه زدن از این بازیگر به اون بازیگر، هاج‌وواج و سردرگم در محیط رها می‌شدند.
با ادای احترام به آقای پورآذری و گروهشون، احساس من این بود که این کار در فرصت کم جمع‌بندی شده بود؛ در حالی که اگر پخته‌تر می‌شد ظرفیت اینو داشت که به‌‌عنوان یک اثر ماندگار ارائه بشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من اجرای شب آخر را جمعه دیدیم
در نوع خودش بی نظیر و کم نظیر بود
خسته نباشی به کارگردان و بازیگران
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب رفتم و آخرین اجرای ساعت شش این نمایش رو دیدم. در این سبک و به این شیوه و سیاق من تا حالا چندین فیلم دیده‌ام ولی این اولین تجربه تئاتری‌ام بود که به نظرم خیلی شلخته و بی‌در و پیکر بود. شاید اگه بازیگرها قوی‌تر بودند و یکهو تماشاچی رها نمی‌شد بهتر بود. گفته‌های مجازی رو خیلی کم متوجه شدیم. می‌دانم که در این سبک‌ها نباید دنبال "پیام"، "سیر و روال منطقی" و "داستان" به مفهوم کلاسیکش گشت ولی وقتی هیچ قاعده‌ای به هیچ چیز حاکم نیست، نتیجه می‌شه همین مخلوط درهمی که دیدیم.
@بهارک توانا:نظر شما درسته ولی فکر نمیکنین این چیزایی که گفتین به دلیل این بود که اجرای اخر بود و از حد نصاب مجموعه بیشتر بیننده اومده بود؟
۰۶ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود بر جسارت این گروه
بروشور رو که دیدم و جمله اول که ادای احترام به مارینا آبراموویچ، فهمیدم با گونه متفاوتی از هنر نمایشی روبرو خواهم بود. خیلی همه زحمت کشیده بودند و اگر ذهن تماشاگر با هنر مدرن آشنا باشه و بتونه از فضا حس لازم رو بگیره لحظات خوبی رو خواهد داشت. منتها هنوز مخاطب جامعه هنری ما (غیر از دوستانی که رشته شون هنریه) به علت تعداد کم این آثار در جامعه این آمادگی رو ندارند. میشد قبل از ورود به فضا، زمینه چینی بشه و مثلا در ورودی در میزبان هایی با شور و هیجان به استقبال بیان و تماشاگر رو از اون برزخ اولیه عبور بدن. من که هفت نفر رو با خودم برده بودم این دردسر رو تا دقایق زیادی باهاشون داشتم. نکته دیگه این که بازیگرها قوی نبودند و متاسفانه نمیتونستند همراهی لازم رو ایجاد کنن. حضور مجازی خیلی کارکرد نداشت و گم شده بود. موسیقی خیلی جاها به فضا سازی کمک می کرد، همینطور نور پردازی و استفاده از مه. در کل اثر ارزشمندیه و دست مریزاد.
با اینکه شیوه اش جدید بود ولی به دلم ننشست. همیشه دوست داره چیزهای جدید رو امتحان کنم ولی این نمایش منو راضی نکرد . با اینکه فضا در ابتدا شلوغ و پر جنب و جوش بود و دود و آهنگ نور زیاد بود ولی کلا فضای نمایش سرد بود. اول رقص / انتخاب تماشاگر توسط بازیگر / اجرای نمایش / حرکت/ ادغام بازیگران و همراهانشون در بعضی جاها با هم/ حرکت / رقص/ دوباره تکرار همه اتفاقات البته این بار بدون کلام / بازی با کیسه / حرکت / نور و صدا/ حرکات بازیگران در تاریکی / در آخر جمع شدن همه در یک جا و پخش صدا حرکات عجیب غریب و پایان . هر چی به ذهنم فشار میارم نمی تونم باهاش ارتباط بر قرار کنم . امیدوار بودم خیلی راضی برگردم ولی ابن جور نشد متاسفانه. به نظرم باید روی این جور نمایش ها بیشتر کار بشه یه کار خاص تا بتونه بیشتر مخاطب رو جذب کنه . من کسایی رو که دیدم یا دوستان این بازیگران بودند یا فامیل و یا از اهالی هنر و بقیه مثل من سر در گم.
2 بار دیدم این نمایش رو، یک بار برای اجرای اول و بار دیگه هم سه شنبه.
توی اجرای سه شنبه دو تا اپیزود با هم ادغام شده بود و داستان کوتاه شده بود. به نظرم دفعه ی دوم خیلی سردرگم بودم. با اینکه با حال و هوای نمایش آشنا بودم ولی احساس می کنم فضای خالی توی داستان زیاد بود و این به نظرم به خاطر ادغام دو تا اپیزود با هم بود. واقعیتش یه کم برام خسته کننده شده بود و به خاطر تعداد زیاد تماشاگرا یه کم کلافه بودم.
یه نکته ی دیگه هم برام تاسف برانگیز بود. شب دوم توی یه قسمت نمایش که بازیگرا باید از در گالری عبور می کردن یکی از دوستان محترم! تماشاچی محکم کوبید به پشت گردن یکی از بازیگرا که راه برو! چرا اینقدر آروم میری!!!! و بعد با دوستاش شروع کردن به خنده!!!!!!!! اون بازیگر بیچاره هم اول شکه شد و بعد سعی کرد خودشو کنترل کنه و هیچی نگفت. من هم رفتم بین این دو نفر قرار گرفتم که ادامه پیدا نکنه. این سبک تئاتر اجرا کردن فکر می کنم یه فرهنگ سازی هم نیاز داره که اینجور اتفاقا رو نبینیم.
و نکته ی آخر اینکه خیلی از تماشاچیا توی راهروها یا روی پله ها سردرگم بودن و داستان رو گم کرده بودن و بازیگری که باید اونا رو به دنبال خودش میکشوند بیخیالشون شده بود که اینم به نظر من یه ضعف بود.
دقیقن از زیبایی های اجرای تئاتر اینتراکتیو همین دست مسائلی هست که شما در اجرای روز سه شنبه به آن اشاره کردید

برخودر زشت اون تماشاگر اصلن موجه نیست اما کاملن پذیرفته شده است. یعنی وقتی چنین فضایی برای مخاطب می سازیم حتی بیشتر از این ها ممکن است از سمت مخاطب انتظار رود چون اتفاقن مخاطب از هر فرهنگ و سلیقه ای به تماشا ... دیدن ادامه ›› می آید

راجعه به رها شدن مخاطبان از پارتنر باید گفت چهار پنج نفر از بازیگران نمایش اصلن داستانی ندارند و حضور اون ها صرفن به همین منظوره که اگه مخاطبی تنها بود یا پارتنرش رو گم کرد بلافاصله دوباره اون رو به روند داستان متصل کنه. بنابراین فکر نکنم مخاطب مورد نظر تا آخر نمایش از داستان جا مونده باشه
(برای مثال من یه بار خودم از قصد رفتم روی یه کاناپه دراز کشیدم بعد از چند دقیقه یه نفر اومد گفت پارتنرت کو؟ بعد با هم رفتیم پیداش کردیم :دی)
در رابطه با اپیزودهای ادغام شده نظری ندارم. اگه بگید کدوم اپیزودها ممنون می شم ازتون. برای منم جالبه بدونم
۰۵ مهر ۱۳۹۲
موافقم باهات شهاب جان. اون چیزی که توی این نمایش در درجه ی اول اهمیت قرار داشت شیوه ی اجرا بود و نه متن و داستان. کلا به نظر من دیالوگها خیلی ساده بود و داستان فضاهای خالی از نظر دیالوگ خیلی زیاد داشت. بهتر بگم، اصلا دیالوگ خاصی نداشت!
۰۵ مهر ۱۳۹۲
دقیقاً حق با شماست.
امیدوارم یه روزی نمایش های خیابانیمون هم به این سمت برن و فرقشون رو با نمایش های صحنه ای درک کنن
۰۵ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه نفر اینجا گفته بود این نمایش چرا شماره صندلی نداره ! امشب متوجه شدم چرا سریع اومده کامنته شو پاک کرده ! برای اونایی که فردا شب مبرن آرزو میکنم نمایش خوبی بازی کنند! :)
نیلوفر ثانی و †OH† این را خواندند
تینا، محمد کسایی فرد و آیسان آجرلو این را دوست دارند
:)))
۰۵ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا داره مد میشه کارا یک هفته اجرا برن؟ ما که از شهرستان باید برنامه ریزی کنیم بیاییم چه گناهی کردیم؟
manimoon این را دوست دارد
گالری برنامه دارن. امکان تمدیدش از طرف گالری میسر نیست
۰۴ مهر ۱۳۹۲
با 32 روز تأخیر
خیلی حال کردم که از همدان میای تهران فقط برای تئاتر دیدن.

manimoon..
۰۶ آبان ۱۳۹۲
عشق اینجور چیزا سرش نمیشه...
وقتی یه کار خوب میبینم تا مدتها حالم خوبه.
فردا هم قراره سنگها رو ببینم.
۰۷ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.من دوست یکی از بازیگرهای این تئاترم همونطور ک میدونید این بازیگرها کار اولشونه و واقعن علاقه دارن که دوستاشون اولین کارشونو ببینن اما من به دلیل یه سری مشکلات تا الان نتونستم بیلیت بگیرم و همونطور ک میدونید بیلیتش تموم شده و از تمدید هم خبری نیست واسه همین خواهش میکنم کسی اگه بیلیت اضافه داره برای هر روز و ساعتی به من اطلاع بده ممنون
آذر کیخایی این را خواند
البته همه ی بازیگرا اولین کارشون نیستا! اما اکثرا تازه کارن. شما هم اگر به دوستت بگی میتونه خودش برات بلیط بگیره. حق آب و گل دارند!
۰۵ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط 8 روز اجرا !!!!
تمدید نمیشه؟؟
آذر کیخایی این را خواند
نه متأسفانه امکان تمدیدش نیست. چون گالری از اول هفته ی بعد برنامه های دیگه ای داره
۰۴ مهر ۱۳۹۲
خوبه از چه نظر؟
اگه خوبه منظور از بیان افسوس هست باید بگم این نمایش تو برنامم بود ببینم دو روز مانده به اتمام اجرا رفتم سایت متوجه شدم بلیت ها تمام شده.
اگر خوبه منظور نمایش هست باید بگم نمیدونم چون ندیدم.
اگر خوبه؟ منظور دیگریست لطفاً راهنمایی کنید.
۰۶ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من دو تا بلیط برای امشب یا فردا شب هر سانسش که باشد می خوام . کسی داره ؟ خواهش می کنم داشته باشید . برای مریض می خوام .
آذر کیخایی این را خواند
آرزومند این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من یه بلیط میخوام........کسی نداره از بچه ها؟؟؟
آرزومند این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هم فردا جمعه می خوام برم این کار رو ببینم . انقدر همه تعریف کردن که نمیشه نرفت به خصوص آقای حیدری . کلی تلفن زدم ببینم کیو می تونم پیدا کنم بیاد باهام . امیدوارم خوب باشه چون هم کلی تعریف کردم برای دوستم و هم کلی دلمو صابون زدم که یه تئاتر خوب باشه
شکوه حدادی و آرزومند این را خواندند
سیاوش حیدری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صدای لیلی رشیدی:

" خدیا غلط کردم. قول می دم دیگه نخورم.... فقط آخر هقته ها"
" واویلاست لیلی...

جان مادرت از مدرس بیا...


مبادا اندازه ی یک دوچرخه کورسی

در هوس کسی باشی..."
اینقدر اینجا تعریف شنیدم که نتونستم ازش بگذرم بلیت گرفتم فردا برم... امیدوارم منم خوشم بیاد مثل شما
ماری، بهرنگ و شکوه حدادی این را خواندند
ziba musavi و سیاوش حیدری این را دوست دارند
یکی از قشنگ ترین تجربیات تئاتریتون خواهد بود...

من برای بار سوم دارم از دیدن نمایش میام



" واویلاست لیلی...

جان مادرت از مدرس بیا...


مبادا اندازه ی یک دوچرخه کورسی

در هوس کسی باشی..."
۰۳ مهر ۱۳۹۲
منم همینطور!
۰۴ مهر ۱۳۹۲
ممنون آقای حیدری :))
منم امیدوارم حاج حسام

۰۴ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود.
زهرا میرمحمد این را خواند
سیاوش حیدری، ماری و آیدا جاموسی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این حضور مجازی ینی چی دقیقا؟؟؟؟؟؟؟؟
ماری این را خواند
یعنی صداشون پخش میشه :) فقط
۰۳ مهر ۱۳۹۲
اها مررررررررسی
۰۳ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در evento نوشته تا ششم این تیاتر اجرا می شه ولی اینجا تا چهارم نوشته می شه بگین کدوم درسته؟؟
به منه یکی از بازیگراش گفت تا جمعه هست
۰۲ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید